/
صفحه اصلی
/
خبرخوان
/
ارتباط با ما
/
¤ ۱۳۹۹ جمعه ۲۴ مرداد
تاریخ ارسال:۱۳۹۶ چهارشنبه ۱۵ شهريور
چاپ خبر
درس خارج فقه - حج - ۱۵ شهریور ۱۳۹۶ درس خارج فقه - حج - ۱۵ شهریور ۱۳۹۶
بسم  الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين و الصلاة والسلام علي سيدنا و نبينا إبي القاسم المصطفي محمد صلي الله عليه و آله و علي آله الطيبين الطاهرين، اللهم اشرح صدورنا لأنوار قدسك و وفقنا للعلم و العمل الصالح، اللهم افتح علينا أبواب مدائن معرفتك و أدخلنا فيها و عرّفنا جميع مراتبها و منازلها و مقاماتها و أرفعنا إلي أعلي مراتبها
آمين يا ربّ العالمين

امروز سالروز میلاد مبارک امام هادی سلام الله علیه است و در آستانه عید ولایت کبرای الهیه وجود مبارک امیرمؤمنان علیه‌السلام قرار داریم. به هر یک از این دو مناسبت من جمله‌ای را محضر شما عرض می‌کنم.
در مواعظ حضرت هادی سلام الله علیه که در جلد 75 بحارالانوار باب مواعظ امام هادی سلام الله علیه فرموده‌اند: «وَ اعْلَمُوا أَنَّ النَّفْسَ أَقْبَلُ شَىْء لِما أَعْطَيْتَ وَ أَمْنَعُ شَىْء لِما مَنَعْتَ» بدانيد كه نفس آدمى خیلی زود استقبال می‌کند از کارهایی که مطابق با نفس است؛ و چیزهایی که برای نفس ممنوع است خیلی راحت نمی‌پذیرید. مثلاً دروغ گفتن، غیبت کردن، تصرف در مال دیگران، نگاه به نامحرم اگر بخواهید این‌ها را بگیرید به راحتی زیر بار نمی‌رود اما چیزهایی که به نفعش است خیلی زود استقبال می‌کند. جمله هم کوتاه است و هم پرمحتوا. «أَنَّ النَّفْسَ أَقْبَلُ شَىْء لِما أَعْطَيْتَ» مشخص است که کلام، کلام معصوم است. «وَ أَمْنَعُ شَىْء لِما مَنَعْتَ»
مشابه این جمله را بنده در حافظه‌ام بود که یک وقت مرحوم آیت الله مجاهد شهید مدنی در جلسه‌ای از مرحوم علامه امینی نقل می‌کرد. البته ایشان می‌فرمودند که من در احادیث این جمله را ندیدم بنده هم تتبع کردم اجمالاً، اما مشابه همین جمله است. فرمودند: «أَنَّ النَّفْسَ أسرع شَىْء فی الوَعد» وقتی با او قرار می‌گذارید خیلی زود قبول می‌کند. می‌گوید از این به بعد تصمیم می‌گیرم که دیگر غیبت نکنم، دروغ نگویم، به نامحرم نگاه نکنم. در قرار گذاشتن خیلی سریع پیشگام می‌شود. اما در مقام عمل وَ أبتع شَىْء فی الاجابه» در مقام اجابت و عمل خیلی کند عمل می‌کند.
در ارتباط با مسئله غدیر هم فهرستی را قبلاً تهیه کرده بودم درباره فضائل آقا امیرالمؤمنین (ع). 
این نقل از عامه است و ناقل هم ابوبکر است. می‌گوید: «سَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ يَقُول عَلِيٌّ خَيْرُ مَنْ طَلَعَتْ عَلَيْهِ الْشَّمسُ وَ غَرُبَتْ بَعدِي» علی بهترین کسی است در روی زمین که خورشید بر او می‌تابد و بر او غروب می‌کند بعد از من. یعنی در رتبه دوم؛ اول نبوت و بعد ولایت. «عَلِيٌّ خَيْرُ مَنْ طَلَعَتْ عَلَيْهِ الْشَّمسُ وَ غَرُبَتْ بَعدِي»
مطلب دوم: «أَنَا مَدِينَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِيٌّ بَابُهَا فَمَنْ أَرَادَ الْعِلْمَ فَلْيَأْتِ الْبَابَ »
مطلب سوم: «أنا مدينة الحکمة و علي بابها فمن أراد الحکمة فليأت الباب»
مطلب چهارم: «قُسّمت الحكمة علي عشرة اجزاءٍ فاعطي عليّ تسعة و النّاس جزءً واحداً» حکمت بر ده جزء تقسیم شده است. خداوند نُه جزء از این ده جزء حکمت به امیرمؤمنان علیه‌السلام داده است و یک جزء از این ده جزء حکمت را بین همه خلائق از اولین تا آخرین توزیع کرده است.
