/
صفحه اصلی
/
خبرخوان
/
ارتباط با ما
/
¤ ۱۳۹۸ يکشنبه ۳۰ تير
تاریخ ارسال:۱۳۹۴ شنبه ۲۲ اسفند
چاپ خبر
بیانات حضرت آیت الله نمازی در دیدار مدير كل بنياد شهيد و امور ایثارگران استان اصفهان بیانات حضرت آیت الله نمازی در دیدار مدير كل بنياد شهيد و امور ایثارگران استان اصفهان

بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين و الصلاه و السلام علي سيدنا و نبينا أبي القاسم المصطفي محمد صلي الله عليه و آله و علي آله الطيبين الطاهرين.

قال الله الحكيم في محكم كتابه أعوذ بالله من الشيطان الرجيم بسم الله الرحمن الرحيم شَهِدَ اللّهُ أَنَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ وَالْمَلاَئِكَةُ وَأُوْلُواْ الْعِلْمِ قَآئِمًَا بِالْقِسْطِ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ، خيلي خوش آمديد قدوم شما را به شهر كاشان ارج مي‌نهيم و تسليت عرض مي‌كنيم سالروز شهادت مظلومانه بانوي بزرگ اسلام بي بي دو عالم صديقه طاهره فاطمه زهرا سلام الله عليها به شما عزيزان، پيروان مكتب وحي و ولايت، تسليت عرض مي‌كنم و همچنين تبريك عرض مي‌كنم روز 22 اسفندماه كه به عنوان روز شهيد، نامگذاري شده است به شما عزيزان، خداوند به شما افتخار داده است و لباس خدمت به خانواده‌هاي شهدا را به شما عنايت كرده است. سوالي كه وجود دارد اين است كه چرا شهيد در نگاه توحيدي داراي اينهمه مقام و جاه و جلال و كمال و جمال است؟ چرا؟ در روايات ما آمده است كه در قيامت به چند گروه اجازه شفاعت داده مي‌شود بعد از پيامبر اكرم و ائمه معصومين عليهم السلام به چند گروه اجازه شفاعت داده مي‌شود، گروه اول علما هستند، علماي راستين كه مداد آنها در روايت گفته شده مداد العلماء افضل من دماء الشهداء، نوشته قلم عالمان دين فضيلتش از شهدا هم و خون آنها بالاتر است. براي چه؟ براي اينكه شهيد، رزمنده‌اي كه جبهه مي‌رود به دليل ارشاد و هدايت و توجيه عالمان است در دوران دفاع مقدس علما بودند كه در رأي آنها امام و علماي بزرگ بودند كه جوانان را توصيه مي‌كردند كه براي دفاع از اسلام بايد به جبهه‌ها بشتابيد. بنابراين يكي از آثار و بركات عالمان دين تربيت شهدا است. شهدايي كه رفتند قبلش در مكتب علما بودند، در محضر علما بودند، در هيئتهاي قرآني بودند، در هيئتهاي مذهبي بودند، در نماز جماعتها بودند، در خطبه‌هاي نماز جمعه بودند، اينگونه نبود كه يك جوان راه افتاده و به جبهه برود، حتماً يك پيشينه‌اي داشته، سابقه اي داشته و در مكتب يك عالم بزگ تربيت شده كه الان انگيزه دارد و مسئله مرگ براي او حل شده و با تمام وجود استتقبال مي‌كند. جوانان ما در دوران دفاع مقدس همان چيزي را كه مولاي آنها اميرالمومنان عليه السلام فرمودند به خدا قسم اگر تمام شجاعان عرب در يك سمت قرار بگيرند، خوفي و رعبي در دل علي ابن ابيطالب به وجود نخواهد آمد، تنهاي تنها در برابر همه شجاعان عرب خواهم ايستاد. اين روحيه در جوانان ما بود. از مرگ ترسي نداشتند، به قول شاعر مي‌گويد مرگ گر مرد است گو نزد من آيد، تا در آغوشش بگيرم تنگ تنگ. جوانان ما از مرگ نمي‌ترسيدند، وقتي يك معبر مين را مي‌خواستند باز كنند، از همديگر سبقت مي‌گرفتند، دوستانشان را به عقب برده و خودشان جلو مي‌افتادند. اين فرهنگ شجاعت و شهامت در ميدان جنگ را از فرهنگ توحيدي دريافت كردند در مكتب علما اينها را آموختند و لذا اين است كه گفتند، مداد العلماء افضل من دماء الشهداء. حضرت امام رضوان خدا به روان مقدس ايشان باد، يك فقيه بود، يك مجتهد تمام عيار بود، يك عالم مجاهد بود، يك دنيا انسان را تربيت كرد، امروز اين نهضتهايي كه در كشورهاي اسلامي ‌به وجود آمده، اين نهضتها بخشي از دستاوردهاي قيام امام است، ملت عراق و افغانستان و پاكستان، شيعيان دنيا آزادي خواهاني كه در دنيا هستند، مبارزه را از چه كسي ياد گرفتند؟ اينها امواج انقلاب اسلامي ‌است كه به دنيا صادر شد و امام فرمود ما انقلابمان را به دنيا صادر مي‌كنيم. اين نقش يك عالم و فقيه است اين است كه فرمودند:‌ مداد العلماء افضل من دماء الشهداء. بنابراين اولين گروهي كه در قيامت خدا به آنها اجازه مي‌دهد كه شفاعت كنند علما هستند و اينها از كساني كه در مكتبشان بودند، شاگردشان بودند، نماز جماعت با آنها مي‌خواندند، درس ياد مي‌گرفتند، علما اينها را مي‌شناختند، لذا شفاعت مي‌كنند. 
