/
صفحه اصلی
/
خبرخوان
/
ارتباط با ما
/
¤ ۱۳۹۶ سه شنبه ۳۰ آبان
تاریخ ارسال:۱۳۹۶ جمعه ۳۱ شهريور
چاپ خبر
نماز عبادی سیاسی جمعه کاشان به امامت حجت الاسلام والمسلمین اسلامی تبار امام جمعه موقت کاشان به تاریخ 31/6/1396 نماز عبادی سیاسی جمعه کاشان به امامت حجت الاسلام والمسلمین اسلامی تبار امام جمعه موقت کاشان به تاریخ 31/6/1396
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
سلامٌ علیکم و رحمه الله
الحمدلله رب العالمين باري الخلائق أجمعين باعث الانبياء و المرسلين ثم الصلاة و السلام علي النير الأعظم البشير النذير و السراج المنير سيدنا و نبينا أبي القاسم المصطفي محمد صلي الله عليه و آله
الطيبين الطاهرين المعصومين الهداة المهديين سيما بقيه الله في الارضيين 
اوصيکم و نفسي يا عبادالله بتقوي الله
خود و شما برادران و خواهران ایمانی را به رعایت تقوای الهی سفارش می‌کنم.
در آخرین خطبه نماز جمعه که در خدمت عزیزان بودیم عرض کردیم که یکی از عناوینی که در قرآن و روایات مکرر آمده است عنوان برکت است؛ که این عنوان بر زبان مردم هم خیلی جاری است. برکت چیزی است که همه دوست دارند. ولیکن عرض کردیم برای به دست آوردن آن، عامل اصلی تقوا و پرهیز از گناه است. کما اینکه عامل اصلی بی‌برکتی، کم‌برکتی، رفع برکت گناه و بی‌تقوایی و پرهیز از گناه کردن است. ولیکن بین بعضی از گناهان به‌خصوص در روایات بعضی از گناهان را نام برده‌اند که در بی‌برکتی و کم‌برکتی مؤثر است و آن عنوان اسراف است. هم در قرآن مذمت شده است و هم در روایات؛ که متأسفانه یکی از مشکلات امروز کشور ما اسراف است. اسراف در عرصه‌های مختلف. اسراف یعنی زیاد از حد نیاز مصرف کردن، زیاد از حد شأن مصرف کردن، بی‌برنامگی در مصرف. امروز بحث اقتصاد مقاومتی راداریم، بحث اصلاح سبک زندگی را داریم و یکی از عوامل بسیار مؤثر در اصلاح سبک زندگی، در تحقق اقتصاد مقاومتی بحث پرهیز از اسراف است. با بودن اسراف نه سبک زندگی اصلاح می‌شود و نه اقتصاد مقاومتی به معنای حقیقی خودش محقق می‌شود. چون اقتصاد مقاومتی ارتباط تنگاتنگی با بحث هزینه‌ها دارد و اسراف سبب بالا رفتن هزینه‌ها می‌شود. در اقتصاد مقاومتی ما نیاز مبرم به کاهش هزینه‌ها داریم؛ یعنی هزینه‌های بی‌جا؛ که بنده بعضی از نمونه‌هایی که خود عزیزان هم در جریان هستید عرض می‌کنم.
یکی مسئله اسراف در مصرف نان است. در فرهنگ اسلام، در فرهنگ ما به همه نعمت‌های الهی احترام گذاشته شده است. خصوصاً به نان. پیامبر فرمود: اَکْرِمُوا الْخُبْزَ؛ به نان احترام بگذارید. أَكْرِمُوا الخُبْزَ، فَإِنَّهُ قَدْ عَمِلَ فيهِ ما بَيْنَ العَرْشِ إِلَى الأَرْضِ وَما بَینَهُما. برای به دست آوردن نان بین عرش و زمین و مابین آن‌ها دست‌به‌کار شده‌اند تا این نان محقق شود و به دست شما برسد. چرا باید اسراف کنید؟ لذا می‌بینید که امروز دورریز نان خیلی زیاد شده است. برای پرهیز از آن باید فرهنگ‌سازی شود. پخت صحیح نان؛ نظارت مسئولین بر نحوه پخت؛ به‌اندازه خریدن نان. به نانوایی می‌رود و نان چند روز را می‌خرد و نمی‌تواند مصرف کند و همه بیات می‌شود و دور می‌ریزد. انسان باید برای مصرف روزانه نان تهیه کند. این یکی از موارد اسراف در کشور ما است. الآن در کشورهای آفریقایی یا جاهای دیگر مردم چقدر به فقر مبتلا هستند، چقدر بر اثر گرسنگی و نیاز به همین نان از بین می‌روند؛ البته در کشورهای غربی هم خیلی گندم اسراف می‌کنند اصلاً به دریا می‌ریزند اما ما که به‌عنوان یک کشور انقلابی و شیعه اهل‌بیت هستیم که خود آن عزیزان به شدت از اسراف پرهیز می‌کردند این موارد شایسته و زیبنده ما نیست.
