/
صفحه اصلی
/
خبرخوان
/
ارتباط با ما
/
¤ ۱۳۹۶ شنبه ۲۹ مهر
تاریخ ارسال:۱۳۹۵ يکشنبه ۱۱ مهر
چاپ خبر
درس خارج فقه - حج - یازدهم مهر ماه 1395 درس خارج فقه - حج - یازدهم مهر ماه 1395
بسم  الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين و الصلاة والسلام علي سيدنا و نبينا إبي القاسم المصطفي محمد صلي الله عليه و آله و علي آله الطيبين الطاهرين، اللهم اشرح صدورنا لأنوار قدسك و وفقنا للعلم و العمل الصالح، اللهم افتح علينا أبواب مدائن معرفتك و أدخلنا فيها و عرّفنا جميع مراتبها و منازلها و مقاماتها و أرفعنا إلي أعلي مراتبها آمين يا ربّ العالمين
السَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَی الاْرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُمْ
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

مسئلة 57: یشترط فی الاستطاعه إلی مضافاً مؤنه الذهاب و الإیاب وجود ما یمون به عیاله حتی یرجع
در این مسئله مرحوم سید رضوان اللع تعالی علیه، مکرر از آغاز بحث حج تا امروز گفته شد که حج واجب مشروط است. وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ؛ من استطاع شرط وجوب حج است. لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ، مطلق است. می فرماید خداوند از بندگانش طلبکار است. عَلَى یعنی بر عهده. زیارت بیت الله الحرام بر عهده مردم است منتهی نه بر هر کسی؛ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً. در آغاز بحث هم به طور مفصل بحث کردیم که استطاعت چیست؛ فرمودند زاد است و راحله. توشه راه، هزینه سفر و مئونه و نفقه اهل و عیال در این فاصله زمانی که حاجی می رود و بر می گردد. بنابراین علاوه بر وجوب داشتن زاد و راحله چیز سومی هم هست که شرط وجوب حج است و آن مئونه عائله است. چون اسلام دین سهله سمعه است. دین عسر و حرج نیست که بگوییم شما خرج رفت و برگشت را دارید بروید و خانواده مهم نیست. اینگونه نیست. حرمت مؤمن نزد خداوند افضل من الکعبه است. فرمودند غیر از زاد و راحله حاجی باید مئونه اهل و عیالش را هم در فاصله زمانی که می رود و بر می گردد داشته باشد.
این بحث اول؛ بحث دوم این است که کسانی که نفقه شان بر حاجی واجب است که هستند. از نظر فقهی یک عائله داریم و از نظر عرفی هم یک عائله داریم. واجب النفقه فقهی همسر و اولاد است که بر زوج واجب است که نفقه همسر و فرزندان را پرداخت کند. اما آیا چنانچه کسی برادر فقیری دارد، یا صغیری تحت تکفل او است، یتیمی تحت تکفل او است، مئونه آن ها را هم باید داشته باشد تا حج واجب شود یا خیر. چون واجب النقه نیستند، یعنی انسان در برابر برادر از نظر شرعی مسئول نیست؛ از نشانه های ایمان این است که باید به فقرا رسیدگی کرد، اما واجب نیست. فقها فرموده اند هر کسی اگر چنانچه نفقه او که بر عهده شما است چه فقهی و چه عرفی اگر در صورتی که پرداخت نشود موجب عسر و حرج شود؛ یا عسر و حرج برای خود حاجی و یا عسر و حرج برای آن کسی که تحت تکفل شرعی یا عرفی است؛ باید داشته باشد. این نشانه سعه نظر اسلام است که نظر اسلام، نظر واسع است. در بحث حقوق بشر، موضوع مهمی است که اگر چنانچه حاجی هزینه رفت و آمد خودش را دارد اما مئونه خانواده را ندارد. یعنی در این یک ماه که می خواهد برود و بیاید خانواده هیچ چیز ندارند. اسلام می گوید واجب نیست؛ و یا مئونه خانواده را دارد، مئونه کسانی که سرپرست آن ها است را ندارد مثلاً چند نفر بی سرپرست را تحت تکفل دارد، اگر ندارد و آن ها به عسر و حرج بیفتند حج هم واجب نیست.
