/
صفحه اصلی
/
خبرخوان
/
ارتباط با ما
/
¤ ۱۳۹۶ شنبه ۲۹ مهر
تاریخ ارسال:۱۳۹۵ سه شنبه ۴ آبان
چاپ خبر
درس خارج فقه - حج - چهارم آبان ماه 1395 درس خارج فقه - حج - چهارم آبان ماه 1395
درس خارج فقه (حج)
حضرت آیت الله نمازی
نماینده محترم مقام معظم رهبری و امام جمعه کاشان
به تاریخ 4/8/1395

بسم  الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين و الصلاة والسلام علي سيدنا و نبينا إبي القاسم المصطفي محمد صلي الله عليه و آله و علي آله الطيبين الطاهرين، اللهم اشرح صدورنا لأنوار قدسك و وفقنا للعلم و العمل الصالح، اللهم افتح علينا أبواب مدائن معرفتك و أدخلنا فيها و عرّفنا جميع مراتبها و منازلها و مقاماتها و أرفعنا إلي أعلي مراتبها آمين يا ربّ العالمين
عن محمد بن سنان، عن المفضل بن عمر، قال:
قال أبو عبدالله (علیه السلام): ان الله تبارک و تعالی ضمن للمؤمن ضمانا، قال: قلت: و ما هو؟ قال: ضمن له - ان هو أقر له بالربوبیة و لمحمد (صلی الله علیه و آله و سلم) بالنبوة و لعلی (علیه السلام) بالامامد و أدی ما افترض علیه - أن یسکنه فی جواره، قال: قلت: فهذه و الله الکرامة التی لا یشبهها کرامة الآدمیین قال: ثم قال أبو عبدالله (علیه السلام): اعملوا قلیلا تتنعموا کثیرا.

آقا امام صادق علیه السلام فرمودند خدای تبارک و تعالی برای مؤمن تضمین کرده است. از امام سوال می کند که آن ضمانت چیست؟
قلت: و ما هو؟ آن تضمینی که خداوند برای موحدان کرده است چیست؟ 
قال: ضمن له  ان هو أقر له بالربوبیة و لمحمد (صلی الله علیه و آله و سلم) بالنبوة و لعلی (علیه السلام) بالامامه و أدی ما افترض علیه أن یسکنه فی جواره. ضمانت این است. هر کسی که اقرار کند؛ اقرار با تمام وجود؛ بر ربوبیت خدای سبحان و اقرار به نبوت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و اقرار به ولایت امیرالمومنین علیه السلام؛ این اعتقاد و انجام آن چیزی که باید انجام دهد أن یسکنه فی جواره، این ضمانت خدا است. کسی که اقرار به ربوبیت و نبوت و امامت کند و آن چه را که خدای سبحان بر او فرض کرده است انجام دهد، خداوند او را در عالم قیامت در جوار خودش اسکان می دهد. أن یسکنه فی جواره؛ که ما خیلی متوجه نمی شویم جوار خداوند چیست.
مراتب آخرت متفاوت است؛ درجات و مقامات آخرت متفاوت است. همانطور که در دنیا درجات و مقامات هست، در قیامت هم همینگونه است. بعضی ها در جوار خدا و پیامبر (ص) و ائمه (ع) هستند. بعضی با فاصله ای؛ بعضی گاهی اجازه ملاقات دارند. مراتب متفاوت است.
قال: قلت: فهذه و الله الکرامة لا یشبهها کرامة الآدمیین؛ مفضل می گوید عرض کردم که این بالاترین کرامت است. این تکریمی که خداوند برای اهل توحید می کند، کرامتی است که مشابه در میان انسان ها ندارد.
قال: ثم قال أبو عبدالله (علیه السلام): اعملوا قلیلا تتنعموا کثیرا؛ امام صادق علیه السلام فرمودند معامله پر سودی است. اندکی عمل کند؛ فرصت ها فوت شدنی است و ابدی و ماندگار نیست؛ این مدت اندک را عمل کنید  تا به این کرامت دست یابید.

ادامه بحث:
بحمدالله چند روز گذشته جواز برداشت پدر از مال فرزند و بالعکس را توضیح دادیم و بحثش خاتمه یافت.

