/
صفحه اصلی
/
خبرخوان
/
ارتباط با ما
/
¤ ۱۳۹۸ يکشنبه ۳۰ تير
تاریخ ارسال:۱۳۹۶ يکشنبه ۱۶ مهر
چاپ خبر
درس خارج فقه - حج - ۱۶ مهر ۱۳۹۶ درس خارج فقه - حج - ۱۶ مهر ۱۳۹۶
بسم  الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين و الصلاة والسلام علي سيدنا و نبينا إبي القاسم المصطفي محمد صلي الله عليه و آله و علي آله الطيبين الطاهرين، اللهم اشرح صدورنا لأنوار قدسك و وفقنا للعلم و العمل الصالح، اللهم افتح علينا أبواب مدائن معرفتك و أدخلنا فيها و عرّفنا جميع مراتبها و منازلها و مقاماتها و أرفعنا إلي أعلي مراتبها
آمين يا ربّ العالمين
قال رسول الله صلی الله علیه و آله و صلم: طلب العلم فریضة علی کل مسلم»
محدثین و راویان یکی این حدیث را نقل کرده‌اند هم از عامه و هم از خاصه؛ مختلف نقل شده است. علی کل مسلم نقل شده است علی کل مسلم و مسلمه هم نقل شده است. منتهی بعضی گفته‌اند این مسلمه را محدثین اضافه کرده‌اند از با اینکه اینجا منظور مذکر نیست. حالا این علمی که فراگیری آن برای هر مسلمانی واجب است کدام علم است؟ با توجه به تنوع و تعدد علوم کدام علم است؟ آنکه مسلم است منظور علم معرفت و علم شریعت است. تفقه در دین واجب است برای هر کسی؛ آن کسی که عامی است به اندازه انجام فرایض وظایفش؛ نماز را چگونه بخواند، روزه را چگونه انجام دهد، حج را چگونه انجام دهد؛ و آن کسی هم که در مقام استنباط و اجتهاد باید تفقه تخصصی داشته باشد و در رأس این تفقه فقه اکبر است که مکرر عرض کردیم فقه اکبر، فقه اوسط، فقه اصغر. فقه اکبر همان فقه القلب است که معرفت الله باشد، اصول خمسه باشد، توحید و نبوت و امامت و معاد و عدل. این فقه اکبر یا فقه القلب است. و چیزی که در حوزه‌ها باید روی آن تجدید نظر شود دو علم است؛ یکی علم معرفت است و دیگری علم فقه النفس که همان اخلاق است.  وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا ﴿۷﴾ فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا ﴿۸﴾ قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاهَا ﴿۹﴾ وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا ﴿۱۰﴾. این فقه النفس همان اخلاق است و از این جهت ما در حوزه‌های علمیه چه در قم، چه در نجف و در جاهای دیگر فاصله داریم. طلاب و حتی اساتید ما کمتر به این بحث می‌پردازند. به همین دلیل ما تصمیمشان این شد که قبل از درس یک حدیث کوتاهی فعلاً در بحث توحید داشته باشیم.
«وَمَا قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ». معنایش چیست؟ معنایش این است که کسی از عهده معرفت الله به معنای کامل و به نحو علم تفصیلی برنمی‌آید. علم اجمالی داریم که در فطرت هر انسانی می‌گوید این نظام با این عظمت و وسعت نمی‌تواند بدون ناظم باشد. این مصنوع نمی‌تواند بدون صانع باشد. این مخلوق نمی‌تواند بدون خالق باشد. این در حد معرفت اجمالی است. اما معرفت تفصیلی، آن مطلوب اصلی انبیاء است. «يَا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ».