مسئله 57 متکفل بیان این است که اضافه بر اینکه حج به استطاعت به معنای زاد و راحله مشروط است؛ یک جزء ثالثی هم دارد و آن مئونه عائله است. 
یشترط فی الاستطاعه إلی مضافاً مؤنه الذهاب و الإیاب؛ اضافه بر هزینه رفت و برگشت؛ وجود ما یمون به عیاله؛ داشتن چیزی که مئونه خانواده و همسر و فرزندان باشد؛ حتی یرجع؛ تا زمانی که بر می گردد باید خرجیشان را داشته باشد. در نتیجه اگر ندارد، مستطیع نیست. زاد و راحله را دارد اما مئونه خانواده را ندارد، استطاعت به معنای کامل فراهم نشده است. فمع عدمه لا یکون مستطیعاً.
بنابراین فقها فرموده اند در شرط سوم یعنی مئونه عائله شکی نیست. تقریباً مجمع علیه است. سند آن هم روایات است.
در جلد یازدهم وسائل الشیعه سی جلدی، باب نهم. عنوان باب را دقت فرمایید که مرحوم محدث حر عاملی دقیق ابواب را بیان کرده است. بَابُ اشْتِرَاطِ وُجُوبِ الْحَجِّ بِوُجُودِ کِفَایَهِ عِیَالِهِ حَتَّی یَرْجِعَ إِلَیْهِمْ وَ إِلَّا لَمْ یَجِبْ.
مرحوم محدث حرّ عاملی روایات متعددی را ذکر کرده است. حدیث یک و دو محمد بن یعقوب شیخ کلینی رضوان الله تعالی علیه. مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عِدَّهٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ خَالِدِ بْنِ جَرِیرٍ عَنْ أَبِی الرَّبِیعِ الشَّامِیِّ. برخی گفته اند ابی الربیع الشامی ضعیف است؛ از جمله مرحوم آقای خوئی منتهی بعداً نظرشان عوض شده است و فرموده اند چون ابی الربیع شامی در سلسله سند تفسیر مرحوم صدوق واقع شده است بنابراین موجب ثقه آن می شود. روایتی را که نقل کردند می گوید: قَالَ: سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام؛ از آقا امام صادق علیه السلام سوال شد که معنای آیه چیست؟ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لِلَّهِ عَلَی النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَیْهِ سَبِیلًا. روای از امام سوال کرد. امام (ع) سوال را به خودش برگرداند. فرمود مردم درباره فهم این آیه چه می گویند؟ فَقَالَ مَا یَقُولُ النَّاسُ؛ دیگران این آیه را چگونه معنی می کنند. قَالَ فَقُلْتُ لَهُ الزَّادُ وَ الرَّاحِلَهُ؛ جواب داد که مردم از استطاعت حج داشتن زاد و راحله را می فهمند. آقا امام صادق علیه السلام خودش پاسخ نداده است. فلسفه اش چه بوده نمی دانیم. فرمود از پدرم این سوال را کردند پدرم اینگونه جواب داد قَالَ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَدْ سُئِلَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام عَنْ هَذَا؛ ابوجعفر یعنی امام باقر علیه السلام. می فرماید از پدرم درباره معنای آیه سوال شد. آقا امام محمد باقر علیه السلام اینگونه پاسخ دادند: قَالَ هَلَکَ النَّاسُ إِذاً؛ اگر قرار باشد استطاعت حج زاد و راحله باشد، مردم بیچاره می شوند؛ چون خیلی از مردم زاد و راحله دارند اما مئونه خانواده را ندارند. اگر بخواهیم بگوییم که حج بر شما واجب است عده بسیار زیاده به زحمت می افتند؛ قدیم هم رفت و برگشتشان چندین ماه شاید یک سال به طول می انجامید؛ در این چند ماه خانواده نمی توانند زندگیشان را اداره کنند. امام باقر علیه السلام فرمود: هَلَکَ النَّاسُ استطاعت فقط زاد و راحله نیست. هَلَکَ النَّاسُ إِذاً لَئِنْ کَانَ مَنْ کَانَ لَهُ زَادٌ وَ رَاحِلَهٌ قَدْرَ مَا یَقُوتُ عِیَالَهُ وَ یَسْتَغْنِی بِهِ عَنِ النَّاسِ یَنْطَلِقُ إِلَیْهِمْ فَیَسْلُبُهُمْ إِیَّاهُ لَقَدْ هَلَکُوا إِذاً؛ آقا می فرماید اگر قرار باشد کسی زاد و راحله را داشته باشد، اما نقه و مئونه اهل بیتش را نداشته باشد و آنان را رها کند و به سمت حج برود؛ آنان به زحمت می افتند و در عسر و حرج قرار می گیرند.
