/
صفحه اصلی
/
خبرخوان
/
ارتباط با ما
/
¤ ۱۳۹۸ جمعه ۲۹ شهريور
تاریخ ارسال:۱۳۹۱ شنبه ۶ آبان
چاپ خبر
سلسله مباحث فقه سیاسی علوم انسانی در جمع اساتید دانشگاه کاشان - جلسه بیست و دوم سلسله مباحث فقه سیاسی علوم انسانی در جمع اساتید دانشگاه کاشان - جلسه بیست و دوم
بسم‌ الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين و الصلاة والسلام علي سيدنا و نبينا إبي القاسم المصطفي محمد (ص) و علي آله الطيبين الطاهرين، اللهم اشرح صدورنا بأنوار قدسك و وفقنا للعلم و العمل الصالح، اللهم افتح علينا أبواب مدائن معرفتك و أدخلنا فيها و عرّفنا جميع مراتبها و منازلها و مقاماتها و أرفعنا إلي أعلي مراتبها آمين يا ربّ العالمين.

حالات انسانهای معمولی متفاوت است و تابع فضا و جویی است که قرار دارند، اگر در جوی مذهبی باشند، حال و هوای معنوی اما اگر در جوی برخلاف باشد، حال و هوای آنها عوض می‎شود. این ملکه نیست، اگر کسی نماز بخواند و روزه بگیرد ولی در محفلی که محفل عیش است قرار گرفت و در آن حرام انجام می‎شود و مایعات حرام استفاده می‎شود و این فرد بیخیال و بی تفاوت بود و گاهی هم افراد برای اینکه در معرض سوءظن سایرین واقع نشود که این فرد عقب افتاده است، کمی هم استفاده می‎کنند، انسان متدینی است اما عادل نیست چون تابع جو است. عدالت عبارتست از ملکه که در هر جوی باشد، تحت تأثیر قرار نمی‎گیرد. مقام معظم رهبری زمانی که رئیس جمهور بودند، در یکی از اجلاسهای بین المللی یا بازدید از یکی از کشورها فرموده بودند به شرطی در این جلسه شرکت می‎کنم که بساط مشروب نباشد، زیرا در خارج این امری عادی است، در واقع به جای آب معدنی ما مشروب استفاده می‎شود. وقتی وارد جلسه شدند و چنین چیزی را دیدند، در آن اجلاس شرکت نکردند. در واقع ملاحظه مصالح دیپلماسی را نکردند، در برابر رضایت پروردگار کسی که مومن عادل است جاها را عوض نمی‎کند. 
در ادامه این بحث باید عرض کنم همانطور که قبلاً اشاره شد که عدالت از سوی خداوند که يکی از صفات خداوند است، عدالت الهی هم در نظام تکوین و هم در نظام تشریع است. در نظام تکوین یعنی در آفرینش، خلقت را بنگرید تمام موجوداتی که خداوند خلق کرده براساس عدل آفریده است. یعنی هر چیزی در جای خود است، کرات، افلاک، رابطه اینها که چگونه در فضا معلق هستند و به وسیله جاذبه یکدیگر را حفظ کردند این همان عدالت در تکوین است. چنانچه جلسه قبل خلقت انسان را مثال زدیم که هر عضوی در جایگاه خود قرار گرفته است. عدالت در نظام تشريع یعنی در قوانین، احکامی را که خداوند به سوی بشریت اعلام و تبلیغ کرده، در تمام این احکام عدالت رعایت شده و شرط آن اجرای عدالت است. پس وقتی نظامی مبتنی بر توحید باشد که خالق آن هستی دارای عدالت است، طبیعی است وقتی نماینده نصب می‎کند او هم باید جلوه خود باشد و بوی او از نماینده استشمام شود و شرایط او در سیمای نماینده و کسی که به جای او هست، ملاحظه شود. 
به چند مورد از آیات قرآن در این زمینه اشاره می‎کنم تا شما عزیزان که استاد هستید و ممکن است گاهی از سوی دانشجویان مورد سوال قرار گیرد، آمادگی داشته باشید، لذا قصد دارم توضیح بیشتری را بیان کرده و نمونه‎های احکام اسلامی را که خداوند شرط عدالت را در آنها ملاحظه کرده، بیان کنیم. 
1. سوره مبارکه مائده، آیه 8
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُونُواْ قَوَّامِينَ لِلّهِ شُهَدَاء بِالْقِسْطِ وَلاَ يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ.
این آیه خطاب به جامعه توحیدی است که فرمود ای کسانی که ایمان آوردید در مقام اجرای احکام الهی استوار باشید، قوامین صیغه مبالغه و جمع قوام است که قوام از واژه قیام است، کسی که استوار ایستاده است. قوامین یعنی کسانی که بسیار پایدار هستند، همانطور که عرض کردم برای اجرای احکام الهی ذره‎ای ملاحظه کاری نمی‎کنند.
