/
صفحه اصلی
/
خبرخوان
/
ارتباط با ما
/
¤ ۱۳۹۸ جمعه ۲۹ شهريور
تاریخ ارسال:۱۳۹۳ شنبه ۶ ارديبهشت
چاپ خبر
سلسله مباحث سبک زندگی ایرانی اسلامی در جمع اساتید دانشگاه کاشان - جلسه بیست و پنجم از واژه سبک زندگی برای توصیف شرایط زندگی انسان استفاده می‌شود و مجموعه‌ای از طرز تلقی‌ها، ارزش‌ها، شیوه‌های رفتار، حالت‌ها و سلیقه‌ها در هر چیزی را در برمی‌گیرد. در بیشتر مواقع مجموعه عناصر سبک زندگی در یک‌جا جمع می‌شوند و افراد در یک سبک زندگی مشترک می‌شوند.
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين و الصلاة و السلام علي سيدنا و نبينا أبي القاسم المصطفي محمد صلي الله عليه و آله و علي آله الطيبين الطاهرين.

در جلسه گذشته اشاره شد كه يكي از وظايف پدر نامگذاري خوب براي فرزند است و نامهايي كه در روايات رسيده است، فرمودند بهترين اسم آن است كه مصور به واژه عبد باشد كه تداعي كننده عبوديت رحمان باشد مانند عبدالله كه نام پدر بزرگوار پيامبر بوده است. عبدالرحيم، عبدالرحمن كه عبد به يكي از صفات ذات اقدس ربوبي جل و اعلي اضافه مي‌شود و از آنكه عبور كنيم اسماء پيامبر اكرم و اميرالمومنين و ائمه معصومين عليهم السلام است. روايات در اين زمينه متعدد است، لذا خلاصه آنچه در روايات آمده خدمت شما عزيزان تقديم مي‌شود. نام محمد كه الان هم ظاهراً هم در كشور ما و هم در ساير كشورهاي اسلامي بيشترين اسم است. بعد از آن نام علي. در روايات هم دارد كه يكي از ائمه عليه السلام فرمودند كه اگر خدا به من ده پسر بدهد، نام همه را علي مي‌گذارم، علي اكبر، علي اوسط، علي اصغر. همه را علي گذاشتند، فقط مميز آن همان پسوند است، اكبر، اوسط و اصغر. اين يك بحث بود كه در هفته گذشته تتمه‌ايي باقي ماند كه در اين جلسه تكميل نموديم. 
يكي از سنتهايي كه در جامعه ما به حاشيه رفته است و اتفاقاً در بحث حقوق فرزند در روايات خيلي روي آن تأكيد شده است، مسئله عقيقه است. عقيقه در كلمات فقهاء مانند حضرت امام رضوان الله عليه فرمودند مستحب اكيد است ولي آنچه در روايات آمده اين است كه تعبير شده العقيقة واجبة. اين حقي است براي فرزند بر عهده پدر كه وقتي خداوند به او نوزادي مي‌دهد حتماً براي او حيواني را ذبح كنند. حال نحوه آن را در ادامه بيان خواهيم كرد كه به چه شكل بايد ذبح شود و چگونه مصرف شود. 
پس در زندگي اسلامي ايراني يكي از چيزهايي كه بايد در جامعه احياء شود و روي آن كار شود، تبيلغ شود، مسئله عقيقه است كه در بعضي از خانواده‌هاي سنتي و مذهبي وجود دارد اما غالباً خانواده‌ها يا خبر ندارند و يا اهميت نمي‌دهند، يك مسئله حاشيه‌ايي است، در متن زندگي نيست. در صورتي كه اين عقيقه فرزند را بيمه مي‌كند، سلامت و امنيت او را بيمه مي‌كند و اين يك معامله است كه انسان احسان مي‌كند و در ازاء آن احسان سلامتي فرزند تأمين مي‌شود و يكي از چيزهايي كه خداوند خيلي دوست دارد، احسان به ديگران است و در ميان احسانها چون احسان متفاوت است، يكي احسان با كلام است، انسان با كلام كسي را تقدير مي‌كند. گاهي احسان با اعمال ديگر است مانند تكريم عملي، تعظيم عملي، مومني وارد شده و انسان مقابل پاي او مي‌ايستد. اين يكي از مستحبات است كه در قرآن آمده وقتي كسي وارد مجلس شد به او جا دهيد. اين تكريم مسلمان است. 
گاهي احسان به اطعام است، غذا دادن، خداوند اطعام را خيلي دوست دارد. يكي از كارهاي خداگونه همين اطعام دادن است. إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ، روزي دادن كار خداست، آن وقت بندگاني كه در اين صفت از خدا پيروي مي‌كنند، آنها براي خود جايگاه ممتازي دارند و خداوند به مناسبتهاي مختلفي توصيه كرده كه اطعام دهيد. مثلاً اگر كسي روزه ماه رمضان را افطار كرد، اگر عمد بود، ضمن اينكه بايد يك روز را قضا كند بايد شصت مسكين را بايد غذا دهد. اگر قسم خورد كاري را انجام دهد اما انجام نداد، بايد كفاره بدهد و كفاره آن اطعام است. مثلاً‌ كسي كه به حج مي‌رود و بازمي‌گردد يكي از مستحبات اطعام است، وليمه دادن، كسي كه ازدواج مي‌كند وليمه دادن مستحب است. كسي كه خانه مي‌خرد، مستحب است وليمه بدهد. اينها تهديدات و آفتها را برطرف مي‌كند. به هر حال در جامعه وقتي كسي از يك نعمتي برخوردار مي‌شود، هستند افرادي كه حسادت مي‌كنند و اين حسادت اثر مي‌گذارد، چشم بد، حسادت، بعضي آنقدر در عرف عوام هست چشمشان تند است، فوري طرف را مي‌گيرد. مي‌گويد عجب ماشين قشنگي، همانجا ماشين تصادف كرده يا ايراد پيدا مي‌كند. عجب بچه زيبايي، همانجا بچه به زمين مي‌خورد. لذا در روايت داريم كه يك روز وجود مبارك پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم به قبرستان رفتند، به كساني كه همراه ايشان بودند، فرمودند نيمي از كساني كه مردند، با چشم مردند. چشمشان كردند. يك چنين حقايقي در عالم وجود هست كه از نگاه ما پنهان است. ما نمي‌دانيم. گاهي به زن و شوهري كه با هم خيلي مهربان هستند، چشم مي‌زنند و يك مرتبه بينشان به خاطر يك امر كوچك اختلاف مي‌افتد و تا پاي طلاق پيش مي‌رود. اين است كه اين دستوراتي كه در اسلام داده شده، حتي مستحبات آن، نبايد دست كم گرفت، هر كدام داراي آثاري هستند كه يكي از آنها عقيقه است كه دستور داده شده وقتي خداوند به كسي فرزندي داد، مستحب است كه حيواني را ذبح كند.
عبارتي كه حضرت امام دارند در كتاب فقهي تحرير الوسيله، جلد 2، صفحه 311 مي‌فرمايند: از مستحبات اكيد عقيقه كردن است. يعني ضمن اينكه مستحب است، مستحبي است كه به اصطلاح فارسي ما سفارش شده است، دو قبضه است، از مستحبات اكيد عقيقه كردن است براي مولود، خواه سر باشد، خواه دختر باشد. آن وقت زمانش هم روز هفتم تولد است. اگر عقيه تأخير افتاد به هر دليل، به دليل عذر يا بدون عذر مي‌فرمايد ساقط نمي‌شود. عقيقه جاي خودش ثابت است. بعد كه عذر برطرف شد، بايد عقيقه را انجام دهد. از آن بالاتر اگر پدر عقيقه نكرد براي فرزند، زماني كه فرزند قدرت پيدا كرد يعني در امر اقتصادي مستقل شد، از خود عقيقه نمايد. اين نشان مي‌دهد كه اهميت اين موضوع چقدر است كه اگر پدر به هر دليلي يا فقر داشت، عاجز بود يا اصلاً مسئله را نمي‌دانست، بلكه اگر در زمان نتوانست براي خود عقيقه نمايد پس از مرگ براي او عقيقه نمايند. يعني مثلاً فرض كنيد اگر كسي بداند جدش براي پدرش عقيقه نكرده است، بدون عقيقه بوده، يا جد مادري براي مادر عقيقه نكرده است، مستحب است كه نوه اين كار را انجام دهد. اين حكايت از اهميت عقيقه در سلامت خانواده دارد. 
