/
صفحه اصلی
/
خبرخوان
/
ارتباط با ما
/
¤ ۱۳۹۸ سه شنبه ۶ فروردين
تاریخ ارسال:۱۳۹۱ شنبه ۲۲ مهر
چاپ خبر
سلسله مباحث فقه سیاسی علوم انسانی در جمع اساتید دانشگاه کاشان - جلسه بیستم سلسله مباحث فقه سیاسی علوم انسانی در جمع اساتید دانشگاه کاشان - جلسه بیستم
بسم‌ الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين و الصلاة والسلام علي سيدنا و نبينا إبي القاسم المصطفي محمد (ص) و علي آله الطيبين الطاهرين، اللهم اشرح صدورنا بأنوار قدسك و وفقنا للعلم و العمل الصالح، اللهم افتح علينا أبواب مدائن معرفتك و أدخلنا فيها و عرّفنا جميع مراتبها و منازلها و مقاماتها و أرفعنا إلي أعلي مراتبها آمين يا ربّ العالمين.

اوصاف و شرايطي كه بايد در رهبري نظام سياسي اسلام باشد، را اشاره نموديم كه اولين محور اين بود كه بايد عالم باشد. در بحث برهان بيان خواهيم كرد اما عالم بودن بحثي عقلي است به قول اهل منطق در بعضي چيزهايي كه آشكار است، وضوح صددرصد دارد نياز به برهان نيست. در مورد رهبري اگر بگوييم كه تدبير اسلام اين است كه رهبر بايد عالم باشد، ديگر جاي سوال ندارد، زيرا در دوران امر ميان عالم و جاهل حق تقدم با عالم است. آيه شريفه مي‌فرمايد: هَلْ تَسْتَوِي الظُّلُمَاتُ وَالنُّورُ. سوال، استفهام انكاري است. آيا ظلمات با نور يكي است. اين سوال است اما سوالي است كه در دل آن انكار نهفته است. يعني اينگونه نيست كه ظلمات با نور هم سطح باشند. ما در بحث شرايط رهبري مي‌گوييم اولين شرط اين است كه رهبر بايد عالم باشد. حال اگر كسي بگويد نه نبايد اينگونه باشد. بايد بپذيري كه بايد جاهل باشد. اين امر ار هيچ فطرت و عقلي نمي‌پذيرد. منتهي بحث اين است كه عالم باشد اما علم به چه چيزي؟ علوم بسيار متنوع است. تناسب حكم و موضوع اقتضا مي‌كند علم به چيزي كه رهبري را توانمند كند كه جامعه را اداره كند، يعني علم به تمام چيزهايي كه مورد سوال جامعه است و جامعه با روزمرگي مواجه است و نسبت به آن ابهام دارد و تنوع را در جلسه گذشته اشاره كرديم. از لحظه‌اي كه نطفه منعقد مي‌شود بشر سوال دارد كه با اين نطفه چكار بايد كرد؟ مادر چه وظايفي دارد؟ بعد كه به دنيا مي آيد بايد چكار كند؟ رهبري بايد آگاه به همه امور مورد حاجت جامعه باشد تا بتواند قواي مربوطه را يعني به قوه مقننه بگويد شما بايد سياستهاي كلان را تدبير كنيد. در مسائل خانوادگي، حقوقي، ازدواج، مسكن، اشتغال، مسائل توليد، آموزشي در سطوح مختلف وقتي اين امور تصويب شد يا قبل از تصويب رهبري بايد اظهارنظر كند. درست است كه در ريزه كاري‌ها رهبر بايد و مي‌تواند مشاور داشته باشد اما به هر تقدير اينكه گفته مي‌شود رهبر در نظام سياسي اسلام بايد عالم باشد يعني عالم به تمام آن چيزي كه جامعه به آن نيازمند است در امر دنيا و آخرت و پاسخگوي اين مسائل اسلام است تنها جايي كه اين ظرفيت را دارد، اين اقتدار علمي را دارد، اين اقتدار پاسخگويي را دارد كه به همه پرسشهاي جامعه بشري تدبير داشته باشد، پاسخگو باشد، هيچ مكتبي غير از اسلام چنين نيست. بنابراين رهبر بايد عالم به شريعت باشد. اينكه عالم به يك رشته باشد، پاسخگو نيست. 
