/
صفحه اصلی
/
خبرخوان
/
ارتباط با ما
/
¤ ۱۳۹۸ جمعه ۳۰ فروردين
تاریخ ارسال:۱۳۹۴ دوشنبه ۱۷ اسفند
چاپ خبر
درس خارج فقه - حج - 17 اسفند ماه 1394 درس خارج فقه - حج - 17 اسفند ماه 1394
بسم‌ الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين و الصلاة والسلام علي سيدنا و نبينا إبي‌القاسم المصطفي محمد صلي الله عليه و آله و علي آله الطيبين الطاهرين، اللهم اشرح صدورنا لأنوار قدسك و وفقنا للعلم و العمل الصالح، اللهم افتح علينا أبواب مدائن معرفتك و أدخلنا فيها و عرّفنا جميع مراتبها و منازلها و مقاماتها و أرفعنا إلي أعلي مراتبها آمين يا ربّ العالمين.

قال رسول الله صلي الله عليه و آله مَن نقله الله من ذلّ المعاصي إلى عزّ الطاعة، أغناه بلا مال، وأعزّه بلا عشيرة، وآنسه بلا أنيس ومَن خاف الله أخاف منه كل شيء، ومَن لم يخف الله أخافه الله من كل شيء، ومَن رضي من الله باليسر من الرزق، رضي الله منه باليسير من العمل، ومن لم يستحِ من طلب الحلال من المعيشة، خفّت مؤنته، ورخى باله، ونعّم عياله، ومَن زهد في الدنيا أثبت الله الحكمة في قلبه، وأنطق بها لسانه، وبصّره عيوب الدّنيا داءها ودواءها، وأخرجه من الدنيا سالما إلى دار القرار.
حديث عجيبي است جامعه و كامل، فرمودند كه خداي سبحان هر كسي را از ذلت گناه نجات بدهد و او را به سمت عزت طاعت و بندگي خود قرار بدهد، غنايي در نفس او به وجود خواهد آمد، غناي بدون ثروت، اين يك معناست كه بايد دقت كرد، بعضي هستند كه نفسشان حريص است، آيه شريفه است كه در قيامت به جهنم خطاب مي‌كنند خداوند هر چه كفار و مشركين و منافقين را به جهنم مي‌اندازند، از جهنم سوال مي‌شود كه آيا ظرفيت شما پر شد؟ جواب مي‌دهد بيشتر بريز. بعضي نفس حريص دارند هر چه گيرشان مي‌آيد احساس نياز مي‌كنند، احساس بي نيازي نمي‌كند، ولي عده‌اي را خداوند به آنها عنايت كرده، نفس قانع به آنها داده است، به همان حداقلها قناعت مي‌كنند. حال اين روايت مي‌فرمايد كسي كه خدا او را از ذلت گناه به عزت طاعت الهي منتقل كرد، أغناه بلا مال؛ خداوند يك غنا و بي نيازي در نفس او قرار مي‌دهد، كه غناي بلا مال است، چيزي ندارد اما بي نياز است، به او مي‌گويند بيا نزد فلاني برويم، بالاخره يك چيزي دارد، كمكي مي‌كند، مي‌گويد با كسي كار نداريم، اگر بنا باشد نزد كسي برويم، نزد خدا مي‌رويم، نه پيش بنده خدا. أغناه بلا مال، چيزي ندارد اما سرش بالاست و مقابل كسي خم نمي‌شود، وأعزّه بلا عشيرة؛ در اقوام و در جاهليت عرب يكي از معيارهاي قدرت داشتن طايفه بوده است، عشيره، كساني كه عشيره قوي داشتند در جامعه معتبر بودند و كساني كه نداشتند ضعيف بودند. روايت مي‌فرمايد كسي چنين باشد خداوند عزتي به او مي‌دهد كه عزت براي خودش است و متكي به داشتن طايفه و قوم و خويش نيست. وآنسه بلا أنيس، انسان را براي اين انسان ناميدند چون انسان مدني الطبع است، اهل ارتباط است، اهل انس با ديگران است، تنها كه مي‌شود خسته مي‌شود، از خانه بيرون مي‌زند، تلويزيون را روشن مي‌كند يا تلفن به كسي مي‌زند تا چند دقيقه‌اي صحبت كند، بشر نياز به انس دارد، ولي اولياء خدا احساس انس به كسي ندارند، انيسي دارند كه هميشه همراه آنها هست، هر وقت خلوت مي‌شوند مشغول راز و نياز مي‌شوند. در حالات بعضي از عرفاء گفته شده كه عارفي جايي تنها نشسته بود، در حال خلقت بود دوستي به او رسيد و گفت چرا تنها نشستيد، گفت الان كه شما آمديد تنها شدم. قبل از اينكه بياييد كسي با من بود. اهل انس با خدا هستند، وآنسه بلا أنيس؛ تنها كه مي‌شود اگر شب باشد به آسمانها و ستارگان، 