رواياتي كه در اين زمينه آمده فراوان است كه براي اختصار به تعدادي از آنها اشاره مي‌كنم.
1. عن أبي عبدالله عليه السلام قال: سمعته يقول: كل امرئ مرتهن يوم القيامة بعقيقته، والعقيقة أوجب من الاضحية.
هر مردي در قيامت در گرو عقيقه‌اي است كه در دنيا انجام داده كه اگر انجام داده يكسري امتيازاتي دارد و اگر انجام نداده باشد، يكسري محروميت‌هايي دارد. عقيقه كردن از قرباني كردن در منا براي حاجي واجبتر است. چون قرباني در حج واجب است، مي‌فرمايد عقيقه از قرباني در حج واجب‌تر است.
2. عن أبي عبدالله عليه السلام قال: كل انسان مرتهن بالفطرة، وكل مولود مرتهن بالعقيقة.
3. عن علي بن إبراهيم، عن أبيه، عن ابن أبي عمير، عن أبي المغرا، عن علي، عن أبي عبدالله عليه السلام قال: العقيقة واجبة. 
حال اگر كسي پدرش براي او عقيقه نكرد و بزرگ شد و به پيري رسيد و نداند كه پدر براي او عقيقه كرده است يا خير، بايد عقيقه كند. 
عن عمر بن يزيد قال: قلت لابي عبدالله عليه السلام إني والله ما أدري كان أبي عق عني أم لا، قال: فأمرني أبو عبدالله عليه السلام فعققت عن نفسي وأنا شيخ كبير، الحديث.
راوي مي‌گويد نمي‌دانم پدرم براي من عقيقه كرده است يا خير؟ حضرت فرمودند: نمي‌دانم خودت عقيقه بده، عقيقه كردم در حالي كه من پيرمردي بودم. 
در مورد پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله روايت است كه پيامبر براي خودش بعد از آنكه به نبوت رسيد عقيقه كرد كما اينكه بعد از به دنيا آمدن امام حسن و امام حسين عليهما السلام عقيقه كردند؛ وعق النبي صلي الله عليه و آله عن نفسه بعدما جاءته النبوة، وعق عن الحسن والحسين كبشين.
حال سوالي در اينجا مطرح است كه اگر كسي به هر دليلي نمي‌خواهد عقيقه كند، وقتش را ندارد، يا جايي است كه گوسفند پيدا نمي‌شود و امثال ذلك. بايد پولش را بدهد، در اين صورت چگونه است؟ 
فرمودند كافي نيست، بايد ذبح كند، چون موضوعيت دارد، ريختن خون موضوعيت دارد. تقسيم گوشت ميان فقرا موضوعيت دراد. طبخ گوشت و انداختن سفره و آمدن جمعي از اهل ايمان، پاي سفره نشستن و از طعام طرف استفاده كردن، اينها خود آثاري دارد، تنها مسئله پول نيست.
راوي مي‌گويد در محضر مبارك امام صادق عليه السلام بودم يك نفر از طرف عموي امام صادق عليه السلام آمد، از امام صادق عليه السلام استفتاء كرده است؛ إنا طلبنا العقيقة فلم نجدها؛ عموي امام صادق عليه السلام نماينده فرستاده كه ما گوسفندي نيافتيم. حال بايد چكار كرد؟ فما ترى نتصدق بثمنها؟
حضرت فرمودند: لا، إن الله يحب إطعام الطعام و إراقة الدماء؛ خداوند دوست دارد غذا دادن به مومنين را. اين كار مباركي است كه انسان سفره بياندازد و عده‌ايي از مومنين پاي سفره او بيايند، بسم الله گفته، الحمدلله گفته، خيلي آثار دارد. خداوند دوست مي‌دارد غذا دادن را و دوست دارد خون ريختن را. ذبح و قرباني دادن خيلي از بلاها را برطرف مي‌كند ضمن اينكه سلامت بچه را تأمين مي‌كند. گاهي فرد مي‌گويد من هفتصد تومان پول ندارم بدهم، خدايي نكرده بچه زمين بخورد دست يا پايش بشكند، حادثه پيش آيد، بايد چند ميليون هزينه كند. 
