/
صفحه اصلی
/
خبرخوان
/
ارتباط با ما
/
¤ ۱۳۹۶ چهارشنبه ۲۲ آذر
تاریخ ارسال:۱۳۹۵ دوشنبه ۱۰ آبان
چاپ خبر
تفسیر قرآن کریم - سوره آل عمران آیات 116 الی 118 - مورخ دهم آبان ماه 1395 تفسیر قرآن کریم - سوره آل عمران آیات 116 الی 118 - مورخ دهم آبان ماه 1395
تفسیر قرآن کریم
حضرت آیت الله نمازی
نماینده محترم مقام معظم رهبری و امام جمعه کاشان
به تاریخ 10/8/1395
آیات: 116 – 117 - 118

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین؛ اللهم أخرجنا من ظلمات الوهم واكرمني بنور الفهم؛ اللهم افتح أبواب مدائن معرفتك و أدخلنا فيها و عرفنا جميع مراتبها و منازلها و مقاماتها و ارفعنا إلي أعلي مراتبها
آمين يا رب العالمين

إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَنْ تُغْنِيَ عَنْهُمْ أَمْوَالُهُمْ وَلَا أَوْلَادُهُمْ مِنَ اللَّهِ شَيْئًا وَأُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ﴿۱۱۶﴾
كسانى كه كفر ورزيدند هرگز اموالشان و اولادشان چيزى [از عذاب خدا] را از آنان دفع نخواهد كرد و آنان اهل آتشند و در آن جاودانه خواهند بود(۱۱۶)

مَثَلُ مَا يُنْفِقُونَ فِي هَذِهِ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا كَمَثَلِ رِيحٍ فِيهَا صِرٌّ أَصَابَتْ حَرْثَ قَوْمٍ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ فَأَهْلَكَتْهُ وَمَا ظَلَمَهُمُ اللَّهُ وَلَكِنْ أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ ﴿۱۱۷﴾
مثل آنچه [آنان] در زندگى اين دنيا [در راه دشمنى با پيامبر] خرج مى كنند همانند بادى است كه در آن سرماى سختى است كه به كشتزار قومى كه بر خود ستم نموده‏ اند بوزد و آن را تباه سازد و خدا به آنان ستم نكرده بلكه آنان خود بر خويشتن ستم كرده‏ اند (۱۱۷)

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا بِطَانَةً مِنْ دُونِكُمْ لَا يَأْلُونَكُمْ خَبَالًا وَدُّوا مَا عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضَاءُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ وَمَا تُخْفِي صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآيَاتِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ ﴿۱۱۸﴾
اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد از غير خودتان [دوست و] همراز مگيريد [آنان] از هيچ نابكارى در حق شما كوتاهى نمى ‏ورزند آرزو دارند كه در رنج بيفتيد دشمنى از لحن و سخنشان آشكار است و آنچه سينه‏ هايشان نهان مى دارد بزرگتر اس ت در حقيقت ما نشانه‏ ها[ى دشمنى آنان] را براى شما بيان كرديم اگر تعقل كنيد (۱۱۸)

*** *** ***

این آیه در ادامه آیات قبل از است که در جلسه گذشته بحث کردیم؛ آیات 113 و 114 و 115. خداوند فرمود اهل کتاب دو دسته اند؛ گروهی هستند که در برابر پیامبر اکرم (ص) تسلیم حق نشده اند، ایمان نیاورده اند و سرکشی کرده اند و غیر از این که ایمان نیاوردند در برابر پیامبر (ص) لشکرکشی هم کردند. در آیات قبل بیان شد که البته همه اهل کتاب هم این چنین نیستند و در آن ها استثناء هم وجود دارد. «لَيْسُوا سَوَاءً مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ أُمَّةٌ قَائِمَةٌ يَتْلُونَ آيَاتِ اللَّهِ آنَاءَ اللَّيْلِ وَهُمْ يَسْجُدُونَ ﴿۱۱۳﴾» این آیه در مقام توصیف اهل کتابی است که به پیامبر (ص) و اسلام ایمان آوردند و اهل بندگی خداوند شدند.

