/
صفحه اصلی
/
خبرخوان
/
ارتباط با ما
/
¤ ۱۳۹۶ يکشنبه ۲۶ آذر
تاریخ ارسال:۱۳۹۵ دوشنبه ۳ آبان
چاپ خبر
تفسیر قرآن کریم - سوره آل عمران آیات 113 الی 115 - مورخ سوم آبان ماه 1395 تفسیر قرآن کریم - سوره آل عمران آیات 113 الی 115 - مورخ سوم آبان ماه 1395
تفسیر قرآن کریم
حضرت آیت الله نمازی
نماینده محترم مقام معظم رهبری و امام جمعه کاشان
به تاریخ 3/8/1395
آیات: 113 – 114 - 115

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین؛ اللهم أخرجنا من ظلمات الوهم واكرمني بنور الفهم؛ اللهم افتح أبواب مدائن معرفتك و أدخلنا فيها و عرفنا جميع مراتبها و منازلها و مقاماتها و ارفعنا إلي أعلي مراتبها
آمين يا رب العالمين
«السَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَی الاَرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُمْ»
«اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ»

لَيْسُوا سَوَاءً مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ أُمَّةٌ قَائِمَةٌ يَتْلُونَ آيَاتِ اللَّهِ آنَاءَ اللَّيْلِ وَهُمْ يَسْجُدُونَ ﴿۱۱۳﴾ 
[ولى همه آنان] يكسان نيستند از ميان اهل كتاب گروهى درستكردارند كه آيات الهى را در دل شب مى‏ خوانند و سر به سجده مى ‏نهند (۱۱۳)

يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَأُولَئِكَ مِنَ الصَّالِحِينَ﴿۱۱۴﴾ 
به خدا و روز قيامت ايمان دارند و به كار پسنديده فرمان مى‏ دهند و از كار ناپسند باز مى دارند و در كارهاى نيك شتاب مى كنند و آنان از شايستگانند(۱۱۴)

وَمَا يَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ فَلَنْ يُكْفَرُوهُ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالْمُتَّقِينَ ﴿۱۱۵﴾ 
و هر كار نيكى انجام دهند هرگز در باره آن ناسپاسى نبينند و خداوند به [حال] تقواپيشگان داناست (۱۱۵)

*** *** ***

این آیات شریفه در ادامه آیات قبل است که در جلسات گذشته خداوند وضعیت فکری، عملی و اخلاقی و رفتاری اهل کتاب به خصوص یهود را بیان کردند؛ و در آیه قبل فرمودند «ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ» سرنوشت یهود اسلام ستیز این شده است که ذلیل هستند. «ضُرِبَتْ» یعنی «کُتِبَتْ»؛ ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ أَيْنَ مَا ثُقِفُوا إِلَّا بِحَبْلٍ مِنَ اللَّهِ وَحَبْلٍ مِنَ النَّاسِ وَبَاءُوا بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ» یهود مبغوض خداوند سبحان است. «وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الْمَسْكَنَةُ» یعنی بیچارگی؛ این ها تا آخر بیچاره هستند.  به چه دلیل؟ «ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُوا يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ» آیات خداوند را انکار می کردند؛ زیر بار نمی رفتند و هر چه پیامبر (ص) آن ها را ارشاد می کرد، مقاومت می کردند؛ «وَيَقْتُلُونَ الْأَنْبِيَاءَ بِغَيْرِ حَقٍّ» رهبران معنوی و هادیان جامعه را ترور می کردند. «ذَلِكَ بِمَا عَصَوْا وَكَانُوا يَعْتَدُونَ»
 خّب آیات قبل را که خواندیم ممکن است کسی ذهنیت پیدا کند که پس همه یهود خارج از روال و چارچوبی که خداوند می خواهند هستند. آیه ای که امشب بحث می کنیم استثناء قائل می شود؛ اشتباه نشود که همه یهود این چنین هستند.

