/
صفحه اصلی
/
خبرخوان
/
ارتباط با ما
/
¤ ۱۳۹۹ جمعه ۲۴ مرداد
تاریخ ارسال:۱۳۹۶ سه شنبه ۱۴ شهريور
چاپ خبر
درس خارج فقه - حج - ۱۴ شهریور ۱۳۹۶ درس خارج فقه - حج - ۱۴ شهریور ۱۳۹۶
بسم  الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين و الصلاة والسلام علي سيدنا و نبينا إبي القاسم المصطفي محمد صلي الله عليه و آله و علي آله الطيبين الطاهرين، اللهم اشرح صدورنا لأنوار قدسك و وفقنا للعلم و العمل الصالح، اللهم افتح علينا أبواب مدائن معرفتك و أدخلنا فيها و عرّفنا جميع مراتبها و منازلها و مقاماتها و أرفعنا إلي أعلي مراتبها
آمين يا ربّ العالمين
تعریف حدیث قدسی این است که آن چیزهایی که خداوند مستقیم بر قلب پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نازل فرموده است و با قرآن فرق می‌کند. وحی و نزول قرآن به وسیله جبرئیل بوده است اما حدیث قدسی مستقیم از جانب خدا بوده است.
در حدیث قدسی آمده است که خدای سبحان خطاب به پیامبر (ص) فرموده است: «یا محمد ما عرفنی إلا أنت و علی، و ما عرفک إلا أنا و أنی، وما عرف علی إلاّ أنا وأنت». یک مثلث مبارکی که غیر قابل درک و غیر قابل فهم است. این مثلث یک ضلعش توحید است، یک ضلعش نبوت است، یک ضلعش ولایت است؛ و این منطقه به تعبیر نظامی منطقه ممنوعه است. یعنی هیچ کس را یارای ورود و نفوذ در این مثلث را ندارد و نمی‌تواند وارد شود به دلیل اینکه خدای متعال نامتناهی و نامحدود است، علم و قدرت و حکمت و عفو و معرفتش نامحدود است. يَا مَنْ وَسِعَتْ كُلَّ شَيْ ءٍ رَحْمَتُهُ يَا مَنْ سَبَقَتْ رَحْمَتُهُ غَضَبَهُ. و وجود مبارک پیامبر اکرم و آقا امیرالمؤمنین هم متعلق به این ذات است، وابسته به این ذات است، پیوسته به این ذات است. بنابراین کسی یارای فهم و درک آنان را ندارد. 
اَللّهُمَّ عَرِّفْنى نَفْسَكَ فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى نَفْسَكَ لَمْ اَعْرِف نَبِيَّكَ اَللّهُمَّ عَرِّفْنى رَسُولَكَ فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى رَسُولَكَ لَمْ اَعْرِفْ حُجَّتَكَ اَللّهُمَّ عَرِّفْنى حُجَّتَكَ فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى حُجَّتَكَ ضَلَلْتُ عَنْ دينى. این دعایی است که در عصر غیبت توصیه شده است به اهتمام آن. 
مرحوم سید بن طاووس رضوان‌الله تعالی علیه از اولیاء بوده است. ضمن اینکه فقیه و محقق و محدث و عارف بوده است چیزهایی هم داشته است، لذا در بعضی از کتاب‌هایشان توصیه داشته است که بعدازظهر جمعه را اختصاص بدهید با ارتباط با خدا و وجود مبارک امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف؛ و این برای ما طلبه‌ها حجت است. حیف است که انسان روز جمعه را به بیکاری و بی‌حالی و بی‌خیالی طی کند. به‌خصوص بعدازظهر جمعه. که ایشان توصیه می‌کنند؛ همان‌طور که محدث قمی رضوان الله تعالی علیه از ایشان نقل می‌کند که اگر در روز جمعه فرصتی پیدا نشد که بعضی از اعمال جمعه را به جا بیاورید حداقل این دعا را بخوانید که به فضل خدا این به ما رسیده است. حالا چطور به ایشان رسیده است نمی‌دانیم. این دعای غیبت است؛ و همین‌طور صلوات کبیره که در اوایل مفاتیح مرحوم محدث قمی رحمةالله علیه نقل کرده‌اند.
