/
صفحه اصلی
/
خبرخوان
/
ارتباط با ما
/
¤ ۱۳۹۸ جمعه ۲۹ شهريور
تاریخ ارسال:۱۳۹۳ شنبه ۱۵ آذر
چاپ خبر
سلسله مباحث سبک زندگی ایرانی اسلامی در جمع اساتید دانشگاه کاشان - جلسه سی و دوم از واژه سبک زندگی برای توصیف شرایط زندگی انسان استفاده می‌شود و مجموعه‌ای از طرز تلقی‌ها، ارزش‌ها، شیوه‌های رفتار، حالت‌ها و سلیقه‌ها در هر چیزی را در برمی‌گیرد. در بیشتر مواقع مجموعه عناصر سبک زندگی در یک‌جا جمع می‌شوند و افراد در یک سبک زندگی مشترک می‌شوند.
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين و الصلاة و السلام علي سيدنا و نبينا أبي القاسم المصطفي محمد صلي الله عليه و آله و علي آله الطيبين الطاهرين.

در جلسه قبل به استحضار عزيزاني که حضور داشتند گفته شد که يکي از تهديدات و آسيبهاي اجتماعي کودکاني هستند که پدر يا مادر يا هر دو را قبل از رشد و بلوغ و کمال از دست مي‌دهند و اينها در جامعه به دست ديگران افتاده، بستگان، ارحام يا پدربزرگ يا مادربزرگ يا برادر بزرگتر و يا اينکه رها شده، بدون قيم و ولي و بدون سرپرست و دچار آسيبهاي اخلاقي، تربيتي و آلودگي‌هاي مختلف، اعتياد، سرقت، جرم مي‌شوند. بنابراين در نظام و جامعه توحيدي اگر بخواهيم امنيت کامل، سلامت کامل، بر جامعه حاکم باشد بايد براي کودکاني که دچار اين مشکل مي‌شوند، تدبير شود يا حاکميت که مقتضاي اصل اولي اين است که حاکميت متولي اين مسائل اجتماعي است. و ديگران هم افراد خير بايد مساعدت کنند که اينها رها نشوند در جامعه و به دام گروههاي فاسد و مفسد و تبهکار نيافتند و الان هم اگر اطلاعات را از سايتها و مراکز اطلاع رساني بگيريد، نوعاً کساني که در جامعه توليدکننده جرم هستند، يا سارق هستند، يا قاتل، يا متعرض به نواميس هستند، اينها کساني هستند که بدون قيم و ولي و سرپرست درست به رشد مادي رسيدند، کسي نداشتند که اينها را تعليم دهد، آموزش دهد، نصيحت کند، هدايت کند. ما خوشبختانه در نظام اجتماعي اسلام آيات و روايات فراواني را در اين زمينه براي تعيين تکليف و نحوه تعامل و برخورد با نوجواناني که والدين خود را از دست مي‌دهند، بخشي از روايات را در جلسه قبل به استحضار عزيزان رسيد، يکي از آياتي را که بحث ايتام را در قرآن مطرح مي‌کند، آيات 8 تا 10 از سوره مبارکه نساء که به مسائل ايتام و مساکين پرداخته است. 
وَإِذَا حَضَرَ الْقِسْمَةَ أُوْلُواْ الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينُ فَارْزُقُوهُم مِّنْهُ وَقُولُواْ لَهُمْ قَوْلًا مَّعْرُوفًا؛ اين مربوط به آيات ارث است که موضوع بحث ما نيست منتهي شاهد بر اين است که در اين آيه سه گروه اجتماعي را خداوند بيان کرده است:
1. اولوا القربي؛ يعني کساني که داراي صاحب قرابت و نزديکي هستند، منتهي در درجه اول يا دوم ارث نيستند، کساني نيستند که بالاصاله استحقاق دريافت ارث را داشته باشند اما جزء نزديکان هستند، مانند پسر برادر، پسر خواهر، پسر عمه تا زماني که والدين باشند و اولاد باشند، ارث به آنها نمي‌رسد منتهي در دستور آداب اسلامي و اخلاق و اقتصاد اسلامي مي‌فرمايد مستحب است که به کساني که نزديک هستند سهمي از ارث آن فرد ميت در صورتي که نياز داشته باشند، پرداخت شود. 
