/
صفحه اصلی
/
خبرخوان
/
ارتباط با ما
/
¤ ۱۳۹۶ شنبه ۲۹ مهر
تاریخ ارسال:۱۳۹۵ شنبه ۲۰ آذر
چاپ خبر
درس خارج فقه - حج - بیست آذر ماه 1395 درس خارج فقه - حج - بیست آذر ماه 1395
درس خارج فقه (حج)
حضرت آیت الله نمازی
نماینده محترم مقام معظم رهبری و امام جمعه کاشان
به تاریخ 20/9/1395

بسم  الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين و الصلاة والسلام علي سيدنا و نبينا إبي القاسم المصطفي محمد صلي الله عليه و آله و علي آله الطيبين الطاهرين، اللهم اشرح صدورنا لأنوار قدسك و وفقنا للعلم و العمل الصالح، اللهم افتح علينا أبواب مدائن معرفتك و أدخلنا فيها و عرّفنا جميع مراتبها و منازلها و مقاماتها و أرفعنا إلي أعلي مراتبها
آمين يا ربّ العالمين
عن أبي عبدالله عليه السلام  عن آبائه:
«قال : جاء أعرابي إلى النبي صلی الله علیه و آله فقال: يا رسول الله هل للجنة من ثمن؟ قال : نعم، قال: ما ثمنها؟ قال: لا إله إلا الله، يقولها العبد مخلصا بها ، قال: وما إخلاصها؟ قال: العمل بما بعثت به في حقه وحب أه بيتي ، قال: فداك أبي وأمي وإن حب أهل البيت لمن حقها؟ قال إن حبهم لاعظم حقها.»

آقا امام صادق علیه السلام نقل فرمودند که بادیه نشینی خدمت پیامبر (ص) آمد. «جاء أعرابي إلى النبي صلی الله علیه و آله» اعرابی یعنی صحرا نشین. خدمت پیامبر (ص) عرض کرد «يا رسول الله هل للجنة من ثمن؟» آیا بهشت هم قیمت و نرخی دارد که با آن قیمت بتوان بهشت را خرید. پیامبر (ص) فرمودند: بله.
« ما ثمنها؟» أعرابی سوال کرد که آن ثمن چیست؟ آن ثمنی که می توان با او بهشت را خرید، کدام است؟  
«قال: لا إله إلا الله، يقولها العبد مخلصا بها» حضرت (ص) فرمودند: توحید؛ البته صرف لفظ کفایت نمی کند. اگر کسی باور نداشته باشد صد ها بار هم با لفظ اقرار کند فایده ای ندارد. «الإیمان معرفةٌ بالقلب» گفتن «لا إله إلا الله» باید از دل برخیزد نه از زبان. «الإیمان؛ معرفةٌ بالقلب و إقرارٌ باللّسان» و بعد با زبان اقرار کند و مرحله سوم «وعملٌ بالأرکان» با اعضاء و جوارح آنچه که در دل دارد و به زبان جاری کرده انجام دهد. لذا حضرت فرمودند «يقولها العبد مخلصا بها» با اخلاص لا إله إلا الله بگوید.
«وما إخلاصها؟» دوباره سوال می کند اخلاص در توحید چیست؟  
«قال: العمل بما بعثت به في حقه وحب أه بيتي» اخلاص در توحید، عمل کردن به آن چیزی است که من برای آن مبعوث شده ام. «وحب أه بيتي» حضرت (ص) حبّ به اهل بیت را در کنار توحید قرار داده است.
«قال: فداك أبي وأمي وإن حب أهل البيت لمن حقها؟» بار چهارم اعرابی می گوید که پدر و مادرم فدای شما؛ حب اهل بیت (ع) هم جزو حقیقت توحید است؟ حقانیت توحید حب آل محمد (ص) است.
«قال إن حبهم لاعظم حقها» حضرت (ص) فرمودند حب اهل بیت (ع) بزرگترین حق خدای سبحان بر ذمه بندگانش است.
ادامه بحث:

در مسئله 66 بودیم.
توضیح داده شد و خلاصه کلام اینکه مرحوم سید رضوان الله تعالی علیه فرمودند اگر چنانچه کسی حج را انجام دهد اما مقارن انجام حج، واجبی را ترک کند؛ یا در مسیر حج حرامی را انجام دهد؛ آیا این حجی را که انجام داده است از حجة الاسلام مجزی است؟ مرحوم سید رضوان الله تعالی علیه می فرماید خیر لایجزی. چرا؟ وجه فنی و تخصص اجتهادی مسئله این است که مرحوم سید می فرماید چون این حج امر ندارد؛ چون اجزاء بعد از امر است، اگر چیزی امر نداشته باشد، ماموربه نباشد، چگونه می توان چیزی که ماموربه نیست مجزی باشد؟ در بحث اجزاء اتیان به مامور به آیا مجزی است از امر یا خیر؛ اینجا امری نیست؛ مثل جایی که فرض بفرمایید یک صبی حج به جا بیاورد و به قصد حجة الاسلام؛ خُب حجةالاسلام متوجه صبی نیست چون امر ندارد؛ یا کسی که مستطیع نیست و حج را به جا آورد اینجا از حجةالاسلام مجزی نیست و بعداً اگر استطاعت پیدا کرد باید حج را انجام دهد.
بنابراین در یک کلمه استدلال مرحوم سید یزدی رضوان الله تعالی علیه بر عدم اجزاء حج معطی به عن حجةالاسلام این است که این حج امر ندارد. این فرمایش سید است منتهی حضرت امام رحمة الله اینجا حاشیه دارد. حضرت امام رضوان الله تعالی می فرماید «الاقوی الاجزاء ولو استلزم لترک الأهم» این حجی که به جا آورده ولو اینکه واجبی را ترک کرده یا حرامی را مرتکب شده است، صحیح است. اما می فرماید خُب اهم و مهم است. حج واجب است و امر دارد. البته فرض این است که این آقا مسطیع است یعنی شرایط وجوب حج را دارد، مال و سلامتی دارد و هیچ منعی هم وجود ندارد منتهی حادثه ای پیش آمد که واجب است این آقا در آنجا باشد چون کارگشای آن حادثه این آقا است؛ فرض بفرمایید یک کشتی با دویست نفر در دریا غرق شد و این آقا هم غریق نجات است و از کس دیگری این کار ساخته نیست؛ واجب عینی است؛ خُب اینجا انقاذ غریق واجب است و از حج هم اهم است، چون نجات جان انسان ها است و بر حج مقدم است ولی خُب این آقا حج را انتخاب می کند و به حج می رود؛ فرض هم این است که امر دارد چون همه شرایط وجود دارد منتهی یک اهمی را ترک کرده است، دوران امر بین اهم و مهم است و اهم را ترک کرد و مهم را انجام داد. در بحث ترتب هم گفته شد؛ که می گویند به نحو ترتب انجام بده، اگر انجام دادید فبها، اگر انجام ندادید فبهی.
بنابراین فرمایش مرحوم سید رضوان الله تعالی علیه امر مسلمی نیست که مشهور باشد؛ فتوای خودشان این است چون می فرماید امری وجود ندارد. امام (ره) می فرماید امر هست، منتهی امر مهم است، اهم نیست. اگر کسی اهم را ترک کرد و مهم را انجام داد به چه دلیل بگوییم که مجزی نیست. فرض این است که واجب بوده است.
در ذیل این فرمودند: بله اگر چنانچه این آقا سال قبل مستطیع شد و نرفت، اینجا حج بر ذمه اش مستقر شده است و حج بر او در سال قبل واجب شده است منتهی انجام داده است؛ حالا امسال می خواهد برود و این اتفاق پیش آمده که اگر بخواهد برود واجبی را ترک کرده یا حرامی را مرتکب می شود. اینجا مرحوم سید می فرماید چون سال قبل امر داشته و وجوب حج بر ذمه اش مستقر شده و نیاز به امر جدید نیست باید به حج برود. در سال جاری اگر شرایط استطاعت حاصل شد و نرفت آن اهم باعث می شود امر مهم ساقط شود اما اگر در سال قبل امر متوجه شده، امر بر ذمه اش مستقر است و دیگر نیاز به امر ثانوی ندارد.
منتهی مرحوم آیت الله گلپایگانی رضوان الله تعالی علیه هم در اینجا حاشیه دارند. می فرماید: «بل یقدم سائر الواجبات علی الحج من باب التزاحم»؛ سایر واجبات که امر دارند بر حج مقدم هستند اگر اهم باشند. مثل نجات جان انسان. «فالاقوی فی المسألة الاجزاء» یعنی بر خلاف فتوای سید می فرماید اگر اینجا هم حج را انجام داد حجش مجزی است. «کما فی صورة الاستقرار» مثل مسئله ای که مرحوم سید قبول دارند که حج در سال قبل بر عهده اش مستقر شده و امسال می خواهد برود و واجبی را باید ترک کند، باید به حج برود؛ آقای گلپایگانی می فرماید فرقی نیست.
***