کسی سوال کرد فَمَا السَّبِیلُ؛ پس راه حل چیست؟ اگر اینگونه است پس راه علاج چیست؟ فَقَالَ السَّعَهُ فِی الْمَالِ؛ راه حل این است که حاجی از نظر اقتصادی وسعت داشته باشد اذَا کَانَ یَحُجُّ بِبَعْضٍ وَ یُبْقِی بَعْضاً لِقُوتِ عِیَالِهِ؛ آنقدر وسعت مالی و اقتصادی داشته باشد که بخشی از مالش را برای حج ذخیره کند و بخشی را هم برای خانواده بگذارد.
در این باب محدّث حرّ عاملی پنج روایت را ذکر کرده اند که مذمون همه همین است که عرض کردیم. بنابراین در باب حج استطاعت علاوه بر زاد و راحله؛ وجود مئونه و داشتن هزینه خانواده در طی مدت سفر به حج است.
این مسئله اول که روشن است و تقریباً می توان گفت اجماعی است و کسی اختلافی ندارد. اما موضوع دوم این است که عائله کیست؟ اینکه می گوییم مئونه و هزینه خانواده را داشته باشد، آیا منظور همان واجب النفقه فقهی هستند و یا وسعت دارد؟ می فرمایند خیر، عائله آن کسی است که مئونه اش بر عهده شما است، عرفاً؛ ولو از نظر شرعی بر شما واجب نیست؛ اما کسی هست که شما تعهد کرده اید که خرج ماهیانه اش را پرداخت کنید، باید علاوه بر زاد و راحله این هزینه را هم داشته باشید.
لذا در بخش بعدی مرحوم سید می فرماید: و المراد بهم؛ بهم یعنی چه؟ من یمون به عیاله. و المراد بهم من یلزمه نفقته لزوماً عرفیاً. آن کسانی است که نفقه شان بر شما واجب و لازم است منتهی نه لزوم فقهی و شرعی؛ لزوم عرفی. پس اعم از خانواده و دیگرانی که شما نسبت به آن ها تعهد دارید. لزوماً عرفیاً و إن لم یکن ممن یجب علیه نفقته شرعاً علی الأقوی.
مرحوم سید در ادامه توضیح می دهد؛ فإذا کان له أخ صغیر؛ برادر کوچک دارد؛ أو کبیر فقیر، و یا حتی برادر بزرگ فقیر دارد. لا یقدر علی التکسب، برادر عاجز و عقب مانده ای دارد؛ و هو ملتزم بالإنفاق علیه، تعهد کرده از آن ها پشتیبانی کند. أو کان متکفلًا لانفاق یتیم فی حجره و یا تکفل یک یتیم را متعهد شده است. این ها جزو مئونه محسوب می شود. سپس نتیجه می گیرد و می فرماید فالمدار علی العیال العرفی، معیار اینکه می گوییم مئونه عائله را داشته باشد که یکی از اجزای استطاعت حج است، عائله عرفی است.
نکته فنی دیگری که در بحث وجود دارد؛ در باب دِین بحث کردیم که اگر کسی مدیون است به دِین عاجل و دائن هم مطالبه می کند؛ گاهی دائن می گوید برو و هر وقت آوردید اشکال ندارد؛ اما گاهی دائن می گوید بدهی من را بده من خودم گرفتارم، پول حج را هم دارد و یا باید به حج برود و یا دِینش را بدهد؛ در اینجا دِین قدم است. در این مسئله هم نفقه کسی که بر عهده انسان است همان دِین است، نفقه همسر و اولاد و کسی که واجب نیست اما تعهد کرده اید و ملتزم شده اید. بنابراین نفقه در اینجا حکم دِین را پیدا می کند.
