/
صفحه اصلی
/
خبرخوان
/
ارتباط با ما
/
¤ ۱۳۹۸ سه شنبه ۶ فروردين
تاریخ ارسال:۱۳۹۳ شنبه ۲۳ فروردين
چاپ خبر
سلسله مباحث سبک زندگی ایرانی اسلامی در جمع اساتید دانشگاه کاشان - جلسه بیست و سوم از واژه سبک زندگی برای توصیف شرایط زندگی انسان استفاده می‌شود و مجموعه‌ای از طرز تلقی‌ها، ارزش‌ها، شیوه‌های رفتار، حالت‌ها و سلیقه‌ها در هر چیزی را در برمی‌گیرد. در بیشتر مواقع مجموعه عناصر سبک زندگی در یک‌جا جمع می‌شوند و افراد در یک سبک زندگی مشترک می‌شوند.
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين و الصلاة و السلام علي سيدنا و نبينا أبي القاسم المصطفي محمد صلي الله عليه و آله و علي آله الطيبين الطاهرين.

خداي سبحان را شاكر هستيم كه مجدداً‌ اين توفيق را عنايت فرمود كه در سال 93 هم در محضر شما عزيزان باشيم. هدف ما از ارائه اين بحثها در محضر شما اساتيد اين نيست كه انحصاراً مخاطب بحث شما باشيد، براي اين است كه به هر حال هر يك از شما تعدادي از جوانان و دانشجويان مواجه هستيد و از محضر شما مي‌آموزند و آگاهي و احاطه شما به خصوص به مسائل حقوقي فرد و خانواده و حقوق فرزندان و حقوق همسر بسيار مي‌تواند براي جوانان گره گشا باشد. خلاصه بحثهايي كه ما از آغاز تا امروز داشتيم در مورد سلامت و امنيت جامعه بوده است كه چگونه مي‌توان جامعه را به گونه‌ايي مديريت كرد و هدايت نمود كه هر چيزي در جايگاه واقعي خودش قرار گيرد و آن چيزي كه متأسفانه امروز در دنيا بشريت با آن مواجه است، نابساماني‌ خانواده‌‌هاست كه نتيجه آن به جامعه سرايت مي‌كند. مكرر عرض كرديم كه جامعه يك حقيقت داراي وجود خارجي نيست، به اصطلاح علمي، جامعه يك امر انتزاعي است؛ يعني برانگيخته شدن آحاد جامعه كه در كنار هم قرار مي‌گيرند، وقتي اين آحاد با يكديگر ضميمه مي‌شوند، يك جامعه را تشكيل مي‌دهند مانند شهر كه عبارتست از اينكه تعدادي از مساكن در كنار هم قرار بگيرند كه تعريفي دارد، شهر، شهرستان، روستا. جامعه حقيقتي است كه نتيجه در كنار قرار گرفتن خانواده‌هاست. بنابراين سلامت جامعه در گرو سلامت خانواده است. فساد جامعه معلول فساد خانواده‌هاست. براين اساس اگر بخواهيم در نظام توحيدي در يك حكومت اسلامي كه موضوع و محور مديريت نظام سياسي در اسلام انسان است. تمام اديان الهي و آسماني و همه انبياء كه آمدند موضوع كارشان انسان بوده است، يعني آموزش انسان، تعليم انسان، تزكيه انسان، هدايت انسان، اين انسان اگر تربيت شود و عالم باشد، همه چيز پابرجاست، اما اگر اين انسان جاهل باشد، يا ضعيف باشد، يا فاسد باشد، نظم و نظام جامعه به ديگران هم سرايت مي‌كند. پس ما راهي نداريم براي ايجاد سلامت و امنيت در جامعه بايد به سراغ انسان برويم. سراغ خانواده برويم و امروز علم و تجربه اين را مي‌گويد كه با زور و تهديد، با قواي امنيتي، با قواي انتظامي نمي‌توان بشر را در جايگاه خود قرار داد، زيرا بشر يك موجودي است مريد، يعني داراي اراده، خودش اراده مي‌كند كه چه كاري انجام دهد و چه كاري را ترك كند. نمي‌توان بر بشر چيزي را تحميل كرد، مگر موارد اضطراري. بشر موجودي است مريد، داراي اراده، موجودي است مختار، يعني انتخابگر، خودش انتخاب مي‌كند. روي اين حساب اگر بخواهيم يك جامعه سالم داشته باشيم راهي جز اين نداريم كه آحاد جامعه را به خصوص نسل نوجوان و جوان را كه بيشترين سركشي‌ها و تعرضات توسط نوجوانان و جوانان انجام مي‌شود به دليل شرايط خاص