/
صفحه اصلی
/
خبرخوان
/
ارتباط با ما
/
¤ ۱۳۹۸ جمعه ۳۰ فروردين
تاریخ ارسال:۱۳۹۴ يکشنبه ۱۶ اسفند
چاپ خبر
درس خارج فقه - حج - 16 اسفند ماه 1394 درس خارج فقه - حج - 16 اسفند ماه 1394
بسم‌ الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين و الصلاة والسلام علي سيدنا و نبينا إبي‌القاسم المصطفي محمد صلي الله عليه و آله و علي آله الطيبين الطاهرين، اللهم اشرح صدورنا لأنوار قدسك و وفقنا للعلم و العمل الصالح، اللهم افتح علينا أبواب مدائن معرفتك و أدخلنا فيها و عرّفنا جميع مراتبها و منازلها و مقاماتها و أرفعنا إلي أعلي مراتبها آمين يا ربّ العالمين.

جَاءَ رَجُلٌ إِلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه وآله فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ أَوْصِنِي، كسي به حضرت عرض كرد كه يا رسول الله توصيه‌اي به من بفرماييد، فرمودند: فَقَالَ: احْفَظْ لِسَانَكَ؛ زبانت را مديريت كن، زبانت را كنترل كن، زبانت در اختيار تو باشد نه اينكه تو در اختيار زبان باشي. دوباره سوال كرد، قَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ أَوْصِنِي، حضرت او را توبيخ كرد، قَالَ: احْفَظْ لِسَانَكَ، وَيْحَكَ؛ چرا حواست نيست، وَ هَلْ يَكُبُّ النَّاسَ عَلَى مَنَاخِرِهِمْ فِي النَّارِ إِلَّا حَصَائِدُ أَلْسِنَتِهِمْ؛ چرا حواست نيست، چرا توجه نمي‌كني، چرا موعظه را دست كم گرفتي، آيا مگر چنين نيست كه انسانها به صورت به آتش افكنده مي‌شوند، "كبّ"، يعني با صورت فرود آمدن، هَلْ يَكُبُّ النَّاسَ عَلَى مَنَاخِرِهِمْ فِي النَّارِ إِلَّا حَصَائِدُ أَلْسِنَتِهِمْ. يكي از گناهاني كه قبح آن در جامعه شكسته شده است گناهان زبان است، غيبت، دروغ، تهمت، افتراء، شايعه و اين خطري است براي سلامت جامعه و امنيت جامعه. هيچكسي در هيچ جايي امنيت حيثيتي نخواهد داشت و به سادگي انسانها را متهم مي‌كنند و اسلام تدبيري كه كرده است كه مديريت زبان، كنترل كردن زبان، در روايات دارد، مواعظ نهج البلاغه كه حضرت مي‌فرمايند يه پاره اندكي گوشت چه كارهايي كه نمي‌كند. زبان سرخ سر سبز بر باد مي‌دهد. در بيان ديگري در حكمتهاي نهج البلاغه فرمودند: المومن ملجم؛ ملجم يعني لجام زده يعني همان دهنه‌اي كه بر اسبهاي تندرو مي‌زنند تا تندروي نكرده تا حادثه‌اي ايجاد نشود. فرمودند مومن هميشه دهانش بسته است و لذا بزرگان ما كم حرف مي‌زدند. اگر در نزد آنها مي‌نشستي در حد ضرورت و توضيح مختصر، اينكه سخنوري كنند، اينچنين نبوده است و آثارش را هم جامعه در شرايط حساس مثل انتخاباتي كه گذشت، همه شاهد بوديد، آنهايي كه در صحنه بودند و تعقيب مي‌كردند حوادث انتخابات را، تحولات را، بعضي نامزدها همديگر را چكار مي‌كردند، هوادارن آنها، نسبتها، تهمتها، تضعيفها، اينها براي سلامت تهديدي جدي است، اگر ما به اين راحتي بخواهيم انقلاب را به اين شكل پيش ببريم، چيزي باقي نخواهد ماند. در شرايط عادي انسان حرف نزند مهم نيست، در شرايط حساس مانند انتخابات چيزي نگويد مهم است، جايي كه در معرض آسيب و خطر است، نسبتها به همديگر دادن و بعضي مي‌گويند تكليف شرعي است، وظيفه شرعي است، گاهي هم مي‌گويند استخاره كرديم اين حرف را بزنيم و خيلي خوب آمد، تركش هم بد است. يكي از كارهايي كه روحانيت بايد انجام دهد آسيب شناسي اجتماعي است، آسيبها را شما بايد به مردم توضيح دهيد، به مردم تذكر دهيد.
موضوع بعد ارتحال عالم مجاهد مبارز مرحوم آيت الله شيخ عباس واعظ طبسي رضوان الله تعالي عليه كه از مبارزين صدر انقلاب و نهضت امام بودند، از شاگردان برجسته امام از سال 41 كه امام مبارزه را شروع كردند محور مبارزات در خراسان بزرگ مرحوم آيت الله طبسي و مقام معظم رهبري و شهيد هاشمي نژاد كه ترور شده بودند، اين سه نفر يا در مخفيگاه بودند يا بازداشت و تبعيد، رضوان خدا بر آنها باد.