در همین راستا در جلسات قبل از تعطیلات در بحارالانوار آیاتی را که راجع به توحید بود اشاره کرده‌ایم. آیات متعدد است. امروز به سراغ روایاتی که از ائمه معصومین علیهم‌السلام رسیده است می‌رویم. در جلد سوم بحارالانوار صفحه 26؛ مرحوم علامه آیه شریفه را اینجا اشاره کرده‌اند. «اَفَلَا يَنظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ» این استفهام، استفهام حقیقی نیست. استفهام توبیخی است. چرا اینکار را نمی‌کنید؟ چرا توجه نمی‌کنید؟ «اَفَلَا يَنظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ» می‌دانید که بادوام‌ترین چهارپایان شتر است که توانایی سفرهای طولانی مدت در صحراها و کویر را دارد. «وَإِلَى السَّمَاء كَيْفَ رُفِعَتْ * وَإِلَى الْجِبَالِ كَيْفَ نُصِبَتْ * وَإِلَى الْأَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ». آن وقت مرحوم علامه به روایات می‌پردازند.
اولین روایتی که نقل می‌کنند از وجود مبارک امیر مؤمنان علیه‌السلام است. امام علی علیه‌السلام می‌فرمایند: «وَ لَوْ فَكَّرُوا فِي عَظِيمِ الْقُدْرَةِ» اگر انسان ها درباره عظمت قدرت الهی تفکر می‌کردند «وَ جَسِيمِ النِّعْمَةِ لَرَجَعُوا إِلَى الطَّرِيقِ» اگر انسان ها راجع به قدرت خالق هستی و پهناوری نعمت‌هایی که آفریده است تفکر می‌کردند انسان ها به راه راست و صراط مستقیم برمی‌گشتند. «وَ خَافُوا عَذَابَ الْحَرِيقِ» و از عذاب الهی خائف می‌شدند. وَ أَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَي النَّفْسَ عَنِ الْهَوي فَإِنَّ الْجَنَّةَ. 
«وَ لَكِنِ الْقُلُوبُ عَلِيلَةٌ وَ الْبَصَائِرُ مَدْخُولَةٌ» اما دل‌ها مریض است؛ به همه چیز فکر می‌کنیم غیر از خداوند. ابصار منظور چشم نیست بصیرت است. بصیرت‌ها تحت تأثیر اشعه‌های مادی و جاذبه‌های مادی است.
«أَ لَا يَنْظُرُونَ إِلَى صَغِيرِ مَا خَلَقَ كَيْفَ أَحْكَمَ خَلْقَهُ» آیا انسان ها نمی‌اندیشند به کوچکی چیزی که خداوند خلق کرده است؟ کوچک‌ترین چیزی که خداوند خلق کرده است مورچه است. انواع و اقسام دارد. «َيْفَ أَحْكَمَ خَلْقَهُ» همین مورچه به این کوچکی را چگونه حکیمانه آفریده است. چشم دارد، بصیرت دارد، شنوایی دارد، خداوند همه چیز را در یک ذره جسم او آفریده است. «وَ أَتْقَنَ تَرْكِيبَهُ وَ فَلَقَ لَهُ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ» هم برای او دستگاه شنوایی گذاشته و هم بینایی «وَ سَوَّى لَهُ الْعَظْمَ وَ الْبَشَرَ» هم برایش استخوان و مویرگ قرار داده است و هم پوست.
«انْظُرُوا إِلَى النَّمْلَةِ» به مورچه نگاه کنید «فِي صِغَرِ جُثَّتِهَا» با همه کوچکی‌اش «وَ لَطَافَةِ هَيْئَتِهَا لَا تَكَادُ تُنَالُ بِلَحْظِ الْبَصَر» که با چشم قابل‌رؤیت نیست «وَ لَا بِمُسْتَدْرَكِ الْفِكَرِ» هر چه شما فکر کنید نمی‌توانید به جایی برسید. «كَيْفَ دَبَّتْ عَلَى» چگونه این مورچه روی زمین حرکت می‌کند و رزق و روزی خودش را تحصیل می‌کند. 

