/
صفحه اصلی
/
خبرخوان
/
ارتباط با ما
/
¤ ۱۳۹۸ جمعه ۲۹ شهريور
تاریخ ارسال:۱۳۹۶ شنبه ۱۵ مهر
چاپ خبر
درس خارج فقه - حج - ۱۵ مهر ۱۳۹۶ درس خارج فقه - حج - ۱۵ مهر ۱۳۹۶
بسم  الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين و الصلاة والسلام علي سيدنا و نبينا إبي القاسم المصطفي محمد صلي الله عليه و آله و علي آله الطيبين الطاهرين، اللهم اشرح صدورنا لأنوار قدسك و وفقنا للعلم و العمل الصالح، اللهم افتح علينا أبواب مدائن معرفتك و أدخلنا فيها و عرّفنا جميع مراتبها و منازلها و مقاماتها و أرفعنا إلي أعلي مراتبها
آمين يا ربّ العالمين
خدای سبحان را شاکر هستیم که به بشریت توفیق معرفت اجمالی و معرفت ناقص نسبت به ائمه عصمت و طهارت سلام الله علیهم اجمعین عنایت فرمود؛ به ویژه راجع به حضرت اباعبدالله الحسین علیه‌السلام که در امسال بیشتر از سال‌های گذشته بحمدالله برگزاری مراسم در همه کشورها حتی کشورهای غیر اسلام را شاهد بودیم.
حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست. مسئله‌ای که وجود دارد این است که ما نسبت به ذات حضرت احدیت جل و اعلی معرفت اندکی داریم. بسیار قلیل است. به خصوص در حوزه‌های علمیه باید تدبیری جستجو کرد که میزان معرفت جامعه که درگرو بالا رفتن میزان معرفت حوزه است بالا برود. اگر حوزه‌ها مسلح شوند به سلاح کامل معرفت الله طبیعی است که این علم به جامعه هم سرایت می‌کند.
مرحوم علامه بحرانی رضوان الله تعالی علیه که از بزرگان شیعه است کتابی تألیف کرده است به نام مدینة المعاجز؛ معاجز جمع معجزه است. در این کتاب ایشان معجزاتی که از ائمه معصومین سلام الله علیهم اجمعین صادر شده است گرداوری کرده است. ایشان روایتی را نقل می‌کند که روزی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم جمعی از صحابه محضر ایشان مشرف بودند. آقا حضرت ابی عبدالله الحسین طفل بود؛ دوران کودکی حضرت بود. آقا امام حسین وارد محضر شدند؛ سلام کردند. السلام علیک یا رسول الله. در پاسخ حضرت فرمودند السلام علیک یا زین عرش الله. برای بعضی که جاهل به مقامات ائمه هستند سؤال شد؛ یعنی چه؟ پیامبر خطاب به امام حسین در حالی که طفل هم هست می‌فرماید السلام علیک یا زین عرش الله. سائلی سؤال کرد یا رسول الله آیا غیر از شما کس دیگری هم هست که این صفت را داشته باشد؟ که زینت عرش خدا باشد؟ این اختصاصی شما است. حضرت پاسخ فرمودند بله. عَن یمینِ العَرشِ : إنَّ الحُسَینَ مِصباحُ الهُدی وسَفینَةُ النَّجاةِ. معنایش این است که خدای سبحان عرشش را با نام امام حسین تزئین کرده است. نام امام حسین باعث زینت عرش خدا می‌شود. خیلی معنا در این جمله جاسازی شده است. اگر تأملی داشته باشیم و تاریخ را نگاه کنیم از پس از واقعه عاشورا تا به امروز آنچه که باعث استمرار توحید و کلمه توحید لا اله الله محمد رسول الله شده است راه امام حسین، مکتب امام حسین، روش و سیره و سنت امام حسین است. شما ببینید این شهدایی که به تبعیت از راه امام حسین شهید می‌شوند، عاشقانه و مشتاقانه استقبال می‌کنند، این‌ها التماس می‌کنند که در سوریه و عراق بروند و در راه شیعه و مکتب اهل بیت (ع) شهید شوند و این زلزله‌ای را ایجاد کرده است در جهان و در این قضیه مانده‌اند. همان‌طور که حضرت امام رضوان الله تعالی علیه فرمودند ملتی که شهادت دارد ذلت و اسارت ندارد. حریت و آزادی و اقتدار و استقلال همه این‌ها در پرتو راهی است که امام حسین علیه‌السلام به بشریت آموخته است و راهی هم جز این نیست. اگر انسان تأمل کند در فلسفه آفرینش ممکن‌الوجودها در راه تقرب به واجب‌الوجود باید فانی شود. چون ما از خودمان که چیزی نداریم. ما هر چه داریم از خدا داریم. وجود ما، حیات ما، علم ما، مقام ما، دنیای ما، اولاد ما، همسر ما هر چه داریم از او است و وجودی هم افضل و اعلی و اکرم از او نیست.
