/
صفحه اصلی
/
خبرخوان
/
ارتباط با ما
/
¤ ۱۳۹۷ شنبه ۲۹ دي
تاریخ ارسال:۱۳۹۳ شنبه ۱۷ خرداد
چاپ خبر
سلسله مباحث سبک زندگی ایرانی اسلامی در جمع اساتید دانشگاه کاشان - جلسه سی ام از واژه سبک زندگی برای توصیف شرایط زندگی انسان استفاده می‌شود و مجموعه‌ای از طرز تلقی‌ها، ارزش‌ها، شیوه‌های رفتار، حالت‌ها و سلیقه‌ها در هر چیزی را در برمی‌گیرد. در بیشتر مواقع مجموعه عناصر سبک زندگی در یک‌جا جمع می‌شوند و افراد در یک سبک زندگی مشترک می‌شوند.
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين و الصلاة و السلام علي سيدنا و نبينا أبي القاسم المصطفي محمد صلي الله عليه و آله و علي آله الطيبين الطاهرين.

موضوع پيرامون بحث خانواده و فرزندان بود. در روايات دارد كه اولاد فتنه است، در آيات قرآن هم در چهار آيه مسئله اولاد مطرح شده است، البته واژه اولاد در آيات قرآن فراوان است، اما آنچه مربوط به خانواده است، مورد بحث ماست.
1. سوره مباركه انفال آيه 28
وَاعْلَمُواْ أَنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلاَدُكُمْ فِتْنَةٌ وَأَنَّ اللّهَ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ؛ بدانيد كه مال و فرزندان شما فتنه است. اولاد فتنه است به چه معنا مي‌باشد؟ برداشتي كه در افكار عمومي از واژه فتنه صورت مي‌گيرد امري منفي است. بار منفي دارد ولي اينجا معنا چيز ديگري است كه بيان خواهيم كرد.
2. سوره مباركه تغابن، آيه 15
إِنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلَادُكُمْ فِتْنَةٌ وَاللَّهُ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ
در هر دو آيه بيان شده، در پايان آيه مي‌فرمايد "وَاللَّهُ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ"، خداوند پاداش فراوان مي‌دهد. مشخص مي‌شود اينكه اولاد فتنه است، يعني مديريت او، سرپرستي او و تربيت او امتحان خداست كه شما اگر به درستي از عهده آن برآييد خداوند به شما پاداش مي‌‌دهد. "وَاللَّهُ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ"، اجر را در مقابل چه مي‌دهند؟ در مقابل تلاش و انجام وظيفه و مسئوليت مي دهند. در آيه دوم هم مشابه همين است در صورتي كه فاصله دو آيه بسيار زياد است، در صورتي كه انفال سوره هشتم و تغابن سوره شصت و چهارم قرآن است. "إِنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلَادُكُمْ فِتْنَةٌ وَاللَّهُ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ"، مشخص مي‌شود فتنه بودن فرزند اگر خوب از عهده آن برآيد باعث پاداش بزرگ مي‌شود.
3. سوره مباركه اسراء، آيه 31
وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَإِيَّاكُم إنَّ قَتْلَهُمْ كَانَ خِطْءًا كَبِيراً.
بچه‌هايتان را از بين نبريد، به خاطر ترس از فقر، روزي همه شما دست ماست، "نَّحْنُ نَرْزُقُهُمْ"، رازق بچه‌ها ما هستيم، رازق خود شما كه پدر و مادر مي‌باشد، ما هستيم.
اين مسائل در زمان جاهليت بوده است، البته در عصر ما هم هست كه گاهي مسائل فقهي را به ما مراجعه مي‌كنند، خانواده‌هاي كه نمي‌توانند، فقير هستند، نمي‌تواند كودك را تأمين كنند، لذا به كسي مي‌فروشند.
4. سوره مباركه تغابن، آيه 14
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ وَأَوْلَادِكُمْ عَدُوًّا لَّكُمْ فَاحْذَرُوهُمْ وَإِن تَعْفُوا وَتَصْفَحُوا وَتَغْفِرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ.