ما در مسائل تربيت فرزند در اسلام داريم كه بايد در جاي خود بحث شود اما جلسه قبل به عنوان نمونه اشاره كرديم. سال 86 بود كه بحث تفسيري براي اساتيد دانشگاه علوم پزشكي كاشان داشتيم كه بعد درخواستها در شهر زياد شد و ما ناگزير شديم كه تفسير را در شهر برگزار كنيم. در آنجا با اساتيد مطرح كرده و پيشنهاد نمودم كه امروز كه حكومت در اختيار اسلام است و ما بايد بسياري از احكام اسلام را كه تجربي است در لابراتورها برده و آزمايش علمي روي آنها انجام دهيم كه چرا اسلام اين مورد را بيان كرده است. بسياري از مسائل چنين است. براي مثال در مورد آفرينش انسان بحث كرديم و اين سوال مطرح است كه فرزند گاهي به پدر مي‌رود، گاهي به مادر مي‌رود، گاهي بخشي به مادر و بخشي به پدر مي‌ماند. گاهي بخشي به دايي مي‌رود. دليل اين امر چيست؟ اين امر در روايات ما در بحث آفرينش بيان شده است: هَلْ أَتَى عَلَى الْإِنسَانِ حِينٌ مِّنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُن شَيْئًا مَّذْكُوراً * إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَّبْتَلِيهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعاً بَصِيراً * إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِراً وَإِمَّا كَفُوراً
آيات زيادي وجود دارد شايد نزديك 60 تا 70 آيه در مورد انسان شناسي است. پيامبر اكرم و ائمه معصومين فرمودند: كودك تا هفت سالگي خلأيي دارد كه بايد تأمين شود و الا پيش از آن اگر آن را در دور تعليم بياندازيد تا مدتي مي‌رود اما در آينده متوقف مي‌شود. پيامبر فرمودند: اَلْوَلَدُ سيدُ سَبْعَ؛ كودك بايد هفت سال بازي كند. يا در بيان ديگري است كه الولد سيد سبع سنين؛ كودك تا هفت سالگي آقاست. كودك بايد براي هفت سال دوم آماده شود. در اين بحث يك نكته علمي است و اگر روي آن آزمايش انجام شود بسيار مفيد است. از قديم معمول بوده وقتي نوزاد به دنيا مي‌آمد اگر دختر بود گوشش را سوراخ مي‌كردند تا در آينده گوشواره گوش كند. بسياري نمي‌دانند و تصور مي‌كنند كه اين مخصوص نوزاد دختر است اما در روايات ما است كه گوش راست و چپ نوزاد پسر را هم سوراخ كنيد. دليل اين امر چيست؟ حتماً سر علمي دارد.
امام صادق عليه السلام مي‌فرمايند: إن ثقب اذن الغلام من السنة؛ سوراخ كردن گوش نوزاد پسر جزء سنت الهي است. ولي نكته جالبتر اين است كه گوش راست با گوش چپ متفاوت است، آنچه در گذشته سنت بوده مادرها هر دو گوش را كه سوراخ مي‌كردند همان قسمت گوشتي گوش را سوراخ مي‌كردند اما امام مي‌فرمايند گوش راست را در پايين سوراخ كرده اما گوش چپ را از بالا سوراخ كنيد. اين نكته علمي است. دليل اين كار چيست؟ در باب گريه كردن طفل در روايات آمده است كه اگر نوزاد گريه كرد اصرار بر ساكت كردن او نداشته باشيد. در روايت استدلال كرده زيرا بچه در دوراني كه در رحم است آبي در سر او جمع آوري شده كه اين آب اگر بماند براي دستگاه عاقله و مغز او مضر است. اين آب بايد خارج شود و راه بيرون آمدن آن گريه است. لذا روايت دارد كه اگر كودك گريه كرد مادر اصرار بر ساكت كردن نداشته نباشد، مگر مواردي كه گريه نشانه درد موضعي باشد.
اين نكته حكايت از اين دارد كه يك سلسله بخارات ممكن است در دستگاه سر و سامعه و باصره و حافظه باشد كه به وسيله سوراخ كردن تخليه مي‌شود. اينها نكاتي است كه تنها در اسلام بيان شده است. بنابراين رهبر جامعه اسلامي بايد به تمام نيازمندي‌هاي جامعه واقف باشد تا بتواند قوا و سازمانها را توجيه كرده تا در اين رشته‌ها بر آن معيارهايي كه در كتاب و سنت آمده با استفاده از تجربه‌هاي بشري، البته بايد بيان كرد كه اسلام مخالف استفاده از تجربه‌هاي بشري نيست همانطور كه فرمودند اطلبوا العلم و لو بالصين، در 1400 سال قبل دورترين نقطه به حجاز چين بوده است. پيامبر فرمودند علم را بياموزيد حتي اگر در چين باشد. اما آنچه اساس حركت است همان است كه در قرآن و روايات پيامبر و امه آمده است.
