/
صفحه اصلی
/
خبرخوان
/
ارتباط با ما
/
¤ ۱۳۹۶ چهارشنبه ۲۲ آذر
تاریخ ارسال:۱۳۹۵ دوشنبه ۲۶ مهر
چاپ خبر
تفسیر قرآن کریم - سوره آل عمران آیات 110 الی 112 - مورخ بیست و ششم مهر ماه 1395 تفسیر قرآن کریم - سوره آل عمران آیات 110 الی 112 - مورخ بیست و ششم مهر ماه 1395
تفسیر قرآن کریم
حضرت آیت الله نمازی
نماینده محترم مقام معظم رهبری و امام جمعه کاشان
به تاریخ 26/7/1395
آیات: 110 – 111 - 112

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین؛ اللهم أخرجنا من ظلمات الوهم واكرمني بنور الفهم؛ اللهم افتح أبواب مدائن معرفتك و أدخلنا فيها و عرفنا جميع مراتبها و منازلها و مقاماتها و ارفعنا إلي أعلي مراتبها
آمين يا رب العالمين
«السَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَی الاَرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُمْ»
«اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ»

كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتَابِ لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَأَكْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ ﴿۱۱۰﴾
شما بهترين امتى هستيد كه براى مردم پديدار شده‏ ايد به كار پسنديده فرمان مى‏ دهيد و از كار ناپسند بازمى داريد و به خدا ايمان داريد و اگر اهل كتاب ايمان آورده بودند قطعا برايشان بهتر بود برخى از آنان مؤمنند و[لى] بيشترشان نافرمانند (۱۱۰)

لَنْ يَضُرُّوكُمْ إِلَّا أَذًى وَإِنْ يُقَاتِلُوكُمْ يُوَلُّوكُمُ الْأَدْبَارَ ثُمَّ لَا يُنْصَرُونَ ﴿۱۱۱﴾
جز آزارى [اندك] هرگز به شما زيانى نخواهند رسانيد و اگر با شما بجنگند به شما پشت نمايند سپس يارى نيابند (۱۱۱)

ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ أَيْنَ مَا ثُقِفُوا إِلَّا بِحَبْلٍ مِنَ اللَّهِ وَحَبْلٍ مِنَ النَّاسِ وَبَاءُوا بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الْمَسْكَنَةُ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُوا يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ الْأَنْبِيَاءَ بِغَيْرِ حَقٍّ ذَلِكَ بِمَا عَصَوْا وَكَانُوا يَعْتَدُونَ ﴿۱۱۲﴾
هر كجا يافته شوند به خوارى دچار شده‏ اند مگر آنكه به پناه امان خدا و زينهار مردم [روند] و به خشمى از خدا گرفتار آمدند و [مهر] بينوايى بر آنان زده شد اين بدان سبب بود كه به آيات خدا كفر مى ‏ورزيدند و پيامبران را بناحق مى ‏كشتند [و نيز] اين [عقوبت] به سزاى آن بود كه نافرمانى كردند و از اندازه درمى‏ گذرانيدند (۱۱۲) 

*** *** ***

در ادامه جلسه قبل به آیه 110 رسیدیم:

آیه 110:
كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتَابِ لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَأَكْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ ﴿۱۱۰﴾
آیه شماره 110 درباره امر به معروف و نهی از منکر بود که توضیح دادیم. در جلسه قبل این آیه را توضیح دادیم و بحث کردیم؛ منتهی یک نکته اساسی و مهم و قابل بحث و قابل توجه و قابل سوال و قابل جواب است. خب معمولاً در جامعه و در عرف وقتی کسی به کسی امر به معروف یا نهی از منکر می کنند بعضی می گویند به شما چه ربطی دارد؛ من دوست دارم اینطوری باشم شما چه کاره اید؛ وکیل الدوله اید؛ آزادی است هر کس هر طوری می خواهد زندگی کند آزاد است؛ کسی حق ندارد به حریم شخصی دیگران ورود پیدا کند و امر و نهی کند. این بیان در جامعه هست. خُب برادرانی که خودشان را متعهد می دانند یا عموم جامعه که می خواهند امر به معروف کنند باید بتوانند به این سوال و اشکال جواب بدهند. اصلاً انگیزه امر به معروف و نهی از منکر چیست؟ چرا در اسلام چنین قانونی تصویب شده است از سوی خداوند سبحان این قانون تشریع شده است یعنی جزو شریعت است. چرا و برای چه؟ اصلاً تحلیل ما از جایگاه امر به معروف چیست؟ تفسیر ما از امر به معروف چیست؟ جوانان ما که در میدان هستند و گاهی احساس تکلیف می کنند و یا دوست دارند که بفهمند؛ چرا در اسلام چنین قانونی وضع شده است؛ این قانون مال بشر که نیست، قانون آسمانی است. قانون آسمانی مثل قوانین بشر نیست؛ قوانین بشر به مرور زمان تبصره می خورد یا حذف و اصلاح می شود. همانطور که ما قانون اساسی ما در زمان حضرت امام رضوان الله تعالی علیه بازنگری شد. یکی از اختیارات رهبری، فرمان بازنگری در قانون اساسی است. قانون امر به معروف بشری نیست. قانون زمینی نیست. یک قانون آسمانی است. ما باید بتوانیم پاسخ این سوال را بدهیم که این چیست و از کجا آمده است و برای چیست.
پاسخ این سوال این است: در بحث فقه و بحث ولایت فقها می فرمایند ابتدا به ساکن مقتضای اصل اولی این است که کسی حق دخالت در کار دیگری ندارد. مرحوم علامه نراقی رحمة الله علیه در کتاب فقهی عوائد الایام در بحث ولایت فقیه اولین مطلبی را که مطرح می کنند این است که می فرمایند لیس لاحد علی احد الولایه؛ هیچ کسی بر کسی ولایت ندارد. انسان ها همه هم سطح هستند، در یک کلاس حقوقی نشسته اند، کسی بر دیگری برتری ندارد. بنابراین چه کسی به شما گفته که به من امر و نهی کنید؟ همه بنده های خدا هستیم. فلسفه امر به معروف چیست؟ جامعه و جوانان و حوزه های علمیه ما باید بتواند این را جواب بدهند. فلسفه حقوقی این مسئله چیست؛ این حق را چه کسی به جنابعالی داده است. چه کسی به شما إذن داده است که به دیگران فرمان بدهید و امر و نهی کنید. جوابش این است که هیچ کسی بر دیگری حق امر و نهی ندارد؛ امر و نهی و حکم کردن اولاً و به ذات متعلق به خدا است که خالق انسان است؛ انسان را خلق کرده و همه چیز انسان از او است. حیات و ممات و معیشت و رزق و روزی و نفس و علم و همه چیز ما مال او است. انسان