شُهَدَاء بِالْقِسْطِ؛ اگر در جایی قرار شد شما شاهد باشید و شهادت بدهید، شهادت بر قسط بدهید، خلاف واقع نگویید. در شهادت رعایت عدالت شرط است. لذا خداوند در بحث شهادت می‎فرماید شهادت بر قسط بدهید. 
وَلاَ يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ؛ اگر گروه و یا فردی با شما اختلاف نظر و یا کینه و عداوت دارد، چون دشمن شماست بر علیه او شهادت ندهید. شما حق را بگویید و لو اینکه شهادت بر مسئله به نفع کسی است که شما با او عداوت دارید لذا در باب حق و عدالت ملاحظه دوستی و دشمنی را نکنید. اسلام تا کجا رعایت حق و عدالت را کرده است؟! 
دشمنی یک قوم شما را وادار نسازد که عدالت را رعایت نکنید و مجدداً در این آیه تأکید می‎کند که بر محور عدالت خود را هماهنگ کنید که عدالت به تقوا نزدیکتر است، هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَی.
خداوند در ادامه تهدید می‎کند که اعمال و رفتار شما توسط رادارهای ما ثبت می‎شود و نمی‎توانید پنهان کاری کنید و خداوند بر همه اعمال شما آگاه است، وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ.
2. سوره مبارکه نساء، آیه 135
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُونُواْ قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاء لِلّهِ وَلَوْ عَلَى أَنفُسِكُمْ أَوِ الْوَالِدَيْنِ وَالأَقْرَبِينَ إِن يَكُنْ غَنِيًّا أَوْ فَقَيرًا فَاللّهُ أَوْلَى بِهِمَا فَلاَ تَتَّبِعُواْ الْهَوَى أَن تَعْدِلُواْ وَإِن تَلْوُواْ أَوْ تُعْرِضُواْ فَإِنَّ اللّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيراً.
ای کسانی که ایمان آوردید در مسیر اجرای عدالت قوام باشید، استوار باشید، پایدار باشید، اگر در جایی زمینه شهادت دادن پیش آمد، شهادت را برای خدا بدهید، هیچ چیز دیگری را در مقام شهادت دادن دخالت ندهید، حب و بغضهای گروهی و یا حزبی و سازمانی و یا روابط خانوادگی را در آن دخیل نکنید، شهادت برای خدا باشد، و لو اینکه این شهادت به زیان شما باشد، اما این هنر را داشته باشید که در باب شهادت حق را رعایت کنید. حتی اگر این شهادت به زیان پدر و مادر و بستگان و نزدیکان شماست. ملاحظه سرمایه داری و فقیری را نکنید، اگر کسی مدعی مالکیت ملکی است و انسان ثروتمندی است، نباید به سود او شهادت دهید اگر می‎خواهید ملاحظه کنید خداوند اولی‎تر است از بندگان، همه چیز تو از آن خداست و اگر قرارست ملاحظه کاری کنید میان ملاحظه خلق و خالق دوران امر است و عقل حکم می‎کند که باید ملاحظه خالق را بکنید. یا اینکه کسی فقیر است و چون فقیر است می‎خواهید شهادت علیه او دهید یا می‎خواهید به نفع او که فقیر است شهادت دهید، اگر ذی حق نیست شما نمی‎توانید به نفع او شهادت دهید، لذا آیه می‎فرماید: اگر طرف فقیر و یا ثروتمند بود ملاحظه هیچ چیز را نکنید و خداوند اولی‎تر است و از هواهای نفسانی و محاسبات مادی و شخصی تبعیت نکنید. 
وَإِن تَلْوُواْ أَوْ تُعْرِضُواْ فَإِنَّ اللّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيراً؛ اگر از حق عدول کنید و شهادت ناحق دهید یا اینکه از گفتن حق اعراض کنید، عملکرد شما نزد خداوند است.
لذا در هر دو آیه تأکید و توصیه بر مسئله عدالت محوری شده است که این امر در روابط اجتماعی حاکم است. اما در مورد اینکه رهبر باید عامل به عدالت باشد، در سوره مبارکه شوری، آیه 15 بعد از سلسله بحثهایی به این نکته اشاره کرده و خداوند به وجود مبارک نبی اکرم خطاب کرده می‎فرمایند: فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ وَقُلْ آمَنتُ بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ مِن كِتَابٍ وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ اللَّهُ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ لَا حُجَّةَ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ اللَّهُ يَجْمَعُ بَيْنَنَا وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ؛ به خاطر همین است که شما آنها را دعوت به حق کنید و در مسیر فراخوانی اهل کتاب به بندگی خدا و تبعیت از حق استوار باشید، چون اینها انسانهای عنود و جهولی هستند و دارای تعصب جاهلی هستند و اینگونه نیست که به سادگی تسلیم شوند و این نیاز به ثبات قدم دارد، لذا خداوند به پیامبر می‎فرماید: استقامت کن زیرا تو مأمور به استقامت شدی و از هواهای آنها و شرایطی که برای ایمان آوردن می‎گذارند پیروی نکن. در زمان انبیاء سلف هم عده‎ای شرط می‎کردند که اگر خدا چنین کرد، ما ایمان می‎آوریم.