موضوع دوم در باب همین اسراف، اسراف در مصرف آب است. امروز چقدر در کشور کمبود آب داریم؛ برفرض هم که کمبود نداشتیم اگر کمبود هم نداشتیم معنایش این نیست که اسراف کنید. در خانواده‌ها بعضی برای شست‌وشو، بعضی برای نظافت، چقدر آب مصرف می‌شود، در جاهای دیگر هم همین‌طور.
در مصرف برق، خصوصاً با کمبود برقی که داریم انسان باید خیلی دقت کند. شما در خانه به‌اندازه لازم برق روشن کنید. چرا تمام ساختمان را روشن می‌کنید. یا مصرف گاز؛ بنده خدا در هر اتاقی یک بخاری گذاشته و همه را روشن می‌کند درحالی‌که استفاده هم نمی‌کند. حالا هوا سرد است در همان اتاقی که استفاده می‌کنی بخاری بگذار و روشن کن. چرا در همه اتاق‌ها بخاری روشن می‌کنی.
اسراف در مهمانی‌ها، تالارهای جشن. چقدر اسراف می‌شود. چقدر غذاها دور ریخته می‌شود. این‌ها اسراف است. حرام است. بعضی از بندگان خدا به همین غذایی که شما می‌خواهید دور بریزید نیاز دارند.
در مهمانی‌های خانوادگی، این برنامه و رسم چند نوع غذا واقعاً موضوع بدی است. چرا در خانواده‌ها این کار را می‌کنند. چند نوع غذا تهیه می‌کنند. خود مهمان اعتراض می‌کند. می‌گوید من نمی‌دانم کدام را بخورم. شما یک نوع غذا درست کن مهمان همان یک نوع غذا را می‌خورد و سیر می‌شود و مزه غذا هم بهتر به دلش می‌نشیند؛ اما وقتی چند رقم غذا درست کردید مهمان از کدام بخورد بعد هم همه را دور می‌ریزید. اسراف می‌شود.
می‌گویند فریز می‌کنیم؛ غذای فریز هم خوب نیست. اسراف در پخت غذا.
اسراف در لباس. انسان در حد شأنش لباس داشته باشد؛ اشکالی ندارد. شما یکدست لباس می‌خواهی، دو دست لباس می‌خواهی، برای مهمانی و آبرو خیلی خوب است اما بیش‌ازحد چرا. بعضی از خانم‌ها خصوصاً، برای مجالس عروسی لباس‌های خوب دارند دوباره می‌روند لباس می‌خرند؛ چرا؟ چون یک‌بار پوشیده‌اند در مجلس عروسی دیده‌اند که پوشیده شده است پس دیگر نباید پوشید. رضایت خداوند در این کارها نیست. خداپسندانه نیست. این‌ها اسراف است. خانواده‌هایی هستند که به کمتر از این لباس نیاز دارند.
در استفاده از وسایل نقلیه؛ شما یک وسیله نقلیه خوب می‌خواهید که کار خوبی است. ما نمی‌گوییم ماشین کهنه استفاده کن، یک ماشین خوب بخر، در حد شأن شما؛ اما این ماشین‌های گران‌قیمت، این چشم و هم‌چشمی‌ها چیست. شما که یک ماشین خوب داشتید، چرا یک ماشین مدل بالاتر خریدی که بگویی ما هم ماشین مدل بالا داریم.