سياق اين آيه و پيام اين آيه با سه آيه قبلي متفاوت است، آن دو آيه اول گفتند "َأَوْلاَدُكُمْ فِتْنَةٌ"، اما اين آيه مي‌فرمايد به درستي كه بعضي از همسران شما، و بعضي از فرزندان شما دشمن شما هستند. اين با فتنه متفاوت است، "إِنَّ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ وَأَوْلَادِكُمْ عَدُوًّا لَّكُمْ"، حال چگونه است كه زن دشمن همسرش باشد؟ يا اولاد دشمن پدر باشد؟ در ادامه توضيح خواهيم داد.
براي مشخص شدن مفاد آيه بايد واژه فتنه را تعريف كرد، فتنه يك معناي لغوي دارد و يك معناي اصطلاحي در لسان قرآن و روايات. معناي لغوي فتنه اين است كه طلافروشان طلا را در آتش مي‌اندازند، در كوره طلافروشي كه دارند و طلاها را ارزيابي مي‌كنند كه چند درصد خلوص دارد و چند درصد ناخالصي دارد. اين معناي لغوي فتنه است كه چيزي را آزمايش مي‌كنند درصد خلوصش را از ناخالصي تشخيص مي‌دهند. گاهي هم اين واژه در قرآن به معناي كسي را عذاب كردن و كسي را در آتش انداختن، مانند اين آيه كه مي‌فرمايد: "يَوْمَ هُمْ عَلَى النَّارِ يُفْتَنُونَ" ؛ روزي خواهد آمد كه كفار را در آتش مي‌اندازند.
يا در آيه ديگر مي‌فرمايند: "ذُوقُوا فِتْنَتَكُمْ" ؛ به كفار گفته مي‌شود در قيامت وقتي كه آنها را مجازات مي‌كنند، مي‌گويند اين را بچشيد، نتيجه آزمايشي است كه در دنيا نتوانستيد امتحان درستي بدهيد. و معنايي كه با بحث ما سازگاري دارد اين است كه فتنه به معناي آزمايش است، آزمودن چيزي، تناسبي هم با معناي لغوي دارد، چون طلافروش وقتي طلا را در كوره مي‌اندازد، مي‌خواهد امتحان كند، ميزان و درصد خلوص و ناخالصي را مي‌خواهد تشخيص دهد و اين فتنه براي انسان هست كه خداوند انسانها را آزمايش مي‌كند. پس فتنه به معناي آزمايش است. 
در آيه شريفه مي‌فرمايد: "وَنَبْلُوكُم بِالشَّرِّ وَالْخَيْرِ فِتْنَةً وَإِلَيْنَا تُرْجَعُونَ" ؛ ما شما را با خوبيها و بديها آزمايش مي‌كنيم براي اينكه ببينيم چند درصد خلوص داشته و چند درصد ناخالصي. "نَبْلُو"؛ به معناي امتحان است، بلا به معناي آزمايش است. "وَنَبْلُوكُم"؛ شما را آزمايش مي‌كنيم به وسيله شر يعني بديها و به وسيله خير. بديها مانند بيماري، مصيبتها، كمبودها، حوادث. اينكه چقدر شما در برابر مشكلات صبور هستيد، تحمل داريد. خيراً يعني اينكه ما به شما نعمتهايي مي‌دهيم كه شما را با آن نعمتها امتحان مي‌كنيم، به شما علم مي‌دهيم، به شما تخصص مي‌دهيم، به شما سرمايه مي‌دهيم، ببينيم چكار مي‌كنيد. اگر چنانچه در يك رشته تخصص پيدا كرديد، مثلاً مهندسي عمران، مهندسي راه، مهندسي معدن، ببينيم با اين تخصص چكار مي‌كنيد، آيا حق را ناحق مي‌كنيد، جايي كه بايد نظر كارشناسي بدهيد، به نفع طرف، مي‌گوييد چيزي بدهيد، حق حسابي بدهيد تا به نفع شما حكم بدهم؟ يا اگر پزشك شديد، جراح شديد، با بيمار چكار مي‌كني؟ واقعاً صادقانه و خالصانه كار مي‌كنيد يا آنجا هم زير ميزي مي‌گيريد؟ شما را با شر و خير آزمايش مي‌كنيم. بنابراين يكي از معاني واژه فتنه آزمودن است. روي اين حساب چند ‌آيه را خوانديم كه فرمود: "إِنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلَادُكُمْ فِتْنَةٌ"، به معناي اين نيست كه بچه‌هاي شما بد هستند، يا مالي كه به شما داديم بد است، يا همسري كه به شما داديم، بد است. خير به وسيله همسر، مال و فرزند شما را آزمايش مي‌كنيم، تا ببينيم كه شما نسبت به اولاد وظايف خود را انجام مي‌دهيد يا خير. كاري كه بايد نسبت به فرزند انجام دهيد، انجام مي‌دهيد يا خير؟ نسبت به اموالي كه به شما داديم، آيا اين ثروت را در جاي خود درست هزينه مي‌‌كنيد يا از آن سوء استفاده مي‌كنيد؟! 