موقعی که از مادر متولد می شود هیچ چیز ندارد و هیچ چیزی هم نمی فهمد. «وَاللَّهُ أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لَا تَعْلَمُونَ شَيْئًا». شیئاً نکره است، در ادبیات عرب نکره در سیاق نفی مفید عموم است. «لَا تَعْلَمُونَ شَيْئًا» یعنی هیچ چیزی نمی فهمیم؛ ما عبدیم و او مولاست. در مناجات آقا امیرالمومنین علیه السلام که در اعمال مسجد کوفه خوانده می شود «مَوْلایَ یا مَوْلایَ اَنْتَ الْخالِقُ وَاَ نَا الْمَخْلُوقُ وَهَلْ یَرْحَمُ الْمَخْلُوقَ اِلا الْخالِقُ، مَوْلا یَ یا مَوْلایَ اَنْتَ الرّازِقُ وَاَ نَا الْمَرْزُوقُ وَهَلْ یَرْحَمُ الْمَرْزُوقَ اِلا الرّازِقُ» «مَوْلایَ یا مَوْلایَ اَنْتَ الْقَوِیُّ وَاَ نَا الضَّعیفُ وَهَلْ یَرْحَمُ الضَّعیفَ اِلا الْقَوِیُّ» «مَوْلایَ یا مَوْلایَ اَنْتَ الْعَزیزُ و َاَنَا الذَّلیلُ وَهَلْ یَرْحَمُ الذَّلیلَ اِلا الْعَزیزُ»؛ بنابراین صدور فرمان فقط و فقط از آنِ او است. او مولای ما است. کسی حق ندارد بر دیگری امر و نهی کند؛ مگر در یک صورت. یک استثناء دارد و آن اینکه او که حق فرمان دارد او اجازه بدهد، بعضی از اختیاراتش را واگذار کند. مثل پدر که در خانواده، مدیریت و هدایت و تامین خانواده را بر عهده دارد، گاهی می خواهد به سفر برود و اختیارات مدیریت خانواده را به فرزند ارشد می دهد والا اگر پدر واگذار نکند نمی تواند از طرف خودش به خانواده دستور بدهد.
بنابراین خداوند سبحان برای ایجاد امنیت در جامعه اسلامی، إذن داده است؛ حق نظارت مال خداست. او خالق ما است و ناظر بر اعمال ما هم هست. اما ما که به خداوند دسترسی نداریم او واجب الوجود است و ما ممکن الوجود؛ مستقیم که نمی توانیم با خدا در ارتباط باشیم؛ فرمانش را در کتاب و قرآن و روایات اهل بیت علیهم السلام بیان کرده است. برای سلامت جامعه اسلامی، خداوند یک قانون وضع کرده است و این اختیاری که مال خودش است بین بندگان تفویض کرده است؛ این را واگذار کرده است که انسان ها مواظب یکدیگر باشند. این چیز بدی نیست که هوای یکدیگر را داشته باشیم.
یک مثال می زنیم که مطلب دقیقاً در ذهن عزیزان جا باز کند. آتش نشانی برای چیست؛ برای این است که اگر احیاناً خانه ای، پاساژی، مغازه ای، موسسه ای دچار آتش سوزی شد، این سازمان تصویب و جعل شده است که فوراً آتش را خاموش کند. حالا این سازمان به نفع جامعه است یا به زیان جامعه؟ از هر آدمی سوال کنید هیچ کس نیست که بگوید بد است؛ کسانی هم که در منطقه شان آتش نشانی نیست پیگیری می کنند که آن جا هم تاسیس شود. یا پلیس، خوب است یا بد است. برای این است که اگر خانواده ای احساس خطر کردند، سارق یا جانی به آنان حمله کرد باید جایی در جامعه باشد که تهدید های امنیتی را سرکوب کند. امر به معروف و نهی از منکر حکم اورژانس و آتش نشانی را دارد. برای اینکه گناه، ظاهرش لذت است؛ اگر ما با دید معرفت به باطن گناه نگاه کنیم، باطن گناه آتش است؛ انسان و آینده او را می سوزاند. منتهی ما نمی بینیم؛ ظاهرش شیرین است. مثل این است که داخل شکلات و شیرینی سم وجود داشته باشد؛ ابتدا که می خوریم دهانش شیرین می شود اما بعداً بیمار می شود. گناه از نگاه عارفانه و حقیقتی، باطنش جهنم و آتش است؛ انسان را می سوزاند منتهی الآن متوجه نمی شود. گناه را انجام می دهند و زود تمام می شود اما آثارش می ماند و در پرونده انسان ثبت می شود. لذت دنیا یک لحظه است اما آثار گناه ماندگار است.
