/
صفحه اصلی
/
خبرخوان
/
ارتباط با ما
/
¤ ۱۳۹۹ چهارشنبه ۷ خرداد
تاریخ ارسال:۱۳۹۶ دوشنبه ۱۳ شهريور
چاپ خبر
درس خارج فقه - حج - ۱۳ شهریور ۱۳۹۶ درس خارج فقه - حج - ۱۳ شهریور ۱۳۹۶
بسم  الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين و الصلاة والسلام علي سيدنا و نبينا إبي القاسم المصطفي محمد صلي الله عليه و آله و علي آله الطيبين الطاهرين، اللهم اشرح صدورنا لأنوار قدسك و وفقنا للعلم و العمل الصالح، اللهم افتح علينا أبواب مدائن معرفتك و أدخلنا فيها و عرّفنا جميع مراتبها و منازلها و مقاماتها و أرفعنا إلي أعلي مراتبها
آمين يا ربّ العالمين
در ادامه توجه به روایات و آیات دال بر معرفت‌شناسی، مرحوم علامه روایتی را در جلد سوم بحارالانوار، بحث توحید از وجود مبارک مولا امیرالمؤمنین علیه‌السلام در صفحه 26 نقل می‌کنند.
«عن أمير المؤمنين صلوات الله عليه: ولو فكروا في عظيم القدرة، وجسيم النعمة لرجعوا إلى الطريق وخافوا عذاب الحريق، ولكن القلوب عليلة والابصار مدخولة، أفلا ينظرون إلى صغير ما خلق؟ كيف أحكم خلقه، وأتقن تركيبه، وفلق له السمع والبصر وسوى له العظم والبشر، انظروا إلى النملة في صغر جثتها ولطافة هيئتها لا تكاد تنال بلحظ البصر ولا بمستدرك الفكر.»
روایت مفصل است. من فقط صدر روایت را اشاره می‌کنم که حضرت می‌فرمایند اگر انسان‌ها تفکر می‌کردند در عظمت قدرت خالق و ذات اقدس ربوبی، این کدام قدرت است که این نظام با عظمت و گسترده تکوین، آسمان‌ها و دریاها و ستارگان و نجوم و نباتات و حیوانات و انسان‌ها را آفریده است؛ اگر تفکر می‌کردند در عظمت قدرت خالق هستی مبتلا نمی‌شدند به تردید و تشکیک که خالق عالم کیست. آیا در ورای این عالم، عالم دیگری هست یا خیر. ولی حضرت می‌فرمایند عقل‌ها کارگر نیست، بصیرت نیست و به انکار و نفی مبتلا می‌شوند. انکار هستی.
«ولو فكروا» انسان‌ها اگر تفکر می‌کردند. «في عظيم القدرة» در عظمت قدرت آن ذاتی که هستی را خلق کرده است. بالاخره این آسمان‌ها و زمین‌ها و نظام شب و روز، گردش لیل و نهار، گذر ایام، تولد نوزادان، پیر شدن انسان‌ها، مرگ انسان‌ها، این همه افعال و فعل و انفعال در نظام هستی عقل می‌گوید کسی باید پشت این حرکت‌ها باشد، نمی‌شود که بی‌حساب و کتاب باشد. بالاخره هر فعلی باید فاعلی داشته باشد. هر مصنوعی باید صانعی داشته باشد. هر مخلوقی باید خالقی داشته باشد. هر صدایی که بلند می‌شود باید صاحب صوتی داشته باشد. نمی‌شود صوتی باشد بدون صاحب صوت. این را عقل می‌گوید. امر روشنی است. اما بعضی‌ها محجوب به حجاب هستند؛ همین را که این‌قدر ظاهر و آشکار هم هست نمی‌توانند درک کنند.
