/
صفحه اصلی
/
خبرخوان
/
ارتباط با ما
/
¤ ۱۳۹۹ چهارشنبه ۷ خرداد
تاریخ ارسال:۱۳۹۶ چهارشنبه ۲۲ شهريور
چاپ خبر
درس خارج فقه - حج - ۲۲ شهریور ۱۳۹۶ درس خارج فقه - حج - ۲۲ شهریور ۱۳۹۶
بسم  الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين و الصلاة والسلام علي سيدنا و نبينا إبي القاسم المصطفي محمد صلي الله عليه و آله و علي آله الطيبين الطاهرين، اللهم اشرح صدورنا لأنوار قدسك و وفقنا للعلم و العمل الصالح، اللهم افتح علينا أبواب مدائن معرفتك و أدخلنا فيها و عرّفنا جميع مراتبها و منازلها و مقاماتها و أرفعنا إلي أعلي مراتبها
آمين يا ربّ العالمين
«ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة»
در جلد دوم کتاب قادتنا کیف نعرفهم که قبلاً معرفی کردیم؛ مؤلف مرحوم آیت الله میلانی؛ در جلد دوم، صفحه 139 و 140 درباره فضائل شیعه روایتی را نقل کرده‌اند از سلسله سند راویان اهل سنت.
«روى ابن عساكر باسناده عن يحيى بن عبدالله بن الحسن عن أبيه عن جعفر ابن محمّد عن أبيهما عن جدهما قال: رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم: ان في الفردوس لعيناً أحلى من الشهد، وألين من الزبد، وأبرد من الثلج، واطيب من المسك، فيها طينة خلقنا الله منها، وخلق منها شيعتنا، فمن لم يكن من تلك الطينة فليس منا ولا من شيعتنا، وهي الميثاق الذي اخذ الله عزّوجل عليه ولاية علي بن أبي طالب»
در سلسله سند راوی می‌گوید که وجود مبارک پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند «ان في الفردوس لعيناً» در فردوس چشمه‌ای است «أحلى من الشهد» شیرین‌تر از عسل «وألين من الزبد» ملایم‌تر و نرم‌تر از کره است. «وأبرد من الثلج» خنک‌تر از یخ «واطيب من المسك» و خوشبوتر از مسک «فيها طينة خلقنا الله منها» در این چشمه حقیقتی است که خداوند سبحان ما را یعنی اهل بیت را از این طینت آفریده است؛ خمیر مایه و مبدأ آفرینش جسمی اهل بیت از این طینت است. «وخلق منها شيعتنا» خداوند شیعیان ما را هم از این طینت آفریده است. در روایت داریم که «شيعتنا خلقوا من فاضل طينتنا».
«وخلق منها شيعتنا فمن لم يكن من تلك الطينة» هر کسی خمیرمایه وجودش از این طینت نباشد «فليس منا» از ما نیست. «ولا من شيعتنا» و از شیعیان ما هم نیست. این طینت چیست؟ «وهي الميثاق الذي اخذ الله عزّوجل عليه ولاية علي بن أبي طالب» میثاق به معنای عهد است؛ آن عهد و پیمانی است که خداوند از اولیاء و خلق و آفرینش و ولایت علی بن ابی طالب علیه السلام اخذ کرده است.
بعضی از مشایخ اهل سنت این طینت را به شعر انشاء کرده‌اند. «وروى الكنجي باسناده عن عبد الرحمن بن عوف انه قال:ألا تسألوني قبل أن تشوب الاحاديث الاباطيل؟» از من سؤال نمی‌کنید راجع به آنکه از اهل بیت رسیده است قبل از آن روایاتی که ساخته شده است؛ جعلی است. «قال: قال رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم أنا الشجرة» پیامبر (ص) فرمودند شجره طیبه من هستم «وفاطمة فرعها وعلي لقاحها والحسن والحسين ثمرها وشيعتنا ورقها» شیعیان ما برگ‌های آن شجره طیبه هستند «والشجرة أصلها في جنة عدن» بهشت های مختلف داریم؛ «والأصل والفرع واللقاح والورق في الجنة» اصل شجره که پیامبر است، فرعش که فاطمه (س) است، لقاحش که آقا امیرالمؤمنین علیه السلام است و برگ‌هایش هم که شیعیان هستند؛ این‌ها دسته جمعی در بهشت قرار دارند.