2. اليتامي؛ کساني که يتيم هستند اگر در خانواده کسي از دنيا رفت چيزي به آنها داده شود.
3. مساکين؛ نيازمند مالي و مادي
وَإِذَا حَضَرَ الْقِسْمَةَ؛ زماني که توزيع ثروت به جا مانده از ميت فرابرسد، أُوْلُواْ الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينُ فَارْزُقُوهُم مِّنْهُ؛ سهمي را به اولوا القربي، يا ايتام يا مساکين پرداخت کنيد. 
منتهي در آيه دو نکته هست:
1. وَإِذَا حَضَرَ الْقِسْمَةَ؛ يعني اعطاء سهم الارث از ميت به اولوا القربي مشروط به اين است که حضور داشته باشند. مي‌دانيد چيزي که مشروط به شرط باشد اگر وقتي شرط منتفي باشد، مشروط هم منتفي است. پس از اين نکته استفاده ميشود سهمي که براي اولوا القربي و ايتام و مساکين تعيين شده است سهم الزامي نيست. اگر حضور داشته باشند که معمولاً توزيع ارث محرمانه انجام مي‌شود فقط کساني که طبقه اول هستند در بين آنها ثروت ميت را محاسبه کرده و درصدها را تعيين کرده و تقسيم مي‌‌نمايند. گاهي ممکن است در زمان ما پيش آيد که توزيع ارث را در جمعي انجام دهند کساني حضور داشته باشند که جزء طبقه يک يا دو نباشند ولي جزء دوستان و بستگان هستند. پس از اين نکته استفاده مي‌کنيم که سهم الارث به اولوا القربي و ايتام و مساکين دادن الزامي نيست و لذا بعضي فقهاء و مفسرين بحث کردند که آيا اين آيه محکم است يعني اعتبار آن الان هم هست، چون اگر مناسبتي پيش آمد که بحث ارث بخواهد مطرح شود، ارث تعريف شده است، سهم پسر مشخص است، سهم دختر مشخص است، سهم همسر مشخص است، سهم پدر و مادر مشخص است، اينهايي که نامبرده شده جزء صاحبان سهم نيستند. فقهاء عرض کردند اين آيه که فرموده به اولوا القربي بدهيد اين الزامي است؟ اگر الزامي است با آياتي که سهم الارث را تعيين مي‌کند سازگاري ندارد؟ 
بعضي فرمودند اين آيه نسخ شده به وسيله آيات سهم الارث.
پس از اين شرط که دادن درصدي از سهم ارث ميت به اولوا القربي و ايتام و مساکين آيا الزامي است يا خير؟ آيه مشروط به حضور کرده است، چون اگر چيزي الزامي باشد، حضور و عدم حضور تأثيري ندارد، فرض کنيد کسي از دنيا رفته و فرزند او خارج از کشور تحصيل مي‌کند و تنها همين فرزند را دارد، آيا ثروت را مي‌توان به ديگران داد؟ خير براي اوست. بنابراين حضور يا عدم حضور منشأ الزام يا غير الزام نمي‌شود. 
وَقُولُواْ لَهُمْ قَوْلًا مَّعْرُوفًا؛ اولاً درصدي به اولوا القربي و ايتام پرداخت کنيد، ثانياً اينکه با زبان خوش و با احترام و تکريم يا اولو القربي و ايتام سخن بگوييد. مجاز نيستيد آنها را چون يتيم است، چون مسکين است تحقير کنيد. بي احترامي کنيد. مثلاً فرض کنيد در روابط اجتماعي مثلاً يک چک ده ميليوني را امضاء کرده و براي او پرت کنيم. اين خيلي بد است.