آیه 116:
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَنْ تُغْنِيَ عَنْهُمْ أَمْوَالُهُمْ وَلَا أَوْلَادُهُمْ مِنَ اللَّهِ شَيْئًا وَأُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ﴿۱۱۶﴾

گروه دیگری از اهل کتاب هستند که آیات امشب در مورد آن ها بیان می شود و توصیف می شوند. «إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا» آنان که کفر ورزیدند و تسلیم حق نشدند و در برابر پیامبر حق سرکشی و صف آرایی کردند. «لَنْ تُغْنِيَ عَنْهُمْ أَمْوَالُهُمْ وَلَا أَوْلَادُهُمْ مِنَ اللَّهِ شَيْئًا» ثروت و فرزندان آن ها نمی توانند از آن ها در برابر عذاب الهی مقابله کنند.
نکته ادبی که در این آیه وجود دارد این است که کلمه «شَيْئًا» نکره است و بعد از «لَنْ تُغْنِيَ» قرار گرفته است که حرف نفی است؛ حرف نفی هم دو صورت است: یک نفی ابدی داریم «لَنْ تُغْنِيَ» یعنی هیچگاه، هیچ وقت، هیچ زمانی اموال و فرزندان آن ها نمی توانند جلوی عذاب الهی را بگیرد. یعنی مال و ثروت و فرزندان ها هیچ نقشی ولو یک ذره ولو اندک برای پیشگیری از عذاب الهی در آخرت نخواهند داشت که در تفسیر آیه توضیح خواهیم داد.
«وَأُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ» کسانی که کفر ورزیدند و تسلیم نشدند کسانی هستند که در آتش جهنم با هم همراه هستند. «أَصْحَابُ» یعنی کنار هم. کنار آتش هم که هستند موقتی نیست بلکه همیشگی است. «وَأُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ» در آتش بودنشان موقت نیست. مثل دنیا نیست که افراد به طور موقت بازداشت شوند چند روز نگه می دارند و بعد آزاد می کنند اما بعضی ها هم هستند که حبس ابد دارند. خداوند می فرماید عذاب کفار موقت نیست.

آیه 117:
مَثَلُ مَا يُنْفِقُونَ فِي هَذِهِ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا كَمَثَلِ رِيحٍ فِيهَا صِرٌّ أَصَابَتْ حَرْثَ قَوْمٍ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ فَأَهْلَكَتْهُ وَمَا ظَلَمَهُمُ اللَّهُ وَلَكِنْ أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ ﴿۱۱۷﴾

