/
صفحه اصلی
/
خبرخوان
/
ارتباط با ما
/
¤ ۱۳۹۷ شنبه ۲۹ دي
تاریخ ارسال:۱۳۹۱ شنبه ۲۹ مهر
چاپ خبر
سلسله مباحث فقه سیاسی علوم انسانی در جمع اساتید دانشگاه کاشان - جلسه بیست و یکم سلسله مباحث فقه سیاسی علوم انسانی در جمع اساتید دانشگاه کاشان - جلسه بیست و یکم
بسم‌ الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين و الصلاة والسلام علي سيدنا و نبينا إبي القاسم المصطفي محمد (ص) و علي آله الطيبين الطاهرين، اللهم اشرح صدورنا بأنوار قدسك و وفقنا للعلم و العمل الصالح، اللهم افتح علينا أبواب مدائن معرفتك و أدخلنا فيها و عرّفنا جميع مراتبها و منازلها و مقاماتها و أرفعنا إلي أعلي مراتبها آمين يا ربّ العالمين.

بحث پیرامون شرایط و اوصاف رهبری در نظام سیاسی اسلام بود. اشاره شد که اولین شرط این است که رهبر امت اسلامی باید عالم باشد، چون نمی‎توان اداره امور را دست انسان جاهل داد، در تمام مسائل این امر حاکم است. 
دومین شرط اینکه باید مجتهد و فقیه باشد یعنی علم او به معارف الهی و احکام اسلام بر مبنای تخصص باشد، نه اینکه تراوشات فکری و قلمی دیگران را مطالعه کرده و براساس یافته‎هایی که از افکار دیگران دریافت کرده بخواهد جامعه را نگهداری کند، علمش باید ذاتی باشد. باید خود صاحب نظر باشد. 
در این جلسه قصد داريم در مورد شرط سوم که رهبر امت اسلامی باید عادل باشد، بحث کنیم. عدالت در نظام تکوین و در نظام تشریع جایگاه منحصر بفرد دارد، یعنی هیچ خصوصیتی نمی‎تواند جای عدل را بگیرد. عدل یکی از صفات ثبوتیه ذات اقدس ربوبی است. خداوند عادل است و هر چه را که آفریده است براساس عدل آفریده است و هر چه را برای زندگی و معاش انسان قانونگذاری کرده، براساس عدل است که این عدالت در تکوین نامیده می‎شود. در خلقت انسان، آسمانها، زمینها، نباتات، اشجار، درختان، حیوانات همه و همه براساس حق و قانون آفریده شده است. خداوند از هیچ یک از مخلوقات چیزی کم نگذاشته است. معیارهاي کلی که لازمه حیات یک موجود است چه مانند انسان دارای تکلیف باشد و یا دارای تکلیف نباشد همه را براساس عدل آفریده است که فرمود: بالعدل قامت السموات.
عدل در لغت یعنی هر چیزی را در جایگاه مناسب خودش قرار دادن. در نظام هستی کسانی که در زمینه خلقت، نجوم، ستارگان و افلاک تخصص دارند، می‎دانند هر چیزی در جایگاه خود قرار گرفته است. رابطه افلاک، نجوم ستارگان، رابطه اقیانوسها با چرخش ماه، جذر و مد دریا همه براساس یک محاسبه دقیق است.
در آیه شریفه می‎فرماید: و الشمس و القمر بحسبان؛ خورشید و ماه براساس محاسبه دقیق ریاضی حرکت دارند. یعنی اگر کسی کارشناس باشد و محاسبه کند که امروز 29 مهرماه است. زمان طلوع خورشید ساعت 6:15 و غروب خورشید 5:30 است. این نظم یعنی طلوع و غروب خورشید اگر به 1000 سال قبل بازگردید و محاسبه کنید، خواهید دید که در 1000 یا 2000 سال قبل خورشید در روز 29 مهرماه ساعت 6:15 طلوع و در 5:30 عصر غروب کرده است. حرکت همه افلاک و ستارگان براساس عدل است یعنی هر چیزی در جایگاه صحیح خود قرار گرفته است. نمونه آن در مورد انسان است که عدل و حکمت و علم در آیینه وجود انسان به صورت دقیق خودنمایی می‎کند که چه زیبا انسان مهندسی شده است. چشم انسان در جایی که باید باشد، قرار داده است.