از نظر فنی نکته دوم اینکه در اینجا فقها بحث عسر و حرج را مطرح کرده اند که اگر به گونه ای باشد که هزینه اینها را ندهید و واجب النفقه هم نیست اما موجب عسر و حرج می شود؛ یا عسر و حرج برای آن شخص و یا عسر و حرج برای خودتان می شود یعنی تحت فشار جو اجتماعی قرار می گیرید مردم می گویند ببنید این آقا را که بچه های یتیم را رها کرده و به مکه رفته است، این هم نکته ای است که فقها فرموده اند که اگر ترک نفقه موجب عسر و حرج شود نباید به حج برود.

مسأله: الأقوی وفاقاً لأکثر القدماء اعتبار الرجوع الی کفایه
از این فرع عبور می کنیم و مسئله بعدی را بحث می کنیم و آن این است که اصحاب رضوان الله تعالی علیهم اجمعین در باب استطاعت حج گفته اند: 1- زاد 2- راحله 3- نفقه تحت تکفل 4- داشتن چیزی که وقتی بر می گردد به گدایی نیفتد.
الرجوع الی کفایه؛ حاجی وقتی بر می گردد، زندگیش سر و سامان داشته باشد، نه اینکه وقتی بر می گردد به عسر و حرج بیفتد و برود غرض کند، تکدی کند. این هم جزء چهارم از شرایط استطاعت است که وقتی بر می گردد زندگیش روال عادی خودش را داشته باشد. بنابراین اگر کسی مئونه حج و ایاب و ذهاب و زاد و راحله و مئونه خانواده را دارد اما وقتی بر می گردد به عسر و حرج می افتد و هیچ چیزی هم ندارد؛ شغلی هم ندارد؛ در اینجا می فرمایند واجب نیست. پس یکی از اجزای استطاعت، اعتبار الرجوع الی کفایه است.
من تجاره؛ مغازه دارد، یا کارمند دولت است؛ أو زراعه، یا کشاورز است؛ أو صناعه، أو منفعه ملک له، من بستان؛ یا خانه و باغش را اجاره داده است. أو دکان، أو نحو ذلک، بحیث لایحتاج إلی التکفّف کفایتش به حدی است که دست را جلوی دیگران دراز کند؛ و لا یقع فی الشدّة و الحرج؛ به سختی نیفتد. این هم از اجزای استطاعت محسوب می شود.
پس یکی از شرایط استطاعت الرجوع الی کفایه است. مرحوم سید می فرماید کسانی هستند که شغلی ندارند. مثل طلاب؛ قبل از حج و بعد از حجشان مثل هم است و فرقی ندارد؛ یعنی اینکه یک شهریه ای دارند و با همان شهریه زندگی می کنند؛ دیگر نمی توان گفت وقتی بر می گردد شرطش این است که وضع مالیش بهتر باشد؛ به همان شکلی که قبل از حج زندگی می کرده بعد از حج هم همانگونه زندگی می کند؛ و یا سادات مثلاً اگر از وجوه شرعیه استفاده می کنند اعتبار الرجوع الی کفایه نیست، همان وجوهی که دریافت می کنند کفایت می کند.
لذا در متن می فرماید و یکفی کونه قادراً علی التکسب اللائق به؛ وقتی بر می گردد بتواند کاری که در شأنش هست انجام بدهد. أو التجاره باعتباره و وجاهته؛ و یا تجارتی که وجاهت اجتماعی خودش را حفظ کند؛ ولو اینکه سرمایه نداشته باشد. 