«مَثَلُ مَا يُنْفِقُونَ فِي هَذِهِ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا». خداوند گاهی مطالب را که مقداری سخت و سنگین و پیچیده است با مثال به بندگانش منتقل می کند.
«إِنَّ اللَّهَ لا يَسْتَحْيي أَنْ يَضْرِبَ مَثَلاً ما بَعُوضَةً فَما فَوْقَها» خداوند می فرماید ما در مقام هدایت بندگان هستیم؛ برای هدایت و تعلیم و آموزش بندگان از همه ابزارها استفاده می کنیم، گاهی هم از مثال استفاده می کنیم. 
خداوند در این آیه می خواهد مطلب را تشبیه کند؛ چون در بیانات علمی دو نوع مسئله و مطلب وجود دارد. یکی محسوس است یعنی بالحس قابل درک است؛ و مطالبی هم معقول استو معقول و محسوس. محسوس یعنی چیزهایی که با حسیات انسان قابل درک است؛ دست را روی آتش می گذارید معلوم می شود داغ است؛ دست را جلوی کولر نگه می دارید معلوم می شود سرد است؛ یا غذا را می چشید متوجه می شوید تلخ است شرین است یا شور است. این ها حسی است و با حس قابل درک است. اما مسائلی هم وجود دارد که عقلانی است. درک مسائل عقلانی برای همه قابل درک نیست؛ اینکه می بینید انسان ها در فهمشان متفاوت است. خداوند به برخی ذهن قوی داده است، به محض اینکه مطلب را اشاره می کنید تا آخرش را می گیرد. بعضی ها هم هر چه برایشان تکرار می کنید همان سرجای اولاش هستند. لذا در کتب علمی مخصوصاً باب توحید که مسئله پیچیده ای است و به عقل هر کسی نمی رسد ائمه (ع) یا خود قرآن برای معرفی ذات اقدس ربوبی چون مادّه نیست که بتوان با چشم او را ببینیم، از طریق تشبیه معقول به محسوس مطلب را انتقال می دهند. 
خداوند در این آیه می فرماید جایگاه و موقعیت و مثال این کفار مثل کسانی هست که به مال و ثروت و فرزندانشان تکیه می کنند. به مالشان می نازند، به اینکه اولاد زیاد دارند می نازند. مثل این ها، مثل باغبانی است که کشت کرده است، سال ها زحمت کشیده و مزرعه ای را احیاء کرده است، یک مرتبه در فصل سرما باد سرد تند مسموم می آید و همه را از بین می برد. کفار هم با این ثروت و مالی که دارند با خداوند نمی توانند مقابله کنند؛ از بین می روند و نابود می شوند.
«مَثَلُ مَا يُنْفِقُونَ فِي هَذِهِ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا» سرمایه داران کفار و مشرکین آنچه که راه سرکوب کردن توحید و انقلاب پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم هزینه می کنند، جواب نمی دهد. همانطور که الان امروز هم ملاحظه می فرمایید. بالاخره ثروت آل سعود لعنت الله صرف خرید هواپیماهای نظامی و جنگ افزار ها و استفاده از مواد منفجره می شود اما نمی تواند ملت مظلوم یمن را تسلیم کنند. رسوایش برای آن ها می ماند و بالاخره زمانی هم انشاءالله این جنگ با حول و قوه الهی و نصرت جبهه حق پایان می یابد؛ همانطور که دفاع هشت ساله ما به پایان رسید؛ اما آن ها رسوا شدند. مثل و موقعیت آن چیزی که ثروتمندان در راه سرکوب نهضت پیامبر (ص) هزینه می کنند، مانند وزش بادی سرد و مسموم است وقتی به سمت کشاورزی می آید همه چیز را نابود می کند. «كَمَثَلِ رِيحٍ فِيهَا صِرٌّ» صر یعنی باد سرد و سهمگین؛ سال های گذشته می گفتند سرما درختان را سوزانده است. «كَمَثَلِ «رِيحٍ فِيهَا صِرٌّ أَصَابَتْ حَرْثَ» أَصَابَتْ حَرْثَ «قَوْمٍ» مثل باد سردی است که به کشتزار می وزد و آن را نابود می کند و می سوزاند. حرث یعنی کشت. «ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ» این ها به خودشان ستم کردند؛ مگر می توان با خداوند مبارزه کرد. انسان ضعیفِ کوچکِ ناتوانِ نادان در برابر خدای خالقِ عالمِ قویِ عزیز می خواهد مقابله کند؟ مگر می شود؟ «ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ فَأَهْلَكَتْهُ» وزش باد سمی و سرد همه را نابود می کند.
خُب این نتیجه چه کاری بوده است؟ نتیجه اعمالش است. «إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَومٍ حَتّى يُغَيِّروا ما بِأَنفُسِهِم». این ظلم خداوند نیست که کسی بگوید چرا خداوند کشت آن ها را خراب می کند؛ می فرماید «وَمَا ظَلَمَهُمُ اللَّهُ وَلَكِنْ أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ» خداوند به آن ها ستم نکرده است؛ آن ها خودشان به خودشان ستم کرده اند. خداوند نیاز به ستم ندارد؛ ستم کردن مالِ انسان های ضعیف و عاجز است که توان ندارد و به ظلم و ستم متوسل می شوند. کسی که قادر است، قوی است، عزیز است، متوسل به ابزار ظالمانه نمی شود؛ هر فعل و حرکت و کُنشی به طور طبیعی و تکوینی یک واکنش دارد؛ هر عملی یک عکس العمل دارد؛ وقتی شما آتش به جایی بیاندازید خُب می سوزاند؛ اگر آب را روی جایی سرازیر کند سیل به راه می افتد. حرکتی که کفار در برابر حق و پیامبر (ص) خداوند انجام دادند ستمی است که بر خودشان کرده اند و این عذاب الهی را برای خودشان قرار دادند. «وَلَكِنْ أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ».

