/
صفحه اصلی
/
خبرخوان
/
ارتباط با ما
/
¤ ۱۳۹۸ جمعه ۲۹ شهريور
تاریخ ارسال:۱۳۹۵ سه شنبه ۲۴ فروردين
چاپ خبر
درس خارج فقه - حج - 24 فروردین ماه 1395 درس خارج فقه - حج - 24 فروردین ماه 1395

بسم‌ الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين و الصلاة والسلام علي سيدنا و نبينا إبي‌القاسم المصطفي محمد صلي الله عليه و آله و علي آله الطيبين الطاهرين، اللهم اشرح صدورنا لأنوار قدسك و وفقنا للعلم و العمل الصالح، اللهم افتح علينا أبواب مدائن معرفتك و أدخلنا فيها و عرّفنا جميع مراتبها و منازلها و مقاماتها و أرفعنا إلي أعلي مراتبها آمين يا ربّ العالمين.

قال رسول الله صلي الله عليه و آله إِنَّمَا تَكُونُ الصَّنِيعَةُ إِلَى ذِي دِينٍ أَوْ ذِي حَسَبٍ وَ جِهَادُ الضُّعَفَاءِ الْحَجُّ وَ جِهَادُ الْمَرْأَةِ حُسْنُ التَّبَعُّلِ لِزَوْجِهَا وَ التَّوَدُّدُ نِصْفُ الدِّينِ وَ مَا عَالَ امْرُؤٌ قَطُّ عَلَى اقْتِصَادٍ وَ اسْتَنْزِلُوا الرِّزْقَ بِالصَّدَقَةِ أَبَى اللَّهُ أَنْ يَجْعَلَ رِزْقَ عِبَادِهِ الْمُؤْمِنِينَ مِنْ حَيْثُ يَحْتَسِبُون.
در اين بيان حضرت موضوعات مختلفي را مورد عنايت قرار دادند:
1. إِنَّمَا تَكُونُ الصَّنِيعَةُ إِلَى ذِي دِينٍ أَوْ ذِي حَسَبٍ؛ صنيعه از صنع است يعني خدمت كردن، محبت كردن شايسته كساني است كه متين هستند اگر شما مي‌خواهيد به كسي خدمتي بكنيد، اهل ايمان و تدين باشيد. يا اينكه خانواده باشيد، خانواده ريشه دار. 
2. وَ جِهَادُ الضُّعَفَاءِ الْحَجُّ؛ زماني كه جهاد تعطيل باشد، كساني كه نمي‌توانند به جبهه و جنگ بروند، جهادشان حج است، در حالات آقا امام سجاد عليه السلام دارد كه ائمه شايد همه يا اكثراً سنت و سيره‌شان اين بود كه از مدينه پياده به مكه مي‌رفتند، عصر امام سجاد عليه السلام عصر خاصي بود. حضرت پياده مي‌رفتند كه در راه فرد فضولي به امام رسيد و عرض كرد آقاجان، تركت الجهاد؟ آيا جهاد را رها كرديد؟ حضرت فرمودند الان عصر جهاد نيست اگر عصر جهاد بود ما اهل جهاد هستيم.
3. وَ جِهَادُ الْمَرْأَةِ حُسْنُ التَّبَعُّلِ لِزَوْجِهَا؛ در صدر اسلام هم اينچنين بود كه خانمها زماني تجمع كرده و خدمت پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله رفتند و عرض كردند چرا شما خانمها را از ثواب جهاد محروم كرديد؟ حضرت فرمودند: جِهَادُ الْمَرْأَةِ حُسْنُ التَّبَعُّلِ لِزَوْجِهَا؛ شما خانه و بچه‌ها را اداره كنيد، اين جهاد است. 
4. وَ التَّوَدُّدُ نِصْفُ الدِّينِ؛ محبت كردن به ديگران، دوستي با ديگران پنجاه درصد دين است و پنجاه درصد ديگر اعمال است. دوستي و مردم داري كردن پنجاه درصد دين است. بعضي نسبت به فروع دين خيلي مقيد هستند، نماز، وضو، جماعت ولي به مردم كاري ندارند اما وقتي به مسجد مي‌آيد حتي از كنار دستي خود نيز حال و احوال نمي‌كند. اين مطابق با مذاق شرع نيست، مذاق شرع اين است كه مومن بايد بجوشد نسبت به ديگران مهر و محبت و تكريم داشته باشد.
