/
صفحه اصلی
/
خبرخوان
/
ارتباط با ما
/
¤ ۱۴۰۵ شنبه ۱۶ خرداد
تاریخ ارسال:۱۴۰۵ جمعه ۱۵ خرداد
چاپ خبر
خطبه های نماز عبادی سیاسی جمعه کاشان به امامت حجت الاسلام والمسلمین سید سعید حسینی پانزدهم خرداد خطبه های نماز عبادی سیاسی جمعه کاشان به امامت حجت الاسلام والمسلمین سید سعید حسینی پانزدهم خرداد

خطبه اول

 

أَعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ. بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ.
اَلْحَمْدُ وَالثَّنَاءُ لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَصَلَّی اللّهُ عَلَی سَیِّدِنَا وَنَبِیِّنَا أَبِی الْقَاسِمِ الْمُصْطَفَی مُحَمَّدٍ.
وَعَلَی أَهْلِ بَیْتِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ، سِیَّمَا بَقِیَّةِ اللّهِ فِی الْأَرَضِینَ، وَلَعْنَةُ اللّهِ عَلَی أَعْدَائِهِمْ أَجْمَعِینَ إِلَی یَوْمِ الدِّینِ.
در دویست و نهمین خطبه در کاشان مکرم، در روز پانزدهم خرداد، نوزدهم ذی‌الحجه، خود و شما برادران و خواهران را به رعایت تقوای الهی سفارش می‌کنم.
أُوصِیكُمْ وَنَفْسِی بِتَقْوَی اللّه؛
مصداقاً رسیدیم به حکمت صد و بیست و یکم نهج‌البلاغه شریف: «شَتَّانَ مَا بَیْنَ عَمَلَیْنِ»؛ چقدر بین این دو عمل دور است. مرحوم خوئی در منهاج می‌فهمد «شَتَّانَ» یعنی «بَعُدَ»، چقدر بین این دو تا عمل فاصله است، دور است. کدام دو عمل؟ یک: «عَمَلٍ تَذْهَبُ لَذَّتُهُ»، یک عملی لذت دارد، لذت حرام، اما لذتش می‌رود، «وَ تَبْقَى تَبِعَتُهُ»، اما ناگواری آن، زیان آن، کیفر ان، گناه آن باقی می‌ماند. عمل دوم: «وَ عَمَلٍ تَذْهَبُ مَئُونَتُهُ»، سختی آن رنج آن می‌گذرد، اما «وَ يَبْقَى أَجْرُهُ»، پاداش عظیم آن باقی می‌ماند. این توصیه به تقوای خطبه‌ی اول است.
آیت‌الله مکارم می‌فرماید آن عمل اولی که حضرت امام فرمودند، عمل گناه‌آلود است. مثلاً گناهِ شنیدنیِ حرام. مجلس عروسی که یک سنت نبوی است، شما را دعوت می‌کنند، اما به شما می‌گویند که ما آهنگ حرام داریم، شما ساعت هشت تا نه نیا، ساعت نه به بعد بیا. یک ساعت لذت حرام را برای خودش و برای این مهمان‌های بیچاره در نظر گرفته است. این «عَمَلٍ تَذْهَبُ لَذَّتُهُ»، این یک ساعت لذت می‌رود، اما «وَتَبْقَی تَبِعَتُهُ»، تبعاتش می‌ماند.
یک شخصی از امام کاظم علیه‌السلام سؤال کرد همسایه‌ی من آهنگ حرام می‌گذارد، من که می‌روم داخل حیاط برای تجدید وضو، یک مقدار بیشتر می‌مانم، اشکالی دارد؟ حضرت فرمود: اگر بدون توبه از دنیا بروی جهنمی هستی. گفت: چطور مگر؟ حضرت فرمود: مگر این آیه را نخواندی؟ «إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا». گوش، چشم، قلب، همه‌ی این‌ها مورد سؤال قرار می‌گیرد.
