/
صفحه اصلی
/
خبرخوان
/
ارتباط با ما
/
¤ ۱۳۹۶ شنبه ۲۹ مهر
تاریخ ارسال:۱۳۹۵ دوشنبه ۳ آبان
چاپ خبر
درس خارج فقه - حج - سوم آبان ماه 1395 درس خارج فقه - حج - سوم آبان ماه 1395
درس خارج فقه (حج)
حضرت آیت الله نمازی
نماینده محترم مقام معظم رهبری و امام جمعه کاشان
به تاریخ 3/8/1395

بسم  الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين و الصلاة والسلام علي سيدنا و نبينا إبي القاسم المصطفي محمد صلي الله عليه و آله و علي آله الطيبين الطاهرين، اللهم اشرح صدورنا لأنوار قدسك و وفقنا للعلم و العمل الصالح، اللهم افتح علينا أبواب مدائن معرفتك و أدخلنا فيها و عرّفنا جميع مراتبها و منازلها و مقاماتها و أرفعنا إلي أعلي مراتبها آمين يا ربّ العالمين
 
عن موسى بن إسماعيل بن موسى بن جعفر ، عن أبيه جعفر بن محمد ، عن آبائه ، عن علي (ع) في قول الله عزوجل : هل جزاء الاحسان إلا الاحسان ، قال : سمعت رسول الله يقول : إن الله عزوجل قال : ماجزاء من أنعمت عليه بالتوحيد إلا الجنة.

آقا امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم شنیدم که خداوند درباره آیه «هل جزاء الاحسان إلا الاحسان» فرمودند ماجزاء من أنعمت عليه بالتوحيد إلا الجنة. خدای سبحان فرمودند که به هر کسی که توفیق و نعمت توحید دادم، پاداشش بهشت است. ماجزاء من أنعمت عليه بالتوحيد إلا الجنة.
در روایت دیگری از حضرت رضا علیه السلام، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: قال : قال رسول الله التوحيد ثمن الجنة؛ توحید ثمن بهشت است. یعنی سرمایه خرید بهشت است. بهشت را باید با توحید به دست آورد. در بعضی از ادیه داریم که وَ وَسیلَتِی إلِیكَ اَلتُّوحید. من چیز دیگری ندارم که حلقه ارتباط و اتصال من با تو باشد مگر اعتقاد به وحدانیت تو.
در بیان دیگری پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: حرم أجساد امتي على النار. جسد و جسم امت من بر آتش جهنم تحریم شده است. جهنم مجاز به سوزاندن جسد موحد نیست. اگر موحد را در جهنم هم بیاندازند، مجاز به سوزاندن آن نیست.
در روایت دیگری فرمودند از امام باقر علیه السلام آمده است: قال : سمعته يقول : ما من شئ أعظم ثوابا من شهادة أن لا إله إلا الله ، لان الله عزوجل لا يعدله شئ ولا يشركه في الامر أحد؛ هیچ چیزی هم سطح و هم تراز خداوند نیست. هر چه باشد در سلسله مراتب طولی خداست و در عرض خداوند هیچ چیزی نیست.


