/
صفحه اصلی
/
خبرخوان
/
ارتباط با ما
/
¤ ۱۳۹۸ سه شنبه ۶ فروردين
تاریخ ارسال:۱۳۹۲ شنبه ۳ اسفند
چاپ خبر
سلسله مباحث سبک زندگی ایرانی اسلامی در جمع اساتید دانشگاه کاشان - جلسه بیستم از واژه سبک زندگی برای توصیف شرایط زندگی انسان استفاده می‌شود و مجموعه‌ای از طرز تلقی‌ها، ارزش‌ها، شیوه‌های رفتار، حالت‌ها و سلیقه‌ها در هر چیزی را در برمی‌گیرد. در بیشتر مواقع مجموعه عناصر سبک زندگی در یک‌جا جمع می‌شوند و افراد در یک سبک زندگی مشترک می‌شوند.
 بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين و الصلاه و السلام علي سيدنا و نبينا أبي القاسم المصطفي محمد صلي الله عليه و آله و علي آله الطيبين الطاهرين.

بحث پيرامون جامعه و خانواده و شرايط انتخاب همسر و راه و رسم ازدواج، مهريه، مراسم بود، يكي از مسائلي كه امروز متأسفانه با الگوگيري از فرهنگهاي غربي انتخاب زندگي مجردانه است توسط پسرها و دخترها. خوب حالا اينها انگيزه‌هاي مختلفي دارد، عوامل مختلفي دارد، يك وجه آن توانايي نداشتن براي تأمين خانواده است و ندانستن راه و رسم زندگي مشترك است، توسط جوانان پسر و دختر. حتماً شما عزيزان مسائل اجتماعي را رصد مي‌كنيد، گهگاهي در رسانه ملي و مكتوب گفته مي‌شود كه بعضي از پسرها و دخترها زندگي مجردي را انتخاب كرده و تنها زندگي مي‌كنند، اين يكي از تهديدات امنيت اجتماعي است و اينكه به هر حال ازدواج و زندگي مشترك باعث رشد انسان است، آن كسي كه تنها زندگي مي‌كند، فعل و انفعالش براساس فهم خودش است، براساس سليقه و ذوق خودش است ولي اين يك نفر وقتي تبديل به دو نفر مي‌شود آگاهي، تجربه و معرفت مضاعف مي‌شود. به هر حال همسري را كه انتخاب مي‌كند، آن هم درس خوانده، خانواده دارد، پدر و مادر را درك كرده است، بنابراين دو تا مي‌شود منتهي مسئله‌ايي كه هست بخشي مربوط به مسائل اقتصادي است و بخشي مشكلاتي است كه در جامعه تحميل مي‌‌كنند. گاهي طرف آمادگي و انگيزه براي ازدواج نداشته باشند به خاطر مشكلاتي كه بر سر راهشان هست، اشتغال، مسكن، پرورش فرزندان، نگهداري فرزندان، تربيت فرزندان، تأمين معاش زندگي و لذا اينها گاه گاهي خود را نشان مي‌دهد. اين است كه اسلام شديداً با فرهنگ فرار از زندگي مشترك و انتخاب زندگي مجرد مبارزه كرده است. اين مسئله آنطوري كه ما تحقيق مي‌كنيم، مي‌بينيم در صدر اسلام هم بوده است، منتهي به شكل ديگري، آن روز به شكل عرفاني خود را نشان مي‌داده است، برخي به دليل گرايش به عرفان و زهد و رهبانيت زندگي مشترك را ترك مي‌كردند، امروز انگيزه‌ها مختلف است. اين است كه در رواياتي كه از پيشوايان مكتب اهل بيت عليهم السلام به ما رسيده است، اين رفتار اجتماعي محكوم شده و منفور است و دستور اكيد داده شده به پرهيز از اين روش، انتخاب زندگي، زندگي مجردي و تنهايي.
