/
صفحه اصلی
/
خبرخوان
/
ارتباط با ما
/
¤ ۱۳۹۸ جمعه ۳۰ فروردين
تاریخ ارسال:۱۳۹۵ دوشنبه ۱۶ فروردين
چاپ خبر
درس خارج فقه - حج - 16 فروردین ماه 1395 درس خارج فقه - حج - 16 فروردین ماه 1395
بسم‌ الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين و الصلاة والسلام علي سيدنا و نبينا إبي‌القاسم المصطفي محمد صلي الله عليه و آله و علي آله الطيبين الطاهرين، اللهم اشرح صدورنا لأنوار قدسك و وفقنا للعلم و العمل الصالح، اللهم افتح علينا أبواب مدائن معرفتك و أدخلنا فيها و عرّفنا جميع مراتبها و منازلها و مقاماتها و أرفعنا إلي أعلي مراتبها آمين يا ربّ العالمين.

قال رسول الله صلي الله عليه و آله من لم يستحي مِن الحلال نفعاً نفسه و خَفَّت مؤونَتُهُ؛ كسي كه از تحصيل مال حلال خجالت نمي‌كشد، چون بعضي‌‌ها هستند كه مي‌گويند اين شغل در شأن من نيست و من بايد در جايي، وزارتي، سفارتي مشغول به كار شوم. حضرت مي‌فرمايند ملاك اينها نيست، ملاك اين است كه تحصيل مال حلال است يا حلال نيست و لذا ديده شده در تاريخ در حالات بعضي از اوتاد كه گمنام بودند و كسي آنها را نمي‌شناخت، پينه دوزي مي‌كردند، گيوه درست مي‌كردند، گيوه رفو مي‌كردند يا كارهاي كوچك ديگر. پير پالان دوز مشهد معروف است و همه شنيديد و اينها همه داراي مقاماتي بودند و حيا نداشتند كه كار كوچك باشد، مهم حلال بودن است. من لم يستحي مِن الحلال نفعاً نفسه و خَفَّت مؤونَتُهُ؛ و موونه سبك است، خيلي به زحمت نمي‌افتد، اگر خيلي بخواهد پُز بدهد بايد بگويد من يك تيمچه داشته باشم، يك بازارچه داشته باشم و يك مغازه كوچك در شأن من نيست. كسي كه داراي اين روحيه باشد، با صفا، ساده، بدون ادعا، در نفس اين فرد خودخواهي هم نيست، جاه طلبي نيست، مَنْ رَضِىَ عَنِ اللّهِ تَعالى بِالْقَليلِ مِنَ الرِّزْقِ رَضِىَ اللّهُ مِنْهُ بِالْقَليلِ مِنَ الْعَمَلِ؛ هر كسي كه به رزق و روزي اندك الهي قانع باشد، توقعش خيلي پايين باشد، توقع زيادي ندارد، كه خدا به من بايد چند منزل و خودرو بدهد، به حداقلها از خدا قانع است و مي‌گويد خدايا شكرت، اما بعضي چند رقم غذا در سفره دارند اما فراموش مي‌كند كه ابتدا بسم الله گفته و پايانش شكر خدا را به جا آورند و كسي كه به اندك از رزق الهي راضي باشد، خداوند هم به اندازه توقع او در اعمالش توقع دارد. شما از خدا به اندك راضي هستيد و خدا هم از شما به اندك عمل راضي است و توقع ندارد كه شما رياضت بكشيد، پياده به كربلا برويد يا ختم اربعين بگيريد يا زيارت عاشورا با تمام صد سلام داشته باشيد چون توقع شما كم است خدا به حداقل اعمال از شما راضي است، همان واجبات. و مَن يَرغَبْ في الدنيا فَطالَ فيها أمَلُهُ أعمَى اللّه قَلبَهُ على قَدرِ رَغبَتِهِ فيها؛ هر كسي هم در دنيا رغبت و تمايل فراوان داشته باشد، طول امل، فَطالَ فيها أمَلُهُ؛ آرزوهاي زياد داشته باشد، خداوند قلب او را كور مي‌كند، أعمَى اللّه قَلبَهُ على قَدرِ رَغبَتِهِ فيها؛ به همان اندازه‌اي كه دنياخواهي دارد به همان اندازه هم قلبش باريك مي‌شود. و مَن زَهِدَ فيها فَقَصَرَ فيها أمَلَهُ أعطاهُ اللّه عِلما بغَيرِ تَعَلُّمٍ، و هُدىً بغَيرِ هِدايَةٍ، و أذهَبَ عَنهُ العَماءَ و جَعَلَهُ بَصيرا؛ نقطه مقابل گروه اول كسي كه آرزوهاي اندك دارد، و مَن زَهِدَ فيها؛ معرض از دنياست، شيفته دنيا نيست، وقتي بخوابد خواب دنيا را ببيند، و مَن زَهِدَ فيها فَقَصَرَ فيها أمَلَهُ؛ آرزوي او خيلي كم است، اندك است به چيز مختصري قانع است. وقتي كسي چنين باشد، متقابلاً خداوند به او علمي ‌مي‌دهد غير تعلم، درس نخوانده، مدرسه نديده، حوزه نديده، استاد نديده، ولي خدا قلب او را سيراب مي‌كند، أَلْعِلْمُ نُورٌ يَقْذِفُهُ اللّه ُفِى قَلْبِ مَنْ يَشآءُ؛ البته اين بدان معنا نيست كه طلبه‌ها درس نخوانند، بگويند خدا علم مي‌دهد. خدا رحمت كند آيت الله حاج آقا مصطفي خميني رحمه الله عليه را، دوستان ايشان نقل كردند كه خيلي شوخ بودند ضمن اينكه فقيه بودند فيلسوف بودند، مفسر بودند، درس خوان هم بودند، نقل شده كه ايشان گاهي با بعضي از آقايان اهل علم كه درس نخوانده بودند، ولي امام عمامه بزرگ و محاسن بزرگ داشتند، برخورد مي‌كردند و مي‌گفتند اين از آنهايي است كه مي‌گويند أَلْعِلْمُ نُورٌ يَقْذِفُهُ اللّه ُفِى قَلْبِ مَنْ يَشآءُ.
و مَن زَهِدَ فيها فَقَصَرَ فيها أمَلَهُ أعطاهُ اللّه عِلما بغَيرِ تَعَلُّمٍ، و هُدىً بغَيرِ هِدايَةٍ؛ منبر خيلي ننشسته اما حقايق را مي‌فهمد و براي او كشف مي‌شود، شنيديد و از اين مصاديق داشتيم كه در عوام كساني بودند كه حقايق را خوب مي‌فهميدند. ماجراي مرحوم كربلايي كاظم را شنيديد، ايشان يك عوام بوده، كشاورز بوده است. من به امامزاده‌اي كه در شهرهاي استان مركزي است، رفتم، امامزاده معتبري است، كشاورزي مي‌كرده، نمازش را مي‌خوانده و زكاتش را مي‌داده و گناه هم نمي‌كرده است، غيبت هم نمي‌كرده و دروغ هم نمي‌گفته است. يك روز به امامزاده مي‌رود و مي‌بيند آقايي آنجا هست، اطراف ساختمان آياتي نوشته شده است، مي‌گويد اين آيات را بخوانيد، مي‌گويد من سواد ندارم، اما آن آقا مي‌گويد بخوان. ايشان نگاه كرده و مي‌بيند كه آيات را مي‌فهمد و شروع به خواندن مي‌كند. از همان به بعد كل قرآن را حافظ مي‌شود. اين معجزه است. وقتي كسي فضاي قلبش پاك و طاهر شد، آنجا جاي طلوع علم و معرفت الله است اما وقتي دل آلوده شد، به گناه و حب دنيا و حب جايگاه و مال، دل ديگر شايستگي نزول معرفت الله نيست. در زمان ايشان را نزد آيت الله العظمي ‌بروجردي آوردند، امتحان كردند كتابي مقابل ايشان گذاشتند نمي‌توانست ما جاهايي كه آيات قرآن بود را به سادگي و راحتي مي‌خواند. سوال شد كه چرا؟ گفت هر جا آيه قرآن باشد نور است و مي‌فهمم و غير آيه را تاريك مي‌بينم. اينها شعار نيست، تعارف نيست، حقيقت است. حوزه‌هاي ما متأسفانه از اينها فاصله دارند. هنر و همت در خواندن همين كتابهاست كه اين لازم است اما كافي نيست. و مَن زَهِدَ فيها فَقَصَرَ فيها أمَلَهُ أعطاهُ اللّه عِلما بغَيرِ تَعَلُّمٍ، و هُدىً بغَيرِ هِدايَةٍ، و أذهَبَ عَنهُ العَماءَ و جَعَلَهُ بَصيرا؛ خداوند كوري دل را از او مي‌برد و ديگر دلش كور نيست و خداوند به او بينايي مي‌دهد.