نعم قد مر عدم اعتبار ذلک فی الاستطاعه البذلیه؛ اگر خاطر شریفتان باشد سال گذشته بحث کردیم در باب حج بذلی، استطاعت شرط نیست اعتبار الرجوع الی کفایه هم شرط نیست. لذا سید رضوان الله تعالی علیه اشاره می کنند که کسانی که برای حج مهمان می شوند لازم نیست. و لا یبعد عدم اعتباره- أیضاً- فیمن یمضی أمره بالوجوه اللائقه به؛ مرحوم سید می فرماید بعید نیست که بگوییم رجوع الی الکفایه در کسانی که شهریه دارند شرط نیست. کطلبه العلم؛ مثل طلب علم؛ من الساده و غیرهم؛ سادات و یا غیر سادات. فاذا حصل لهم مقدار مئونه الذهاب و الإیاب، و مؤنه عیالهم إلی حال الرجوع وجب علیهم؛ اگر طلبه ای زاد، راحله، مئونه خانواده داشته باشد حج بر او واجب می شود و شرط اعتبار الرجوع الی کفایه برایش نیست. 
بل و کذا الفقیر الذی عادته و شغله أخذ الوجوه؛ کسانی که تکدی می کنند، شرط بر آن ها هم نیست. چون قبل از حج گدایی می کرده و بعد از حج هم گدایی می کند. و لا یقدر علی التکسب، إذا حصل له مقدار مئونه الذهاب و الإیاب له و لعیاله و کذا کل من لا یتفاوت؛ می فرماید یک معیار کلی است، تمام کسانی که بازگشتشان به زندگی و شهر خودشان با قبل از حج هیچ فرقی ندارد شرط اعتبار الرجوع الی کفایه بر آن ها نیست. فرض کنید کارمند است. قبل از رفتن به حج حقوق می گرفته و بعد از برگشتن هم حقوقش را می گیرد و یا دیگران.
فردا آغاز ماه محرم الحرام است و نوع رسالت ما طلاب قبل از محرم درس و بحث و تحقیق و پژوهش است و در محرم نوع تلاش ما شکل دیگری پیدا می کند.
عرضم خدمت عزیزان این است که هر کدام شما عزیزان که اهل خطابه هستید، اهل منبر هستید و خداوند به شما توفیق داده و قدرت کلام و بیان داده است، برای منبر مطالعه کنید. بی مطالعه منبر نروید؛ مطلب دوم اینکه بحث هایی که روی منبر انجام می شود باید مباحث مبتلا به مردم باشد. موضوعی که ربطی به مردم ندارد و مبتلابه آنان نیست، لزومی ندارد مطرح شود. سلیقه انتخاب مطلب خیلی مهم است. بعضی در فصاحت و بلاغت ذوق دارند؛ خطیب باید مقتضای حال مخاطب را بداند که حال مخاطب چیست و چه چیزی نیاز دارد. باید خیلی حواسمان باشد؛ مطلبی که می گوییم هم مقتضای حال مخاطب باشد و هم مطلب را کامل بیان کنیم؛ ناقص نگوییم. بعضی از احکام تبصره و شرح و حاشیه دارد. اگر مطلبی شرح و حاشیه دارد به طور کامل بیان کنیم.
بنابراین روی منبر باید مسائلی را مطرح کرد که از مسائل روز جامعه باشد. مبتلا به مخاطبین باشد؛ اگر مسئله ای است که حاشیه و تبصره دارد، باید به طور کامل بیان کنند؛ با مطالعه و تحقیق صحبت کند و مهم تر از همه فلسلفه نهضت امام حسین علیه السلام را بداند. مقام و جایگاه امام حسین علیه السلام که هر پیامبری که خداوند مبعوث کرده ماجرای عاشورا و کربلا را برای او گفته است. در ماجرای حضرت آدم خداوند می فرماید. و علم آدم الاسماء کلها. در تفاسیر برخی در مورد اسماء گفته اند که اسماء خمسه طیبه بوده؛ بعضی گفته اند اسم اعظم بوده؛ برخی گفته اند آفرینش موجودات بوده که خداوند علمش را در اختیار آن ها قرار داده است. در تفاسیر نقل شده است که حضرت آدم از خداوند سوال می کند که بارالها اسم پنجم که حسین علیه السلام بوده است، کیست؟ از او سوال می شود که چرا سؤال می کنی؟ عرض کرد بارالها زمانی که این اسم را شنیدم منقلب شدم. قلب من شکست، اشک من جاری شد. خداوند فرمود این حسین (ع) است. این فرزند خاتم الانبیاء است و امتش او را به بدترین و سخت ترین شکل به شهادت می رسانند و سر مبارکشان را از بدن جدا می کنند. اولین کسی که روضه امام حسین علیه السلام را خواند، خدا بود. چون امام حسین علیه السلام هر چه داشت، نزد خدا داد. ابتکار عمل هم در دنیا و هم در آخرت در دست امام حسین علیه السلام است. همه کلید ها دست اوست. شفیع یوم الجزا اوست؛ قسيم النار والجنه اوست.
