/
صفحه اصلی
/
خبرخوان
/
ارتباط با ما
/
¤ ۱۳۹۹ جمعه ۲۴ مرداد
تاریخ ارسال:۱۳۹۶ يکشنبه ۱۰ ارديبهشت
چاپ خبر
درس خارج فقه - حج - ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۶ درس خارج فقه - حج - ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۶
بسم  الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين و الصلاة والسلام علي سيدنا و نبينا إبي القاسم المصطفي محمد صلي الله عليه و آله و علي آله الطيبين الطاهرين، اللهم اشرح صدورنا لأنوار قدسك و وفقنا للعلم و العمل الصالح، اللهم افتح علينا أبواب مدائن معرفتك و أدخلنا فيها و عرّفنا جميع مراتبها و منازلها و مقاماتها و أرفعنا إلي أعلي مراتبها
آمين يا ربّ العالمين

ضمن تبریک میلاد مبارک سفینة‌النجات حضرت ابی‌عبدالله الحسین سلام‌الله‌علیه و استمداد از روح بلند و کرامت آن آقا و درخواست توفیق به حوزه‌های علمیه در دستیابی به معارف الهی و شناخت صحیح و دقیق نسبت به جایگاه والای ولایت کبرای الهیه اهل‌بیت علیهم‌السلام.

قوله تعالی: (سوره مبارکه یس)
وَآيَةٌ لَهُمُ الْأَرْضُ الْمَيْتَةُ أَحْيَيْنَاهَا وَأَخْرَجْنَا مِنْهَا حَبًّا فَمِنْهُ يَأْكُلُونَ ﴿۳۳﴾  وَجَعَلْنَا فِيهَا جَنَّاتٍ مِنْ نَخِيلٍ وَأَعْنَابٍ وَفَجَّرْنَا فِيهَا مِنَ الْعُيُونِ ﴿۳۴﴾ لِيَأْكُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ وَمَا عَمِلَتْهُ أَيْدِيهِمْ أَفَلَا يَشْكُرُونَ ﴿۳۵﴾ سُبْحَانَ الَّذِي خَلَقَ الْأَزْوَاجَ كُلَّهَا مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ وَمِنْ أَنْفُسِهِمْ وَمِمَّا لَا يَعْلَمُونَ ﴿۳۶﴾
یکی از آیات که می‌تواند هادی بشر نسبت به معرفت الله باشد زمین موات است. زمین‌هایی که موات هستند، فاقد روح و حیات هستند. یکی از آیات الهی این است که این اراضی موات را احیا می‌کند. «وَآيَةٌ لَهُمُ الْأَرْضُ الْمَيْتَةُ» زمین‌های مرده را «أَحْيَيْنَاهَا» احیا می‌کنیم. «وَأَخْرَجْنَا مِنْهَا حَبًّا» و از دل زمین دانه‌هایی را خارج می‌کنیم؛ دانه میوه‌ها و نباتات و فواکه. «فَمِنْهُ يَأْكُلُونَ» که طعام بشر است.
«وَجَعَلْنَا فِيهَا جَنَّاتٍ مِنْ نَخِيلٍ وَأَعْنَابٍ» و در این زمین قرار دادیم گلستان‌هایی را. نخیل جمع نخل است. «وَفَجَّرْنَا فِيهَا مِنَ الْعُيُونِ» و در همین ارض میته چشمه‌هایی ایجاد کردیم. لماذا؟ لماذا أَحْيَيْنَاهَا وَأَخْرَجْنَا مِنْهَا حَبًّا فَمِنْهُ يَأْكُلُونَ؟ هدف از این‌ها چیست؟ «لِيَأْكُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ وَمَا عَمِلَتْهُ أَيْدِيهِمْ أَفَلَا يَشْكُرُونَ» از این چیزی که ما قرار دادیم و خلق کردیم انسان‌ها ارتزاق می‌کنند و از آن چیزی که دست خود انسان‌ها تولید می‌کند واسطه‌ای در فیض الهی است. «أَفَلَا يَشْكُرُونَ». «سُبْحَانَ الَّذِي خَلَقَ الْأَزْوَاجَ كُلَّهَا مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ وَمِنْ أَنْفُسِهِمْ وَمِمَّا لَا يَعْلَمُونَ»
*** *** ***

مسألة 110: ... ثمّ على فرض صحّة الحجّ عن الغير و لو مع التمكّن و العلم بوجوب الفوريّة، لو آجر نفسه لذلك، فهل الإجارة أيضاً صحيحة أو باطلة، مع كون حجّه صحيحاً عن الغير؟ الظاهر بطلانها، و ذلك لعدم قدرته شرعاً على العمل المستأجر عليه، لأنّ المفروض وجوبه عن نفسه فوراً، و كونه صحيحاً على تقدير المخالفة لا ينفع في صحّة الإجارة، خصوصاً على القول بأنّ الأمر بالشي‌ء نهي عن ضدّه، لأنّ اللَّه إذا حرّم شيئاً حرّم ثمنه و إن كانت الحرمة تبعيّة؛ فإن قلت: ما الفرق بين المقام و بين المخالفة للشرط في ضمن العقد مع قولكم بالصحّة هناك، كما إذا باعه عبداً و شرط عليه أن يعتقه فباعه، حيث تقولون بصحّة البيع، و يكون للبائع خيار تخلّف الشرط؟ ...