پس در اين آيه دو نکته وجود دارد:
1. پرداخت ارث به اولوا القربي و ايتام که در رده صاحبان ارث نيستند الزامي نيست. 
2. با کرامت و حفظ شأن آنها، اگر بناست چيزي به آنها داده شود حرمت آنها حفظ شود. 
وَلْيَخْشَ الَّذِينَ لَوْ تَرَكُواْ مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّيَّةً ضِعَافًا خَافُواْ عَلَيْهِمْ فَلْيَتَّقُوا اللّهَ وَلْيَقُولُواْ قَوْلًا سَدِيداً؛ در اين آيه هم قول سديد آمده است، در آيه قبل قول معروف آمده بود. اين نشانه آن است که در اخلاق اجتماعي اسلام مي‌گويد افراد با هم در ارتباطات درست سخن بگويند. با احترام و پرهيز از تحقير و تضعيف. در هر دو آيه قول معروف و قول سديد را مطرح کرده است. 
پيام آيه چيست؟
مي‌فرمايد بايد بترسند، کساني که بعد از آنها فرزنداني به جا مي‌مانند، ذريه ضعاف يعني کوچک که در زمان خود نگران هستند که اگر از دنيا رفتند تکليف اين کودکي که از آنها به جا مي‌ماند چه خواهد بود، سرنوشت او چه خواهد شد. چه کسي توليت امر آنها را به دست مي‌گيرد؟ معمولاً هر کسي اين نگراني اگر زمينه‌هاي ارتحال و فوت داشته باشد، دارد، وَلْيَخْشَ الَّذِينَ لَوْ تَرَكُواْ مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّيَّةً ضِعَافًا خَافُواْ عَلَيْهِمْ فَلْيَتَّقُوا اللّهَ؛ کساني که راجع به آينده و سرنوشت کودکانشان نگران هستند تا زماني که در دنيا هستند با ايتام خوب برخورد کنند، همانطور که انسان نسبت به سرنوشت فرزندان خود نگران هست، همين نگراني را بايد نسبت به ايتام ديگران داشته باشد، و اين بحث مفصلي است که در آينده اشاره خواهيم کرد و آن رابطه عليت و معلوليت است در افعال انسان که افعال انسانها تأثيرگذار هستند. افعال انسان در سرنوشت انسان تأثير دارد، چه بخواهد و چه نخواهد. لذا کساني که نيکوکار هستند خداوند هم پاداش نيک به آنها مي‌دهد و چينش رفتار و عمليات و آينده کاري به گونه‌ايي با يک اراده پنهان تکويني تنظيم مي‌شود که کارهاي آنها را به صلاح و خوبي هدايت مي‌کند. اين يک امر علمي است، در نظام تکوين قابل انکار نيست. به هر حال شما اگر آب را در جايي بريزيد آنجا خيس خواهد شد. اگر آتش را در جايي بگذاريد خواهد سوخت چه بخواهيد و چه نخواهيد. فعل خوب و بد هم همين است. اگر انسان کار خوب و نيک انجام دهد، نتيجه خوب مي‌گيرد و اگر کار بد انجام دهد، دچار آن مي‌شود. لذا آيه مي‌فرمايد اگر دوست داريد بعد از فوت و حيات خودتان ديگران با فرزندان کودک و يتيم شما خوب برخورد کنند الان که زنده هستيد با ايتام ديگران خوب برخورد کنيد. اگر مي‌ترسيد که سرنوشت و آينده کودکان خود چه خواهد شد، نسبت به کودکان ديگران هم همين نگراني را داشته باشيد. تقواي الهي را در تعامل با کودکان يتيم رعايت کنيد. وَلْيَقُولُواْ قَوْلًا سَدِيداً؛ با آنها با مهرباني رفتار کنيد. حريم آنها را رعايت کنيد. به آنها شخصيت دهيد، درست است کودک است، کوچک است اما برخورد شما در روحيه و روان او تأثيرگذار است. 
إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوَالَ الْيَتَامَى ظُلْمًا إِنَّمَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ نَارًا وَسَيَصْلَوْنَ سَعِيراً؛ آن کساني که اموال کودکان را تصرف کرده بدون استحقاق و بدون حق، ستمگرانه مال يتيم را، پدر از دنيا رفته، فرض کنيد برادر بزرگ يا دايي يا عمو يا ارحام يا کسي که قاضي خانواده او را قيم قرار داده است، در اموال اين يتيم تصرف ظالمانه انجام مي‌دهد، خداوند تهديد مي‌کند کساني که اموال ايتام را مي‌خورند، براساس ظلم يعني بدون استحقاق، گاهي کسي مال را از يتيم برمي‌دارد چون استحقاق دارد، طلبکار است يا هزينه کرده است، اين ايرادي ندارد، اما کساني که از روي ظلم مال يتيم را برمي‌دارند اينگونه افراد خودشان نمي‌دانند، چون محجوب به حجاب دنيا هستند و حقيقت و نتيجه طبيعي کارشان را نمي‌توانند بفهمند، در حقيقت آتش مي‌خورند. بنابر تجسم اعمال در قيامت اعمال انسانها مجسم مي‌شود، حسنات به صورت نور و سيئات به صورت آتش ظهور پيدا مي‌کنند. اينها يک دلالت بر اين معنا دارد که مي‌فرمايد کساني که اموال يتيم را ظلماً و غصباً تصرف مي‌کنند در حقيقت آتش مي‌خورند، منتهي الان متوجه نيستند، بعداً که چشم برزخي پيدا کردند اينکه زماني حضرت امام فرمودند کساني که مرتکب گناهان کبيره مي‌شوند همين الان محصور به آتش الهي هستند، در دنيا، منتهي نمي‌بينند. مانند مواد منفجره‌ايي که هنوز ضامن آن کشيده نشده است، انسان نمي‌داند چيست، اطراف آن را مواد منفجره چيدند، خودش هم نمي‌فهمد. وقتي ضامن کشيده شد تمام فضا و ساختمان تبديل به آتش مي‌شود. سيئات کبيره انسانها به اين صورت است که ظرفيت و استعداد آتش را دارد ولي بايد زمانش فرا برسد. 
پيام آيه اين است:
1. کساني که اموال ايتام را بالا کشيده، براساس ظلم و نداشتن استحقاق، در حقيقت آتش مي‌خورند. 
2. وَسَيَصْلَوْنَ سَعِيراً؛ اين براي دنياست، آخرت هم در انتظار است و در آينده نزديک در آتش جهنم الهي خواهند سوخت.
زماني که اين آيات بر وجود مبارک نبي اکرم صلي الله عليه و آله نازل شد، عده‌ايي از افراد که ايتام در خانه داشتند، متولي سرپرستي بعضي ايتام خانواده بودند، خدمت پيامبر آمدند و فرمودند يا رسول الله اگر اينچنين باشد، ما سلب مسئوليت مي‌کنيم، ما يتيم‌ها را مراقبت و نگهداري کنيم، بعد هم تهديد به آتش جهنم شديم. آيه ديگري براي توضيح اين مطلب نازل شد، آيه 220 سوره مبارکه بقره؛ وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْيَتَامَى؛ از شما سوال مي‌کنند کساني که يتيم در خانه داشتند و نگران شدند از اين پيام سه آيه، خدمت شما آمده و در مورد يتيمها سوال مي‌کنند، قُلْ إِصْلاَحٌ لَّهُمْ خَيْرٌ؛ به آنها بگوييد که اگر در راستاي مصالح ايتام عمل کنند مانعي ندارد، اگر يتيمي در خانواده هست نمي‌توان براي او جداگانه چيزي خريد، جداگانه چيزي پخت و سفره او را جدا انداخت، او در خود احساس انفعال مي‌کند که مرا از ساير اعضاي خانواده جدا کردند لذا احساس سرخوردگي و انزوا مي‌کند. مصلحت اين است که با بچه‌هاي ديگر همراه باشد، با آنها غذا بخورد، با آنها بازي