5. وَ مَا عَالَ امْرُؤٌ قَطُّ عَلَى اقْتِصَادٍ؛ هيچ مردي نيازمند نخواهد بود، عَلَى اقْتِصَادٍ؛ يعني كساني كه در زندگي مقتصد هستند، امام سجاد عليه السلام در دعاي مكارم الاخلاق به خدا عرض مي‌كند: و‌ مَتِّعْنِي بِالِاقْتِصَادِ. مي‌فرمايند هيچ مردي نيازمند نخواهد شد اگر اقتصاد در زندگي را قناعت كردن به حداقلها قرار دهد.
6. وَ اسْتَنْزِلُوا الرِّزْقَ بِالصَّدَقَةِ؛ صدقه دادن در نزول رزق موثر است، أَبَى اللَّهُ أَنْ يَجْعَلَ رِزْقَ عِبَادِهِ الْمُؤْمِنِينَ مِنْ حَيْثُ يَحْتَسِبُون؛ خداوند امتناع مي‌روزد كه رزق بندگان مومنش را از كانالهايي قرار دهد كه خودش روي آن حساب باز كرده است. چنانچه در آيه شريفه مي‌فرمايد: وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا. 
كساني كه خودشان محاسبه مي‌كنند كه در سال اقتصادي امسال اين مقدار را از فلان جا به دست خواهيم آورد، اما بعد هيچكدام نمي‌شود خداوند از جاهاي رزق را مي‌رساند كه فرد هيچ احتمالي نمي‌دهد. 
و اما ادامه بحث:
در مسئله 32 عروه مرحوم سيد در ادامه بحث استطاعت كه فرمودند شرط وجوب حج استطاعت است، حال مسئله استطاعت مصاديق زيادي دارد، صغريات متعددي دارد كه يكي يكي مرحوم سيد با حوصله به اين مصاديق پرداختند.
يك مصداق اين است كه اگر چنانچه شما نذر كرديد، از امسال تا زماني كه زنده هستم يا تا ده سال ديگر، پنج سال ديگر هميشه شب يا روز عرفه در جوار امام حسين عليه السلام باشم، حال شما نذر كرديد و از باب اتفاق پول اضافي به دست شما آمد كه مستطيع براي حج شديد، چه كار بايد كرد؟ به كربلا بايد رفت يا به حج؟ 
اصحاب با هم تقابل علمي ‌دارند، حضرت امام مي‌فرمايند بايد به مكه برود، اگر كسي نذر كرد هر ساله ايام عرفه در جوار امام حسين عليه السلام باشد و از باب اتفاق مستطيع شد، حج مقدم است. مرحوم سيد يزدي رحمه الله عليه مي‌فرمايند بايد به نذر عمل كند براي اينكه در وجوب حج استطاعت شرط است و يكي از مصاديق استطاعت قدرت شرعي است، چون استطاعت زاد و راحله و تخليه سرب يا عدم المانع و يكي اين است كه قدرت شرعي داشته باشد، قدرت عقلي همين است كه گفتيم زاد و راحله و تخليه سرب است. اين بحث ميان اصحاب است كه اضافه بر قدرت عقلي قدرت شرعي هم لازم است يا خير؟ قدرت شرعي يعني چه؟ يعني نذر كرديد بايد به نذر عمل كنيد و الان شما شرعاً قدرت نداريد و بايد عمل به نذر كنيد و عمل به نذر واجب است. لذا دو مبنا وجود دارد:
مرحوم سيد يزدي فرمودند بايد به نذر عمل كند و حج بر او واجب نيست.
امام مي‌فرمايند بايد به حج برود، چون حج اهم از نذر است. 
مصاديق متعددي را مرحوم سيد بيان كردند، مصاديق ديگر اين است كه شما نذر مي‌كنيد كه اگر مسافري كه شما داريد به مكه رفته و به سلامت برگشت شما فلان مقدار پول در راه خدا هزينه كنيد، از باب اتفاق همزمان مسافر شما سالم رسيد و همزمان شما مستطيع شديد، تكليف چيست؟
پولي كه نذر سلامت مسافر كرديد هزينه كنيد، يا پول را در راه عمل حج؟ مرحوم سيد فرودند: بايد آن پول را به نذر سلامت مسافر بدهيد و حج بر شما واجب نيست. بنابراين محل نزاع اين است كه آيا قدرت شرعي علاوه بر قدرت عقلي لازم است يا خير؟ اگر فقيهي به اين نتيجه رسيد كه قدرت در باب استطاعت صرفاً قدرت عقلي است، ديگر اينجا قدرت شرعي مانع نمي‌شود از حج به خصوص در مواردي كه وجوب، وجوب فوري باشد، مرحوم سيد مي‌فرمايد اگر وجوب فوري باشد مقدم بر حج است، يعني اگر بخواهيد انجام دهيد فوريت آن از بين مي‌رود يا در جايي كه دوران امر است ميان وجوب حج و وجوب جبهه و جهاد كه اين مسئله را در زمان جنگ داشتيم، بعضي وجودشان نياز ضروري بود، فرمانده يگان بود، اگر اين فرمانده به حج مي‌رفت قدرت دفاعي سپاه اسلام كاهش پيدا مي‌كرد، اينگونه افراد حضورشان در جبهه وجوب عيني است و وجوب كفايي نيست حتي اگر پدر و مادر نهي كنند نهي آنها نافذ نيست. اينجا مقدم است يعني مانع شرعي كه وجوب جهاد باشد مقدم بر حج است. 