مسألة ٦٧:
«إذا كان في الطريق عدو لا يندفع إلا بالمال ، فهل يجب بذله ويجب الحج أو لا؟ أقوال، ثالثها : الفرق بين المضر بحاله وعدمه ، فيجب في الثاني دون الأول»

این مسئله در مقام بیان این است که اگر چنانچه گفتند در مسیری که شما می خواهید بروید؛ دشمن و سارقی هست که اجازه حرکت در مسیر را به شما نمی دهند مگر اینکه پولی بدهید. بحث این است که آیا پرداخت این پول برای رضایت آن سارق جزو شرایط استطاعت است؟ همانطور که واجب است احرام بخرد، این هم جزو استطاعت حج است؟ مرحوم شیخ طوسی و برخی از جماعت اصحاب که از مرحوم شیخ طوسی تبعیت کردند فرمودند بله واجب است. قول دوم این است که خیر واجب نیست. قول ثالثی در مسئله است که قائل به تفصیل هستند. 
بنابراین در مسئله سه قول وجود دارد:
قول اول این است که می فرمایند بله واجب است. انسان خانه خدا را به خاطر پول که ترک نمی کند. پول را بدهید و برود.
قول دوم این است که خیر جزو استطاعت نیست، مشخص می شود که شما مستطیع نیستید چون راه بسته است.
قول ثالث قائل به تفصیل هستند. می فرمایند فرق می کند. زمانی هست که این پول، مقدار کمی است؛ مثلاً می گویند صد هزار تومان بدهید. یک زمان هست می گویند ده میلیون باید بدهید که پرداخت این مبلغ برای زائر عسر و حرجی است و موجب ضرر می شود و قابل تحمل نیست. اگر طوری باشد که پرداختش موجب حرج باشد ادله لاحرج وجوب حج را بر می دارد. اما اگر موجب ضرر نباشد مثلاً یک مبلغ مختصری است و شما هم این پول را دارید، اشکالی ندارد. این قول به تفصیل است.
«إذا كان في الطريق عدو لا يندفع إلا بالمال» دشمن را نمی توان کنار زد مگر اینکه پولی را به او بدهید. «فهل يجب بذله ويجب الحج أو لا؟» در این صورت آیا حج واجب است یا خیر؟ «أقوال» قول اول اینکه واجب است، قول دوم اینکه واجب نیست؛ «ثالثها التفصیل» یا «الفرق» بین جایی که پرداخت حرجی باشد و جایی که پرداخت حرجی نباشد. «ثالثها: الفرق بين المضر بحاله وعدمه» اگر پرداخت مبلغ به حال زائر ضرر و زیان باشد، ادله لاضرر بر اطلاق آیه شریفه «ولله علی الناس حج البیت» حاکم است. «فيجب في الثاني دون الأول» 
***

مسألة ٦٨: 
«لو توقف الحج على قتال للعدو لم‌ يجب ، حتى مع ظن الغلبة عليه والسلامة. وقد يقال بالوجوب في هذه الصورة»