يكي از چيزهايي را كه رهبري بايد اشراف و آگاهي داشته باشد، علم به فقه است. بايد فقيه باشد. فقه هم بر سه قسم است. در آيه شريفه مي‌فرمايد: فَلَوْلاَ نَفَرَ مِن كُلِّ فِرْقَةٍ مِّنْهُمْ طَآئِفَةٌ لِّيَتَفَقَّهُواْ فِي الدِّينِ وَلِيُنذِرُواْ قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُواْ إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ، اين آيه در صدر اسلام نازل شد. خداوند مي‌فرمايد: چرا هجرت علمي نمي‌كنند و گروه گروه از بلاد هجرت كنند و در محضر پيامبر اكرم مسائل را بياموزند و بازگردند و آنچه را آموختند انتقال دهند. علت اين هجرت چيست؟ آيه مي‌فرمايد: براي بصيرت در امر دين.
سوال: فقه چيست؟
امروز وقتي در حوزه‌هاي تخصصي و علميه مانند قم و ... مطرح مي‌شود معناي خاص خود را دارد. فقه يعني حلال و حرام، واجبات و حرامهاي الهي. يعني همان چيزي كه در رساله عمليه آمده است. ولي فقهي كه در آيه آمده جامع‌ است. معناي عارضي است كه در طول زمان در حوزه‌هاي علميه از واژه فقه در ذهن خطور مي‌كند. اما آنچه را كه قرآن مي‌فرمايد: فَلَوْلاَ نَفَرَ مِن كُلِّ فِرْقَةٍ مِّنْهُمْ طَآئِفَةٌ لِّيَتَفَقَّهُواْ فِي الدِّينِ؛ تفقه در دين. دين تنها حلال و حرام نيست. دين يعني مجموعه ما انزل اله علي رسله؛ مجموعه آنچه را خداوند بر قلب مبارك پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله نازل كرده و آنچه را پيامبر و ائمه توضيح داده و تكميل كردند. بنابريان فقه تنها حرام و حلال نيست، به اصطلاح علمي ما فقه را بر سه قسم تقسيم مي‌كنيم:
فقه اكبر
فقه اوسط
فقه اصغر
فقه اكبر اعتقادات است. اصول دين، مبدأ شناسي، معاد شناسي، رهبر شناسي و عدل. اساس اين است اگر كسي در باورهاي قلبي ضعف داشته باشد به طرق اولي در مسائل عبادي كمبود خواهد داشت. به اصطلاح مهندسي فنداسيون ساختمان بايد استحكام داشته باشد. اگر محكم تأسيس شود هيچ خطري آن را تهديد نمي‌كند. اينكه افراد گناه مي‌كنند به اين دليل است كه ضعف در باور وجود دارد. اگر جامعه بشري اعتقاداتش اصلاح شود تمام مشكلات جامعه حل مي شود. ديگر كسي به حريم ديگري تعرض نمي‌كند. لذا به مسئله باورها و اعتقادات توجه شده و به آن فقه اكبر گفته مي‌شود.
فقه اكبر را فقه القلب مي‌گويند يعني بصيرت و آگاهي كه جايگاه آن دل است. امر معرفتي است و امر عملياتي نيست. نماز امر عملياتي و اجرايي است. انسان مي‌ايستد و مي‌نشيند. اينها كارهاي بدني است كه البته محرك اين كار بدني باور است. پس همه چيز به باور بازمي‌گردد، يعني فقه القلب.