جمله‌ايي از حضرت علي عليه السلام در نهج البلاغه هست كه مي‌فرمايند: لا يقولن أحدكم: اللهم إني أعوذ بك من الفتنة؛ يكي از شما اينگونه دعا نكند كه خدايا من از فتنه‌ها به تو پناه مي‌برم و مرا مورد فتنه قرار نده. اين دعا درست نيست، زيرا اين دعا خلاف فلسفه آفرينش انسان است. انسان آمده است تا آزمون بدهد، مانند يك دانشجو كه بگويد از من امتحان نگيريد،چنين چيزي ممكن نيست. دانشجو بايد امتحان بدهد و كسي كه خلق مي‌شود براي امتحان آمده است. لذا حضرت فرمودند اينگونه دعا نكنيد، بگوييد اللهم إني أعوذ بك من الفتنة، به تو پناه مي‌برم از فتنه و آزمون. زيرا هيچكسي نيست مگر اينكه مورد فتنه قرار مي‌گيرد. فإنه ليس منكم أحد يرجع إلى مال وأهل وولد إلا وهو مشتمل على فتنة؛ كسي نيست مگر اينكه به وسيله فتنه محاصره شده است، همه اطراف ما امتحانات الهي است. بايد بگوييم: ولكن ليقل: اللهم إني أعوذ بك من مضلات الفتن؛ خدايا از فتنه‌هايي كه گمراه كننده است به تو پناه مي‌برم. 
گاهي انسان مورد آزمايش قرار مي‌گيرد و با سربلندي و آگاهي از عهده امتحان به در مي‌آيد، حضرت فرمودند اينگونه دعا كنيد كه خدايا ما را حفظ كن از فتنه‌هاي گمراه كننده يعني فتنه‌هايي كه ما از پس آن برنمي‌آييم. از عهده آن برنمي‌‌آييم. غالب مي شوند، از اين فتنه‌ها به خدا پناه مي‌بريم. اما اينكه بگوييد از اصل فتنه ما به خدا پناه مي‌بريم، اين دعا درست نيست چون خلاف فلسفه آفرينش است. آن وقت حضرت براي تأييد فرمايش خود به آيه استدلال كردند: وَاعْلَمُواْ أَنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلاَدُكُمْ فِتْنَةٌ وَأَنَّ اللّهَ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ.
در روايات هم دارد كه روزي وجود مبارك پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله بر فراز منبر نشسته بودند و خطبه مي‌خواندند، در همين اثناء امام حسن و امام حسين عليهما السلام كه كودك بودند، وارد مجلس شدند و لباسهاي بلندي پوشيده بودند كه گاهي مزاحم بوده و به زمين مي‌خوردند. ناگهان پيامبر سخنراني‌ خود را قطع كرد و از بالاي منبر پايين آمد و دو آقازاده را در آغوش گرفت و بوسيد و بالاي منبر رفت و هر دو را روي پايشان نشاند و بعد فرمودند: وَاعْلَمُواْ أَنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلاَدُكُمْ فِتْنَةٌ؛ من نمي‌توانستم كه تحمل كنم كه بچه‌هاي من به زمين مي‌خوردند، لذا خطبه را قطع كردم براي انجام وطيفه در برابر فرزندان كه مسئوليت داشتم.
