/
صفحه اصلی
/
خبرخوان
/
ارتباط با ما
/
¤ ۱۳۹۷ شنبه ۲۹ دي
تاریخ ارسال:۱۳۹۱ شنبه ۱۵ مهر
چاپ خبر
سلسله مباحث فقه سیاسی علوم انسانی در جمع اساتید دانشگاه کاشان - جلسه نوزدهم سلسله مباحث فقه سیاسی علوم انسانی در جمع اساتید دانشگاه کاشان - جلسه نوزدهم
بسم‌ الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين و الصلاة والسلام علي سيدنا و نبينا إبي القاسم المصطفي محمد (ص) و علي آله الطيبين الطاهرين، اللهم اشرح صدورنا بأنوار قدسك و وفقنا للعلم و العمل الصالح، اللهم افتح علينا أبواب مدائن معرفتك و أدخلنا فيها و عرّفنا جميع مراتبها و منازلها و مقاماتها و أرفعنا إلي أعلي مراتبها آمين يا ربّ العالمين.

در جلسه گذشته شرايط و اوصاف مرجعيت در شيعه يا به تعبير سياسي ولي امر و حاكم اسلامي در چهارده مورد به اختصار بيان شد. 
1. رهبر جامعه اسلامي بايد عالم باشد.
اين شرط بسيار روشن است كه در دَوَران امر از نظر عقلي ميان جاهل و عالم كار‌ها را به دست عالم مي دهند. طبيعي است كه بايد كار را دست اهل آن كار داد. حال سوال اين است كه رهبر بايد عالم به چه علمي باشد؟ به تعداد موجودات عالم هستي علم وجود دارد. بعضي براي بشر كشف شده و آنچه كشف شده در برابر آنچه كشف نشده قطره‌اي در برابر اقيانوس است. حال در بحث رهبري در جامعه اسلامي كه شرطش اين است كه بايد عالم باشد، عالم به چه چيز منظور است؟ عالم به آن چيزي كه جامعه اسلامي را به سعادت برساند و پاسخگوي پرسشهاي جامعه است. قلمرو حاكم جامعه باشد و بايد جوابگوي جامعه باشد. جامعه هم نيازهاي فراواني دارد، از زمان ازدواج، دوراني كه جنين در رحم مادر است، دوران تولد، دوراني كه او را از شير مي‌گيرند، دوران آموزش اوليه در خانه يا مهد كودك، دوران مدرسه، دوران دانشگاه، اسلام بايد در تمام مراحل همراه فرد و جامعه باشد و شرح وظايف او را بيان كند. تغذيه، لباس، خواب، ازدواج، روابط فردي، خانوادگي، اجتماعي، سياسي، مديريتي بايد بيان شود. يك رئيس بايد با افراد تحت مديريتش چگونه تعامل داشته باشد؟ چگونه رابطه برقرار كند؟ چگونه تدابير را بيان كند؟ چگونه با افراد ضعيف، متوسط و قوي برخورد كند؟ در تمامي سازمانها اعم از سازمانهاي علمي، نظامي، سياسي، اقتصادي سوالات فراوان است كه هر انسان بايد از آنها آگاهي داشته باشد و اين وظيفه رهبر است كه بايد براي همه دوران زندگي افراد بشر با اختلاف تخصصهايي كه دارند تكليف آنها را بداند و براي هر تخصصي گروهي را ساماندهي كند كه آنها به طور تفصيلي در جزء جزء بررسي كرده و بحث كنند و اگر نيازي به قانون دارد، به قوه مقننه داده تا تصويب شود و به نهادها ابلاغ شود. بنابراين چون قلمرو حاكم در جامعه اسلامي مردماني هستند كه اعتقاد به مبدأ دارند، اعتقاد به معاد دارند، اعتقاد به اسلام دارند و مي‌خواهند براساس اسلام زندگي خود را تأسيس كنند و ساماندهي نمايند و تداوم ببخشند اين