ادامه بحث: 
بحث ما از مدتی پیش تا الآن در مورد استطاعت است. وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً. یکی از مصادیقی که در کلمات اصحاب و در روایات در مورد آن بحث شده است که آیا صدق استطاعت می کند یا خیر آنجایی است که پدر پولدار است و فرزند استطاعت ندارد آیا: هل یجوز للولد أن يأخذ من مال أبیه؛ هزینه حج را فرزند از مال پدر برداشت کند و به مکه برود؟  فرمودند: لا یجوز. یا هل یجب؟ اگر پدرش ثروتمند باشد ولی خودش استطاعت ندارد، آیا واجب و یا جایز است که از مال پدر استفاده کند؟ اصحاب فرمودند نه جایز است و نه واجب است. عکس مسئله یعنی جایی که فرزند ثروتمند است و پدر فقیر؛ آیا بر فرزند واجب است که از مال خودش به پدر بذل کند که برای او استطاعت حاصل شود؟ فرمودند خیر واجب نیست. 
پس این ها بحثی ندارد. آنچه که جای بحث دارد فرع چهارم است و آن این است که اگر فرزند ثروت داشته باشد آیا پدر جایز است از پول او بردارد و به مکه برود؟ یا واجب است؟ کلمات اصحاب مختلف است. ظاهر بعضی اصحاب گفته اند جایز است، برخی از اصحاب گفته اند واجب است؛ عده ای گفته اند بر پدر واجب است که اگر فرزندش مال و ثروت دارد از مال او استفاده کنند و عده ای هم گفته اند جایز است. بحث ما روی این موضوع است. آقایانی که فرمودند جایز یا واجب است دلیلشان چیست؟  بر چه مبنایی این فرمایش را بیان کرده اند.
روز گذشته دو دسته روایات را ارائه کردیم و خواندیم. امروز باید داوری بین روایات را انجام دهیم و ببینیم بین این دو دسته روایات که با هم تعارض دارد چه کار باید کرد.
ابتدا عبارت مرحوم سید را در عروه بیان کنیم:

مسألة ٥٩ :
لا يجوز للولد أن يأخذ من مال والده ويحج به. كما لا يجب على الوالد أن يبذل له. وكذا لا يجب على الولد بذل المال لوالده ليحج به. وكذا لا يجوز للوالد الأخذ من مال ولده للحج. والقول بجواز ذلك أو‌ وجوبه ـ كما عن الشيخ ـ ضعيف , وإن كان يدل عليه‌ صحيح سعيد بن يسار قال : « قلت لأبي عبد الله (ع) : الرجل يحج من مال ابنه وهو صغير؟ قال : نعم , يحج منه حجة الإسلام. قلت : وينفق منه؟ قال : نعم. ثمَّ قال : إن مال‌ الولد لوالده.
وذلك لإعراض الأصحاب عنه. مع إمكان حمله على الاقتراض من ماله , مع استطاعته من مال نفسه. أو على ما إذا كان فقيراً , وكانت نفقته على ولده , ولم يكن نفقة السفر إلى الحج أزيد من نفقته في الحضر إذ الظاهر الوجوب حينئذ.