بنابراين واژه فتنه مفهومش روشن شد، يك آيه فرمود: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ وَأَوْلَادِكُمْ عَدُوًّا لَّكُمْ؛ من در آيه من تبعيض است يعني بعضي از همسران شما نه همه همسران. بعضي از همسران شما و بعضي از فرزندان شما، دشمن شما هستند. اين به چه معناست؟ شأن نزول اين آيه مربوط به صدر اسلام است كه در زمانهاي مختلفي هم بوده و در عصر ما هم هست، اينكه بعد از آنكه مسلمانان در مكه نتوانستند اسلام و دينشان را حفاظت كنند، ناگزير شدند كه مكه را ترك كنند، به مدينه هجرت كنند. بنابراين محيط بسته و خفقاني كه مشركين و كفار ايجاد كرده بودند، زمينه عمل كردن به اسلام را از بين برده بود، هيچكس نمي‌‌توانست به اسلام عمل كند. لذا خداوند به پيامبر صلي الله عليه و آله فرمود شما برو و از اينجا خارج شو. در آن زمان بعضي از مسلمانان كه مي‌خواستند براي حفظ دينشان از مكه به مدينه هجرت كنند، بعضي با مخالفت زنان و بچه‌ها مواجه مي‌شدند كه مي‌گفتند شما ما را اينجا تنها نگذاريد. اينجاست كه آيه مي‌فرمايد: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ وَأَوْلَادِكُمْ عَدُوًّا لَّكُمْ؛ اگر اينها آمادگي داشته باشند كه با شما بيايند، همراهي كنند و هجرت كنند كه بيايند اما اگر مخالفت كردند و با شما هم نمي‌آيند، ديگر شما تسليم آنها نشويد، چون اينها مانع دين آوردن و اسلام آوردن شما و موحد بودن شما هستند. لذا در تفسير اين آيه بعضي از مفسرين گفتند اين ماجرا در صدر اسلام بوده است، حال در عصر ما در دوران دفاع مقدس بعضي سرداران و فرماندهان بودند كه در جنگ نقش اساسي داشتند، گاهي نيروي عادي معمولي است كه اگر در جبهه هم نباشد خلأيي، ضربه‌ايي وارد نمي‌شود اما بعضي نقش اصلي داشتند، نقش كليدي داشتند و فرماندهي مي‌كردند، لذا به اينها جنگ واجب عيني مي‌شود. آنهايي كه بدل داشته باشند، واجب كفايي مي‌شود، ديگران كار آنها را انجام مي‌دهند. مثلاً فرض كنيد كار تداركاتي، پشتيباني، آشپزي كه ديگران هم مي‌توانند اما كار جنگ را همه نمي‌توانند انجام دهند. حال اگر چنانچه يك كسي حضور در جبهه براي او واجب عيني شده باشد كه اگر نرود جبهه توحيد شكست مي‌خورد، بر او واجب عيني است، حال اگر پدر و مادر نهي كردند، اينجا نهي والدين موثر نيست. يا همسر يا فرزند اما اگر واجب كفايي باشد، پدر و مادر مي‌توانند نهي كنند. أَزْوَاجِكُمْ وَأَوْلَادِكُمْ عَدُوًّا لَّكُمْ؛ نه اينكه همه همسران و فرزندان دشمن هستند، در بعضي موارد كه اينها مانع رشد شوهر و پدر مي‌شوند، نبايد به حرف آنها گوش كرد، يا آنها بايد با شما تسليم شده يا شما با آنها كاري نداشته باشيد.
و اما رواياتي كه در اين زمينه وارده شده، وسائل الشيعه، جلد 1، باب 88، وظايفي براي پدر مشخص شده است.
در روايت با الهام از آياتي كه خوانديم امام صادق عليه السلام فرمودند: الولد فتنه؛ فتنه نه به معنايي كه امروز در بحثهاي سياسي ما رايج است، يعني باعث امتحان پدر است. اگر پدر بچه را خوب تربيت كند، وظيفه‌اش را انجام داده است. پس اولاد يكي از آزمايشات الهي است از پدر. 