خداوند می‎فرماید: اگر اینها احتجاج کردند اعلام کن که من تابع آن چیزی هستم که از سوی خدا به من بیان شده است.
شاهد عرض بنده جمله پایانی آیه است: وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ اللَّهُ؛ به اینها بگو من از سوی خداوند مأمور به اجرای عدالت هستم.
پس در نظام توحیدی علاوه بر اینکه خداوند خالق هستی و عادل است و نمایندگان خداوند علاوه بر اینکه دارای ملکه استنباط هستند دارای ملکه عدالت هم می‎باشند. به آنها بگو که من مأمورم که عدالت را در جامعه اجرا کنم.
3. سوره مبارکه انعام، آیه 152
وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللّهِ أَوْفُواْ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ.
بحث مراقبت از ثروت اطفالی است که یتیم می‎باشند که در احکام الهی بسیار توصیه به این امر شده است که مبادا سرمایه‎های آنها به دست افراد ناصالح بیافتد.
به مال یتیم نزدیک نشوید، مگر براساس آن چیزی که نیکوتر باشد یعنی در راستای مصالح یتیم باشد. حال کسی قیم است و از طرف حاکم شرع مأمور است که از اموال ایتام مراقبت کند و در راستای منافع و نیاز مجبور شد زمینی را بخرد و یا اجاره دهد، همه باید براساس مصالح طفل باشد، مگر در جايي كه به نفع او باشد تا اينكه كودك بلوغ اقتصادي پيدا كند. چون گاهي از نظر جسمي بلوغ پيدا مي‌كند اما عقل معاش ندارد يعني قدرت تصرف در اموال و معاملات را ندارد. 
مطلب ديگر در باب معاملات است كه مي‌فرمايد در اين باب هم عدالت را رعايت كنيد. اگر چيزي را با پيمانه مي‌فروشيد آن را خالي نگذاريد. در قديم كالاهايي بود كه پيماني فروخته مي‌شد، بعضي كالاها وزني بود يعني توزين مي‌شد، خداوند مي‌فرمايد در باب معامله چه كيلي و چه وزني باشد، براساس قسط معامله كنيد. وَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ؛ اگر در جايي مي‌خواهيد سخن بگوييد، موقع سخن گفتن عدالت را رعايت كنيد، ناحق نگوييد، چيزي كه ثابت نشده است، ادعا نكنيد. در گفتار عدالت را رعايت كنيد. وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى؛ و لو اينكه از نزديكان شما باشد، حتي در مورد نزدكان خود هم عدالت را رعايت كنيد. وَبِعَهْدِ اللّهِ أَوْفُواْ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ؛ به پيمان پروردگار وفادار باشيد، دستورات خدا را دقيق اجرا كنيد، اين چيزي است كه خداوند به شما مومنين توصيه كرده است، به اميد اينكه شما مراقب باشيد و حواستان جمع باشد. 
پس در اين آيه خداوند چند موضوع را مطرح كرده كه بايد در آن عدالت رعايت شود:
اموال يتيم
باب خريد و فروش
در مقام گفتار
نكته ديگري كه بايد در آن عدالت شده و شرط شده كه شخص بايد عادل باشد، در جايي است كه شما مبلغي را به كسي وام مي‌دهيد، بعضي مي‌گويند ما رفيق هستيم و مهم نيست، مبلغي را به فرد وام مي‌دهند و بعد شرايط فرد عوض مي‌شود و از اساس انكار مي‌كند، همين فردي كه بسيار به او اعتماد داشتيد، شرايط روزگار به گونه‌اي مي‌چرخد كه او را عوض مي‌كند، موضع او با موضع قبلي كاملاً متمايز مي‌شود. حال براي پيشگيري از چنين مسائلي اسلام مي‌فرمايد چيزي را كه به عنوان دين حتماً آنرا بنويسيد. به قول و قرار شفاهي اعتماد نكنيد. كاتبي در بين شما يعني فرد ثالثي اين قرارداد و رابطه اقتصادي را ثبت كند. 
4. سوره مباركه بقره، آيه 282
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا تَدَايَنتُم بِدَيْنٍ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى فَاكْتُبُوهُ؛ اي كساني كه ايمان آورديد يكي از نشانه‌هاي اهل ايمان اين است كه دقيق هستند، كارهايشان را مي نويسند، هرگاه كه ديني في مابين شما رد و بدل شد، را بنويسيد. 