در ساختمان‌سازی؛ بنده خدا دیوارهای خانه‌اش سنگ‌کاری و خوب است، همه را خراب می‌کند که نمای آجری داشته باشد. این‌ها اسراف نیست؟ با آن نقشه‌های عجیب و خرج‌های سنگین. این‌ها زیبنده جامعه ما نیست عزیزان.
بحث اسراف مخصوص زندگی شخصی و فردی نیست. این مسئله امروز به‌خصوص درباره مدیران کشور، مسئولین نظام، مسئولین ادارات، وزارتخانه‌ها خیلی لازم است که رعایت کنند. مردم به این‌ها نگاه می‌کنند، می‌بینند، یاد می‌گیرند. «الناس علي دين ملوكهم». خصوصاً اینکه این‌ها با بیت‌المال سروکار دارند وضع بدتر می‌شود، گناهش چندین برابر است. بیت‌المال است. شما باید بسیار زیاد در مصرف بیت‌المال دقت کنی. اگر مال یک نفر را از بین ببری در قیامت گرفتار یک نفر هستید ولی وقتی بیت‌المال را ریخت‌وپاش می‌کنی در قیامت در برابر شاید میلیون‌ها نفر مسئول هستی. به همه بدهکار هستی، به همه ظلم کرده‌ای. همه از تو طلبکارند. مسئولین خیلی باید در این مسئله توجه داشته باشند.
اصلاً بحث اسراف با روحیه انقلابی نمی‌سازد. بحث اسراف، ترویج تجملات و اشرافی گری اصلاً یک توطئه دشمن است در تهاجم فرهنگی برای اینکه سبک زندگی ما را تبدیل به سبک زندگی غربی کند یکی از کارهایی که می‌کند تجمل‌گرایی و اشرافی گرایی و اسراف است. لذا ما در بحث اقتصاد مقاومتی، در بحث حفظ روحیه انقلابی باید مدیریت مصرف داشته باشیم. قناعت یک ارزش اخلاقی والا است. یک ارزش انقلابی است. انقلابی یک معنایش این است که در مصرف مدیریت صحیح داشته باشد.
در روایات ما هم چقدر مذمت شده است. امروز صداوسیما باید در این زمینه فرهنگ‌سازی و برنامه‌ریزی کند. برنامه‌های دقیق داشته باشد.
امام صادق علیه‌السلام فرمودند: «إن مع الاسراف قلّه البركه». امام صادق علیه‌السلام فرمود همراه با اسراف بی‌برکتی خواهد بود؛ و در مقابل مدیریت مصرف داریم؛ امام صادق علیه‌السلام فرمودند: ضَمِنْتُ لِمَنِ اقْتَصَدَ أَنْ لَا یَفْتَقِرَ؛ من ضمانت می‌کنم اگر کسی مدیریت مصرف داشت؛ اقتصاد در تعبیر روایات یعنی میانه‌روی در مصرف، یعنی درست مصرف کردن، یعنی نه افراط و نه تفریط. امام صادق علیه‌السلام فرمودند من ضمانت می‌کنم هرکسی مدیریت مصرف صحیحی داشته باشد هیچ‌گاه فقیر نشود.
لذا امروز یکی از برنامه‌هایی که در عرصه اصلاح سبک زندگی باید داشته باشیم، مدیریت مصرف است در مسائل اقتصادی که نمونه‌های آن را هم عرض کردم؛ اسراف با ارزش‌های انقلابی و اخلاقی نمی‌سازد.