رسالت رهبري است كه بايد ملت و امت را كمك كند، پشتيباني كند در همه مواردي كه نياز به راهنمايي و هدايت دارد و چون همه اين مواردي كه مورد نياز جامعه اسلامي است در شريعت الهي تبيين شده است. تمام مسائلي كه مورد نياز بشر است چه مادي و چه معنوي و چه فردي و چه اجتماعي همه در اسلام بيان شده است، ناگزير كسي كه مي‌خواهد رهبر چنين جامعه‌اي باشد، بايد آن رهبر عالم به آن چيزي باشد كه پاسخگوي همه نيازهاي جامعه باشد و آن غير از شريعت اسلام نيست. بنابراين شرط اول مرجعيت جامعه توحيدي، علم به شريعت الهي است. كارشناس استفاده از منابع وحي، قرآن و سنت و سيره پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله باشد. طبيعي است اگر كسي پزشك باشد در همان رشته خاص خود جوابگوست. متخصص قلب نمي‌تواند در مورد مغز اظهارنظر كند. يا اگر كسي متخصص در فيزيك است تنها در رشته خود اظهارنظر مي‌كند و تمام علوم چنين است. تنها علمي كه نامحدود است و همه پرسشها را پاسخ مي‌گويد اسلام است و جامعه‌اي كه مي‌خواهند زندگي خود را مبتني بر اسلام پايه گذاري كنند نهايتاً رهبر بايد كسي باشد كه عالم به شريعت باشد. 
توسعه نظري و پاسخگويي اسلام در همه ابعاد واقعاً يكي از معجزات اسلام اين است كه همه مراحل حيات انسان را طبقه بندي نموده و نيازها را بيان كرده و اين امر را در هيچ مكتب سياسي نمي‌يابيد. مكاتب بشري چنين نيست، اديان آسماني هم در حد نيازهاي عصر خود نازل شده است، تورات و انجيل در محدوده زمان و عصر خود بوده است. اما اسلام اكمل اديان است. ضمن اينكه همه آنچه را كه در اديان گذشته بوده در درون خود دارد، مطالبي را اضافه كرده است كه تا روز قيامت پاسخگوي بشر است. 
اگر بخواهيم بحث را از مرحله ازدواج شروع كنيم، چون ازدواج آغاز تأسيس زندگي خانوادگي و جمعي است. در اينجا اسلام دستورالعملهاي فراواني دارد از جمله: 
1. در انتخاب همسر، شرايط جسمي همسر چگونه باشد؟ برخي تصور مي‌كنند اسلام تنها به مسئله دين و تعهد و اخلاق تكيه دارد. مسائل جسمي و اندامي همسر هم تدبير شده است.
2. مسائل روحي و اخلاقي و سلامت فكري. 
اسلام مي‌فرمايد بهترين بانوان بانويي است كه مهريه‌اش كم باشد. در روايت داريم كه بهترين زنان امت من كساني هستند كه مهريه آنها كمتر از ديگران باشد. فلسفه اين امر چيست؟ امروز بخش مهمي از مشكلات جامعه ما بالا بودن سطح مهريه است كه از عهده جوانان برنيامده و ناگزير سن ازدواج از بيست و بيست و پنج بالا مي‌رود و اين امر عواقب سوئي را به همراه دارد. به هر حال بشر داراي غريزه است و همانطور كه نياز به غذا دارد، نياز به اين دارد كه پاسخگوي غريزه باشد. اگر از زمان خود عقب افتد، عوارض سوئي دارد. عوارض آن فساد و منكراتي است كه در جامعه وجود دارد. اينها نقش تخريبي در نسل جامعه دارد. جواني كه دامن عفتش آلوده شد، نمي‌تواند در آينده نقش و تأثير بسزايي را داشته باشد. 