وَلْيَكْتُب بَّيْنَكُمْ كَاتِبٌ بِالْعَدْلِ؛ كسي كه صورتجلسه را ثبت مي‌كند بايد براساس عدالت تنظيم كند. 
در ادامه همين آيه مي فرمايند: وَلاَ يَأْبَ كَاتِبٌ أَنْ يَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللّهُ فَلْيَكْتُبْ وَلْيُمْلِلِ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ وَلْيَتَّقِ اللّهَ رَبَّهُ وَلاَ يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئًا فَإن كَانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهًا أَوْ ضَعِيفًا أَوْ لاَ يَسْتَطِيعُ أَن يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ؛ اگر چنانچه كسي كه بدهكار است، سفيه باشد، (دستگاه عاقله او به خوبي عمل نمي‌كند) يا ضعيف باشد، يا توان انشاء كردن معامله را ندارد، بايد ولي وارد معامله شود و براساس عدل اين رابطه را مالي و اقتصادي را انجام دهد. 
بنابراين در اين آيه هم اسلام شرط عدالت را بيان كرده است.
5. سوره مباركه نساء، آيه 58
إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُكُمْ أَن تُؤدُّواْ الأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا وَإِذَا حَكَمْتُم بَيْنَ النَّاسِ أَن تَحْكُمُواْ بِالْعَدْلِ إِنَّ اللّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُم بِهِ إِنَّ اللّهَ كَانَ سَمِيعاً بَصِيراً.
خداوند به شما فرمان مي دهد اگر امانتي را در اختيار گرفتيد، به درستي به اهل آن برگردانيد، حال امانت مادي باشد، مانند ملك و .. يا امانت معنوي، دانش آموز و دانشجو امانت الهي در اختيار معلم هستند كه بايد آن وظيفه امين بودن را در باب تعليم و تهذيب و تزكيه و تربيت ادا نمايد.
هرگاه شما را به عنوان داور انتخاب كردند، داوري اين نيست كه در محكمه قضايي باشد، در كارهاي علمي هم كه مي‌خواهند پايان نامه برتر را انتخاب كنند، در اختيار چند استاد قرار داده تا داوري كنند، اگر در اينجا ملاحظه برخي امور شود، خلاف عدالت است. يا در نمايشگاه‌هاي بين المللي يا كشوري فرآورده‌هاي علمي يا صنعتي را مقايسه مي‌كنند يا در ورزش گاهي به داور اعتراض مي‌شود كه عدالت را رعايت نكرد. آيه شريفه مي‌فرمايد هرگاه در ميان مردم داوري كرديد، براساس عدل رفتار نماييد. آنقدر كوچك و ضعيف نباشيد كه در اجراي عدالت با شما معامله كنند. 
در باب وصيت كسي مي‌خواهد براي رفتن به عالم آخرت آماده شود، يكي از آداب ديني اين است كه مومن بايد هميشه وصيت نامه‌اش همراهش باشد، زيرا كسي نمي‌داند لحظه مرگ چه زماني فرا مي‌رسد؟ شايد شنيده باشيد كه كاروان زائر كاشاني در مسير راه كربلا منفجر شده و عده‌اي مجروح و پنج نفر هم به شهادت رسيدند. هيچ كس احتمال چنين حادثه‌اي را نمي‌داده است. خانواده‌هاي آنها آماده براي استقبال بودند، در حالي كه از اين حادثه خبر نداشتند. 
6. سوره مباركه مائده، آيه 106
يِا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ شَهَادَةُ بَيْنِكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ حِينَ الْوَصِيَّةِ اثْنَانِ ذَوَا عَدْلٍ مِّنكُمْ؛ هرگاه كسي آثار مرگ را در خود احساس كرد، بايد وضعيت مالي خود را روشن كند، ميان خود گواه بگيريد، وقتي يكي از شما مي‌خواهد بميرد، چند نفر شاهد بگيريد تا آنچه در تقسيم اموال مي‌نويسيد، كم و زياد نشود. دو شاهد عادل از ميان خود انتخاب كنيد. اگر در شرايطي بوديد كه عادل نيافتيد، يا دو نفر را از غير خود كه نمي‌شناسيد، حتماً وصيتنامه را به امضاي دو نفر مهر و موم كنيد ولو اينكه آن دو را نشناسيد، أَوْ آخَرَانِ مِنْ غَيْرِكُمْ إِنْ أَنتُمْ ضَرَبْتُمْ فِي الأَرْضِ فَأَصَابَتْكُم مُّصِيبَةُ الْمَوْتِ تَحْبِسُونَهُمَا مِن بَعْدِ الصَّلاَةِ فَيُقْسِمَانِ بِاللّهِ إِنِ ارْتَبْتُمْ لاَ نَشْتَرِي بِهِ ثَمَنًا وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَلاَ نَكْتُمُ شَهَادَةَ اللّهِ إِنَّا إِذًا لَّمِنَ الآثِمِينَ.