«ولو فكروا في عظيم القدرة، وجسيم النعمة» این همه نعمت در فصول اربعه وجود دارد. در هر فصل میوه‌های خاص همان فصل آفریده شده است. این همه نعمت حاکی از وجود یک قدرت است. «وجسيم النعمة»
«ولو فكروا لرجعوا إلى الطريق» اگر تفکر می‌کردند به صراط مستقیم برمی‌گشتند. «وخافوا عذاب الحريق» نسبت به وعده عالم آخرت و معاد و قبر و حساب و کتاب و پرونده‌های اعمال ایمان می‌آوردند. «ولكن القلوب عليلة والابصار مدخولة» دل‌ها معلول و بیمار است؛ بینایی و بصیرت آنان هم مورد تعرض و توهم قرار دارد. این صدر روایت است و در ادامه حضرت به سراغ خلقت می‌روند. اشاره می‌کنند به خلقت مورچه. می‌فرمایند مورچه به این کوچکی خداوند برای او دست قرار داده است، پا قرار داده است، بینایی قرار داده است، شنوایی قرار داده است، بویایی قرار داده است. یک نظم عجیبی در زندگی حشرات وجود دارد.
***   ***  ***

{فصل في الحجّ الواجب بالنذر و العهد و اليمين‌}
«و يشترط في انعقادها البلوغ و العقل و القصد و الاختيار؛ فلا تنعقد من الصبيّ و إن بلغ عشراً و قلنا بصحّة عباداته و شرعيّتها، لرفع قلم الوجوب عنه، و كذا لا تصحّ من المجنون و الغافل و الساهي و السكران و المكره؛ ...»

***   ***  ***

بحثی را که روز گذشته شروع کردیم در ادامه باب حج و کتاب الحج، تا الآن قبل از تعطیلات تابستانی بحث در مورد وجوب حج و شرایط وجوب حج بود که حج با چه شرایطی بر انسان واجب می‌شود. اولین شرطش بلوغ بود و تکلیف، دوم شرط عقل بود، سوم شرط حرّیت بود. شرایط عامه  تکلیف که در ابواب دیگر هم بحث شده است. شرط دیگر هم استطاعت بود. استطاعت مالی، بدنی، تخلیه سرب. وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً. این شرایط را یکی یکی بحث کردیم و الحمدالله تمام شد. روز گذشته مرحوم سید و دیگران بحثی را مطرح کردند که آیا به نذر و قسم و عهد حج واجب می‌شود یا خیر؟
پس دو نوع حج داریم. یک حج واجب بالاصاله و یک حجی که به سبب واجب می‌شود. بالاصاله حجی است که بر خود انسان واجب می‌شود. وقتی انسان شرایط را داشته باشد حج بر او واجب می‌شود. این حج بالاصالة است. حج به تسبیب و بالواسطه؛ حالا گاهی واسطه نیابت است که حج نیابی هم یکی از موضوعاتی که بعداً بحث می‌شود؛ و یا حج به نذر، حج بالعهد، حج بالیمین. یک کسی نذر می‌کند که به مکه برود حج بر او واجب می‌شود. کسی عهد می‌کند که به مکه برود، حج بر او واجب می‌شود. کسی قسم می‌خورد که به مکه برود حج بر او واجب می‌شود. پس حج بالنذر، حج بالعهد، حج بالیمین. این‌ها آیا واجب می‌شوند؟ می‌فرمایند بله ولی شرطش همان شرایط عامه است؛ بالغ، عاقل، اختیار، با اراده باشد. باید بالغ باشند، اگر نذر کند بر غیر بالغ نذرش نافذ نیست. چرا؟  چون قلم تکلیف بر او نیست. روایاتی را که قبلاً در مناسبت‌های مختلف خواندیم این بود که صبی تا زمانی که به بلوغ نرسیده است تکلیف بر او نیست.