در بيان ديگري مي‌فرمايند از بركت زن اين است كه مهر او اندك باشد. ملاحظه بفرماييد حتي در انشاء عقد هم اسلام زمانهاي نامناسب را بيان كرده است. من تزوج امرأة والقمر في العقرب لم ير الحسنى؛ كسي كه ازدواج كند در زماني كه قمر در عقرب باشد. عقرب يكي از بروج آسماني است. در بعضي از شهور و ماهها، ماه هنگام حركت طوري قرار مي گيرد كه تحت الشعاع آن قمر عقرب است. در چنين زماني عقد كراهت دارد. بايد ماه از اين برج عبور كند. لذا حضرت مي فرمايند: كسي كه در قمر در عقرب ازدواج كند خوشي نمي بيند و يكي از آثار سوء آن اين است كه بانو دچار سقط جنين مي شود. پس همه حوادث عالم چرخش افلاك و گردش ستارگان در زندگي روزمره انسان تأثيرگذار است. اكثريت در اديان ديگر و گروه‌ها و احزاب سياسي از اين امور اطلاعي ندارند، حتي در اسلام هم كه بيان شده تنها بعضي از علما مي‌دانند چون اين يك كار فني است. كسي كه در اين رشته مطالعه كرده و روايات را بررسي نموده باشد اطلاع دارد. 
وقتي ازدواج صورت گرفت، فرزندي به وجود مي آيد در دوران حمل، مادر وظايف خاصي را بر عهده دارد كه اگر رعايت نكند روي فرزند تأثير منفي خواهد داشت. اگر مادر در دوران حمل وظايف خود را عمل كند، نماز بخواند، ذكر بگويد، زيارت عاشورا بخواند، گناه نكند، دروغ نگويد، غيبت نكند، لقمه حرام نخورد، لقمه حرام جزء سلولهاي مادر شده و تبديل به شير شده و اين شير در وجود طفل مي رود. ممكن است ما با چشم ظاهر نبينيم اما آثاري وجود دارد.
بنابراين مادر در دوراني كه جنين در رحم دارد بايد مسائلي را رعايت كند، بايد سلامت مادي و معنوي فرزند را مراعات كند. اگر تغذيه ناسالم باشد، روي جسم فرزند اثر دارد. اگر عملكرد مادر درست نباشد، در روحيه فرزند اثر منفي مي گذارد. 
وقتي كه كودك متولد مي شود باز هم شرح وظايفي وجود دارد. 
تعذيه فرزند كه اسلام اين امور را براي دوران مختلف بيان كرده است و امروز هم خوشبختانه از نظر علم پزشكي ثابت شده كه براي نوزاد هيچ چيزي بهتر از شير مادر نيست و حتي شير دادن براي خود مادر هم مفيد است برخلاف اينكه امروز برخي تصور مي كنند كه اگر مادر شير بدهد، بدنش ضعيف شده و داراي آثار منفي است.
مسئله تربيت كودك؛ از چه زماني دوران آموزش فرزند شروع مي شود؟ متأسفانه در بعضي از مراكز آموزشي رايج شده كه حفظ قرآن براي كودكان دو ساله و پنج ساله است كه اين از نظر علم تربيت توحيدي ممنوع است؛ زيرا انسان در هر دوره‌اي از سن نيازمند يكسري امور است. در دوران طفوليت نيازمند بازي است. كودك بايد آزاد باشد. در وجود طفل خلأيي است كه اگر تأمين نشود، در آينده اثر سوء خود را خواهد گذاشت. در روايت ما وجود مبارك نبي اكرم صلي الله عليه و آله مي فرمايند: الولد سيد سبع سنين؛ كودك تا هفت سال آقاست يعني فرمانده است و به پدر و مادر دستور مي دهد و والدين هم بايد گوش دهند. در برخي روايت دارد كه مي فرمايند: الولد يلعب سبع؛ نوجوان بايد هفت سال بازي كند. اگر با اين امر مقابله شود در آينده آثار سوئي خواهد داشت.
و عبد سبع سنين؛ در هفت سال دوم كودك بايد بنده باشد يعني گوش به فرمان باشد.
