/
صفحه اصلی
/
خبرخوان
/
ارتباط با ما
/
¤ ۱۳۹۶ چهارشنبه ۲۲ آذر
تاریخ ارسال:۱۳۹۵ دوشنبه ۲۵ بهمن
چاپ خبر
تفسیر قرآن کریم - سوره آل عمران آیات 145 الی 148 - مورخ بیست و پنجم بهمن ماه 1395 تفسیر قرآن کریم - سوره آل عمران آیات 145 الی 148 - مورخ بیست و پنجم بهمن ماه 1395

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین؛ اللهم أخرجنا من ظلمات الوهم واكرمني بنور الفهم؛ اللهم افتح أبواب مدائن معرفتك و أدخلنا فيها و عرفنا جميع مراتبها و منازلها و مقاماتها و ارفعنا إلي أعلي مراتبها
آمين يا رب العالمين

وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ كِتَابًا مُؤَجَّلًا وَمَنْ يُرِدْ ثَوَابَ الدُّنْيَا نُؤْتِهِ مِنْهَا وَمَنْ يُرِدْ ثَوَابَ الْآخِرَةِ نُؤْتِهِ مِنْهَا وَسَنَجْزِي الشَّاكِرِينَ ﴿۱۴۵﴾
و هيچ نفسى جز به فرمان خدا نميرد [خداوند مرگ را] به عنوان سرنوشتى معين [مقرر كرده است] و هر كه پاداش اين دنيا را بخواهد به او از آن مى‏ دهيم و هر كه پاداش آن سراى را بخواهد از آن به او مى‏ دهيم و به زودى سپاسگزاران را پاداش خواهيم داد (۱۴۵)

وَكَأَيِّنْ مِنْ نَبِيٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ فَمَا وَهَنُوا لِمَا أَصَابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَمَا ضَعُفُوا وَمَا اسْتَكَانُوا وَاللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ ﴿۱۴۶﴾
و چه بسيار پيامبرانى كه همراه او توده ‏هاى انبوه كارزار كردند و در برابر آنچه در راه خدا بديشان رسيد سستى نورزيدند و ناتوان نشدند و تسليم [دشمن] نگرديدند و خداوند شكيبايان را دوست دارد (۱۴۶)

وَمَا كَانَ قَوْلَهُمْ إِلَّا أَنْ قَالُوا رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسْرَافَنَا فِي أَمْرِنَا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ ﴿۱۴۷﴾
و سخن آنان جز اين نبود كه گفتند پروردگارا گناهان ما و زياده‏ روى ما در كارمان را بر ما ببخش و گامهاى ما را استوار دار و ما را بر گروه كافران يارى ده (۱۴۷)

فَآتَاهُمُ اللَّهُ ثَوَابَ الدُّنْيَا وَحُسْنَ ثَوَابِ الْآخِرَةِ وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ ﴿۱۴۸﴾
پس خداوند پاداش اين دنيا و پاداش نيك آخرت را به آنان عطا كرد و خداوند نيكوكاران را دوست دارد (۱۴۸)
*** *** ***

این آیات مربوط است و ادامه ماجراها و گفتگوهای بعد از جنگ احد که قبلاً توضیح داده شد. جنگ احد بعد از جنگ بدر اتفاق افتاد. مسلمانان در جنگ بدر بر سپاه ابوسفیان پیروز شدند و تعداد زیادی از تعداد کفر کشته و اسیر شدند. در جن احد بر عکس شد. یعنی مسلمانان به دلیل اینکه تدبیر فرماندهی کل قوا یعنی وجود مبارک نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را تبعیت نکردند و به هوا و هوس خودشان عمل کردند برای جمع آوری غنایم، آن نقطه حساس و استراتژیک را رها کردند و برای جمع‌آوری غنایم به میدان رفتند و دشمن شکاف را دید و دور زد و سپاه اسلام را محاصره کرد و کشته‌های زیادی داده شد.
بعضی ها گفتند خوب شد که ما شرکت نکردیم و یا از جنگ فرار کردیم و کشته نشدیم. از این خوشحال شدند که در جنگ کشته نشدند. خداوند جواب آنان را در این آیه می دهد.