فقه اوسط تعبير ديگرش فقه النفس است، آن چيزي كه مربوط به نفس انسان است. يعني صفات فاضله. فضليتهاي اخلاقي و رذيلتهاي اخلاقي كه جايگاه آن نفس آدمي است. إِنَّ النَّفْسَ لأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ. اگر اين امر تهذيب شد، پوشش نفس همان فضايل خواهد بود. در آيه شريفه مي‌فرمايد: وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا. قسم به نفس و آنچه را كه خداوند در آن قرار داد. ساخت نفس چيست؟ آيه بعد مي‌فرمايد: فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا * قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاهَا * وَقَدْ خَابَ مَن دَسَّاهَا. خداوند نفس آدمي را طوري ساماندهي كرده است و به او خوبيها و بديها را الهام كرده است. زشتي‌ها و زيباييها، فضليتها و رذيلتها را به او تفهيم كرده است. اين در فطرت هر انساني با هرگونه باور وجود دارد، چون امر طبيعي است. چون خداوند براي همه انسانها بدون استثناء نعمت داده است. باصره، بينايي، عاقله و ... خداوند به همه عنايت فرموده است. يك سلسله نعمتها است كه خداوند به همه داده و اين مقتضاي رحمت الهي است كه الرحمن و الرحيم. فرق ميان رحمن و رحيم اين است كه رحمن يعني ذاتي كه نعمتها را به همه مي‌دهد و تبعيض قائل نشده است. همه انسانها كه در حدود 7 ميليون هستند هر سه وعده از نعمت برخوردارند. صفت رحيم نعمت هدايت است كه اختصاص به اهل توحيد دارد. نفس انسان در سايه هدايت و تعليم بايد خود را ساماندهي كند. تمام زيبايي‌ها را شناسايي و در خود تداوم ببخشد و از رذيلتها اجتناب كند. 
فقه اصغر؛ يعني همان حلال و حرام. واجبات و محرمات. در رساله عمليه بخش سوم از فقه ذكر مي‌شود. 
بنابراين رهبر در جامعه اسلامي بايد برخوردار از فقه به معناي كامل كلمه باشد. در هر سه عنصر كه نامبرده شد بايد عالم باشد. 
نكته ديگر اينكه علم او علم تقليدي نباشد. علم او بايد بر مبناي تخصص باشد. اصطلاحاً مجتهد گفته مي شود. ممكن است آقايي در مورد تمام اسلام مطالعه داشته باشد، آثار بزرگان را خوانده باشد، حافظه خوبي داشته باشد. آيا چنين فردي مي‌تواند رهبر باشد؟ خير بايد وي صاحب نظر باشد. بايد كارشناس امر اسلام باشد. 
قبل از انقلاب گروه مجاهدين خلق (منافقين) اكثر كتابهاي شهيد مطهري را مسلط بودند. حافظ قرآن و نهج البلاغه بودند. بنده به ياد دارم در نجف بعضي از بزرگان ما خدمت امام آمدند كه تأييديه براي مجاهدين بگيرند، امام فرمودند من اينها را تأييد نمي كنم؛ زيرا ديدگاه‌هاي آنها را ‌مي‌دانم. شايد براي آن بزرگان هم سخت بود كه امام جواب ندادند اما وقتي انقلاب پيروز شد ماجراي بني صدر پيش آمد، و مردم را سلاح مورد حمله قراردادند، متوجه شدند. بنابراين اينكه گفته مي‌شود رهبر جامعه بايد عالم باشد علمي نيست كه از ديگران فراگرفته باشد، بايد عالم باشد و از راه اجتهاد به آن دست يافته باشد. مصرف كننده آراء ديگران نباشد. 
اجتهاد به چه معناست؟
تعريفي كه بزرگان در علم اصول براي اجتهاد ارائه كردند بدين شرح است: ملكه‌اي كه يقتدر بها علي الاستباط الاحكام الشرعيه الفرعيه من الادلة الاصلية؛ فرد بر اثر ملازمت علمي در طول ساليان دراز در وجودش ملكه‌اي به وجود آمده يعني قدرتي كه به وسيله آن مي‌تواند احكام الهي را از منابع وحي براساس ادله تفصيليه استخراج كند. بنابراين اجتهاد از ملكات نفس است. مانند اينكه مي‌گوييد شجاعت كه اين ملكه است. سخاوت ملكه نفس است. نفس يك سلسله ملكات دارد كه يك سلسله از آن ملكات علمي است، در خود شما عزيزان به وسيله ممارست سالهاي طولاني اساتيد مختلفي را درك كرديد. در آن رشته مربوطه صاحب نظر هستيد و اگر كسي نظر ديگري را به شما ارائه كند، قبول نمي‌كنيد، براي سخن خود هم دليل داريد. اين اجتهاد است. اجتهاد گاهي در علوم مادي و گاهي در علوم الهي است. شرط دوم رهبر سياسي در نظام اسلام اين است كه بايد علمش بر مبناي اجتهاد و ملكه باشد. ملكه‌اي در نفس انسان به دليل كار و تجربه فراوان، بحث كردن، تحقيق كردن به جايي مي ‌رسد كه خود قدرت دارد احكام الهي را ار منابع اسلامي استنباط كند. 