امام صادق علیه السلام در بحث انسان شناسی با شاگردش مفضل در مورد اینکه چرا خداوند چشم را بر فرق سر انسان قرار نداده است؟ یا در کف دست قرار نداده است؟ حضرت فرمودند: بشر دچار اضطرار می‎شد که اگر بالای سربود همیشه باید سرش را پایین می‎انداخت تا اشیاء را ببیند. اگر کف دست بود، معمولاً دست فعالیت برای کارهای فیزیکی دارد برای مثال کشاورزی کرده و در نتیجه چشم عضو بسیار حساسی است که نمی‎تواند در چنین جایی باشد. حکمت حکیم این بوده که چشم را در جای مناسب خود قرار دهد که مرتفع ترین نقطه وجود انسان است و انسان راست قامت است و حرکت می‎کند و چشمانش در صورت است و مسلط است و هر نقطه‎ایی را می‎بیند و این همان عدل است. عدل یعنی هر چیزی را در جای مناسب خود قرار دادن. این عدل گاهی در نظام تکوین یعنی نظام خلقت است و گاهی در نظام تشریع یعنی قانونگذاری. خداوند هر چه را در اسلام تشریع کرده چه در عبادات، معاملات، اخلاق، اقتصاد، حقوق همه براساس عدل است. خدای سبحان خود عادل است و هستی را براساس عدل آفریده و نمایندگان خود را عادل قرار داده است. لذا تمام انبیاء عادل و بالاتر از آن دارای ملکه عصمت بودند و بعد از آن اولیاء و اوصیاء و ائمه معصومین عادل بوده و هستند. 
در بحث جانشین از نگاه و تفکر مکتب اهل بیت علیهم السلام مرجع تقلید باید عادل باشد. قاضی فقیه باید عادل هم باشد. رهبر سیاسی جامعه که ما امروز به ولی امر تعبیر می‎کنیم، باید عادل باشد. 
عادل و عدالت مصادیق مختلف و متفاوتی دارد همانطور که اشاره شد که عدل گذاشتن هر چیزی در جای خود، فرض کنید عدالت در خانواده، عدالت در رابطه زوجین، عدالت رابطه والدين با فرزندان، عدالت اعضای خانواده با هم، عدالت استاد و شاگرد و بالعکس، عدالت فروشنده و خریدار و بالعکس. هر کدام از مصادیق عدل است و تعاریفی دارد. افراد به تناسب خصوصیات و روحیات و توانایی فکری ممکن است رابطه خوبی با والدین داشته اما با همسر چنین نباشد. رابطه خوبی با پسر داشت اما با دختر چنین نباشد. این عدالتی مورد بحث نیست. این عدالت بخشی و ناقص است. رهبر باید برخوردار از عدالت به معنای کامل و جامع باشد. به عنوان نمونه به بعضی از فرمایشات ائمه اشاره می‎کنم.
در بیانی وجود مبارک امیرالمومنین علیه السلام می‎فرمایند: العدل حیاة؛ عدالت حیات جامعه است و الجور منحاة؛ و ظلم موجب مرگ و نابودی است. جامعه‎ایی که حاکمش عادل باشد، زنده است و جامعه‎ایی که رهبر و حاکمش ظالم باشد، مرده است یعنی ظرفیت برای بهره‎برداری از امکانات وجود ندارد. یعنی بحث رابطه میان است. کسانی که رابطه خوبی با حاکم دارند از تمام مزایا استفاده کرده و کسانی که رابطه ندارند، از تمام مزایا محرومند. 
آیه شریفه می‎فرماید: ان الله یحیی الارض بعد موتها؛ خداوند زمین را بعد از مرگش زنده می‎کند. زمین حیات طبیعی و یک حیات تشریعی دارد. زمین یک مرگ طبیعی و یک مرگ تشریعی دارد. آیه شریفه می‎فرماید: خداوند بعد از مرگش زنده می‎کند. یک معنای آیه مرگ و حیات طبیعی است. در پاییز زمین می‎میرد، قدرت تولید خود را از دست می‎دهد اما بهار زنده می‎شود. این همان حیات طبیعی است، منتهی وقتی از امام صادق علیه السلام سوال شد که معنای این آیه چیست؟ فرمودند وجود عدالت است، زمانی خواهد آمد که حکومت زمین به دست مردان صالح خواهد افتاد و آنها زمین را به وسیله عدالت احیاء خواهند کرد.