غرض این است که درباره معرفت‌شناسی، یکی معرفت ذات حضرت حق جل و اعلی است که بشریت پیاده است درباره معرفت الله. متأسفانه ما طلبه‌ها هم عقب‌مانده‌ایم، پیاده‌ایم، درباره معرفت الله دستمان خالی است و اصلاح جامعه هم بدون معرفت الله امکان ندارد. اینکه همه انبیاء و ائمه معصومین علیهم‌السلام همیشه دعوت کرده‌اند به معرفت الله. اگر کسی خدا را شناخت دیگر مشکلی ندارد. اگر کسی خدا را شناخت هیچ کس را در سرنوشت و قضا و قدر و رزق و روزی خودش دخیل نمی‌داند.
از مرحوم شیخ جعفر شوشتری نقل شده است که یک وقت در تهران منبر رفته بود و گفته بود که مردم من چیزی می‌خواهم بگویم که هیچ پیامبری نگفته است. همه چشم‌ها و گوش‌ها متوجه او شد که ایشان چه می‌خواهد بگوید. فرمودند مردم بیایید مشرک شوید. گفتند آقا یعنی چه؟ فرمودند کارهایتان که برای خدا نیست، لااقل خدا را هم شریک کنید. شما همیشه دنبال تحصیل رضایت خلق هستید. پیش خودتان حساب می‌کنید که اگر این کار را انجام دهم فلانی خوشش می‌آید. این لباس را بپوشم که فلانی خوشش بیاید. همه به دنبال تحصیل رضای خلق هستید. خُب خدا را هم شریک کنید. بعضی از کارهایتان را هم برای رضایت خداوند به جا بیاورید. اینکه در حوزه‌های علمیه هم متأسفانه دو بحث در حاشیه قرار گرفته است. یکی بحث معرفت‌شناسی و دیگری بحث اخلاق است که متأسفانه دستمان خالی است.
در این حدیث قدسی خدای سبحان فرموده است که کسی علی را نشناخت. ما عرف علی إلاّ أنا وأنت. یک چنین سرمایه عظیمی که أنا مدینة العلم و علی بابها. علی باب علم است، باب فقه است، باب حکمت است.
مرحوم آیت الله العظمی میلانی از فقهای برجسته بود؛ فقیه تمام عیار و کامل بود. از مرحوم آیت الله علامه طباطبایی رضوان الله تعالی علیه صاحب المیزان نقل شده است که اعتقادشان این بود که مرحوم علامه میلانی اعلم علمای معاصر خودش بوده است. ما قبل از انقلاب محضر ایشان مشرف می‌شدیم.
غرض اینکه مرحوم آیت الله العظمی میلانی چند جلد کتاب نوشته است با عنوان کیف نعرف قائدتنا؛ راه معرفت‌شناسی و شناخت پیامبر و اهل بیت چیست؛ و عنایت ایشان هم این بوده است که روایاتی که در فضیلت آقا امیرالمؤمنین و ائمه معصومین نقل کرده است عمدتاً از اهل سنت است.

***   ***  ***

«... في الحج الواجب بالنذر والعهد واليمين ويشترط في انعقادها: البلوغ، والعقل ، والقصد، والاختيار. فلا تنعقد من الصبي وإن بلغ عشراً وقلنا بصحة عباداته وشرعيتها، لرفع قلم الوجوب عنه. وكذا لا تصح‌ من المجنون، والغافل، والساهي، والسكران، والمكره. والأقوى صحتها من الكافر. وفاقاً للمشهور في اليمين خلافاً لبعض، وخلافاً للمشهور في النذر، وفاقاً لبعض، وذكروا في وجه الفرق : عدم اعتبار قصد القربة في اليمين واعتباره في النذر، ولا تتحقق القربة في الكافر. ...»
***   ***  ***


در باب حج قبلاً بحث کردیم که حج واجب می‌شود بر کسی و کسانی که استطاعت داشته باشند. وجوب الحج بالاستطاعه. حج شرعی همین است. گاهی هم حج واجب می‌شود به نیابت، یا به استیجار. کسی اجیر می‌شود که حج را به نیابت از دیگری انجام دهد. که این هم بعداً در جای خودش بحث خواهد شد.
بحثی که در بین کلمات اصحاب و فقها شده است این است که آیا به وسیله یمین و عهد و نذر حج واجب می‌شود یا خیر. یک نوع از حج واجب حجی است که به عهد و نذر و یمین واجب می‌شود. البته در انسان‌های موحد و مسلمان ‌که اگر کسی نذر کرد که حج انجام دهد؛ نذر، یمین و عهد. اگر کسی نذر حج کرد، یا عهد نذر کرد، یا قسم خورد حج بر او واجب می‌شود. البته با آن شرایط عامه‌ای که در حج بالاستطاعه که گفتیم. یعنی بالغ باشد، عاقل باشد، تخلیه سرب داشته باشد. با این شرایط حج واجب می‌شود. بنابراین بر صبی و مجنون و کسی که عاجز باشد حج واجب نمی‌شود. در این بحثی نیست.