***

مسألة ٦٠ : 
إذا حصلت الاستطاعة لا يجب أن يحج من ماله , فلو حج في نفقة غيره لنفسه أجزأه , وكذا لو حج متسكعاً. بل لو حج من مال الغير غصباً صح وأجزأه. نعم إذا كان ثوب إحرامه وطوافه وسعيه من المغصوب لم يصح. وكذا إذا كان ثمن هديه غصباً.

اگر کسی که حج می رود، احرامش را با پولی که غصبی است خرید کند و محرم شود و طواف و سعی کند، مرحوم سید می فرماید حجش صحیح نیست. وكذا إذا كان ثمن هديه غصباً؛ آن ذبحی که می خواهد ذبح کند، از پول غصبی خریده باشد، اینجا هم حجش صحیح نیست که این هم احتیاج به توضیح دارد.
روح مطلب این مسئله این است که مرحوم سید رضوان الله تعالی و دیگران از جمله حضرت امام رحمة الله علیه بیان می کنند که اگر کسی مستطیع شد، پول حج را دارید، به حج می روید ولی پول خودتان را خرج نمی کنید؛ یعنی مثلاً از شما به عنوان روحانی کاروان دعوت می کنند، خودتان مستطیع هستید و باید بروید اما از شما دعوت می کنند، یا به شما بذل می کنند، می توانید حج را بروید و پول خودتان را خرج نکنید؟ می فرماید بله اشکالی ندارد. چون ملاک این است که شما واجب را انجام دهید. آنچه که واجب است اعمال حج است، خرج کردن پول که واجب نیست. شما حج را انجام می دهید منتهی با پول شخص دیگری. آنچه که بعد از استطاعت بر شما واجب شده است ، انجام فریضه حج است؛ خواه با پول خودتان باشد یا اینکه مهمان کسی باشید. در این بحث هیچ اختلافی وجود ندارد.
یا اینکه فرض بفرمایید شما مستطیع شدید و باید با هواپیما بروید اما با وسیله نقلیه ای که سخت است، عصر و حرج دارد مثل کشتی می روید، یا با مرکب های قدیمی، یا پیاده می روید؛ متکسعاً یعنی با رنج و مشقت می روید. مستطیع هستید، پول هم دارید ولی متکسعاً می روید، حج صحیح است چون آنچه که واجب است مناسک حج است. رفتن با هواپیما که واجب نیست، مقدمه است که هر گونه انجام دهید درست است و نقشی در اجزای حج از فریضه ندارد.
جیب کسی را زده است و پول خودش را کنار گذاشته و با پول شخص دیگر می رود. حجش درست است. لو حج من مال الغير غصباً صح وأجزأه؛ از مال دیگری که غصب کرده است. هزینه ها در حج متفاوت است مثل هزینه راه، غذا و امثال ذلک، اگر مال غصبی را در اینگونه مسائل هزینه کند اشکالی ندارد. اما اگر پول غصبی را لباس احرام بخرد و با آن احرام طواف کند، نماز طواف بخواند، حجش باطل است. بنابراین هزینه از مال غصبی برای حج اشکالی ندارد اما در یک جا تبصره دارد و آن این است: نعم إذا كان ثوب إحرامه وطوافه وسعيه من المغصوب لم يصح اینجا دیگر حجش درست نیست. وكذا إذا كان ثمن هديه غصباً؛ و یا حیوانی را که می خواهد ذبح کند با پول غصبی باشد که این هم مشکل دارد، البته اینجا جای توضیح و حرف دارد.
اما در بحث احرام بعضی علما گفته اند چه اشکالی دارد؛ چون خرید آن لباسی که محرم می شود واجب است اما جدای از محرم شدن است. در احرام سه چیز واجب است، نیت، پوشیدن لباس احرام و گفتن لبیک است. این سه چیز رکن احرام است. بنابراین لباس محرم جدای از احرام است، یعنی اینکه فرض بفرمایید اگر کسی نیت محرم شدن کرد و هیچ چیزی هم ندارد که دور خودش بپیچد، یا اصلاً چیزی دور خودش نمی پیچید، آیا محرم شده است یا خیر؟ اگر کسی نیت احرام کرد و در میقات ذکر را هم گفت، اما چیزی یا نداشت، و یا داشت و به خودش نپیچید، تحقق الاحرام أم لا؟ همه فقها فرمودند بله. در محرم شدن پوشیدن شرط نیست. در باب سعی نیز همین است، سعی بین صفا و مروه آنجا ستر لازم نیست، در طواف لازم است چون الطواف بالبيت صلاة همانطور که در نماز ستر عورت واجب است در طواف هم ستر عورت جزو شرایط است؛ اگر مستتر نباشد طوافش باطل است کما اینکه نمازش هم باطل است. اما در سعی بین صفا و مروه ستر شرط نیست.