گزارشي را بنده در يکي از رسانه‌ها چندي پيش ديدم، يادداشت کردم تا خدمت شما اساتيد ارائه کنم. رئيس مرکز مطالعات و پژوهشهاي وزارت جوانان از افزايش آمار طلاقهاي عاطفي در ميان زوجهاي جوان خبر داده است. تغيير سبک زندگي و گرايش به فردگرايي مهمترين دلائل طلاقهاي عاطفي است. گرايش به فرد گرايي يعني زندگي مجردي، طلاقهاي عاطفي بحران جدي نسل جوان و زوجهاي جوان کشور است. بسياري از زوجهاي جوان نسبت به يکديگر بي تفاوت شده‌اند. حال آماري هم داده است که به طور متوسط سالانه 250 هزار سقط جنين گزارش مي‌شود که اين 250 هزار غير قانوني است. شش هزار سقط جنيني قانوني انجام مي‌شود. اين مطلب را اشاره کردم براي اينکه مقدمه‌ايي باشد براي ورود به بحث، که در روايات از پيامبر و ائمه معصومين عليهم السلام وارد شده است، نمونه‌هايي اتفاق افتاده در تاريخ اسلام و در صدر اسلام و به محضر پيامبر صلي الله عليه و آله گزارش شده و پيامبر به صورت جد با آنها برخورد کرده است، آن هم از آدمهاي برجسته، همانطور که عرض کردم امروز به صورت مدرن و بالاخص در صدر اسلام به صورت گرايش به معنويت و زهد، شخصي به نام عثمان بن مظعون که مردي صالح بوده است، ملاحظه کنيد که انحراف تنها به جاهلان اختصاص ندارد، گاهي کساني که تعهد ديني دارند، به دليل کج فهمي و نداشتن آگاهي صحيح به احکام الهي دچار خطا مي‌شوند در انتخاب خطا مي‌کنند. مردي صالح و عابد بود که بسيار علاقمند به پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم بودند. جمله‌ايي که از عثمان در حديث و تاريخ نقل شده اين است که گفته أحببت محمد صلي الله عليه و آله؛ پيامبر را دوست داشتم از لحظه‌ايي که با او مواجه شده و شخصيت او را ارزيابي کردم، محبت او بر دلم نشست و به ايمان آوردم. زماني که عثمان فوت مي‌کند وجود مبارک پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله براي تشييع جنازه مي‌آيند و جنازه را روي زمين گذاشته بودند، پارچه‌ايي روي او انداخته بودند که پيامبر پارچه را از روي صورت عثمان برداشت و خم شد و پيشاني عثمان را مي‌بوسد. اين حکايت از برجستگي شخصيت عثمان دارد و بعد هم پيامبر شروع به گريستن کردند. جنازه عثمان را که برداشتند، پيامبر به عثمان خطاب کرد: طوباک يا عثمان؛ خوشا به حالت عثمان، طوباک يا عثمان لم تلبسک الدنيا و لم تلبسها؛ نه دنيا شما را فريب داد و نه شما لباس دنيا را بر اندامت پوشانيدي. جاذبه‌هاي دنيا، زيبايي‌ها و زينتهاي دنيا نتوانست، چشمها و دل تو را تسخير کند و تو هيچگاه لباس دنيا را بر اندامت نپوشانيدي. عثمان يک چنين چهره و شخصيتي بود. روزي همسر عثمان به محضر پيامبر آمد و گلايه کرد و عرض کرد يا رسول الله عثمان مرد زندگي نيست، روزها که روزه است و شبها هم شب زنده‌داري مي‌کند، زندگي را رها کرده است. پيامبر خيلي ناراحت شد، اين حساسيت اسلام روي مسئله زندگي مشترک و رعايت حقوق همسر است. پيامبر غضبناک شده و بلند شد، به نقطه‌ايي رفت که عثمان براي عبادت خلوت کرده بود و ديد که عثمان در نماز است. عثمان هم وقتي متوجه شد که پيامبر آمده، نمازش را تمام کرد و به خدمت حضرت آمد. حضرت به عثمان فرمود: اي عثمان خداوند مرد را براي رهبانيت نفرستاده است. رهبانيت واژه‌ايي است که در ميان کليساها و کشيشها وجود دارد، يعني پرهيز از دنيا. فرمودند: رسالت من هدايت جامعه