و وزير سبع سنين؛ در هفت ساله سوم كودك مشاور پدر است و بايد مراقب باشد تا به فرزند ارزش داده شود و در مسائل با او مشورت كند كه در اين صورت فرزند احساس شخصيت كرده و باعث رشد فكري و عقلي او مي شود. در بعد از انقلاب اين امري رايجي است. گاهي در مجالس كودكي را مي آورند كه چند جزء قرآن را حفظ كرده است كه اين خطاست. براي تفهيم مسئله مثالي را بيان مي كنم؛ كودك حكم خودرو را دارد، وقتي خودرو از شركت بيرون مي‌آيد صفر كيلومتر است. مهندسين مربوطه مي گويند بايد دو هزار كيلومتر با سرعت هفتاد كيلومتر حركت كند. از اين مقدار كه عبور كرد مي‌توان با سرعت صد كيلومتر حركت كرد. حال اگر در ابتدايي اينكه صفر كيلومتر است كسي با سرعت بالا برود؛ موتور آسيب ديده و عمر استاندارد خودرو كاهش مي يابد. كودك هم چنين است. اين يك زمان خاصي دارد بايد كودكي كند. بچه نبايد پدري كند بلكه بايد بچگي كند. اقتضاي سن كودكي اين است كه بايد آزاد باشد تا خلأ و نيازش تأمين شود. اگر فرصت از او گرفته شد در آينده دچار مشكل خواهد شد. اين مطلب كه علمي است در كدام يك از مكاتب بيان شده است؟ كدام مكتب را سراغ داريد كه بحثهاي كارشناسي را مورد توجه قرار دهند. 
در روايات دوران آموزش را بيان كردند كه در سه سالگي تنها كلمه توحيد را ياد دهيد؛ لا إله إلا الله. بعد از چند ماه ولايت را آموزش دهيد؛ محمد رسول الله. بعد از مدتي به كودك سجده كردن و بعد از آن وضو گرفتن را آموزش دهيد. تمام اين امور در روايات ما بيان شده است.
در زمان جواني هم مسائل خانوادگي را به او آموزش دهيد. امروز يكي از مشكلات جامعه مسئله طلاق است. علت اين امر آن است كه پسر و دختر به وظايف خود آشنايي ندارند و اين مسائل في مابين همسر توسط اسلام بيان شده است. ما براي ايجاد انسجام اجتماعي راهي جز بازگشت به اسلام نداريم. علت بحرانها و نگراني‌ها همين مسائل است. مسائل حقوقي؛ حقوق زن بر مرد، حقوق مرد بر زدن، متأسفانه دو طرف در جامعه ما اگر هم بدانند بسيار مختصر و اجمالي است. اين امور در اسلام به صراحت بيان شده است. پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله فرمودند آيا مي خواهيد به شما گزارش كنم بهترين مردان شما چه كساني هستند؟ اصحاب عرض كردند بله يا رسول الله. حضرت نشانه ها و علائم مردان نمونه را بيان كرده و بعد فرمودند: مي خواهيد به شما گزارش دهم كه بهترين زنان شما چه كساني هستند و نقطه مقابل آن بدترين مردان و بدترين زنان چه كساني هستند.