همچنين ضايعه‌اي كه براي جامعه اسلامي كاشان پيش آمد، فوت مرحوم آيت الله صراف زاده رضوان الله تعالي عليه كه خلأ بزرگي است، روايتي است كه مي‌فرمايد: اذا مات المومن الفقيه ثلم في الاسلام ثلمه لا يسدها شيي. انشاءالله خداوند ايشان را با اوليائش محشور بفرمايد و در اعلي عليين در حضيره القدس اسكان مخلد بدهد. به بيت ايشان، به آقازادگان ايشان به خصوص همكار عزيزمان كه در جلسات درس شركت مي‌كردند و مقيد به حضور هستند، تسليت عرض مي‌كنيم.
در ادامه بحث حج و شرايط وجوب حج، مسئله 23 عروه را بيان خواهيم كرد.
إذا حصل عنده مقدار ما يكفيه للحج يجوز له قبل أن يتمكن من المسير أن يتصرف فيه بما يخرجه عن الاستطاعة و أما بعد التمكن منه فلا يجوز و إن كان قبل خروج الرفقة و لو تصرف بما يخرجه عنها بقيت ذمته مشغولة به و الظاهر صحة التصرف؛ در اين مسئله مرحوم سيد رضوان الله تعالي عليه سه مسئله را بيان مي‌كنند، سه موضوع و سه فرع:
فرع اول: اگر كسي استطاعت مالي براي انجام حج داشته باشد، مالي را دارد كه كفايت موونه حج را مي‌كند، آيا مي‌تواند در اين مال تصرف كند، به گونه‌اي از استطاعت حج خارج شود، مثلاً پول را خرج ديگري بكند، در خانه ايام عيد است و فرش بخرد كه موضوع استطاعت منتفي شود، آيا جايز است؟
به عبارت ديگر آيا اين حكم تكليفي جايز است، يا جايز نيست؟ 
اينجا را دو صورت كردند:
گاهي شرايط تشرف آماده است، يعني كاروانها آماده هستند، راه باز است، دولت كافر آل سعود ويزا مي‌دهد و مشكلي نيست در اين صورت استطاعت حاصل است، يعني استطاعت مالي و تخليه السرب و وجود كاروان و همراهان. همه چيز آماده است در اين صورت اگر بخواهد مال را تصرف كند براي غير حج، جايز نيست.
اما اگر چنانچه شرايط جسمي مساعد نيست، بيمار شده، بيماري گرفته كه وقتي مبتلي شد دو سه ماه بايد استراحت كند، يا وجود رفقه نيست يا تخليه السرب نيست، در اين باز دو صورت فرض مي‌شود:
يكي اينكه احتمال مي‌دهيم مانع برطرف شود، مريض است و احتمال قوي يك هفته ديگر خوب شود يا وجود رفقه نيست و احتمالا يك هفته ديگر آماده شود، در صورتي كه احتمال داده شود كه مانع تشرف برطرف شود، اينجا هم تصرف جايز نيست.
اما اگر به گونه‌اي است كه مأيوس هستيم، كسالتي كه دارد يكي دو ماه طول مي‌كشد به طوري كه ايام حج هم مي‌گذرد يا راه بسته است، مانع سد معبر و سد طريق برطرف مي‌شود اينجا جايز است.
پس اين از نظر حكم تكليفي است كه ‌آيا كسي كه موونه حج را دارد مي‌تواند در اين موونه تصرف كند، تصرفي كه زمينه حج را از بين ببرد؟
فرمودند دو صورت است:
گاهي مانع وجود دارد به گونه‌اي كه اميدي از برطرف شدن مانع نيست.
گاهي مانع هست اما اميد است كه مانع برطرف شود، اينجا جايز نيست.
إذا حصل عنده مقدار ما يكفيه للحج؛ مقدار مالي كه او را كفايت مي‌كند، يجوز له؛ در ماه جايز است تصرف كند، قبل أن يتمكن من المسير؛ قبل از اينكه راه باز شود اما اگر راه باز باشد نمي‌تواند تصرف كند، أن يتصرف فيه بما يخرجه عن الاستطاعة؛ يعني تصرفي كند كه استطاعت را از بين ببرد.
و أما بعد التمكن منه؛ اما راه باز شده، فلا يجوز و إن كان قبل خروج الرفقة؛ در اينجا فرقي ندارد گاهي كاروان راه افتاده، گاهي راه نيفتاده، اين فروض تأثيري در مسئله ندارد، همين كه مانع برطرف شد، ديگر نمي‌تواند در موونه حج تصرف كند، فلا يجوز و إن كان قبل خروج الرفقة؛ ولو اينكه هنوز همراهان و كاروان آماده نشدند، شما نمي‌توانيد در مال تصرف كنيد.