7. سوره مباركه نحل، آيه 90
إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ وَإِيتَاء ذِي الْقُرْبَى وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَالْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ.
فرمان خدا به عدل است زيرا عادل است و نظام را براساس عدل آفريده است و احكام براساس عدل و وكلا و نمايندگانش عادل بوده و بندگان را هم فرمان به اجراي عدالت مي‌دهد. 
إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُ:
بِالْعَدْلِ
وَالإِحْسَانِ
وَإِيتَاء ذِي الْقُرْبَى
وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَالْبَغْيِ
خداوند به شما موعظه مي‌كند شايد شما متذكر باشيد. خداوند هيچگاه امر به ظلم نمي‌كند، امر به بدي هم نمي‌كند، حتي اگر فرد هم گاهي به دليل ناآگاهي و يا غفلت نسبت به شما بي احترامي كرد، شمما با احسان جبران كنيد. اين همان آثار و نشانه‌هاي تربيت توحيدي است.
در بحث عدل و عدالت آياتي را از باب نمونه بيان نموديم. رواياتي در كلمات ائمه بالاخص در نهج البلاغه در مورد عدالت بيان شده است كه به چند مورد اشاره مي‌كنيم.
در مذاكره‌اي كه حضرت علي عليه السلام با عثمان داشت، اين مطالب را بيان فرمودند:
ان افضل عبادالله عندالله امام عادل هدُي و هَدي؛ گرانقدرترين بندگان خدا در نزد پروردگار امام عادل است، برجسته‌ترين شخصيت در جامعه توحيدي در پيشگاه پروردگار رهبري است كه عادل باشد كه نشانه آن امام عادل اين است كه خود هدايت شده و ديگران را هم هدايت كند. 
فاقام سنه معلومه؛ آن امام در جامعه سنتهايي كه شناخته شده است را حفظ كند، سنتها را اقامه كند، مانند اينكه يكي از سنتها اعتكاف است كه در قبل از انقلاب وجود نداشت و عده خاصي از اهل علم و علما و صلحا انجام مي‌دادند اما در نظام اسلامي اين سنت كه سنت پيامبر است احياء شده كه همه جامعه را فرا گرفته است و اين نشانه امام عادل است. 
و امات بدعه مجهوله؛ يكي از نشانه‌هاي امام عادل اين است كه بدعتهاي كه در شريعت محكوم و ناشناخته است را مي‌ميراند يعني حذف مي‌كند. 
انّ شر الناس عندالله امام جائر؛ بدترين انسانها در نزد خداوند رهبر ستمگر است.
ضَل و ضُل به؛ امام جائر هم خود گمراه است و هم جامعه را گمراه مي‌كند. 
و امات سنه مأخوذه؛ سنت‌هايي كه در اسلام تشكيل شده را اجازه طرح نمي‌دهد و آنها را حذف مي‌كند.
و احياء بدعه متروكه؛ در مقابل بدعت‌ها را احياء مي‌كند.

پرسش و پاسخ:

سوال: اگر رهبر عادل نباشد چه اتفاقي رخ مي‌دهد؟
پاسخ: در جاهاي ديگر اگر متولي كار صلاحيت نداشته باشد، چه اتفاقي مي‌افتد؟ اگر استاد صالح به استادي نباشد، راننده صالح به رانندگي نباشد، خلبان صالح به پرواز نباشد چه اتفاقي مي‌افتد؟ در همه جا چنين است، رهبر كه مسئوليت ساماندهي و سرپرستي چندين ميليون جمعيت را بر عهده دارد، عادل نباشد، هيچ چيزي در جاي خود قرار نخواهد داشت. هر كس كه زور بيشتري دارد و مي‌تواند به رهبري فشار بياورد، امتياز مي گيرد. اما وقتي رهبر عادل باشد، امتيازها را براساس واقعيتها مي‌دهد، نمره اضافي به كسي نمي‌دهد، به كسي هم نمره كم نمي‌هد.
به هر حال رهبري در هر نهادي و سازماني افراد اميني دارد و اگر متوليان آن دستگاه كه امين حاكميت هستند شهادت دادند، رهبري براساس شهادت آنها امضاء مي‌كند.
