/
صفحه اصلی
/
خبرخوان
/
ارتباط با ما
/
¤ ۱۳۹۶ چهارشنبه ۲۲ آذر
تاریخ ارسال:۱۳۹۵ شنبه ۱۴ اسفند
چاپ خبر
بیانات حضرت آیت الله نمازی در اولین کنگره بزرگداشت محتشم کاشان در دانشگاه آزاد اسلامی کاشان بیانات حضرت آیت الله نمازی در اولین کنگره بزرگداشت محتشم کاشان در دانشگاه آزاد اسلامی کاشان

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین سیّما بقیّةالله فی الارضین.
به همه مهمانان عزیز خیر مقدم عرض می کنم؛ به شهر کهن کاشان خوش آمدید. شهر کتاب و علم و هنر و شعر و شعور و نبوغ و شهادت. خیلی خوش آمدید.
قبل از ورود به بحث و عرایضم یک سوالی را می خواهم مطرح کنم که عزیزان و نخبگان اگر جوابی دارند ما هم استفاده کنیم و آن این است که چون اینجا دانشگاه است، محل علم و آموزش است و هر حرکت و فعلی که انجام می شود باید مبتنی بر سند باشد. چیز بدون سند در دانشگاه جایگاهی ندارد. البته در فضاهای سیاسی بین المللی کاری نداریم چون در حیطه جغرافیایی ما نیست؛ و آن سوال این است که متاسفانه در محافل و جلسات معمول است وقتی کسی کار مهمی را انجام می دهد برای او کف می زنند. سوال این است که سند این کار چیست؟ از کجا به فرهنگ ایران و اسلام و انقلاب وارد شده است. بنده توفیق داشتم سال 41 در کارهای علمی و پژوهشی و تحقیقاتی و منابع اسلامی هر چه مطالعه کردم چیزی به دست من نیامد که پیام و بیان و سند این کف زدن چیست. در قرآن یک جا مسئله کف زدن و سوت زدن را بیان کرده است و آن درباره نحوه انجام مناسک حج در جوار بیت الله الحرام است. می دانید مراسم حج در دوران جاهلیت هم بوده است. قبل از اسلام مرسوم بوده که مشرکان هم در کنار خانه خدا می آمدند و انجام مناسک می کردند اما مناسکشان کف و سوت زدن بوده است. آیه شریفه می فرماید وَ ما كانَ صَلاتُهُمْ عِنْدَ الْبَيْتِ إِلَّا مُكاءً وَ تَصْدِيَةً. مناسک جاهلیت چیزی جز سوت و کف زدن نبوده است. حالا اگر از اساتید کسی جایی چیزی دیده است بنده به او جایزه می دهم و تشویق می کنم. و آن چیزی که در اسلام و اسناد تاریخی داریم در عصر صدر اسلام پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در میادین جنگ اگر رزمندگان اسلام کار مهمی را انجام می دادند یکی از قهرمانان جبهه کفر را از پا در می آورد سپاه اسلام برای تشویق و او و تشکر از او از خدای سبحان تکبیر می گفتند. کما اینکه در شب زفاف فاطمه زهرا (س) وقتی که پیامبر اکرم (ص)، فاطمه زهرا (س) را آماده می کرد که به خانه آقا امیرالمومنین (ع) ببرد، مرکب خودشان را آماده کرد و فاطمه زهرا (س) را روی آن نشاند و افسار را در دست سلمان داد و خود حضرت به دنبال مرکب حرکت کرد. در مسیر پیامبر (ص) متوجه صدایی شد. متوجه شد که جبرئیل با هفتاد هزار فرشته از عرش به فرش آمده اند و میکائیل هم همینطور. حضرت سوال کرد که برای چه آمده اید؟ جبرئیل گفت که من از سوی خداوند سبحان آمده ام برای تجلیل و تکریم از این مراسم با ندای تکبیر. جبرئیل با هفتاد هزار فرشته تکبیر گفتند؛ الله اکبر گفتند. میکائیل هم با هفتاد هزار فرشته تحت فرمان او بودند و آن ها هم دسته جمعی تکبیر گفتند.
بنابراین اگر دوستان سندی دارند استفاده می کنیم و اگر نیست پیشنهادم این است که در محافل ما به خصوص محافل علمی حرکاتی که انجام می شود عالمانه باشد.
و اما موضوع بحث:
کنگره بزرگداشت محتشم کاشانی رضوان الله تعالی علیه. تاریخ و شرح حال و ولادت و فوت محتشم حتماً در گزارشات خواهد آمد. ولی قبل از ورود در بحث باید بگوییم جایگاه شعر در نظام توحیدی کجا است. اصلاً جایگاهی دارد یا خیر. اگر جایگاهی برای شعر سرودن وجود دارد باید بیان شود. و سرّ اینکه ما از مردان بزرگ و هنرمندانی چون محتشم کاشانی و دیگران تکریم می کنیم چیست.