*** *** ***


کلام در فروعات مسئله 110 بود که فرع پایانی باب وجوب حج و شرایط حج است. مسئله آخری است. در پایان این مسئله را مطرح کردند که کسی که استقر علیه الحج و تمکن من اتیانه آیا می‌تواند از دیگری نیابت کند و حج خودش را کنار بگذارد؟ با توجه به اینکه ذمه‌اش مشغول به انجام حج واجب است. واجب خودش را ترک کند و برای دیگری حج را انجام دهد. اتیان الحج عن الغیر تارتاً ندباً تارتاً تطوعاً هست برای خودش با وجود اینکه حج واجب بر عده‌اش هست و می‌رود و حج مستحبی انجام می‌دهد و یا حج را هدیه می‌کند به روح ائمه معصومین یا آباواجداد و مؤمنین. آیا می‌تواند این کار را انجام دهد یا خیر؟
مشهور فرمودند این حجی که می‌خواهد انجام دهد باطل است. ذمه‌اش مشمول به حج واجب است و بخواهد حج غیر را انجام دهد. حالا حج غیر چه مستحب باشد و چه اجیر شود. عرض کردیم اینجا دو حکم وجود دارد یک حکم وضعی است و یک حکم تکلیفی است.
حکم وضعی صحة و لاصحة است که آیا این حج صحیح است؟ با توجه به اینکه ذمه‌اش مشمول حج است؛ یا صحیح نیست؟ این حکم وضعی است. اینکه جایز هست برایش یا اینکه بر او حرام است که حج واجبش را ترک کند و حج نیابت از کسی انجام داده واجباً أو مستحباً. فرمودند مشهور عندالاصحاب این است که باطل است.
اما مرحوم سید رضوان‌الله تعالی علیه در پایان مسئله که ان‌شاءالله بحث خواهیم کرد ایشان قائل به صحت شده‌اند. می‌فرمایند حکم وضعی با حکم تکلیفی متفاوت است. لایجوز له اتیان الحج عن الغیر. اما اگر انجام داد؛ طغیان کرد به امر مولا؛ آیا حجش صحیح است یا باطل است؟ مرحوم سید می‌فرماید حجش صحیح است منتهی معصیت کرده است. تفکیک بین حکم تکلیفی و حکم وضعی. از نظر حکم وضعی صحیح است منتهی کار حرامی را انجام داده است اما حجش درست است و اگر اجیر هم شده است اجاره‌اش درست است.
این فرمایش سید است که ان‌شاءالله در جلسه آینده بحث خواهیم کرد. اما مشهور قائل به بطلان هستند و مرحوم سید صاحب مدارک هم قبلاً عرض کردیم که در مسئله تردید کرده‌اند و بعضی‌ها هم که قائل به حرمت و بطلان تمسک به دو روایت صحیحه کردند که در صدر مطلب روایات را خواندیم که مرحوم سید فرمودند این دو روایت به جای اینکه دال بر بطلان باشد دال بر صحت است.