جهالت جامعه مشكلات فراواني را به وجود آورده است. رهبري بايد كسي باشد كه عالم به شريعت باشد و هر نهادي كه مسئول هر كاري است مسائل را مطالبه كند. اگر امكان دارد اين مسائل را در واحدهاي درسی بگنجانند تا جوانان قبل از ازدواج آگاهي پيدا كنند تا يك زندگي سالم و برخوردار از اخلاق و ادب برايشان فراهم شود. حقوق فردي، خانوادگي، حقوق اجتماعي بايد بيان شود. در بعضي مسائل والدين عوام هستند و نمي‌دانند بايد با فرزند در هر سني چگونه برخورد كنند. در سنين جواني اقتضا اين است كه جوان احساس غرور مي كند و توقع ندارد كسي به او امر و نهي كند. راهنمايي و رهنمود دادن به جوان بسيار فني است كه بايد با مهر و محبت همراه باشد و الا سرباز مي زند. بخشي از مشكلات جوانان ما كه خانواده را رها كرده به اين دليل است كه از پدر و مادر بي مهري، بد اخلاقي مي بينند. محيط خانواده را ترك مي كنند. جوان تحمل منازعه پدر و مادر را ندارد، لذا به بيرون از خانه مي‌آيد و وقتي بيرون آمد طبيعي است كه به مسجد نمي‌آيد بلكه به قهوه خانه مي‌رود و با جواناني روبرو شده كه مانند خود او آگاهي ندارند. از قليان شروع كرده، سيگار و بعد هم ترياك و شيشه و كراك و بعد هم به نابودي او مي انجامد. امروز بخشي از سرمايه ملي ما صرف كارهاي اطلاعاتي كردن براي كشف فروشندگان و واردكنندگان و توزيع كنندگان مواد مخدر است. چقدر ما در اين راه شهيد داديم. آمار شهداي نيروي انتظامي ما در دنيا بالاترين است. هيچ كشوري مانند ايران در راه كنترل كردن اين مسئله سرمايه نكرده است. اروپا در آمار خود به اين مسئله اقرار كردند. بخشي از اين امر به مديريت خانواده بازمي گردد. اخلاق پدر و مادر، نظارت والدين بسيار مهم است. 
مسائل مربوط به اشتغال و توليد بحثهايي است كه در اسلام بيان شده است. چندين سال پيش بنده محاسبه‌اي كردم كه در جامعه ما عمر مفيد و مولد براي نيروي انساني چند سال است؟
زماني كه كودك متولد مي‌شود مصرف كننده است.
دانش آموز مي‌شود، مصرف كننده است.
دانشگاه مي‌رود، مصرف كننده است.
اگر وارد عرصه توليد شود معمولاً از سن بيست و پنج سال است كه تا اين سن مصرف كننده است. 
از بيست و پنج سالگي تا شصت سالگي توليد كننده است. دقيقاً سي و پنج سال در اين عرصه اقدام مي ‌كند. بعد از اين دوران هم دوباره مصرف كننده مي‌شود. البته استثناء هم وجود دارد كه برخي چند سال تجديد مي‌شود. 
پس هر فردي در جامعه چهل سال مصرف كننده و سي پنج سال توليد كننده مي‌باشد. تناسبي ميان اين دو رقم توليد و مصرف وجود ندارد. مسائل اشتغال و بحثهاي اقتصادي كاملاً مورد توجه است. عقود، قراردادها، معاملات، معاوضات، ثروتهاي ملي همه در فقه اسلام در بخشهاي مختلف بيان شده است. 
مديريت و شرايط آن در اسلام به طور مفصل مطرح شده است. امروز بخشي بلكه بخش بيشتري از مشکلات در اداره سازمانها و نهادها وجود دارد به اين امر باز مي گردد كه افراد متصدي مناصب ديدگاه‌هاي مديريت در اسلام را يا ندانسته و يا عمل نمي‌كنند. يك مدير در هزينه كردن براي شخص خود بايد در حد نياز باشد. يكي از مشكلات ما اين است زماني كه يك مدير عوض مي‌شود همه چيز در حال تغيير قرار مي‌گيرد؛ تمامي دكورها، مبلها، صندلي‌ها و به جايي اينكه هزينه‌ها را صرف نيروي انساني و بالابردن راندمان كار كاركنان نمايد، صرف مسائل فردي مي‌كند زيرا آشنا نيست و يا اگر آشناست اسير هواي نفس است. اين امور با موارد مديريت اسلامي سازگاري ندارد. مدير اسلام در جامعه اسلامي از حداقلها بايد استفاده كند؛ در مصرف حداقل و در توليد حداكثر.
از جمله مواردي كه بايد به آنها پرداخت، عبارتند از:
رهبري جامعه اسلامي چه شرايطي را بايد دارا باشد؟
در مسائل سياست بين الملل تعامل جامعه يا حكومت اسلامي با ساير دولتها بايد چگونه باشد؟ 
رابطه حكومت اسلامي با كشورهاي متجاوز و زورگو در آيات قرآني بيان شده است كه اگر توفيقي بود در جلسات آينده بيان خواهيم نمود. برخي تصور مي‌كنند كلمه استكبار توليد شده امام است اما اين كلمه در آيات قرآني وجود دارد.