دوم اينكه در روايت آمده است كه مردي از انصار خدمت پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله عرض كرد آقاجان من به چه كسي نيكي كنم؟ مي‌خواهم به بعضي از بندگان شما خوبي كنم؟ اولويت با چه كسي است؟ قَالَ رَجُلٌ يَا رَسُولَ اللَّهِ ، مَنْ أَبَرُّ؟ 
حضرت فرمودند: پدر و مادر. قَالَ: "وَالِدَيْكَ"
عرض كرد: آقاجان پدر و مادر من از دنيا رفتند؟ قَالَ: لَيْسَ لِي وَالِدَانِ، حضرت فرمودند: به فرزندت. قَالَ: "بِرَّ وَلَدَكَ".
نكته سومي كه درباره فرزند وجود دارد اين است كه فرمودند بچه‌ها را دوست داشته باشيد، با آنها با مهرباني رفتار كنيد، آنها را در آغوش بگيرد، آنها را دوست داشته باشيد، اين در رشد شخصيت و روحيه آنها موثر است. با تهديد و بداخلاقي با آنها رفتار نكنيد.
امام صادق عليه السلام از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله فرمودند: كودكان را دوست داشته باشيد، و به آنها مهرباني كنيد، اَحِبُّوا الصِّبيانَ وَ ارحَمُوهُم، وَ اِذا وَعَدتُموهُم شَيئا فَفُوا لَهُم؛ اگر به آنها قول داديد، به وعده خود وفا كنيد. فَاِنَّهُم لا يَدرونَ اِلاّ اَ نَّـكُم تَرزُقونَهُم؛ چون فكر مي‌كنند كه شما خالق آنها هستيد، شما رازق آنها هستيد. همانطور كه شما از خدا اميد داريد، اين بچه هم اميدش به شماست، اميدي كه در درون طفل است تبديل به يأس نكنيد. 
موضوع پنجم اين است كه اگر كسي به فرزندش ترحم و مهرباني كند، متقابلاً خداوند او را مورد رحمت خودش قرار مي‌دهد، نتيجه رحمت به فرزند، رحمت پروردگار است. امام صادق عليه السلام فرمودند: به درستي كه خداوند بنده‌اش را گاهي مورد رحمت قرار مي‌دهد، ان الله ليرحم العبد لشدة حبه لولده. پس دوستي اولاد محبت خدا را در پي دارد. 
حضرت موسي بن جعفر عليه السلام فرمودند: وقتي با بچه‌ها وعده كرديد، به وعده خود عمل كنيد، خداوند غضب نمي‌كند همانند غضبي كه براي زنان و كودكان انجام مي‌دهد، يعني اينكه وقتي مرد نسبت به همسرش بد رفتاري كند، موجب غضب خداست. همچنين اگر با كودكش بد رفتاري كند، موجب غضب خدا مي‌شود. غضب خدا در مورد زنان و كودكان بيش از غضب اوست در مورد مسائل ديگر. انَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَيْسَ يَغْضَبُ لِشَيْ‏ءٍ كَغَضَبِهِ لِلنِّسَاءِ وَ الصِّبْيَانِ.
بحث ديگر كه توصيه شده اين است كه كودكان را ببوسيد كه آثار تربيتي و رواني دارد. در روايت دارد كه كسي خدمت پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله آمد و گفت: ما قبّلت صبياً لي قطّ؛ يكي از فرزندانم هيچگاه نبوسيدم. فلمّا ولّى قال رسول الله صلى الله عليه واله وسلم هذا رجل عندي أنّه من أهل النار؛ وقتي اين مرد رفت، پيامبر صلي الله عليه و آله فرمود: از نگاه من اين كسي است كه اهل عذاب الهي و آتش جهنم است. زيرا بي مهري و بي محبتي در فرزند آثار سوء مي‌گذارد و از نظر روحي باعث مي‌شود در بزرگي اگر مرتكب گناه و جنايتي شود، وقتي كسي محبت نديد، محبت از خود نشان نمي‌دهد، چون آموزش نديده است. 
در روايت فرمودند كه هر كسي فرزندش را ببوسد خداوند براي او يك حسنه مي‌نويسد. 