متعارف در جامعه بشری همیشه بوده است و الآن هم هست به خصوص در اعصار گذشته و جاهلیت و قبل از اسلام انسان ها با داشتن ثروت به یکدیگر فخر می فروختند؛ ثروت داشتن یکی از معیارهای بزرگی بوده است؛ هر کس که پولدار و ثروتمند بوده در جامعه هم موقعیت برتری داشته اند. الآن هم همینطور است؛ انسان های پولدار و ثروتمند در جامعه وقتی جایی وارد می شوند عده ای در جلوی پایشان بلند می شوند؛ به خاطر پولش احترامش می کنند؛ والا یک مؤمن انقلابی آسمان جل جایی وارد شود کسی محلش نمی گذارد مگر کسانی که عارف باشند و حق انقلابی ها را بدانند تکریم کنند.
بنابراین ثروت و مال همیشه در نگاه انسان ها بزرگ دیده می شده اند. «زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاء وَالْبَنِينَ وَالْقَنَاطِيرِ الْمُقَنطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ»؛ ثروت همیشه در نگاه انسان ها جاذبه داشته است، هم در دوران جاهلیت و هم در حال حاضر. در دوران جاهلیت یکی ثروت، یکی داشتن فرزندان زیاد باعث افتخار بوده است. آیه شریفه می فرماید «أَلْهَاكُمْ التَّكَاثُرُ» یکی از چیزهایی که در جاهلیت بوده است مثل الان بلاتشبیه بعضی شهرها به شهرهای دیگر می گویند جمعیت ما زیادتر است؛ روی تعداد کمی با یکدیگر رقابت می کنند. آیه شریفه این تفکر را نهی می کند «أَلْهَاكُمْ التَّكَاثُرُ * حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ» می گویند محله و شهر و جمعیت ما و دانشگاه های ما و تحصیل کرده های ما از شهر شما بیشتر است. در جاهلیت این بوده است الان هم هست منتهی به اشکال دیگری.
آیه شریفه می فرماید کفار با مال و فرزندانشان نسبت به مسلمانان فخر فروشی می کردند؛ برتری طلبی می کردند. منتهی این ها نمی دانند که پول و فرزند نمی تواند جلوی عذاب الهی را بگیرد. «یَوْمَ لا یَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُوْنَ». کفار مال و اولادشان را به رخ مسلمانان می کشیدند. خداوند فرمود این ها به درد نمی خورد. در قیامت و محشر ما چیز دیگری می خواهیم؛ انسان ها باید یک ثروت و سرمایه دیگری داشته باشند و آن توحید است.
لذا این آیه، تفکر جاهلی کفار را محکوم می کند که با مال و اولادشان به دیگران می نازیدند. لذا می فرماید «وَأُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ» آن ها اهل جهنم هستند و حضورشان در جهنم موقتی هم نیست بلکه برای همیشه است. و آن چیزی که آنها در این راه انفاق و هزینه می کنند برای مقابله به خودشان بر می گردد. مثل امروز، چیزهایی که آمریکایی ها و انگلیسی ها و اسرائیلی ها برای سرکوب مسلمانان هزینه می کنند به جایی نمی رسند؛ این درگیری ها و ظلم ها و تجاوز ها تاریخ دارد؛ در مقدرات الهی هر چیزی یک تاریخ ظهور و یک تاریخ افول دارد و هیچ کدام از این هزینه ها نمی تواند حق را بپوشاند. «يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَ يَأْبَى اللَّهُ إِلاَّ أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ». 
لذا این افراد با قدرت خداوند مبارزه می کنند ولی سخت در اشتباهند. یکی از علما خیلی سال پیش می خواست به کربلا مشرف شود به طور قاچاق. از اروند رود  عبور کرد؛ روزها در لابه لای درختان مخفی می شدند و شب ها حرکت می کردند. می گفت روز در جایی مخفی بودم دیدم دو کشاورز عرب با هم صحبت می کنند. بهم می گفتند «ان الله سبحان و تعالی یضحک مرتین»؛ خداوند دوبار خنده اش می گیرد. می گفت برای من جالب بود که این عوام با زبان عوامیشان درس توحید می دهند. یکی در جایی که می خواهد کسی را ترفیع مقام بدهد اما عده ای مخالفت می کنند و پرونده سازی می کنند و در برابر فرمان خدا می ایستند. مثل ترفیع مقامی که خداوند به پیامبر(ص) داد؛ به ائمه (ع) داد؛ به امام (ره) داد؛ به علما داد؛ به مقام معظم رهبری داد؛ به رزمندگان داد؛ به شهدا داد؛ به جانبازان داد. مقاماتی که خداوند می دهند و کسی هم نمی تواند کاری کند. در جایی که خداوند می خواهد کسی را بالا ببرد، عده ای از بندگان جاهل و نادان می خواهند کارشکنی و مقاومت کنند؛ خداوند خنده اش می گیرد که این افراد می خواهند با او مقابله کنند. یک وقت هم هست که خداوند می خواهد کسی را زمین بزند «الحمدُ للهِ الذي يُؤمنُ الخائفين، ويُنَجِّي الصالِحين، ويَرْفَعُ المُستَضعَفِين، ويَضَعُ المُستُكُبرين» کسی را می خواهد پایین بیاندازد اما عده ای ایستاده اند و مقاومت می کنند؛ خداوند خنده اش می گیرد که این بنده های کوچک می خواهند با من مقابله کنند. با خدا که نمی توان مبارزه کرد. آنقدر فرعون ها آمدند، آنقدر بوش ها آمدند، آنقدر صدام ها آمدند؛ در نهایت همه رفتند؛ با خدا که نمی توان مقابله کرد.
«مَثَلُ مَا يُنْفِقُونَ فِي هَذِهِ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا كَمَثَلِ رِيحٍ فِيهَا صِرٌّ أَصَابَتْ حَرْثَ قَوْمٍ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ فَأَهْلَكَتْهُ وَمَا ظَلَمَهُمُ اللَّهُ وَلَكِنْ أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ ﴿۱۱۷﴾»؛ نمونه این موضوع دقیقاً در عصر ما در جنگ هایی که در منطقه داریم، اعمال و رفتار آل سعود، آل نهیان و آل خلیفه می بینیم و انشاءالله به زودی سفره آن ها هم جمع می شود. همانطور که شاه رفت، صدام رفت، قذافی رفت، دیگران رفتند، همه می روند اما حق می ماند و نابود شدنی نیست.