کند، با آنها بيرون رود، با آنها به مدرسه برود، بنابراين خداوند در آيه اجازه مي‌دهد کارها و هزينه‌هايي که در راستاي مصلحت يتيم است، در تقويت روحيه و روان او هست، اين مصلحت يتيم است و اشکالي ندارد، آنکه ما گفتيم اين است که بي رحمانه ثروت و سرمايه يتيم را بخواهد تصرف کند. در خانواده با هم غذا مي‌خورند در قديم اينچنين بود که دامداري داشتند، کشاورزي، زمين يتيم را برداشت کرده، خوب هزينه دارد، درو کردن، آبياري کردن، يا دامداري، گاو يتيم را شير گرفتن، علوفه تهيه کردن همه اينها هزينه دارد. مي‌فرمايد پيامبر اينها نزد شما آمده و از شما در مورد يتيم سوال مي‌کنند به آنها بگو آنچه که در راستاي مصلحت يتيم باشد، بهتر است، تا اينکه يتيم را منزوي کنيد. وَإِنْ تُخَالِطُوهُمْ فَإِخْوَانُكُمْ؛ اگر با آنها با هم زندگي مي‌کنيد، اينها برادران شما هستند که با شما زندگي مي‌کنند و شما براساس عدالت هزينه‌هاي روزمره را توزيع مي‌کنيد، فرض کنيد اعضاي خانواده شش نفر هستند و يکي بچه يتيم و شما پنج نفر هستيد، شما سهم هر يک را حساب کنيد. آيه مي‌فرمايد اگر با آنها زندگي مي‌کنيد، آنها برادران شما هستند، وَاللّهُ يَعْلَمُ الْمُفْسِدَ مِنَ الْمُصْلِحِ؛ خدا مي‌داند که چه کسي دنبال سوء استفاده از ثروت يتيم است و چه کسي مي‌خواهد براي خدا کمک کند.
در وصاياي مولا اميرمومنان عليه السلام و همچنين در روايات ديگر در مورد ايتام سفارش شده است، در نهج البلاغه حضرت علي عليه السلام وصايايي را بعد از ضربت خوردنشان به فرزندانشان امام حسن و امام حسين عليهما السلام فرمودند که يکي توصيه به ايتام است که فرمودند: الله الله في الايتام؛ هواي يتيمان را داشته باشيد، بترسيد از کوتاهي کردن، سهل انگاري کردن، اگر کوتاهي کنيد آتش فساد دامان شما را خواهد گرفت. اگر بچه يتيم خوب سرپرستي نشد، در آينده عنصر فاسد و مفسدي شد، ممکن است در آينده جوان شما را با چاقو بزند، به مال شما تعرض کند. بنابراين مراقبت از يتيم در حقيقت مراقبت از شماست. الله الله في الايتام، فلا تغبوا افواههم، ولا تضيعوا بحضرتکم؛ مواظب آنها باشيد، مواظب دهانشان باشيد، کنايه از اين است که تغذيه آنها را کم نگذاريد. غذاي لازم که نياز يک نوجوان است را تأمين کنيد. در مورد تغذيه آنها کوتاهي نکنيد. در جمع خانواده شما تضييع نشود، او را به عنوان عضو درجه دوم خانواده به حساب بياوريد و با او چنين برخورد کنيد اين کار را انجام ندهيد.
در تفسير شريف نور الثقلين روايات زيادي در مورد رعايت حقوق ايتام وارد شده است:
1. يکي از شاگردان وجود مبارک حضرت رضا عليه السلام به نام محمد بن سنان که از روايات حديت و محدثين و فقهاست و روايات زيادي را نقل کردند. سوالات زيادي را و علل بعضي از احکام را از حضرت رضا عليه السلام جويا شدند، من جمله حرمت أکل ما يتيم، چرا خوردن مال يتيم حرام است و خداوند حرام کرده خوردن مال يتيم را ظلماً؟
حضرت فرمودند: لِعِلَلٍ كَثيرَةٍ مِن وُجوهِ الفَسادِ؛ علت اينکه خداوند خوردن مال يتيم را بدون استحقاق تحريم کرده است، بسيار است، لِعِلَلٍ كَثيرَةٍ مِن وُجوهِ الفَسادِ؛ عامل فساد در جامعه مي‌شود.