در روايت ديگري فرمودند: فرزندانتان را زياد ببوسيد، أكثروا من قبلة أولادكم؛ از خانه مي‌خواهيد به محل كار برويد، فرزند خود را در آغوش بگيريد و او را ببوسيد. زمان بازگشت هم او را در آغوش بگيرد و او را ببوسد. حضرت فرمودند: أكثروا من قبلة أولادكم، فإنّ لكم بكلّ قبلة درجة في الجنّة مسيرة خمس مائة عام؛ زيرا در برابر هر بوسه‌ايي به شما يك درجه مي‌دهند. درجات اخروي محدوديتي ندارد، لذا حضرت فرمودند: براي هر بوسه‌ايي يك درجه در بهشت است كه فاصله درجات با هم پانصد سال راه است. فاصله درجات نظامي در دنيا چهار سال است، گروههاي هم كه در قشرهاي آموزش و پرورش و دانشگاهي و سازمانها مي‌دهند، چنين است. اما فاصله ميان درجات اخروي چنين نيست؛ قبلة درجة في الجنّة مسيرة خمس مائة عام.
پرسش و پاسخ:
سوال: در جامعه اسلامي كه همه چيز در جاي خود قرار داد، دستورات و احكامي وجود دارد، حال در جامعه‌ايي كه غير اسلامي است، آيا باز هم دستورات اسلام اجرا مي‌شود، براي مثال در جامعه اسلامي براي فلان عمل بايد اين تعداد ضربه شلاق زده شود، آيا در جامعه غير اسلامي هم همين تعداد زده مي‌شود؟ 
پاسخ:
در مجازات اسلامي ملاك علم است، كاري به اين نداريم كه اكثريت جامعه مي‌دانند يا اقليت جامعه نمي‌دانند، مدار و ملاك بر شخصي است كه مرتكب اين گناه شده است. اگر مي‌داند كه شرب خمر از نگاه اسلام حرام است و مرتكب شود، مجازات مي‌شود چون عالم بوده است اما اگر جاهل بوده است، نمي‌دانسته است. فرض كنيد كسي در شرايطي در خانواده‌ايي در منطقه‌ايي دورافتاده‌ كه صحبت از احكام اسلام نيست، مجازات ندارد، مبناي مجازات علم است، اگر عالم باشد و مرتكب شود، مجازات دارد، ولو اينكه همه يا اكثريت جامعه جاهل باشند، با آنها كاري ندارند، ملاك اين شخص است. يا در باب زنا اگر كسي مرتكب شود، چه محصنه و چه غير محصنه اگر نداند كه زنا حرام است، مجازات ندارد، احكام براي عالم است. كسي كه جاهل باشد، مجازات ندارد. فرض كنيد اگر كسي در اروپا و جامعه غربي مسلمان است و در انگليس مرتكب زنا شده و مي‌داند كه زنا حرام است، مي‌داند كه شرب خمر حرام است، اگر در انگليس حاكم شرعي باشد، و نفوذ كلمه داشته باشد، بايد اين حكم را اجرا كند. حال گاهي حاكم شرع نيست كه بحثي ديگر است. ملاك علم و جهل فاعل است. جاني كه مرتكب جنايت شده است، حال ديگران بدانند يا ندانند. مگر حق الناس كه مجازاتها بعضي حق الله و بعضي حق الناس است. در حق الناس علم و جهل ملاك نيست، چه بداند و چه نداند، اگر مال كسي را تلف كرد، ضامن است. در فقه اصول مي‌گويند احكام وضعيه، چون احكام دو قسم است:
احكام تكليفيه
احكام وضعيه
احكام تكليفيه مانند نماز، روزه، حج، زنا و ... اينها مبنايش علم فاعل است. اگر كسي عالم باشد كه نماز واجب است و نداند تارك الصلاه است. اما در احكام وضعيه علم و جهل ملاك نيست. براي مثال كودكي مال كسي را تلف كرد، مثلاً موبايل كسي را در استخر انداخت، بچه است، مجازات ندارد اما وظيفه ضمانت او را دارد. حال اگر ولي دارد او بايد پرداخت كند و اگر پرداخت نكرد وقتي به تكليف رسيد و تمكن مالي داشت، بايد آن را پرداخت كند. علم و جهل ملاك نيست. كسي خوابيده و پايش را به چيزي قيمتي زده و مي‌شكند، علم نداشته، عمد هم نداشته، مجازات هم ندارد اما ضمانت هست و بايد خسارت را بدهد. اينجا علم شرط نيست اما در احكام تكليفيه علم شرط است.