صدر مسئله در مورد این سه فرع است:
1. لا يجوز للولد أن يأخذ من مال والده ويحج به؛ این فرع اول؛ که بر فرزند جایز نیست که از ثروت و دارایی پدر برداشت کند تا مستطیع شود و به حج برود.
2. كما لا يجب على الوالد أن يبذل له؛ همانطور که بر فرزند جایز نیست از مال پدر برداشت کند، بر پدر هم واجب نیست که پول به فرزند بدهد. 
3. وكذا لا يجب على الولد بذل المال لوالده ليحج به؛ بر فرزند هم واجب نیست که به پدر پول بذل کند تا به مکه برود.
اصحاب روی این سه فرع بحثی ندارند و مطابق با اصل است. آن چیزی که محل بحث است این است: وكذا لا يجوز للوالد الأخذ من مال ولده للحج. این محل اختلاف آراء است که باید حل شود. مشهور می گوید که جایز نیست پدر از مال اولادش برداشت کند.
قول مخالفی در مسئله است که مرحوم شیخ طوسی رضوان الله تعالی علیه در کتاب خلاف در جلد دوم در بحث حج این موضوع را بیان کرده است. مرحوم سید فرمایش شیخ را هدف قرار داده است. می فرماید این حرف ضعیف است. اینکه شیخ طوسی قائل شده است به اینکه پدر می تواند از مال فرزند برداشت کند ناتمام است.
از اینجا مرحوم سید شروع به نقد فرمایش شیخ می کند:
والقول بجواز ذلك أو‌ وجوبه؛ ذلک یعنی اینکه يجوز للوالد أن يأخذ من مال ولده؛ وجوبه كما عن الشيخ ضعيف؛ وإن كان يدل عليه‌ صحيح سعيد بن يسار؛ یک رویات صحیحه در کل روایات این باب داریم که این روایت دلالت دارد بر اینکه پدر می تواند از مال فرزند برداشت کند و به مکه برود؛ روایت هم صحیحه است. لذا باید ببینیم علاج مسئله چیست؟ روایت این است:
قلت لأبي عبد الله (ع) : الرجل يحج من مال ابنه وهو صغير؟ اولادی دارد اما به بلوغ نرسیده است، کسی با مال فرزندش در حالی که فرزندش صغیر است حج انجام می دهد، حضرت فرمود: نعم. نعم یعنی حجش صحیح است و می تواند انجام دهد. قال : نعم , يحج منه حجة الإسلام؛ می تواند با مال فرزندش به مکه برود و این حجش، حج مستحبی حساب نمی شود، بلکه به جای حجة الاسلام محسوب می شود به این معنا که اگر بعداً هم از مال خودش مستطیع شد بر او واجب نیست که به مکه برود چون قبلاً رفته است. لذا حضرت فرمودند حج واجب حساب می شود. قلت : وينفق منه؟ دوباره سوال می کند که آیا پدر می تواند از مال اولاد صغیرش انفاق کند؟ فرض کنید به مسجد و افراد نیازمند یا در امور خیر خرج کند؛ قال : نعم. حضرت فرمودند بله. ثمَّ قال : إن مال‌ الولد لوالده؛ استدلال این است. سپس حضرت ماجرای آقایی را که با پسرش محضر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم آمده بودند را بیان می کند که پدر از مال فرزندش برداشت کرده و حالا فرزند پدر را احضار کرده و خدمت پیامبر (ص) آورده است. به پیامبر (ص) عرض می کند پدرم مال مرا مصرف کرده است؛ تکلیف چیست؟ حضرت می فرماید اشکالی ندارد. متن روایت این است:
إن رجلاً اختصم هو ووالده الى رسول الله (ص)؛ طرح دعوا کردند؛ فقضى أن المال والولد للوالد؛ پیامبر (ص) داوری کرد و تصرف والد در مال ولد را امضاء کردند.
مرحوم سید رضوان الله تعالی علیه می فرماید مرحوم شیخ طوسی در کتاب خلاف قائل شده است به اینکه پدر می تواند از مال اولادش برداشت کند و به مکه برود. امام صادق علیه السلام هم تایید کرده اند و سپس نمونه ای از داوری پیامبر (ص) را هم نقل کرده اند که آقایی پدرش را خدمت پیامبر (ص) آورد و اعتراض کرد، پیامبر هم امضاء کرد.

متن کامل روایت را هم قرائت می کنم چون مرحوم سید روایت را کامل بیان نکرده اند. باب هفتاد و هشت، جلد هفده، حدیث هشت، صفحه 265:
الحسين بن أبي العلاء قال: قلت لأبي عبد الله ع ما يحل للرجل من مال ولده؟ قال: قوته بغير سرف إذا اضطر إليه، قال: قلت له: فقول رسول الله ص للرجل الذي أتاه فقدم أباه: أنت ومالك لأبيك؟ فقال: إنما جاء بأبيه إلى النبي ص فقال له: يا رسول الله هذا أبي قد ظلمني ميراثي من أمي، فأخبره الأب أنه قد أنفقه عليه وعلى نفسه، فقال: أنت ومالك لأبيك، ولم يكن عند الرجل شئ أو كان رسول الله ص يحبس الأب للابن؟