به سمت و سوي رهبانيت نيست، بلکه من مبعوث شدم و دين آسان، در واقع يکي از خصوصيات اسلام اين است که ديني آسان باشد نه سخت‌گير. اسلام معتقد است که هر طور مي‌تواني وظيفه‌ات را انجام بده، مي‌تواني نماز را با طهارت ماهيه اداء کنيد اگر بيمار هستيد که آب براي شما زيان دارد با خاک تيمم کنيد. مي‌توانيد نماز را نشسته بخوانيد. اگر روزه ضرر دارد، بعداً قضا کنيد. اسلام آئيني است آسان. پيامبر فرمود: من روزه مي‌گيرم، نماز هم مي‌خوانم و با همسر خودم هم زندگي مشترک دارم. يعني مسائل خانوادگي و مسائل زناشويي را هم دارم. ديگر شما که پيرو من هستيد از رهبر جلوتر نرويد. به طريق رهبر خود عمل کنيد. لکم في رسول الله اسوة حسنة؛ بهترين الگو براي مسلمان رهبري است. به اصطلاح عوام نبايد کاسه داغ‌تر از آش شد. شما همه را رها کرده و تنها به گوشه‌ايي برويد، صحيح نيست. سپس در ادامه فرمودند: پس هر کس فطرت مرا دوست دارد، بايد به سنت من عمل کند و يکي از سنتهاي من ازدواج است، يعني زندگي مشترک.
ماجراي دوم چيزي است که باز وجود مبارک امام صادق عليه السلام، ماجراي سه خانم که خدمت پيامبر آمدند و از شوهران خود شکايت کردند، يکي از اين سه بانو به حضرت عرض کردند همسر من از خوردن گوشت پرهيز مي‌کند، مي‌گويد مواد حيواني باعث رشد روحيه حيواني در انسان مي‌شود. البته اين تفکرات امروز هم حاکم است. خانم دوم گفتند که همسر من از استفاده بوي خوش پرهيز مي‌کند يعني از عطر و خوشبو کننده استفاده نمي‌‌کند. در صورتي که يکي از چيزهايي که در اسلام توصيه شده است، اين است که مرد بايد خود را براي همسر بيارايد، تميز باشد، خوشبو باشد، در روايات هست که حضرت به آقايي فرمودند چگونه شما دوست داريد همسرتان تميز و خوش لباس باشد، حال شما با همين لباس کار به خانه مي‌‌رويد. انسان بايد لباسش را عوض کند، تميز شود، خوشبو وارد خانه شود. وقتي شما رعايت نکنيد، اين خانم آقاياني را مي‌بيند که بسيار شيک و خوش قيافه و خوشبو که ديگر شما از نگاه ايشان مي‌افتيد. اين خانم به پيامبر عرض کرد که شوهر من از بوي خوش پرهيز مي‌کند. خانم سومي گفت که همسر من اهل همبستر شدن با همسر نيست. به وظايف همسري که در چارچوب فقه آمده عمل نمي‌کند، در فقه آمده که مرد وظيفه دارد، البته براي صدر اسلام آمده و بعضي از مناطق فعلي اهل سنت که بعضي چهار همسر دارند، هر شب وظيفه دارد خانه يکي از همسران باشد، بيتوته در خانه همسر هر چهار شب براي اوست و همبستر شدن هر چهار ماه يکبار واجب است، بايد پاسخگوي غريزه همسر بود. اين سه خانم گزارش را دادند، پيامبر برخاست و حرکت کرد. پيامبر راه و رسمي داشت که وقتي مي‌خواستند مطالبي را اعلام عمومي کنند، به مسجد آمده و روي منبر نشسته و جارچي جار مي‌زد که پيامبر با شما کار دارد، هر کس پيام را مي‌شنيد به مسجد مي‌آمد. پيامبر با شنيدن اين شکواييه‌ها به مسجد رفت، البته مسجد در آن زمان بسيار کوچک و محدود بود. حضرت بالاي منبر رفتند و اولاً حمد و ستايش پروردگار را کردند و بعد توبيخ کرده فرمودند چه شده است که بعضي از ياران من از خوردن گوشت، به استفاده بوي خوش و نزديکي با همسران پرهيز مي‌کنند. آگاه باشيد به درستي که من رهبر شما هستم، رهبر آسمانی شما هستم، گوشت مي‌خورم، بوي خوش استفاده مي‌کنم و همسرداري هم مي‌کنم. پس هر کس از سنت من چشم پوشي کند از من نيست.