اما در مورد سوالی که در خصوص تعریف و تمجید بیان شد باید عرض کنیم که گاهی چیزی را که بیان می‌کنند واقعیت دارد، برای مثال این فرد دارای این مراتب علمی است و چنین هم هست، اما گاهی چیزی واقعیت ندارد و بیان می‌کند و این حرف برای آن فرد ضرر دارد، موجب عجب و برتر دانستن می‌باشد و این امر منافات با روح تربیتی و خلاص اسلام دارد. یکی از بحثهای مشکل و غیر قابل فهم و غیر قابل عمل مسئله اخلاص است، عبد به هیچکس غیر خدا بدهکار نیست، تنها کسی که بدهکار آن هستیم، خداست، نفس ما از اوست، علمی هم که داریم، از اوست، اگر او سامعه، بویایی، بینایی، توفیق عطا نمی‌کرد، هیچ علمی کسب نمی‌شد، همه چیز به او برمی‌گردد، وقتی همه چیز عبد از خداست، همه چیز عبد هم باید برای خدا باشد. نشانه موحد این است که کاری به تعریف یا تقبیح کسی ندارد. بنابراین تعریفها و توصیفها گاهی در جایی است که شخص غایب است و کسی عیله او سخن می‌گوید، اما شما تکذیب کرده و اوصاف او را بیان می‌کنید. دفاع از مومن در غیاب او و توصیف از او وظیفه اخلاق است. اما اینکه در مقابل شخص بیهود و بی هدف با روحیه تملق گرایی مطلبی را بیان کنند، از نظر اخلاق توحیدی محکوم است. خداوند در آیات قرآن بعضی از اولیاء خود را تعریف می‌کند و این تعریف برای دیگران است و در غیاب آنها انجام شده است.
سوال: ولی فقیه را باید در راستای ائمه یا در برابر آنها قرار دهیم؟
پاسخ: فقیه عادل در سلسله مراتب طولی امام است مانند استاد و استادیار، که استادیار فاصله‌ایی با استاد دارد. فقیه عادل نایب است. این است که در طول در ذیل جایگاه امام معصوم (امام اصل) قرار دارد. لذا فقیه عادل در عرض امام معصوم نیست بلکه در طول است. 
در روایات است که اگر بعضی گناهان در جامعه زیاد شد، مرگ فجعه زیاد می‌شود. اگر عدالت در نظام قضایی اجرا نشد، آسمان ثمرات و برکاتش را بر اهل زمین قطع می‌کند، یعنی بارانی که از آسمان باید در این سرزمين نازل شود، نمی‌شود. براساس نظام مهندسی آفرینش این است که در فصل پاییز یا زمستان این تعداد قطرات باران بر این نقطه از زمین فرود آید و وقتی در جامعه گناه شد یا حکم الهی در احکام قضایی اجرا نشد، در روایات داریم که خداوند به مأمور ابرها و ریزش باران هستند، دستور می‌دهد که ابرها را به جایی دیگر ببرید. به دریاها و کوهها ببرید. در روایت داریم که امام علیه السلام می‌فرماید اینکه گاهی بعضی می‌گویند امسال باران نیامده است مانند خشکسالی که ما در کشور داریم خصوصاً در کاشان و توابع، این بارانهای که قبلاً می‌آمده چه شده است، اینگونه نیست که بارانهای نازل نشود، می‌بارد اما در جایی دیگر. لذا امام می‌فرماید: عدد قطرات فرود آمده از آسمان در هر سال یک اندازه است. منتهی اگر اهل زمین صالح شدند باران آنجا فرود می‌آید اما اگر فاسد شدند ابرها با هدایت فرشتگان در کویر و دریاها می‌بارند. بنابراین هر چیز در هر جایگاهی که داشته انجام نمی‌شود و این همان معنای فساد است. 
شما کشورهای غربی و اروپایی را بنگرید فاسد است، اما زندگی می‌کنند اما فساد حاکم یک سلسله محرومیتها را برای مردم به همراه دارد. ثباتی در خانواده نیست. این فساد است اما مردم زندگی می‌کنند. 
بشر مجذوب دو جاذبه است، دو نوع جاذبه بر بشر حکومت دارد:
جاذبه عقل
جاذبه نفس
بشر گرفتار این دو جاذبه است، هر کدام قوی‌تر باشد، بشر تمایل به آن پیدا می‌کند. یکی از وظایف حاکم اسلامی این است که از ظرفیت عمومی جامعه استفاده کند که جامعه را سوق به سمت جاذبه‌هایی دهد که عقل می‌‌گوید. عقل حکم می‌دهد که هر چیز در جای خود قرار گیرد. در جامعه نباید سرقت انجام شود، نباید مردی به همسرش زور بگوید، یا خانمی چیزی مطالبه کند در توان مالی همسر نیست، پدر باید براساس عدل با فرزندان عمل کند، اما نفس می‌گوید با این امور کاری نداشته باشد، خوشم می‌آید این کار را انجام دهم، مال را پنهان کنم، به ناموس کسی نگاه کنم. اما نظام دین و نظام شریعت این است که باید اولی اجرا شود و حال باید برای اجرای حکم عقل و منطق همه تحمل ندارند و زیر بار نمی‌روند و اين وظیفه حاکمیت است که اگر در میان جامعه گروه‌هایی بودند که زیاده طلبی می‌کنند و می‌خواهند به اموال و موقعیت دیگران دست اندازی کنند، با آنها برخورد کنند. بنابراین افراد براساس طبیعت اولی خود می‌خواهند آزاد باشند، اما وظیفه حاکم است که جامعه را از راههای مختلف اولاً از راه تعلیم، آگاهی دادن، تربیت کردن نسل جوان جامعه و این نیست که حاکم شرع حتماً تازیانه بزند، وظیفه اولی حاکم اسلامی این است که جامعه را تربیت کند، چون ربوبیت یکی از صفات خداست و خداوند بشر را تربیت کرده است. 