در روايت ديگري محمد بن مسلم كه از شاگردان برجسته امام صادق عليه السلام است مي‌گويد: ولد لابي جعفر عليه السلام غلامان جميعا؛ براي امام باقر عليه السلام دو بچه همزمان به دنيا آمدند، سپس حضرت دستور دادند كه دو گوسفند خريداري كنند و عقيقه نمايند. فأمر زيد بن علي أن يشتري له جزورين للعقيقة، وكان زمن غلاء؛ زماني هم بود كه بسيار قيمت گوسفند بالا بود. فاشترى له واحدة وعسرت عليه الاخرى؛ كسي را كه امام باقر عليه السلام فرستاده بود هر چه گشت يك گوسفند بيشتر پيدا نكرد، از پيدا كردن گوسفند دوم مأيوس شد، خدمت حضرت آمد و عرض كرد كه نتوانستم دومين گوسفند را پيدا كنم. اجازه مي‌دهيد پولش را بين فقرا تقسيم كنيم؟ فقال لابي جعفر عليه السلام قد عسرت علي الاخرى، فأتصدق بثمنها؟ قال: لا، اطلبها حتى تقدر عليها، فإن الله عز وجل يحب إهراق الدماء وإطعام الطعام؛ بگرد و جستجو كن تا زماني كه گوسفند را پيدا كني. اين امر خود موضوعيت دارد. باز در پايان همين حديث هم امام باقر عليه السلام فرمودند: خداوند ريختن خون را دوست دارد و طعام دادن را.
اگر چنانچه مقدور نباشد، تأخير بيافتد، وظيفه انجام عقيقه تا زمان مقدور شدن و استطاعت و قدرت داشتن. 
امام صادق عليه السلام فرمودند: العقيقة لازمة لمن كان غنيا، ومن كان فقيرا إذا أيسر فعل، فإن لم يقدر على ذلك فليس عليه شيء.
تعبيرات قبلي اين بود كه العقيقة واجبة اما اينجا تعبير لازمة آمده است، كسي كه توانايي مالي داشته باشد بر او لازم است كه از فرزند نوزادش عقيقه كند. اما اگر كسي فقير باشد، نفرمود ساقط مي‌شود بر عهده او هست كه هر وقت توانايي پيدا كرد، بپردازد. حال اگر تا پايان هم نتوانست، ديگر چيزي بر او نيست.
عن إسحاق بن عمار قال: سألت أبا الحسن عليه السلام عن العقيقة على الموسر والمعسر؟ قال: ليس على من لا يجد شيء.
راوي مي‌گويد از حضرت در مورد عقيقه براي معسر سوال كردم، حضرت فرمودند كسي كه ندارد بر او نيست.
حال زمان عقيقه كردن چه زماني است؟
زمان عقيقه كردن روز هفتم است كه روز هفتم پدر وظيفه دارد چند كار انجام دهد. 
سر نوزاد را بتراشد و به ميزان و مقدار موي نوزاد معادلش اگر توان دارند طلا بدهد و اگر تمكن ندارند نقره بدهند. 
در اين مقوله بيست و يك حديث وجود دارد كه اين غناي فرهنگ اسلام شيعي را مي‌رساند كه در مورد يك موضوع كه فقهاء نفرمودند واجب است، اما بيست و يك روايت در يك موضوع وجود دارد كه نشانه اهميت مسئله است. 
امام صادق عليه السلام فرمودند: چند كار را در روز هفتم بايد انجام داد:
1. يسمي في اليوم السابع؛ روز هفتم نامگذاري كنند.