گروه دوم شهدا هستند كه در قيامت خداوند به شهدا اذن شفاعت مي‌دهد و مي‌توانند و اجازه دارند البته سهميه‌اي است، اينگونه نيست كه اختيارات شفاعت كردن بي حساب باشد، بدون رقم و آمار باشد، به هر كسي براساس مقاماتي كه دارد به او اذن داده مي‌شود. حساب و كتاب دارد. بعد از شهدا هم مومنين، صلحا، به آنها هم اجازه شفاعت داده مي‌شود، در روايات هست كه به مومن اجازه داده مي‌شود كساني را كه مي‌شناسد، مثلاً همسايه بودند الان شما در محله‌اي كه زندگي مي‌كنيد با كساني ارتباط داريد، آنها را مي‌شناسيد، انسانهاي متديني هستند، در قيامت به شما اجازه داده مي‌شود كه همسايه‌ها را تا اين عدد و رقم، ده نفر از سمت راست، ده نفر از سمت چپ، ده نفر از روبرو، ده نفر خانه‌هاي پشت، اطراف را تا اين مقياس مي‌توانيد شفاعت كنيد. حتي از غير مومنين هم گاهي اجازه داده مي‌شود. مثلاً كسي كه اهل توحيد نيست اما جايي يك زمينه‌اي فراهم شد يك ليوان آب به شما داده است، شما در بيابان مانديد، ماشين پنجر شده و نتوانستيد چرخش را عوض كنيد، اين آقا مي‌بيند كه شما در جاده هستيد، ايستاده و مشكل شما را حل كرده و در قيامت شما ميي توانيد از او كه در يك بن بست زندگي كمك كرده شفاعت كنيد.
حال رمز عظمت شهيد چيست؟ چرا شهيد اينهمه مقام دارد؟ حتي در دنيا هم شهدا حق شفاعت دارند، حتماً داستانهاي زيادي را شنيديد از خانواده‌هاي شهدا، چند سال پيش پدر و مادر شهيد از قم اينجا آمدند ظاهراً‌ از سادات بودند، مادر شهيد يك خانم مسني بود، مريض هم بود، ايشان مي‌گفتند ما هر وقت در خانواده مشكلي برايمان پيدا مي‌شود، شهيدمان به خوابمان مي‌آيد و مشكل را حل كرده و مي‌رود. مي‌فرمودند كه من چند وقت پيش بيماري سختي گرفته بودم، توانايي حركت نداشتم، روي تخت افتاده بودم، شب فرزندم كه شهيد است به خوابم آمد، ساكي روي دستش بود، گفتم كجايي، براي چه آمدي، گفت با يك عده از شهدا مي‌خواهيم به مرقد امام برويم و بعد از آنجا به مشهد برويم. اينها به دنيا مي‌آيند و به ارواح آنها اجازه داده مي‌شود، منتهي گفتم اول به خانه بيايم و سري به شما بزنم و بعد بروم. مادر چه شده، گفتم تمام بدن من از سر تا پا درد دارد، ديگر تحمل درد را ندارم. مادر فرمودند دست مباركش را روي سينه من گذاشت و آرام آرام حركت داد، به هر نقطه كه رسيد و رد مي‌شد مي‌گفت مادر خوب شدي، دستش به هر جا مي‌رسيد درد برطرف مي‌شد، تا ناخن پا. بعد هم خداحافظ كرد و رفت. از خواب بيدار شدم، ديدم كه هيچ اثري از آن دردي كه سراسر وجود مرا گرفته بود در من نيست و اين را فرمود كه در عالم خواب يك پارچه‌ سبزي به من داد و گفت هر وقت ناراحتي پيدا كردي اين پارچه سبز را بگذاريد و خوب مي‌شويد. 