مرحوم سید هر سه را اشکال گرفته است. هر سه یعنی احرام، اگر با پول غصبی باشد حجش باطل است؛ طواف، اگر با پول غصبی محرم شود طوافش باطل است؛ و همینطور سعی بین صفا و مروه را اگر با لباس غصبی سعی کند، سعی او باطل است و در نتیجه حجش هم باطل است. اما بقیه فقها این را نمی گویند. بقیه فقها فقط در مورد طواف می گویند چون طواف حکم نماز را دارد. مرحوم سید استدراک می کند نعم إذا كان ثوب إحرامه وطوافه وسعيه من المغصوب لم يصح. 
مرحوم آقای خوئی اینجا اشکال کرده اند؛ الأظهر فی السعی و الإحرام الصحّة، و سیجی‌ء منه (قدّس سرّه) عدم شرطیّة لبس الثوبین فی الإحرام. (الخوئی). در سعی و احرام حجش درست است اما فرمایش سید در مورد طواف صحیح است و حجش مشکل دارد چون طواف حکم نماز را دارد و ستر عورت واجب است اگر با پول غصبی باشد باطل است. 
شرایط احرام را ذکر کردیم؛ شرط اول نیت، شرط دوم ذکر، شرط سوم پوشش است. مرحوم سید در مورد شرط سوم در کیفیت احرام در صفحه 395 فرموده اند: الثالث من واجبات الإحرام : لبس الثوبين بعد للتجرد؛ یعنی لباس هایش را خارج می کند و این دو پارچه را به خودش می پیچد. این از واجبات احرام است. بعد للتجرد عما يجب على المحرم اجتنابه؛ بعد از اینکه لباس های دوخته شده را در آورد؛ يتزر بأحدهما , ويرتدي بالآخر. این شرط سوم و واجب سوم است در باب احرام؛ والأقوى عدم كون لبسهما شرطاً في تحقق الإحرام، پوشیدن این دو تکه پارچه شرط در محرم شدن نیست یعنی اگر کسی نیت کرد و ذکر را هم گفت محرم می شود ولو آنکه آن دو پارچه را به دور خودش نپیچیده باشد. بل كونه واجباً تعبدياً پوشیدن احرام یک امر واجبی است نقشی در تحقق یا عدم تحقق احرام ندارد.
بنابراین اگر احرامش با پول غصبی باشد، درست است؛ اما اگر بخواهد با آن احرام طواف کند چون طواف حکم نماز را دارد شرایط نماز هم باید در آن رعایت شود اما فرض بفرمایید احرامش را با پارچه غصبی محرم می شود، وقوف در عرفات و منا را با آن ها انجام می دهد اما وقتی می خواهد طواف کند یک احرام از پول خودش تهیه می کند. این حجش درست است.
یکی هم مسئله ذبح است که مرحوم سید می فرماید اگر پولی را که با آن حیوان تهیه می کند غصبی باشد حجش مشکل دارد؛ این هم مطلق نیست، به این فرمایش حاشیه زده اند؛ چون دو صورت است. یک زمان شما که حیوان را می خرید می گویید با این پول حیوان را خریداری می کنم؛ و این پول اگر غصبی باشد عامل باطل است. اما اگر کلی فی الذمه باشد؛ کلی فی الذمه است شما ما فی الذمه می خرید، منتهی اداء ذمه را از پول غصبی می دهید. این درست است یا خیر؟ فرموده اند این اشکالی ندارد. پس این فرمایش سید که می فرماید  وكذا إذا كان ثمن هديه غصباً، این مطلقا نیست، در جایی است که با پول معین غصبی بگوید من با این پول گوسفند را از شما خریداری می کند و باطل می شود.
***

مسألة 61 :
 يشترط في وجوب الحج الاستطاعة البدنية , فلو كان مريضاً لا يقدر على الركوب , أو كان حرجاً عليه ولو على المحمل أو الكنيسة لم يجب. وكذا لو‌ تمكن من الركوب على المحمل لكن لم يكن عنده مئونته. وكذا لو احتاج الى خادم ولم يكن عنده مئونته.