یکی از شرایط عقل است. بنابراین مجنون اگر همین‌طور شروع به قسم خوردن و نذر کردن و عهد کردن کرد برای انجام عمل حج؛ نذر و عهد و قسمش برای انجام حج نافذ نیست. بنابراین باید شرایط عامه را داشته باشد. اراده و اختیار داشته باشد. اگر کسی را مجبور به نذر مکه کردند، با اکراه و اضطرار انجام شد اینجا هم نافذ نیست. بنابراین کسی که نذر کند، قسم بخورد یا عهد کند که به حج برود بر کسی که همه شرایط را داشته باشد واجب می‌شود. بالغ باشد، عاقل باشد، مرید باشد، با اختیار باشد. این بحث روشن است. چون در لابه‌لای بحث‌های گذشته در مورد شرایط عامه خیلی بحث کردیم. لذا بزرگانی که شارح عروه بودند اینجا خیلی معطل نشدند.
منتهی بحثی که مقداری چالش دارد بحث این است که کافر چطور؟ آیا کافر اگر قسم بخورد یا نذر کند یا عهد کند که حج را انجام دهد عهد و نذر و یمین کافر نافذ است یا خیر؟ این بحث اندکی نیاز به تأمل دارد. فلذا کلمات اصحاب هم در اینجا مضطرب است. مشهور گفته‌اند که یمین کافر موجب وجوب حج می‌شود. اگر کافر قسم خورد که من به حج می‌روم، گفته‌اند که یمین کافر موجب واجب شدن حج بر او می‌شود. اما با نذرش خیر. حالا فرقش چیست؟ فرق بین یمین و نذر چیست؟ این آقایان تصورشان این است که در یمین چون امر عبادی نیست بنابراین قصد حج و نیت حج با یمین متمشی می‌شود. چون امر قربی نیست. قسم می‌خورد که من می‌خواهم به مکه بروم. قسم خوردن که امر عبادی نیست، امر توسلی است، امر تعبدی نیست که شما بگویید چون کافر است و قصد تقرب از کافر متمشی نمی‌شود.
اما در نذر، امر عبادی است. یعنی در آن قصد قربت لازم است. یعنی نذر می‌کند که فلان کار را برای خدا انجام دهم، حالا یا روضه بخوانم یا کسی را به کربلا بفرستم. 
ببینید دو قول متقابل است. مشهور گفته‌اند نذر و عهد و یمین کافر نافذ است و موجب وجوب می‌شود. همین مشهور گفته‌اند در نذر متمشی نمی‌شود، نافذ نیست. چون نذر امر عبادی است و قصد قربت دارد و قصد قربت هم از کافر متمشی نمی‌شود.
بعضی‌ها هم گفته‌اند مطلقاً نافذ است. یعنی چه؟ یعنی هم در نذر، هم در عهد و هم در یمین. بعضی‌ها هم گفته‌اند مطلقاً نافذ نیست. کافر نه نذرش نه عهدش و نه یمینش موجب وجوب حج نمی‌شود. ببینید چگونه قول‌ها در برابر هم قرار گرفته‌اند. لذا مطلب کمی پیچیدگی دارد.
مرحوم آیت‌الله‌العظمی حکیم رضوان‌الله تعالی علیه اقدام را در مستمسک اشاره کرده‌اند که خلاصه‌اش را بیان می‌کنیم. 
مرحوم سید صاحب عروه رحمة الله علیه می‌فرماید: الأقوى صحّة النذر والعهد و الیمین عن الکافر. اقوی اسم تفضیل است و معنایش این است که قول قوی دیگری هم در مقابل قول مشهور است که گفته‌اند مطلقاً نه نذر نه یمین و نه عهد کافر در حج نافذ نیست.