آیه 118:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا بِطَانَةً مِنْ دُونِكُمْ لَا يَأْلُونَكُمْ خَبَالًا وَدُّوا مَا عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضَاءُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ وَمَا تُخْفِي صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآيَاتِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ ﴿۱۱۸﴾
یکی از آیات مهم سیاسی قرآن همین است که جایگاه و موقعیت استکبار جهانی را برای مسلمانان بیان می کند. این آیه در واقع یک بحث سیاسی است که انشاءالله در جلسه آینده بحث خواهیم کرد.

اللهم انا نَسئَلُک و نَدعُوک بِاسمِکَ العَظیمِ الاَعظَم الاَعَزِ العَجَّلِ الاَکرَم یا الله
پروردگارا ما را قدردان نعمت انقلاب و امام و مجاهدان و شهدا و آزادگان قرار بده؛
به ما توفیق پاسداری از قرآن و انقلاب و اسلام و کشور عنایت بفرما؛
پروردگارا؛ در ظهور آقا و مولای ما تعجیل بفرما؛
پروردگارا؛ ما را از اصحاب عالمِ عارفِ عابدِ زاهدِ مجاهدِ رزمنده در رکاب حضرتش قرار بده؛
پروردگارا؛ مرگ ما را شهادت در راه خودت، زیر پرجم نبیت در کنار ولی ات مقرر بفرما؛
پروردگارا؛ روح و رحمت و رضوان واسعه خودت را بر روح بلند امام، شهدا و گذشتگان را نازل بفرما.
پروردگارا؛ دل های ما را به نور معرفت خودت و اولیاء خودت روشن بفرما؛
پروردگارا؛ نظام مقدس جمهوری اسلامی، مقام معظم رهبری، جوانان عزیز ما، نوامیس ما، نیرو های مسلح ما را محافظت بفرما؛

والسلام عليکم و رحمه الله و برکاته

برچسب ها
مطالب مرتبط
کاشان - خیابان شهید بهشتی - کوچه جمال آباد - دفتر نماینده مقام معظم رهبری و امام جمعه کاشان - کدپستی: ۸۷۱۴۶۷۸۳۸۹
تلفن: ۵۵۷۸۱۸۱ - ۵۵۷۸۸۸۸ - ۵۵۷۲۲۴۴ (۰۳۱)
نمابر: ۵۵۷۸۱۸۲ (۰۳۱)
© کلیه حقوق مادی و معنوی برای پایگاه اطلاع رسانی سفیر ولایت محفوظ است. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.