در بيان ديگري حضرت علي عليه السلام مي‌فرمايند: العدل فوز و كرامة؛ عدالت و عدل در جامعه فوز است يعني بهره‌مندي از امكانات و ظرفيتها. العدل قوام الرعية؛ عدالت در جامعه باعث استواري جامعه است. در جامعه‌ايي كه عدالت بوده و حاكم عادل باشد، جامعه ايستاده است. قيام در برابر قعود است. گاهي جامعه نشسته يعني از كارآيي افتاده و به بن بست رسيده اما در جامعه‌ايي كه عدالت باشد يعني جامعه زنده است.
در بخش دیگری از روایات و آثار که از ائمه معصومین رسیده است در مورد نقش رهبر عادل است. 
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: أقرب الناس منی مجلساً یوم القیامة امام عادل؛ نزدیکترین مردم به من در بهشت از نظر جایگاه رهبر عادل است، چون بهشت هم مانند شهرهاي دنياي ما بالاي شهر و پايين شهر دارد منتهي بالاي شهر و پايين شهر در دنيا براساس ماديت است و كساني كه ثروتمند هستند بالاي شهر و فقرا پايين شهر اما بالا و پايين بهشت براساس عمل و طهارت و تقوا و پاكي است. بالاترين منزلت و مرتبه پيامبر اكرم و بعد از آن اميرالمومنين و ائمه معصومين دارند. در اهميت امام عادل پيامبر فرمودند در قيامت نزديكترين افراد به من از نظر جايگاه رهبران عادل هستند. 
در بيان ديگري حضرت فرمودند: ليوم من إمام عادل خير من عبادة الرجل وحده ستّين عاماً؛ يك روزي كاري رهبر عادل در نگاه خداي سبحان بهتر است از شصت سال عبادت يك فرد، عبادت انفرادي انجام دهد يعني عملكرد يك رهبر عادل در پيشگاه خدا يك روزش بهتر است از شصت سال خدمتي كه يك نفر انفرادي انجام داده باشد چون او گره گشايي جامعه مي‌كند، بن بستها را به روي جامعه باز مي‌كند كه هر كدام داراي آثار و بركاتي است. 
در بيان ديگر پيامبر اكرم فرمودند: يقال للامام العادل في قبره أبشر فانك رفيق محمد؛ رهبر عادل وقتي از دنيا مي‌رود و در قبر دفن مي‌شود فرشتگان الهي به او بشارت مي‌دهند كه نگران نباش شما همنشين با پيامبر اكرم هستي.
در بيان ديگر فرمودند: يوم من إمام عادل أفضل من عبادة ستين سنة، و حد يقام في الأرض بحقه، أزكى فيها من مطر؛ عملكرد و كاركرد يك رهبر عادل در نزد خداوند برتر است از عبادت شصت سال و حدي را كه رهبر بر جامعه اجرا مي‌كند يعني كسي سرقت كرده و حد جاري مي‌كند. كسي گناه ديگري كرده حد جاري مي‌كند. همين حدي كه به دستور حاكم عادل اجرا مي شود در روي زمين بهتر است از باران آمدن چهل سال زيرا اجراي حد مانع از بروز ظلم، فساد، تجاوز و تعرضات مي‌شود. مانع هرج و مرج در جامعه مي‌شود. 
و اما بحث اصلي كه ولي فقيه بايد عادل باشد.
هر واژه‌اي در ادبيات عرب داراي دو معني است: لغوي و اصطلاحي.
عدل در لغت يعني هر چيزي را در جاي خود قرار دادن. اما عدالت در نگاه فقها تعاريف متعددي دارد. در كلمات فقها پنج تعريف براي عدالت شده است اما همه از نظر كارشناسي به يك تعريف بازمي‌گردد. حال تعريفي كه حضرت امام در تحرير الوسيله، فقيه يزدي در عروه الوثقي و مرحوم آيت الله خوئي از عدالت ارائه كردند به تفصيل بيان خواهيم نمود.