مرحوم صاحب جواهر این را نقل کرده‌اند از شیخ طوسی؛ که مرحوم شیخ طوسی نظر شریفشان این است که نذر و عهد و یمین کافر نافذ است. یعنی اگر نذر کرد حج بر او واجب می‌شود. و کسانی که من تبع شیخ بودند. فقها و علمایی که شاگرد مستقیم یا با واسطه شیخ بودند آن‌ها هم قائل به این هستند که نافذ است یمین و عهد و نذر کافر در حج. شیخ و اتباعش و اکثر متأخرین. خلافاً لبعض. مرحوم سید می‌فرماید بعضی از اصحاب مخالف هستند یعنی می‌گویند عهد و نذر و یمین کافر نافذ نیست. که این را مرحوم صاحب جواهر از شیخ طوسی در کتاب خلاف نقل کرده‌اند.
پس ببینید از خود شیخ دو قول مطرح شده است. یکی گفته‌اند نذر و عهد و یمین کافر مطلقاً نافذ است و قول دیگرش که در کتاب خلاف از ایشان نقل شده است گفته‌اند مطلقاً نافذ نیست. و از ابن ادریس صاحب سرائر هم نقل شده است که نافذ نیست.
مرحوم صاحب جواهر در مورد نظر فرموده‌اند اتفاقی است. لا أجد خلافا في عدم صحّته نذر الكافر. مرحوم صاحب جواهر می‌فرماید منهیچ قول مخالفی ندیدم در اینکه نذر کافر برای حج صحیح نیست، چون نذر امر عبادی است قصد قربت لازم دارد و قصد قربت از کافر متمشی نمی‌شود.
البته این‌ها بحث‌های صغروی است. در بحث کبروی نمی‌شود صد در صدی را تأیید کرد. چون ما بالعیان می‌بینیم که اهل کتاب نذر دارند، عهد دارند، قسم دارند. شما همین اهل کتاب در ایران را ببینید، در همین ایام عاشورا که در پیش داریم اهل کتاب در تهران محله مسیحیان است که در دهه عاشورا در عزاداری امام حسین (ع) مشارکت می‌کنند. شب هشتم که متعلق است به حضرت علی اصغر علیه‌السلام اطعام می دهند. بنابراین قصد قربت یک امر نفسانی است، هم نذر می‌کنند، هم قسم می‌خورند، هم عهد دارند.
از نظر دقت علمی و فقهی می‌گوییم کسی که کافر است خدا را قبول ندارد، چطور می‌خواهد نذر کند و به چه چیزی می‌خواهد قسم بخورد. مقداری درک و فهمش مشکل دارد. اما وقتی بیرون می‌رویم و به فضای عرف و زندگی مردم نگاه می‌کنیم می‌بینیم کسانی که اهل کتاب هستند نذر می‌کنند، قسم می‌خورند، صدقه می دهند، فطرتشان این‌گونه است. بنابراین این بحث مقداری مخلوط شده است. باید این‌ها را از هم تفکیک کرد.  من این مقدمات را عرض کردم که یادآوری شود و بیشتر تأمل کنید و ابعاد مسئله بیشتر روشن شود.
«فصل دوم: في الحج الواجب بالنذر والعهد واليمين»؛ که اگر کسی نذر کرد آیا حج بر او واجب می‌شود؟ بله. اگر کسی عهد کرد آیا حج بر او واجب می‌شود؟ بله. اگر کسی قسم خورد آیا حج بر او واجب می‌شود؟ بله. منتهی وجوب حج با نذر، یا عهد، یا با یمین با شرایطی واجب می‌شود. مطلقاً نیست. «ويشترط في انعقادها» یعنی انعقاد نذر، یمین یا عهد.  «ويشترط في انعقادها: البلوغ، والعقل، والقصد، والاختيار.» نتیجه چه می‌شود؟ اگر کسی بالغ نباشد نذرش هم  واجب نمی‌شود. اگر کسی عاقل نیست و مجنون است نذرش هم نافذ نیست. اگر کسی سهواً در خواب چیزی گفت؛ در خواب گفت نذر می‌کنم که به مکه بروم واجب نمی‌شود. قصد لازم دارد. اگر کسی را مجبور کردند که نذر کند باز هم نافذ نیست. باید با اختیار و اراده شخص باشد.