حالا فرعی را که دیروز شروع کردیم و ناقص ماند که عبارت هم یک ناقصی داشت:
«ثمّ على فرض صحّة الحجّ عن الغير و لو مع التمكّن و العلم بوجوب الفوريّة» بر فرض که گفتیم حجی را که به جا می‌آورد کسی که حج بر او واجب شده است و امکان اتیان حج را هم دارد اما انجام نمی‌دهد حج عن الغیر را انجام می‌دهد و آمدند و قرارداد اجاره بستند و از طرف غیر اجیر شدند برای انجام عمل حج؛ آیا این اجاره صحیح است یا خیر؟
قبل از اینکه ورود به بحث اجاره پیدا کنیم بحث قبلی است که گفتیم اگر چنانچه حج را به جا آورد از نظر وضعی حج صحیح است. منتهی از نظر تکلیفی معصیت کرده است. حالا می‌خواهیم این را به شکلی اصلاح کنیم. بگوییم بیاید اجیر شود. چون یک وقت حج را ندباً انجام می‌دهد و یک وقت تطوعاً انجام می‌دهد و یک وقت هم اجیر می‌شود. چون وقتی اجیر شد به وسیله عقد اجاره آوردن عمل بر او واجب می‌شود. چون اجیر شده و قرارداد بسته است.
دیروز این فرع را شروع کردیم که مرحوم سید می‌فرماید «ثمّ على فرض صحّة الحجّ عن الغير و لو مع التمكّن» ممکن است حج خودش را به جا بیاورد، عالم هم هست به اینکه وجوب حج بر او فوریت دارد اما اقدام به انجام حج برای خودش نکرد و اجیر شد. بحثی که روز گذشته شروع کردیم و امروز باید تمام کنیم این است که این عقد اجاره درست هست یا نیست؟ 
اگر چنانچه کسی عالم است بر اینکه حج بر او واجب است و تمکن بر انجام حج هم دارد و علم هم دارد که وجوب حج بر او وجوب فوری است، عقد اجاره بسته است با وصی یا ولی میت که حج را نیابتاً علی المیت انجام دهد. این عقد اجاره درست هست یا نیست.
تا اینجا بحث، بحث اجاره نیست. بحث این است که کسی وجب علیه الحج و تمکن من اتیانه و علم به فوریت هم دارد اما انجام نمی‌دهد و حج از غیر انجام می‌دهد؛ ندباً یا برای خودش تطوعاً. این بحث تمام شد. حالا بحث دیروز که شروع کردیم این است که اگر عالم به وجوب حج و استطاعت است و عالم به فوریت هم هست اما از طرف غیر اجیر شد؛ عقد اجاره بست. کلام در این است که این عقد اجاره درست هست یا خیر؟
عبارت را دقت بفرمایید: «ثمّ» یعنی بعد از عبور از بحث قبلی که کسی حج بر او واجب است و حج واجب را انجام نمی‌دهد و حج مستحبی انجام می‌دهد یا برای غیر یا برای خودش. «على فرض صحّة الحجّ عن الغير» بنا بر اینکه بگوییم اتیان حج از نظر حکم وضعی صحیح است و از نظر تکلیفی جایز نیست؛ حج صحیح است منتهی معصیت کرده است. کما اینکه تمثیل زدیم به باب ازاله نجاست از مسجد؛ کسی که وارد مسجد می‌شود و موقع نماز ظهر است از آن طرف هم می‌بیند که مسجد تنجیس شده است. اینجا اقدام به تطهیر مسجد وجوب فوری است. تأخیر جایز نیست. اما نماز واجب موسع است. نماز را می‌خواند به جای اینکه ازاله کند. حالا این نماز صحیح است یا خیر؟ اینجا هم همین‌طور است کسی که حج بر او واجب فوری است منتهی اقدام به واجب دیگری می‌کند. به‌صورت عقد اجاره حج انجام می‌دهد.