یکی از شرایط استطاعت، سلامت جسم است. انسان باید توانایی داشته باشد چون شرط تکلیف قدرت است. یکی از ارکان و شرایط تکلیف، قدرت است. شما همه شرایط را دارید اما خدای ناکرده توانایی بدنی ندارید؛ اصلاً نمی تواند سوار هواپیما شود؛ اگر استطاعت بدنی نباشد، من استطاعة تحقق پیدا نمی کند. خلاصه این فرع همین است. این بحث مخالفی هم ندارد.
يشترط في وجوب الحج الاستطاعة؛ فلو كان مريضاً لا يقدر على الركوب؛ بیمار است به گونه ای که اصلاً نمی تواند سوار مرکب شود،, أو كان حرجاً یا می تواند اما برایش خیلی مشکل است و در عسر و حرج است. لو کان کذلک لم يجب. وكذا لو‌ تمكن من الركوب على المحمل لكن لم يكن عنده مئونته و یا اینکه با هواپیما می تواند برود اما با ماشین نمی تواند برود، با وسیله نقلیه معمولی می تواند برود اما پول هواپیما را ندارد، اینجا هم استطاعت تحقق پیدا نمی کند. یا اینکه می تواند ولی مشروط؛ به شرط اینکه انسان قوی همراه او باشد تا مواظبش باشد ولی پولی ندارد که کسی را اجیر کند تا همراهش باشد. اینجا هم استطاعت تحقق پیدا نکرده است. وكذا لو احتاج الى خادم ولم يكن عنده مئونته.
این مسئله بحث و مخالفی ندارد. مرحوم آقای حکیم در مستمسک می فرماید بر این مسئله ادعای اجماع شده است و محل خلافی نیست.
***

مسألة ٦٢: 
ويشترط أيضاً : الاستطاعة الزمانية , فلو كان الوقت ضيقاً لا يمكنه الوصول الى الحج , أو أمكن لكن بمشقة شديدة لم يجب. وحينئذ فإن بقيت الاستطاعة إلى العام القابل وجب , وإلا فلا.

شرط دیگر استطاعت، استطاعت زمانی است. یعنی باید فرصت داشته باشید. فرض بفرمایید چنانچه اگر کسی در همان ماه ذی الحجه که همه کاروان ها حرکت می کنند، ده میلیون پول دست شما آمد؛ استطاعت حاصل شده است اما فرصت را از دست داده است، نمی تواند گذرنامه و ویزا و کاروان را هماهنگ کند. یکی از اجزای استطاعت، استطاعت زمانی است. فلو كان الوقت ضيقاً يمكنه الوصول الى الحج اگر وقت تنگ باشد، به طوری که نتواند کارهای مقدماتی را انجام دهد تا به حج برسد؛ أو أمكن لكن بمشقة شديدة یا می تواند اما خیلی مشقت دارد. در اینجا هم لم یجب.
بنابراین باید منتظر بماند تا سال آینده؛ اگر این پول پیش او باقی ماند و هزینه نشد سال بعد برود و اگر هم هزینه شد که هیچ. وحينئذ فإن بقيت الاستطاعة إلى العام القابل وجب , وإلا فلا.
***

مسألة ٦٣:
ويشترط أيضاً : الاستطاعة السربية, بأن لا يكون في الطريق مانع لا يمكن معه الوصول الى الميقات أو الى تمام الأعمال , وإلا لم يجب. وكذا لو كان غير مأمون بأن يخاف على نفسه , أو بدنه أو عرضه , أو ماله ـ وكان الطريق منحصراً فيه , أو كان جميع الطرق كذلك. ولو كان هناك طريقان , أحدهما أقرب لكنه غير مأمون , وجب الذهاب‌ من الأبعد المأمون. ولو كان جميع الطرق مخوفاً إلا أنه يمكنه الوصول الى الحج بالدوران في البلاد ـ مثل ما إذا كان من أهل العراق , ولا يمكنه إلا أن يمشي إلى كرمان , ومنه الى خراسان , ومنه الى بخارا , ومنه الى الهند , ومنه الى بوشهر , ومنه الى جدة مثلاً , ومنه إلى المدينة , ومنها إلى مكة ـ فهل يجب أو لا؟ وجهان , أقواهما عدم للوجوب , لأنه يصدق عليه أنه لا يكون مخلى السرب.