عمده بحثی که وارد شده و فقها بحث می‌کنند این است که اگر کافر نذر کرد که حج به جا بیاورد یا اینکه کافر قسم خورد که حج به جا بیاورد و یا اینکه عهد کرد؛ آیا حجی که گفتیم به نذر و عهد و یمین که بر مسلمان واجب می‌شود، بر کافر هم واجب می‌شود؟ یا خیر؟ بحث این است.
مشکلی که در اینجا وجود دارد این است که این بحث متفرع است بر بحثی که قبلاً در کلمات سابق گذشت که هل الکفار یعاقبون علی الفروع کما یعاقبون علی الاصول؛ که در علم کلام بحث شده است که آیا کفار مکلف به فروع هستند همان‌طور که مکلف به اصول هستند یا خیر.
در میان اصحاب دو مبنا پیدا شده است. یک مبنا این است که خیر کفار مکلف به فروع نیستند چرا؟ چون نماز بر موحد واجب است، نماز که بر کافر واجب نمی‌شود. پس یک قول این است که کفار یعاقب به فروع نیستند. وقتی مکلف به فروع نیستند دیگر جای بحث اینکه اگر کافر قسم خورد یا عهد کرد یا نذر کرد آیا حج بر او واجب می‌شود؟ عهد و نذر و یمینش منعقد می‌شود یا خیر؟ اصلاً جای این بحث وجود ندارد. چون در اساس کافر مکلف نیست و دیگر جای اینکه بگوییم اگر نذر کرد واجب است یا خیر نیست.
بنابراین اینکه فقها بحث کرده‌اند که حج برای کافر با نذر و عهد و یمین واجب می‌شود علی مبنا اینکه بگوییم کفار مکلف به فروع هستند جای بحث است. اما اگر گفتیم مکلف به فروع نیستند جای بحث نیست. این نکته اساسی را در خاطر شریفتان داشته باشید. پس این بحثی را که اصحاب مطرح کرده‌اند که اگر کافر نذر کرد، قسم خورد، عهد کرد که حج را به جا بیاورد آیا بر او واجب می‌شود یا خیر؛ بر مبنای این است که بگوییم کفار مکلف به فروع هستند. اما اگر کسی مبنایش این شد که بعضی از اصحاب قائل‌اند به اینکه مکلف به فروع نیستند دیگر جای این بحث نیست. این یک نکته اساسی است.
پس قول اول این است که مطلقا یمین، عهد و نذر کافر نسبت به حج نافذ نیست. قول دوم مطلقا نافذ هست چه یمین، چه نذر و چه عهد. قول سوم این است که گفته‌اند در یمین نافذ است اما در نذر نافذ نیست چرا؟ چون فرق است بین نذر و یمین. چون در یمین قصد تقرب معتبر نیست اما در نذر قصد قربت معتبر است.
حالا این جای بحث دارد که واقعاً در نذر قصد قربت معتبر است؟ چون یک نذر داریم و یک منذور داریم. به تعبیر اصحاب می‌گویند متعلق نذر؛ متعلق نذر چیست؟ نذر این است که شما بگویید نذرت ان احج هذه السنة. یکی صیغه نذر است و یکی متعلق به نذر است. نذر به چه؟ متعلق نذر چیست؟ حج است. در خودِ نذر می‌گویند قصد قربت معتبر نیست اما در متعلق نذر که حج باشد قصد قربت معتبر است و هیچ اشکالی هم ندارد. چگونه می‌تواند قصد قربت کند؟ کافر اگر بخواهد حج را به جا بیاورد امکانش هست. چگونه امکانش هست؟ می‌گوییم مسلمان شود. وقتی مسلمان شد قصد قربت از او متمشی می‌شود. پس قصد قربت برای کافر ممتنع‌الوجود و ممتنع التحقق نیست. امکان دارد. مقدمه‌اش که اسلام است اسلام می‌آورد چون ممتنع که نیست، می‌تواند مسلمان شود.
