/
صفحه اصلی
/
خبرخوان
/
ارتباط با ما
/
¤ ۱۳۹۸ جمعه ۳۰ فروردين
تاریخ ارسال:۱۳۹۴ دوشنبه ۱۲ بهمن
چاپ خبر
بیانات حضرت آیت الله نمازي در ديدار مدير كل دادگستري استان، مسئول بازرسی منطقه سه کشور و مسئول دفتر بازرسي كل استان سخنراني نماينده مقام معظم رهبري و امام جمعه كاشان حضرت آيت الله عبدالنبي نمازي در ديدار مدير كل دادگستري استان و مسئول دفتر بازرسي كل استان

 
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين و الصلاه و السلام علي سيدنا و نبينا أبي القاسم المصطفي محمد صلي الله عليه و آله و علي آله الطيبين الطاهرين.

اولاً خير مقدم عرض مي‌كنم خيلي خوش آمديد ثانياً دو تبريك محضر شما، تبريك اول افتتاح دفتر بازرسي است، نظارت و بازرسي در شهرستان كاشان و تبريك دوم هم سالروز ورود حضرت امام رضوان الله تعالي عليه بعد از چهارده سال تبعيد از كشور، كه براي بنده خاطرات زيادي هم در دوازده بهمن و هم 22 بهمن و اينها بايد نوشته شود در تاريخ و خاطرات پيروزي انقلاب جمعه گذشته هم من اشاره‌اي در خطبه‌ها داشتم بعد از آنكه امام فرمودند من به ايران مي‌روم فرودگاهها را بستند به دستور بختيار فرودگاه مهرآباد و استانها را بستند و همه هم نگران بودند كه امام وارد ايران شود چه خواهد شد، يكي اينكه احتمالاً هواپيماي امام را بربايند و يكي اينكه امام وقتي وارد فرودگاه مهرآباد شود امام را دستگير كنند چون ارتش مستقر و در حال آماده باش بود هم در فرودگاه مهرآباد و هم در قم، كه امام را خدايي ناكرده ترور كنند. ما در قم تجمع داشتيم علما، فضلا، طلاب در خانه مراجع ما آنجا بوديم يكي از اساتيد نگران بود، گفت نظر شما چيست، چه خواهد شد چون خيلي بحران پيچيده بود و همه مضطرب و نگران بودند كه چه خواهد شد. من به آن آقا عرض كردم من هيچ نگراني ندارم و اعتقادم اين است كه امام به راحتي تشريف مي‌آورند و ارتش هم تسليم خواهد شد. گفتند شما از كجا مي‌دانيد. گفتم. من سال 49 يك روياي صادقه‌اي را ديدم، در عالم خواب هاتفي نداد البته آن زمان به امام مي‌گفتند آقاي خميني، در عالم خواب گفتند آقاي خميني وارد ايران مي شود. من در عالم خواب به سرعت از خانه بيرون آمدم، وسيله‌اي را پيدا كردم و هيچ وسيله‌اي هم نبود، در عقب يك وانت بار سوار شديم و در همان منطقه‌ از آبادان يعني رودخانه اروند ديدم كه نظاميان به احترام ايستادند به صف و امام پياده شدند و خيلي با ابهت و جلالتي كه داشتند كه ما هشت سال در نجف خدمت ايشان بوديم، با همان هيبتي كه داشتند، هميشه سرشان پايين بود، شبها كه از منزل به حرم آقا اميرالمومنين عليه السلام مشرف مي‌شدند با يك هيبت خاص و هميشه سرشان پايين بود. با همان هيبت وارد شدند و من رفتم و نگران بودم و پشت امام را گرفتم كه آسيبي به او نرسد و از آن فضا خارج شديم و به فضاي خيلي وسيع بود و هيچكس هم آنجا نبود، يك منبر مرتفعي بود و امام بالاي منبر نشست و من هم دو زانو روبروي امام نشستم. سال 68 قبل از رحلت امام خدمت مقام معظم رهبري بودم كه ايشان در آن زمان رئيس جمهور بودند، اين خواب را نقل كردم، گفتند تو رو خدا دعا كنيد اينكه شما تنها بوديد يعني چه، يعني امام تنها مي‌ماند. غرض اين خواب در حافظه من بود، از سال 49 تاكنون اين خواب از حافظه من محو نشده است، در ديداري با مرحوم آيت الله العظمي بهاءالديني كه خيلي از شما ايشان را شايد بشناسيد كه ايشان عرض كردم كه من چنين خوابي ديدم، آقا سرشان پايين انداخت و فرمود من نمي‌فهمم، يعني چه؟ آن زمان اوج قدرت شاه بود، ساواك و منيت و كميته مشترك، اين قابل تعبير نبود، مگر مي‌شود كه امام به ايران بيايد، بعد تأملي كردند فرمودند ولي از خدا بعيد نيست. براي خدا كاري ندارد، شرايطي پيش بيايد كه امام به ايران بيايد و بعد فرمودند كه مشخص مي‌شود كه شما هم در نهضت امام نقش خواهيد داشت. اينكه به استقبال ايشان رفتيد و پشت ايشان را گرفتيد و مراقبت كرديد.