الحسين بن أبي العلاء قال: قلت لأبي عبد الله ع ما يحل للرجل من مال ولده؟ از امام صادق علیه السلام سوال می کند که پدر چقدر می تواند در مال اولادش تصرف کند. قال: قوته بغير سرف؛ حضرت فرمود پدر به اندازه خوردنش می تواند از مال اولاد بردارد، به نحو اعتدال نه اصراف. قوته بغير سرف إذا اضطر إليه در صورتی که پدر مضطر باشد اگر خودش داشته باشد نمی تواند از مال ولد برداشت کند. راوی سؤال می کند پس ماجرای خصومت  پسر با پدر در محضر پیامبر (ص) چه بوده است؟ قال: قلت له: فقول رسول الله ص للرجل الذي أتاه فقدم أباه؛ عرض کردم آن آقایی که پدرش را خدمت پیامبر آورد و استیضاح کرد و حضرت در پاسخ پدر و پسر فرمود أنت و مالك لأبيك؟ پس این چیست؟ و شما می فرمایید پدر از مال اولاد به اندازه مصرف بدون زیاده روی و در صورت اضطرار می تواند بردارد؟ و با این فرمایش پیامبر (ص) سازگار نیست.
امام علیه السلام پاسخ می دهند: فقال: إنما جاء بأبيه إلى النبي ص؛ این آقازاده پدر را خدمت پیامبر (ص) آورده و عرض کردند يا رسول الله هذا أبي پیامبر(ص) این پدر من است. قد ظلمني ميراثي من أمي ، به من اجحاف کرده است و ارثی که از مادر به من رسیده را خرج کرده است. پدر در محضر پیامبر (ص) از خودش دفاع می کند فأخبره الأب أنه قد أنفقه عليه وعلى نفسه، به پیامبر (ص) عرض کرد یا رسول الله من پول های فرزندم را برای خودش خرج کردم، هم خرج خودم و هم خرج خودش. اینجا بود که حضرت (ص) فرمود: أنت ومالك لأبيك، که پدر پول را خرج اولاد خودش کرده است، خرج لباس و خوراک. ولم يكن عند الرجل شئ پدر دست خالی بوده و چیزی نداشته است.
سپس امام صادق علیه السلام فرمودند: أو كان رسول الله ص يحبس الأب للابن؟ امام جواب این آقا را داد و گفت پیامبر (ص) باید چکار می کرد؟ به دلیل اینکه پدر پول را خرج زندگی فرزند کرده است باید او را بازداشت می کرد؟
این ذیل را مرحوم سید نیاورده است اما چند نکته ای که در این روایت بود را بیان کردیم.
خُب حالا با این روایت چه کنیم؛ روایت صحیحه است و دلالت دارد که پدر می تواند از مال فرزند برداشت کند و حج انجام دهد. مرحوم صاحب عروه رضوان الله تعالی علیه می فرماید اصحاب از این روایت  اعراض کرده اند؛ این روایت را دیده اند اما کنار گذاشته اند و اعراض اصحاب هم دلیل بر این است که یک سری در آن است.
وذلك لإعراض الأصحاب عنه؛ یعنی عدم صحت استدلال به روایت سعید بن یسار؛ نمی توان به آن تمسک کرد چون اصحاب از این روایت اعراض کرده اند.
مع إمكان حمله على الاقتراض من ماله؛ اصحاب این روایت را توجیه کرده اند. گفته اند احتمال دارد این موردی که امام صادق علیه السلام فرموده اند که اگر پدر از مال فرزندش پولی برداشت کند و به حج برود، حجش درست است و به جای حجة الاسلامش حساب می شود، احتمالش این است که پدر به نیت قرض از مال فرزند برداشته و بعداً قصد بازگشت را دارد.