آیه 113:
لَيْسُوا سَوَاءً مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ أُمَّةٌ قَائِمَةٌ يَتْلُونَ آيَاتِ اللَّهِ آنَاءَ اللَّيْلِ وَهُمْ يَسْجُدُونَ ﴿۱۱۳﴾

«لَيْسُوا سَوَاءً» لَیسُوا جمع لَیسَ است، از افعال ناقصه است، دارای اسم است و خبر. لَيْسُوا به معنای نفی است، یعنی اینگونه نیست؛ اینطور نیست که همه اهل کتاب در یک ردیف باشند و همه مثل هم باشند و همه با انبیاء مخالفت کنند. «لَيْسُوا سَوَاءً» سواء یعنی هم طراز و هم ردیف. «مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ أُمَّةٌ قَائِمَةٌ» بلکه عده ای از اهل کتاب انسان هایی هستند که در راه حق مستمر و قائم و ثابت قدم هستند. مردان و زنانی هستند که در راه حق و دفاع از حق ایستاده اند و به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم ایمان آورده اند. «أُمَّةٌ قَائِمَةٌ يَتْلُونَ آيَاتِ اللَّهِ» اهل کتاب هستند و کتاب آسمانی و قرآن را تلاوت می کنند و با قرآن مأنوس هستند. «يَتْلُونَ آيَاتِ اللَّهِ آنَاءَ اللَّيْلِ» آنَاءَ جمع إنىً است یعنی لحظه ها؛ در فارسی هم گفته می شود در یک آن. «يَتْلُونَ آيَاتِ اللَّهِ آنَاءَ اللَّيْلِ وَهُمْ يَسْجُدُونَ» در سحرگاهان و نیمه های شب بر می خیزند و با معبود خود راز و نیاز می کنند.
بنابراین این یک خصوصیت که بعضی از اهل کتاب اینگونه بودند:
1. «أُمَّةٌ قَائِمَةٌ»
2. «يَتْلُونَ آيَاتِ اللَّهِ»
3. «وَهُمْ يَسْجُدُونَ»
4. و در آیه بعد «يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ».

آیه 114:
يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَأُولَئِكَ مِنَ الصَّالِحِينَ﴿۱۱۴﴾ 

«يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ» بر خلاف آن یهودی که زیر بار پیامبر (ص) نرفتند با اینکه حضرت عیسی (ع) و حضرت موسی (ع) پیشاپیش بشارت داده بودند که پیامبری خواهد با چنین خصوصیات. در انجیل فرمود «يَأْتي مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ». خُب بعضی ها تعصب را کنار گذاشتند و وقتی پیامبر (ص) مبعوث شد و وارد میدان شد و خود را معرفی کرد، کسانی که اهل کتاب راستین بودند دیدند معیارها و نشانه ها در ایشان هست. «يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ» به پیامبر ایمان آوردند.
5. «وَالْيَوْمِ الْآخِرِ» یعنی معاد و ایمان به مبدأ؛ هر دو را پذیرفتند.
6. «وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ» آمر به معروف هستند؛
7. «وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ» و ناهی از منکر هستند.
8. «وَيُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ» در کارهای خیر پیش قدم هستند و معطل نمی کنند؛ هر جایی که تشخیص دادند خیری باید انجام شود پیش قدم شدند.
«وَأُولَئِكَ مِنَ الصَّالِحِين» این اهل کتابی که به پیامبر اکرم (ص) گرایش پیدا کردند از صالحان هستند.

آیه 115:
وَمَا يَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ فَلَنْ يُكْفَرُوهُ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالْمُتَّقِينَ ﴿۱۱۵﴾ 

«وَمَا يَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ فَلَنْ يُكْفَرُوهُ» هر کار خوبی که این ها انجام دهند، در پرونده اعمالشان ثبت می شود. حبط عمل ندارند. یک چیزی که در بحث آیات قرآن هست بحث حبط است. حبط یعنی ضایع شدن ثواب عملی که انسان انجام می دهد. حبط عمل یعنی فرشتگان روی کارهایی که کرده است خط قرمز می کشند. مکه رفته حساب نمی شود، نماز خواند حساب نمی شود، روزه گرفته حساب نمی شود؛ این معنای حبط است. این گروهی که به پیامبر اسلام ایمان آوردند «وَمَا يَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ فَلَنْ يُكْفَرُوهُ» کارهایشان سرجایشان محفوظ است «وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالْمُتَّقِينَ». بنابراین در حقیقت این آیه دفاع از کسانی است که از یهود به پیامبر اسلام (ص) ایمان آوردند.