«ثمّ على فرض صحّة الحجّ عن الغير» که بگوییم از نظر وضعی حج درست است «و لو مع التمكّن» هیچ عذری هم ندارد و می‌تواند برود. «و العلم بوجوب الفوريّة» و می‌داند که وجوب حج بر او وجوب فوری است و تأخیر در آن جایز نیست. «ثمّ على فرض صحّة الحجّ عن الغير و لو مع التمكّن و العلم بوجوب الفوريّة لو آجر نفسه لذلك» لذلک یعنی لاتیان الحج عن الغیر. حالا بحث این است که این عقد اجاره درست است یا خیر؟
بنابراین ذهن شما عزیزان روی این سؤال متمرکز شود. کسی که مستطیع است، عالم به استطاعت است، عالم به وجوب فوری است و تمکن از اتیان حج هم دارد با همه این فروض حج واجبش را انجام نمی‌دهد و قرارداد اجاره با وصی یا وارث میت می‌بندد. «لو آجر نفسه لذلك» حالا بحث این است که این عقد اجاره درست است یا خیر؟
«فه الإجارة أيضاً صحيحة أو باطلة» ایضاً یعنی حجی را که انجام می‌دهد صحیح است می‌خواهیم ببینیم حج بالاجاره هم صحیح است؟ مثل حج بغیرالاجاره؟ «مع كون حجّه صحيحاً عن الغير؟» با اینکه در فرض قبل گفتیم اگر چنانچه از طرف دیگری با وجود اینکه حج بر خودش واجب است از طرف دیگری ندباً یا تطوعاً انجام دهد حجش صحیح است. منتهی معصیت کرده است.
«الظاهر بطلانها، و ذلك» علت بطلان چیست؟ برای اینکه عقد اجاره یکی از عقود لازمه است. در عقود لازم قدرت موجر بر انجام چیزی که اجاره شده است واجب است. مثل بیع مال غیر که باطل است چون شما شرعاً و تکویناً هیچ سلطه‌ای بر مال ندارید. اینجا هم همین‌طور است. شما عقد اجاره‌ای را می‌بندید که شرعاً قادر نیستید. شرعاً قدرت بر انجامش ندارید چون شما مأمور به انجام حج خودتان هستید. کسی که مأمور به انجام حج واجب خودش است قدرت ندارد حج دیگری را انجام دهد. منظور از قدرت، قدرت تکوینی نیست. منظور قدرت شرعی است. از نظر شرعی ایشان قادر نیست انجام دهد. در یک موسم حج بخواهد دو حج را به جا بیاورد. هم حج نفس و هم حج عن الغیر. 
«الظاهر بطلانها، و ذلك لعدم قدرته شرعاً على العمل المستأجر عليه» اینجا حاشیه داریم. هم حاشیه حضرت امام و هم حاشیه حضرت آیت‌الله‌العظمی گلپایگانی. 
«الامام الخميني: بل لعدم إمكان لزوم الوفاء بالإجازة مع فوريّة الحجّ‌» نه تنها اینکه قدرت ندارد، تمکن وفاء به اجاره هم ندارد. چون ذمه‌اش مشمول به حج خودش است. کسی که مشمول الذمه باشد برای حج خودش نمی‌تواند حج از غیر به جا بیاورد.
«الگلپايگاني: بل لأنّ صحّة الإجارة تستلزم الأمر بضدّ الواجب و هو محال» لازمه‌اش این است که در حالی که مأمور به اتیان حج عن نفسه است مأمور به حج واجب از خودش نهی از ضدش شده است. چون حج خودش واجب است و حج غیر منهی عنه است. «لأنّ صحّة الإجارة تستلزم الأمر بضدّ الواجب و هو محال» ضد واجب چیست؟ آن چیزی که واجب است حج خودش است. ضد واجب خودش حج اجاره‌ای است.
«لأنّ المفروض وجوبه عن نفسه فوراً» فرض این است که حج خودش بر خودش واجب است و وجوبش هم وجوب فوری است. پس وقتی که امر به اتیان حج برای خودش هست دیگر نمی‌شود امر به اتیان حج عن الغیر هم باشد. امر به شیء امر به ضد نمی‌کند، امر به شیء نهی از ضد می‌کند.
حالا کسی اشکال کند. بگوید اگر انجام داد آیا حجش درست است یا خیر؟ بر او جایز نیست حج عن الغیر انجام دهد اما اگر انجام داد؛ سرکشی کرد؛ حجی که انجام داده است صحیح است؟ می‌گوییم بله. چطور می‌شود؟ پس اگر حجش صحیح است می‌تواند عقد اجاره هم ببندد. مرحوم سید این اشکال را جواب می‌دهد. می‌فرمایند صحت حج که حکم وضعی است منافاتی ندارد بر اینکه عقد اجاره باطل باشد.