یک شبهه ای در اذهان مردم متدین ما وجود دارد و باید به این شبهه پاسخ داده شود. و آن شبهه این است که در آیه شریفه می فرماید: وَالشُّعَرَاءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ. کسانی که از شعرا پیروی می کنند، دنباله رو شعرا هستند این ها انسان های منحرفی هستند. در آثار دینی ما هست که در روز جمعه شعر خواندن کراهت دارد. این ابهام باید برطرف شود.
پاسخ این است که علت اینکه در اسناد تاریخی ما راجع به شعر و شاعر و شعرا منقصتی ذکر شده است مربوط به شعر توحیدی نیست. مربوط به قبل از اسلام است. شعرایی که قبل از اسلام بودند، شعرای دوران جاهلیت. چون در عصر جاهلیت شعر و شاعر و کتب شعری جایگاه ویژه ای داشت ولی مفاد و پیام اشعارشان بر محور جاهلیت بود. مطالب نادرست بیان می کردند. در عصر ما هم هست. شعرهایی که دیگران می سرایند؛ شعرهایی که خارج از محور معنویت و اخلاق و عرفان و هنر است.
بنابراین این شبهه پاسخ دارد. منظور هر شعری نیست. اگر شعر و شعر ولایتمدار و موحدمدار باشد آن شعر دارای احترام است. دارای جایگاه مثبت است. لذا در ملاقات هایی که برخی شعرا با ائمه معصومین علیهم السلام داشتند سوال می کنند که آیه می فرماید وَالشُّعَرَاءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ. اطلاق این آیه تبصره دارد. خداوند در آیه بعدی تبصره آن را ذکر کرده است. إِلَّا الَّذِينَ آَمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ. بنابراین اگر شعری بر اساس علم و ایمان و عمل صالح باشد آن شعر دارای حریم و حرمت است.
در یک روایت از وجود مبارک نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم؛ ابن عباس که شاگرد برجسته مکتب پیامبر (ص) و آقا امیرالمومنین (ع) است از پیامبر نقل می کند که: إِنَّ مِنَ الشِّعْرِ حِكْمَةً. بعضی از اشعار، اشعار حکیمانه و عالمه و عارفانه است. این شعر از مصادیق يَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ نیست.
در بیان دیگری امین الاسلام، صاحب تفسیر مجمع البیان از پیامبر اکرم (ص) نقل می کنند: «إنّ المُؤمِنَ مُجاهِدٌ بِسَیفِهِ و لِسانِهِ» مرد مؤمن و موحد با زبان و بیانش جهاد فی سبیل الله می کند. جهاد و دفاع از ارزش‌ها گاهی جهاد گرم و مسلحانه است و گاهی جهاد با زبان است.
بنابراین شاعرانی که محتوای اشعارشان ارزشی و اخلاقی و عرفانی است خودش یک جهاد است. در هفته گذشته عده ای از شعرا و مادحان آیینی با مقام معظم رهبری حفظه الله دیدار داشتند. آقا روی این مسئله تأکید داشتند که اشعار ما باید دارای محتوا و متن و معنا و حقیقت باشد. لذا پیامبر (ص) فرمودند إنّ المُؤمِنَ مُجاهِدٌ بِسَیفِهِ و لِسانِهِ. مومن گاهی با شمشیر از اسلام دفاع می کند و گاهی با بیان؛ که گاهی این بیان نظم است و گاهی نثر است. سپس فرمودند: و الذی نَفسی بیدِهِ لَکأنّما یَنضِحُونَهم بِالنَّبلِ؛ سوگند به کسی که جان محمد (ص) در دست او است به درستی که جبهه کفر و شرک را با تیرهای بیان و زبان و شعر و نظم و نثر خودتان مورد هدف قرار می دهید.
در بیان دیگری فرمودند: اصدق بیت قالته العرب؛ راست‌ترین شعری که عرب سروده است این جمله است: «الا کل شیء ماخلاالله باطل» این شعر سروده شاعران عرب است. می فرماید بهترین و گویاترین شعری که عرب سروده این است. هر چیزی غیر از خدا باطل است. یعنی همه چیز در نظام توحیدی باید بر محور توحید باشد.
چون مجلس راجع به بزرگداشت یکی از شاعران اهل بیت علیهم السلام است آن هم در کاشان؛ تقریباً یک ماه پیش بود که نمایشگاه کتابی در مصلی بقیةالله الاعظم ارواحنا فداه درکاشان برگزار شد آنجا عرض کردم که کاشان حروفش هم رمز است. کاف کاشان کد کتاب است. چون کاشان شهر کتاب است. بزرگانی در کاشان بودند اهل قلم، اهل تألیف، اهل تصنیف. یکی از آن عالمان مرحوم علامه فیض کاشانی است که همه شما با نام او آشنا هستید. چند سال قبل بزرگداشتی در کاشان برگزار شد. با هیئت علمی این کنگره با مقام معظم رهبری دیداری داشتیم. مقام معظم رهبری فرمودند مرحوم علامه فیض کاشانی کم نظیر است در میان عالمان دین؛ و یک نفر دارای دویست اثر علمی است. آن هم نه اثری که از روی کتاب های دیگر رونویسی شده باشد. چون بعضی ها تألیف و تصنیف دارند اما رونویسی است. از اینترنت و جاهای دیگر جمع می کنند و یک کتاب می شوند. عالمان بزرگ خودشان تولید فکر می کنند. مولد فکر هستند. علامه فیض اینطور بوده است. علامه ملاحبیب الله شریف کاشانی؛ کتاب هایی که این بزرگان در فقه و اصول و تفسیر و عرفان و حکمت و کلام و فلسفه نوشته اند بی نظیر است. بنابراین کاف کاشان رمز کتاب است. الف کاشان کنایه از احسان است. ش کاشان کنایه از شعر و شعور و شهادت و شجاعت است. در دفاع مقدس هزار و هفتصد جوان از شهر کاشان در میدان دفاع مقدس به شهادت رسیدند. لذا حرف ش کاشان رمز شعر و شعور و شجاعت و شهادت است. ن کاشان هم کنایه از نبوغ است. که در عرصه صنعت و هنر و عرصه های مختلف همه را می بینید.