مطلب پنجم: «أنا مدینة الفقه و علی بابها» این مطالب را عامه نقل کرده‌اند. مدینه الفقه با مدینه العلم با مدینه الحکمه فرق می‌کند.
مطلب ششم: «علی أعلم الناس باللّه و بالناس» عالم‌ترین و آگاه‌ترین انسان‌ها به ذات اقدس حضرت حق جل و اعلی علی است. او شاگرد نمونه و ممتاز کلاس معرفت‌شناسی است.


***   ***   ***

«... وجه الفرق عدم ‌اعتبار قصد القربة في اليمين و اعتباره في النذر، و لا تتحقّق القربة في الكافر. و فيه أوّلًا: أنّ القربة لا تعتبر في النذر بل هو مكروه و إنّما تعتبر في متعلّقه، حيث إنّ اللّازم كونه راجحاً شرعاً؛ و ثانياً: أنّ متعلّق اليمين أيضاً قد يكون من العبادات؛ و ثالثاً: أنّه يمكن قصد القربة من الكافر أيضاً؛ و دعوى عدم إمكان إتيانه للعبادات لاشتراطها بالإسلام، مدفوعة بإمكان إسلامه ثمّ إتيانه، فهو مقدور لمقدوريّة مقدّمته، فيجب عليه حال كفره كسائر الواجبات، و يعاقب على مخالفته و يترتّب عليها وجوب الكفّارة فيعاقب على تركها أيضاً ...»

***   ***   ***

کلام در این بود که در باب حج یکی از مواردی که حج بر انسان واجب می‌شود، حج استطاعتی است که قبلاً بحث کردیم، یکی حج نیابتی است که بعداً خواهد آمد. از اقسام حج یکی هم نذری است که به نذر، یمین و عهد واجب می‌شود. فرمودند وجوب این‌ها شرایط عامه را دارد. باید بالغ و عاقل باشد. این بحث روشن است و خیلی نیاز به تأمل ندارد.
بحث دوم این بود که آیا حج بر کافر با نذر و عهد و یمین هم واجب می‌شود؟ یا خیر؟ که در مسئله سه قول بود. قولی مطلقا گفته اند که با نذر و عهد و یمین بر کافر واجب می‌شود. قولی گفته اند مطلقا منعقد نمی‌شود؛ نذر و عهد و یمین کافر در باب حج موجب تکلیف نمی‌شود. قول ثالث فرمودند در یمین می‌شود و در نذر نمی‌شود. کلام در این بود که چند نکته باقی مانده بود و امروز ان‌شاءالله تکمیل خواهیم کرد.
وجه فرق بین نذر و یمین چیست؟ چرا بعضی از اصحاب فرموده‌اند در نذر نمی‌شود اما در یمین می‌شود. وجهش این است که گفته اند در نذر چون امر عبادی است و نیاز به قصد قربت دارد و قصد قربت از کافر متمشی نمی‌شود اما در یمین قصد قربت لازم نیست چون ممکن است امر عبادی نباشد؛ شما بگویید به خدا قسم من فردا به مشهد اردهال می‌روم. رفتن سفر که امر عبادی نیست و قصد قربت در آن معتبر نیست. بنابراین گفته اند در یمین چون قصد قربت نمی‌خواهد کافر هم می‌تواند به انجام یک فعلی قسم بخورد.
اینجا چند اشکال وجود دارد. اولاً این‌طور نیست که هر کافری نتواند قصد قربت کند. انواع و اقسام کافر داریم. بعضی از این‌ها اهل کتاب هستند و خدا را قبول دارند و در باب قصد قربت هم به نحو اجمال کفایت می‌کند و لازم نیست قصد قربت تفصیلی که یک موحد تمام‌عیار انجام می‌دهد بر همه مکلفین لازم باشد. لذا مرحوم آیت الله گلپایگانی در حاشیه می‌فرمایند:
«الگلپايگاني: إذا اعتقد بوجود الصانع و لم ينذر إتيان العبادة في حال كفره. و في انعقاده من الشاكّ أيضاً وجه‌». همین‌که معتقد باشد این نظام یک صاحب دارد، حالا این صاحب یک نفر است، دو نفر است، تفصیلش مهم نیست؛ بالاتر از این مرحوم آیت الله گلپایگانی می‌فرمایند نه تنها کسی که اعتقاد اجمالی دارد، معتقد باشد که این عالم مصنوع یک صانع است، حتی اگر کسی شک هم داشته باشد که این عالم صانع و خالقی دارد، نافی خالق نیست، مرتد نیست، همین اندازه هم کافی است.