یک توضیحی در مورد مفردات و واژه هایی که در این آیه آمده است بیان می کنیم.
واژه اول: «لَيْسُوا سَوَاءً» همانطور که اشاره شد لَیسوا جمع لَیسَ است؛ از افعال ناقصه است، اسم و خبر دارد.
واژه دوم: «مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ» از نظر ادبی خبر «أُمَّةٌ قَائِمَةٌ» است. یعنی روی روال طبیعی باید گفته می شود «أُمَّةٌ قَائِمَةٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ يَتْلُونَ آيَاتِ اللَّهِ» اینجا جار مجرور که «مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ» باشد مقدم شده است یعنی خبر سبقت گرفته است از اسم. چون اسم باید مقدم باشد و خبر بعد از اسم می آید. این جابجایی برای تأکید بر قضیه است. 
نکته دیگر اینکه در «يَتْلُونَ آيَاتِ اللَّهِ»، واژه یَتلُوُنَ صفت است برای اُمَّة. «أُمَّةٌ قَائِمَةٌ» گروهی ثابت و استوار و ثابت قدم که «يَتْلُونَ آيَاتِ اللَّهِ» اهل انس با خداوند هستند.
نکته بعدی «يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ»؛ خصوصیت این امت قائمه این است که ایمان به مبدأ، ایمان به معاد، آمر به معروف و ناهی از منکر هستند.
«وَيُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ»؛ یُسَارِعُون از واژه سرعت است؛ معنای سرعت اقدام و عمل بدون فوت فرصت است. که مثلاً پدر به فرزند می گوید مهمان در حال آمدن است، سریع برو فلان مواد را خریداری کن، یعنی بدون فوت فرصت تا کار عقب نیفتد. این امت قائمه «وَيُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ» هیچ فرصتی را از دست نمی دهند و کار را در حداقل زمان انجام می دهند. بنابراین سرعت با عجله تفاوت دارد. سرعت یعنی تقدم در انجام چیزی که باید انجام شود؛ این یعنی سریع. عجله یعنی اینکه چیزی را که باید با حوصله و صبر انجام شود، با شتاب انجام دهند.
بنابراین این آیه از آیات قبل استثناء است که خداوند یهود و اهل کتاب را توبیخ و سرزنش کرد؛ ممکن است ذهنیت پیش بیاید که همه یهود اینچنین هستند؛ خداوند استثناء می کند. آن چیزی که در آیات قبل راجع به یهود آمد شش عنوان بود:
1. «ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ»
2. «وَبَاءُوا بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ»
3. «وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الْمَسْكَنَةُ»
4. «يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ»
5. «وَيَقْتُلُونَ الْأَنْبِيَاءَ»
6. «ذَلِكَ بِمَا عَصَوْا وَكَانُوا يَعْتَدُونَ»
در میان اهل کتاب کسانی بودند و هستند که این خصوصیات را دارند یک استثناء هم وجود دارد و آن این است که «مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ أُمَّةٌ قَائِمَةٌ يَتْلُونَ آيَاتِ اللَّهِ آنَاءَ اللَّيْلِ وَهُمْ يَسْجُدُونَ» انسان های خوب هم در میانشان هست اما اندک هستند.