وقتی خداوند مقام امام حسین علیه السلام را برای زکریا نقل کرد، ضمن اینکه گریه کرد و اشک ریخت از خداوند خواست که به او هم اولادی قسمت کند که مانند امام حسین علیه السلام در راهش شهید شود و خداوند هم حضرت یحیی را به او داد. یحیی بن زکریا تشابهاتی با امام حسین علیه السلام داشت. ایشان همانند امام حسین علیه السلام شش ماهه به دنیا آمدند؛ سر یحیی بن زکریا توسط امتش از تن جدا شد.
ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة؛ مقام امام حسین علیه السلام، مقام هدایت است. این تشبیه، یک تشبیه کاملاً علمی است. این حدیث نبوی است و از وجود مبارک نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بیان شده است. دو خصوصیت در این حدیث ذکر شده است.
1- عنوان اول مصباح است؛ چراغ هدایت است. لذا هیچ گاه این چراغ خاموش شدنی نیست تا روز ظهور که حضرت مهدی سلام الله علیه تشریف بیاورند.
2- عنوان دوم سفینه است؛ تشبیه به سفینه نجات است. چون سفینه همیشه در دریا و اقیانوس حرکت می کند و با تلاطم امواج مواجه می شود. معنایش این است که زندگی بشر و امت اسلامی همیشه مواجه با مشکلات است و این سفینه باید توسط یک سکاندار کاملاً توانمند هدایت شود که سرنشین های سفینه را به ساحل برساند و آن هم امام حسین علیه السلام است.
نهضت عاشورا مقوم بعثت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است و به عبارت دیگر علت مبقیه است؛ رسالت و نبوت برای اسلام علت محدثه است و ولایت که مظهرش کربلاست علت مبقیه است.
بنابراین شیعه این سرمایه را دارد و دیگران از این سرمایه محروم هستند و دشمنان هم در طول این چهارده قرن تلاش کرده اند این را خاموش کنند اما نتواستند و روز به روز شعاع این مصباح در دنیا فروزان تر می شود. مرز ها شکافته می شود و از کشورهای مختلف وارد کربلا می شوند. سال گذشته بین بیست یا بیست و پنج میلیون جمعیت از سراسر دنیا وارد کربلا شدند. یک روز متوکل قبر امام حسین علیه السلام را خراب کرد و امروز شما می بینید امام حسین علیه السلام دنیا را فتح کرده است. 
این سرمایه بزرگی است که خداوند به ما داده و ما باید این هنر را داشته باشیم که این سرمایه را به خوبی استفاده کنیم. در زمان شاه یکی از مقامات آمریکایی مصاحبه کرده بود و گفته بود در طول سال تلاش می کنیم تا جوانان ایرانی را فاسد کنیم. ولی در عاشورا تمام کارهای ما را خنثی می کنند. این اقرار آن ها است.
والسلام عليكم ورحمة الله وبركاته

برچسب ها
مطالب مرتبط
کاشان - خیابان شهید بهشتی - کوچه جمال آباد - دفتر نماینده مقام معظم رهبری و امام جمعه کاشان - کدپستی: ۸۷۱۴۶۷۸۳۸۹
تلفن: ۵۵۷۸۱۸۱ - ۵۵۷۸۸۸۸ - ۵۵۷۲۲۴۴ (۰۳۱)
نمابر: ۵۵۷۸۱۸۲ (۰۳۱)
© کلیه حقوق مادی و معنوی برای پایگاه اطلاع رسانی سفیر ولایت محفوظ است. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.