عزيزان اينها مطالب مهمي است منتهي در اختيار افراد عمومي نيست، لذا نتيجه اين است که بسياري از جوانان ما چيزهايي را که در سايتها و رسانه‌ها و گروههاي مختلف مي‌بينند تصور مي‌کنند که همان درست است و اين را انتخاب مي‌کنند. هم خود زيان مي‌بينند و هم خانواده و هم جامعه. به هر حال وقتي يک فرد از جامعه منزوي شود ضرر و زيان ضمن اينکه براي او هست، براي جامعه هم هست.
مطلب دوم اينکه اسلام براي ايجاد امنيت اجتماعي و امنيت خانوادگي و حفظ سلامت مردان و زنان و ايجاد فرهنگ عفت‌مداري تدابيري را بيان کرده است، ما در قانون اساسي که شما اساتيد آگاه هستيد که براي مبارزه با مفاسد اجتماعي يکي برخورد با معلول است که اگر در جامعه فسادي به وجود آمد، با فاسد و مفسد برخورد مي‌شود، اگر قاچاق شد، اگر مواد مخدر بود، اگر فحشا و منکرات بود، تعرض به نواميس بود، با معلولها برخورد مي‌شود. ولي در قانون اساسي آمده که اولويت با پيشگيري است نبايد اجازه دهيم در جامعه چنين فضايي ايجاد شود که يک عده‌ايي به خود اجازه دهند حال يا مواد افيوني و مخدر را ترويج و توسعه دهند، وارد کنند، صادر کنند. در مسئله عفت هم چنين است که فضا و روند فرهنگ عمومي جامعه توحيدي بايد پاک باشد، هم مردان و هم زنانش بايد پاکدامن باشند، آلوده به مفاسد اخلاقي نباشند، چون فسا اخلاق آثار فراوان منفي دارد، حال چه کاري بايد انجام داد؟ اسلام هم در اين زمينه دو نوع تدبير دارد:
1. برخورد با معلول، اگر کسي خدايي ناکرده مثلاً اقدام به شرب خمر کرد او را تازيانه مي‌‌زنند. اگر کسي زنا کرد، زناي غير محصنه باشد، صد ضربه شلاق و اگر زناي محصنه باشد، رجم است و اعدام. اين برخورد با معلول است. 
2. بخش ديگري که در اسلام دستور العمل صادر شده اصلاً نبايد اجازه دهيم در نظام توحيدي مديريت و رهبري جامعه، قدرت اسلامي بايد به گونه‌ايي برنامه ريزي کند که کسي گرايش به فساد و فحشا و منکرات نداشته باشد. اصلاً فکر گناه نکند. فکر اينکه وارد حريم خانواده ديگري شود، متعرض ناموس ديگري شود، اين مطلب بسيار مهم است، هم امنيتي و سياسي و هم اجتماعي است.
بنابراين مسئله پاکدامني مرد نقش مهمي را در عفت زن دارد. ملاحظه کنيد رابطه اينها چگونه است که اگر مردي عفيف باشد، پاکدامن باشد، طمعي به ناموس ديگران نداشته باشد، اين امر سلامت و عفت همسر را بيمه مي‌کند. اما اگر مردي چشم طمع به ناموس ديگران داشت، اينها از اسرار آفرينش است، چه مي‌شود که مقابل آن ديگري به ناموس او چشم طمع پيدا مي‌کند. اين تفکر و فرهنگ بايد در جامعه تبليغ شود، جوانان پسر بدانند که اگر به ناموس ديگري تعرض کردند، اين نظام هستي براساس عدل آفريده شده است، متقابلاً کسي ديگر به ناموس شما تعرض خواهد کرد. اگر جامعه از بلوغ فکري و آگاهي به مباني اسلام به حدي برسد که بفهمد علت و معلول را، تأثير و تأثر را بفهمد خود اين بازدارنده است و مقابل بسياري از مفاسد را مي‌گيرد و سپس وقتي مرد احساس کند که وقتي به ناموس کسي متعرض شد به ناموسش تعرض مي‌‌کنند اين بازدارنده است، لذا از اين کار منصرف مي‌شود. پس اين اطلاعات و آگاهي بايد به جامعه اسلامي و نسل جوان به خصوص، انتقال پيدا کند. 