جواني كه داراي احساسات هستند، احساسات دارند، از طرفي ديگر تجربه عقلاني ضعيفي دارند، محكوم به هواي نفس و شهوت هستند، اگر بخواهيم جامعه را سالم سازي كنيم و مديريت نماييم راهي جز اينكه مسلح به سلاح معرفت كنيم، نداريم. يعني جوان خودش بايد به اين نتيجه برسد كه در نظام آفرينش حساب و كتابي هست، نظام آفرينش داراي متولي است. داراي مديريت است و آن مديريت همانطور كه همه موجودات طبيعي را خلق كرده است، مانند آسمان، زمين، درياها، كوهها، اشجار، نباتات، هر كدام با نظم خاص خود مي‌چرخد، نمي‌تواند سركشي كند. خورشيد و ماه داراي يك مأموريت تعريف شده‌ايي هستند كه قدرت تخلف از آن را ندارند "الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ بِحُسْبَانٍ"، يعني براساس يك محاسبه دقيق رياضي، خورشيد طلوع و غروب مي‌كند. ماه هم همينطور. اگر بتوانيم از نظر علمي اين را محاسبه كنيم، فرض كنيد امروز كه بيست و سوم فروردين ماه 93 است زمان را به هزار سال قبل برگردانيم، يعني بيست و سوم فروردين ماه 392، اگر چنانچه امروز طلوع فجر چهار و بيست دقيقه است، هزار سال قبل هم همين ساعت بوده است. اگر امروز زوال ظهر يعني عبور خورشيد از دايره النصف براساس ساعت جديد سيزده و ده دقيقه است، هزار سال قبل هم چنين بوده است. هيچ تغييري وجود ندارد، درياها و ساير موجودات هم همينطور. شايد اشاره كرده باشم كه به مناسبت خشكسالي امام عليه السلام مي‌فرمايند عدد قطرات باران در هر سال كه از آسمان به زمين فرود مي‌آيد، يك اندازه است. كم و زياد ندارد. منتهي هرگاه انسانها سرپيچي كنند، طغيان كنند، گناه كنند، ظلم كنند، خداوند به فرشتگان مأمور جابجايي ابرهاي داراي باران فرمان مي‌دهد كه اين ابرها را روي كوهها يا روي صحراهاي كوير ببريد، آنجا فرود بيايند و الا اندازه باران هر سال به يك اندازه است. اين نظمي است كه در عالم طبيعت و تكوين حاكم است و هيچ امكان فراري هم از آن وجود ندارد. حضرت علي عليه السلام در دعاي كميل مي‌فرمايند: "و لا يمكن الفرار من حكومتك"؛ هيچ كسي نمي‌تواند از تدبير الهي در نظام آفرينش سرپيچي كند. بنابراين ما در بحث جامعه شناسي، در بحث اصلاحات جامعه، ايجاد سلامت و امنيت در جامعه با اين ابزاري كه امروز در دنيا تعريف شده است، اين صد در صد جواب نمي‌دهد، نه تنها صد در صد، پنجاه درصد هم جواب نمي‌دهد. نه تنها پنجاه درصد، بيست درصد هم جواب نمي‌دهد. دليل آن چيست؟ دليل آن واقعيت خارجي است. امروز همه چيز داريم، نيروي انتظامي، اطلاعات، بسيج، سپاه، ولي ناامني وجود دارد. چقدر سرقت است. سالانه چند هزار تن توسط قاچاقچيان بين المللي مواد وارد كشور مي‌شود، از كشور ما ترانزيت مي‌شود. اينهمه جوانها در بازداشتگاهها و زندانها هستند. اينها نتيجه همين است و پاسخ اين سوال است كه با زور و قدرت و پول و سرنيزه و سلاح نمي‌توان بشر را مديريت كرد. بشر داراي عقل است كه در كنار عقل بايد علم قرار گيرد. بايد تعليم و تربيت قرار گيرد. روي اين حساب ما براساس الهام از توحيد و كتاب و سنت وسيره اگر بخواهيم جامعه صالحي داشته باشيم، جامعه سالم داشته باشيم، راهي جز تعليم و تربيت خانواده‌ها نداريم. پاسخگويي ابزار ديگر بسيار اندك است. ملاحظه كنيد اينهمه راهور و راهنمايي و رانندگي تأكيد مي‌كنند كه قوانين رانندگي را رعايت كنيد، سبقت بيجا، سرعت بيجا، حوصله داشتن، صبر داشتن، همه مي‌دانند اما در مقام عمل بشر موجودي است عجول، شتابگر. 