بعد فرمودند ما خدمت آيت الله العظمي‌گلپايگاني رفتيم و ماجرا را براي ايشان نقل كرديم و ايشان خيلي گريه كرد، و پارچه را فرمود به من بدهيد، پارچه را برداشتند و بوسيدند و روي سرشان گذاشته و بعد برگرداند. 
رمز اينهمه امتيازي كه خداوند به شهدا داده چيست؟ چرا؟ رمز عظمت شهدا چيست؟ رمزش اين است كه توحيد مراتبي دارد، 
توحيد لفظي
توحيد كتابتي
توحيد وجودي
توحيد لفظي چيست؟ يعني گاهي با زبان مي‌گوييم لا إله إلا الله، با زبان مي‌گوييم اما بعد غيبت مي‌كنيم، مي‌گوييم لا إله إلا الله، اما بعد دروغ مي‌گوييم، غيبت مي‌كنيم، نگاهي به نامحرم مي‌كنيم و بعد مي‌گوييم لا إله إلا الله. اين لا إله إلا الله با گناه جمع مي‌شود. لا إله إلا الله زباني است. 
گاهي مي‌نويسيم روي كاغذ لا إله إلا الله اما گاهي به توحيد شهادت لفظي يا شهادت كتابتي نيست، بلكه شهادت وجودي است، رمز مسئله اينجاست. يعني شهدا با خونشان مي‌گويند خدايي جز خداي معبود نيست. شَهِدَ اللّهُ أَنَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ وَالْمَلاَئِكَةُ وَأُوْلُواْ الْعِلْمِ قَآئِمًَا بِالْقِسْطِ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ، رمز عظمت شهيد اين است كه با خونش مي‌گويد كه هيچ خدايي جز خداي يكتا نيست و اين فرق دارد با شهادت زباني و كتابي. اين با خونش مي‌گويد خدايي هست و جز معبود خداي ديگري نيست.
بنابراين با تمام سلولها و گلبولها و تمام وجودش مي‌گويد لا إله إلا الله و همه چيزش را در راه خدا كه همان حياتش باشد، جانش باشد، روحش باشد، همه را در راه خدا داده و بالاتر از روح و جان چيز ديگري نداريم. ارزشمندترين چيز براي انسان حياتش است. جانش است، يك وقت انسان يك پولي را در راه خدا مي‌دهد، به كسي كمك مي‌كند، گاهي مسجد مي‌سازد، گاهي حسينيه مي‌سازد، مدرسه مي‌سازد، موسسه يا كانون فرهنگي مي‌سازد و اين با مالش كمك كرده در راه دين و خدا، گاهي جان در راه خدا مي‌دهد و با تمام وجود جانش را مي‌دهد، هر چه دارد در راه خدا مي‌دهد و سر اينكه خداوند هم دنيا را و هم آخرت را به امام حسين عليه السلام داده اين نكته است كه امام حسين عليه السلام هر چه داشت در راه خدا داد، و خدا هم هر چه دارد به امام حسين عليه السلام داده است هم در دنيا و هم در آخرت. ابتكار عمل در روز قيامت در دست امام حسين عليه السلام است. اوست كه قسيم الجنه و النار است. اين حسين كيست كه عالم همه ديوانه اوست، اين چه شمعي است كه جانها همه پروانه اوست. امام حسين عليه السلام هر چه داشت در راه خدا داد، اصغرش را، اكبرش را، قاسمش را، همه چيزش را، خودش را، با تمام وجود گفت شَهِدَ اللّهُ أَنَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ وَالْمَلاَئِكَةُ وَأُوْلُواْ الْعِلْمِ قَآئِمًَا بِالْقِسْطِ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ.
ما الان هر چه داريم، از شهدا داريم. اسراري وجود دارد در انقلاب كه گاهي ما نمي‌فهميم. سرّ اينكه گهگاهي شما مي‌بينيد به تدريج آرام آرام اجساد مطهر شهدا به مرور زمان كشف مي‌شود اينها اسرار دارد و بي حساب و كتاب نيست كه خداوند يك عده‌اي از شهدا را نگه داشته زير خاك كه هر وقت در جامعه نياز شد اين شهدا را كشف مي‌كنند و بسيج كرده و به شهرها مي‌آورند. 
اگر دقت كرده باشيد در آستانه آمدن شهدايي كه تفحص و تجسس شدند، يك تحولاتي در جامعه به وجود مي‌آيد يه سر و صداي سياسي، جريانات سياسي، اختلافاتي در جامعه به وجود مي‌آيد، شهدا مي‌گويند گروه تحقيق و تفحص بياييد ما را كشف كنيد، شما زنده‌ها كه نمي‌توانيد مشكل را حل كنيد، با هم دعوا داريد، با هم اختلاف داريد، بياييد استخوانهاي ما را از سرزمين دوران دفاع مقدس كشف كنيد، جنازه‌هاي ما را ببريد در شهرها، مردم به استقبال مي‌آيند و ما به آنها توجه مي‌دهيم كه ما در راه اسلام رفتيم، شما چرا دعوا داريد، سر چه دعوا داريد، اينها همه اسرار است، اينكه گفتند وَلا تَحسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلوا في سَبيلِ اللهِ اَمواتًا بَل اَحيآءٌ عِندَ رَبِّهِم يرزَقون.