 
پرسش و پاسخ:

پرسش: اگر كسي فقيه است شرايط ديگر در او مستتر است آيا نياز است كه ساير شرايط را در وي جستجو كنيم؟
پاسخ:
فرض كنيد اگر كسي در فقه اصغر فقيه است، مجتهد است ولي در فقه النفس پياده است، يعني دنيا براي او زيباست، دنيا در نگاه او خيره كننده است، اين فقيه به اين معنا نمي‌تواند رهبر جامعه اسلامي باشد. فقيه بايد هر سه مورد را دارا بوده تا توانايي داشته باشد. اينگونه نيست كه اگر كسي در فقه حلال و حرام مجتهد باشد، در فقه اكبر هم مجتهد است. تلازمي وجود ندارد. ممكن است ساير را دارا نباشد، ولي آن چيزي كه در خارج داريم متفاوت است. گاهي بحث تئوري مي‌كنيم كه از نظر تئوري امكان تفكيك وجود دارد. اما براساس روند تجربي حوزه‌هاي علميه كسي كه اين مراتب را طي مي كند، به طور طبيعي ناخودآگاه در فقه اكبر و اوسط هم مجتهد مي‌شود. از نظر تئوري اينها تلازمي ندارند. كما اينكه برخي را داشتيم كه در حلال و حرام مجتهد بودند اما كم آورده و در برابر آمريكا كم آورده و تسليم شدند. امروز در جهان اسلام علمايي كه در عربستان هستند و خون مسلمانان سوريه را مباح مي دانند به اسم عالم ديني فتوا مي‌دهند. بنابراين قابل تفكيم است اما ما مي گوييم فقيه به معناي كامل و جامع. كسي كه مي خواهد رهبر نظام اسلامي شود بايد هر سه را داشته باشد. 
سوال: همانطور كه مي‌دانيم براي علوم مرتبط درجاتي داريم آيا براي اجتهاد هم درجات و مسيرهايي وجود دارد؟
پاسخ:
يكي از شرايط رهبري اعلميت است يعني اجتهاد مراتب دارد. كسي فارغ التحصيل شده و استاد هم است اما تجربه ندارد. استاد همان استاد كه چهل سال تدريس كرده هر دو استاد هستند اما يكي استاد كهنه‌كار و ديگري تازه نفس. در فقه هم چنين است مراتبي وجود دارد، منتهي حداقل و حداكثري داريم. حداقل اين است كه اگر كسي به مرتبه اجتهاد رسيد و مجتهد شد كه قدرت استنباط احكام الهي را داشته باشد، اختياراتي كه خواهيم گفت براي او وجود دارد. يعني فتواي او حجت است و ديگر خود نمي‌تواند از ديگري تقليد كند و بايد به فتواي خود عمل كند. فتواي كسي اين است كه مي توان از فقيه ميت تقليد كرد، فقيه اعلم مي‌گويد امكان ندارد. اين فتوا تعارض دارد. اما فرض اين است كسي كه تازه مجتهد شده، فتوايش براي او و ديگران حجت است. اما اگر با فتواي اعلم تعارض داشت، فتواي اعلم مقدم است.
سوال: اجتهاد ذاتي است يا اكتسابي؟
پاسخ: اكتسابي است. فرد درس خوانده تا به اين مقام دست يابد. لذا گاهي مبتلي به بيماري نسيان مي‌شود، اين بدان معناست كه ذاتي نيست. آنچه كه اكتسابي است در معرض نابودي است. 
علم مانند پست نيست كه زماني باشد و زماني نباشد. علم اكتسابي است و فرد بايد زحمت بكشد و اگر به مقام علمي رسيد كسي نمي‌تواند از او بگيرد. 
سوال: اقدامات شما براي جلوگيري از اسراف در شهرستان كاشان به عنوان نماينده مقام معظم رهبري چه بوده است؟
پاسخ:
اولاً‌ اينكه بنده مسئوليت اجرايي ندارم، ثانياً اينكه آغاز سال خطبه‌هايي را با وجود كسالت ايراد نمودم كه تعدادي در مورد همين مسئله بود. ثالثاً آقاي فرماندار و معاونين ايشان را خواسته و به ايشان گفتم شما ستادي را تشكيل دهيد تا تدبير مقام معظم رهبري اجرايي شود. اين ستاد برنامه‌ريزي كرده و صاحبان صنايع و اصناف را دعوت كرده و روساي بانكها را در كارگروه‌هاي تخصصي تقسيم كنيد. بايد مشكلات و مسائل را از صاحبان صنايع شنيد. همه مشكلات و موانع بايد همراه با پيشنهادت ارائه شود. مقداري كه در اختيارات شهر كاشان است و آن مقداري كه مربوط به مقامات عاليه است به آنها ارسال شود. اين همان اقداماتي است كه بنده بايد انجام مي‌دادم.