عزيزان طلاب قديم، بزرگان ما سوار بر نفس بودند، سوار بر هواي نفس بودند، متأسفانه بعضي از ما پياده هستيم كه انشاءالله خداوند كمك كند.
 
و اما ادامه بحث
مسئله 27: در اين مسئله مرحوم سيد چند فرع را بيان مي‌كنند. وقتي توضيح داديم مشخص مي‌شود كه فقه شيعه چه غنايي دارد، هيچ چيزي، هيچ سوالي، هيچ مسئله‌اي، هيچ ابهامي‌ نيست مگر اينكه در فقه شيعه به آن پاسخ داده شده باشد، ولو اينكه آن فرع و آن سوال اصلاً‌ در دنيا اتفاق نيفتاده باشد، براي كسي هم محل ابتلا نبوده باشد. در فقه اهل بيت عليهم السلام هيچ چيزي فروگذار نشده است. اهل بيت عليهم السلام كليات را بيان كردند، امام عليه السلام فرمودند ما وظيفه داريم اصول را براي شما بگوييم يعني معيارها و ملاكهاي كلي كه مي‌شود احكام الهي را از آنها استخراج كرد، بقيه بر عهده شماست. شاخ و برگ اين شجره طبيه را شما بايد بيان كنيد. الان مدتهاست در مقدمه بحث حج در مورد استطاعت بحث مي‌كنيم، شرايط استطاعت، مصاديق استطاعت، كه گفتيم اگر كسي دين داشته باشد، پول هم دارد، آيا دينش را اداء كند يا به مكه برود؟ فقهاء انواع و اقسامي ‌را فرمودند كه چه ديني است، شخص دين دهنده مطالبه مي‌كند يا خير، راضي هست به تأخير، انواع و شقوق را بيان كرديم. در فرع امروز چون گفته شد يكي از شرايط وجوب حج استطاعت است، بحث كردند كه اين استطاعت ثابت بايد باشد، يا اگر استطاعت متزلزل هم باشد صدق استطاعت مي‌كند؟ 
استطاعت ثابت اين است كه شما كاري كرديد، پولي به دست آورديد براي خودتان هست و به كسي هم بدهكار نيستيد، اينجا مالكيت ثابت است، اما زماني ملكيت متزلزل است، يعني اينكه احتمال اينكه كسي مدعي در اين پول شود، هست مثل جايي كه فرض كنيد شما معامله كرديد، چيزي را فروختيد، حال زمين يا فرش يا خانه را به كسي فروختيد و پولش را گرفتيد اما مشتري براي خودش حق فسخ گذاشت و گفت تا دو ماه ديگر، سه ماه ديگر اگر من پيشمان شدم، حق فسخ معامله را داشته باشم. اين پولي را كه شما در ازاي بيع و معامله دريافت كرديد، ملك شماست اما ملكيت ثابت نيست و متزلزل است و بعد از سه ماه گفت پيشمان شدم و مي‌خواهم فسخ كنم. ديگر شما مستطيع نيستيد. حال بحث اين است. يا اگر كسي چيزي را به شما هبه كرد، و شما هيچ رابطه صله رحم بودن با او نداريد، چون هبه به غير ذي رحم قابل استرداد است اما هبه به رحم قابل استرداد نيست. اينجا صدق استطاعت مي‌كند؟ چون اين ملكيت متزلزل است و هر لحظه احتمال دارد بگويد من از اين كار نهي شده و امر به استرداد شدم.