شهدا زنده هستند، اين شعار نيست، شهدا در عالم برزخ ناظر به اعمال ما هستند و مي‌دانند كه ما چكار مي‌كنيم، نگران انقلاب هستند. آنها به ما مي‌گويند كه ما همه چيزمان را در راه انقلاب داديم، شما چرا سر رأي دعوا داريد. اين چه وضعي است كه درست كرديد؟! اين گروه، آن گروه، يك عده اصولگرا، يك عده اصلاح طلب، يك عده جبهه فلان، سر رأي با هم دعوا داريد. مگر شما براي خدا نيامديد؟! براي خدا كار كردن كه دعوا ندارد. اين چه وضعي است كه شما دركشور درست كرديد. سور مي‌دهيد، پول مي‌دهيد، امكانات مي‌دهيد، يك عده را از شهري به شهر ديگر مي‌بريد كه رأي بياوريد، كجاييد. به تعبير قرآن أين تذهبون، كجا مي‌رويد. اين است كه شهدا احاطه دارند بر كار و عملكرد ما، نظارت دارند و هر جا صلاح باشد به ما نهيب مي‌زنند كه چرا اشتباهي مي‌رويد، اين راه بهشت نيست، راه جهنم است. بنابراين ما هر چه داريم عزيزان از شهدا داريم و تا مي‌توانيد به خانواده‌هاي شهدا، به همسران شهدا، به فرزندان شهدا خدمت كنيد. خدمت به خانواده شهدا شما را مشمول دعاهاي خير شهدا در عالم برزخ قرار مي‌دهد و اين افتخار را حفظ كنيد. از اين موقعيت خوب استفاده كنيد. كارتان به صورت انقلابي باشد نه به صورت اداري، به صورت اداري اين است كه انسان صبح كارت زده و دو بعدازظهر هم مي‌رود، اين كار اداري است و مهم نيست، هر كسي در هر اداره‌ و سازماني استخدام شده بايد كارش را انجام دهد اما كار انقلابي اين است كه ساعت كار نمي‌فهمد، هر وقت كار باشد، پاي كار است. اگر لازم شد شبانه به خانواده شهيد را زيارت كند، مي‌رود و نياز بود از اين شهر به آن شهر، مشكلات خانواده شهدا را پيگيري مي‌كند و من خيلي متأثر مي‌شوم هر وقت مي‌روم، گاهي توفيق دارم و خانواده‌هاي شهدا را مي‌بينم مشكلاتشان را مي‌بينم، مريض شده و حالم بد مي‌شود. چرا بايد چنين باشد، بعضي پدران و مادران شهدا همانطور كه آقا اشاره فرمودند سه چهارم آنها از دنيا رفتند، يك چهارم ماندند. گاهي من رفتم منزل خانواده، پدر شهيد نمي‌تواند راه برود، مادر شهيد در يك خانه قديمي‌ پله‌هاي سي سانت، سي و پنج سانت، سرويس بهداشتي در حياط قديمي، اين پدر و مادر چند بار بايد در روز بيرون بروند، آن هم در زمستان. به دوستان هميشه توصيه كردم، مسئوليني كه از اصفهان و تهران مي‌آيند، تذكر مي‌دهم كه شما مسئول هستيد و نبايد خانواده‌هاي شهدا مشكل داشته باشند. مشكل درمان، مشكل آموزش فرزندان، مشكل هزينه تحصيلي، مشكل ازدواج و اشتغال، بايد جوابگو باشيم. نظام بايد پاسخگو باشد. انشاءالله خداوند به همه شما دوستاني كه دست اندركار مسائل بنياد شهيد و جانبازان هستند توفيق بدهد كه به گونه‌اي عمل كنيم كه ارواح مطهر شهدا در عالم برزخ دعاگوي ما باشند.

والسلام عليکم و رحمه الله و برکاته

مطالب مرتبط
کاشان - خیابان شهید بهشتی - کوچه جمال آباد - دفتر نماینده مقام معظم رهبری و امام جمعه کاشان - کدپستی: ۸۷۱۴۶۷۸۳۸۹
تلفن: ۵۵۷۸۱۸۱ - ۵۵۷۸۸۸۸ - ۵۵۷۲۲۴۴ (۰۳۱)
نمابر: ۵۵۷۸۱۸۲ (۰۳۱)
© کلیه حقوق مادی و معنوی برای پایگاه اطلاع رسانی سفیر ولایت محفوظ است. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.