همین معنا و حدیث را یکی از علما که شاعر بوده به شعر تبدیل کرده است. «وانشدنا الشيخ أبو بكر بن فضل الله الحلبي الواعظ في المعنى لبعضم»:

يا حبذا دوحة في الخلد ثابتة *** ما في الجنان لها شبه من الشّجر
المصطفى أصلها والفرع فاطمة *** ثم اللقاح علي سيد البشر
والهاشميان سبطاه لها ثمر *** والشيعة الورق الملتف بالثمر
هذا حديث رسول الله جاء به *** أهل الرواية في العالي من الخبر
اني بحبهم أرجو النجاة غداً *** والفوز مع زمرة من أحسن الزمر
ان‌شاءالله خداوند ما و فرزندان و نسل و ذریه ما را از شیعیان واقعی قرار بدهد.


***   ***   ***

«... ثمّ إنّ جواز الحلّ أو التوقّف على الإذن ليس في اليمين بما هو يمين مطلقاً، كما هو ظاهر كلماتهم، بل إنّما هو فيما كان المتعلّق منافياً لحقّ المولى أو الزوج و كان ممّا يجب فيه طاعة الوالد إذا أمر أو نهى، و أمّا ما لم يكن كذلك فلا، كما إذا حلف المملوك أن يحجّ إذا أعتقه المولى أو حلفت الزوجة أن تحجّ إذا مات زوجها أو طلّقها أو حلفا أن يصلّيا صلاة الليل مع عدم كونها منافية لحقّ المولى أو حقّ الاستمتاع من الزوجة أو حلف الولد أن يقرأ كلّ يوم جزءاً من القرآن، أو نحو ذلك ممّا لا يجب طاعتهم فيها للمذكورين، فلا مانع من انعقاده، و هذا هو المنساق من الأخبار، فلو حلف الولد أن يحجّ إذا استصحبه الوالد إلى مكّة مثلًا لا مانع من انعقاده، و هكذا بالنسبة إلى المملوك و الزوجة، فالمراد من الأخبار أنّه ليس لهم أن يوجبوا على أنفسهم باليمين ما يكون منافياً لحقّ المذكورين، و لذا استثنى بعضهم الحلف على فعل الواجب أو ترك القبيح و حكم بالانعقاد فيهما، و لو كان المراد اليمين بما هو يمين لم يكن وجه لهذا الاستثناء؛ هذا كلّه في اليمين. ...»

***   ***   ***

کلام در این بود که یمین برای زوجه و برای ولد و عبد برای حج که قسم بخورند حج را انجام دهند و با یمین و نذر و عهد موجب وجوب حج می‌شوند. منتهی استثناء هم دارد. یمین زوجه نافذ نیست. یمین ولد برای حج نافذ نیست. یمین عبد برای حج نافذ نیست. مگر با اذن و رضایت. که بحث شد این اذن قبل باشد یا بعد باشد.
قول اول این بود که اذن باید سابق باشد. بعد نمی‌شود؛ چون یمین عقد نیست که اذن متأخر باشد. 
قول دوم این بود اذن لازم است ولی فرقی ندارد بین اینکه سابق باشد یا لاحق باشد.
قول سوم که مرحوم سید هم تقویت کردند و دیروز اشاره کردیم این است که یک وقت نهی شده است، خب یمین هم منعقد نمی‌شود. یک وقت اذن داده‌اند، یمین منعقد می‌شود. اما نه سابقاً و نه لاحقاً هیچ رضایت و نفی صادر نشده است. به تبع الاولی اگر زوجه برای انجام حج قسم یاد کرد یا پسر و اولاد برای انجام عمل حج قسم یاد کرد اینجا منعقد می‌شود. مگر اینکه نهی متأخر باشد که صیغه عقد یمین را منفسخ کنند. 