*** *** ***


«... و أمّا النذر، فالمشهور بينهم إنّه كاليمين في المملوك و الزوجة، و ألحق بعضهم بهما الولد أيضاً، و هو مشكل، لعدم الدليل عليه خصوصاً في الولد، إلّا القياس على اليمين بدعوى‌ تنقيح المناط، و هو ممنوع، أو بدعوى أنّ المراد من اليمين في الأخبار ما يشمل النذر لإطلاقه عليه في جملة من الأخبار؛ منها خبران في كلام الإمام عليه السلام و منها أخبار في كلام الراوي و تقرير الإمام عليه السلام له و هو أيضاً كما ترى، فالأقوى في الولد عدم الإلحاق ...»

*** *** ***

کلام در این بود که بعد از عبور از بحث یمین که فرمودند سه طایفه است که یمین آنان نافذ نیست مگر با اذن و رضایت آن صاحب حق؛ یمین زوجه بدون اذن زوج، یمین ولد بدون اذن والد، یمین مملوک بدون اذن مالک نافذ نیست؛ با آن مباحثی که صحبت کردیم. دیروز بحث جدیدی را آغاز کردیم که آیا نذر هم حکم یمین را دارد. معمولاً در کتب فقهی مثل تحریرالوسیله و امثال آن این‌ها را در یک باب نقل می‌کنند؛ یمین و نذر و عهد از یک خانواده هستند و احکامشان مشابه یکدیگر است.
مرحوم سید بحثشان این است که آیا نذر هم مثل یمین است؟ «لا نذر للزوجه مع نهی الزوج؛ لا نذر لولد مع نهی  الوالد و لا نذر للمملوك مع نهی المولاه». اگر بگوییم بله حکم یمین را دارد دلیل می‌خواهیم. اگر بگوییم حکم دیگری دارد و مثل یمین نیست که نیاز به اذن داشته باشد این هم دلیل می‌خواهد. بنابراین باید در مورد دلیل صحبت کنیم.
مرحوم سید فرموده‌اند مشهور نذر را به یمین ملحق کرده‌اند. یعنی همان بحث‌هایی که در یمین کردیم که اذن لازم است در نذر هم گفته‌اند. اما این یک نوع قیاس است. صرف اینکه این‌ها از یک خانواده هستند نمی‌توان فتوا داد به اشتراک در حکم؛ فتوا دلیل می‌خواهد؛ باید یا آیه باشد یا روایت. بعضی تنقیح مناط کرده‌اند که همان ملاک‌هایی که در یمین هستند همان‌ها در نذر هم هست. در یمین برای رعایت حق زوج و والد و مالک اذن می‌خواهد؛ بنابراین فرقی نمی‌کند؛ آنجا رعایت حقوق آنان بود اینجا هم همین است؛ لذا نذری که منافی با حق زوج و والد و مالک باشد نافذ نیست. ممکن است که تمسک کنیم به روایات. 
عبارت مرحوم سید را ملاحظه بفرمایید:
«و أمّا النذر، فالمشهور بينهم (بین الاصحاب) إنّه كاليمين» مشهور عندالاصحاب این است که نذر هم حکم یمین را دارد. «في المملوك و الزوجة و ألحق بعضهم بهما الولد أيضاً» مشهور عند الاصحاب این است که حکم همان حکم یمین است البته فقط راجع به مملوک و زوجه اما راجع به ولد فتوای مشهور نیست. «و هو مشكل» مرحوم سید می‌فرماید الحاق حکم نذر به یمین مشکل است چون دلیلی نداریم. «لعدم الدليل عليه خصوصاً في الولد» خصوصاً در مورد ولد. «لعدم الدليل إلّا القياس على اليمين» مگر اینکه کسی بخواهد نذر را با یمین مقایسه کند همان‌طور که در یمین گفتیم بدون اذن نافذ نیست در نذر هم بگوییم بدون اذن نافذ نیست. «بدعوى‌ تنقيح المناط، و هو ممنوع، أو بدعوى أنّ المراد من اليمين في الأخبار ما يشمل النذر» این بک بحث جدیدی است. کسی ادعا کند که منظور از کلمه و واژه یمین که در روایات قبلی گفتیم لا یمین للزوجه مع نهی الزوج، لا یمین الولد مع نهی الوالد، لا یمین للمملوک مع نهی المالک؛ این واژه یمین اعم است از یمین و نذر. یعنی لفظی است که مشترک است بین یمین و نذر. «لإطلاقه عليه في جملة من الأخبار» سند این ادعا چیست؟ می‌گوییم در بخشی از روایات کلمه یمین آمده است منتهی منظور نذر است. این روایات چیست؟ «منها خبران في كلام الإمام عليه السلام» دو مورد در کلام و لسان امام علیه‌السلام آمده است. تعبیر حرف به‌کاررفته است منتهی منظور از آن حرف نذر است. دو روایت داریم:
روایت اول: وسائل الشیعه جلد 23، باب 17، ابواب نذر، حدیث 4:
«عن سماعة، قال: سألته عن رجل جعل عليه ايمانا أن يمشي إلى الكعبة، أو صدقة، أو نذراً، أو هديا ان هو كلم اباه، أو امّه، أو اخاه، أو ذا رحم، او قطع قرابة، او مأثما يقيم عليه، أو امرا لا يصلح له فعله؟ فقال : لا يمين في معصية الله، انما اليمين الواجبة التي ينبغي لصاحبها ان يفي بها ما جعل لله عليه في الشكر، ان هو عافاه الله من مرضه، او عافاه من امر يخافه، او رد عليه ماله، او ردّه من سفر، او رزقه رزقاً، فقال: لله عليّ كذا وكذا لشكر، فهذا الواجب على صاحبه ( الذي ينبغي لصاحبه ) ان يفي به.
از محضر آقا سلام‌الله‌علیه سؤال کردم درباره کسی که سوگند یاد کرده است؛ آقایی قسم خورده است که با پدرش حرف نزند، رابطه با پدر و مادر و برادر و ارحام را تحریم کرده است؛ آیا این یمین نافذ است؟ این سؤال سائل است. پاسخ امام این است: به چیزی که معصیت داشته باشد و حرام باشد نمی‌تواند قسم بخورد. قسم بخورد که من فلانی را می‌کشم؛ این حرف نافذ شرعی نیست. آن یمین و قسمی نافذ است که برای خدا بر عهده خودش چیزی را قائل می‌شود. اما نذر به اینکه فلان شخص را اذیت کنم نافذ نیست. «لا يمين في معصية الله» توجه کنید که واژه یمین به کار برده شده است اما منظور نذر است. «انما اليمين الواجبة التي ينبغي لصاحبها ان يفي بها ما جعل لله عليه في الشكر» آن یمینی است که برای خدا بر عهده خودش شکر نعمت را قائل شده باشد. «ما جعل لله عليه في الشكر» چیست؟ این نذر است. «انما اليمين الواجبة» آن سوگندی که واجب الرعایه است چیست؟ «ما جعل لله عليه في الشكر» این صیغه، صیغه نذر است. پس واژه یمین در صدر روایت به‌کاررفته است و بعد صیغه‌ای که بیان شده است صیغه نذر است. پس در کلام امام واژه یمین به کار برده شده است منتهی در مورد نذر است. «انما اليمين الواجبة التي ينبغي لصاحبها ان يفي بها» آن یمینی که واجب است که وفای به آن کند چیست؟ «ما جعل لله عليه في الشكر» و این نذر است. بنابراین کلمه یمین در این روایت در کلام معصوم به‌کاررفته است و منظور نذر است. پس نذر و یمین قریب الافق هستند، در موازات هم هستند، هر حکمی که در یمین بود همان حکم هم در نذر است. «انما اليمين الواجبة التي ينبغي لصاحبها ان يفي بها ما جعل لله عليه في الشكر، ان هو عافاه الله من مرضه» نذرش این است که اگر خداوند شفایش داد «او عافاه من امر يخافه» خداوند به او عافیت بدهد از چیزی که نگرانش هست. «او رد عليه ماله» کسی مالش را خورده و نذر می‌کند اگر مالم از دست او بیرون آمد نذر می‌کنم که این کار را انجام دهم. «او ردّه من سفر» یا نذر می‌کند که اگر فرزند من به سفر رفته مثلاً در سوریه رفته که بجنگد اگر سالم برگشت فلان کار را انجام دهم. «او رزقه رزقاً، فقال: لله عليّ كذا وكذا لشكر، فهذا الواجب على صاحبه ( الذي ينبغي لصاحبه ) ان يفي به.» امام می‌فرماید اگر چنین صیغه‌ای را انشاء کرد و نذر کرد این نذر لازم الوفا است. این روایت اول بود.