آیه 145:
وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ كِتَابًا مُؤَجَّلًا وَمَنْ يُرِدْ ثَوَابَ الدُّنْيَا نُؤْتِهِ مِنْهَا وَمَنْ يُرِدْ ثَوَابَ الْآخِرَةِ نُؤْتِهِ مِنْهَا وَسَنَجْزِي الشَّاكِرِينَ ﴿۱۴۵﴾
«وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ» مرگ برای انسان ها چیزی است که در اختیار خودشان نیست. مرگ به اذن پروردگار اتفاق می افتد. هر جنینی که در رحم مادر منعقد می شود بر اساس روایاتی که از ائمه معصومین علیهم السلام به ما رسیده است، خداوند دو فرشته را مأمور می کند به آن طفلی که در رحم است، همه خصوصیاتش را در پیشانی او می نویسند. لذا کسانی که اهل معرفت هستند اگر در پیشانی افراد نگاه کنند می فهمند او کیست و چه آینده ای دارد و این فقط مخصوص ائمه است. هر کسی این خصوصیت را ندارد. آن دو مأموری که همراه جنین می شوند رزق و روزی و همسر و حیات و ممات معاش و همه زندگی او را در پیشانی او می نویسند. این خطوطی که در پیشانی افراد است همه رمز است. «وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ». و یکی از آن ها مرگ است که خداوند مرگ او را مشخص می کند. دو چیز در زندگی انسان اتفاق می افتد که در اختیارش نیست؛ یکی تولد است و دیگری فوت است. این ها در اختیار انسان نیست. ما را آورده اند و ما را هم می برند و از ما هم اجازه نگرفته اند که می خواهید به دنیا بیایید یا نیایید؛ و از ما هم اجازه نگرفته اند که می خواهید از دنیا بروید یا نروید. در اختیار ما نیست. خداوند در این آیه جواب کسانی را می دهد که می گفتند ای کاش دوستان ما هم به جبهه و جنگ نمی رفتند و کشته نمی شدند. خداوند می فرماید هر کسی اجل و تاریخ انقضایی دارد و در اختیار خودش هم نیست. رزمنده‌هایی که الان برگشته اند همه در جبهه بوده اند و الان هم زنده هستند. بنابراین رفتن در میدان جهاد مساوی با جهاد نیست. همه شهید نمی شوند. عده ای که برای آنان مقدر شده است شهید می شوند و عده ای که برایشان مقدر نشده است درمیان جامعه ما هستند. رزمندگان و جانبازان و آزادگان. زمان جنگ بعضی ها بچه هایشان را به خارج از کشور می فرستادند برای اینکه سربازی و جبهه نروند. مواردی بود که ما مطلع می شدیم که برای فرار از شهادت در جبهه به جنگ نمی رفت اما بعد به دلیل تصادف ازدنیا رفت. در دریا غرق شد. معتاد شد و در حاشیه خیابان ها فوت کرد. مرگ چیزی نیست که بتوان از او فرار کرد. لذا اولیاء خدا از مرگ نمی ترسند؛ می گویند اگر مقدر باشد سالم می مانیم و اگر مقدر نباشد جبهه هم نرویم جایی دیگر از بین خواهیم رفت. لذا می فرماید «وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ» هیچ نفسی نیست که بمیرد مگر به فرمان خدا. اگر اجلش رسیده باشد كِتَابًا مُؤَجَّلًا» نوشته شده است که تاریخ موت او کی است. «وَمَنْ يُرِدْ ثَوَابَ الدُّنْيَا نُؤْتِهِ مِنْهَا» انسان‌هایی که به دنبال زندگی دنیا هستند خداوند می فرماید دنیا عالم اسباب است هر کسی به دنبال هر چه برود به دست می آورد؛ اگر از راه صحیح اقدام کند. «وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ»