امام فرمودند: العِدالَةٌ عِبارَةٌ عَنْ مَلَكَةٍ راسِخَةٍ باعِثَةٍ علي مُلازَمَةِ التَّقوي مِنْ تَرْكِ المُحَرَّماتِ و فِعْلِ الواجِباتِ. عدالت عبارتست از ملكه يعني حالت نيست بلكه ملكه است. بعضي از انسانهاي عادي گاهي در شرايطي قرار گرفته و حال پيدا كرده و تصميم مي‌گيرند انسان خوبي باشند اما اين حال موقت است اگر در يك فضاي نقطه مقابل هم قرار گرفتند با آن يكي مي شدند. اين حال است. يكجا حال خوب باشد، خوب و اگر بد باشد، بد مي‌شود. اگر در يك جايي انسان خوبي شد، عادل نيست. عادل كسي است كه برخوردار از عدالت باشد. 
پس تعريف عدالت از نگاه امام اين است كه عدالت عبارتست از ملكه و ملكه حالت نفساني است مانند ملكه شجاعت، سخاوت و .. كه ملكات نفس است يعني به تعبير ديگر ساختار نفس در اثر تربيت و مجاهدت و رياضت به جايي رسيده است كه به طور خودكار از گناه متنفر است. براي مثال چگونه انسانهاي معمولي از الودگي‌ها بدشان مي‌آيد، به ذهن هيچ كس نمي‌رسد چيزهايي كه نفس از آن متنفر است را بخورد. براي مثال خون خوردن كه در ذهن هيچكس اين امر نمي‌گنجد به تعبيرآن خبائث كه جمع خبيث است يعني آنچه نفس از آن متنفر است. نفس انسان از چيزهايي خوشش مي‌آيد مانند غذاها، ميوه‌جات و از يك اموري متنفر است، گناه در نگاه عاقل چنين است. كسي كه داراي ملكه‌اي در درون خود است، ملكه راسخ است يعني در تمام وجود وي رسوخ كرده است. همانطور كه پيامبر اكرم در مورد حضرت علي عليه السلام فرمودند: والايمان مخالط لحمك و دمك؛ ايمان با خون علي و با وجود علي با سلولهاي او آميخته شده است. عدالت به صورت ملكه كه در نفس انسان به وجود مي‌آيد به گونه‌اي است كه هميشه به سمت و سوي زيبايي‌ها پرواز مي‌كند و از زشتي‌ها نفرت دارد. اين همان ملكه است. ملكه‌اي كه رسوخ كرده و انسان را بعث كند يعني به حركت درآورد. 
در كلمات بعضي از فقها و عرفاء مانند مرحوم آيت الله العظمي شيخ محمدحسين غروي اصفهاني كه ايشان فقيه زاهد، عارف، فيلسوف بودند و در بحثهاي اصولي مي‌فرمايند باطن گناه براي انسانهاي عالم و آگاه و عارف مانند خبائث است چگونه انسان از خبيثت تنفر دارند، انسانهاي آگاه باطن گناه را مي‌بينند و لذا متنفر است. اين همان ملكه است.
تعبير مرحوم سيد يزدي از عدالت عبارتست از: العدالة عبارة عن ملكة اتيان الواجبات و ترك المحرمات؛ عدالت يعني انجام واجبات و پرهيز از حرامهاي الهي. 
مرحوم آيت الله خوئي فرمودند: العدالة عبارة عن الاستقامة في جادة الشرع؛ عدالت عبارتست از استواري و پايداري و اصرار بر راه شريعت. انسانهايي كه گاهي خوبند، گاهي هم گناه مي‌كنند. مسجد مي‌روند، روزه مي‌گيرند، عمره مي‌روند و هم اينكه در معاملات سر ديگران كلاه مي‌گذارند. اين عدالت نيست. عدالت اين است كه در مسير شريعت استقامت داشته باشي يعني از صراط مستقيم خارج نشود. اين است كه مي‌فرمايد عدالت عبارتست از استواري در جاده شريعت و عدم انحراف به راست و چپ.