واژه شعر در لغت به انواع مختلفی آمده است؛ شِعر، شَعر، شُعر. تعریفی که از شعر در کتب ارایه شده است سخن موزون و مقفی؛ هر کلامی که دارای وزن باشد در ادبیات شعر نامیده می شود. و کلمات شعر از محتواهای تخیلی تالیف می شود. در عربی به مو شَعر می گویند. مو نازکترین و ظریفترین جسم مادی و فیزیکی است که به راحتی به چشم نمی آید و سر اینکه به شعر، شعر می گویند این است که شاعر اهل ذوق و فن است. اشعاری که می سراید هم دلالت مطابقی دارد و هم دلالت التزامی دارد و مفاد شعر شاعر را هر کسی متوجه نمی شود. گاهی بعضی از اهل اخلاق به اشعار حافظ اشکال می کنند که در اشعارش از می و میکده و خمر و خماری سخن می گوید. برداشت این ها از کلمه می همین می عرفی است که مشروبات الکی باشد. اما منظور شاعر از می هر چیزی است که انسان را در میدان عرفان و معرفت و بندگی خداوند مست کند. عارفان کسانی هستند که در میدان معرفت خداوند مست هستند. مست عظمت و جلالت و کمال و جمال و بزرگی ذات اقدس حضرت احدیت هستند. از این جهت برخی خرده می گیرند. خاطر شریف عزیزان هست اشعاری که اواخر عمر حضرت امام (ره) منتشر شد. به خال لبت ای دوست گرفتار شدم. عشق بازی بنده با خالق خودش است.
در مورد مرحوم محتشم کاشانی یک اشاره اجمالی داشته باشم. مرحوم محتشم کاشانی در سال 905 قمری در کاشان متولد شده است. و در سال 996 قمری از عالم ماده به عالم معنا هجرت کرده است. یعنی عملاً عمر شریف ایشان 91 سال بوده است که عمر با برکتی داشته است و با عصر سلاطین صفویه معاصر بودند.
حالا چه شد که مرحوم محتشم کاشانی که یک شاعر معمولی در آن زمان بود، از او یک شخصیت ماندگاری باقی ماند. ایشان شعری را درباره دختر شاه طهماسب سروده بود. شاه طهماسب به ایشان گفت که شما درباره مولا امیرالمومنین علیه السلام شعر بگویید. مرحوم محتشم اشعاری را درباره آقا امیرالمومنین (ع) سرودند. و شبی آقا را در عالم رویا زیارت کردند. آقا امیرالمومنین (ع) به محتشم توصیه کرد که درباره حسین (ع) شعر بگو.
آقا امیرالمومنین علیه السلام مطلع شعر را هم به محتشم آموخت. فرمودند درباره حسینم شعر بگو و مطلع شعرت هم این باشد: باز این چه شورش است که در خلق عالم است؟ این مبدأ شد برای این سروده ای که مرحوم محتشم کاشانی را جهانی و ماندگار کرد.
امیدواریم که انشاءالله اینگونه جلسات و محفل‌ها مشوقی باشد برای نسل جوان ما که وارد عرصه شعر و عرفان شوند و این میدان یک جنگ نرم است. شرایطی که الان در آن قرار گرفته‌ایم. در محاصره و تهاجم فرهنگی جبهه کفر و دشمن هستیم و مشابه این باید از ارزش ها دفاع کنیم. همانطور که حضرت امام رضوان الله تعالی و مقام معظم رهبری فرمودند. از همه عزیزان تشکر می کنم. درود خداوند بر شما عزیزان، برادران و خواهران.
  والسلام عليکم و رحمه الله و برکاته 
برچسب ها
مطالب مرتبط
کاشان - خیابان شهید بهشتی - کوچه جمال آباد - دفتر نماینده مقام معظم رهبری و امام جمعه کاشان - کدپستی: ۸۷۱۴۶۷۸۳۸۹
تلفن: ۵۵۷۸۱۸۱ - ۵۵۷۸۸۸۸ - ۵۵۷۲۲۴۴ (۰۳۱)
نمابر: ۵۵۷۸۱۸۲ (۰۳۱)
© کلیه حقوق مادی و معنوی برای پایگاه اطلاع رسانی سفیر ولایت محفوظ است. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.