/
صفحه اصلی
/
خبرخوان
/
ارتباط با ما
/
¤ ۱۳۹۶ شنبه ۲۹ مهر
تاریخ ارسال:۱۳۹۵ يکشنبه ۱۶ آبان
چاپ خبر
درس خارج فقه - حج - شانزدهم آبان ماه 1395 درس خارج فقه - حج - شانزدهم آبان ماه 1395
درس خارج فقه (حج)
حضرت آیت الله نمازی
نماینده محترم مقام معظم رهبری و امام جمعه کاشان
به تاریخ 16/8/1395

بسم  الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين و الصلاة والسلام علي سيدنا و نبينا إبي القاسم المصطفي محمد صلي الله عليه و آله و علي آله الطيبين الطاهرين، اللهم اشرح صدورنا لأنوار قدسك و وفقنا للعلم و العمل الصالح، اللهم افتح علينا أبواب مدائن معرفتك و أدخلنا فيها و عرّفنا جميع مراتبها و منازلها و مقاماتها و أرفعنا إلي أعلي مراتبها آمين يا ربّ العالمين
در ادامه حدیثی که از وجود مبارک ثامن الحجج آقا علی ابن موسی الرضا علیه السلام که فرمودند فأن قال قائل لم امر الخلق بالاقرار بالله وبرسوله وحجته وبما جاء من عند الله؛ اگر کسی بگوید که چرا خداوند بندگان را مامور کرده به اقرار به توحید و ربوبیت؛ لعلل كثيرة دلایل متعددی دارد که چند فرازش را در روزهای قبل خواندیم.
در ادامه می فرماید:
«ومنها انا قد وجدنا الخلق قد يفسدون بامور باطنة مستورة عن الخلق»؛ یکی از دلایلی که خداوند بندگانش را مامور کرده به اقرار و اعتراف و باور ذات اقدس ربوبی این است که شما می بینید این یک امر وجدانی و آشکار و روشنی است؛ برهان نمی خواهد. ما می بینیم که انسان ها در کارهای پنهان خود فساد می کنند. ظاهرشان خیلی خوب است اما پشت پرده مشکل دارند. «انا قد وجدنا الخلق قد يفسدون بامور باطنة» در ظاهر به یک شکل و در باطن به شکل دیگرند. «بامور باطنة مستورة عن الخلق». در بحث انتخابات ریاست جمهوری آمریکا ملاحظه می فرمایید که چگونه به جان یکدیگر افتاده اند و امور باطنی یکدیگر را برملا می کنند که خودشان هم به صدا در آمده اند. آقای جان کری وزیر امور خارجه آمریکا در سخنرانی در لندن گفته که ما شرمسار هستیم از این نوع تبلیغات بین کسانی که می خواهند یک جامعه ای مثل آمریکا را اداره کنند. بیچاره آن انسان هایی که تحت ولایت آنان هستند. 
«فلولا الاقرار بالله وخشيته بالغيب»؛ اگر اعتراف و اقرار به ذات اقدس ربوبی و توحید نباشد و وخشيت در برابر غیب الهی یعنی خوف از خدا در پنهان؛ انسان ها در ظاهر رعایت می کنند و خودنمایی می کنند؛ اگر اینگونه نبود «لم يكن أحد إذا خلا بشهوته وارادته يراقب أحدا في ترك معصية انتهاك حرمة وارتكاب كبير إذا كان فعله ذلك مستورا عن الخلق» اگر این ها نباشد، انسان ها در خلوتشان چیزهایی که مطابق با شهوتشان هست را ترک نمی کنند.
«بغير مراقب لاحد فكان يكون في ذلك هلاك الخلق أجمعين» اینطور که باشد همه بیچاره و بدبخت می شوند. انسان های فریبکار همه را بیچاره می کنند. مثل الآن که بشریت را در فلسطین و یمن و عراق و سوریه به آتش کشیده اند.
«فلم يكن قوام الخلق وصلاحهم إلا بالاقرار منهم» قوام و استواری و مصلحت جامعه بشری نیست مگر در اقرار به توحید.
«إلا بالاقرار منهم بعليم خبير يعلم السر وأخفى آمر بالصلاح ناه عن الفساد ولا يخفى عليه خافية ليكون في ذلك انزجار لهم يخلون به من انواع الفساد» بنابراین جامعه بشری شرافت و کرامت و مصلحتش در این است که به جایی برسد که باور کند لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ. امام (ره) فرمودند عالم همه محضر خداست، در محضر خدا معصیت نکنید. بشر باید به جایی برسد که خدا را در هر لحظه مراقب و ناظر خودش بداند.