اللهم صلی علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم
اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَيهِ و عَلي آبائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِي كُلِّ سَاعَةٍ وَلِيّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِيلاً وَ عَيْناً حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِيهَا طَوِيلاً
أعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم
قل هو الله أحد٭ الله الصمد٭ لم يلد و لم يولد٭ و لم يکن له کفواً أحد * صدق الله العلي العظيم
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين نحمده و نستعينه و نشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شريك له و نشهد أن محمداً عبده و رسوله، اللهم صل علي محمد عبدک و رسولك و خيرتک من خلقک و صل علي اميرالمؤمنين، وصي رسول رب العالمين و صل علي فاطمه الزهرا سيده نساء العالمين و صل علي الحسن و الحسين سيدي شباب أهل الجنه و علي علي بن الحسين و محمد بن علي و جعفر بن محمد و موسي بن جعفر و علي بن موسي و محمد بن علي و علي بن محمد و الحسن بن علي و الخلف الصالح القائم المنتظر المهدي حججك علي عبادك و خلفائك في ارضك.
عبادالله اوصيکم و نفسي بتقوي الله
بار دیگر خود و شما برادران و خواهران ایمانی را به رعایت تقوای الهی سفارش می‌کنم.
در این خطبه دوم چند موضوع است که به‌طور خیلی خلاصه اشاره می‌کنم. فردا آغاز سال تحصیلی است و امروز هم روز اول ماه محرم، ایام عزاداری سالار شهیدان آقا اباعبدالله الحسین علیه‌السلام است و هفته دفاع مقدس. طبعاً عرایض بنده حول این چند موضوع گردش دارد.
موضوع اول در ارتباط با مسئله سال تحصیلی جدید است. شروع سال تحصیلی همراه با ورود حدود سیزده میلیون دانش‌آموز به کلاس درس است. توجه کنید؛ ورود سیزده میلیون دانش‌آموز. خیلی بحث مهمی است. این‌ها باید مدیریت شود.
نکته‌ای که می‌خواهم در این زمینه عرض کنم خطاب به مسئولین است. مسئولین محترم، باید به این موضوع دقت کنید که نگاه شما به آموزش‌وپرورش نباید نگاه اقتصادی باشد؛ یعنی چه؟ بقیه وزارتخانه‌ها نگاهشان نگاه اقتصادی است؛ یعنی وزارت نفت، برق، نیرو و وزارتخانه‌های دیگر مثل صنعت و معدن همه این‌ها نگاهی اقتصادی دارند. هزینه می‌کنند که منافع بیشتری داشته باشد و به خزانه دولت برگردد. سودی برای دولت داشت باشد. این نگاه اقتصادی است. ما نباید به آموزش‌وپرورش نگاه اقتصادی داشته باشیم. به این معنا که اگر ما به این نهاد نگاه اقتصادی داشته باشیم نتیجه آن چیست؟ اولاً معنای آن این است که وزارت آموزش‌وپرورش که سودی برای ما ندارد، مدام باید هزینه کنیم. برگشتی ندارد، فقط هزینه می‌کنیم. چون فقط باید هزینه کنیم و برگشتی ندارد پس هزینه‌ها چه می‌شود؟ کمتر می‌شود؛ کمتر هزینه کنیم. وقتی‌که کمتر هزینه کردیم توجه به آموزش‌وپرورش کمتر می‌شود و نتایج دیگری دارد. ما به آموزش‌وپرورش نگاه اقتصادی به این معنا نباید داشته باشیم. بلکه باید این‌گونه نگاه کنیم که آموزش‌وپرورش یک نهاد مادر است؛ یعنی نگاه اصلی ما باید به آموزش‌وپرورش باشد، نگاه فرعی ما به سایر وزارتخانه‌ها؛ بدین معنا که سایر وزارتخانه‌ها را در خدمت آموزش‌وپرورش بدانیم.
وزارت صنعت و معدن، راه و شهرسازی و نیرو و همه این‌ها باید تلاش کنند تا وضع اقتصادی خوب شود و کمکی باشد به شکوفایی آموزش‌وپرورش. همه زمینه‌ها باید فراهم شود تا ما آموزش‌وپرورش خوبی داشته باشیم.