لذا بحث را از خانواده شروع كرديم، جامعه سالم از خانواده سالم تشكيل مي‌شود. حال اساس و منشأ خانواده سالم چيست؟ راه آن كدام است؟ راه آن اين است كه ازدواجها صحيح انجام شود. انتخاب همسر با آگاهي و بصيرت باشد. براساس احساسات نفساني و شهوت، اينكه جوان از آن دختر خوشش مي‌آيد، يا آن دختر از آن پسر خوشش مي‌آيد،‌ در صورتي كه هيچگونه شناختي نه نسبت به پسر يا دختر دارند و هيچگونه شناختي هم در مورد والدين ندارند. هيچگونه شناختي در مورد خانواده هم وجود ندارد. نه قوتها و نه ضعفهاي او را مي‌داند، تنها ظاهرش را ديده و اصرار مي‌كند. پس جامعه سالم در گرو خانواده سالم است. خانواده سالم در گرو ازدواج بر مبناي آداب و اصول و آگاهي است. يكي از دستاوردهاي ازدواج توليد نسل است كه بسيار تأكيد شده، آيات را خوانديم، روايات را هم بررسي كرديم. بنابراين عواملي كه زندگي را شيرين مي‌كند، فرزند است. خانواده‌ايي كه در آن فرزند نباشد، نه براي مرد جاذبه دارد و نه براي زن و گاهي هم منتهي به جدايي مي‌شود، مگر اينكه اين مرد و زن عارف باشند و در برابر مقدرات تسليم باشند، و الا منتهي به جدايي خواهد شد. پس يكي از دستاوردهاي ازدواج توليد فرزند است. روايات در اين زمينه متعدد است، وجود مبارك پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمودند: "اُطلُبُوا الوَلَدَ وَ التَمِسوهُ فَإنَّهُ قُرَّةُ العَينِ، و رَيحانَةُ القَلبِ"؛ فرزند را جستجو كنيد يعني در طلب و توليد فرزند باشيد. اصرار داشته باشيد. مانند زبان فارسي كه گاهي چيزي را طلب كرده و عبور مي‌كنيد اما گاهي چيزي را طلب كرده و اصرار مي‌ورزيد، التماس مي‌كنيد. پيامبر مي‌فرمايند: "اُطلُبُوا الوَلَدَ وَ التَمِسوهُ"؛ زيرا فرزند نور چشم است. در زبان فارسي هم به فرزند مي‌گويند نور چشم من. لذا يكي از چيزهايي كه در آيات قرآن آمده است، توصيه شده اگر چنانچه كسي فرزنددار نمي‌شود از خدا بخواهد، دستورالعملهايي، اذكار و دعاهايي رسيده است كه افرادي كه فرزنددار نمي‌شوند اين ادعيه بخوانند و تجربه هم نشان داده است. 
نكته ديگر در باب دعا، اين است كه در روايات آمده وقتي كه با خدا صحبت مي‌كنيد بايد نحوه صحبت كردن را ياد بگيريد، چطور وقتي مي‌خواهيم در برابر شخصيت برجسته‌ايي صحبت كنيم، سخنانمان را روي كاغذ ثبت مي‌كنيم، جملات را حساب شده مي‌نويسم. در روايات توصيه شده كه دعا براي خود دستورالعملي دارد. يك آدابي دارد. لذا دعاها را ائمه به ما آموزش دادند كه چگونه دعا كنيم. توصيه شده است كه دعاها را دقيق انجام دهيم. عقبه دعا را رها نكنيم، به صورت مجمل. گاهي مجمل چيزي را از خدا مي‌خواهيم، هيچ قيد و شرطي براي آن در ادامه كلام قرار نمي‌دهيم. از اين امر نهي شده است. مي‌گويند دعا كه مي‌كنيد همه خصوصيات خواسته را ذكر كنيد، براي مثال خانواده‌ايي بودند كه خودرو نداشتند، نذر و نياز كردند كه خدايا خودرويي به ما بده، دعا مستجاب شد. ماشين خريدند، ايام مسافرت و عيد بوده، تمام اعضاي خانواده به مسافرت مي‌روند. در مسير تصادف مي‌كنند و دسته جمع زير تريلي ميروند. وقتي مي‌گوييد خدايا به ما خودرويي بده، يك خودرويي