حال اگر سركشي كرد، با اينكه براي او جايز نيست تصرف در موونه حج، اما تصرف كرد، پول را خرج كرد، چه مي‌شود؟ حج بر ذمه او مستقر است، و بعد از آن به هر شكل كه مي‌تواند بايد حج را اداء كند. و لو تصرف بما يخرجه عنها بقيت ذمته مشغولة به؛ اينجا حج بر عهده وي مستقر شده و بايد مشرف شود.
حال اگر فرد فرش خريد يا پول را كه پنج ميليون است ميان پنج سيد توزيع كرده و هبه نموده به طوري كه سالبه به انتفاي موضوع است و موضوعي براي حج باقي نيست، با اينكه مجاز نبوده اين كار را بكند، يا پول حج را براي عتبات فرش خريد يا ده عبد را در راه خدا آزاد كرد، آيا با توجه به اينكه براي او جايز نبوده است، اين معاملاتي كه انجام داده چه هبه و چه وقف اينها جايز است يا خير؟
يحتمل اينكه گفته شود چون مجاز نبوده به اين كار، بر او واجب بوده كه به حج برود و چون منهي عنه بوده است و نهي در معامله، موجب فساد است. بنابراين هبه‌اي كه كرده يا وقفي كه كرده است باطل است، آيا چنين است؟
فقهاء فرمودند خير اينها دو امر مستقل است و ارتباط با هم ندارند، نهي به هبه كردن نخورده است، نهي به وقف كردن نخورده است، نهي به عدم تصرف در موونه حج خورده است. اين يك موضوعي است و اين موضوع ديگري. بنابراين اين هبه يا وقف يا ... نهي در آنها تعلق نگرفته است، نهي به چيز ديگري است، لا تتصرف مال الحج. 
و الظاهر صحة التصرف؛ مجاز نبوده كه در مال حج تصرف كند اما چنين كرد، سيد فرمودند ظاهر اين است كه نهي به چيز ديگري خورده است، مانند هبه، عتق، يا وقف، مثل الهبة و العتق و إن كان فعل حراما؛ مرتكب حرام شده چون نهي شده بود از تصرف از موونه حج و نهي تكليفي است يعني معصيت كرده است. 
و الظاهر صحة التصرف مثل الهبة و العتق و إن كان فعل حراما؛ معصيت كرده چون در مال حج نبايد تصرف كرد اما انجام داد، معصيت كرده و حج هم بر ذمه او مستقر شده اما آن هبه يا عتق يا وقف در جاي خود محفوظ و صحيح است، چرا با اينكه شما گفتيد نهي در معامله موجب فساد است، جواب مي‌دهند كه، لأن النهى متعلق بأمر خارج؛ امر خورده به چيزي غير از هبه، هبه يك معامله است مستقل انجام شده، نهي خورده به اينكه لا تتصرف في مال الحج، نهي براي آنجاست، به هبه نهي نخورده است، بنابراين نهي خارج از فعلي است كه انجام شده است، لأن النهى متعلق بأمر خارج؛ اگر هبه منهي باشد، باطل است، اگر عتق منهي باشد، باطل است، اما نهي به هبه و عتق نخورده بلكه خورده به تصرف در مال حج و اينها دو مقوله و موضوع است. 
استدارك كرده مي‌فرمايند: بله اگر چنانچه دنبال شيطنت بوده، دنبال اين بوده كه حيله‌اي بزند كه حج نرود، توطئه كرده است، قصدش از هبه قربه الي الله نبوده است، قصدش از وقف قربه الي الله نبوده است، قصدش از توزيع موونه حج ميان فقرا قربه الي الله نبوده بلكه اعدام موضوع استطاعت بوده است، مي‌خواسته استطاعت را از بين ببرد، در اين صورت، نعم لو كان قصده فى ذلك التصرف الفرار من الحج لا لغرض شرعى أمكن أن يقال بعدم الصحة؛ مي‌توان گفت هبه، يا عتق يا خمس و زكاتي كه داده اين درست نيست چون نهي به اينها خورده است، و الظاهر أن المناط فى عدم جواز التصرف المخرج هو التمكن فى تلك السنة؛ آيا ملاك عدم تصرف و عدم جواز تصرف تمكن از تشرف است در سال جاري يا نه مطلقاً، حتي اگر امسال هم برايش تمكن نيست و نمي‌تواند مشرف شود تصرف در مال بر او جايز نيست؟

"والسلام عليكم و رحمه‌الله و بركاته"

کاشان - خیابان شهید بهشتی - کوچه جمال آباد - دفتر نماینده مقام معظم رهبری و امام جمعه کاشان - کدپستی: ۸۷۱۴۶۷۸۳۸۹
تلفن: ۵۵۷۸۱۸۱ - ۵۵۷۸۸۸۸ - ۵۵۷۲۲۴۴ (۰۳۱)
نمابر: ۵۵۷۸۱۸۲ (۰۳۱)
© کلیه حقوق مادی و معنوی برای پایگاه اطلاع رسانی سفیر ولایت محفوظ است. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.