عمل نیک، مثل نماز جمعه، مثل نماز خواندن، روزه گرفتن، جهاد، یک رنجی دارد. شما دو ساعت وقت تعطیلی‌تان را در روز جمعه می‌گذارید، از راه دور و نزدیک می‌آیید به نماز. مشکلاتی دارد، اما «تَذْهَبُ مَؤُونَتُهُ»، سختی و رنجش می‌رود، اما «وَیَبْقَی أَجْرُهُ»، پاداش عظیم آن٬ چه در دنیا و چه در آخرت می‌ماند. لذا پیامبر اعظم در این حدیث شریف فرمودند: «إِنَّ الْجَنَّةَ حُفَّتْ بِالْمَكَارِهِ»، بهشت با سختی‌ها محفوف است، دوروبرش را سختی‌ها گرفته  است. ولی «وَإِنَّ النَّارَ حُفَّتْ بِالشَّهَوَاتِ»، جهنم محفوف است، دوروبرش را گرفتند شهوت‌ها. حاج قاسم سلیمانی عزیز و همه‌ی شهدا، امام شهیدمان، امام راحلمان، سختی‌ها را در عمر شریفشان گذراندند، اما الان در بهشت برزخی و بعد در بهشت آخرتی تا پایان، تا ابدیت، در راحتی هستند. این توصیه به تقوا.
هر موقع خواهران، برادران، یک گناه چشم، گناه گوش، گناه زبان، گناه شکم، خدای نکرده به شما عرضه شد، به یاد این حدیث بیفتید که امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام فرمود: چقدر فاصله است بین این دو عمل؛ عملی که لذتش زودگذر است، موقت است، اما عواقب بدش دنیا و آخرت انسان را خراب می‌کند، و عمل دوم، سختی‌اش کم است، اما پاداش عظیمش ان‌شاءالله دنیا و آخرت شما را فرا می‌گیرد. این توصیه به تقوا.
اما محتوای خطبه آیه‌ی ۱۸۰ بقره بود. آیه‌ی وصیت: «كُتِبَ عَلَیْكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِنْ تَرَكَ خَیْرًا الْوَصِیَّةُ لِلْوَالِدَیْنِ وَالْأَقْرَبِینَ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَی الْمُتَّقِینَ». مکتوب شده بر شما که وقتی که اسباب عادی مرگ انسان فراهم شده، «إِنْ تَرَكَ خَیْرًا»، اگر مالی را باقی گذاشته، «الْوَصِیَّةُ لِلْوَالِدَیْنِ وَالْأَقْرَبِینَ بِالْمَعْرُوفِ»، وصیت کند برای پدرش، مادرش، فامیلش به نیکی، وصیت کند. «حَقًّا عَلَی الْمُتَّقِینَ»، این یک حقی است که خدا بر گردن اهل تقوا گذاشته.
سه نکته جلسه‌ی قبل عرض کردم. ادامه‌ی نکات: «إِنْ تَرَكَ خَیْرًا»، این خیر یعنی چه؟ اینجا می‌فرماید «إِنْ تَرَكَ خَیْرًا»، خیر یعنی مال. نگاه قرآن به مال این است که تعبیر «خیر» کرده است. یکی از نکاتی که برایتان نوشتم این است که چرا خدای متعال به مال فرموده خیر؟ در تسنیم، آیت‌الله جوادی در جلد ۹، صفحه‌ی ۲۱۹ می‌فرماید: این نشان می‌دهد اسلام سرمایه‌ای که از راه مشروع، با کدّ یمین و عرق جبین به دست آورده باشد و بعد در راه مشروع هم مصرف بکند، این را خیر و برکت می‌داند. لذا با این ذات مقدس، آن رهبانیت‌نمایانی که ذات مال را بد می‌دانند، قرآن مخالف است.
وقتی خدا به مال می‌فرماید «خیر»، اشاره‌ی لطیف دارد که خواهران، برادران، به دنبال مال مشروع باشید. چرا؟ چون اگر مال نامشروع باشد، برای هیچ‌کس خیر نیست، شر است، نکبت است، در روز قیامت هم طوق آتشین گردن انسان می‌شود. این نکته‌ی اول.