ادامه بحث:
در ادامه بحث روزهای گذشته به فرع هشتم رسیدیم.
فرع هشتم: وإن اعتقد عدم مانع شرعي فحج , فالظاهر الاجزاء إذا بان الخلاف.
فرع هشتم این است که باور مکلف این باشد که مانع شرعی برای تشرف به حج وجود ندارد. یعنی نه سدّ سبیل است، نه خوفی از سارق هست و نه چیز دیگری. حج را انجام داد، اما مشخص شد که منع شرعی وجود داشته است. آیا حجی که انجام داده صحیح است؟ مجزی است از حجةالاسلام یا خیر؟
مثلا تصور مکلف این است که مسیری که می خواهد برای تشرف به مکه طی کند، مسیر مباحی است، صحرا و بیابان خدا است. مسیر را رفت و اعمال را به جا آورد اما بعداً متوجه که قطعه ای از مسیری که عبور کرده است چند کیلومتر آن غصبی بوده و شما بدون اذن این مسیر را طی کرده اید. چون در فروعات قبلی بحث کردیم که اگر مسیر غصب باشد یا وقف باشد حج صحیح نیست. اما تصور این شخص این بود که هیچ منع شرعی وجود ندارد. مشرف شد اما بعداً مشخص شد که خلاف آن است. آیا این حج صحیح است؟ مرحوم سید رحمة الله می فرماید فالظاهر الاجزاء.
مرحوم آیت الله العظمی گلپایگانی رضوان الله تعالی در اینجا حاشیه دارند. در عبارت مرحوم سید که فرمودند «فالظاهر الاجزاء إذا بان الخلاف». «الا اذا اتحد بعض واجبات الحج مع الحرام ولم یکن معذوراً فی جهله»؛ مرحوم آقای گلپایگانی رضوان الله تعالی علیه در پاسخ مرحوم سید که فرمودند حجش درست است این حاشیه را فرموده اند. آقای گلپایگانی می فرماید اگر مقدمات حج متحد باشد با حرام؛ یعنی عبور و مسیر و حرکت؛ یعنی هم مقدمه حج را انجام داده و آن مقدمه حج در زمین غصبی انجام شده است؛ در این صورت حجش مجزی نیست. که مقدمات حج متحد باشد با مانع شرعی که غصبی بودن مسیر باشد. معذور در جهل هم نباشد؛ یعنی زمانی کسی تحقیق می کند و نتیجه تحقیقاتش این است که در مسیر حج هیچ منع شرعی وجود ندارد؛ تحقیق کرده و بر اساس آن تحقیق مسیر را ادامه می دهد اما بعداً متوجه می شود اشتباه کرده است. اینجا معذور است چون وظیفه اش را انجام داده است. اما زمانی کسی چیزی را می شنود اما تحقیق نمی کند، بدون تحقیق وارد انجام مقدمات حج می شود، اینجا معذور نیست و حجش صحیح نیست. بنابراین این فالظاهر الاجزاء که مرحوم سید فرمودند علی الاطلاق نمی توان قبول کرد، در بعضی موارد که تحقیق کرده و به این نتیجه رسیده که منعی وجود ندارد و سفر را انجام داده اما بعداً مشخص شده است که اشتباه می کرده در اینجا اشکالی ندارد.

فرع نهم: وإن اعتقد وجوده فترك فبان الخلاف , فالظاهر الاستقرار.
مکلف معتقد است که وجود مانع هست و حج را ترک می کند. تصورش این است که زمینی که از آن عبور می کند غصبی است و به همین دلیل حج را ترک می کند. یا تصورش این است که در مسیر عدو و سارق هست. مسیر خطرناک است، به دلیل اینکه عدو هست یا زمین غصبی است حج را ترک می کند و واجب را انجام نمی دهد؛ اما بعداً متوجه شد که تصورش اشتباه بوده است. فالظاهر الاستقرار؛ یعنی حج بر عهده اش مستقر شده و باید حج را انجام دهد.
این فروعات نه گانه ای بود که مرحوم سید رضوان الله تعالی علیه در این مسئله بیان کرده اند و در تحریر حضرت امام رضوان الله تعالی علیه نیز همین فروعات به شکل دیگر و با عبارات دیگری بیان شده است.