بنابراین اینکه می‌فرمایید در نذر قصد قربت معتبر است و قصد قربت از کافر متمشی نمی‌شود هم صغرویاً جای بحث دارد و هم کبرویاً. صغرویاً این است که معلوم نیست که هر کافری به‌طورکلی الحاد داشته باشد و ملحد باشد. بعضی از کفار هستند که صانع را قبول دارند منتهی به نحو ضعیف. ثانیاً اینکه در باب یمین هم گاهی قسم به عبادات خورده می‌شود. می‌گوید به خدا قسم من از این به بعد نماز شبم ترک نمی‌شود. والله، بالله، تالله این‌ها قسم است. در باب یمین هم ممکن است که عبادات باشد. چطور شما در یمین جایز است و امکان دارد.
ضمن اینکه شما می‌فرمایید کافر نمی‌تواند قصد قربت کند. می‌گوییم چرا نمی‌تواند؟ قصد قربت یک امر سهل‌المؤنه است، یک امر نفسی و باطنی است و امکانش وجود دارد ضمن اینکه المقدور بالسبب مقدورٌ، کما اینکه الممتنع بالسبب ممتنعٌ. بعضی چیزها به وسیله تسبیب خود انسان ممتنع می‌شود و گاهی چیزهایی هم به وسیله اسباب سببش فراهم می‌شود. مثلاً نماز خواندن از کافر قابل قبول نیست اما کافر مقدماتش را که می‌تواند انجام دهد. مقدمه قبول نماز و روزه و عبادات چیست؟ تشرف به اسلام است. پس سبب قبولی طاعات و عبادات که قصد قربت در آن معتبر است و باید قصد قربت از مکلف متمشی شود درباره کافر هم متصور است. چطور؟ به وسیله انجام سبب. کسی بخواهد از حیاط به پشت بام برود نمی‌تواند پرواز کند اما با نصب پله امکان دارد. کافر اگر نماز بخواند یا حج مشرف شود از او قبول نمی‌شود امام با واسطه یعنی تشرف به اسلام قبول می‌شود. بنابراین این‌طور نیست که شما بگویید کافر نمی‌تواند قصد قربت کند.
عبارت مرحوم سید را ملاحظه فرمایید:
«وجه الفرق» وجه بین یمین و نذر که بعضی گفته اند در نذر قسم فایده ندارد اما در یمین دارد. «وجه الفرق عدم‌اعتبار قصد القربة في اليمين» چون در قسم قصد قربت معتبر نیست. ما همین‌جا هم اشکال می‌کنیم. شارحین عروه اشکال کرده‌اند که چرا؟ قصد قربت در یمین معتبر است در آنجایی که قسم می‌خورد به انجام یک عبادت. قسم می‌خورد که از این به بعد امربه‌معروف و نهی از منکر را ترک نمی‌کنم. امربه‌معروف و نهی از منکر امر عبادی است و قصد قربت در آن معتبر است. قسم می‌خورد که از این به بعد هفتگی یا ماهانه زیارت مشهد اردهالم ترک نشود. اینجا یمین است اما امر عبادی است و قصد قربت در آن معتبر است.  پس اینکه شما می‌گویید «وجه الفرق عدم‌اعتبار قصد القربة في اليمين» ما صغرویاً قبول نداریم. «و اعتباره في النذر» چون در نذر قصد قربت معتبر است نمی‌شود که حج را با نذر انجام دهد. 