در پايان از جناب آقاي دكتر زراعت و همه عزيزان تشكر مي‌كنم و مقتضاي آداب اخلاقي اين است كه انسانها نسبت به هم پاس داشتي را نشان دهند، اما بنده اين را براساس تكليف و اعتقاد من اين است، همانطور كه آقاي دكتر در سخنانشان اشاره كردند از زماني كه به ما مأموريت دادند كه به كاشان بياييم سه كار را براي خودم اولويت يك تعريف كردم، 
1. تقويت بنيه علمي حوزه‌هاي علميه منطقه كاشان و از زماني كه آمديم يك درس خارج فقه را شروع كرديم و الحمدلله تاكنون نيز ادامه داشته است. 
2. تعامل با دانشگاهها، ارتباط علمي با دانشگاهها
3. استفاده حداكثري از ظرفيت نماز جمعه چون نماز جمعه يك نعمت بي بديلي است كه خداوند نصيب شيعه كرده است، نصيب امت اسلامي كرده است نماز جمعه در اديان سابق نبوده است. در شريعت حضرت موسي عليه السلام و حضرت عيسي عليه السلام نماز داشتند اما نماز جمعه نبوده است و اينها از بركات اسلام است و هر جمعه معمولاً بالاي پنج هزار نفر حاضر هستند و اعتقاد بنده اين است كه من در برابر عمر اين تعداد كه دو ساعت صرف مي‌كنند، حدود ده هزار ساعت مي‌شود و در برابر اين ساعت احساس مسئوليت دارم و لذا روي خطبه‌ها خيلي كار مي‌كنم و هر جمعه ميان پانزده تا بيست ساعت در تنظيم و ترتيب و محتواي خطبه‌ها كار مي‌كنم. بنده اينها را براساس وظيفه انجام داده و هيچ چشم داشتي از كسي نداشته و ندارم. اعتقاد بنده اين است كه در نظام توحيدي حكومت داراي دو ركن علمي است كه اين دو ركن بايد به هم پيوند بخورند تا يك جامعه به تكامل برسد:
حوزه‌هاي علميه
دانشگاه
اداره كشور از نظر مادي، توسعه، بهداشت، درمان، سلامتي، امنيت، اقتصادي متوقف بر داشتن يك نظام آموزش عالي قوي و قدرتمند است و هر چه دانشگاههاي ما تقويت شود به مصلحت نظام است و بنده براساس اين نگاه با اينكه براي بنده هم مشكل است، من براي روزهاي شنبه يك روز را خالي كردم تا مطالعه كنم، پيدا كردن منابع، تفسير كردن، معنا كردن، و روزهاي شنبه را در حوزه كلاس داشتيم، يك روز كلاس را تعطيل كرديم تا بحثهاي محضر شما را بيشتر آماده كنيم. انشاءالله خداوند به ما اخلاص دهد، به تعبير آيه مي‌فرمايد: لَّا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى، خداوند اخلاص و توفيق تداوم دهد كه انشاءالله اين بحثها ادامه پيدا كند و به دوستان هم توفيق دهد كه اين سلسله بحثها باعث حيات جامعه مي‌شود و مي‌توانيم ادامه دهيم. از همه عزيزان تشكر داشته و التماس دعا داريم كه خداوند توفيقاتي را به ما عطا كرده از ما سلب نكند.

"والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته"

مطالب مرتبط
کاشان - خیابان شهید بهشتی - کوچه جمال آباد - دفتر نماینده مقام معظم رهبری و امام جمعه کاشان - کدپستی: ۸۷۱۴۶۷۸۳۸۹
تلفن: ۵۵۷۸۱۸۱ - ۵۵۷۸۸۸۸ - ۵۵۷۲۲۴۴ (۰۳۱)
نمابر: ۵۵۷۸۱۸۲ (۰۳۱)
© کلیه حقوق مادی و معنوی برای پایگاه اطلاع رسانی سفیر ولایت محفوظ است. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.