استادي كه از صبح سر كلاس حاضر مي‌شود و بعدازظهر هم كلاس دارد و با دانشجويان سر و كار دارد، نياز به تنوعي است. اينكه شما گلايه كنيد كه چرا آب و كيكي و شير آوردند اشكال واردي نيست. اگر زياده روي شود بله، اما اين يك حداقلي است و بايد اساتيد را تكريم و پشتيباني نمود. افراط صحيح نيست و بايد اعتدال حاكم باشد.
در بحث انتخابات همه آرزده خاطر مي‌شوند و اين نيست كه بنده تنها در اين مورد نگران باشم. شايد بيش از ده پانزده خطبه، پنج شش ماه قبل از انتخابات اين بحثها را مطرح نموديم. زمان انتخابات هم تمام نامزدها را دعوت نموده و نصيحتها و تذكراتي را بيان كرديم. مسائلي بود اما در مقايسه كاشان نسبت به جاهاي ديگر بهتر بود هر چند ما راضي نبوديم. متأسفانه مسائلي هميشه بوده و هست.
در مورد نماز عيد فطر كه برخي بيان نمودند معمولاً سوال مي‌كنند كه اجازه مي دهيد كه نماز عيد بخوانيم. بنده گفتم چه اشكالي دارد. عده‌اي پيرمرد، پيرزن و عاجز هستند و نمي‌توانند از سراسر شهر به دارالسلام بيايند. البته از نظر فقهي اين است كسي كه نماز جمعه را اقامه مي‌كند، يا نماز عيد فطر را اقامه مي‌نمايد اين منصب امامت است و كسي نمي‌تواند نماز جمعه بخواند. اگر زمان امام معصوم است، بايد امام معصوم منصوب كند همانطور كه پيامبر و امام علي عليه السلام در دوران حكومت امام جمعه‌ها را حكم مي‌دادند همانطور كه امروز در انقلاب امام و بعد از آن مقام معظم رهبري البته ائمه جمعه‌ايي كه از طرف خود آقا منصوب مي شوند. ائمه جمعه شهرستانها را شوراي سياستگذاري معين مي‌كند، بايد اجازه داشته باشند. نماز عيد هم چنين است اما در عصر غيبت زياد به اين مسئله توجه نشده است و ما هم سخت نمي‌گيريم كه مردم به زحمت بيافتند. 
اما در پاسخ به سوالي كه در مورد شيوه برگزيدن هيئت امناي مصلاي كاشان شد بايد عرض كنيم كه اكثر امور طلبگي است و آنچه بيشتر به آن توجه دارم درس طلبگي است. اگر منظور شما از انتصابات، انتصاب هئيت امناي مصلاي كاشان است كه ما آقايان را نصب كرديم به عنوان واعظ و امام جماعت و هادي نصب ننموديم. هئيت امناي مصلي يعني مجموعه افرادي كه بناي تاريخي و عظمي را در شهر كاشان بنا كنند. آنچه در نظر بنده بود اين است كه افرادي كارشناس شهركي فرهنگي كه يك نمونه آن مصلي است را تأسيس كنند، حوزه علميه خواهران، حوزه علميه برادران، كتابخانه، سالن كنفرانس، مهمانسرا، بنده نبايد مجتهد نصب كنم. اين افراد بهترين افراد كارشناس در حوزه شهر كاشان هستند. مبناي انتصاب در آن مجموعه اين است. اگر ما در كارهاي حوزه‌ايي كاري انجام داديم كه بي تناسب بوده به ما گزارش دهيد، منتهي در مصلي مأموريت اين است و افراد منتصب در راستاي اين هدف برگزيده شده‌اند.

والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته

مطالب مرتبط
کاشان - خیابان شهید بهشتی - کوچه جمال آباد - دفتر نماینده مقام معظم رهبری و امام جمعه کاشان - کدپستی: ۸۷۱۴۶۷۸۳۸۹
تلفن: ۵۵۷۸۱۸۱ - ۵۵۷۸۸۸۸ - ۵۵۷۲۲۴۴ (۰۳۱)
نمابر: ۵۵۷۸۱۸۲ (۰۳۱)
© کلیه حقوق مادی و معنوی برای پایگاه اطلاع رسانی سفیر ولایت محفوظ است. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.