***

ادامه مسئله 65: 
ثانيهما : إذا ترك الحج مع تحقق الشرائط متعمداً , أو حج مع فقد بعضها كذلك. أما الأول فلا إشكال في استقرار الحج عليه مع بقائها إلى ذي الحجة. وأما الثاني فإن حج مع عدم البلوغ , أو مع عدم الحرية فلا إشكال في عدم إجزائه. إلا إذا بلغ أو انعتق قبل أحد الموقفين , على اشكال في البلوغ قد مر. وإن حج مع عدم الاستطاعة المالية فالظاهر مسلمية عدم الاجزاء. ولا دليل عليه إلا الإجماع , والا فالظاهر أن حجة الإسلام هو الحج الأول.

بحث امروز «ثانيهما» است که بر می گردد به فبقي الكلام في أمرين؛ بعد از عبور از بیان شرایط حج و استطاعت حج که دو نوع شرایط داشتیم، شرایط عامه و شرایط خاصه؛ از بحث استطاعت حج فروعی به وجود می آید که همان نه فرعی بود که بیان کردیم؛ بحث دوم این است:
ثانيهما: إذا ترك الحج مع تحقق الشرائط متعمداً , أو حج مع فقد بعضها كذلك. أما الأول فلا إشكال في استقرار الحج عليه مع بقائها إلى ذي الحجة. در جایی که حج را ترک می کند با وجود این که شرایط وجود دارد؛ یعنی هم شرایط عامه و هم شرایط خاصه وجود دارد، عمداً ترک می کند در مقام مخالفت با مولا؛ اینجا تکلیف چیست؟ حج بر او مستقر می شود و باید انجام دهد؛ البته مشروط، مع بقائها إلى ذي الحجة؛ یعنی اینکه کسی که شرایط حج را دارد و به سمت حج حرکت کرد اما قبل از احرام، یا بعد از احرام فاقد شرایط شد؛ یعنی مثلاً اموالش را سرقت کردند دیگر استطاعت مالی ندارد، آیا حج بر او واجب است یا خیر؟ فرمودند خیر. کشف می کنیم که در لوح محفوظ و نفس الامر که این آقا اصلاً مستطیع نبوده است چون این آقا استطاعتش تا ذی الحجه ادامه پیدا نکرده و وسط راه غیر مستطیع می شود. اینجا هم این آقایی که همه شرایط را داشته ولی عمداً ترک می کند، حج بر او واجب می شود به شرط اینکه مع بقائها إلى ذي الحجة تا آخر ماه ذی الحجه اگر شرایط وجود داشت حج بر ذمّه اش هست اما اگر فرض کنید در عرفه و مشعر و منا مالش را به سرقت بردند؛ شرایط از بین رفت. کشف می شود که مستطیع نبوده و چیزی بر ذمّه اش نبوده است. لذا این قید را آورده اند. بعضی از اصحاب حاشیه زده اند که ملاک إلى ذي الحجة نیست، چون ذی الحجه سی روز است اما اعمال حج تا دوازدهم سیزدهم است، گفته اند مع بقائها إلى آخر اعمال الحج؛ بنابراین اگر کسی مثلاً تا دوازدهم، سیزدهم یا چهاردهم که اعمال حج تمام می شود، شرایط را داشت و حج را انجام نداد،  اینجا حج بر ذمّه اش مستقر می شود و بعداً باید حج را به جا بیاورد. اما اگر پیش از تمام شدن زمان حج شرایط از بین رفت به عنوان مثلا مالش را سرقت کردند یا بازداشت شد، کاشف به عمل می آید که از ابتدا مستطیع نبوده است. 
این فرض اول؛ مکلف واجد همه شرایط استطاعت حج هست، اما انجام نمی دهد؛ در اینجا فرمودند که حج بر عهده اش مستقر است به شرط اینکه استطاعت و وجود شرایط تا آخر اعمال ذی الحجه ادامه داشته باشد اما اگر در اثنی فاقد شرایط شد کاشف به این است که از قبل مستطیع نبوده است.