حاكم اسلامي بايد از تمام اين امور مطلع باشد. سياستهاي آموزشي در مقاطع مختلف نياز به نظام و قانون دارد كه بايد در حكومت اسلامي به آنها به طور دقيق و صحيح پرداخته شود.
در بحث دستگاه قضائي و دستگاه عدليه در نظام اسلامي در فقه ما قاضي بايد مجتهد باشد. حال شما بنگريد نقطه مطلوب كجاست و جايي كه در آن جا قرار داريم، كجاست؟ بسياري از مشكلات به همين علت است. اگر قاضي مجتهد باشد، يعني كسي كه حداقل بايد سي سال در لابلاي آيات و روايات و سنت و سيره و اخلاق پروش يافته باشد. سني از او گذشته باشد. تجربه داشته باشد. وقتي مي‌خواهد داوري كند با آن عقبه‌اي كه پشت سر دارد، سي سال تجربه. 
اگر ما بتوانيم دستگاه عدليه را به آن جايگاه تشريعی برسانيم، هيچكسي جرأت ندارد كه انسان زورگويي به مظلومي ظلم كند. ابهت دستگاه قضايي به گونه‌اي خواهد شد كه هيچكس به خود اجازه ظلم نمي‌دهد. دستگاه عدليه تعريف مخصوص به خود را دارد. اگر در يك نظام سياسي دستگاه عدليه مقتدر باشد، قوه مقننه هم اگر اشكالي داشته باشد، اشكال آن را برطرف مي‌كند. اشكال قوه مجريه را هم برطرف مي‌كند. اقتدار دستگاه قضايي عامل سلامت ساير قوا مي شود و علت آن اين است كه اسلام فرموده است قاضي بايد مجتهد و مستقل باشد.
از دستگاه قضا كه عبور كنيم به دستگاه دفاعي مي‌رسيم كه در نظام اسلامي نيروي مسلح جايگاه خاص خود را دارد. حضرت علي عليه السلام در نهج البلاغه مي‌فرمايد: فالجنود باذن الله حصون الرعية و زين الولاة، و عزّ الدين، و سبل الامن، و ليس تقوم الرعية الا بهم؛ قوام يك ملت به اقتدار نيروي مسلح است و براي افرادي كه طمع تجاوز دارند، بازدارندگي دارد. حاكم اسلامي بايد جايگاه نيروي مسلح را بداند و از آن حمايت كند. قرآن هم مي‌فرمايد: تا جايي كه در توان شماست اقتدار نظامي را بالا ببريد تا دشمن به سرزمين شما طمع نكند و اين از وظايف رهبري است كه بايد جايگاه نيروي مسلح را در ساختار حكومت اسلامي به درستي تعريف و حمايت كند.
توان دفاعي ما را در سال 58 با امروز مقايسه كنيد. بحمدالله در تمام عرصه‌ها؛ نيروي زمينی، دريايي، هوايي، سپاه و ارتش در آغاز انقلاب صفر بوده و امروز بالاي صد هستيم. اين نتيجه اهتمام و توجه رهبري به جايگاه نيروهاي مسلح است. چندين سال است كه صهيونيستها و نخست وزير اسرائيل تهديد به حمله مي‌كنند ولي هيچ خبري نيست. علت آن اين است كه آنها مي‌دانند ما چه داريم. اين حرفي كه مسئولان نظامي ما زدند كه اگر بخواهند كاري بكنند بعد از چند ساعت وجودي از اسرائيل در نقشه جغرافيايي دنيا نخواهد بود. اينقدر آمادگي دفاعي در نظام جمهوري اسلامي ايران افزايش يافته است. اين به خاطر همان تدابيري است كه اسلام دارند. 