درباره شأن نزول این آیه  مفسرین در کتب مختلف تفسیر توضیح داده اند که چرا این آیه نازل شد. موقعی که عبدالله بن سلّام که از سران یهود بود با گروهی نزد پیامبر (ص) آمدند و اسلام آوردند. سران دیگر یهود، عصبانی و ناراحت شدند و گفتند کسانی که نزد پیامبر (ص) رفتند و تسلیم شدند و اسلام آوردند انسان های عقب افتاده ای هستند؛ مثل الآن که غربی ها اسلام ستیزی می کنند آن موقع هم اینچنین بوده است. خداوند این آیه را نازل کرد که اینگونه نیست؛ آن ها که «مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ أُمَّةٌ قَائِمَةٌ يَتْلُونَ آيَاتِ اللَّهِ آنَاءَ اللَّيْلِ وَهُمْ يَسْجُدُونَ» هستند.
روایاتی در توضیح و تفسیر این آیه وارد شده است.
مرحوم شیخ بزرگوار صدوق در کتاب خصالشان از قول پیامبر اکرم (ص) نقل کرده اند.
«وَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: لا حَسَدَ إِلا فِي اثْنَتَيْنِ: رَجُلٌ آتَاهُ اللَّهُ مَالا فَهُوَ يُنْفِقُ مِنْهُ آنَاءَ اللَّيْلِ وَآنَاءَ النَّهَارِ، وَرَجُلٌ آتَاهُ اللَّهُ الْكِتَابَ فَهُوَ يَتْلُوهُ آنَاءَ اللَّيْلِ وَآنَاءَ النَّهَارِ.»
 قال رسول الله صلى الله عليه وآله: لا حسد إلا في اثنتين؛ معمولاً انسان ها نسبت به یکدیگر حساسیت دارند وقتی می بینند کسی یک نعمتی دارد مقداری حسادت می کنند. حسد یک خصلت اخلاقی است و مقابل حسد غبطه است. یعنی اینکه آن کسی که این نعمت را دارد به او غبطه می خورید و شما هم از خداوند می خواهید این نعمت را به من هم بدهد، نمی گویید خدایا نعمت را از او بگیر. اگر دیدید کسی نعمت خوبی دارد یک وقت حسادت می کنیم می خواهیم آن را نداشته باشد؛ یک وقت می گوییم خدایا این را به من هم بده، این غبطه می شود. حسد این است که از خداوند می خواد آن نعمت را نداشته باشد. پیامبر اکرم (ص) فرمودند دو چیز است که انسان ها نسبت به آن حسادت نمی ورزند. «لا حسد إلا في اثنتين رجل آتاه الله مالا فهو ينفق منه آناء الليل وآناء النهار»؛ کسانی که اهل خیر هستند، خداوند به آن ها ثروت داده و در راه خدا انفاق می کنند؛ کسی راجع به اهل خیر حسادت نمی کند، غبطه می خورند اما حسادت نمی کند، چون برایش خیلی اهمیت ندارد که حالا این آقا چه کار می کند؛ مدرسه و حسینیه و مسجد و حوزه ساخته است؛ و دیگری «ورجل آتاه الله القرآن فهو يقوم به آناء الليل وآناء النهار» نعمت قرآن؛ قرآن خواندن و قرآن فهمیدن و به قرآن عمل کردن؛ کسی نسبت به این ها حسادت نمی ورزد. اما اگر مزایای دنیایی باشد نسبت به آن حساسیت نشان می دهند. 
مثلاً فرض بفرمایید حسادت ورزیدن نسبت به نماز شب؛ کسی می داند این آقا نماز شب می خواند، خیلی برای کسی مهم نیست که بگوید ای کاش این چنین نبود؛ راجع به خوبی ها. یا در روایات در مورد تواضع داریم که انسان هایی که متواضع و فروتن هستند، کسی درباره آن ها حسادت نمی ورزد.
در بیان دیگری پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «رَكْعَتَانِ يَرْكَعُهُمَا الْعَبْدُ فِي جَوْفِ اللَّيْلِ الآخِرِ خَيْرٌ لَهُ مِنَ الدُّنْيَا وَمَا فِيهَا» دو رکعت نماز در نیمه شب خواندن از همه دنیا و آنچه که در دنیا هست بهتر است، منتهی ما این موضوعات را نمی فهمیم، که غصه بخوریم چرا توفیق نداریم شب بیدار شیم و نماز بخوانیم. خداوند در آیه شریفه به پیامبر (ص) می فرماید: «وَمِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَّکَ عَسَی أَن یَبْعَثَکَ رَ‌بُّکَ مَقَامًا مَّحْمُودًا». چه کسی به فردی که اهل نماز شب است حسادت می کند؟ اصلاً در این عالم ها نیستند؛ اما اگر یک ماشین مدل بالا کسی داشت به می گوید خدایا به من هم بده و یا اصلاً می گوید از او هم بگیر. اما راجع به فضیلت ها انسان ها با یکدیگر حسادت نمی کنند. 
پیامبر (ص) می فرماید دو رکعت نمازی که بنده در نیمه شب اقامه می کند برای او از همه دنیا و همه چیزهایی که در دنیا هست بهتر است. «ولولا أن اشق علی امتی لفرضتها علیهم» اگر این نبود که باعث به زحمت افتادن امّت من می شد من نماز در نیمه شب را بر امّتم واجب می کردم؛ ولی دین اسلام، دین عسر و حرج نیست، دین مشقت و رنج نیست. «یُرِیدُ اللَّهُ بِكُمْ الْیُسْرَ وَلَا یُرِیدُ بِكُمْ الْعُسْرَ». اما این را هم گفته اند اگر این کارها را انجام دهید آن چیزهایی که نه چشم دیده و نه گوش دیده به شما داده می شود. اگر چنانچه فرض فرمایید اعلام کنند که در نیمه شب در فلان خیابان هر کسی که برود یک سکه دریافت می کند؛ ببینید چه ترافیکی به وجود می آید، اصلاً کسی خوابش نمی برد؛ اما خداوند فرموده است اگر شب با من راز و نیاز کنی چیزهایی به شما می دهد که از همه دنیا افضل است. 