وظيفه حاكم اسلامي تربيت است. احكام اسلام ملاحظه بفرماييد، در اسلام 52 كتاب و موضوع فقهي وجود دارد كه در اين تعداد دو كتاب، كتاب تأديب و تعزير و شلاق و اعدام است، باب حدود و نهي از منكر؛ ساير بابها همه تربيت است مانند نماز خواندن، روزه گرفتن، حج رفتن، امر به معروف كردن، نهي از منكر كردن، محبت به ديگران، احسان به ديگران، صله رحم كردن، همه كارهاي فرهنگي و تربيتي است. بنابراين وظيفه اولي حاكميت اسلامي پرورش فكري جامعه اسلامي است كه جامعه را از نظر آگاهي به بلوغ برساند، بعد اگر افرادي بودند كه سركشي كردند، بايد آنها طبق قانون برخورد شود. بنابراين وظيفه حاكم اجراي عدالت است، و مقتضاي اصل طبع اولي مورد تمايل انسان نيست و هواي نفس انسان مي‌خواهد آزاد باشد، خط قرمزها را عبور كند، اما به مصلحت آنها نيست.
سوال: بدعت چيست؟
پاسخ: بدعت عبارتست از ادخال ما ليس من الدين في الدين؛ وارد كردن چيزي كه جزء مجموعه شريعت الهي نيست، مانند برخي امور كه در فرقه‌هاي اسلامي وجود دارد. دين تعريف شده است و از نگاه تخصصي دين مجموعه آن چيزي است كه از سوي خداي متعال بر پيامبر نازل شده است. هر چيزي غير از اين بدعت است. براي مثال در عصر ما قمه زدن چيزي است كه هيچ سند و دليلي ندارد، در صدر اسلام هم وجود نداشته است، اگر چيز محبوبي بود قطعاً پيامبر اين امر را بيان مي‌كرد. اينكه برخي بگويند چون ما به امام حسين ارادت داريم، ما ذوب در امام حسين هستيم، مبالغه است، هر چه هم عشق به امام حسين داشته باشند، محبتشان بيشتر از پيامبر نيست، بيشتر از حضرت علي عليه السلام و فاطمه زهرا سلام الله عليها نيست. اگر چنين چيزي لازم بود، پيامبر مي‌فرمودند. در اسلام اين امر وجود ندارد و از زمان صفويه عده‌اي اين بدعت را بنيان نهادند و الا از نظر اسلام سندي ندارد و ضمن اينكه اين كار صحيح نيست. اگر به امام حسين ارادت داريد، وظيفتان را انجام دهيد. نمازتان را صحيح بخوانيد، اينكه شب عاشورا مي‌خوابيد و نماز صبح قضا مي‌شود، كجاي آن حسيني است؟ امام حسين عليه السلام با يارانشان شب عاشورا نخوابيدند، مشغول ذكر و دعا و مناجات بودند، اگر شما هم عاشق امام حسين عليه السلام هستيد، همان كارهايي كه امام حسين شب عاشورا انجام داد، انجام دهيد. بعد در عصر ما به خصوص اينكه مقام معظم رهبري گفتند بدعت است، زيرا باعث هتك حرمت اسلام و شيعه مي‌شود چون عوامل جاسوسي و اطلاعاتي دستگاه‌ههاي وهابيت از تمام اين حركاتي كه برخي از فرقه‌هاي شيعه انجام دادند، فيلمبرداري نمودند و به دست رسانه‌هاي غربي داده و آنها تحليل نموده و گفتند: اينها كه اين كارها را انجام داده و به خود رحم نمي‌كنند، حتي مواردي را نشان دادند كه پدري طفل نوزادي را قمه زد، خون تمام وجود كودك را گرفت. گفتند ايراني‌ها اين چنين انسانهاي بيرحمي هستند، اينها شيعه هستند، اينهايي كه به كودك خود رحم نمي‌كنند اگر بر دنيا مسلط شود، دنيا نابود مي‌شود. مقام معظم رهبري از اوضاع مطلع هستند، لذا از اين كار نهي كردند كه بر ضرر اسلام است. 