روز دوازدهم بهمن كه قرار شد امام از فرودگاه بيايند ما از قم به بهشت زهرا رفتيم، آن نگراني وقتي هليكوپتر آمد كه امام بنشيند، خدا رحمت كند آيت الله شهد صدوقي كه در بلندگو اعلام كرد كه مردم نگران نباشيد، اين هليكوپتر خودي است و حامل امام است و قصد پياده كردن ايشان را دارد. اوضاع عجيبي بود. 
اما در مورد معارفه و تأسيس دفتر بازرسي حركت خوب و مناسبي است و يكي از ضرورتهاي زندگي بشر اين است كه احساس كند تحت مراقبت و نظارت است، چون بشر موجود پيچيده‌اي است، موجود ناشناخته‌اي است، خدا مي‌داند كه چه خلق كرده است. انسان موجودي است منفعت طلب، فرصت طلب، هميشه دنبال منفعت است، شما هچكس را روي كره زمين نمي‌توانيد پيدا كنيد كه دنبال ضرر باشد، بگويد من اين كار را مي‌كنم براي اينكه متضرر شوم، اين يك روحيه‌اي است براساس حكمت هم هست چون لازمه تكامل منفعت طلبي است منتهي منفعت طلبي تعريف شده در چارچوب، براساس حكمت و داراي مرز و نه بدون مرز. 
دوم اينكه انسان طغيانگر است يعني به حد و حدود قانوني خود قناعت نمي‌كند. آنچه را خودش دارد، دارد و دنبال اين هم هست چيزهايي كه ديگران دارند از آنها بگيرند. لذا تعبير قرآن اين است كه إِنَّ الْإِنسَانَ لَيَطْغَى؛ انسان موجودي است انسان منهاي توحيد و منهاي معرفت الله، منهاي ايمان موجود خطرناكي است، اگر انسان تربيت شد و تعليم ديد و تزكيه شد، نگراني از او نيست. هميشه در چارچوب حركت مي‌كند اما اگر انساني باشد كه مراتب معرفت نداشته باشد يا ضعيف باشد و يك وقت حال دارد و يك وقت حال ندارد چون حالات انسانها متغير است، لذا آقا اميرالمومنين عليه السلام در نهج البلاغه مي‌فرمايند هرگاه ديديد روح شما آمادگي ندارد براي عبادت به آن فشار نياوريد و هر وقت حال داشتيد، البته نسبت به مستحبات ولي واجبات جاي خودش را دارد. به اضافه اينكه انسان زماني كه سمت دارد، منصب پيدا مي‌كند، موقعيت اجتماعي پيدا مي‌كند، ميز و صندلي در اختيارش قرار ميگيرد، عده‌اي اطراف او را مي‌گيرند، او را احترام مي‌گذارند، گاهي فراموش مي‌كند و از حد و حدود خارج مي‌شود. لذا خداوند انبياء را فرستاده، اولياء را فرستاده، تعاليمي كه دارد، اين تعاليم و اصول معرفتي دائماً به انسان تذكر مي‌دهد و هميشه توصيه شده است كه انسان بايد به ياد مسئوليتها باشد، يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا، وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا؛ هميشه انسان بايد متذكر باشد.