«و لا تتحقّق القربة في الكافر.» کافر هم نمی‌تواند قصد قربت کند. اینجا هم اشکال کرده‌ایم. لذا مرحوم سید می‌فرماید: «و فيه أوّلًا: أنّ القربة لا تعتبر في النذر» اینکه شما گفتید در نذر قصد قربت معتبر است پس نمی‌توان برای حج نذر کند. سید می‌فرماید در نذر قصد قربت معتبر است. یک نذر داریم و یک منذور داریم. منذور چیست؟ نماز و حج است. خود صیغه نذر قصد قربت در آن معتبر نیست. درست است که چون حج امر عبادی است پس قصد قربت در آن معتبر است و این منافاتی ندارد که شما نذر کنید که حج را به جا بیاورید. هیچ منافاتی ندارد. می‌گوییم خود منذور که انجام امر عبادی که حج باشد قصد قربت در آن معتبر است و امکانش هم هست، از چه طریقی؟ از این طریق که ایمان بیاورد و مسلمان شود و حج را به جا بیاورد. لذا می‌فرماید: «و فيه أوّلًا: أنّ القربة لا تعتبر في النذر» در نذر قصد قربت معتبر نیست. قصد قربت در منذور معتبر است. 
«بل هو مكروه» نذر نه تنها قصد قربت در آن معتبر نیست بلکه اصلاً نذر کراهت دارد. یعنی چه؟ چطور می‌شود که یک چیزی امر عبادی باشد اما درعین‌حال کراهت داشته باشد. روایاتی که وارد شده است بعضی از اصحاب و فقها خواسته‌اند استفاده کنند که نذر امر مکروهی است و مکروه با عبادت قابل‌جمع نیست. البته این را جواب داده‌اند و گفته‌اند دلالت بر این دارد که رجحان ندارد. در باب نذر خاطر شریف شما باشد گفتند که منذور باید راجح باشد. نذر مرجوح تعلق نمی‌گیرد. «بل هو مكروه» در نذر نه تنها قصد قربت معتبر نیست بلکه مکروه هم هست. در اینجا مرحوم آیت الله گلپایگانی در اینجا حاشیه دارند و می‌فرمایند:
«الگلپايگاني: الكراهة غير معلومة» این جای بحث دارد. چه کسی گفته که نذر کراهت دارد.
علت اینکه بعضی گفته اند نذر کراهت دارد این است که جلد 23 وسائل الشیعه در باب نذر، باب ششم؛ عنوان باب این است: «باب كراهة إيجاب الشيء على النفس دائما بنذر وشبهه». این باب عنوانش این است؛ یک سلسله روایات این است که کراهت دارد انسان چیزی را بر خودش نذر کند و واجب کند. حالا نذر باشد یا شبه نذر باشد؛ شبه نذر چیست؟ عهد و یمین. «واستحباب اجتلاب الخير واستدفاع الشر بالنذر» البته استحباب دارد اما به صورت غیر دائم. یک وقت شما نذر می‌کنید که در تمام ایام سال زیارت عاشورا بخوانید. خب انسان گاهی برایش مشکل پیش می‌آید، مریض می‌شود. به صورت دائم نذر کردن کراهت دارد و ائمه نهی کرده‌اند. گفته اند این کار را نکنید. خودتان را به رنج و زحمت می‌اندازید. اما به صورت غیر دائم نذر کنید. نذر کنید گاهی نماز شب بخوانید. هر وقت حال داشتم زیارت عاشورا بخوانم. عنوان را دقت بفرمایید.
«باب كراهة إيجاب الشيء على النفس دائما بنذر وشبهه» به نذر باشد یا غیر نذر. «واستحباب اجتلاب الخير» از آن‌طرف هم مستحب است که انسان جلب غیر کند منتهی نه به صورت دائم «واستدفاع الشر بالنذر غير الدائم» به صورت موقت. «وان من جعل على نفسه شيئا من غير إيجاب لم يلزمه» اگر کسی چیزی را بر خودش تکلیف کرد که من زیارت عاشورا بخوانم بدون الزام؛ آنجایی که غیر واجب است می‌تواند ترک کند و الزامی به انجام ندارد.