این فرع در مورد این است که در مسیر یک دشمن قلدر و زبان نفهم است و اجازه خروج و ادامه مسیر را هم به کسی نمی دهد مگر با قهر و غلبه؛ کسی قدرت داشته باشد و او را برطرف کند. در این فرض عدوی هست که اجازه عبور و رفتن به حج را نمی دهد مگر با غلبه کردن به او؛ آیا بر شما لازم است که گروه مسلحی را جمع کنید و سلاح در اختیار آن ها بگذارید و با این دشمن بجنگید تا راه را باز کنید؛ آیا واجب است؟ می فرمایند خیر. تا این حد تکلیف ندارید. اگر مختصر باشد و بتوانید با پول راضیش کنید ایرادی ندارد اما اجازه ندارید با او بجنگید تا به حج بروید؛ چون از مصادیق عدم استطاعت است. «لو توقف الحج على قتال للعدو لم‌ يجب»
حالا یک زمان است که شما علم دارید که اگر شما با این آقا بجنگید شکستش می دهید؛ یک زمان هم علم به غلبه ندارید و ظنّ دارید، ظنّ به غلبه؛ فرق نمی کند. «حتى مع ظن الغلبة عليه والسلامة» حتی جایی که ظنّ به غلبه هم داشته باشید بر شما واجب نیست بجنگید برای فتح باب حج. گمان شما این است که مثلاً نود درصد احتمال می دهید اگر با او بجنگید شما پیروز می شوید و خودتان هم شهید نمی شوید، چون اگر علم یا ظنّ داشته باشید که پیروز می شوید اما شهید هم می شوید، این خلف است؛ شما می خواهید به حج بروید اگر بنا باشد در مسیر به شهادت برسید تکلیف ندارید. می فرماید «مع ظن الغلبة عليه والسلامة» ظنّ داشته باشید که سالم بر می گردید.
«وقد يقال بالوجوب في هذه الصورة» البته بعضی ها فرمودند حتی در این صورت هم که دفع عدو متوقف بر جهاد جنگیدن است که بعضی فرموده اند منتهی با ادله سازگاری ندارد.
***

مسألة ٦٩:
«لو انحصر الطريق في البحر وجب ركوبه. إلا مع خوف الغرق أو المرض خوفاً عقلائياً، أو استلزامه الإخلال بصلاته، أو إيجابه لأكل النجس أو شربه. ولو حج مع هذا صح حجة ، لأن ذلك في المقدمة ، وهي المشي إلى الميقات ، كما إذا ركب دابة غصبية إلى الميقات»