مسئله 32: إذا نذر قبل حصول الاستطاعه أن يزور الحسين عليه السّلام؛ اگر كسي قبل از اينكه مستطيع شود، نذر كرد هر سال ايام عرفه كربلا باشم، أن يزور الحسين عليه السّلام في کل عرفه ثم حصلت؛ پس از نذر، استطاعت حاصل شد، در اينجا تكليف چيست؟ مرحوم سيد مي‌فرمايند: لم يجب عليه الحج.
حضرت امام مي‌فرمايند: بل لا إشكال في أنه يجب الحج لأهميته والعذر الشرعي ليس شرطا للوجوب ولا مقوما للاستطاعة؛ عذر شرعي نه شرط استطاعت است و نه ركن و مقوم در استطاعت. بنابراين، فلا بد من ملاحظة الأهم بعد حصول الاستطاعة ولا إشكال في كون الحج أهم وأما بناء على كون العذر الشرعي دخيلا في النذر بأقسامه لا يزاحم الحج فيجب عليه الحج في جميع الفروع المذكورة.
مصداق ديگر: بل و کذا لو نذر إن جاء مسافره أن يعطي الفقير کذا مقدارا؛ مادر است، فرزندش به جبهه رفته، نگران است، يا به حج رفته كه اگر سالم بازگشت اين مقدار به فقير مي‌دهم، از باب اتفاق مقدار پولي كه دستش رسيد، منتهي هر دو كار را نمي‌تواند انجام دهد، هم حج و هم نذر صدقه بچه را بايد يكي را انجام ده. دوران امر بين عمل حج است با ترك نذر يا عمل نذر و ترك حج؟
مرحوم سيد مي‌فرمايند بايد به نذر عمل كند. و کذا لو نذر إن جاء مسافره أن يعطي الفقير کذا مقدارا فحصل له ما يکفيه لأحدهما بعد حصول المعلق عليه، بل و کذا.
مصداق سوم: إذا نذر قبل حصول الاستطاعه أن يصرف مقدار مائه ليره مثلا في الزياره أو التعزيه أو نحو ذلک؛ اگر كسي نذر كرد كه مثلاً‌ امسال ده ميليون براي عزاداري امام حسين عليه السلام هزينه كند يا براي افطاري دادن به اهل علم و فقرا، اين نذر را كرد حالا ده ميليون به دست آورد، اين ده ميليون هم صدق استطاعت براي حج است و مي‌تواند به حج برود از طرفي ديگر نذر كرده است، فرض است كافي و وافي براي هر دو نيست، يكي را بايد انتخاب كند، سيد مي‌فرمايد بايد به نذر عمل كند.
نكته: مرحوم سيد مي‌فرمايند اگر نذر قبل از استطاعت باشد بايد عمل به نذر كند، اما اگر نذر بعد از استطاعت باشد، اول آن ده ميليون به دست شما رسيده و بعد شما نذر كرديد كه اگر فرزند من از سفر آمد من اين مقدار را به فقير بدهم يا بعد نذر كرديد كه من هر سال يا پنج سال عرفه را كربلا باشم، مرحوم سيد قائل به تفصيل هستند كه امام و آقاي گلپايگاني در حاشيه در عروه اشكال كردند و فرمودند جاي براي تفصيل نيست، يا هست و يا نيست اينكه قائل شديد اگر قبل از استطاعت باشد، بايد عمل به نذر كند اما اگر بعد از استطاعت باشد بايد حج را انجام دهد. اين تفصيل درست نيست. 