 
پرسش و پاسخ:
سوال: اگر كسي به تولي و تبري عمل نكند، آيا از عدالت خارج مي‌شود؟
پاسخ: بله. كسي كه برائت از مشركين ندارد و با جبهه كفر رابطه دارد و علاقه آنها در وجودش باشد عادل نيست. چون در قلب آدمي دو چيز قابل جمع نيست و نمي‌شود كسي هم محبت اهل بيت در دلش باشد و هم محبت امام زمان و هم محبت كفار. هم اوباما را قبول داشته و هم اينكه امام را قبول داشته باشد. اينها قابل جمع نيستند. اگر ادعا كند، ادعاي واقعي نيست بلكه ظاهري است چون در قلب انسان دو چيز جمع نمي‌شود. بنابراين اگر كسي با كفار و جبهه نفاق علاقمند باشد، دقيقاً در مسير خلاف توحيد است چنانچه آيه شريفه فرمود: وَلاَ تَرْكَنُواْ إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ وَمَا لَكُم مِّن دُونِ اللّهِ مِنْ أَوْلِيَاء ثُمَّ لاَ تُنصَرُونَ؛ به كساني كه ستمكار هستند اعتماد نكنيد، به آنها نزديك نشويد. گاهي ستمكاران جبهه كفر است و گاهي جبهه نفاق.چنانچه اعتماد كنيد؛ بيچاره خواهيد شد. 
سوال: چگونه مي توان تعريف ارائه شده از عدالت را با تعريفي كه امروز وجود دارد، نزديكتر نمود؟
پاسخ:
آنچه را كه اسلام خوب دانسته است و آنچه را بد داننسته همان چيزي است كه در طبيعت انسانها و از نگاه عقل اننسانها مورد تأييد است يعني هيچگاه اسلام چيزي را واجب نكرده است كه عقل انسان نه هواي انسان عقل انسان آن را بر اثر علم و آگاهي رد كند، براي مثال امروز در رسانه‌ها آمده بود در رستوراني دو نفر با هم كارهاي نامناسب كرده و تمام وضع رستوران را بهم ريخته بود. آنچه را اسلام نهي كرده، قبيح است از نگاه همه افراد بشر قبيح است. يعني گناه، خروج از مرز و جاده اصلي را بد مي‌دانند. شما نمي‌توانيد ميان انسانها با همه اختلافاتي كه در ايده‌ها و اختلافات دارند كسي را پيدا كنيد كه معتقد باشد زنا خوب است، سرقت خوب است، تجاوز به حقوق ديگران خوب است، دروغ خوب است، صداقت بد است، اينگونه نيست. لذا در بحثهاي علمي بزرگان فرمودند احكام الهي حقايق عقلي است كه اسلام از اين حقايق عقلي پرده برداري كرده است. فيلمي كه در عقل انسان است، اسلام ظاهر نموده است. بنابراين عدالت يعني هر چيز سر جاي خود باشد و انسانها ملتزم به آن باشند. امروز در دنيا وجود دارد و نمي‌توانيد موردي را پيدا كنيد كه روابطي در دنيا باشد كه خلاف شريعت و عقل باشد و عده‌اي آن را خوب بدانند، چنين چيزي وجود ندارد. 
در كلمات بزرگان غير از سه موردي كه اشاره كرديم، در كلمات فقهاي متقدم پنج تعريف براي فقه ارائه شده است كه يكي از آن اشاره به اين دارد كه عدالت همان حسن ظاهر است. وقتي ظاهر انسان خوبي است، مسجد مي‌آيد، به واجبات پايبند است، به كسي كاري ندارد، همين حسن ظاهر عدالت است. البته عدالت مراتبي دارد مانند علم، گاهي عدالتي است كه انسان مي‌خواهد دو ركعت نماز پشت سر كسي بخواند، اين حسن ظاهر كافي است چون اگر بخواهيم دقت كنيم هيچ چز باقي نمي‌ماند. آن عدالت ناب صددرصدي خاص اولياء الهي است كه هيچ نقطه ضعفي در آن رسوخ ندارد. اگر چنين باشد، جامعه اسلامي تعطيل مي‌شود. در جامعه اسلامي همه چيز سر جاي خود است مردم با هم رابطه دارند، مساجد مي‌روند، در محله به امام جماعت خود اقتدا مي‌كنند، ممكن است فرد در درون خود مشكلي هم داشته باشد اما تا زماني كه ما علم پيدا نكرديم شرعاً مأمور به ظواهر هستيم. در روايات هم آمده است. بنابراين اينكه مي‌گوييد آدم خوبي است همان حسن ظاهر است كه در روايات ما آمده كه اگر ديديد كسي ظاهر خوبي دارد و علناً فسقي انجام نمي‌دهد با او معامله عدالت كنيد. اما اينكه بحث ازدواج در ملتهاي ديگر را مطرح نموديد اين نكته در روايات است كه لكل قومٍ نكاح؛ هر قومي براي خود در بحث ازدواج نكاحي دارد، مقرراتي دارد. لذا ما اولاد اقوام ديگر را نمي‌توانيم به زنا محكوم كنيم، به خصوص كساني كه پيرو اديان اسماني هستند. اينها آداب خاصي براي ازدواج دارند.