مرحوم آیت الله غروی که از علمای بزرگ نجف بودند در بحث امر و نهی همین مطلب را بیان می کنند که باطن گناه آتش است اما ما نمی فهمیم. بنابراین خداوند برای حفظ امنیت و سلامت جامعه یک اورژانسی را تشریع کرده؛ یک قانونی به نام امر به معروف و نهی از منکر که انسان ها هوای همدیگر را داشته باشند. اگر چند نفر در هوای تاریک با هم حرکت می کنند، یکی از آن ها پایش به سنگ خورد و در حال پرت شدن بود بقیه چکار می کنند؟ می گویید بگذار بیفتد؟ فوراً دستش را می گیرید. این امر مقدس است؛ امر خوب است یا بد است. حفاظت و مراقبت از دیگران خوب است یا بد؟ لذا خداوند سبحان بر اساس حکمت، حق نظارتی که خودش بر بندگانش دارد، بخشی از این حق نظارت را به بندگان داده است. از نظر حقوقی ما به این امر نظارت همگانی می گوییم. همه مواظب هم باشیم. این چیز بدی نیست. بعضی ها متوجه نیستند منتهی باید به آن ها آموزش داد. این فلسلفه را باید در مدارس و دانشگاه ها و مجالس برای مردم به خصوص برای نسل جوان بازگو کنیم که حمل بر دشمنی نکنند. فکر می کنند شما دشمن و مخالف او هستید. این از باب محبت است چون او را دوست داریم؛ هم نوع ما است؛ نمی خواهیم به آتش جهنم بسوزد. 
بنابراین جواب این سوال که آقا به شما چه ربطی دارد؛ این است که من به شما علاقه دارم، شما هم نوع من هستید؛ اگر چنانچه یک نفر در جامعه دچار آسیب شود، این آسیب به دیگران هم سرایت می کند. بنی آدم اعضای یکدیگرند, که در آفرینش ز یک گوهرند؛ چو عضوی به درد آورد روزگار, دگر عضوها را نماند قرار. اگر در جامعه یک نفر معتاد شد، اعتیادش به فرزندان و برادران و خانواده اش هم ضرر می رساند. این آتش است. گناهان هم همینطور است؛ غیبت، دروغ، تهمت، مال حرام، مظالم عباد؛ همه این ها همینطور است. انشاءالله که مسئله روشن شده باشد.
اگر امت اسلامی بخواهد با عزت زندگی کند، یک راه بیشتر ندارد و آن احیای امر به معروف و نهی از منکر است؛ خداوند هم می فرماید: «كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ»؛ شما امت محدی صلی الله علیه و آله و سلم بهترین امتی هستید که خداوند روی زمین خلق کرده است؛ از امت های انبیاء گذشته، از نوح و آدم و عیسی و موسی (ع) و سایر انبیاء شما بهترین هستید اما شرط دارد. «تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ» در جلسه قبل عرض کردیم که چرا «وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ» بعد از امر به معروف و نهی از منکر آمده است. به دلیل اینکه استمرار و بقای ایمان در گروی امر به معروف و نهی از منکر است. اگر امر به معروف در جامعه ترک شود به مرور زمان ایمان و اعتقادات و عملکرد جامعه هم رو به فنا می رود.