این سیزده میلیون دانش‌آموز در آینده مدیران کشور هستند. مگر این‌هایی که الآن مدیر هستند چه کسانی هستند؟ همین‌هایی هستند که چندین سال قبل در همین مدارس درس خوانده‌اند و الآن مدیر کشور هستند. نماینده مجلس هستند. وزیر هستند. ما باید کادر سازی‌مان از درون همین آموزش‌وپرورش شروع شود. پایه‌گذاری روحی این نوجوانان؛ پایه‌گذاری فکری آنان؛ جدای از بحث علم و تخصص. ما در آینده به مدیرانی نیاز داریم که خودباخته فرهنگ غرب نباشند. از تشرهای دشمن نترسند. طرفدار فرهنگ بومی کشور باشند، طرفدار فرهنگ اسلام که فرهنگ کشور است باشند، خودباخته فرهنگ غرب نباشند، مروج فرهنگ غرب نباشند، عامل نفوذی دشمن نباشند، تحت تأثیر تهاجم دشمن واقع نشوند. اگر بخواهیم این کارها را بکنیم از چه زمانی باید دغدغه‌این موضوع را داشته باشیم. از همین حالا که این نوجوان وارد مدرسه شد. از حالا باید به فکر باشیم. لذا تمام تلاش‌های مسئولین باید در خدمت آموزش‌وپرورش باشد. هزینه‌ها را باید آنجا مصرف کرد. پول‌ها باید آنجا مصرف شود. لذا مسئولین محترم باید توجه به این مسائل توجه داشته باشند:
1- ایجاد امکانات برای شکوفایی استعدادها؛ باید امکانات به‌گونه‌ای فراهم شود که این نوجوان استعدادش در همین مقطع شکوفا شود.
2- توجه خاص به معلمان و اساتید که هدایتگران این شکوفه‌ها هستند. هدایت این دانش‌آموز به دست کیست؟ تربیت این دانش‌آموز به دست کیست؟ در دست همین اساتید و معلمین است. مدیران جامعه و نظام باید به‌گونه‌ای برنامه‌ریزی کنند که این معلمان و آموزگاران و اساتید دغدغه‌ای در زندگی نداشته باشند. مشکلی در زندگی نداشته باشند تا با آرامش خاطر به تربیت این دانش‌آموز بپردازند.
3- علاوه بر تأمین رفاه برای معلمان و دبیران؛ این هدایتگران و مربیان و اساتید باید گزینش شود. حالا شاید این حرف من برای بعضی خوشایند نباشد. ولی معلم علاوه بر رشد علمی، در رشد فکری دانش‌آموز هم مؤثر است. اگر معلمی است که تفکر غربی دارد. خودباخته فرهنگ غرب است. اصلاً مخالف با نظام است، مخالف با ولایت فقیه است، اصلاً سیاست را از دیانت جدا می‌داند، طرفدار غرب است، خودباخته فرهنگ غرب است. طبعاً اگر چنین استادی سر کلاس آمد دانش‌آموز را هم این‌گونه تربیت می‌کند. فردا همین مدیر تبدیل می‌شود به یک عنصر غربی در جامعه.
امروز مسئولین ما هر چقدر برای آموزش‌وپرورش هزینه کنند فردا میوه بهتر و بیشتری می‌چینند. این موضوع اول بود.

و اما در ارتباط با نکته دوم، هفته دفاع مقدس و ایام عزاداری امام حسین علیه‌السلام؛ مطلب این مورد را به‌صورت یک سؤال مطرح می‌کنم و آن اینکه عزیزان در هشت سال جنگ تحمیلی نگاهی کنیم چه کسانی در مقابل ما ایستادند. تمام دنیا در مقابل ما ایستادند. یک جنگ جهانی تمام‌عیار بود. به‌عنوان نمونه مسئولین ما گفتند از حدود چهل کشور سرباز اسیر کردیم؛ یعنی چهل کشور در جبهه صدام سرباز فرستادند.
تمام امکانات در اختیار صدام بود. تجهیزات، نفربر، تانک، توپ، موشک، هواپیما، بمب شیمایی؛ آواکس در اختیار عربستان گذاشتند برای اینکه از ما جاسوسی کنند؛ ستون پنجم دشمن در داخل کشور بود. تمام رسانه‌ها و تبلیغات در اختیار صدام بود. ابرقدرت شرق و غرب همه حمایت می‌کردند. کشورهای غربی همه حمایت می‌کردند، کشورهای عربی حمایت می‌کردند از صدام؛ شما بگویید چه کسی از ملت ایران حمایت کرد؟ ملت ایران چه امکاناتی داشت. آن روز ارتش هنوز بازسازی نشده بود. سپاه و بسیج به گستردگی و قدرت امروز نبود. امکانات نظامی نداشتیم، بودجه نداشتیم.