كه باعث نشاط و حيات و امنيت خانواده باشد. حال در بحث فرزند خواستن اينكه ما بگوييم خدايا به ما اولادي بده، حال اين اولاد پسر باشد، دختر باشد، فلج باشد، اعمي باشد، اعرج باشد، بايد قيدها را بيان كرد. بايد گفت فرزند سالم و صالح. هم از نظر جسمي برخوردار از سلامت باشد، خدايي ناكرده بچه معلول باشد تا آخر عمر مادر بايد پاي اين بچه بنشيند يا اگر بچه سالم است ولي صالح نيست، معتاد شد، شيشه‌ايي شد، ماجراجو شد، ديگر خانواده امنيت ندارند، جامعه امنيت ندارد. اين است كه فرزند خواستن بايد دقيق و براساس محاسبه باشد. زماني كه ما در نجف بوديم يكي از علما مي‌گفت كه طلبه جواني بود كه نيازمند به ازدواج بود. به حرم آقا اميرالمومنين عليه السلام رفت و به آقا عرض كرد آقاجان من اولاد مي‌خواهم، خجالت كشيد كه بگويد زن مي‌خواهم. قديم هم جوانها باحيا بودند. بعد از مدتي مقدمات فراهم شد، ازدواج كرد، همسر باردار شد و فرزندي متولد شد، فرزند كه به دنيا ‌آمد، مادر مرد. طلبه بسيار نارحت شد و به حرم حضرت رفت و عرض كرد آقاجان گفتم بچه مي‌خواهم اما نه بچه بي مادر. بعد متوجه شد كه دعاي من مطلق بود، به آقا عرض كردم كه آقاجان من اولاد مي‌خواهم و اين هم اولاد است. لذا شيوه درخواست اولاد از خدا بايد دقيق باشد. الگوهاي آن هم در قرآن ذكر شده است، در ماجراي حضرت زكريا عليه السلام كه شوهر خاله حضرت مريم سلام الله عليها بوده است،‌ از نظر سن و سال به موقعيتي رسيده بود كه ديگر سن و سال توليد نسل نبوده است. از خداوند طلب فرزند كرد: هُنَالِكَ دَعَا زَكَرِيَّا رَبَّهُ قَالَ رَبِّ هَبْ لِي مِن لَّدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً؛‌حضرت زكريا عليه السلام وقتي احساس كرد سن و سالش بالا رفته و ديگر اولاددار نمي‌شود، دعا كرد كه پروردگارا به من عنايت كن، ديگر در بدن من استعداد اين امر نيست. نسل پاك و پاكيزه به من عنايت كن. حضرت ذريه مطلق نخواست، ذريه را قيد كرد كه ذريه طيبه. 
امام صادق عليه السلام فرمودند: هر كسي اراده كند كه خداوند به او فرزند بدهد، در روز جمعه بعد از نماز دو ركعت نماز بخواند و ركوع و سجود نماز را هم به خوبي انجام دهد. سپس اين دو ركعت نماز را كه با اين آداب به پا داشت، اين دعا را بخواند: اَللهُمَّ اِنـّي اَسئـَلُکَ بِما سَـئلَکَ بــِهِ زَکَريا؛ خدايا از تو مي‌خواهم آنچه را كه زكرياي پيامبر خواست. يا رَبِّ لا تـَذرني فـَـرداً؛ خدايا مرا تنها نگذار، يعني بدون اولاد، وَ اَنتَ خَيرُ الوارِثينَ. اَللـّهُمَّ هَـب لي ذُرّية طـَيـِّبة اِنـَّکَ سَميعُ الدُّعاءِ، اَللّهُمَّ بـِاسمـِکَ اِستَحللتـُها؛ پروردگارا من همسرم را به نام تو به همسري درآوردم، وَ في اَمانـَتـِکَ اَخـَذتُها؛ همسرم امانتي از تو در اختيار من است. فَاِنَّ قَضَيتَ في رَحمِها وَلداً فَاجعَل مُـبارَکاً؛ پروردگار اگر قضا و قدر شما بر اين تعلق گرفته كه در رحم همسر من فرزندي به وجود بيايد، خدايا فرزندي كه بركت داشته باشد، و لا تجعـَل لِلشـَّيطان ِفيهِ شـِرکاً وَ لا نـَصيباً؛ فرزندي را كه به من عطا مي‌كني فرزندي باشد كه شيطان در او راه نداشته باشد. 