سوال: اگر رهبر جامعه اسلامي بايد تمامي شرايطي را كه بيان نموديد دارا باشد، پس جايگاه امام زمان در جامعه اسلامي چگونه است؟
پاسخ: امام زمان معصوم هستند. در زمان خلأ رهبري معصوم مانند عصر ما كه دسترسي به امام عصر و امام معصوم وجود ندارد تكليف چيست؟ لذا بايد كسي را پيدا كنيم كه نزديكترين مردم به امام زمان باشد. خصوصيات امام زمان با يك درجه تنزيل به اصطلاح پزشكي در داروها مي‌گويند مشابه‌ آن دارو، وقتي امام معصوم نيستند كسي كه مشابه ايشان است به هر حال در ميان افراد نزديكترين فرد به امام زمان است، عالم به اسلام و كتاب و شريعت است. اهل گناه نيست. اما خلأ وجود امام زمان هيچكس نمي‌تواند پر كند، او وقتي مي‌آيد همه كره زمين در برابر او تسليم مي‌شود، اما امروز چنين نيست، ما غلبة بر سلطه‌هايي كه هستند نداريم ما با تمام تلاش مقابل آنها ايستاديم اما نمي‌توانيم آنها را به زير بكشانيم. اما عليه السلام وقتي ظهور كنند همه قدرتها در هم متلاشي مي‌شوند و عدل در همه كره زمين حاكم مي‌شود. عدل بخشي نيست اما امروز بخشي است و در قطعه محدودي از كره زمين در جمهوري اسلامي آن هم در حد توان خود و تا جايي كه مي‌توانيم، به هر حال يك جامعه هفتاد و پنج ميليون جمعيتي با آن همه مشكلاتي كه با فرقه‌ها و گروه‌ها داريم، نمي‌توانيم صددرصد ايده‌هايي را كه داريم در جامعه اجرا كنيم و بخش زيادي از جوانان ما را آلوده كردند و معتاد نمودند يعني مزاحم كار ما هستند اما امروز در حد اقتداري كه داريم تلاش مي‌كنيم ولي وقتي حضرت بيايند اين چنين نيست و همه اينها نابود شده و عدالت جهاني است. در روايت آمده زماني كه حضرت ظهور مي‌كنند نقطه ظهورشان كعبه است و ياران امام از سراسر جهان لحظه‌اي حضور مي‌يابند. يعني اينچنين نيست كه با هواپيما بيايند بلكه در روايات آمده برخي طي الارض كرده و برخي سوار بر ابرها مي‌شوند.
سوال: نظر شما در مورد شبيه سازي‌هاي تاريخي چيست؟ آيا چنين شبيه سازي‌هايي صحيح است؟
اين مسئله بحث فقهي نيست بلكه بحث جامعه شناسي است. ما در دو جهت اين مثال را بايد بيان كنيم يكي مسائل داخلي است، كمبودها، محدوديتها، تحميلها، تحريمها، اين براي اين است كه مسئله را براي افكار عمومي روان سازي كنند چون دشمن روي اين مسائل مانور مي دهد و لحظه به لحظه ستاد جنگ تشكيل دادند و جنگ روانشناسي را عليه ما شروع كردند و مدام مطالبي را منعكس مي‌كنند تا روحيه ملت ايران را تضعيف كنند و دنبال اين هستند كه مردم تظاهرات كنند. اينها مي‌خواهند ايران را به آن صورت هدايت كنند حال در اين مقام براي يك عمليات روانشناسي در برابر دشمن و ايجاد آرامش در روحيه مردم مي‌گوييم چيز تازه‌ايي در تاريخ اسلام اتفاق نيفتاده است، در صدر اسلام هم بوده است و پيامبر پايداري نمودند و همراهان پيامبر ثابت قدم باقي مانده تا از اين پيچ عبور كردند. بنابراين نگران نباشيد. اين امور را براي مردم تبيين مي‌كنند كه شما در برابر اين مسائل ثابت قدم بمانيد. 