اولاً این روایت حجت نیست، به دلیل اعراض اصحاب؛ ثانیاً احکام دارد یک محمل داشته باشد، احتمال اینکه پدر به نیت قرض از مال اولاد برداشت کرده است.
مع إمكان حمله على الاقتراض من ماله , مع استطاعته من مال نفسه؛ با اینکه خودش هم پول داشته است اما به هر دلیلی به قصد قرض برداشت کرده است.
و على ما إذا كان فقيراً وكانت نفقته على ولده؛ یک احتمال دوم این است که پدر فقیر است و هزینه پدر فقیر بر عهده پسر است کما اینکه پسر یا دختر فقیر هم هزینه اش بر عهده پدر است. بنابراین هزینه پدر فقیر بر فرزند واجب است. با فرض اینکه این آقا مثلاً یک یا دو ماه ده میلیون خرجش است به هر دلیلی، بیمار است، به عنوان مثال خرج رفتن او به مکه با خرج حضور او در خانه یکسان است و فرقی نمی کند. خُب می گوید اینجا باشم ده میلیون خرجم است، مکه هم بروم ده میلیون خرجم است، فرقی نمی کند بنابراین همین ده میلیونی که می خواهم اینجا خرج کنم به مکه می روم؛ این هم احتمال دوم است که صاحب عروه بیان کرده اند؛ و مرحوم صاحب وسائل حرّ عاملی هم همین محمل را برشمرده است. 
مع إمكان حمله على الاقتراض من ماله , مع استطاعته من مال نفسه. أو على ما إذا كان فقيراً , وكانت نفقته على ولده , ولم يكن نفقة السفر إلى الحج أزيد من نفقته في الحضر؛ خرج سفر و حضرش یکی است، به فرزندش می گوید چه اینجا باشم چه مکه ده میلیون را باید بدهی، با همان مبلغ به مکه می رود؛ نه اینکه اگر هیچ مانع و مشکلی پیش رو نداشته باشد از پول پدر برداشت کند و به مکه برود. إذ الظاهر الوجوب حينئذ. ظاهر این است که در صورت این دو فرض؛ به فرض اینکه اقتراض کرده باشد، یا اینکه خرج سفر و حضر برابر باشد.
این فرمایش مرحوم سید رضوان الله بود.
بخشی از روایات را جلسه قبل خواندیم. گفتیم دو طایفه از روایات در مسئله مطرح است، یک طایفه از روایات دلالت دارد بر اینکه جایز است که پدر در مال اولاد تصرف کند. تصرف پدر در مال ولد به صورت مطلق؛ چه حج چه غیر حج؛ مشکل اینجاست که در باب اینکه پدر از پول فرزند برداشت کند و به حج برود روایتی نداریم فقط یک روایت است و آن هم روایتی است که خواندیم، روایت سعید بن یسار. روایات دیگر لسانش این است که پدر می تواند در مال اولاد تصرف کند به غیر صرفاً، بدون زیاده روی، اما اینکه با آن به مکه برود غیر از آن روایت روایت دیگری نداریم. بنابراین اکثر روایات دلالت بر این دارد که پدر در مال اولاد می تواند تصرف کند، نیاز دارد و مضطر است، اما فقط یک روایت داریم برای حج. لذا تعارض بین روایت سعید بن یسار است و روایاتی که می گوید جایز نیست.