1. أوَّلُ ذلكَ إذا أكَلَ مالَ اليَتيمِ ظُلما فَقَد أعانَ على قَتلِهِ؛ اگر کسي مال يتيم را بدون استحقاق بخورد درحقيقت کمک کرده زمينه نابودي يتيم را فراهم کرده است. بالاخره بحث اقتصادي در زندگي شخص يا جامعه نقش اول را دارد، آيه شريفه مي‌فرمايد سرمايه و ثروت خود را به دست کساني که سفيه هستند، واگذار نکنيد. اين نکته زيبايي است، مي‌فرمايد ثروت امل قوام يک جامعه است، علت اقتدار يک جامعه است، اگر يک فرد يا جامعه فقير باشد، نفس مي‌کشد اما در حقيقت جامعه مرده‌‌ايي است، نمي‌تواند براي اقتدار خودش کار خوبي انجام دهد. فقير نفس مي‌کشد، حرکت فيزيکي حيواني دارد ولي هيچ ندارد، حضرت ضا عليه السلام مي‌فرمايد وقتي شما مال يتيم را بخوريد، او فقير شود در حقيقت او را اعدام کرديد. زمينه نابودي او را فراهم کرديد، وجود دارد اما بدبخت است. هيچ کاري نمي‌تواند انجام دهد. نمي‌تواند درس بخواند، نمي‌تواند ازدواج کند، نمي‌تواند خانه بخرد، بيچاره بيچاره است. إذِ اليَتيمُ غَيرُ مُستَغْنٍ، و لا مُحتَمِلٌ لِنَفسِهِ؛ بچه يتيم بي نياز نيست، نيازمند است و شما هم ثروت او را مي‌خوريد لذا او نابود مي‌شود و نمي‌تواند خودش را اداره کند. و لا قائمٌ بِشَأنِهِ، و لا لَهُ مَن يَقومُ علَيهِ؛ کسي را هم ندارد که او را سرپرستي کند، کسي را ندارد از او دفاع کند، شما هم که هستيد پولهاي او را مي‌خوريد، او نابود مي‌شود، و يَكفيهِ كَقِيامِ والِدَيه؛ کسي را ندارد که نقش پدر و مادر براي کودک يتيم بازي کند. فإذا أكَلَ مالَهُ؛ کسي که قيم و سرپرست است و مال يتيم را بخورد، فكأنَّهُ قَد قَتَلَهُ؛ مثل اين است که او را کشته است، هست ولي نيست. مشنأ اثر در جامعه نيست. و صَيَّرَهُ إلَى الفَقرِ و الفاقَةِ؛ او را به سمت و سوي فقر مي‌کشاند. کسي که اين کار را انجام دهد، استحقاق عقوبت الهي ر را دارد، سپس حضرت به آيه‌ايي که خوانديم استدلال کرده است؛ وَلْيَخْشَ الَّذِينَ لَوْ تَرَكُواْ مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّيَّةً ضِعَافًا خَافُواْ عَلَيْهِمْ فَلْيَتَّقُوا اللّهَ وَلْيَقُولُواْ قَوْلًا سَدِيداً.
"والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته"

مطالب مرتبط
کاشان - خیابان شهید بهشتی - کوچه جمال آباد - دفتر نماینده مقام معظم رهبری و امام جمعه کاشان - کدپستی: ۸۷۱۴۶۷۸۳۸۹
تلفن: ۵۵۷۸۱۸۱ - ۵۵۷۸۸۸۸ - ۵۵۷۲۲۴۴ (۰۳۱)
نمابر: ۵۵۷۸۱۸۲ (۰۳۱)
© کلیه حقوق مادی و معنوی برای پایگاه اطلاع رسانی سفیر ولایت محفوظ است. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.