إنَّ فِي خَلْقِ السَّمَوَاتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لآيَاتٍ لأُوْلِي الأَلْبَابِ الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَى جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَوَاتِ وَالأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلاً سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ رَبَّنَا إنَّكَ مَن تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَهُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنصَارٍ رَبَّنَا إنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِي لِلإيمَانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرْ عَنَّا سَيِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الأَبْرَارِ رَبَّنَا وَآتِنَا مَا وَعَدتَّنَا عَلَى رُسُلِكَ وَلا تُخْزِنَا يَوْمَ القِيَامَةِ إنَّكَ لا تُخْلِفُ المِيعَادَ.
و اما ادامه بحث:
مسئله‌اي را كه جلسه گذشته بيان كرديم، مرحوم امام هم در مسئله 22 در باب شرايط وجوب حج مشابه همين را ايشان ذكر كردند كه اگر فرصتي بود عبارت تحرير را هم مي‌خوانيم. در مسئله‌اي كه ديروز اشاره شد سه موضوع مورد توجه است، فرمودند در اين مسئله ما به سه جهت مي‌پردازيم:
جهت اولي: حكم تكليفي است، هل يجوز أو لا يجوز، شما پولي داريد مثلاً هزينه حج كه در دست شماست و شما عنوان مستطيع پيدا كرديد، حال مي‌توانيد در اين پول تصرف كنيد، به كسي قرض دهيد؟ تصرف در موونه حج، البته اشاره شد كه صوري هست:
گاهي مكلف بيمار است، پول حج را دارد اما مريض است، چون يكي از شراط استطاعت سلامت جسم بود، پول را دارد اما سالم نيست، مشخص است اينجا استطاعت به معناي جامع نيست، استطاعت مالي هست اما استطاعت بدني نيست. بنابراين مي‌تواند در پول تصرف كند، جنس بخرد يا به كسي هبه كند، به كسي وام بدهد، يكي از شرايط استطاعت تخليه سرب بود يعني باز بودن راه، راه را سارقين بسته نباشند، يا حكومت حجاز منع ورود نداشته باشد، اگر شرايطي پيش آمد كه راه ناامن است مثل سابق كه كاروانها پياده يا با كشتي يا با مال مي رفتند و ناامني زياد بود اينجا در موونه حج مي‌تواند تصرف كند براي اينكه استطاعت به معناي كامل، استطاعت مالي دارد، استطاعت بدني هم دارد اما تخليه سرب نيست يا اينكه بايد با كاروان برود و الان كارواني وجود ندارد، به اصطلاح عدم الرفقه، يعني بدون همراه، تنها نمي‌شود اگر بشود تنها رفت كه استطاعت وجود دارد اما اگر تنهايي نشود رفت، نياز به همراه و كاروان دارد. يا شرايط ديگر. حكم اينها فرق دارد جايي كه سلامت جسم نيست استطاعت نيست، جايي كه تخليه سرب نيست، استطاعت نيست. حكم اينها فرق دارد با جايي كه مقدماتش فراهم نشده است، حالا ويزا ندارند، خوب يك هفته ديگر مي‌دهند اين مانند بيماري نيست چون بيماري وقتي عارض مي‌شود گاهي دراز مدت است، گاهي سرماخوردگي است كه با چند روز استراحت خوب مي‌شود اما گاهي بيماري دراز مدت است كه يكماه بايد بخوابد. حكم اينها فرق دارد، در جايي كه مانع موقت است مثل ندادن ويزا و ... نمي‌تواند در مال تصرف كند، زيرا به مجرد اينكه شما احتمال بدهيد كه رفع مانع مي‌شود نمي‌توانيد در پول حج تصرف كنيد، فكيف بالعلم، در جايي كه احتمال بدهيد نمي‌توان تصرف كرد چه رسد به جايي كه علم داريد و به شما قول دادند چند روز ديگر مانع برطرف مي‌شود.