نکته‌ی دوم؛ خیر در قرآن گاهی اوقات به عنوان مطلبی که همیشه خوب است اطلاق شده، مثل آیه‌ی «فَاسْتَبِقُوا الْخَیْرَاتِ»؛ به سوی خیرات، کارهای خوب، سبقت بگیرید. این دیگر برای همه خیر است، در همه‌حال برای همه خیر است؛ «فَاسْتَبِقُوا الْخَیْرَاتِ». اما کلمه‌ی مال را خدای متعال به عنوان خیر نسبی مطرحش کرده است. در این آیه‌ای که الان خواندم برایتان، آیه‌ی ۱۸۰، اینجا خیر به عنوان خوبی مطرح شده است، مالی که خوب است. اما در سوره‌ی مؤمنون که روزهای جمعه مستحب است شما خواهران و برادران ده دقیقه وقت بگذارید سوره‌ی مؤمنون را بخوانید، سوره‌ی منسوب به امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام هم هست. در آنجا، آیه‌ی ۵۴ تا ۵۶ مال را مذمت کرده است. پس می‌شود مال یک خیر نسبی.
آیه‌ی شریفه این است: «فَذَرْهُمْ فِی غَمْرَتِهِمْ حَتَّی حِینٍ». این آدم‌های مال‌طلب را در جهل خودشان، در غفلتشان بگذار تا مرگشان فرا برسد. «أَیَحْسَبُونَ أَنَّمَا نُمِدُّهُمْ بِهِ مِنْ مَالٍ وَبَنِینَ»، آیا فکر کردند که ما آن‌ها را کمک می‌کنیم، مدام بهشان مال می‌دهیم، بچه‌هایشان زیاد شده؟ این‌ها «نُسَارِعُ لَهُمْ فِی الْخَیْرَاتِ»، ما داریم سرعت می‌گیریم به سوی خیرات برای آن‌ها؟ نه! «بَلْ لَا یَشْعُرُونَ»، هر کسی که پولش زیاد می‌شود خیر برایش نیست، می‌فرماید نمی‌فهمند که این وسیله‌ی امتحان است. پس این هم نکته‌ی دوم؛ خیر در مکتب قرآن گاهی اوقات خیر مطلق است مثل «فَاسْتَبِقُوا الْخَیْرَاتِ»، گاهی اوقات خیر نسبی است مثل مال.
نکته‌ی سوم این است که در اینجا آیا «إِنْ تَرَكَ خَیْرًا»، منظور آن آدمی است که پول زیاد باقی گذاشته باید وصیت کند برای فامیل و اقربینش، یا مال کم هم همین‌طور است؟ مرحوم علامه در المیزان، جلد ۱، صفحه‌ی ۴۳۹ می‌فرماید: «كَأَنَّهُ الْمَالُ الْمُعْتَدُّ بِهِ»، گویا منظور، مالِ قابل‌توجه است، «دُونَ الْیَسِیرِ»، نه مال کم. آیت‌الله جوادی می‌فرماید: ما باشیم و خود آیه، نه، هم مال کم را می‌گیرد، هم مال زیاد را. اما یک قرینه داریم و آن روایت امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام است در نورالثقلین، جلد ۱، صفحه‌ی ۱۵۹، که حضرت آمدند عیادت یکی از شیعیان که مریض شده بود. «وَ رُوِيَ: دَخَلَ عَلَی مَوْلًی لَهُ فِی مَرَضِهِ وَلَهُ سَبْعُمِائَةِ دِرْهَمٍ أَوْ سِتُّمِائَةٍ»، ایشان کل داراییش ۷۰۰ یا ۶۰۰ درهم بود. خود این مریض به امیرالمؤمنین عرض کرد: آقا وصیت بکنم من برای این پولم؟ «أَلَا أُوصِی؟»، حضرت فرمود: نه. قرآن فرموده «إِنَّمَا قَالَ اللّهُ إِنْ تَرَكَ خَیْرًا»، خدا فرموده اگر مال زیادی گذاشتی وصیت کن. «وَلَیْسَ لَكَ كَثِیرُ مَالٍ»، برای تو مال زیادی باقی نمانده که بخواهی وصیت کنی. لذا آیت‌الله جوادی می‌فرماید این حدیث، قرینه‌ی بیرونی می‌شود که منظور از آن مال، مالِ کم نیست، مالِ زیاد است.