يکي از موضوعات مهم که در امنيت و سلامت خانواده و عفت و پاکدامني زن نقش دارد، پاکدامني مرد است. اگر مرد پاکدامن باشد، همسر او هم پاکدامن مي‌شود. اگر مرد چشم چران شد به ناموس ديگران، نتيجه عکس است. اگر مردي هوس باز و نسبت به ناموس ديگران خيانت کند، تأثير متقابل در تعرض مردان ديگر نسبت به خانواده و همسر يا دختر او خواهد داشت. براي سلامتي و امنيت خانواده‌ها و جامعه بايد به صورت فراگير اين موضوع براي جامعه تحليل و تفسير شود. اهميت پاکدامني مرد باعث و عامل ضمانت پاکدامني خانواده است. رواياتي در اين زمينه وارد شده که به صورت انتخابي خدمت شما عزيزان بيان مي‌کنم.
وجود مبارک امام صادق عليه السلام از پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله نقل فرمودند که اين روايت دو فراز دارد، فراز اول مي‌فرمايند: بَرّوا آبائَکُم يبَرُّکُم أبناؤُکُم؛ به پدران خود نيکي کنيد نتيجه اين خواهد شد که فرزندان شما هم به شما نيکي خواهند کرد.
در فراز دوم حديث مي‌فرمايند: وَ عَفُّوا عَن نساءِ النّاسِ تُعَفُّ نِساؤُکُمْ؛ نسبت به زنان مردم عفيف باشيد نتيجه اين است که زنان شما عفيف خواهند بود. 
امام موسي بن جعفر عليه السلام نقل شده است که در عصر پيامبر صلي الله عليه و آله به آقايي توصيه کرد به او گفت مي‌خواهي ازدواج کني از فلان خانواده همسر انتخاب کن. سپس حضرت علت اين امر را بيان کردند، فرمودند: چون اين خانواده مردانشان عفيف هستند در نتييجه زنانشان هم عفيف هستند؛ تزوجوا إلي آل فلان فانهم عفوا فعفت نساؤهم. عفت مرد روي عفت زن تأثيرگذار است. بعد حضرت فرمودند: از فلان خانواده همسر انتخاب نکنيد؛ ولا تزوجوا إلي آل فلان فانهم بغوا فبغت نساؤهم؛ اين خانواده مردانشان اهل فساد هستند، متعرض ناموس ديگران مي‌شوند، نتيجه فساد اخلاق مردان، فساد اخلاق زنان شده و در اين خانواده دختر سالم پيدا نخواهد کرد.
سپس حضرت فرمودند: جمله‌ايي در کتاب آسماني تورات نوشته شده؛ وقال: مكتوب في التوراة: ان الله قاتل القاتلين، ومفقر الزانين، لا تزنوا فتزني نساؤكم، كما تدين تدان؛ در تورات آمده که خداوند به آنها وحي کرده به مردان بني اسرائيل که زنا نکنيد که اگر زنا کرديد زنان شما هم زنا خواهند کرد.