بنابراين جهت اولي بحث در اين فرع درباره حكم تكليفي است، جواز أو لا جواز، هل يجوز للمكلف أتصرف في موونه الحج أو لا؟ موارد فرق دارد اگر طوري باشد كه مانعي است كه دراز مدت است اصلاً‌ استطاعت نيست، سالبه به انتفاي موضوع است و مي‌تواند در پولش در راه ديگري خرج كند، ايام نوروز است و نيازهاي شب عيد را تأمين مي‌كند. اما اگر مانع كوتاه مدت باشد نمي‌تواند در پول تصرف كند.
جهت دوم حكم وضعي است، يعني صحت و عدم صحت. اگر شما كه مستطيع بوديد آمديد پول را هبه كرديد به كسي آيا اين هبه شما صحيح است؟ مثلاً با پول بنده آزاد كرديد يا بين سادات توزيع كرديد، ميان فقرا توزيع كرديد، آيا صحيح است؟
فرمودند صحيح است، منتهي گفتند معصيت كرده است، اما هبه كردن مانعي ندارد، تصور كردند چون نهي در معامله موجب فساد است، و شما هم حق نداشتيد پول حج را خرج جاي ديگري بكنيد، منهي عنه است، و نهي موجب فساد است‌هم مرحوم سيد و هم حضرت امام فرمودند نهي به آن عمل نخورده است به امر خارج از معامله خورده است. پس اين جهت ثاني است.
جهت ثالث اينكه فرمودند لا يجوز التصرف در موونه حج، در جايي كه موجب عدم تمكن براي حج مي‌شود اگر شما پول را هزينه كنيد باعث مي‌شود توان شما براي حج از بين برود.
حال آيا اين مانعيت فقط براي سال جاري است، يا براي سالهاي آينده هم هست، فرض كنيد اگر تصرف در اين پول كرديد امسال ديگر نمي‌توانيد برويد، اما اگر در اين پول بخواهيد تصرف كنيد موضوع منتفي مي‌شود امسال نمي‌توانيد اما سال بعد مي توانيد، آيا سالهاي بعد را هم شامل مي‌شود يا خير؟ 
مشهور اصحاب و مرحوم سيد فرمودند ربطي به سال آينده ندارد ملاك حال فعلي مكلف است، در حال فعلي مكلف اگر چنانچه تصرف در مال و موونه حج كند امسال نمي‌تواند برود، جايز نيست در مال حج و موونه آن تصرف كند. اما امسال ممكن نيست به هر دليلي، بعضي از شارحين عروه نسبت دادند به مرحوم ميرزاي نائيني كه ايشان فرمودند حتي براي سالهاي بعد هم نبايد تصرف كنيد، امسال نمي‌توانيد اما بايد پول را براي سال بعد يا دو سال بعد نگه داريد. پس ملاك تمكن و عدم تمكن يك مبناي مشهور كه امام و مرحوم سيد باشند مي‌فرمايند مربوط به سنه جاريه است، اگر امسال مانع از تشرف مي‌شود، نمي‌توان تصرف كرد اما براي سالهاي آينده ربطي ندارد چون استطاعت صدق نكرده است.