این روایتی که شارحین عروه به آن تمسک کرده‌اند برای اینکه نذر کراهت دارد، روایت محمد بن يعقوب است:
«محمد بن يعقوب، عن عليّ بن إبراهيم، عن أبيه، عن صفوان، عن إسحاق بن عمّار، قال: قلت لابي عبدالله عليه‌السلام: إنّ جعلت على نفسي شكرا لله ركعتين» به امام صادق عرض کردم که من بر خودم قرار دادم، عهد کردم که به‌عنوان شکر نعمت‌های الهی هر روز دو رکعت نماز بخوانم. چه در سفر باشم و چه در حضر. «اصليهما في السفر والحضر، أفاصليهما في السفر بالنهار؟» در جایی که در سفر باشم هم نماز را می‌خوانم. «فقال: نعم، ثم قال: إني لأكره الإيجاب أن يوجب الرجل على نفسه» آقا امام صادق فرمودند کراهت دارم از اینکه کسی چیزی را بر خودش واجب کند. سائل سؤال می‌کند پس چه کار باید کرد؟ «قلت: إنّي لم اجعلهما لله عليّ» سائل به آقا عرض می‌کند این را به صورت الزامی بر خودم لازم نکردم. «إنما جعلت ذلك على نفسي اصليهما شكرا لله، ولم اوجبهما على نفسي» این را به‌عنوان شکر نعمت‌های خدا قرار دادم اما بر خودم واجب نکردم. «أفأدعهما إذا شئت؟» حالا که به‌عنوان شکر نماز می‌خوانم ولی الزامی بر خودم نکردم آیا می‌توانم ترک کنم؟ »قال: نعم.» حضرت فرمودند بله.
از این روایت بعضی‌ها استفاده کرده‌اند که در نذر هم قصد قربت معتبر نیست. لذا مرحوم صاحب عروه می‌فرماید «بل هو مكروه» اشاره به این روایت دارد.
«و إنّما تعتبر في متعلّقه» قصد قربت در خود نذر معتبر نیست. در متعلق نذر معتبر است که منذور است. «حيث إنّ اللّازم كونه راجحاً شرعاً» چون منذور باید طرف رجحان داشته باشد. بر حرام نمی‌شود نذر کرد. شما گفتید چون در یمین امر عبادی نیست قصد قربت نمی‌خواهد بنابراین اشکالی ندارد. ما در یمین هم اشکال می‌کنیم. در یمین همه جا این‌طور نیست که عبادت نباشد. «و ثانياً: أنّ متعلّق اليمين أيضاً قد يكون من العبادات». همان‌طور که عرض کردیم قسم می‌خورد که نماز شب بخواند. ثالثاً چه کسی گفته که کافر نمی‌تواند قصد قربت کند؟ کافر هم می‌تواند قصد قربت کند. منتهی قصد قربتش در حد استطاعت خودش است، به صورت اجمالی. همان چیزی که در این نظام هستی باور دارد. قصد قربت اجمالی کفایت می‌کند. «و ثالثاً: أنّه يمكن قصد القربة من الكافر» چه کسی گفته که کافر نمی‌تواند قصد قربت کند.
«و دعوى عدم إمكان إتيانه للعبادات لاشتراطها بالإسلام، مدفوعة» کسی بگوید چون کافر باری تعال را قبول ندارد نمی‌تواند قصد قربت کند بنابراین عبادات مثل حج که قصد قربت در آن معتبر است را نمی‌تواند انجام دهد. مرحوم سید می‌فرماید این حرف هم مردود است. «و دعوى عدم إمكان إتيانه للعبادات لاشتراطها بالإسلام، مدفوعة» این ادعا مدفوع است چرا؟ «بإمكان إسلامه» درست است که کافر نمی‌تواند در حالت کفر نماز بخواند و قبول نیست اما می‌تواند مسلمان شود، این اراده و اختیار را دارد. مسلمان می‌شود و نماز می‌خواند و نمازش هم قبول است. «ثمّ إتيانه، فهو مقدور لمقدوريّة مقدّمته» مقدمه‌اش چیست؟ اسلام است؛ اسلام می‌آورد و بعد نماز می‌خواند و نمازش هم قبول است. «فيجب عليه حال كفره كسائر الواجبات» بنابراین در دوران کفر انجام حج که نذر کرده است بر او واجب است. «و يعاقب على مخالفته» و اگر در حال کفر ترک کرد باید کفاره بدهد «و يترتّب عليها وجوب الكفّارة فيعاقب على تركها أيضاً».

والسلام عليكم ورحمة الله و بركاته
برچسب ها
کاشان - خیابان شهید بهشتی - کوچه جمال آباد - دفتر نماینده مقام معظم رهبری و امام جمعه کاشان - کدپستی: ۸۷۱۴۶۷۸۳۸۹
تلفن: ۵۵۷۸۱۸۱ - ۵۵۷۸۸۸۸ - ۵۵۷۲۲۴۴ (۰۳۱)
نمابر: ۵۵۷۸۱۸۲ (۰۳۱)
© کلیه حقوق مادی و معنوی برای پایگاه اطلاع رسانی سفیر ولایت محفوظ است. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.