«وَمَنْ يُرِدْ ثَوَابَ الْآخِرَةِ نُؤْتِهِ مِنْهَا» کسانی هم که به دنبال مقامات معنوی آخرت هستند و اصلاً با دنیا کاری ندارند و در حد ضرورت زندگی را می گذرانند؛ کم و زیاد برایشان قابل تحمل است، نگران نیستند و به دنبال آخرت هستند. همه تلاششان برای تحصیل درجات و مقاماتی است که برای اهل دنیا قابل فهم نیست. ما نمی فهمیم چه خبر است؛ مطالبی در آیات قرآن گفته اند و در همین حد می دانیم. اگر چنانچه به طفلی که در رحم مادر است اگر روزی علم آنقدر پیشرفت کرد که بتوان با تزریق یک آمپول به مادری که حمل دارد به جنین بفهمانند که غیر از عالم رحم، عالم دیگری هم هست؛ آسمان و زمین دارد؛ مساحت و طول و عرضش معلوم نیست؛ اشجار و میوه ها و کواکب دارد؛ اصلا نمی فهمد این ها چیست. ما هم نسبت به آخرت اینگونه هستیم. مطالبی که در آیات قرآن بشارت داده شده است نمی فهمیم چه هستند. در روایات توضیح داده اند. ائمه فرموده اند هر کسی فلان حسنه را انجام دهد خداوند برای او بهشت ها و کاخ های متعدد و همسران بسیار قرار می دهد. هزار حورالعین در اختیارشان هست و برای هر کدام هم یک قصر اختصاصی قرار دارد. لذا خداوند در این آیه می فرماید کسانی که به دنبال دنیا هستند با طی کردن آن مراتب می توانند تحصیل کنند و کسانی هم به دنبال آخرت هستند آن مقاماتی را که می خواهند به آنان می دهیم. «وَمَنْ يُرِدْ ثَوَابَ الْآخِرَةِ نُؤْتِهِ مِنْهَا وَسَنَجْزِي الشَّاكِرِينَ»
چند آیه در قرآن داریم که مسئله مرگ را مطرح کرده است. یکی همین آیه بود. آیه دوم در سوره نحل آیه 61 و آیه بعدی در سوره یونس آیه 49 و آیه بعدی آیه 32 در سوره اعراف است.
«وَلَوْ يُؤَاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِم مَّا تَرَكَ عَلَيْهَا مِن دَابَّةٍ» تدبیر خدا این نیست که اگر بنده ای سرکشی و نافرمانی کرد همان لحظه او را مجازات کند؛ خداوند مهلت می دهد. زمان می دهد. می گوید شاید توبه کرد و پشیمان شد. خداوند عجله ندارد. عجله مال کسانی است که می ترسند کار از دستشان در برود و می گویند فوری انجام دهیم. اما خداوند این کار را نمی کند. «وَلَوْ يُؤَاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِم مَّا تَرَكَ عَلَيْهَا مِن دَابَّةٍ» اگر خداوند بهخواهد مردم را به خاطر گناهانی که انجام می دهد مجازات کند، هیچ کسی روی زمین باقی نمی ماند. همه که معصوم نیستند. بالاخره هر انسانی جایی خطا و لغزشی دارد. ولی خداوند مهلت می دهد. «وَلَكِنْ يُؤَخِّرُهُمْ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى» مجازات خداوند فوریت ندارد و مهلت می دهد. «يُؤَخِّرُهُمْ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى» تا یک زمانی مشخصی مهلت می دهد. ولی وقتی آن زمان رسید نمی توان هیچ کاری کرد. «فَإِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ لَا يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلَا يَسْتَقْدِمُونَ» هیچ کسی مرگ را نمی تواند برگرداند. تمام دنیا هم جمع شود نمی توانند مرگ را به عقب بیاندازند یا برگردانند. مرگ در دست خدا است. این مؤید همین آیه ای است که خواندیم «وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ»