بعضي تشبيه كردند اگر شما نقطه اقامت و زندگي شما از نظر جغرافيايي از يك نقطه از زمين زندگي مي‌كنيد كه اگر بخواهيد به مكه برويد دو سال زمان نياز داريد، گفتند كسي كه چنين شرايطي دارد در طول اين دو سال بايد استطاعت را حفظ كند، پولي كه دارد بايد حفظ كند چون تكليفش همين است، اين زودتر از دو سال نمي‌تواند دسترسي به مكه پيدا كند. مانحن فيه را كساني كه بر خلاف مشهور فتوا دادند كه اگر امسال نتواند پول حج را بايد حفظ كند براي سال دوم يا سال سوم يا حتي براي سال پنجم، اين را تشبيه كردند به كساني كه در يك نقطه جغرافيايي سكونت دارند كه اگر بخواهند به مكه بروند دو سال زمان نياز دارند. اينها مي‌توانند در پول تصرف كنند به دليل اينكه بگويند امسال كه نمي‌توانيم به مكه برويم بنابراين استطاعت نيست؟
اصحاب فرمودند خير تكليف همين است، اينكه دو سال زمان مي‌برد اين پول را بايد نگه دارد بنابراين حكم مشبه له فرق دارد با مانحن فيه.
نكته: كسي كه در اثناء سفر حج از دنيا مي‌رود دو صورت دارد:
گاهي قبل از احرام از دنيا مي‌رود.
گاهي بعد از احرام از دنيا مي‌رود.
اگر قبل از احرام از دنيا برود بايد نايب بگيرد.
و الظاهر أن المناط فى عدم جواز التصرف المخرج؛ تصرف در مالي كه موجب اخراج از عنوان استطاعت مي‌شود، هو التمكن فى تلك السنة؛ يعني اگر شما تصرف كنيد در اين مال موونه حج امسال ديگر نمي‌تواندي به حج برويد، اگر چنين باشد جايز نيست، اما اگر امسال به هر دليلي پول را داريد اما نمي‌توانيد برويد آيا واجب است پول را نگه داريد براي حج دو سال بعد؟ فلو لم يتمكن فيها و لكن يتمكن فى السنة الأخرى لم يمنع عن جواز التصرف فلا يجب إبقاء المال إلى العام القابل؛ بر شما تكليف نيست استطاعت مالي را حفظ كنيد براي سال دوم يا سوم، إذا كان له مانع فى هذه السنة؛ در صورتي كه امسال نمي‌توانيد برويد ديگر تكليفي نداريد، فليس حاله حال من يكون بلده بعيدا عن مكة بمسافة سنتين.
حكم كسي كه امسال نمي‌تواند برود حكم كسي نيست كه موقعيت جغرافيايي در جايي است كه اگر بخواهد برود دو سال زمان نياز دارد، او تكليف خودش را دارد چون در آنجا استطاعت را بايد حفظ كند براي دو سال ديگر اما بعضي قياس كردند كه سيد مي‌گويد اين قياس درست نيست. بنابراين امسال كه نمي‌تواند برود استطاعت نيست و مي‌تواند پولش را جاي ديگر هزينه كند. 

"والسلام عليكم و رحمه‌الله و بركاته"

کاشان - خیابان شهید بهشتی - کوچه جمال آباد - دفتر نماینده مقام معظم رهبری و امام جمعه کاشان - کدپستی: ۸۷۱۴۶۷۸۳۸۹
تلفن: ۵۵۷۸۱۸۱ - ۵۵۷۸۸۸۸ - ۵۵۷۲۲۴۴ (۰۳۱)
نمابر: ۵۵۷۸۱۸۲ (۰۳۱)
© کلیه حقوق مادی و معنوی برای پایگاه اطلاع رسانی سفیر ولایت محفوظ است. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.