پس ما در باب وجوب حج هم آيه شريفه فرمود: وَلِلّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا؛ حالا اين استطاعت انواع و اقسامي ‌دارد، گاهي استطاعت نقد است، گاهي نقد نيست، زمين داريد، خانه داريد، كتاب مازاد بر نياز داريد، اينها همه از مصاديق استطاعت است. يك نوع از استطاعت هم ملكيت متزلزل است كه در معرض فناست، آيا اين صدق استطاعت مي‌كند يا خير؟ مي‌توان روي اين پول حساب كرد و براي حج ثبت نام كرد يا خير؟
دو ديدگاه وجود دارد، مرحوم سيد و مشابه آن حضرت امام و يك ديدگاه ديگران دارند. ديدگاه مرحوم سيد اين است كه فرمودند: وجهان أقواهما العدم؛ دو احتمال وجود دارد، يكي اينكه ملكيت متزلزل صدق استطاعت نمي‌كند، براي اينكه هر لحظه احتمالش هست كه بهم بزند، يا هبه را استرداد كند. امام هم همين را اختيار كردند. نظر ديگر مقابل اين نظر است و گفتند هيچ اشكالي ندارد و استطاعت صدق مي‌كند و اگر كسي چنين پولي را كه به وسيله معامله‌اي كه قابل فسخ است، يا هبه‌اي كه قابل استرداد هست ولو احتمال اين هست كه درمعرض زوال قرار بگيرد و فرد بهم بزند اما نافي استطاعت نيست. مي‌گوييم در معرض زوال است، اشكال كردند اشكال نقضي، كه همه اموال در معرض زوال است، پولي كه مال خود شما هست، پول خود شماست، در معرض زوال نيست؟ احتمال سرقت نيست؟ احتمال آتش سوزي هست يا خير؟ احتمال اينكه گم شود هست يا خير؟ صرف اينكه در معرض زوال باشد نافي صدق استطاعت نمي‌كند. 
مرحوم سيد و حضرت امام يك استثنائي به اين مسئله زدند، پس بنابراين جواب اصل مسئله اين است كه در ملكيت متزلزل صدق استطاعت نمي‌كند، بنابر فرمايش سيد و حضرت امام، مگر در مواردي كه شما وثوق داشته باشيد، مطمئن باشيد، خيالتان راحت باشد كه فرد فسخ نمي‌كند. اطمينان داريد كه فردي كه با شما معامله كرده، يا طرفي كه به شما هبه كرده اين اهل بهم زدن نيست، در اين صورت مرحوم سيد و امام مي‌فرمايند صدق استطاعت مي‌كند. 
مسئله 27: هل تکفي في الاستطاعه الملکيه المتزلزله للزاد و الراحله و غيرهما؛ آيا ملكيت متزلزل در صدق استطاعت كفايت مي‌كند، زاد و راحله يا ساير مايحتاج سفر حج، کما إذا صالحه شخص ما يکفيه للحج بشرط الخيار له إلي مده معينه؛ مثل جايي كه فردي مي‌گويد فرش شما را مصالحه مي‌كنم، فرش را به من بدهيد و من پنج ميليون به شما مي‌دهم و كاري به قيمت ندارم، ولي براي من دو ماه حق فسخ وجود داشته باشد، أو باعه محاباه کذلک وجهان أقواهما العدم؛ دو احتمال هست كه وجه قوي اين است كه ملكيت متزلزل در استطاعت كافي نيست، لأنها في معرض الزوال؛ چون هر لحظه احتمال هست كه فسخ صورت بگيرد، إلا إذا کان واثقا بأنه لا يفسخ؛ مگر جايي كه وثوق داريد كه فسخ صورت نمي‌گيرد.
و کذا لو وهبه و اقبضه إذا لم يکن رحما؛ چيزي را به شما هبه كردند و بعد از هبه قبض شد، چون در باب هبه به غير ذي رحم قابل استرداد است، فإنه ما دامت للعين موجوده له الرجوع؛ در هبه به غير رحم تا زماني كه آن عين موجود است مي‌توانيد رجوع كنيد.
مرحوم سيد مي‌فرمايند در باب هبه به غير ذي رحم امكان اينكه بگوييم حج واجب مي‌شود هست، براي اينكه در هبه به ذي رحم ولو واهب حق استرداد دارد اما موهوب له هم حق تصرف دارد، بنابراين چون با تصرف مي‌تواند هبه را الزامي‌ كند، پس مي‌تواند تصرف كند و اينجا حج بر او واجب مي‌شود، چون مالك مي‌شود و تزلزلي هم در آن نيست، و يمکن ان يقال بالوجوب هنا، حيث ان له التصرف في الموهوب فتلزم الهبه.

کاشان - خیابان شهید بهشتی - کوچه جمال آباد - دفتر نماینده مقام معظم رهبری و امام جمعه کاشان - کدپستی: ۸۷۱۴۶۷۸۳۸۹
تلفن: ۵۵۷۸۱۸۱ - ۵۵۷۸۸۸۸ - ۵۵۷۲۲۴۴ (۰۳۱)
نمابر: ۵۵۷۸۱۸۲ (۰۳۱)
© کلیه حقوق مادی و معنوی برای پایگاه اطلاع رسانی سفیر ولایت محفوظ است. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.