بحثی را که امروز مرحوم سید رضوان الله تعالی علیه می‌خواهد مطرح کند این است که ما دو دسته ادله در باب یمین داریم؛ نذر و عهد هم همین است حالا فعلاً بحث در مورد یمین است و بحث نذر و عهد را بعداً انجام می‌دهیم. در باب یمین دو دسته ادله است. یک دسته ادله‌ای است که اصل یمین را تشریع می‌کند که اگر کسی مکلف بود و قسم خورد بر انجام امری، آن امر بر او واجب می‌شود. یعنی متعلق یمین. گاهی یمین برای رفتن زیارت است، انجام عمره است، احسان به دیگران است، اکرام به سادات است؛ متعلق یمین که آن امر عبادی است؛ این اطلاقات ادله اولیه است که یمین شرعاً نافذ است. منتهی این اطلاقات مثل عمومات ابواب دیگر یک تقییداتی هم دارد، استثنائاتی هم دارد که دیروز هم تمثیل زدیم. مثلاً نماز واجب است، وجوبش هم قیاماً است، مستلقیاً نمی‌توان خواند، باید ایستاده خواند. عمومات وجوب صلاة «صَلُّوا كَمَا رَأَيْتُمُونِي أُصَلِّي» پیامبر فرمودند همان‌طور که من نماز می‌خوانم شما هم به همین شکل نماز را انجام دهید. اما این اطلاقات ادله اولی و عمومات وجوب نماز یا وجوب حج یا وجوب صوم یا وجوب امربه‌معروف این‌ها یک تقییدات و استثنائاتی هم دارد. آن استثناء چیست؟ فرض کنید کسی مریض است و نمی‌تواند قیاماً نماز بخواند، مریض است و نمی‌تواند روزه بگیرد، مسافر است نمی‌تواند روزه بگیرد؛ اینجا استثناء است. در باب یمین هم همین است.اطلاقات و عمومات ادله یمین این است که اگر کسی چیزی را نذر کرد یا قسم خورد بر او واجب است. 
یک دسته از ادله آمده است و گفته که هر یمینی نافذ نیست. همان‌طور که هر سفر مسافر موجب تقصیر نماز نمی‌شود. مثلاً جایی که سفر معصیت باشد، یا برای شکار باشد. اینجاها ادله اولی تخصیص نمی‌خورد و باید نماز را تمام خواند. در باب یمین هم همین است. استثنائاتی شده است. استثنائات چیست؟ «لا يمين لولد مع والده و لا للزوجة مع زوجها و لا للمملوك مع مولاه». این‌ها استثنا شده است. بنابراین اینکه گفتیم یمین نافذ نمی‌شود در صورتی که مزاحم با منافع پدر یا منافع و مصلحت زوجه باشد. اما اگر چیزی است که هیچ ضرر و زیانی برای پدر ندارد. هیچ ضرر و زیان و منافاتی با استمتاعات زوج ندارد. قسم می‌خورد که روزی یک جزء قرآن بخواند. اگر مرد باشد که خواندن یک جزء قرآن ضرری برای پدر ندارد. در ایام محرم هم هستیم؛ معمولاً افراد مقید هستند که هر روز زیارت عاشورا بخوانند. حالا شخص قسم خورده که در ایام محرم و صفر هر روز زیارت عاشورا بخواند. این دو صورت است. یک وقت است که منافات با حق زوجیت دارد؛ به کار خانه و زندگی و تربیت فرزندان و آموزش و این‌ها نمی‌رسد؛ در این صورت «لا يمين للزوجة مع زوج». یک وقت منافاتی با استمتاعات زوج ندارد این هیچ اشکالی ندارد.
پس جمع‌بندی بحث این است که اینکه گفتیم «لا يمين لولد مع والده و لا للزوجة مع زوجها و لا للمملوك مع مولاه» در صورتی است که منافات با حقوق پدری یا حقوق زوجیت داشته باشد. اما اگر قسم می‌خورد به انجام کاری که هیچ منافاتی هم ندارد این روایت صحیحه و امثالش که خوانده شد منافاتی با آن مسئله ندارد. این اصل بحث بود.
بعضی از شارحین عروه به این مطلبی که مرحوم سید این را می‌فرمایند شبهه کرده‌اند که ان‌شاءالله بعداً صحبت خواهیم کرد. عبارت را ملاحظه بفرمایید:
«ثمّ إنّ جواز الحلّ أو التوقّف على الإذن ليس في اليمين بما هو يمين مطلقاً» بعد از عبور از آن بحث‌ها می‌فرمایند اینکه پدر یا زوج می‌تواند یمین زوجه یا ولد را فسخ کند، می‌تواند امضاء هم کند. «إنّ جواز الحلّ» حل یعنی باز کردن یا جدا کردن آن صیغه‌ای که خوانده است. «أو التوقّف على الإذن ليس في اليمين بما هو يمين مطلقاً» یعنی در همه موارد یمین اینطور نیست که نیاز به اذن پدر یا اذن زوج داشته باشد. توقف مال جایی است که یمین ولد مورد رضایت والد نیست. یمین زوجه منافات با منافع و استمتاعات زوج نداشته باشد. پس اینکه می‌گوید «لا یمین الزوجه مع الزوج» مطلقا نیست در موارد تزاحم است. 
«إنّ جواز الحلّ أو التوقّف على الإذن ليس في اليمين بما هو يمين مطلقاً» یعنی در همه موارد اینطور نیست. «كما هو ظاهر كلماتهم» که حالا باید بعداً فرمایش صاحب جواهر و شارحین عروه را بحث کنیم.