از شرایط استطاعت تخلیه سرب است که اوایل بحث حج هم روایات آن را خواندیم؛ زاد و راحله و توانایی جسمی و عدم المانع در مسیر است مثل امسال که ایرانی ها را اجازه ورود ندادند، ظالم مانع شد و اینجا استطاعت نیست. ويشترط أيضاً : الاستطاعة السربية؛ سربیه یعنی محل رفت و آمد, بأن لا يكون في الطريق مانع برای رفتن به حج مانعی نباشد. لا يمكن معه الوصول الى الميقات أو الى تمام الأعمال , وإلا لم يجب.
وكذا لو كان غير مأمون بأن يخاف على نفسه , أو بدنه أو عرضه , أو ماله ـ وكان الطريق منحصراً فيه؛ اگر چنانچه نا امنی وجود داشته باشد، برای خودش، همسفرش، همسرش در اینجا هم استطاعت وجود ندارد. در صورتی که مسیر ایاب و ذهاب منحصر باشد و از یک راه خاصی باید بروند و جاهای دیگر راه نیست. اما اگر مسیر منحصر نشد؛ مثلاً مسیر هوایی مشکل دارد چون مثلاً فضای جنگی است و ممکن است هواپیما ساقط شود اما از طریق دریا راحت می توانند بروند. اگر راه منحصر باشد و آن راه انحصاری هم ناامن باشد استطاعت حاصل نشده است. أو كان جميع الطرق كذلك؛ یا اینکه راه های محتلفی وجود دارد اما همه راه ها ناامن است؛ ولو كان هناك طريقان , أحدهما أقرب لكنه غير مأمون , وجب الذهاب‌ من الأبعد المأمون؛ اگر دو راه است. یکی نزدیک و دیگری دور؛ راه دور امن است اما راه نزدیک ناامن است، اگر می تواند باید از راه دور برود البته در صورتی که عسر و حرج نباشد. ولو كان جميع الطرق مخوفاً إلا أنه يمكنه الوصول الى الحج بالدوران؛ اگر همه راه ها ناامن است، و می تواند از راه چرخیدن یعنی از این کشور به کشور دیگری برود و از کشور دیگر به کشور دیگری تا اینکه به مکه برسد، اگر موجب عسر و حرج نمی شود؛ که مرحوم سید مثال هم زده اند الدوران في البلاد ـ مثل ما إذا كان من أهل العراق , ولا يمكنه إلا أن يمشي إلى كرمان یعنی مستقیم نمی تواند به مکه برود اما اگر به کرمان بیاید می تواند برود ومنه الى خراسان , ومنه الى بخارا , ومنه الى الهند , ومنه الى بوشهر , ومنه الى جدة مثلاً. ومنه إلى المدينة , ومنها إلى مكة  فهل يجب أو لا؟ وجهان , أقواهما عدم للوجوب , لأنه يصدق عليه أنه لا يكون مخلى السرب.

والسلام عليكم ورحمة الله وبركاته

برچسب ها
مطالب مرتبط
کاشان - خیابان شهید بهشتی - کوچه جمال آباد - دفتر نماینده مقام معظم رهبری و امام جمعه کاشان - کدپستی: ۸۷۱۴۶۷۸۳۸۹
تلفن: ۵۵۷۸۱۸۱ - ۵۵۷۸۸۸۸ - ۵۵۷۲۲۴۴ (۰۳۱)
نمابر: ۵۵۷۸۱۸۲ (۰۳۱)
© کلیه حقوق مادی و معنوی برای پایگاه اطلاع رسانی سفیر ولایت محفوظ است. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.