در روایات داریم که موسی کلیم که با خدا مکالمه داشت، خداوند به ایشان فرمود «يَابْنَ عِمْرانَ! كَذِبَ مَنْ زَعَمَ اَنَّهُ يُحِبُّنى، فَاِذا جَنَّهُ اللَّيْلُ نامَ عَنّى»؛ دقت بفرمایید؛ موسی جان، دروغ می گوید آن کسی که ادّعا می کند دوست من است و مرا دوست دارد اما وقتی شب فرا می رسد خوابِ خواب است؛ به هیچ وجه نمی توان بیدارش کرد. تصور و ادعایش این است که من را دوست دارد اما وقتی شب او را فرا گیرد غافل و خواب است. سپس فرمود: «ها أنا ذا یاابن عمران مطلع على أحبائي»؛ اینگونه نیست که هر کس خودش ادعا کند، من می دانم چه کسی دوست من است. « إذا جنهم الليل حولت أبصارهم من قلوبهم ، ومثلت عقوبتى» دوستان من کسانی هستند که وقتی به خواب می روند، قلبشان بیدار است؛ استرس دارند که یک ساعت دیگر بیدار شوند؛ مرتب به ساعت نگاه می کنند یا زمان راز و نیاز برسد. وقتی شب او را فرا گرفت چشمان خوابش به سمت و سوی دل نگاه می کند. «یا ابن عمران ، هب لی من قلبک الخشوع ، و من بدنک الخضوع ، و من عینیک الدموع» قلب خاشع، بدن خاضع، چشم اشکبار. این ها نشانه های عشق است.
همه ما دوران نامزدی داشتیم، ماه عسل داشتیم؛ آن جوانی که عقد می کند خواب ندارد؛ تا صبح بیدار است. خُب عشق خدا کمتر از آن است؟ محبت خدا کمتر از آن است؟ در آثار نقل کرده اند که جوانی نسبت به دختر خانمی اظهار علاقه می کرد؛ دختر در خانواده عالم تربیت شده بود؛ می خواست این پسر را آزمایش کند که واقعاً او را دوست دارد یا نه. به او گفت مثلاً فردا شب قرار ما فلان جا ساعت دو بعد از نصف شب. این دختر خانم حکیم و آگاه تاخیر کرد. جوان ساعت دو به محل رفت و منتظر ماند، ساعت دو بود کسی نیامد؛ دو و نیم شد کسی نیامد؛ سه شد نیامد؛ چهار شد کسی نیامد و خوابش برد؛ سپس دختر آمد؛ دید پسر خواب خواب است. یک دستمال نخودچی کشمش را بالای سر جوان گذاشت و رفت. جوان که بیدار شد دید دختر خانم نیامده اما یک دستمالی کنارش گذاشته شده است. بعداً تماس گرفتند که چرا نیامدید؛ گفت که من آمدم اما شما در خواب بودید، هنوز زود است و شما اهل عشق نیستید، معنای آن نخودچی ها هم این است که شما هنوز بچه اید آن ها را بخورید و بزرگ شوید و بعداً عاشق شوید. این ها یک واقعیت است.
روایت دیگری از وجود مبارک آقا امام صادق علیه السلام آمده است.
«ان البیوت التی یصلی فیها باللیل» خانه هایی که در نیمه های شب در آن نماز اقامه می شود؛ نافله شب؛ «بتلاوة القرآن» در نیمه های شب در آن قرآن تلاوت می شود. «تضیی لاهل السما» این خانه ها برای اهل آسمان نورافشانی می کنند، همانطور که ستارگان آسمان برای اهل زمین نورافشانی دارند. سپس امام (ع) فرمودند: «عَلَيْكُمْ بِصَلاةِ اللَّيْلِ». پیروان ما، دوستان ما، علوی ها، محمدی ها، «عَلَيْكُمْ بِصَلاةِ اللَّيْلِ»؛ دیگر نمی توان برگشت و جبران کرد؛ «فإنّها سُنَّةُ نَبِيِّكُم»؛ نماز شب سنت پیامبر شما است. «و دَأْبُ الصالِحِينَ» سیره و سلوک صالحان، شب زنده داری بوده است. «و مَطرَدَةُ الدّاءِ عن أجسادِكُم» نماز شب بیماری را از تن شما بیرون می کند.
یکی از درس های عاشورا، حداکثر استفاده از نیمه های شب است. یکی از بحث هایی که باید در جامعه ما صورت بگیرد، عاشورا شناسی است، کربلا شناسی است. عصر تاسوعا، آقا امام حسین علیه السلام به سمت خیام دشمن نگاه کرد، احساس کرد که دشمن ظاهراً می خواهند عملیات را شروع کنند، به آقا ابوالفضل علیه السلام فرمود برادر برو اگر می خواهند حمله کنند از آن ها فرصت بگیر امشب را به ما مهلت بدهند. خُب آقا امام حسین علیه السلام این یک شب را می خواست چکار کند؟ او که می داند فردا شهید می شود؛ می خواهد این یک شب را یک شام بیشتر بخورد؟ یک خواب بیشتر کند؟ فرمود امشب را مهلت و فرصت بگیر «أَنّي اُحِبُّ الصَّلاةَ وَتِلاوَةَ القرآن»؛ هیئات عزاداری ما شب عاشورا را باید کامل احیاء بگیرند، جوانان باید قرآن بخوانند و اشک بریزند و استغفار کنند و نماز بخوانند؛ نه اینکه ساعت ها سینه بزنند و بعد هم خسته خوابشان می برد، اگر هنر هم کنند نماز صبح را بخوانند که من گاهی در خطبه ها به رؤسای هیئات توضیح دادم که شب عاشورا عزاداری کنید و سینه بزنید و اشک بریزید، یک ربع، نیم ساعت، یک ساعت کافی است؛ جوانان را به کاری که امام حسین (ع) در شب عاشورا کرد عادت بدهید. بعد آقا امام حسین (ع) به اصحابش فرمود بروید شب آخر است، وداع کنید. روای حوادث کربلا در کتب مقاتل نقل کرده اند؛ راوی می گوید من اطراف خیمه های امام حسین (ع) رفتم، بعضی جاها خاکریز زده بودند که دشمن وارد نشود، نگاه کردم دیدم اصحاب امام حسین (ع) هر کدام گوشه ای خلوت کرده بودند؛ عده در رکوع بودند، عده ای در سجود بودند، عده ای مشغول تلاوت قرآن بودند. 
پیام این آیه این است. مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ أُمَّةٌ قَائِمَةٌ يَتْلُونَ آيَاتِ اللَّهِ آنَاءَ اللَّيْلِ وَهُمْ يَسْجُدُونَ

«السَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَی الاَرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُمْ»
«اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ»
اللهم صل علی محمد و آل محمد
اللهم انا نَسئَلُک و نَدعُوک بِاسمِکَ العَظیمِ الاَعظَم الاَعَزِ العَجَّلِ الاَکرَم یا الله
پروردگارا ما را قدردان نعمت انقلاب و امام و مجاهدان و شهدا و آزادگان قرار بده؛
به ما توفیق پاسداری از قرآن و انقلاب و اسلام و کشور عنایت بفرما؛
پروردگارا؛ در ظهور آقا و مولای ما تعجیل بفرما؛
پروردگارا؛ ما را از اصحاب عالمِ عارفِ عابدِ زاهدِ مجاهدِ رزمنده در رکاب حضرتش قرار بده؛
پروردگارا؛ مرگ ما را شهادت در راه خودت، زیر پرجم نبیت در کنار ولی ات مقرر بفرما؛
پروردگارا؛ روح و رحمت و رضوان واسعه خودت را بر روح بلند امام، شهدا و گذشتگان را نازل بفرما.
پروردگارا؛ دل های ما را به نور معرفت خودت و اولیاء خودت روشن بفرما؛
پروردگارا؛ نظام مقدس جمهوری اسلامی، مقام معظم رهبری، جوانان عزیز ما، نوامیس ما، نیرو های مسلح ما را محافظت بفرما؛

والسلام عليکم و رحمه الله و برکاته

برچسب ها
مطالب مرتبط
کاشان - خیابان شهید بهشتی - کوچه جمال آباد - دفتر نماینده مقام معظم رهبری و امام جمعه کاشان - کدپستی: ۸۷۱۴۶۷۸۳۸۹
تلفن: ۵۵۷۸۱۸۱ - ۵۵۷۸۸۸۸ - ۵۵۷۲۲۴۴ (۰۳۱)
نمابر: ۵۵۷۸۱۸۲ (۰۳۱)
© کلیه حقوق مادی و معنوی برای پایگاه اطلاع رسانی سفیر ولایت محفوظ است. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.