«و كون حجه صحيحاً على تقدير المخالفة لا ينفع في صحّة الإجارة خصوصاً على القول بأنّ الأمر بالشي‌ء نهي عن ضدّه» روی مبنای اینکه امر به شیء نهی از ضد می‌کند یا خیر؛ شما مأمور به انجام حج خودتان هستید. دلالت التزامیش چیست؟ نهی از حج عن غیر است. پس بنابراین این عقد اجاره‌ای که شما می‌بندید که حج را از طرف غیر انجام دهید منهی عنه است. چون امر به انجام حج خودتان هست. امر به شیء نهی از ضد؛ پس قرارداد اجاره باطل است.
«لأنّ اللَّه إذا حرّم شيئاً حرّم ثمنه» این پولی که گرفته اید حرام است. «و إن كانت الحرمة تبعيّة» ولو اینکه حرمت انجام حج عن الغیر حرام است، منتهی نه حرمت نفسی بلکه حرمت تبعی، یعنی به تبع وجود حج بر خودش حج از غیر منهی عنه است.
این یک فرض بود. فرض دیگری را مرحوم سید مطرح می‌کنند در باب عقد مشروط یا بیع مشروط. اگر چنانچه جنابعالی خانه‌ای را به کسی فروختید و شرط ضمن عقد کردید که من این خانه را به جنابعالی می‌فروشم به شرط اینکه شما این خانه را وقف حوزه علمیه کنید. مثالی که مرحوم سید و دیگران زده اند مثال به عبد زده اند. که شما می‌گویید من این عبد را به شما می‌فروشم مشروط بر اینکه این عبد را آزاد کنید. بیع عبد به شرط آزادی عبد از طرف مشتری. حالا مشتری به شرط ضمن عقد وفا نکرد. یعنی عبدی را که از شما خریده است به جای اینکه آزاد کند بفروشد. این بیع ثانوی صحیح است یا باطل است؟ خُب می‌گویند بیع صحیح است. از آن طرف بایع اول هم حق فسخ دارد به دلیل تخلف از شرط. مرحوم سید می‌فرماید ما نحن فیه با مسئله شرط ضمن عقد چه فرقی دارد که در آنجا شما می‌گویید صحیح است منتهی طرف حق فسخ دارد.
« فإن قلت: ما الفرق بين المقام» یعنی بین ما نحن فیه که اگر کسی عالم باشد به وجوب حج و فوریت حج و حج را از غیر انجام دهد جایز نیست و معصیت کرده است اما حجش صحیح است. «و بين المخالفة للشرط في ضمن العقد مع قولكم بالصحّة هناك» در باب تخلف شرط از مشروط شما می‌گویید که بیع صحیح است. اینجا می‌گویید اجاره صحیح نیست. «مع قولكم بالصحّة هناك» هناک یعنی چه؟ یعنی شرط ضمن عقد. «كما إذا باعه عبداً و شرط عليه أن يعتقه فباعه» شما عبدی را به کسی فروختید و شرط ضمن عقد کردید که می‌فروشم به شما به شرط اینکه عبد را آزاد کنید؛ منتهی طرف مقابل که مشتری باشد به شرط عمل نکرد. شما شرط کرده بودید که آزاد کند اما او فروخت. حالا بیع دوم صحیح است یا باطل است؟ به صحت فتوا داده اند. «حيث تقولون بصحّة البيع، و يكون للبائع خيار تخلّف الشرط؟» بایع اول می‌تواند معامله را به هم بزند.
والسلام عليكم ورحمة الله و بركاته
برچسب ها
کاشان - خیابان شهید بهشتی - کوچه جمال آباد - دفتر نماینده مقام معظم رهبری و امام جمعه کاشان - کدپستی: ۸۷۱۴۶۷۸۳۸۹
تلفن: ۵۵۷۸۱۸۱ - ۵۵۷۸۸۸۸ - ۵۵۷۲۲۴۴ (۰۳۱)
نمابر: ۵۵۷۸۱۸۲ (۰۳۱)
© کلیه حقوق مادی و معنوی برای پایگاه اطلاع رسانی سفیر ولایت محفوظ است. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.