روایت دوم: وسائل الشیعه جلد 23، صفحه 308 حدیث 4:
«عن السندي ابن محمد، عن أبي عبدالله عليه‌السلام، قال: قلت له: جعلت على نفسي مشيا إلى بيت الله، قال: كفر عن يمينك، فانما جعلت على نفسك يمينا، وما جعلته لله ففِ به.»
به امام عرض کردم که بر خودم واجب کردم که پیاده به مکه بروم. «جعلت على نفسي مشيا إلى بيت الله». حضرت فرمود: «كفر عن يمينك، فانما جعلت على نفسك يمينا، وما جعلته لله ففِ به.» این یمینی را که خوردید کفاره‌اش را بده چون این یمین برای خودت است، باید بگویی که من برای خدا عهد کردم یا قسم خوردم که به مکه بروم. «قلت له: جعلت على نفسي مشيا إلى بيت الله» می‌گوید بر خودم واجب کردم که پیاده به مکه بروم. توجه کنید که کلمه لله در آن نیامده است. چون در نذر و یمین و عهد باید لله آمده باشد. حضرت می‌فرماید این صیغه‌ای که خوانده‌ای کفاره‌اش را بده؛ چون برای خودت بوده است. «وما جعلته لله ففِ به.» آن چیزی را که برای خدا قرار داده‌ای عمل کن و آن چیزی که برای خودت خوانده‌ای باید کفاره‌اش را بدهی و انجامش واجب نیست.
حالا شاهد در چیست؟ شاهد در این جمله است: «وما جعلته لله ففِ به» این نذر است. قسم خورده‌ای به خودت که مکه بروی؛ باید بگویی اقسم لله یا اقسم بالله. کلمه الله باید در صیغه انشاء بیان شود. «وما جعلته لله ففِ به.» آن چیزی را که برای خدا بر خودت لازم کردی لازم الوفا است. اما آن چیزی که شما قسم خوردی که به مکه بروی کفاره‌اش را بده ولی لازم الوفا نیست. اینجا کلمه «جعلته لله» صیغه نذر است. با اینکه بحث قسم بوده است. «كفر عن يمينك» کفاره قسمت را پرداخت کن و این قسمی که خوردی لازم الوفا نیست. 
این دو روایت بود که در این دو روایت در کلام صریح امام معصوم سلام‌الله‌علیه واژه یمین آمده و منظور از یمین نذر است. بنابراین از این دو روایت می‌توان استفاده کرد که حکم نذر مشابه حکم یمین است.
موضوع دیگر در کلام راوی است که ان‌شاءالله فردا بحث می‌کنیم.
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته

برچسب ها
کاشان - خیابان شهید بهشتی - کوچه جمال آباد - دفتر نماینده مقام معظم رهبری و امام جمعه کاشان - کدپستی: ۸۷۱۴۶۷۸۳۸۹
تلفن: ۵۵۷۸۱۸۱ - ۵۵۷۸۸۸۸ - ۵۵۷۲۲۴۴ (۰۳۱)
نمابر: ۵۵۷۸۱۸۲ (۰۳۱)
© کلیه حقوق مادی و معنوی برای پایگاه اطلاع رسانی سفیر ولایت محفوظ است. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.