روایاتی که می فرمایند جایز نیست را هم مرور کنیم:
روایت اول:
و‌خبر أبي حمزة الثمالي عن أبي جعفر (ع) : « إن رسول الله ص قال لرجل : أنت ومالك لأبيك. ثمَّ قال أبو جعفر (ع) : ما أحب أن يأخذ من مال ابنه إلا ما احتاج اليه مما لا بد منه , إن الله لا يُحِبُّ الْفَسادَ »  (الوسائل باب: ٧٨ من أبواب ما يكتسب به حديث 2)
أنت ومالك لأبيك؛ تو و اموالت مال پدر هستی؛ خُب در این بحثی نیست، اما می توان با آن به مکه رفت؟ در این روایت نداریم. آنقدر اجازه می دهد که در صورت نیاز و اضطرار از مال اولاد برداشت کند. مقتضای اصل اولی این است که کسی نمی تواند در مال دیگری تصرف کند؛ پس ما برای اثبات ادعای اینکه پدر می تواند از مال ولد کبیرش برداشت کند دلیل می خواهیم چون خلاف اصل است. قال أبو جعفر (ع)؛ امام باقر علیه السلام فرمودند: ما أحب أن يأخذ من مال ابنه؛ آقا می فرماید من دوست ندارم پدر از مال فرزند برداشت کند، إلا ما احتاج اليه؛ الا در موارد اضطرار، والا مقضای اصل اول عدم جواز تصرف پدر در مال فرزند کبیر است. مما لا بد منه؛ جایی که پدر نیازمند است و ناچار است و گرفتار شده است. إن الله لا يُحِبُّ الْفَسادَ؛ یعنی برداشت پدر بدون حاجت و اضطرار و مجوز فساد است. این یکی از روایاتی است که دلالت دارد بر عدم جواز تصرف پدر در مال فرزند برای حج.
روایت دوم:
عن ابن سنان قال، سألته يعني أبا عبد الله عليه السلام ماذا يحل للولد من مال ولده؟ قال: أما إذا أنفق عليه ولده بأحسن النفقة فليس له ان يأخذ من ماله شيئا.
ماذا يحل للولد من مال ولده؟ از امام علیه السلام سوال کردم برای پدر در چه جایی حلال است که از مال فرزند برداشت کند؟ حضرت فرمودند اگر جایی باشد که فرزند دست و دل باز باشد، به پدر می رسد، پدر حاجت و نیازی ندارد نمی تواند برداشت کند. قال: أما إذا أنفق عليه ولده بأحسن النفقة فليس له ان يأخذ من ماله شيئا؛ اگر فرزند به پدر انفاق می کند، هیچ چیزی از نیازهای پدر زمین نمی ماند، اینجا جایز نیست پدر از مال فرزند برداشت کند.
روایت سوم:
عن علي بن جعفر، عن أبي إبراهيم عليه السلام قال: سألته عن الرجل يأكل من مال ولده؟ قال: لا إلا أن يضطر إليه فيأكل منه بالمعروف.
از آقا امام کاظم علیه السلام سوال شد که آقایی است که از مال فرزندش مصرف می کند؛ قال: لا؛ حضرت فرمود نمی تواند. این دلیل بر عدم جواز است و صریح هم هست. إلا أن يضطر إليه؛ یک استثناء دارد، مگر جایی که پدر مضطر و گرفتار باشد می تواند از مال فرزند برداشت کند. فيأكل منه بالمعروف؛ در حد معمول، نه زیاده روی و اصراف.
بنابراین روشن شد, دو دسته روایات داریم. یک دسته روایات صریحاً می گوید پدر نمی تواند در مال فرزند برای حج تصرف کند و حتی غیر حج اگر نیاز نداشته باشد نمی تواند در مال فرزند تصرف کند. اما در جایی که پدر فقیر و نیازمند است به اندازه نیاز و معقول و متعارف می تواند برداشت کند و این روایاتی که فرمودند أنت ومالك لأبيك ربطی به حج ندارد، ناظر به مسائل زندگی است که پدر نمی تواند زندگی را اداره کند و از مال فرزند بر می دارد. فقط یک روایت داریم که دلالت دارد بر جواز و آن صحیحه سعید بن یسار است که آن هم نمی تواند با این روایات مقابله کند، خلاف اصل است. وقتی دو دسته از روایات با هم تعارض کرد تکلیف این است که رجوع شود به مرجحات؛ اولین مرجح در باب ترجیح موافقت و مخالفت کتاب است. اگر دو روایت داشته باشیم که یکی موافق کتاب است و دیگری مخالف کتاب و تعارض هم دارند، تقدم با آن روایتی است که موافق با کتاب باشد؛ و آن قولی که می گوید مجاز نیست مطابق با کتاب است چون کتاب می گوید لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ إِلاّ أَنْ تَكُونَ تِجارَةً عَنْ تَراضٍ؛ لا يَحِلُّ لامرئٍ مِن مالِ أخيهِ شيءٌ إلاّ بطِيبِ نَفْسٍ مِنهُ. 
نتیجه و جمع بندی بین این روایات این می شود که بر پدر جایز نیست که از مال اولاد برای حج برداشت کند.

والسلام عليكم ورحمة الله وبركاته

برچسب ها
مطالب مرتبط
کاشان - خیابان شهید بهشتی - کوچه جمال آباد - دفتر نماینده مقام معظم رهبری و امام جمعه کاشان - کدپستی: ۸۷۱۴۶۷۸۳۸۹
تلفن: ۵۵۷۸۱۸۱ - ۵۵۷۸۸۸۸ - ۵۵۷۲۲۴۴ (۰۳۱)
نمابر: ۵۵۷۸۱۸۲ (۰۳۱)
© کلیه حقوق مادی و معنوی برای پایگاه اطلاع رسانی سفیر ولایت محفوظ است. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.