نتیجه چه می‌شود؟ «فلا تنعقد من الصبي وإن بلغ عشراً» ولو ده سالش هم شده است و قائل هم بشویم که عبادات صبی مشروع و صحیح است. حالا چرا؟ «لرفع قلم الوجوب عنه». 
«وكذا لا تصح‌من المجنون، والغافل، والساهي، والسكران، والمكره.» از دیوانه، غافل، ساهی، یا مست است و یا مکره است و با اکراه نذر می‌کند، حج بر این‌ها واجب نمی‌شود. این بحث اول بود که تمام شد. 
بحث دوم این است که حالا کافر چه؟ «والأقوى صحتها من الكافر. وفاقاً للمشهور في اليمين» مرحوم سید می‌شود ما در این مسئله همراه با مشهور هستیم یعنی مشهور قائل هستند که با نذر و یمین و قسم حج واجب می‌شود. «وفاقاً للمشهور في اليمين» این نکته را توجه فرمایید. چون مشهور گفته‌اند مطلقاً نافذ نیست. مرحوم سید می‌فرماید در بحث یمین که مشهور گفته‌اند نافذ است همراه هستیم. «وفاقاً للمشهور في اليمين» مشهور قائل به تفضیل هستند. گفته‌اند اگر یمین باشد، قسم بخورد برای حج واجب است. چون در یمین قصد قربت معتبر نیست اما نذر را مشهور قبول ندارند. «وفاقاً للمشهور في اليمين» یعنی مشهور یمین را قبول دارند و با یمین حج واجب می‌شود. اما می‌گویند با نذر واجب نمی‌شود. چون نذر امر قربی است و قصد قربت از آن متمشی می‌شود و کافر نمی‌تواند قصد قربت داشته باشد. «خلافاً لبعض» مشهور گفته‌اند در یمین منعقد می‌شود بعضی‌ها گفته‌اند در یمین هم منعقد نمی‌شود. «وخلافاً للمشهور في النذر» مشهور در باب نذر گفته‌اند نذر موجب وجوب حج نمی‌شود اگر کافر نذر کند حج بر او واجب نمی‌شود. «وفاقاً لبعض».
حالا وجه تفاوت چیست؟ مع الفرق بین الیمین والنذر. چرا مشهور گفته‌اند در یمین نافذ است اما در نذر نافذ نیست. وجه فارقش چیست؟ سید این را بیان می‌کند. «وذكروا في وجه الفرق» فرق بین یمین و نذر که در یمین گفته‌اند نافذ است و در نذر گفته‌اند نافذ نیست. وجه فرقش این است: «عدم اعتبار قصد القربة في اليمين» گفته‌اند چون در باب قسم قصد قربت معتبر نیست. «واعتباره في النذر» اما در باب نذر  قصد قربت معتبر است. «ولا تتحقق القربة في الكافر.» کافر چون قائل به مبدأ نیست و خدا را قبول ندارد نمی‌تواند قربت الی الله نیت کند. «وفيه أولاً» حالا اشکالاتی که به این تفاوت وارد است را فردا ان‌شاءالله بحث خواهیم کرد.

والسلام عليكم ورحمة الله و بركاته
برچسب ها
کاشان - خیابان شهید بهشتی - کوچه جمال آباد - دفتر نماینده مقام معظم رهبری و امام جمعه کاشان - کدپستی: ۸۷۱۴۶۷۸۳۸۹
تلفن: ۵۵۷۸۱۸۱ - ۵۵۷۸۸۸۸ - ۵۵۷۲۲۴۴ (۰۳۱)
نمابر: ۵۵۷۸۱۸۲ (۰۳۱)
© کلیه حقوق مادی و معنوی برای پایگاه اطلاع رسانی سفیر ولایت محفوظ است. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.