خاطر عزيزان باشد در بحثهاي سابق بيان شد كه يكي از وظايف نامگذاري دوران جنين است كه اگر معلوم باشد با عكسبرداري كه پسر است اسم پسر و اگر دختر اسم نام دختر گذاشته شود. اگر مشخص نيست اسم مشترك گذاشته شود. اين چيست كه روايت مي‌گويد روز هفتم؟ اين روايت با روايات ديگر سازگاري ندارد كه مي‌گويد در روز هفتم نامگذاري كنيد. منظور اين است كه اسم موقت است، در دوران جنين نامي كه گذاشته مي‌شود نام موقت است اما روز هفتم قطعي است. 
2. ويعق عنه؛ عقيقه كردن
3. يحلق رأسه؛ سر نوزاد را تراشيدن
4. ويتصدق بوزن شعره فضة
5. ويبعث إلى القابلة بالرجل مع الورك؛ در قديم اينگونه بوده و امروز هم هست كه خانمها در خانه وضع حمل مي‌كردند و قابله وجود داشت. در روايت هست كه يك چهارم گوسفند، يك پا و رانش را با يك سكه براي قابله بفرستيد. 
6. ويطعم منه
7. ويتصدق
در روايت ديگري از امام صادق عليه السلام سوال شد كه عقيقه و حلق و نامگذاري كدام مقدم است؟ حضرت فرمودند همه را بايد در يك زمان انجام دهيد. 
عن جميل بن دراج قال: سألت أبا عبدالله عليه السلام عن العقيقة والحلق والتسمية، بأيها يبدأ؟ قال: يصنع ذلك كله في ساعة واحدة يحلق ويذبح ويسمى، ثم ذكر ما صنعت فاطمة بولدها عليهما السلام، ثم قال: يوزن الشعر ويتصدق بوزنه فضة.
در بعضي از روايات سوال شده كه سر و فلسفه اين كار چيست كه سر را مي‌تراشند؟ اينها نكات علمي است كه اگر ما شرايطي داشته باشيم بايد اين بحثها را در عرصه اجرا بياوريم و آزمايش كنيم. امام عليه السلام فرمودند سرش اين است كه موي نوزاد مربوط به عالم جنين و رحم است، اين بايد از سر جدا شود و اگر بماند عوارضي دارد كه روي سلامتي كودك اثر مي‌گذارد. 
در روايت ديگري راوي مي‌گويد از امام در مورد عقيقه سوال كردم. وسألته عن العقيقة عن المولود، كيف هي؟ 
فرمودند در روز هفتم عقيقه انجام مي‌شود، نامگذاري مي‌شود، إذا أتى للمولود سبعة أيام سمي بالاسم الذي سماه الله عز وجل به؛ يكي از اسماء الهي كه اشاره كرديم عبدالله، عبدالرحمن، عبدالرحيم، بعد سر تراشيده و بعد صدقه داده مي‌شود، ثم يحلق رأسه ويتصدق بوزن شعره ذهبا أو فضة ويذبح عنه كبش  وإن لم يوجد كبش أجزأ عنه ما يجزي في الاضحية وإلا فحمل أعظم ما يكون من حملان السنة ويعطى القابلة ربعها؛ يك چهارم گوشت را به قابله بدهد. اگر چنانچه قابله نداشته است، وإن لم تكن قابلة؛ سهم مادر است نه اينكه مادر از آن استفاده كند، در اختيار مادر است كه به هر كسي خودش صلاح ديد، بدهد. فلامه تعطيها من شاءت، وتطعم منه عشرة من المسلمين؛ ده نفر حداقل از مومنين را دعوت كرده تا به خانه او بيايند، قدوم مومن مبارك است و باعث خير و بركت مي‌شود، چون با ذكر وارد شده و با ذكر خدا خارج مي‌شود، با ذكر خدا غذا مي‌خورد و بعد از خدا هم تسبيح مي كند، اينها همه آثار دارد. فإن زادوا فهو أفضل؛ اگر از ده نفر بيشتر شود بهتر است. در باب وليمه خانه هست كه چهل نفر بايد دعوت شوند. ويأكل منه، والعقيقة لازمة إن كان غنيا أو فقيرا إذا أيسر؛ چه فرد غني و چه فقير باشد، عقيقه واجب است، منتهي كسي كه فقير است منتظر مي‌ماند كه هر وقت تمكن پيدا كرد انجام مي‌دهد. 