در بحث قانونگذاري همين است. همچنين در بحث مسائل عبادي كه انسان از نظر روحي به طور طبيعي احساس مي‌كند كه با هستي رابطه‌اي دارد و براي اين هستي يك صاحب قائل است. براي اين نظام يك مدير قائل است. كسي هست كه اين چرخ هستي را مي‌چرخاند منتهي در تشخيص آن كه چه كسي است خطا مي‌كند. كساني كه مشرك، بت پرست هستند به خاطر آن غريزه‌اي است كه احساس نياز مي‌كنند كه بايد با يك مرجع معنوي ارتباط داشته باشند.
فقه ما سه مجموعه است:
فقه اکبر
فقه اوسط
فقه اصغر
يا به تعبير ديگر:
فقه النفس
فقه القلب
فقه الجوارح

پرسش و پاسخ

سوال: يکي از شرايطي رهبري شجاعت بود که در صورت امکان اين مورد را توضيح داده و تبيين بفرماييد؟
کسي که داراي اين اوصاف باشد يعني فقيه باشد؛ فقه القلب که يعني مبدأشناسي، کسي که خدا را شناخت، کبريايي خدا را شناخت ديگر روي هيچکس حساب نمي کند. امام در برابر هيچ قدرتي کم نياورد. شجاعت توليد يافته آن اوصاف است. اگر کسي خداشناس شد، تمام وجودش را خوف الهي فرا مي گيرد و از احدي خوفي ندارد و اين خصوصيات مومن است و به هر نسبتي که ايمان مومن افزايش يابد، شجاعت وي نيز بالا مي رود. 
مسئله مشورت هيچ منافاتي با اوصاف رهبري ندارد. اگر ما گفتيم رهبري بايد اين چند شرط را داشته باشد به اين معنا نيست که مشورت کردن براي او حرام است. چنين نيست. اسلام دين مشاوره است. در روايات هم داريم که مي فرمايند داناترين افراد کسي است که به اطلاعات خود قناعت نمي کند، ضمن اينکه اطلاعات فردي خود را دارد اطلاعات ديگران را جمع آوري مي کند. مشورت در اسلام جايگاه خاص خود را دارد و در نظام سياسي ما جاسازي شده است. مجمع تشخيص مصلحت در همين نقش است. بحثهاي کارشناسي که از طريق رهبري ارسال شد ايشان به مجمع ارجاع مي دهد. در اين مجمع هم به تناسب موضوع کميسيون دارند که موضوعات در آنها بررسي مي شود. حاصل بحث در صحن مجمع بحث شده و اگر اکثريت نظر دادند به عنوان پيشنهاد خدمت رهبري ارائه شده بعد اگر ايشان تأييد کردند ابلاغ شده و قانون مي شود. پس اوصاف رهبري هيچ منافاتي با مسئله مشورت ندارد.
آن چيزي که ما در مقام تبيين آن هستيم، ترسيم جايگاه واقعي رهبري در نظام توحيدي از نظر تئوري است. ما توجه نداريم که در خارج چه اتفاقي مي افتد. امور شخصيه است و نمي توان مقايسه کرد با آن چيزي که ما تبيين مي کنيم. مرجع تقليد و ولي امر جامعه سياسي بايد اين شرايط را داشته باشد. در خارج اتفاقاتي مي افتد کما اينکه در زمان ائمه هم فرمودند: ما را از جايگاه خداوند پايين بياوريد. اما از خلق هم تفوق و برتري داريم. در عصر پيامبر هم چنين سخناني بود و دليل آن ارادتي بود که مردم به پيامبر داشتند که مردم گفتند چون ابراهيم از دنيا رفته آسمان غروب کرد. اما پيامبر فرمودند خير اينگونه نيست. گردش هستي ضوابط و قواعد رياضي دارد که براساس آن چرخش طبيعت انجام مي شود. حيات و مرگ افراد هيچ نقشي در طبيعت ندارد. امروز هم چنين است فردي چيزي را مي گويد اما ربطي به بحث ما ندارد. 