در روايت ديگري امام صادق عليه السلام مي‌فرمايند خداوند به موسي بن عمران وحي کرد: اني مجازي الابناء بسعي الآباء؛ من فرزندان را به دليل خطا و گناهان پدران مجازات مي‌کنم. اگر پدر گنهکار شد، گاهي اثر گناه پدر، روي فرزند هم تأثيرگذار است. اينکه گفته شود چگونه با عدالت خداوندي سازگاري داشته باشد که پدر گناه کرده و خداوند پسر را مجازات کند. اين بدان معنا نيست که پسر صالح باشد و در عين حال مجازات شود، بلکه بدين معناست که اگر پدر ناصالح باشد، فرزند از او مي‌آموزد و در نتيجه فرزند هم ناصالح خواهد شد. خداوند به موسي وحي کرد که پسرها را به خاطر گناه پدران مجازات مي‌کنم. حال اگر پدر اهل خير باشد، جزاي خير مي‌دهم؛ إن خيراً فخيراً وان شراً فشراً، لا تزنوا فتزني نساؤكم؛ زنا نکنيد، نتيجه اين خواهد شد که همسران شما هم زنا کار خواهند شد. ومن وطئ فراش امرئ مسلم؛ اگر مردي در بستر همسر مرد مسلماني برود، وطئ فراشه؛ ديگري هم به بستر همسر او خواهد آمد و خواهد خوابيد و سپس حضرت فرمودند: كما تدين تدان؛ هر کاري با ديگران بکني ديگران هم همان کار را با شما خواهند کرد. نظام، نظام حساب و کتاب است. 
در بيان ديگر امام صادق عليه السلام فرمودند: در عصر پيامبر داود پدر حضرت سليمان عليه السلام آقايي بود که شيفته يک خانم شده بود و گهگاهي به سراغ او مي‌رفت و با اجبار بدون اينکه آن خانم آمادگي داشته باشد، متعرض او مي‌شد و اين خانم ناراحت مي‌شد. در يکي از اين مواقع مطلبي به دل اين خانم افتاد، چون با کراهت اين کار را مي‌کرد خداوند براي نجات او مطلبي را به دل او الهام کرد و به او گفت که شما که در بستر من هستيد کسي ديگر در بستر همسر شماست. لذا مرد رفت و ديد اين امر درست است، مردي در کنار همسر او خوابيده است. مرد را دستگير کرد و نزد حضرت داود شکايت کرد. خداوند به حضرت داود وحي کرد به اين آقا بگو: کما تدين تدان؛ اين ثمره عملکرد شماست. عکس العمل عمل شماست. اين است که امام صادق عليه السلام مي‌فرمايد: انت امرأة علي عهد داود يأتيها رجل يستكرهها علي نفسها فألقي الله عزّ وجلّ في قلبها فقالت له: إنك لا تأتيني مرة إلا وعند أهلك من يأتيهم قال: فذهب إلي أهله فوجد عند أهله رجلا فاتي به داود عليه السلام فقال: يا نبيّ الله، وجدت هذا الرجل عند أهلي فأوحي الله إلي داود قل له: كما تدين تدان.
روايت ديگر از امام باقر عليه السلام است که فرمود در سلسله مراتبي که خداوند به موسي بن عمران وحي کرده است اين مطلب آمده که "من زني زني"؛ اگر کسي زنا کند با او زنا خواهند کرد مگر در نسل بعد از او اتفاق بيفتاد. با دختر يا همسر و اهل ديگري که در عقبه و نسل او خواهند آمد. سپس به موسي بن عمران خطاب شد که ان أردت ان يكثر خير أهل بيتك؛ اگر دوست داريد که خاندان شما پاک و پاکيزه باشند، فاياك والزنا؛ از زنا پرهيز کن، يا موسي بن عمران كما تدين تدان. اين خطابي که به موسي عليه السلام شده در حقيقت مخاطب او امت اوست که بني اسرائيل مي‌باشند. 
در روايت ديگر امام صادق عليه السلام نقل مي‌کنند که شخصي اعرابي يعني صحرا نشين مانند چادرنشين امروزي، اعرابي خدمت پيامبر آمد و عرض کرد يا رسول الله مرا نصيحت کن، به من توصيه کنيد. حضرت فرمود: احفظ ما بين رجليك؛ آن چيزي را که بين دو پا داريد، حفظ کنيد. 