نکته‌ی بعدی این است که «لِلْوَالِدَیْنِ وَالْأَقْرَبِینَ». سؤال: مگر پدر، مادر سهمشان مشخص نیست که چقدر بگیرند؟ همان‌طور که پسر و دختر سهمش مشخص است، همسر سهمش مشخص است، والدین هم سهمشان مشخص است. پس چرا اینجا فرموده «وَالِدَیْنِ وَأَقْرَبِینَ»؟ جواب این است: بله، سهم پدر و مادر مشخص است.
آیه‌ی ۱۱ نساء فرمودند اگر شخص از دنیا برود، وارثی داشته باشد، میت فرزند داشته باشد، به هر کدام از پدر و مادر یک‌ششم می‌رسد؛ «وَلِأَبَوَیْهِ لِكُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُإِنْ كَانَ لَهُ وَلَدٌ»، اگر این میت بچه داشته باشد. و اگر تنها وارثش، یک جوان رشیدی خدای نکرده شما داشتید از دنیا رفته، زن ندارد، بچه ندارد، تمام وارثش می‌شوند پدر، مادرش. «فَإِنْ لَمْ یَكُنْ لَهُ وَلَدٌ وَوَرِثَهُ أَبَوَاهُ»، پدر، مادر ارث می‌برند. مادر یک‌سوم، پدر دو‌سوم؛ «فَلِأُمِّهِ الثُّلُثُ». خب این سهم‌ها مشخص است، اما چرا قرآن فرموده پس وصیت کنید برای پدر، مادر و اقربین؟ جواب: اگر کسی می‌خواهد به همسرش بیشتر برسد، به والدینش بیشتر از سهم معین‌شده‌ی قرآن برسد، یا یک پسرعمویی دارد، یک پسردایی دارد، یک فامیل خوبی دارد، می‌داند این آدم متدینی است، فقیری است، اصلاً جزو ارث نیست، می‌خواهد برای او سهمی تعیین کند، اینجا قرآن، اسلام این راه را باز گذاشته است که از ارث برای آن‌ها وصیت کند.
پس برای پدر، مادر یا وارث، بیش از آن حدی که معین شده می‌تواند وصیت بکند، و برای فامیلی که اصلاً ارث نمی‌برند ولی یک خصوصیتی دارند شما دلت می‌خواهد برای او چیزی بگذاری، اینجا راه برای شما باز شده است. لذا امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام این را موجب کمال ایمان می‌دانند، فرمودند: «مَنْ لَمْ یُوصِ عِنْدَ مَوْتِهِ لِذَوِی قَرَابَتِهِ مِمَّنْ لَا یَرِثُ»، کسی که وصیت نکند از آن فامیلی که ارث نمی‌برند، همین‌هایی که دورند، «فَقَدْ خَتَمَ عَمَلَهُ بِمَعْصِیَةٍ»، عمل او به معصیت تمام شده، که بزرگان این را تبیین کردند، ختم به معصیت یعنی فَقْدِ کمال، یکی از کمالات را ایشان از دست داده است.