بنابراین چه زیبا است که ممکن‌الوجود عاشق واجب‌الوجود شود و در راه معاشقه با معبود و خالق خود فنا شود. این می‌شود فناء فی الله. لا يَمْلِكُ لِنَفْسِهِ نَفْعَاً وَ لا ضَرّا وَلا مَوتاً وَلا نُشوراً. انشاءالله که خداوند به ما طلبه‌ها و حوزه‌های علمیه توفیق بدهد، مجال و فرصت پیدا کنیم راجع به اسرار آفرینش که در اسلام هست، اسرار و پیام‌هایی که عاشورا به بشریت داده است را مطالعه کنیم.


*** *** ***
«... و أمّا النذر، فالمشهور بينهم إنّه كاليمين في المملوك و الزوجة، و ألحق بعضهم بهما الولد أيضاً، و هو مشكل، لعدم الدليل عليه خصوصاً في الولد، إلّا القياس على اليمين بدعوى‌ تنقيح المناط، و هو ممنوع، أو بدعوى أنّ المراد من اليمين في الأخبار ما يشمل النذر لإطلاقه عليه في جملة من الأخبار؛ منها خبران في كلام الإمام عليه السلام و منها أخبار في كلام الراوي و تقرير الإمام عليه السلام له و هو أيضاً كما ترى، فالأقوى في الولد عدم الإلحاق ...»
*** *** ***

کلام در فصل دوم در بحث حج بود؛ حج واجب بالنذر والعهد و الیمین بود که این را بحث کردیم. فهرستی را اشاره کنم که یادآوری شود. مروری کنیم بر بحث‌های گذشته و آماده شویم برای ورود به بحث جدید.
اشاره شد که حج انواع و اقسامی دارد و از طرق مختلفی بر مکلف واجب می‌شود. اولین راه طبیعی آن وجوب بالاستطاعة است. وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا. این حج اولاً و بالذات است که وجوب حج به طور طبیعی و با استطاعت تحقق پیدا می‌کند. اگر استطاعت بود و آن معنا و تفسیر و تفضیلی که در مورد استطاعت داشتیم استطاعت مالی، بدنی، تخلیه سرب و امثال ذلک نوع اول وجوب حج بود.
انواع دیگری هم داریم که از طرق دیگر حج بر مکلف واجب می‌شود. یکی نیابت است که کسی اجیر می‌شود برای میت یا زنده‌ای که عاجز است از بهبودی و تا آخر عمر توان انجام حج را ندارد. این را هم عرض کردیم که بر خلاف موازین است. در باب نماز و روزه که بر مکلف واجب می‌شود نمی‌تواند نایب بگیرد مگر بعد از فوتش. اما استثنائی در باب حج شده است و می‌فرمایند اشکالی ندارد اگر کسی عاجز است و مأیوس از بهبودی و بازگشت سلامتی است می‌تواند نایب بگیرد.
قسم سوم و چهارم و پنجم با نذر است. کسی نذر کند که حجی را انجام می‌دهد. اینجا حج واجب می‌شود به‌وسیله نذر؛ و گاهی به‌وسیله عهد است؛ و گاهی بالیمین است، قسم می‌خورد که والله حج را انجام می‌دهم. بحث در این بود که حالا در حجی که با نذر یا عهد یا یمین واجب می‌شود فرمودند شرایط عامه تکلیف لازم است. یعنی بلوغ، عقل، اراده و مواردی که ذکر کردیم. این‌ها شرایط عامه است. بنابراین بر غیر بالغ، غیر عاقل، غیر مختار حج واجب نمی‌شود.
بحث سومی که در گذشته وجود داشت و بحث کردیم این است که اگر عبد و زوجه و ولد بخواهند نذر کنند یا قسم بخورند شرطش اذن والد است در ولد، اذن زوج است در زوجه و اذن مولا است در عبد. 