بحث ديگر در برابر مقابله با دشمن است كه مي‌گوييم موقعيت نظام جمهوري اسلامي در عرصه بين المللي نه مسائل خاص ارز و دلار و سكه در مسائل كلان بين الملل موضع ما موضع خيبر است؛ يعني ما دست برتر داريم. امروز اوضاع داخلي آمريكا و نيويورك بهم ريخته است و تا سال گذشته 80 بانك از بانكهاي مادر آمريكا سقوط كردند، هر روز بازار يك صنعتي پايين آمده است اما ما با اين مسائل مواجه نيستيم. عليرغم همه فشارها جريان امور در كشور به صورت طبيعي است. بنابراين در همه عرصه‌ها دست برتر را داريم. نيروهاي مسلح ما خود توليد ناو توليد مي‌كنند، ناوها زيردريايي، ناوهاي نفتكش، ناوهاي جنگي، موشكهاي بالستيك با برد بيش از دو هزار كيلومتر كه گفتند اين موشكها براي اروپا هم تهديدكننده است. موضع ما در دنيا موضع بالايي است.
سوال: آيا تصور نمي‌كنيد كه وقت آن است كه سيستم انتخاباتي به گونه‌اي تدبير شود تا با برخي از مسائلي كه امروز با آن مواجه هستيم، نباشيم؟ 
پاسخ:
اختياراتي كه در قانون اساسي آمده است، از نگاه تخصصي همه اختيارات ولي فقيه نيست. اگر خاطر شما باشد يا به منابع مراجعه كنيد امام صراحتاً فرمودند كه اين چيزي كه در قانون اساسي به عنوان اختيارات آمده است همه اختيارات ولي فقيه نيست. از نظر فقهي چه نيازي است كه براي انتخاب رئيس جمهور انتخابات برگزار شود و بايد مقام ولايت يك نفر را به عنوان رئيس جمهور البته بعد از رايزني‌ها انتخاب كند. ما در نظام جمهوري اسلامي براي رئيس جمهور و نمايندگان مجلس و شوراي شهر بايد اصلح را انتخاب كنيم و لو نامزد هم نشده است. چنين فردي براي رياست جمهوري مناسب است. كسي كه از نام و سمت و پست خوشش نمي‌آيد، براي رياست جمهوري مناسب است. كسي كه از عنوان نمايندگي مجلس خوشش نمي‌آيد مناسب است و الا كسي كه عاشق رياست جمهوري است، عاشق صندلي مجلس است، عاشق اهل معامله است و آنچه براي او اهميت دارد، اين است كه بايد به معشوق برسد و لو به اينكه به هر كاري ديگر دست بزند. گاهي بعضي عشاق قتل نفس مي‌كنند، يعني اگر نامزد معارضي براي او پيدا شد مي‌خواهند آن طرف را دور خارج كنند. بنابراين بنده معتقدم در معيارهاي نامزد اصلح بايد به سراغ كساني برويم كه نمي‌خواهند به پست دست يابند اما لياقت دارند و مي‌توانند اين كار را متقبل شوند. بنابراين ولي فقيه از نظر جايگاه فقهي مي‌تواند رئيس جمهوري را خود نصب كند، البته با عبور از كارهاي مشاوره‌ايي البته طرح ديگر اين است كه انتخاب رئيس جمهور را به نمايندگان مردم بسپاريم و از اين حالت گسترده كشوري خارج شود و مجلس در ميان نامزدها اصلح را انتخاب كنند. بنابراين از نظر فقهي هيچ منعي وجود ندارد منتهي براي رعايت مصالح كلان و كلي نظام كه دنيا ما را محكوم نكند كه اين نظام ديكتاتوري است ما امروز بهترين نظام سياسي در دنيا هستيم و ما را محكوم به استبداد مي‌كنند، ملاحظه كنيد در همين روزهاي اخير امير كويت تاكنون سه بار پارلمان كويت را منحل كرده است در دنيا غربيهايي كه حرف از دموكراسي مي‌زنند تاكنون هيچ نگفته‌اند، اگر اين كار در ايران انجام شود، مي‌دانيد كه چه مي‌كنند؟ ما محذورات جبهه استكبار را داريم كه همه واژه‌ها را جابجا كردند. در بحرين دولت آل خليفه و آل سعود در برابر مردم مظلوم بحرين واقع شده و هيچكس هم هيچ نمي‌گويد. اينها در مسائل ادعاي آزادي و حقوق بشر در ناقض واقع شده‌اند، آن وقت در مورد سوريه چكار مي‌كنند؟ بنابراين خبرگان رهبري ملاحظات بين المللي را در نظر گرفتند و الا هيچ منع فقهي ندارد كه رئيس جمهور و يا نمايندگان مجلس را رهبري و يا اهرمها و ساختاري كه رهبر تعيين مي‌كنند، انتخاب نمايند. 