«بل إنّما هو فيما كان المتعلّق» متعلق چیست؟ آن چیزی که یمین به آن تعلق گرفته است؛ حالا یک وقت یمین یک وقت به حج است، یک وقت به روزه است و امثال ذلک. به این می گویند متعلق یمین؛ یعنی آن چیزی که یمین به آن خورده شده است. «بل إنّما هو فيما كان المتعلّق منافياً لحقّ المولى أو الزوج» این مال آن جایی است که متعلق یمین با نظر والد یا زوج مخالفت داشته باشد. «و كان ممّا يجب فيه طاعة الوالد» از مواردی باشد که اطاعت پسر از پدر واجب باشد. اینجا یمین منعقد نمی‌شود. اسم کان چیست؟ متعلق یمین. «إنّما هو فيما كان المتعلّق منافياً لحقّ المولى أو الزوج و كان ممّا يجب فيه طاعة الوالد إذا أمر أو نهى، و أمّا ما لم يكن كذلك فلا» یعنی ممنوع نیست. مثال می‌زند: «كما إذا حلف المملوك أن يحجّ إذا أعتقه المولى» عبد است و قسم می‌خورد که من حج را به جا می‌آورم بعد از آنکه مولا من را آزاد کرد یعنی یمین می‌خورد به حجی که بعد از آزادی است. این منافاتی با امرونهی مولا ندارد. : «كما إذا حلف المملوك أن يحجّ إذا أعتقه المولى». قسم می‌خورد که هر وقت مولا من را آزاد کرد حج را به جا می‌آورم. این هیچ ربطی به مولا یا زوجه ندارد. «أو حلفت الزوجة» زن قسم می‌خورد «أن تحجّ إذا مات زوجها» هر وقت شوهرم مُرد حج بروم «أو طلّقها» یا هر وقت شوهرم مرا طلاق داد حج را انجام می‌دهم که هیچ منافاتی با حق زوجیت یا با نظر مولا ندارد.
«أو حلفا أن يصلّيا صلاة الليل» قسم خورده است عبد یا ولد یا زوجه که نماز شب بخواند اینجا مزاحمتی ندارد البته به شرطی که مزاحمتی با حق زوجیت نداشته باشد. «أو حلفا أن يصلّيا صلاة الليل مع عدم كونها» ضمیر به صلاة اللیل می‌خورد «منافية لحقّ المولى» منافات با حق مولا یا استمتاع زوجیت نداشته باشد. «أو حقّ الاستمتاع من الزوجة أو حلف الولد أن يقرأ كلّ يوم جزءاً من القرآن» اولاد قسم می‌خورد هر روز یک جز قرآن بخواند؛ این منافاتی با حق پدر ندارد. مگر اینکه پدر نهی کند والا به ماهو هو هیچ منافاتی ندارد. «أو نحو ذلك ممّا لا يجب طاعتهم فيها للمذكورين»
نتیجه چه می‌شود؟ «فلا مانع من انعقاده» اگر زن یا اولاد چنین قسمی ‌خورد که منافاتی با نظر زوج یا والد ندارد منعقد می‌شود و هیچ مشکلی هم ندارد. «و هذا هو المنساق من الأخبار» دعوا سر همین مسئله است که مرحوم سید می‌فرماید ما وقتی سیاق روایات را بررسی می‌کنیم مثل صحیحه حازم بن منصور که خواندیم که لایمین الزوجه مع الزوج؛ می‌فرماید سیاق این روایت ناظر است بر آنجایی که یمین زوجه یا یمین ولد خلاف نظر زوج یا والد باشد اما آنجا که خلاف نیست یمین منعقد می‌شود.
بعضی از شارحین این را خدشه کرده‌اند و گفته‌اند که سیاق روایت این نیست. می گویند اصلاً طبیعت یمین زوجه و یا ولد مشروط به اذن است حتی در جایی که منافاتی هم با حق زوجیت یا نظر والد نداشته باشد که باید این را به تفصیل بحث کنیم. ولی فرمایش سید می‌فرماید: «و هذا» یعنی این برداشتی که کردیم که ممنوعیت یمین زوجه و ولد در جایی است که مزاحم با نظر پدر یا زوج باشد. «هذا هو المنساق من الأخبار، فلو حلف الولد أن يحجّ إذا استصحبه الوالد إلى مكّة مثلاً لا مانع من انعقاده» حالا اگر فرزندی قسم خورد که من حج را به جا بیاورم با پدرم؛ یا زوجه قسم خورد من حج را به جا بیاورم در مصاحبت با زوجم؛ این منافاتی دارد؟ چون فرض این است که هر دو با هم به مکه می‌روند هم پسر و هم پدر، هم زوجه و هم زوج و او قسم بخورد که من حج را به جا بیاروم؛ فرض این است که باهم می‌روند چون اگر زوج راضی نبود زوجه را همراه نمی‌برد، اگر والد راضی نبود که ولد را همراه نمی‌شد. «فلو حلف الولد أن يحجّ إذا استصحبه الوالد» قسم بخورد که اگر پدرم همراهم بیاید من حج را انجام دهم.  «إلى مكّة مثلاً لا مانع من انعقاده» این یمین منعقد می‌شود و لازم العمل است. «و هكذا بالنسبة إلى المملوك و الزوجة» در مورد زوجه و مملوک هم همین است.