در روايت ديگري اهميت عفت را يادآور شدند که بايد براي جامعه تبيين شود به خصوص براي جوانان، فرمودند: ما من عبادة أفضل من عفة بطن وفرج؛ هيچ عبادتي ارزنده‌تر از عفت شکم و عفت فرج نيست، زيرا عفت بطن يعني پرهيز از حرامخواري و استفاده از لقمه حلال که لقمه حلال منشأ توليد اولاد حلال زاده مي‌شود و لقمه حرام منشأ توليد فرزند حرام زاده مي‌شود و عوارض آن در نسل مي‌ماند. اما در مورد فرج هم بايد عفت رعايت شود.
ابوحريره از وجود مبارک پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله نقل کردند که حضرت فرمودند بيشترين چيزي که باعث مي‌شود امت من وارد جهنم شود، الأجوفان، تثنيه أجوف است يعني تو خالي، کنايه است از بطن و فرج. کساني که در محضر پيامبر بودند متوجه نشدند، لذا سوال کردند يا رسول الله وما الاجوفان؟ حضرت فرمودند: الفرج والفم، وأكثر ما يدخل به الجنّة تقوي الله وحسن الخلق؛ بيشترين چيزي که انسانها به وسيله آن به بهشت وارد مي‌شوند تقواي الهي و حسن خلق است. 
بنابراين ما دو موضوع را بحث کرديم يکي توسعه و هدايت جوانان براي انتخاب زندگي مشترک که داراي چه آثاري است و پرهيز از زندگي مجردي و مطلب دوم عفاف و پاکدامني گوهر انسان است که مهمترين چيز براي انسان پاکدامني اوست و عامل و علت عفت بانوان، عفت مردان است. عکس اين مسئله هم عکس است. بي عفتي مرد باعث بي عفتي زن مي‌شود. اگر ما مي‌خواهيم جامعه سالم داشته باشيم، به دور از مفاسد اخلاقي راهي جز اين نداريم، البته الان دستگاههاي تبليغاتي دنيا در دست دشمنان است و سعي مي‌کنند که افکار جوانان را در همه جهان به خصوص جهان اسلام و بالاخص جمهوري اسلامي که تنها قدرتي است که در برابر ابرقدرتها ايستاده است و متأسفانه مي‌بينيد که در يک خانه پدر در اتاق خودش سحر نماز شب مي‌خواند اما پسر و دختر نوجوان در اتاق ديگري به اينترنت وصل شده و مسائل خلاف اخلاقي که اين امر تهديد بسيار جدي است و شما اساتيد بزرگوار مسئوليت داريد که در کنار اين مباحث عيني و دروس و مواد درسي که وجود دارد بايد جوانان را هدايت کنيد، ارشاد کنيد، اينها که از دانشگاه خارج مي‌شوند ديگر مشخص نيست که چه کار مي‌گنند، با چه کساني رفت و آمد دارند. توجه شما به اين مسائل مي‌تواند عامل سلامت و امنيت و پاکي و پاکدامني جوانان جامعه باشد. 