حال در صدر اسلام بعضي از قابله‌ها اهل كتاب بودند، مسيحي بودند، در روايت دارد كه اگر قابله‌ايي يهوديه باشد، يك چهارم به او داده نمي‌شود، ولي قيمت را بايد داد. البته امروز هم در بعضي از بيمارستانها دكترهايي هستند كه اهل كتاب هستند. وإن لم يعق عنه حتى ضحي عنه فقد أجزأه الاضحية، وقال: إن كانت القابلة يهودية لا تأكل من ذبيحة المسلمين، اعطيت قيمة ربع الكبش.
فلسفه تراشيدن سر چيست؟ 
از امام صادق عليه السلام سوال شده است، ما العلة في حلق رأس المولود؟ علت اينكه سر نوزاد را بايد بتراشند چيست؟ امام فرمودند: تطهيره من شعر الرحم؛ پاكيزه كردن بچه از موهايي است كه براي فضاي رحم است. 
جنين در عالم رحم با خون مادر تغذيه مي‌كند و رشد او از طريق خون است، بنابراين عوارضي كه مربوط عالم رحم است، وقتي به عالم دنيا مي‌آيد، عوارض بايد زدوده شود كما اينكه در روايات داريم در مورد گريستن نوزاد، گفتند ساكت نكنيد بگذاريد گريه كند، چون قطرات اشكي كه در سر اوست بايد خارج شود كه اگر بماند گاهي موجب ضعف عقل و گاهي باعث جنون مي‌شود.
 
پرسش و پاسخ:
در پاسخ به سوال يكي از دوستان در مورد عدم استفاده پدر و مادر از عقيقه، بايد بيان كنيم كه اولويت اول پدر است، كراهت دارد نه اينكه حرام باشد. در واقع يك نوع صدقه براي كودك است و كسي كه براي كودكش صدقه مي‌دهد خوب نيست كه خودش استفاده كند. در اولويت اول پدر، بعد مادر و بعد اعضاي خانواده و به همين ترتيب وقتي پايين مي‌آيد، كراهت ضعيف‌تر مي‌شود، اما حرام نيست. وجه ديگر اين است كه سهم آنها به ديگري برسد. 
سوال: عقيقه دادن در بيرون از منزل مثلاً رستوران چگونه است؟ 
پاسخ: بهتر از اين است كه در خانه باشد كه مومنين به خانه شما بيايند و دعا كنند، در رستوران ديگر آن اثر را ندارد، احسان شده، استحباب انجام شده ولي استحباب ناقص است، آمدن مومنين به خانه مومن خود بركاتي دارد.
"اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَيهِ و عَلي آبائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِي كُلِّ سَاعَةٍ وَلِيّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِيلاً وَ عَيْناً حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِيهَا طَوِيلاً"
پروردگارا؛ بابهاي مدائن معرفتت را به سوي دلهاي ما بگشا.
پروردگارا؛ دلهاي ما را سرشار از معرفت و مودت و محبت خودت قرار بده.
پروردگارا؛ محبت دنيا و زينتهاي دنيا را از دلهاي ما اخراج بفرما.
پروردگارا؛ روح و رحمت و رضوان واسعت را بر روح بلند امام، شهدا، گذشتگان نازل بفرما.

"والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته"

مطالب مرتبط
کاشان - خیابان شهید بهشتی - کوچه جمال آباد - دفتر نماینده مقام معظم رهبری و امام جمعه کاشان - کدپستی: ۸۷۱۴۶۷۸۳۸۹
تلفن: ۵۵۷۸۱۸۱ - ۵۵۷۸۸۸۸ - ۵۵۷۲۲۴۴ (۰۳۱)
نمابر: ۵۵۷۸۱۸۲ (۰۳۱)
© کلیه حقوق مادی و معنوی برای پایگاه اطلاع رسانی سفیر ولایت محفوظ است. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.