سؤال این است چطور شد که یک ملت تنها، هشت سال دفاع مقدس، سربلند و پیروز بیرون آمد. علتش چیست؟ شما وقتی به دو قرن گذشته نگاه کنید می‌بینید هرگاه کشور ایران با یک کشور درگیر می‌شد قسمتی از خاک کشور را از دست می‌داد به‌واسطه بی‌کفایتی حاکمان آن روز. خیلی از کشورهای شمال ایران متعلق به ایران بود. قسمتی از افغانستان متعلق به ایران بود، قسمتی از پاکستان، قسمتی از عراق جزو سرزمین‌های ایران بوده است. در جنگ‌های متوالی همه را از ما گرفتند. جنگ بین دو کشور؛ ایران و کشور دیگر؛ اما چطور شد که هشت سال کشور ما با تمام کمبودهایی که داشت در مقابل همه دنیا با همه امکاناتشان ایستاد و ذره‌ای از خاک کشور در اختیار دشمن قرار نگرفت. استقلال کشور به‌طور کامل حفظ شد. عاملش چه بود؟ عاملش این بود که ملت ایران درس‌هایی که در طول قرن‌ها در مجالس عزاداری امام حسین علیه‌السلام از مکتب عاشورا فراگرفته بود آن‌ها را در این دفاع مقدس به عرصه عمل آورد. ملت ما از مولای خودش اباعبدالله الحسین علیه‌السلام یاد گرفته بود که هیهات من الذّله. (شعار هیهات من الذّله نمازگزاران)
حضرت به ما یاد داده بود که مرگ با عزت بهتر از زندگی با ذلت است. این را آقا به ما یاد داده بود. ملت این درس را یاد گرفته بود. درس استقامت و بردباری در مقابل دشمن. قیام برای خدا. درس اینکه از کثرت دشمن و هیاهوی دشمن نترسید. از کمبود و تعداد نیروی خودت نترس. درس غیرت دینی، تکلیف گرایی، شهادت‌طلبی، نترسیدن از مرگ، درس توکل بر خدا، درس اینکه در راه دینت تمام توانت را به عرصه بیاور همان‌طور که حسین‌ابن‌علی (ع) هر چه را که داشت آورد حتی طفل شش ماهه خودش را هم در این راه داد. آقا این درس‌ها را به ملت ما یاد داده بود. ملت در این دفاع هشت‌ساله این‌ها را به صحنه عمل آورد و پیروز شد.
علت عزت و اقتدار ملت ایران و سربلند بیرون آمدن از این جنگ نابرابر و نامردانه که دشمن بر ما تحمیل کرده بود راه حسین (ع) بود. حسین به فریاد ملت ایران رسید. مکتب امام حسین علیه‌السلام به فریاد ملت ما رسید و دست ملت را گرفت و نجات داد. والا اگر صدام بر این کشور مسلط شده بود چه پیش می‌آمد. امروز داعش با مردم عراق و سوریه چه کرد؟ این عامل بود که یک ملت تنها و دست‌خالی و مظلوم، بدون عده توانست این‌چنین استقامتی را در مقابل دشمن داشته باشد.