پرسش و پاسخ:
سوال: يکي از معضلاتي که بر سر راه ازدواج جوانان وجود دارد، معضل فرهنگ فلسفي است، شما اشاره کرديد که پيامبر تأکيد داشتند به رابطه مناسبت با همسر منتهي ممکن است جواني تناقضي مطرح مي‌کند بگويد من راضي به ازدواج نيستم، بگويد رواياتي براي ازدواج داريم اما چرا سيد جلال الدين آشتياني مجرد بودند؟ يا در نهج البلاغه مي‌خوانيم که حضرت علي عليه السلام بعد از بازگشت از جنگ جمل خطبه‌ايي خواندند، اينها مثالهايي است که به نظر مي‌رسد جواني که اهل مطالعه باشد، با اين تناقضات روبرو خواهد شد. پس ممکن است جواين از نظر مادي مشکلي براي ازدواج نداشته باشد اما از نظر فکري داراي مشکلاتي باشد، حال در اين راستا چه تدبيري بايد انديشيده شود؟
پاسخ: اولاً اينکه شما اشاره کرديد که علامه آشتياني ازدواج نکرده بودند که اين قضيه‌ايي شخصيه است، در شرايط زندگي اشخاص ممکن است شرايطي باشد که ما اطلاع نداشته باشيم، به چه دليل اينگونه بوده است. ممکن است بيماري بوده است، توان مسائل جنسي را نداشته باشد، مشابه اين موارد وجود دارد، ثانياً اينکه آنچه براي ما مي‌تواند سند و حجت باشد، فعل و قول و سيره و عمل پيامبر و ائمه عليهم السلام است. پيامبر و ائمه عليهم السلام هم قول و هم فعلشان حجت است. لذا ما در قضاياي شخصيه نمي‌توانيم قضاوت کنيم، حتي در مورد پيامبر و ائمه عليهم السلام داريم که در جاهاي مطالبي را بيان فرمودند که الان موافق با موازين نيست، به دليل شرايط خاص آن خانم و آقا آن سخن را بيان کردند و لذا بدين معنا نيست که تکليف همه اين است که آن کار را انجام دهند. لذا راه مشخص است، پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله فرمودند: النکاح سنتي فمن رغب عن سنتي، فليس مني. رهبر ما پيامبر و ائمه معصومين عليهم السلام هستند که در عصر غيبت هم فتواي فقها و مراجع تقليد ملاک است. حال کسي در جايي در شرايطي موانعي داشته که نمي‌تواند براي سايرين الگو باشد. 
مطلب دوم در مورد خطبه حضرت جاي بحث است که مراد امام چيست که فرمودند هن ناقصات العقول، بدين معنا نيست که زنان عقل ندارند، يک تفسير اين است که خانمها و اساساً زن را براي تربيت انسان آفريده است و لازمه تربيت مهر و محبت است، با خشونت و تندي و عصبانيت نمي‌توان کودک را تربيت کرد. بايد با مهر و محبت او را تربيت کرد. شما کدام پدر را ديديد که تا بر بالين فرزند بيمار خود بنشيند؟! اگر هم چنين باشد استثناء است. به طور طبيعي مرد چنين نيست، کار مرد بيرون خانه است، اما خدا زن را بر مبناي عاطفه و مهر و محبت آفريده است. اگر بخواهند کسي را اعدام کنند، خانمها مي‌دانند مجرم است و جنايت کرده، اما ظرافت روحيه زنانه متأثر شده لذا زن نمي‌تواند قاضي باشد. زن نمي‌توان رهبر باشد و فرمان جنگ صادر کند. اينها تفسير خاص مربوط به خود را دارد. 
ما در موقفي که قرار گرفتيم، در شرايط اجتماعي قرار گرفتيم که تا هدف و مطلوب فاصله زيادي داريم، يعني ارتباط نسل جوان با دانشمندان سطح عالي يا وجود ندارد يا بسيار اندک است و يا مواردي هم که هست که آنقدر حرف در دنيا هست که نوبت به اين حرفها نمي‌رسد. حواسمان نيست که نقش عفت و پاکدامني مرد چگونه مي‌تواند در سلامت و امنيت جامعه تأثيرگذار باشد. متأسفانه اين بحثها جايگاهي در جامعه ندارد و کسي توجهي به اين بحثها ندارد. اما اگر کسي زمين خورد و تصادف کرد احساس نياز مي‌کند که بايد به بيمارستان برود ولي در مورد اين مسائل خانوادگي و اجتماعي و اخلاقي همه غافل هستند و به دنبال راه حل نمي‌باشند. 

والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته

مطالب مرتبط
کاشان - خیابان شهید بهشتی - کوچه جمال آباد - دفتر نماینده مقام معظم رهبری و امام جمعه کاشان - کدپستی: ۸۷۱۴۶۷۸۳۸۹
تلفن: ۵۵۷۸۱۸۱ - ۵۵۷۸۸۸۸ - ۵۵۷۲۲۴۴ (۰۳۱)
نمابر: ۵۵۷۸۱۸۲ (۰۳۱)
© کلیه حقوق مادی و معنوی برای پایگاه اطلاع رسانی سفیر ولایت محفوظ است. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.