نکته‌ی بعدی: «بِالْمَعْرُوفِ» وصیت کند؛ یعنی چه؟ در المیزان می‌فرماید: آنچه که وصیت می‌خواهد بکند، معروف باشد، یعنی متداول باشد به خوبی‌ها. «الْمَعْرُوفُ هُوَ الْمَعْرُوفُ الْمُتَدَاوَلُ مِنَ الصَّنِیعَةِ وَالْإِحْسَانِ»، کارهای خوبِ مرسوم. فرض کنید چند هفته‌ی قبل یک خانمی اعلام شد اینجا صد میلیون جزو ارثش بود گذاشت برای مصلی، که ما همین ورودی که گیت بازرسی هست، آنجا یک کارهای آقای کاظمی انجام داده بود، ۱۳۰ میلیون شده بود، این را دادیم برای آن بخش مصرف بشود. ببینید، این یک کار احسانِ متداول است، متداول. یا مسجدی، مدرسه‌ای، مصلایی، کتابخانه‌ای، ایتامی، جبهه‌ی مقاومت. این یک معنای المعروف. معنای دوم معروف که جناب مجمع‌البیان می‌فرماید، می‌فرماید یعنی شما که می‌خواهی وصیت کنی، ستم نکنی! «لَا جَوْرَ فِیهِ»، مبادا به ستم وصیت بکنی؛ برای یک نفر هزار تومان، برای یک نفر صد میلیون تومان. نکته‌ی بعدی می‌فرماید: شما نگاه کن آن کسی که داری برای او وصیت می‌کنی، این‌طور نباشد به فقیر کم برسد، به غنی زیاد برسد. «أَنْ یُوصِیَ لِلْغَنِیِّ وَیَتْرُكَ الْفَقِیرَ»، این هم معنای دیگر معروف. و نکته‌ی چهارم در معروف این است که مبادا وصیتی که می‌کنی برای گناه باشد. بعضی از کتاب‌ها، بعضی از برنامه‌ها، نشر کتب ضلال است. مثلاً شخصی وصیت بکند از این پول‌های من فلان مجله که انحرافی هست را بیایید منتشر بکنید. این‌ها از آن مطالبی است که خلاف معروف است. این هم نکته‌ی بعدی.
«حَقًّا عَلَی الْمُتَّقِینَ»؛ عرض کردم در خطبه‌ی قبل، «كُتِبَ» یعنی وجوب، اما چون فرمود «حَقًّا عَلَی الْمُتَّقِینَ» یک قرینه می‌شود که این وجوب را کم می‌کند، می‌شود استحباب. چون اگر قرار بود وجوب را برساند، نمی‌فرمود «حَقًّا عَلَی الْمُتَّقِینَ»، می‌فرمود «حَقًّا عَلَی الْمُؤْمِنِینَ». اما ضمناً یک عظمت وصیت هم دارد نشان می‌دهد که اهل تقوا موفق می‌شوند به وصیت. عظمت وصیت را نشان می‌دهد که فقط متقیان توفیق عمل به آن را دارند.
نکته‌ی پایانی در این آیه‌ی شریفه این است که: حالا شما می‌خواهید وصیت کنید، چقدر می‌توانید وصیت کنید؟ اولاً وصیت دو بخش است خواهران: یک وصیت عهدی است. مثلاً شما وصیت می‌کنید که ان‌شاءالله عمرتان طولانی هم باشد، هر موقع انسان از دنیا رفت، من را ببرید در کنار امامزاده‌ای طوافی بدهید. این یک وصیت عهدی است. یا می‌گویید وقتی من را بردید مثلاً کنار آن امامزاده، یک روضه‌ی حضرت امام حسین برای من بخوانید. یا فلان شخص غسل من را بر عهده بگیرد، کفن من را، تلقین من را فلانی انجام بدهد، نماز من را فلانی بخواند. این‌ها می‌شود سفارش‌ها، وصیت‌های عهدی. این آیه اصلاً مربوط به این نیست. مربوط به وصیتِ نوع دوم است، تملیکی؛ وصیت‌کننده می‌خواهد چیزی را به ملک دیگران در بیاورد، تا حداکثر یک‌سوم. امیرالمؤمنین فرمود لازم هم نیست حتماً یک‌سوم را پر کنید، یک‌چهارم وصیت کنید، یک‌پنجم وصیت کنید، برای چه؟ تا به وارث بیشتر برسد. این سفارش حضرت امیر علیه‌السلام.