پس نتیجه چه می‌شود؟ سیاق روایاتی که گفته است لا یمین الزوجه مع الزوج «فالمراد من الأخبار أنّه ليس لهم أن يوجبوا على أنفسهم باليمين ما يكون منافياً لحقّ المذكورين». بنابراین پسر نمی‌تواند سوگند بخورد بر انجام چیزی که منافات با نظر پدر داشته باشد. زوجه مجاز نیست سوگند یاد کند بر انجام عبادتی که منافات دارد با حق زوجیت. «فالمراد من الأخبار أنّه ليس لهم أن يوجبوا على أنفسهم باليمين ما يكون منافياً لحقّ المذكورين».
«و لذا استثنى بعضهم الحلف على فعل الواجب» مرحوم سید می‌فرماید به همین دلیل است که بعضی از اصحاب اینکه گفته‌اند «لا یمین الزوجه مع الزوج» یا  «لا یمین الولد مع الوالد» استثناء کرده‌اند؛ آنجایی که زوجه یا ولد قسم می‌خورند که من نماز ظهرم ترک نشود، یا نماز صبحم قضا نشود. این نافذ است یا خیر؟ اینجا اذن پدر شرط است یا خیر؟ اینجا اذن پدر شرط است؟ یا اذن زوجه شرط است؟ قسم یاد می‌کند بر انجام عمل واجب؛ حالا اگر قسم هم یاد نکند نماز بر زوجه و ولد واجب است. بنابراین اگر زوجه یا ولد قسم یاد کند که نماز واجبم ترک نشود یا قسم خورد بر اینکه فلان معصیت را انجام ندهم. قسم می‌خورند که غیبت نکند اگر انجام داد ریاضت بکشد، مثلاً نماز بخواند. این قسم مشروع است یا خیر؟ چون متعلقش واجب است. لذا مرحوم سید رضوان الله تعالی علیه می‌فرماید «و لذا استثنى» استثناء کرده‌اند از موارد یمین غیرمجاز و لذا استثنى بعضهم الحلف على فعل الواجب أو ترك القبيح» یا ترک حرام. «و حكم بالانعقاد فيهما» اگر قسم خورد بر انجام نماز صبح یا نماز ظهر یا امثال ذلک یا اینکه قسم خورد که غیبت نکند این یمین منعقد می‌شود و نافذ است. پس اینطور نیست که هر یمینی مشروط به اذن زوج یا رضایت والد باشد.
«و لو كان المراد اليمين بما هو يمين» همان‌طور که در صدر بحث گفتیم که منظور از نافذ نبودن قسم به ماهو هو نیست بلکه مشروط به اینکه منافات با حق زوجیت داشته باشد. اگر منظور از «و لو كان المراد اليمين بما هو يمين لم يكن وجه لهذا الاستثناء» دیگر جای این استثناء نبود. «هذا كلّه في اليمين.» تمام این بحث‌هایی که کردیم مربوط به یمین است. حالا به سراغ نذر می‌رویم. البته فرمایش سید را بعضی از شارحین اشکال کرده‌اند که ان‌شاءالله توضیح خواهیم داد.
والسلام عليكم ورحمة الله و بركاته
برچسب ها
کاشان - خیابان شهید بهشتی - کوچه جمال آباد - دفتر نماینده مقام معظم رهبری و امام جمعه کاشان - کدپستی: ۸۷۱۴۶۷۸۳۸۹
تلفن: ۵۵۷۸۱۸۱ - ۵۵۷۸۸۸۸ - ۵۵۷۲۲۴۴ (۰۳۱)
نمابر: ۵۵۷۸۱۸۲ (۰۳۱)
© کلیه حقوق مادی و معنوی برای پایگاه اطلاع رسانی سفیر ولایت محفوظ است. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.