سوال: آيا ممكن است در مورد عدالت و حكمت مطالبي را بيان بفرماييد؟ آيا عدالت امري نسبي است؟ 
پاسخ: عدالت امري واقعي است و نسبي نيست كه در آن نسبت گرايي ملاحظه شود، زيرا عدالت يعني هر چيزي در جاي خود قرار گيرد. اگر جابجا شد، برخلاف عدالت است. هر چيزي در جايگاه خود قرار گيرد، عدل است، در غير جايگاه خود قرار گيرد، خلاف عدل است. در بحث خلقت، آفرينش تابع يك سلسله قواعد حاكم بر هستي است، در بحث توليد فرزند و اينكه اندام او چگونه باشد، سامعه و باصره او چگونه باشد، اعضا و جوارح آن چگونه باشد، نقصي در خلقت داشته باشد، اينها تابع قانون است و خداوند قانون گذاشته است كه اگر پدر و مادر هر دو سال باشند و آداب و دستورالعمل زناشويي را رعايت كنند، فرزند چگونه مي‌شود. اين به واليدن بازمي‌گردد كه گاهي شرايط را نمي‌دانند يا مي‌دانند و رعايت نمي‌كنند. بحث تغذيه، ژن، سلولها و گلبولها، عوامل علمي است كه در نظام طبيعت تأثير دارد. خداوند قانون نهاده است، لذا براي اينها شرح وظايف نوشته است و مقتضاي عدالت اين است كه قانون رعايت شود. اگر قانون را رعايت نكرد، نتيجه آن فرزندي معيوب است. 
سوال: آيا ممكن است كه به خاطر مصلحت جامعه عدالت عقيم بماند؟
پاسخ: البته ميدان احتمال واسع است، احتمال بدهيم جايي بنابر مصالح كلي در تعارض مصالح، مصالح اندكي با يك مصالح وسيعي اگر دوران امر باشد و تشخيص دهند، امري عقلي است كه اقليت را فداي اكثريت بايد كرد. در باب جهاد اگر چنانچه لشكر دشمن تعدادي از خودي‌ها را به عنوان سپر انساني استفاده كرد، فرض اين است كه شرايط جبهه آنقدر بحراني است كه اگر اين خودي‌ها را نزنيد، دشمن غالب مي‌شود و كشور را اشغال مي‌كند. در اينجا ميان اينكه صد رزمنده را كه سپر دشمن شدند را به شهادت برسانيم، يا اينكه اينها حفظ شوند و دشمن به خاطر پوشش اينها مسلط بر هفتاد ميليون جمعيت شود. عقل مي‌گويد كه بايد جان هفتاد ميليون جمعيت نجات داده شود.
احكام الهي داير مدار قدرت است، يعني خداوند احكام و تكاليف را كه بر انسانها تعيين كرده داير مدار تكليف است. 
در بعضي مناصب عدالت تصريح شده است مانند رئيس قوه قضائيه، دادستان كل، رئيس ديوان عالي كشور، اينها منصوبين هستند كه بايد به تنفيذ مقام رهبري برسند. اگر شرط آن منصب عدالت باشد، مانند منصب امامت جمعه كه بايد عادل باشد، رئيس قوه قضائيه عادل باشد، رهبر هم آگاه است و كسي را كه نصب مي‌كند اگر شناخت نداشته باشد، او را نصب نخواهد كرد. بنابراين اين شرايط لحاظ مي‌شود اما بعضي سمتها اگر عدالت باشد خوب است اما اگر نبود چنين نيست كه نمي‌تواند داراي مسئوليت شود، مانند وزرا، بايد تخصص، تعهد، درك و فهم انقلابي داشته باشند، ولي خوب مراتب متفاوت است، يكي صد است و يكي ده است. وقتي مجلس رأي داد ديگر اين فرد مسئول است و مي‌تواند در جايگاه قرار بگيرد. البته در نظام توحيدي فاسق ساقط الذات است. فاسق جايگاهي ندارد، در نظام توحيدي عدالت شرط است، اينكه در برخي جاها رعايت نمي‌شود بحثي جداست. براي مثال در مورد مترجمي كه همراه گروه ديپلماسي به كشورهاي خارجي سفر مي‌كنند، اين فرد بايد عادل باشد و در ترجمه خود امانت و عدالت را رعايت كند تا روابط كشور با كشورهاي خارجي دچار خدشه نشود يعني به گونه‌اي خلاف موارد را بيان نكند. در واقع اين نكته را بايد اضافه نمود كه بحث ثقه بودن نيز حائز اهميت است كه بايد در اين موارد به آن توجه نمود.

والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته

مطالب مرتبط
کاشان - خیابان شهید بهشتی - کوچه جمال آباد - دفتر نماینده مقام معظم رهبری و امام جمعه کاشان - کدپستی: ۸۷۱۴۶۷۸۳۸۹
تلفن: ۵۵۷۸۱۸۱ - ۵۵۷۸۸۸۸ - ۵۵۷۲۲۴۴ (۰۳۱)
نمابر: ۵۵۷۸۱۸۲ (۰۳۱)
© کلیه حقوق مادی و معنوی برای پایگاه اطلاع رسانی سفیر ولایت محفوظ است. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.