بحثی را مرحوم سید رضوان الله تعالی علیه مطرح کرده‌اند که آیا اشتراط اذن برای زوجه یا برای عبد یا برای ولد به ماهو یمینٌ شرط است؟ به ماهو هو این شرط لازم است که اذن والد و زوج و مولا باشد یا خیر. فرموده‌اند مقتضای اطلاقات این است که وجوب حج به‌وسیله رعایت حقوق زوج و والد و مولا باشد. یعنی در جایی که انجام حج به‌وسیله ولد یا به‌وسیله زوجه یا به‌وسیله عبد انجام می‌شود نافی منافع و حقوق زوج و والد و مولا نباشد. یعنی اعتدال؛ نه اینکه به طور مطلق بگوییم لایمین للولد، لایمین للزوجه، لایمین للعبد؛ مطلقا؛ خواه اینکه مزاحم منافع پدر و زوج و مولا باشد خواه نباشد. نه اینکه از آن طرف بیفتیم و بگوییم زوجه و عبد و ولد مجاز نیستند که برای حج نذر کنند یا قسم بخورند. اعتدالش چه می‌شود؟ این است که اگر چنانچه حج نذری عبد یا زوجه یا ولد مزاحم منافع زوج و والد و مولا نباشد مانعی ندارد که مشهور هم قائل به این هستند. لذا مثال‌هایی را مرحوم سید زده‌اند که اگر چنانچه پسر با پدر باهم مشرف شوند همین مصاحبت و همراهی دلیل بر این است که پدر راضی است. یا اینکه زوج با زوجه مشرف می‌شوند؛ یا اینکه عبد با مولا مشرف می‌شوند. این هم بحثی بود که اشاره شد.

بحثی که امروز می‌خواهیم وارد شویم این است که چیزی که تا الآن بحث می‌کردیم در مورد یمین بود، بحث امروز راجع به نذر است. آیا در نذر هم همین است؟ اگر زوجه یا ولد یا عبد بخواهد نذر کند مثل بحث یمین است؟ و همان شرایط را دارد؟ یا خیر؟
مشهور گفته‌اند نذر هم مانند یمین است برای زوجه و برای عبد که اگر بخواهند نذر کنند حتماً اذن سابق یا اذن لاحق را می‌خواهد؛ چون گفتیم گاهی اذن سابق است و گاهی اذن لاحق است. یعنی قبل از اینکه قسم می‌خورد رضایت زوج را حاصل می‌کند. گاهی بدون رضایت قسم می‌خورد. منتها بعداً که قسم خورد اذن می‌گیرد که آن اجازه متأخر است که همان باب بیع فضولی است که صحبت شد.
اما راجع به ولد گفته‌اند که خیر؛ دلیلی نداریم. لذا مرحوم سید اینجا وارد بحث استدلالی می‌شوند که روایاتی داریم؛ تنقیح مناط کنیم و بگوییم هیچ فرق نیست بین حج واجب با یمین با حج واجب با نذر. به همان ملاک‌هایی که در باب یمین گفتیم، همان ملاک‌ها هم در باب نذر وجود دارد. اگر نذر کند و به گونه‌ای باشد که مانع و مزاحم منافع زوج نباشد، مانع منافع مولا نباشد مانعی ندارد. روایاتی است که باید این روایات را از متن بخوانیم.
عبارت را ملاحظه بفرمایید:
«و أمّا النذر، فالمشهور بينهم» یعنی بین الاصحاب «إنّه كاليمين في المملوك و الزوجة» گفته‌اند نذر مملوک و زوجه مثل باب یمین است و هر چه در آنجا گفتیم واجب می‌شود«و أمّا النذر، فالمشهور بينهم إنّه كاليمين في المملوك و الزوجة» اما راجع به ولد بعضی‌ها قائل نشده‌اند.
«و ألحق بعضهم بهما الولد أيضاً» گفته‌اند در ولد هم همین‌طور  است اگر ولد هم نذر کند منعقد می‌شود مثل یمین. همان حرف‌هایی که در یمین زدیم اگر اذن و رضایت والد باشد مشکلی ندارد.
مرحوم سید می‌فرمایند: «و هو مشكل» الحاق نذر به یمین، یعنی همان حرف‌هایی را که در باب یمین زدیم همان حرف‌ها را هم در باب نذر بزنیم مشکل است. چون دلیل نداریم. در باب یمین دلیل داشتیم. مشکل چیست؟ «لعدم الدليل عليه» ما دلیلی نداریم که اگر چنانچه زوجه یا عبد یا ولد نذر کرد وجوب حجش منعقد شده باشد. 
«و أمّا النذر، فالمشهور» مشهور این است؛ یعنی مخالف هم دارد. مشهور این است که نذر مثل یمین است. هر حرفی که در یمین زدیم در نذر هم جاری است. اگر در یمین گفتیم نافذ است اینجا در نذر هم نافذ است اگر گفتیم اذن می‌خواهد در نذر هم اذن می‌خواهد.«خصوصاً في الولد، إلّا القياس على اليمين» این استثناء از چیست؟ می‌گوید لعدم الدلیل مگر اینکه قیاس کنیم؛ بگوییم نذر هم مثل یمین است. ولی نمی‌شود قیاس مبنای فتوای فقیه باشد.