آیه 111:
لَنْ يَضُرُّوكُمْ إِلَّا أَذًى وَإِنْ يُقَاتِلُوكُمْ يُوَلُّوكُمُ الْأَدْبَارَ ثُمَّ لَا يُنْصَرُونَ ﴿۱۱۱﴾

این آیه خطاب به جامعه توحیدی است. خداوند می فرماید نگران اهل کتاب نباشید؛ این ها با شما مقابله می کنند. «وَأَكْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ» اکثر اهل کتاب به خصوص یقود با شما مقابله می کنند؛ بدترین قوم، یهود است منتهی خداوند می فرماید نگران آن ها نباشید چون در صدر اسلام کسانی که می خواستند ایمان بیاورند نگران بودند؛ قوم و خویشان می آمدند و توبیخ می کردند و آن ها را تضعیف می کردند. خداوند می فرماید این اذیت و آزاری که به شما می کنند موقت است، اذیت و آزار زبانی است. «لَنْ يَضُرُّوكُمْ إِلَّا أَذًى» نمی توانند به شما آسیب های بزرگ وارد کنند؛ فقط شما را آزار می دهند، شکنجه روحی می کنند، طعنه می زنند. این مهم نیست؛ به مرور زمان حل می شود. «لَنْ يَضُرُّوكُمْ إِلَّا أَذًى» أَذًى از همان اذیت می آید. «وَإِنْ يُقَاتِلُوكُمْ يُوَلُّوكُمُ الْأَدْبَارَ ثُمَّ لَا يُنْصَرُونَ» بر فرض اگر از زخم زبان عبور کنند و بخواهند به طور فیزیکی با شما بجنگند به شما می گویم که این ها اهل جنگ نیستند؛ این ها ضعیف هستند مثل شما حزب اللهی ها و بسیجی ها نیستند که پای همه سختی ها بایستند. آن اقتداری که در شما هست آنان را فراری می دهد و کسی هم از آن ها حمایت نمی کند.
این آیه یکی از آیاتی است که مفسرین گفته اند که بیان وقوع یک امری است که در آینده تحقق پیدا می کند و از امور غیبیه است، چون خداوند این آیه را قبل از جنگ یهود و خیبر با مسلمانان بیان کرده است. هنوز هیچ جنگی نبوده اما بعد از مدت زمانی یهود تصمیم می گیرد که به جنگ مسلمانان برود و در آن جنگ ها هم شکست خوردند. طوایف یهود، خیبر، بنی قریظه، بنی نضیر، بنی قینقاع طوایف یهود بودند که متحد شدند برای جنگ با اسلام اما همگی فراری شدند. لذا آیه می فرماید «ثُمَّ لَا يُنْصَرُونَ» هیچ کس نیست که از آن ها پشتیبانی و حمایت کند اما شما پیروز می شوید. خداوند این آیه را قبل از جنگ بیان کرده است که مفسرین گفته اند از آیات غیبیه است.