آیه دوم در سوره یونس است. «وَ لِکُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا یَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا یَسْتَقْدِمُونَ» اینجا تاریخ مرگ امت را بیان می کند. در آیه قبل که صحبت کردیم موت فردی است اما اینجا موت جمعی است. می فرماید هر امتی یک تاریخ مصرف دارد. «وَ لِکُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ» اجل یعنی تاریخ انقضا. هر قوم و طایفه و حکومتی یک تاریخ مصرف دارد. «إِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا یَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا یَسْتَقْدِمُونَ».
پس یک موت فردی داریم و یک موت تاریخی و امت داریم. امت ها می آیند و می روند. خداوند زمان را در اختیار اقوام مختلف قرار می دهد و می چرخد و دست به دست می شود که بر همه اتمام حجت شود. به خدا اعتراض نکنند که اگرما روی کار می بودیم، اگر ما رئیس جمهور بودیم، اگر ما وزیر بودیم، اگر ما وکیل بودیم همه مشکلات مردم را حل می کردیم. خداوند همه را خلع سلام می کند و بهانه را از همه می گیرد.
همین آیه در سوره اعراف هم هست.
بنابراین عزیزان باید حواسمان جمع باشد و آینده نگر باشیم. بدانیم همانطور که یک روزی متولد شدیم، یک روزی هم از دنیا خواهیم رفت. یکی از چیزهایی که در حافظه انسان متزلزل می شود به یاد داشتن مرگ است. می‌بینیم دوست و همکار و رفیق و همسایه ما دیروز بود و امروز نیست. می گوییم مرگ مال بقیه است. اینطور نیست. باید همیشه به یاد مرگ بود. وقتی هم آمد نمی توان کاری کرد و مرگ را برگرداند. لذا دائماً انسان باید هر لحظه به یاد لحظه ورود به قبر باشد.
در روایات هست وقتی که منافق از دنیا می رود یا انسان گناهکار مرتکب گناهان کبیره شده است زمین به او می گوید خوب شد آمدی زمانی که روی من راه می رفتی خیلی غرور داشتی و با غرور گناه می کردی اما الان من انتقال گناهان را از تو می گیرم. آنچنان فشاری بر او وارد می شود که برای ما قابل درک نیست. آن شیری را که روز اول از مادر خورده است از بینی خارج می شود. و اگر چنانچه اهل ایمان و معرت و اخلاص باشد زمین به او خوش آمد می گوید؛ روزی که بر روی زمین راه می رفتی آرزو داشتم که به من برسی و الان آنچنان این قبر تنگ توسعه پیدا می کند که چشم نمی تواند انتها و طول و عرض آن را ببیند. در روایات هست مؤمن که از دنیا می رود همان شب اول بابی از بهشت به روی او باز می شود.
اگر سعید باشد دریچه ای از بهشت موقت به روی او باز می شود. یک بهشت دائم داریم و یک بهشت موقت. بهشت موقت، بهشت عالم برزخ است تا وقتی که قیامت برپا شود بهشت موقت است؛ و اهل ایمان به خدا می گویند کی قیامت برپا می شود تا به بهشت جاودان برسیم. آیه شریفه می فرماید «وَ یَستَبشِرونَ بِالَّذینَ لَم یَلحَقوا بِهِم مِن خَلفِهِم اَلّا خَوفٌ عَلَیهِم وَ لا هُم یَحزَنون» کسی که از دنیا می رود دورش را می گیرند؛ همانطور که در دنیا کسی که به مسافرت می رود و بر می گردد دورش می نشینند و می گویند چه خبر. وقتی که کسی هم از دنیا می‌رود همینطور است.  آن هایی که اهل معرفت هستند وقتی که راه می روند به زمین خطاب می کنند که ما که به تو وارد شدیم از ما پذیرایی کن.  
«وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ كِتَابًا مُؤَجَّلًا وَمَنْ يُرِدْ ثَوَابَ الدُّنْيَا نُؤْتِهِ مِنْهَا وَمَنْ يُرِدْ ثَوَابَ الْآخِرَةِ نُؤْتِهِ مِنْهَا وَسَنَجْزِي الشَّاكِرِينَ»