«بدعوى‌تنقيح المناط» می‌گوییم همان مناطی که در باب یمین گفتیم که اگر یمین حج مزاحم حق زوج یا والد یا مولا باشد نافذ نیست مگر اینکه اذن باشد؛ اذن متقدم یا متأخر. تنقیح مناط کنیم و بگوییم همان‌طور که در یمین گفتیم مشروط نافذ است در نذر هم بگوییم مشروط نافذ است. اگر مزاحم حقوق زوج نباشد و رضایت والد داشته باشد نافذ است در غیر این صورت ممنوع است.
«بدعوى‌تنقيح المناط و هو ممنوع» یعنی نمی‌شود تنقیح مناط کرد و بگوییم چون در یمین نافذ است پس در نذر هم نافذ است. در نذر هم اذن مولا و زوج و والد شرط است. چون در یمین گفتیم مشروط است. وجوب حج بالیمین برای ولد و زوجه و عبد مشروط به اذن است. اما نمی‌توانیم در نذر این حرف را بزنیم. در نذر دلیل نداریم مگر اینکه بیاییم و تنقیح مناط کنیم؛ قیاس کنیم و بگوییم لا فرق بین الیمین و النذر که این جای بحث دارد. 
«أو بدعوى أنّ المراد من اليمين في الأخبار ما يشمل النذر» نکته‌ای که اینجا وجود دارد و باید با فرصت بحث کنیم این است که بعضی‌ها ادعا کرده‌اند که واژه یمین که در روایت آمده است «لا يمين لولد مع والده و لا للزوجة مع زوجها و لا للمملوك مع مولاه» این یمین یک معنای عام دارد یعنی اعم است از یمین و نذر؛ بنابراین شامل نذر هم می‌شود. بعضی‌ها ادعا کرده‌اند. چرا؟ چون در بعضی روایات کلمه یمین به کار رفته است اما منظور نذر است. که این روایات را باید بخوانیم. این موضوع جای بحث دارد.
بنابراین بگوییم نذر هم مثل یمین است؛ به چه دلیل؟ به دلیل تنقیح مناط و قیاس. این اولاً؛ ثانیاً اینکه «أو بدعوى أنّ المراد من اليمين في الأخبار ما يشمل النذر» منظور از یمین که در روایات آمده است اعم از یمین و نذر است. «لإطلاقه عليه في جملة من الأخبار» چون در بعضی روایات کلمه یمین به کار رفته است اما منظور نذر است.
بنابراین وقتی که یمین زوجه نافذ نباشد نذرش هم نافذ نیست. «منها خبران في كلام الإمام عليه السلام».
حالا دو روایت داریم که از امام نقل شده است؛ دو تا روایت داریم در کلام راوی؛ خاطر شریف باشد در بحث روایی گفتیم یا قول امام یا فعل امام و یا تقریر امام؛ دو روایت داریم که می‌خوانیم. در این دو روایت امام تعبیری کرده است که کلمه یمین به کار رفته است منتهی منظور از یمین اعم از یمین و نذر است. در دو روایت دیگر کلمه یمین در کلام راوی است که سؤال کرده است و امام هم به همان سؤال جواب داده است.  این در حقیقت می‌شود تقریر کلام راوی در کلام امام. في جملة من الأخبار منها خبران في كلام الإمام عليه السلام و منها أخبار في كلام الراوي و تقرير الإمام عليه السلام له و هو أيضاً كما ترى». سید می‌فرماید تمسک به این دو روایتی که در کلام امام است یا دو روایتی که امام سؤال سائل را تأیید کرده است «هو كما ترى» یعنی اینکه استعمال لفظ در دو معنا گاهی به نحو حقیقت است و گاهی مجاز این استعمال اعم است از اینکه حقیقی باشد یا مجازی باشد. بنابراین به این روایت نمی‌توانیم تمسک کنیم چون احتمال می‌دهیم اینجا احتمال لفظ در معنای مجازی است. یعنی اعم است. نمی‌توانیم به این استدلال کنیم که نذر حکم یمین را دارد.
«فالأقوى في الولد عدم الإلحاق» انشاءالله این روایات را فردا می‌خوانیم.
والسلام عليكم ورحمة الله و بركاته
برچسب ها
کاشان - خیابان شهید بهشتی - کوچه جمال آباد - دفتر نماینده مقام معظم رهبری و امام جمعه کاشان - کدپستی: ۸۷۱۴۶۷۸۳۸۹
تلفن: ۵۵۷۸۱۸۱ - ۵۵۷۸۸۸۸ - ۵۵۷۲۲۴۴ (۰۳۱)
نمابر: ۵۵۷۸۱۸۲ (۰۳۱)
© کلیه حقوق مادی و معنوی برای پایگاه اطلاع رسانی سفیر ولایت محفوظ است. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.