سوال: در خصوص مسجد جمکران احاديث و رواياتي وجود دارد که راوي آنها چندان مشهور نمي باشد حال در اين مورد تکليف چيست؟
برخي امور وجداني يا تجربي است. تجربه نشان داده که اين امر جايگاهي دارد. براي مثال بعضي از امامزادگان مانند هلال بن علي، از نظر علم رجال چيزي در اختيار نيست اما تجربه نشان داده که اگر چنين چيزي نبود در تاريخ ماندگار نمي شد. تجربه تاريخي افرادي را به يقين مي رساند. در گذشته از بعضي از علماي بزرگ کاشان در مورد زيارت آقا علی عباس سوال شده است. اين بزرگان فرمودند همينکه ايشان توانسته در کوير منطقه خود را به عده اي نشان دهد و عده اي از بلاد دوردست به زيارت ايشان بيايند اين نشان دهنده خبري است. امروز بزرگان ما به مسجد جمکران مي روند. در اين مسجد نماز امام زمان خوانده مي شود و حاجات مختلفي در اينجا برآورده شده است. البته نبايد افراط کرد اما اصل اينکه جاي مقدسي است که نماز خوانده مي شود بلا اشکال است. مسجد جمکران جايي است که خود را با تجربه نشان داده است. گاهي ما چيزي را علم داريم که باطل است مانند اينکه برخي مي گويند خواب حضرت ابوالفضل را ديدم که پارچه اي سبز به من دادند. اين مغازه است. عده اي هم با سادگي خود پيرو اين افراد مي شوند. اينها باطل است. اما جايي مانند مسجد جمکران و حرمهاي امامزادگان قابل نفي نيست.
اما در مورد شرايط رهبري که در همه کتب فقهي ذکر شده است. امام رحمه الله در تحرير الوسيله تفصيلاً بيان نمودند. مرحوم سيد يزدي صاحب کتاب العروه الوثقي، مرحوم صاحب جواهر و ... شرايط رهبري را ذکر کردند. آن چيزي که ما در 14 بند بيان کرديم جامع همه آن چيزي است که در کلمات فقها آمده است.
در مورد حريت بايد بيان کنيم که در صدر اسلام وقتي جنگ مي شد گروه غالب افرادي را به غنميت برده و در بازار مخصوص خود به فروش مي رساندند. حال کسي در جنگ دستگير شده و انسان با شخصيتي بوده است، براي مثال پسر و دختر حاتم طايي در جنگ اسير شدند و بعد که خدمت پيامبر آوردند دستور فرمودند آنها را آزاد کنيد که بزرگ زاده هستند. حال اگر کسي در جنگ اسير شده و در بازار او را فروختند و چند سالي برده بوده است. شخصيت وي در جاي خود است. بردگي او هيچ تأثيري در اوصاف او نخواهد داشت. در بحث حريت استدلال خواهيم کرد. علما اتفاق نظر دارند و يک جنبه سياسي و روانشناسي دارد و آن اينکه جامعه اسلامي رهبري داشته باشد که زماني برده بوده است. اين باعث مي شود که به جامعه اسلامي زخم زبان بزنند که رهبر شما زماني برده ما بوده است. اين منقصت جامعه اسلامي است. بنابراين بخشي از علت اين قضيه که فقها فرمودند بدين دليل است. البته در زمان ما چنين چيزي وجود ندارد. جامعه اسلامي بايد عزيز باشد و هر چيزي که باعث کاهش جايگاه جامعه اسلامي شود مردود است.

والسلام عليکم و رحمه الله و برکاته
مطالب مرتبط
کاشان - خیابان شهید بهشتی - کوچه جمال آباد - دفتر نماینده مقام معظم رهبری و امام جمعه کاشان - کدپستی: ۸۷۱۴۶۷۸۳۸۹
تلفن: ۵۵۷۸۱۸۱ - ۵۵۷۸۸۸۸ - ۵۵۷۲۲۴۴ (۰۳۱)
نمابر: ۵۵۷۸۱۸۲ (۰۳۱)
© کلیه حقوق مادی و معنوی برای پایگاه اطلاع رسانی سفیر ولایت محفوظ است. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.