مسئله امر به معروف و نهي از منكر فلسفه‌اش همين است كه مومنين هواي همديگر را داشته باشند، مراقب هم باشند، همانطور كه در تهديدها و خطرات فيزيكي، خطرات جسمي اگر فرض كنيد شما در خيابان راه مي‌رويد يك پيرمرد يا بچه‌اي به زمين خورد، يا طفلي روي زانو حركت كرده به طرف بخاري يا استخر مي‌رود، بي تفاوت نيستيد و احساس مسئوليت مي‌كنيد، هيچ نسبتي هم با او نداريد و فوراً آن طفل را نجات مي‌دهيد و اين در فطرت انسانهاست، نجات بخشي براي ديگران. حال گاهي تهديدات معنوي است، تهديدهاي اخلاقي است، فرد غيبت مي‌كند، دروغ مي‌گويد، به نامحرم نگاه مي كند، متعرض اموال عمومي مي‌شود، لذا خداوند اين نظارت عمومي را قرار داده است، فلسفه و وجه حقوقي امر به معروف و نهي از منكر اين است كه يك نظارت همگاني است و الا كسي حق ندارد به كسي امر كند، چون همه انسانها در عرض هم هستند، در سطح هم هستند، ليس احد علي احد الولايه؛ هيچ كسي بر كسي ولايت ندارد چون موضع امر و نهي موضع ولايتي و حاكميتي است ولي اين ولايتي كه در باب امر به معروف و نهي از منكر قرار داده شده از سوي خداست و الا اگر نبود ما حقي نداشتيم به همديگر توجه دهيم. اين است كه در همه سيستمهاي حاكميتي دنيا اين وجود دارد، چه آنهايي كه مسلمان هستند و چه مسلمان نيستند، ولي اقتضاي حفظ امنيت و سلامت جامعه اين است كه غير از مراقبتهاي عمومي يك جايگاه ويژه و كارشناسي و تخصصي روي نهادهاي حاكميتي وجود داشته باشد و بسياري از اين خلأها به وجود مي‌آيد تعرض به حقوق، به اموال عمومي و بيت المال و اختلاسها كه متأسفانه در اين سالهاي اخير زياد شده و باعث شرمندگي است و قابل دفاع هم نيست كه چرا در حكومت اسلامي اين چيزها اتفاق مي‌افتد به خاطر ضعف همين نظارتهاست دستگاههاي نظارتي بايد داراي اقتدار باشند. يكي از اشكالاتي كه وجود دارد اين است كه سازمان بازرسي پرونده تشكيل مي‌دهد اما مي‌ماند و جاهاي ديگر متوقف مي‌شود و اختياراتي كه بايد روي آن براي پيگيري صادر شود بايد از جاي ديگر باشد كه در كل معلق مي‌ماند. 
به هر تقدير در شهر كاشان هم ما نياز به چنين جايگاهي داشتيم و بنده هم به سهم خودم تشكر مي‌كنم هم از جناب آقاي سراج، اگر تماسي داشتيد سلام ما را به ايشان برسانيد، هم از جناب آقاي محمودآبادي كه حمايت كرديد و جناب آقاي دهقان كه انتخاب درستي بوده و ايشان هم شهر را مي‌شناسند و هم سوابقي دارند، سالها در اين شهر داوري كردند، پيچ و خمها را مي‌دانند و مبتدي نيستند، البته هر كسي نياز به مشاوره دارد. اميدواريم كه منشأ خير و آثار و بركاتي باشد. 

والسلام عليکم و رحمه الله و برکاته

مطالب مرتبط
کاشان - خیابان شهید بهشتی - کوچه جمال آباد - دفتر نماینده مقام معظم رهبری و امام جمعه کاشان - کدپستی: ۸۷۱۴۶۷۸۳۸۹
تلفن: ۵۵۷۸۱۸۱ - ۵۵۷۸۸۸۸ - ۵۵۷۲۲۴۴ (۰۳۱)
نمابر: ۵۵۷۸۱۸۲ (۰۳۱)
© کلیه حقوق مادی و معنوی برای پایگاه اطلاع رسانی سفیر ولایت محفوظ است. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.