آیه 112:
ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ أَيْنَ مَا ثُقِفُوا إِلَّا بِحَبْلٍ مِنَ اللَّهِ وَحَبْلٍ مِنَ النَّاسِ وَبَاءُوا بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الْمَسْكَنَةُ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُوا يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ الْأَنْبِيَاءَ بِغَيْرِ حَقٍّ ذَلِكَ بِمَا عَصَوْا وَكَانُوا يَعْتَدُونَ ﴿۱۱۲﴾

«ضُرِبَتْ»، طلا فروشان اصطلاحاً می گویند سکه ضرب می کنند، یا طلا ضرب می کند، این بدان معناست. خداوند می فرماید ما مهر خواری و ذلت را بر پیشانی قوم یهود نصب کردیم. یهود تا آخر تاریخ دنیا ذلیل است. «أَيْنَ مَا ثُقِفُوا» هر جا یهود باشد ذلیل است، هیچگاه به عزت و استقلال نمی رسد «إِلَّا بِحَبْلٍ مِنَ اللَّهِ وَحَبْلٍ مِنَ النَّاسِ» مگر اینکه به سلام برگردند. یا به سایه اسلام بیایند و یا در سایه یک ملت و حکومتی که با اسلام قرارداد صلح داشته باشد. حالا چرا این ها خوار و ذلیل هستند؟ «وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الْمَسْكَنَةُ». آن ذلت، ذلت سیاسی است. «الْمَسْكَنَةُ» به معنای بیچارگی فقیر بودن است. علت مسکنه و ذلیل بودن یهود دو چیز است. 1. «يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ» آیات خداوند را ناسپاسی کردند و زیر بار نرفتند. 2. «وَيَقْتُلُونَ الْأَنْبِيَاءَ بِغَيْرِ حَقٍّ» پیامبر کشی در میان یهود باب بود. «ذَلِكَ بِمَا عَصَوْا وَكَانُوا يَعْتَدُونَ» در برابر خداوند سرکشی می کردند؛ تجاوز از حدود و چراغ قرمزها می کردند.
ممکن است کسی در ذهنش بیاید که امروز یهود در دنیا حکومت می کند؛ اسرائیل همه اعراب را به بازی گرفته است. عربستان سعودی از طرف یهود و اسرائیلی ها یمن را بمباران می کند. این خودش قدرت است. جوابش این است که این یهود نیست. پشت صحنه دیگران هستند. استعمار برای سلطه بر کشورهای منطقه و اسلامی مثل سوریه و لبنان و فلسطین و اردن و عمان و ایران به دنبال این بود که یک جای پایی در منطقه اسلامی ایجاد کند. هر چه یهودی در دنیا بود را یک جا جمع کرد. این ها مال فلسطین نیستند. همه را جمع کرد و اینجا آورد و در قلب کشورهای اسلامی برای سلطه بر آن ها کاشت. این استعمار ارباب یهودیانی هستند که در فلسطین اسکان داده شده اند. این از خودشان نیستند. آن هایی که در اتاق فکر واشنگتن نشسته اند و برنامه ریزی می کنند آن ها صهیونیست ها را اداره می کنند. هر سال میلیاردها دلار به اسرائیل کمک می کنند. اسرائیل تکدی و گدایی می کند و از خود قدرتی ندارد. اگر آمریکا از پشت اسرائیل عقب نشینی کند فوراً مسلمانان صهیونیست هایی که در فلسطین هستند را یک لقمه خواهند کرد. بنابراین اشتباه نشود که بگوییم آیه چنین می گوید اما در واقع یک چیز دیگر است. خیر؛ این همان است. اسرائیلی ها کاره ای نیستند. «وَيَقْتُلُونَ الْأَنْبِيَاءَ بِغَيْرِ حَقٍّ ذَلِكَ بِمَا عَصَوْا وَكَانُوا يَعْتَدُونَ»؛ این توضیحاتی دارد که انشاءالله جلسه آینده توضیح خواهیم داد.
اللهم صل علی محمد و آل محمد
اللهم انا نَسئَلُک و نَدعُوک بِاسمِکَ العَظیمِ الاَعظَم الاَعَزِ العَجَّلِ الاَکرَم یا الله
پروردگارا ما را قدردان نعمت انقلاب و امام و مجاهدان و شهدا و آزادگان قرار بده؛
به ما توفیق پاسداری از قرآن و انقلاب و اسلام و کشور عنایت بفرما؛
پروردگارا؛ در ظهور آقا و مولای ما تعجیل بفرما؛
پروردگارا؛ ما را از اصحاب عالمِ عارفِ عابدِ زاهدِ مجاهدِ رزمنده در رکاب حضرتش قرار بده؛
پروردگارا؛ مرگ ما را شهادت در راه خودت، زیر پرجم نبیت در کنار ولی ات مقرر بفرما؛
بارالها؛ امروز جهان اسلام، مسلمانان، شیعیان، پیروان اهل بیت علیه السلام در محاصره دشمنان تو و دشمنان اسلام و دین تو قرار گرفته اند و راهی هم به جایی تو نمی برند؛ خدایا شرّ دشمنان، شرّ استکبار جهانی، اسرائیل، آمریکا را به خودشان برگردان؛
بارالها؛ مسلمانان مظلوم را در عراق و سوریه و یمن و بحرین و افغانستان نجات بده؛
پروردگارا؛ روح و رحمت و رضوان واسعه خودت را بر روح بلند امام، شهدا و گذشتگان را نازل بفرما.
بارالها؛ به ما صبر و پایداری در میدان جهاد با نفس و جهاد اکبر و مقابله با توطئه های دشمنان عنایت بفرما؛
پروردگارا؛ دل های ما را به نور معرفت خودت و اولیاء خودت روشن بفرما؛
پروردگارا؛ نظام مقدس جمهوری اسلامی، مقام معظم رهبری، جوانان عزیز ما، نوامیس ما، نیرو های مسلح ما را محافظت بفرما؛

والسلام عليکم و رحمه الله و برکاته
برچسب ها
مطالب مرتبط
کاشان - خیابان شهید بهشتی - کوچه جمال آباد - دفتر نماینده مقام معظم رهبری و امام جمعه کاشان - کدپستی: ۸۷۱۴۶۷۸۳۸۹
تلفن: ۵۵۷۸۱۸۱ - ۵۵۷۸۸۸۸ - ۵۵۷۲۲۴۴ (۰۳۱)
نمابر: ۵۵۷۸۱۸۲ (۰۳۱)
© کلیه حقوق مادی و معنوی برای پایگاه اطلاع رسانی سفیر ولایت محفوظ است. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.