امروز هم عزیزان اگر بخواهیم همان عزت را در مقابل دشمن داشته باشیم، همان اقتدار را داشته باشیم باز هم باید در محرم در مجالس امام حسین علیه‌السلام بنشینیم و آن درس‌ها را مرور کنیم و یادمان نرود. لذا لازمه‌اش این است که ای هیئات محترم سخنرانانی را به مجلس عزاداری امام حسین دعوت کنید که بحث‌های انحرافی نداشته باشند. به مردم یاد دهند که حسین‌ابن‌علی برای چه قیام کرد. پیام حسین چه بود؟ مردم یاد بگیرید تا بتوانید در مواقع ضرورت از آن یاد بگیرید. همان درس‌ها را امروز نیاز داریم. بلکه بیشتر. امروز دفاع مقدس در دو عرصه است. هم در عرصه خارج از کشور در مقابل داعش که اگر این مدافعان حرم نبودند خدا می‌داند که چه می‌شد؛ که آقا فرمودند اگر این مدافعان حرم نبودند امروز ما مجبور بودیم در داخل کشور با دشمن بجنگیم. این جوانان ما رفتند، این‌ها هم بر اساس مکتب اباعبدالله رفتند. جبهه مهم‌تر که دفاع در آن مقدس‌تر است جبهه تهاجم فرهنگی است. امروز دشمن در خانه ما آمده است. در اتاق شما آمده است. بیخ گوش شما آمده است. امروز دفاع بسیار مقدس‌تر است. دفاع از مرزهای اعتقادی، دفاع از حریم و سلامت خانواده، دفاع از اخلاق، دفاع از ارزش‌های دینی، دفاع از اعتقادات و دین، امروز عرصه جبهه خیلی گسترده‌تر و خطرناک‌تر شده است. ما به دفاع نیاز داریم. امروز هم اگر بخواهیم از این دفاع پیروز خارج شویم راهش همان تمسک به راه اباعبدالله الحسین علیه‌السلام است. راه توحید و معنویت، ارتباط با قرآن، عبادت، عشق به خدا، توکل بر خدا، تقویت دین، تکلیف گرایی، احساس مسئولیت، غیرت دینی، شجاعت. این‌ها همه درس‌هایی است که امروز بیش از دفاع مقدس و آن دوره به آن نیاز داریم. خیلی بیشتر نیاز داریم.
درست است که امروز دشمن شکست‌خورده است؛ عربده می‌کشد. از شدت ناراحتی شش هزار میلیارد دلار در خاورمیانه خرج کرد ولی انقلاب و ملت ایران و رهبر معظم انقلاب ایران همه نقشه‌ها را نقش بر آب کرد. (تکبیر نمازگزاران)
اگرچه دشمن از شدت حقارت فریاد می‌زند؛ احساس حقیر می‌کند؛ با آن ابرقدرتی خودش در عراق و سوریه و افغانستان و فلسطین و یمن شکست‌خورده است و نقشه‌هایش نقش بر آب شد؛ چه کسی نگذاشت؟ همان آقایی که راه جدش را می‌رود. مقام معظم رهبری را اگر بخواهیم خوب تعریف کنیم یک شاگردی از مکتب اباعبدالله الحسین علیه‌السلام است. شاگرد با استعداد دانشگاه عاشورا است. علاوه بر آن نسبت نسبی که دارد. همان راه را می‌رود. همان راهی که جدش به ما یاد داده بود که از کثرت و هیاهوی دشمن نترس و خودت را نباز. در مقابل دشمن خودباخته نباش. آقا در مقابل دشمن از هیچ هیاهوی او نترسید. از آن روزی که آمریکا به افغانستان حمله کرد، در جریان حادثه یازده سپتامبر آمریکا و برج‌های دوقلوی آمریکا آن‌چنان آمریکا ترس و رعب در جهان به راه انداخت که هیچ‌کس جرئت نمی‌کرد بر علیه آنان صحبتی کند، مقام معظم رهبری یک تنه ایستاد. فرمود اگر پایتان را در کشور ما بگذارید می‌دانیم چه‌کار کنیم. دشمن ترسید. دشمن از ما خواسته بود که آسمان کشور را در اختیار هواپیماهای آنان قرار دهیم. آقا فرمود غلط می‌کنید پایتان را داخل کشور بگذارید. نترسید.
امروز ما به همان مکتب نیاز داریم. همان راه را باید در مجالس امام حسین (ع) ادامه دهیم. عرض کردم، هیئات محترم مذهبی سخنرانی بیاورید که مردم را روشن کند. بگوید که امام حسین چرا این‌گونه جان‌فشانی کرد. چه می‌خواست به مردم بگوید.
خداوند ان‌شاءالله همه ما را از بهترین شاگردان مکتب عاشورای حضرت اباعبدالله الحسین علیه‌السلام قرار بدهد.

السَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ
کاروان حسین لحظه‌به‌لحظه به کربلا نزدیک می‌شود. طبق تاریخ نوشته‌اند که روز دوم محرم آقا وارد کربلا شد. زینب سلام‌الله علیها خدمت برادر آمد عرض کرد برادر اینجا کجا است که من به‌محض اینکه وارد اینجا شدم گویا غم‌های عالم بر قلب من ریخت. فرمود خواهر من اینجا وعده‌گاه من با خدا است. اینجا قتلگاه من است. اینجا جایی است که خون من و جوانان من بر زمین ریخته خواهد شد. یک نکته‌ای را حضرت زینب فرمود. حضرت زینب به امام حسین خیلی علاقه داشت. عشق عجیبی بین این خواهر و برادر وجود داشت و همان باعث شد که حضرت زینب به دنبال این برادر برود و این همه سختی‌ها را تحمل کند. این‌طور نقل کرده‌اند که حضرت عرض کرد ای برادر جان می‌توان جایگزینی برایش قرار داد؟ یعنی می‌شود مرا به جای تو قربانی کنند؟ وقتی این خانم وارد صحرای کربلا شد همه جوانان بنی‌هاشم، علی‌اکبر، قمر بنی‌هاشمی، قاسم، همه آمدند و دور حضرت زینب را گرفتند. با عزت و احترام این خانم را پیاده کردند. زانو زدند. با عزت خانم پیاده شد. جان ما به قربانت حسین جان. روز یازده عاشورا ورق برگشت. آنگاه‌که این بانوی بزرگوار می‌خواست به اسارت برود هر چه نگاه کرد محرمی نبود. یک نفر نبود که زیر بازوی حضرت را بگیرد و ایشان را سوار بر شتران بی محمل کند. لذا به طرف قتلگاه رو کرد ای حسین جان بلند شو و ببین که خواهرت دیگر یک محرم ندارد. الا لعنة الله علی القوم الظالمین و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون.
خدایا به حق اباعبدالله الحسین علیه‌السلام قلب‌های ما را مملو از عشق حسین‌ابن‌علی بگردان؛
ما را و نسل و ذریه ما را تا قیامت از دوستان واقعی آن حضرت قرار بده؛
خدایا روز به روز بر عزت و اقتدار ملت ایران که عاشقان مکتب حسین و شاگردان مکتب آن حضرت هستند را بی افزا؛
مشکلات ملت ایران را برطرف بفرما؛
خدایا هر کس به ملت ایران خیانت می‌کند به حق حسین‌ابن‌علی اگر قابل هدایت نیست خوار و ذلیل و رسوا بگردان؛
خدایا مقام معظم رهبری را در پناه امام زمان (عج) محافظت بفرما؛
خدایا روز به روز بر عظمت و عزت ملت ایران بیفزا؛
خدایا حق امام زمان خط نفاق را رسوا بگردان؛
خدایا به همه ما توفیق حمایت از دین، تقویت دین، خدمت به دین، خدمت به انقلاب و خون شهدا مرحمت بفرما؛
روح مطهر حضرت امام و همه شهدا را با شهدای کربلا محشور بگردان؛
عاقبت همه ما را ختم به خیر بگردان.
اللهم صلی علی محمد وآل محمد
اللهم اغفر للمؤمنين والمؤمنات و المسلمين و المسلمات الاحياء منهم و الاموات
أعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم
إنا أعطيناك الكوثر٭ فصل لربك و انحر٭ إن شانئك هو الابتر
صدق الله العلي العظيم

برچسب ها
مطالب مرتبط
کاشان - خیابان شهید بهشتی - کوچه جمال آباد - دفتر نماینده مقام معظم رهبری و امام جمعه کاشان - کدپستی: ۸۷۱۴۶۷۸۳۸۹
تلفن: ۵۵۷۸۱۸۱ - ۵۵۷۸۸۸۸ - ۵۵۷۲۲۴۴ (۰۳۱)
نمابر: ۵۵۷۸۱۸۲ (۰۳۱)
© کلیه حقوق مادی و معنوی برای پایگاه اطلاع رسانی سفیر ولایت محفوظ است. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.