فرض دوم این است که حج را انجام می دهد اما «مع فقد بعضها شرایط»؛ مثلاً فرض بفرمایید حج را انجام می دهد بدون رسیدن به بلوغ؛ یا اینکه عبد است بدون حرّیت حج را انجام می دهد. «و حج مع فقد بعضها كذلك أما الأول فلا إشكال في استقرار الحج عليه مع بقائها إلى ذي الحجة»؛ اگر آن شرطی که مفقود باشد، شرط بلوغ باشد و شرط حرّیت است. «وأما الثاني» ثانی یعنی حج مع فقد بعضها «فإن حج مع عدم البلوغ» یعنی آن شرطی که فاقد باشد، بلوغ باشد «أو مع عدم الحرية» یا اینکه حرّیت نداشته باشد «فلا إشكال في عدم إجزائه.» این شخص با فقد بلوغ و یا فقد حرّیت حج را انجام داد، آیا حجش صحیح است یا خیر؟ می فرمایند اگر بدون بلوغ باشد حجش صحیح نیست، چون غیر مکلف امر ندارد؛ چه چیزی را انجام داده است؟ یک امر مستحبی را انجام داده است و عمل مستحبی جایگزین عمل واجب نمی شود، مگر در جایی که در نفس امر بالغ شده است اما خودش نمی داند؛ حج را انجام می دهد به اعتقاد اینکه بالغ نشده است، بعداً کشف می کند که بالغ شده است فقها فرموده اند حجی را که انجام داده است حج واجب است و مجزی است از حجة الاسلام. 
لذا می فرمایند اگر شرط فاقد، بلوغ باشد، حجش صحیح نیست چون فاقد شرط بوده است و امر ندارد. معطی به مطابق با ماموربه نبوده است. یا اینکه حریت باشد؛ کشف شود که حج را در حالتی انجام داده که عبد بوده است، خب شرط صحت حج حریت است و عبد حجش در صورتی صحیح است که مولا اذن بدهد، مولا هم که اذن بدهد حج واجب نیست و حج مستحبی است. 
«فلا إشكال في عدم إجزائه. إلا إذا بلغ أو انعتق قبل أحد الموقفين على اشكال في البلوغ قد مر». خاطر شریف باشد در بحث های قبل اشاره کردیم که اگر مثلا عبد بعد از اذن مولا به حج مشرف شده است و قبل از موقف عرفه، یا قبل از موقف مشعر مولا گفت انت حرّ فی سبیل الله، او را آزاد کرد. یعنی قبل از وقوفین او را آزاد کند، فقها فرموده اند که حجش مجزی است از حجة الاسلام. حالا بعضی از فقها می خواهند این را سرایت بدهند به مسئله بلوغ و تکلیف که اگر چنانچه غیر بالغ قبل از وقوف بالغ شد، حجش مجزی است. می گوییم در مورد عبد نصّ داریم، فتوای فقها به دلیل نصّ است اما در مورد غیر بالغ چنین چیزی وجود ندارد و ما نمی توانیم قیاس کنیم و بگوییم بلوغ هم مثل عبد است. لذا مرحوم سید رضوان الله تعالی می فرمایند: « إلا إذا بلغ أو انعتق قبل أحد الموقفين على اشكال في البلوغ قد مر» به دلیل اینکه در عبد نصّ داریم اما در بلوغ نصّ نداریم. این راجع به فقد شرط بلوغ یا فقد شرط حریت است.
حالا اگر او تصور می کرد که واجد شرایط حج است و مشرف شد «عدم الاستطاعة المالية»، به حج رفت و مستطیع مالی هم نبود، آیا این حج مجزی است یا خیر؟
«وإن حج مع عدم الاستطاعة المالية فالظاهر مسلمية عدم الاجزاء» می فرمایند این حج مجزی نیست. چون مشروط شرط ندارد و شرطش انجام نشده است مثل صلاة بدون طهارت است. چطور صلاة بدون طهارت مجزی نیست؛ حج بدون استطاعت مالی هم مجزی نیست از حج واجب.
«ولا دليل عليه إلا الإجماع , والا فالظاهر أن حجة الإسلام هو الحج الأول». دلیل بر عدم اجزاء اجماع اصحاب است. اصحاب اجماع دارند برای اینکه اگر کسی مستطیع نبود و متکسعاً حج را با رنج و حرج و ضرر انجام داد، این حج مجزی از حجة الاسلام نیست، و اجماع هم چون دلیل لبّی است، قدر متیقن را می گیرند که همین مورد است.

والسلام عليكم ورحمة الله وبركاته

برچسب ها
مطالب مرتبط
کاشان - خیابان شهید بهشتی - کوچه جمال آباد - دفتر نماینده مقام معظم رهبری و امام جمعه کاشان - کدپستی: ۸۷۱۴۶۷۸۳۸۹
تلفن: ۵۵۷۸۱۸۱ - ۵۵۷۸۸۸۸ - ۵۵۷۲۲۴۴ (۰۳۱)
نمابر: ۵۵۷۸۱۸۲ (۰۳۱)
© کلیه حقوق مادی و معنوی برای پایگاه اطلاع رسانی سفیر ولایت محفوظ است. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.