اینکه اصحاب معترض شده‌اند این است که صاحب عروه هم اشاره کرده‌اند و بقیه فقها هم فرمودند؛ علی فرض اینکه بگویید که در نذر قصد قربت معتبر است، کافر هم می‌تواند قصد قربت کند در متعلق نذر نه در صیغه نذر. در متعلق آن‌که حج باشد. چگونه می‌تواند؟ می‌گوییم مقدمه‌اش در اختیار خودش است؛ می‌تواند مسلمان شود، مسلمان ‌که شد قصد قربت از او متمشی می‌شود.
اشکالی که در فرمایش سید و دیگران شده است این است که اگر این‌گونه باشد که مسلمان شود و بعد قصد قربت کند؛ وقتی قصد قربت کرد و بعد مسلمان شد آن‌وقت حدیث و قاعده الاسلام یجب ما قبله که قبلاً بحث کردیم؛ اینجا وقتی مسلمان شد دیگر تکلیف به انجام حج ندارد چون الاسلام یجب ما قبله. این اشکال هم شده است. مرحوم سید می‌فرماید قاعده الاسلام یجب ما قبله اینجا نافذ نیست. انصراف دارد به جاهای دیگری غیر از اینجا.
عبارت را ملاحظه بفرمایید:
آیا به نذر و عهد و یمین نذر واجب می‌شود یا خیر؟ «في الحج الواجب بالنذر والعهد واليمين ويشترط في انعقادها البلوغ، والعقل ، والقصد، والاختيار.» بنابراین چون شروط هست بنابراین «فلا تنعقد من الصبي وإن بلغ عشراً وقلنا بصحة عباداته وشرعيتها، لرفع قلم الوجوب عنه. وكذا لا تصح‌ من المجنون، والغافل، والساهي، والسكران، والمكره.» پس برای صبی و مجنون و مضطر و مکره با نذر و عهد و یمین حج واجب نمی‌شود. این تمام شد. بحث جدید، بحث کافر است.
«والأقوى صحتها من الكافر» صحت چه چیزی؟ نذر و عهد و یمین. اگر کافر نذر کرد یا عهد کرد یا قسم خورد برای انجام حج، حج بر او واجب نمی‌شود. «وفاقاً للمشهور» مشهور قائل‌اند به اینکه کافر اگر نذر و عهد و یمین کرد حج بر او واجب می‌شود. البته مشهور مطلقا نگفته‌اند. فقط در یمین گفته‌اند. لذا می‌فرماید «وفاقاً للمشهور في اليمين» مشهور گفته‌اند که اگر کافر برای حج قسم بخورد بر او واجب می‌شود اما نذر را نگفته‌اند. «خلافاً لبعض وخلافاً للمشهور في النذر» مشهور گفته‌اند در یمین می‌شود اما در نذر نمی‌شود اما صاحب عروه قائل به اطلاق است. یعنی نذر و عهد و یمین در کافر مطلقا نافذ است.
حالا وجه فرقش چیست؟ مع الفرق بین الیمین و النذر؟ که مشهور اصحاب گفته‌اند در یمین می‌شود اما در نذر نمی‌شود؟ سید می‌فرماید: «وجه الفرق : عدم اعتبار قصد القربة في اليمين» چون در یمین قصد قربت معتبر نیست اما در نذر قصد قربت معتبر است و کافر نمی‌تواند قصد قربت کند و قصد قربت از او متمشی نمی‌شود. «عدم اعتبار قصد القربة في اليمين واعتباره في النذر، ولا تتحقق القربة في الكافر.» کافر نمی‌تواند قصد قربت کند.
البته این مطلقا نیست چون بعضی اصحاب در حاشیه هم گفته‌اند کافر می‌تواند قصد قربت کند. ملحد نه، کمونیست نه، اما کفار مثل اهل کتاب می‌توانند چون اعتقاداتی دارند؛ قائل به ربوبیت هستند.
والسلام عليكم ورحمة الله و بركاته

برچسب ها
کاشان - خیابان شهید بهشتی - کوچه جمال آباد - دفتر نماینده مقام معظم رهبری و امام جمعه کاشان - کدپستی: ۸۷۱۴۶۷۸۳۸۹
تلفن: ۵۵۷۸۱۸۱ - ۵۵۷۸۸۸۸ - ۵۵۷۲۲۴۴ (۰۳۱)
نمابر: ۵۵۷۸۱۸۲ (۰۳۱)
© کلیه حقوق مادی و معنوی برای پایگاه اطلاع رسانی سفیر ولایت محفوظ است. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.