حالا اگر چنانچه همه راه ها بسته است، مثل اینکه الان فرض بفرمایید در جنگ عراق آمریکا یا سازمان ملل منطقه پرواز ممنون تصویب کردند و هیچ هواپیمایی حق پرواز ندارد به دلیل اینکه جنگ است. حالا اگر اعلام شد هیچ هواپیمایی به سمت عربستان نمی تواند حرکت کند؛ راه های زمینی هم بسته است؛ رفتن به حج فقط از طریق دریا امکان پذیر است؛ آیا اینجا واجب است که از طریق دریا برویم؟ می فرمایند اگر چنانچه بتوانند و خطری هم متوجه نباشد و کشتی در امواج اقیانوس و دریا به سلامت عبور می کند، بله واجب است؛ اما اگر چنانچه احتمال بدهد که این کشتی ایمن نیست و نمی تواند در برابر امواج و طوفان دریا مقاومت کند، در اینجا تکلیف نیست.
«لو انحصر الطريق في البحر وجب ركوبه» فقط می توانید  از طریق دریا بروید؛ که قدیم هم اینگونه بود. «إلا مع خوف الغرق» مگر اینکه خوف این باشد که کشتی غرق شود. «أو المرض» یا خوف داشته باشید کسی هست که اگر در کشتی سوار شوند بیمار می شوند و نمی توانند با کشتی سفر کنند «خوفاً عقلائياً» نه هر خوفی، یکی هست که ترسو است این خوف ملاک نیست، خوف به گونه ای باشد که عقلا رفتن را تجویز نمی کنند، خوف عقلایی باشد. اما اگر خوف غیر عقلایی باشد تکلیف ساقط نیست. «أو استلزامه الإخلال بصلاته أو إيجابه لأكل النجس أو شربه» یا اینکه به گونه ای است که اگر بخواهد برود فرض بفرمایید کاپیتان و خدمه کشتی بودایی هستند پاکیزه نیستند، آشپزی می کنند و غذا برای شما می آورند، اگر بخواهید با این کشتی سفر کنید، سفر حج شما مستلزم است به خوردن طعام ناپاک، یا شرب نجس؛ مرحوم سید می فرماید اینجا حج ساقط است. اگر سفر با کشتی طوری باشد که مثلاً نماز شما در سر وقت خودش انجام نشود، یا نتوانید اصلاً نماز بخوانید، یا مستلزم خوردن مشروبات و غذای ناپاک باشد؛ سید می فرماید اینجا تکلیف نیست. اما علمای دیگر می فرمایند خیر، حج اهم است و نمی توان حج را تعطیل کرد که مثلاً شما غذای غیرپاک بخورید، آنجا تابع تکلیف خودش است؛ شما وقتی سوار کشتی شدید و دستتان از همه جا کوتاه است و دسترسی به هیچ چیز ندارید این از بحث حج خارج می شود و تحت عناوین دیگری می رود. لذا می فرمایند که «أو استلزامه الإخلال بصلاته» در کشتی نمازش را نمی تواند به درستی بخواند، مثلاً نمی تواند قبله را تشخیص دهد.
اینجا هم حضرت امام رحمة الله علیه حاشیه دارند می فرمایند «باصل صلوته لا بتبدیل بعض حالاته» یک وقت هست که اخلال به اصل نماز است، یعنی نمی تواند اصلاً نماز بخواند؛ یک وقت هم هست که تبدیل نماز است مثلاً نماز ایستاده باید بخواند و شرایط کشتی به گونه ای است که نمی تواند ایستاده نماز بخواند و باید بنشیند، این مخل به وجوب حج نیست.
مرحوم آیت الله العظمی گلپایگانی هم در اینجا حاشیه دارند می فرمایند: «السقوط معهما مشکل» در صورتی که رفتنش به سفر حج موجب اکل حرام یا شرب حرام شود، ایشان می فرماید خیر مشکلی نیست که بگوییم سفر حج تعطیل شود. «السقوط معهما مشکل والمناط احراز الاهمیة» اینجا دوران امر بین مهم و اهم است، معلوم است که حج اهم است به اینکه شما نماز را به چهار سمت بخوانید یا چون نمی توانید ایستاده بخوانید و باید بنشینید.
«ولو حج مع هذا صح حجة» سید می فرماید در این صورت سفر حج ساقط است اما اگر رفت حجش صحیح است. چرا؟ «لأن ذلك في المقدمة» خاطر شریف عزیزان هست که قبلاً بحث کردیم یک وقت هست که نهی در مقدمات حج است و یک بار هم نهی در اصل حج است؛ این فرق می کند. مثل جایی که با مرکب غصبی حرکت می کنید و تا میقات می روید آیا در اینجا می توانید حج را انجام دهید؟ می فرمایند بله؛ چون غصب در مقدمات حج بوده نه در اصل عمل حج؛ بله، اگر لباس و احرام شما غصبی باشد حج صحیح نیست. اینجا هم همینطور است شما سوار کشتی می شوید و در مسیر مقدمات حج مستلزم اکل حرام یا شرب حرام هستید، این مستلزم بطلان حج نمی شود.
«لأن ذلك في المقدمة، وهي المشي إلى الميقات» در مسیر رفتن به میقات اگر حرامی را مرتکب شوید مستلزم ابطال حج نمی شود. ارتکاب حرام در مقدمات حج مخلل به صحت حج نیست. «كما إذا ركب دابة غصبية إلى الميقات»

والسلام عليكم ورحمة الله وبركاته

برچسب ها
مطالب مرتبط
کاشان - خیابان شهید بهشتی - کوچه جمال آباد - دفتر نماینده مقام معظم رهبری و امام جمعه کاشان - کدپستی: ۸۷۱۴۶۷۸۳۸۹
تلفن: ۵۵۷۸۱۸۱ - ۵۵۷۸۸۸۸ - ۵۵۷۲۲۴۴ (۰۳۱)
نمابر: ۵۵۷۸۱۸۲ (۰۳۱)
© کلیه حقوق مادی و معنوی برای پایگاه اطلاع رسانی سفیر ولایت محفوظ است. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.