آیه 146:
وَكَأَيِّنْ مِنْ نَبِيٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ فَمَا وَهَنُوا لِمَا أَصَابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَمَا ضَعُفُوا وَمَا اسْتَكَانُوا وَاللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ ﴿۱۴۶﴾
خداوند در پاسخ کسانی که تصورشان این بود که می توان از مرگ فرار کرد؛ در جبهه نیامدیم یا از جبهه فرار کردیم؛ خداوند می فرماید مردان بزرگی در رکاب انبیاء گذشته جنگیدند؛ شهادت فخر اولیاء خدا است. از شهادت نترسید. «وَكَأَيِّنْ مِنْ نَبِيٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ» چه بسیار انبیاء بودند که «قاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ کَثيرٌ» انسان های خدایی. ربیون از واژه رب است یعنی انسان های خدا محور، انسان های صالح و عالم. در تاریخ و گذشته در رکاب انبیاء جنگیدند و هیچ گاه در برابر دشمن احساس کمبود نکردند.
«وَكَأَيِّنْ مِنْ نَبِيٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ فَمَا وَهَنُوا» احساس سستی و ضعف نکردند. «فَمَا وَهَنُوا لِمَا أَصَابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ» آنچه را که در راه خدا به آنان رسید؛ مجروح شدند، قطع عضو شدند، حتی شهید شدند؛ در برابر این ها احساس خستگی و کوچکی نکردند. سست نشدند در برابر آن چیزی که از خداوند به آنان رسید. «وَمَا ضَعُفُوا» و در برابر دشمن احساس ضعف نکردند. «وَمَا اسْتَكَانُوا» و در برابر دشمن سر فرود نیاوردند.
بنابراین شمایی که تصورتان این است که برای فرار از مرگ از جنگ فرار می کنید، اینگونه نیست. مرگ حتمی است و هر جا باشید به سراغ شما خواهد آمد. «وَاللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ» خداوند مردان بزرگی را که در راه حسن انجام وظیفه و ماموریتشان تحمل می کنند و بردبار هستند و صبر می کنند را دوست دارد.
«الصَّبْرُ ثَلَاثَةٌ: صَبْرٌ عِنْدَ الْمُصِيبَةِ، وَ صَبْرٌ عَلَى الطَّاعَةِ، وَ صَبْرٌ عَنِ الْمَعْصِيَةِ.» سه نوع صبر داریم. یک صبر در سختی ها و تحمل مصیبت ها است. صبر دوم در برابر انجام واجبات الهی است. بالاخره نماز و روز گرفتن حوصله می‌خواهد. و دیگری صبر در مقام ترک گناه؛ مرد شجاع آن کسی است که در برابر گناه صبر داشته باشد و مقاومت کند.
الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد 
اللهم انا نَسئَلُک و نَدعُوک بِاسمِکَ العَظیمِ الاَعظَم الاَعَزِ العَجَّلِ الاَکرَم یا الله
پروردگارا؛ به اسماء اعظمت در ظهور آقا و سید و سرور و سالار ما امام عصر ارواحنا فداه تعجیل بفرما؛
پروردگارا؛ همه ما را، نسل ما را، فرزندان ما را از یاران حقیقی آن حضرت قرار بده؛
پروردگارا؛ مرگ ما را شهادت در راه خودت، زیر پرچم نبیت در کنار ولی ات مقرر بفرما؛
پروردگارا؛ روح و رحمت و رضوان واسعه خودت را بر روح بلند امام، شهدا و گذشتگان را نازل بفرما؛
 نظام مقدس جمهوری اسلامی، مقام معظم رهبری، جوانان عزیز ما، نوامیس ما، نیرو های مسلح ما را محافظت بفرما؛
والسلام عليکم و رحمه الله و برکاته

برچسب ها
مطالب مرتبط
کاشان - خیابان شهید بهشتی - کوچه جمال آباد - دفتر نماینده مقام معظم رهبری و امام جمعه کاشان - کدپستی: ۸۷۱۴۶۷۸۳۸۹
تلفن: ۵۵۷۸۱۸۱ - ۵۵۷۸۸۸۸ - ۵۵۷۲۲۴۴ (۰۳۱)
نمابر: ۵۵۷۸۱۸۲ (۰۳۱)
© کلیه حقوق مادی و معنوی برای پایگاه اطلاع رسانی سفیر ولایت محفوظ است. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.