ما در عرصه سياسي نوزاد هستيم، ما مبتدي هستيم و كار زيادي دارد تا به كمال دست يابيم يعني ما در نظام سياسي اخلاق سياسي را كم داريم و بايد به اسلام بازگرديم. اخلاق اسلامي در ميان رجال و سياستمداران ما و كساني كه مي‌خواهند مديريت جامعه را بدست بگيرند، عده‌ايي كم دارند و نمونه آن اينكه عده‌ايي نامزد مي شوند و همه هم مي‌گويند ما براي خدا آمديم، براي اجراي تدبير ولايت آمديم اما در عرصه عمل به جان هم مي‌افتند. از پولهاي كلان بادآورده هزينه مي‌كنند. اينها امتحان است و بسياري از ما در اين امتحانات مردود مي‌شويم و يكي از سنتهاي الهي قبل از ظهور امام زمان همين است كه تمام گروه‌هايي كه مدعي احياي عدالت اجتماعي هستند، مدعي حكومت هستند بايد امتحان پس داده و مشخص باشد كه چه كسي "خوش بود گر محك تجربه آيد به ميان، تا سيه روي شود آنكه در او غش باشد"
در سير انقلاب كساني بودند كه‌ آرام آرام از سوراخهاي آبكش انقلاب پايين افتادند. اين همچنان ادامه دارد. ما در مسائل اخلاق اجتماعي و سياسي طفل هستيم و نياز به سرپرستي داريم و امام و مقام معظم رهبري مسائل زيادي را بيان كرده و رهنمودهاي فراواني را فرمودند ولي گوش شنوا كم است و اين هم امتحان الهي است.
حضرت علي عليه السلام فرمودند: بالاترين مرتبه عدالت آن است كه انسان با خود عادلانه رفتار كند معناي معقول و مناسبي است چون كسي كه گناه مي‌كند در اولين مرحله به خود ظلم مي‌كند، كسي كه دروغ مي‌گويد، غيبت مي‌كند، مال حرام مي‌خورد، اين به خود ظلم مي‌كند بنابراين بالاترين مرحله عدالت اين است كه انسان با خود عادلانه رفتار كند يعني خداوند دست و پا را براي هدفي كه خدا آفريده استفاده كند. چشم را براي مطالعه آثار توحيد و عظمت خداوند آفريده است. زبان را خدمت به خلق، ارشاد و تعليم آفريده است. پس بالاترين معناي عدالت آن است كه انسان با خود عادلانه رفتار نمايد و سرمايه‌ايي كه خداوند به او داده است را بيهود تلف نكند.

والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته

مطالب مرتبط
کاشان - خیابان شهید بهشتی - کوچه جمال آباد - دفتر نماینده مقام معظم رهبری و امام جمعه کاشان - کدپستی: ۸۷۱۴۶۷۸۳۸۹
تلفن: ۵۵۷۸۱۸۱ - ۵۵۷۸۸۸۸ - ۵۵۷۲۲۴۴ (۰۳۱)
نمابر: ۵۵۷۸۱۸۲ (۰۳۱)
© کلیه حقوق مادی و معنوی برای پایگاه اطلاع رسانی سفیر ولایت محفوظ است. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.