در ماجراي حضرت زكريا عليه السلام در سوره مباركه مريم، آيه 5 آمده است: وَإِنِّي خِفْتُ الْمَوَالِيَ مِن وَرَائِي وَكَانَتِ امْرَأَتِي عَاقِراً فَهَبْ لِي مِن لَّدُنكَ وَلِيّاً؛ حضرت زكريا عليه السلام با خدا صحبت مي‌كند كه پروردگارا من خائفم بازماندگاني را كه دارم، كساني كه بعد از من مي‌مانند، اينها در اموال، جايگاه من تصرفاتي مي‌كنند كه آن تصرفات درست نيست. خِفْتُ الْمَوَالِيَ، مي‌ترسم از اين بازماندگان. خِفْتُ الْمَوَالِيَ مِن وَرَائِي وَكَانَتِ امْرَأَتِي عَاقِراً؛ از سوي ديگر همسر من هم ديگر پير شده است و ديگر قدرت زايندگي ندارد. فَهَبْ لِي مِن لَّدُنكَ وَلِيّاً؛ خدايا از سوي خودت يك جانشين براي من قرار بده. يَرِثُنِي وَيَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ؛ كه وارث من باشد و هم وارث خاندان حضرت يعقوب، وَاجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيّاً؛ پروردگارا فرزندي را كه به من مي‌دهي، فرزندي مورد ستايش و مرضي و پسنديده باشد. بنابراين حضرت زكريا درخواست فرزند مطلق نكردند، فرزند بدون قيد و شرط، فرمود كسي كه ولي من باشد، وارث من باشد، وارث آل يعقوب باشد و پسنديده هم باشد.
سپس خداوند به زكريا عليه السلام خطاب فرمود: يَا زَكَرِيَّا إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلَامٍ اسْمُهُ يَحْيَى لَمْ نَجْعَل لَّهُ مِن قَبْلُ سَمِيّاً؛ ما به تو بشارت مي‌دهيم به پسري كه نامش يحيي است كه چنين نامي را قبلاً براي كسي قرار نداديم. 
آيه ديگر در سوره مباركه فرقان، آيه 63 است؛ در اين سوره خداوند اوصاف و ويژگي‌هاي بندگان صالح خدا را ذكر مي‌كند، وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَاماً.
در ادامه يكي از نشانه‌هاي عبادالرحمن اين است: وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَاماً؛ يكي از نشانه‌هاي بندگان خاص خدا اين است كه وقتي از خدا فرزند مطالبه مي‌كنند خصوصيات آن فرزند اينگونه است، به خدا عرض مي‌كنند پروردگارا به ما از همسران ما و از نسل ما و ذريه ما فزرنداني به ما عطا كن كه قره العين باشند، يعني باعث افتخار ما باشند، نور چشم ما باشند. باعث شرمندگي نباشند. فرزندان ما را براي اهل تقوا پيشوا قرار بده. 
سعيد بن جبير يكي از صحابه حضرت علي عليه السلام همين آيه را نقل مي‌كند كه حضرت علي عليه السلام فرمود اين آيه مربوط به ماست،‌ "هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَاماً"
سپس مي‌گويد بيشترين دعايي را كه اميرالمومنين عليه السلام مي‌كردند همين آيه بود، مرتب حضرت اين ذكر را مي‌گفتند. سپس فرمود منظور از ازدواج فاطمه زهرا سلام الله عليها و منظور از ذريه امام حسن و امام حسين عليهما السلام هستند. 
حضرت فرمودند: ما سألت ربي أولادا نضر الوجه؛ به خدا سوگند من از خدا تقاضا نكردم يك فرزند زيبارو به من دهد، و لا سألته ولدا حسن القامه؛ از خدا فرزندي كه خوش اندام باشد و خوش قيافه باشد از خدا مطالبه نكردم. و لکن سألت ربي أولادا مطيعين لله وجلين منه حتي إذا نظرت إليه و هو مطيع لله قرة عيني؛ از خداوند فرزنداني خواستم كه تحت فرمان خدا باشند، صالح باشند، هرگاه كه به او نگاه مي‌كنم، مي‌بينم كه در مسير فرمانبري خدا حركت مي‌كند و چشم من روشن مي‌شود.
بنابراين حاصل كلام اين است كه نتيجه پيوند خانوادگي فرزند است و بايد از خداوند فرزند خواست اما نحوه مطالبه فرزند بايد كاملاً حساب شده و دقيق باشد. 