فإن هذا کله مانع عن تعلق وجوب الحج به؛ در همه اين مواردي كه برشمرديم تعلق وجوب به حج پيدا نمي‌شود چون حج متأخر است از نذر، اول نذر كرده و بعد استطاعت حاصل شده است بنابراين تقدم با نذر است نه با حج. البته بعضي از اصحاب و شارحين عروه اشكال كردند و گفتند در باب نذر دو نوع وجوب داريم،
واجب تأسيسي
واجب امضايي
واجب امضايي مانند بيع، صلح، اجاره، هبه، نكاح يعني قبل از اسلام هم بودند. بيع و شراء و نكاح همه قبل از اسلام بوده‌اند. وقتي شارع آمد اينها را تأييد و امضاء كرد. اما واجبات ديگر مثل نماز و جهاد، روزه و ... اينها تأسيسي است يعني شارع تأسيس كرده و در جاهليت وجود نداشته است. حالا نذر از قبيل اول است يعني امضايي است كه افراد بر خودشان چيزي را داوطلبانه الزام مي‌كردند و مي‌گفتند اگر چنين شود، اگر در كنكور قبول شوم اين كار خير را انجام دهم، به كربلا يا مشهد بروم. نذر كرده است، اين چيزي كه نذر كرده اولاً و بالذات بر او واجب نبوده است، خودش داوطلبانه بر خود تحميل كرده و شارع هم امضاء كرده است اما در وجوب حج، وجوب امضايي نيست، وجوب تأسيسي است و شارع واجب كرده است، در نذر شارع مقدس ابتدا به ساكن حكمي ‌ندارد، بوده و شما بر خودتان واجب كرديد و شارع هم زير آن را امضاء كرده است. در دوران بين وجوب تأسيسي و وجوب امضايي حق تقدم با وجوب تأسيسي است و لذا حج مقدم است. 
فإن هذا کله مانع عن تعلق وجوب الحج به و کذا إذا کان عليه واجب مطلق فوري قبل حصول الاستطاعه؛ در جايي كه واجب فوري مثلاً كسي تخصصش نجات غريق است، به او خبر دادند كاروان حج در حال حركت است و از سوي ديگر عده‌اي از پناهندگان در حال غرق شدن هستند و نجات آنها هم بستگي دارد كه بايد چند روز آنجا باشد، تكليف چيست؟ اينجا واجب فوري است كه نفس را نجات دهد، چون حج را سال ديگر را مي‌تواند برود در اينجا هم در تعارض حق تقدم با واجب فوري است. لذا سيد مي‌فرمايند: و ان لم يکن ذلک الواجب أهم من الحج؛ ولو اينكه واجب از حج مهمتر نباشد، بعضي از شارحين عروه مثال زدند مانند رد سلام، هواپيما در حال حركت است و كسي با شما حال و احوال مي‌كند، اينجا حق تقدم با حج است. 
و ان لم يکن ذلک الواجب أهم من الحج، لان العذر الشرعي کالعقلي في المنع من الوجوب؛ چون انجام واجب الهي تكليف است و ترك آن معصيت است و در باب وجوب حج عدم مانع شرعي شرط است، اضافه بر قدرت عقلي و نبودن عذر عقلي، عذر شرعي هم نبايد باشد، لان العذر الشرعي کالعقلي في المنع من الوجوب.
پس در جايي كه استطاعت بعد از نذر يا قبل از نذر باشد، بحث تمام است، و أما لو حصلت الاستطاعه أولا؛ سيد قائل به تفصيل است مي‌فرمايند اگر اول مستطيع شديد و بعد نذر كرديد، حق تقدم با حج است اما اگر اول نذر كرديد و مستطيع نبوديد و بعد مستطيع شديد، تقدم با نذر است. أما لو حصلت الاستطاعه أولا ثم حصل واجب فوري آخر لا يمکن الجمع بينه و بين الحج يکون من باب المزاحمه فيقدم الأهم منهما، فلو کان مثل إنقاذ الغريق قدم علي الحج.
حال اگر چند روز در دريا بود و با نجات درگير بود، ايام حج گذشت، تكليف او چيست؟ 
اگر استطاعت باقي باشد تا سال آينده، بايد به حج برود اما اگر استطاعت منتفي شد تكليف ندارد مگر اينكه از قبل حج بر عهده او ثابت شده باشد، و حينئذ فإن بقيت الاستطاعه إلي العام القابل وجب الحج فيه و الا فلا إلا ان يکون الحج قد استقر عليه سابقا، فإنه يجب عليه و لو متسکعا.

والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته

کاشان - خیابان شهید بهشتی - کوچه جمال آباد - دفتر نماینده مقام معظم رهبری و امام جمعه کاشان - کدپستی: ۸۷۱۴۶۷۸۳۸۹
تلفن: ۵۵۷۸۱۸۱ - ۵۵۷۸۸۸۸ - ۵۵۷۲۲۴۴ (۰۳۱)
نمابر: ۵۵۷۸۱۸۲ (۰۳۱)
© کلیه حقوق مادی و معنوی برای پایگاه اطلاع رسانی سفیر ولایت محفوظ است. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.