امروز در بحث توليد نسل هم با يك بحث علمي مواجه هستيم، با بحث ژنتيك مواجه هستيم، مسئله ناباروري كه امروز مسئله را حل كرده، البته نه صد در صد ولي در كنار اين مسئله دعا و ذكر، مسئله نذر و تجربه هم نشان داده، افرادي بودند كه ده، دوازده سال ازدواج كرده بودند فرزنددار نمي‌شدند، به پزشكهاي متخصص هم مراجعه كردند، جواب نگرفتند اما به نجف رفتند، زيارت حضرت علي عليه السلام و نذر كردند و همانجا همسرشان در شهر نجف حامله شد و فرزنددار شدند. بنابراين يك مسئله تأثيرگذار معنوي است، بحث اذكار و دعا و يك بحث علمي روز است كه در جايگاه خود قرار دارد. 
پرسش و پاسخ:
سوال: منظور از برداً و سلاماً هم در همين راستاست كه بيان فرموديد؟
پاسخ: بله در همين راستاست، چون به قول يكي از علما مي‌گفت كه آن كوهي از آتش كه نمروديان ايجاد كرده بودند تبديل به سردي شد، اگر سلاماً نمي‌آمد حضرت ابراهيم عليه السلام منجمد مي‌شدند. فرمود: كوني برداً و سلاماً. 
در پاسخ به سوال يكي از عزيزان بايد بيان كنيم كه خداوند عالم است اما به بندگان گفته بياموزيد، براي آنها هم آموزگار فرستاده، انبياء فرستاده، آداب فكر كردن را كه چگونه فكر كنند، چگونه بگويند، چگونه بشنوند، چگونه عمل كنند، و الا خداوند همه چيز را مي‌داند، بسياري از چيزها در گرو عملكرد ماست، چون انسان موجودي است داراي اراده، داراي اختيار. جبري در كار نيست. انسان بايد بفهمد چه مي‌خواهد و الا خداوند كه در جاي خودش محفوظ است، وقتي بنده مي‌خواهد با خداي خود سخن بگويد بايد بفهمد چگونه سخن بگويد و چگونه طلب كند. اگر خداوند اينها را نفرموده بود، اشكال به جا بود اما خداوند همه اينها را از طريق آيات قرآن و ائمه عليهم السلام بيان كردند كه وقتي مي‌خواهيد چيزي را درخواست كنيد چگونه درخواست كنيد. در فضا رها نكنيد. تنها نگوييد خدايا من پسرمي‌خواهم. چگونه پسري مي‌خواهيد؟ عاقل باشد، صالح باشد، نافع باشد.
سوال: در انتهاي آيه شريفه مي‌فرمايد: وَلَمْ أَكُن بِدُعَائِكَ رَبِّ شَقِيّاً؛ در اين رابطه توضيحي را بيان فرماييد؟
پاسخ: هدايت از خداوندست، در تفصيل مي‌گويند هدايت دو صورت است:
هدايتي كه ايصال الي المطلوب است.
هدايتي است كه ارائه طريق است. 
به تعبير فارسي اگر از شما آدرسي را خواست شما به دو صورت مي‌توانيد عمل كنيد:
براي فرد توضيح دهيد كه اين بلوار را مستقيم رفته بعد از چهارراه دست راست، سمت چپ، كوچه اول. اين همان ارائه طريق است.
اما گاهي او را در خودرو خود نشانده و به مقصد مي‌رسانيد. اين ايصال الي المطلوب است. 
هدايت در دست خداست. وَلَمْ أَكُن بِدُعَائِكَ رَبِّ شَقِيّاً؛ يعني پروردگارا به خاطر دعوت و خواسته تو و هدايت تو شقي نيستم، يعني سعيد هستم، به وسيله هدايت تو من هدايت شدم.


"والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته"

مطالب مرتبط
کاشان - خیابان شهید بهشتی - کوچه جمال آباد - دفتر نماینده مقام معظم رهبری و امام جمعه کاشان - کدپستی: ۸۷۱۴۶۷۸۳۸۹
تلفن: ۵۵۷۸۱۸۱ - ۵۵۷۸۸۸۸ - ۵۵۷۲۲۴۴ (۰۳۱)
نمابر: ۵۵۷۸۱۸۲ (۰۳۱)
© کلیه حقوق مادی و معنوی برای پایگاه اطلاع رسانی سفیر ولایت محفوظ است. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.