نکته‌ی بعدی این است که حضرت امیر سفارش کردند حالا این مقدار، تو ثلث یا کمتر از ثلث می‌خواهی وصیت تملیکی بکنی، بهتر این است، همانی که می‌خواهی به بچه‌هایت سفارش کنی، خودت در دنیا خودت انجام بدهی. حکمت ۲۵۴: «كُنْ وَصِیَّ نَفْسِكَ فِی مَالِكَ»، خودت وصی خودت باش در مال خودت. چرا؟ آیت‌الله جوادی می‌فرماید چهار تا حکمت دارد اگر انسان خودش وصی خودش باشد در آن یک‌سوم یا کمتر از یک‌سوم: اولین خاصیتش این است که مبارزه می‌شود با بخلش، با بخیل بودنش. شُح و بخل درونی انسان را از بین می‌برد، اگر آدم خودش به وصیت خودش عمل کند. دومین خاصیت؛ ما در زنده‌بودنمان وقتی این کار را انجام بدهیم، باعث کمال روحی ما می‌شود، قرب انسان به خدا بیشتر می‌شود. در دست خودمان برای خدا در راه خدا دادیم، این کسر طمع، کسر غربت، برای انسان کمال روحی می‌آورد. سومین خاصیت، به دستور «أَنْفِقُوا» عمل کردیم، یک دستور دیگر خدای متعال را اجرا کردیم. و چهارمین خاصیت، بعضی وقت‌ها وارث حرف گوش نمی‌کنند. خودتان چقدر سراغ دارید که پدر وصیت کرده، مادر وصیت کرده، ثلثش را در این راه مصرف کنند، اما بعضی از بچه‌ها زیر بار نمی‌روند، یا لااقل دوتایشان خوب‌اند، دوتایشان می‌گویند ما اصلاً نمی‌خواهیم این را اجرا کنیم. این به این چهار حکمت امیرالمؤمنین می‌فرماید: «كُنْ وَصِیَّ نَفْسِكَ»، خدایا ما را عامل به احکام دین مبین قرار بده.
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ. قُلْ هُوَ اللّهُ أَحَدٌ. اَللّهُ الصَّمَدُ. لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ. وَلَمْ یَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ.

خطبه دوم

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ.
الْحَمْدُ وَ الثَّنَاءُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ صَلِّ عَلَى عَلِيٍّ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ. وَ صَلِّ عَلَى الصِّدِّيقَةِ الطَّاهِرَةِ فَاطِمَةَ الزَّكِيَّةِ حَبِيبَةِ حَبِيبِكَ وَ نَبِيِّكَ. وَ صَلِّ عَلَى الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ سَيِّدَيْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ. وَ عَلَى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ زَيْنِ الْعَابِدِينَ، وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْبَاقِرِ، وَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ، وَ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ الْكَاظِمِ، وَ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا، وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْجَوَادِ، وَ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْهَادِي، وَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ الزَّكِيِّ الْعَسْكَرِيِّ. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى حُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ الْمَهْدِيِّ الْقَائِمِ الْمُنْتَظَرِ. الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ، اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ. اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلَى آبَائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِي كُلِّ سَاعَةٍ وَلِيّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِيلًا وَ عَيْناً حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فِيهَا طَوِيلًا.
شادی روح حضرت امام و همه شهدا، مخصوصاً شهدای استان اصفهان، منطقه کاشان، شهدای عزیز جنگ تحمیلی اول و دوم و سوم و سه امام جمعه فقیدمان و سلامتی و نصرت و تأیید خاص اماممان حضرت آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، صلوات ختم کنید. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ.
اُوصیکُمْ وَ نَفْسی بِتَقْوَی اللَّهِ. خواهران و برادران ایمانی، آقا پسرها و دخترخانم‌ها، جوانان و نوجوانان، در خطبه دوم هم خود و شما را به رعایت تقوای الهی سفارش می‌کنم. اُوصیکُمْ وَ نَفْسی بِتَقْوَی اللَّهِ.
در خطبه دوم حقوق امام عصر علیه السلام را مباحثه می‌کردیم. امروز جلسه سیزدهم است. یکی از حق‌هایی که امام زمان گردن ما دارد این است که ما نمازهای مستحبی‌مان را هدیه کنیم به امام زمان، برایشان نماز مستحبی بخوانیم؛ خصوصاً نماز خود حضرت صاحب را. نماز صد تا «إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاکَ نَسْتَعِینُ». سه روش دارد این نماز، در مفاتیح هر سه روش آمده است. یکی در اعمال روز جمعه آمده است. نیت می‌کنید، حمد، بعد وسط حمد «إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاکَ نَسْتَعِینُ» را صد بار می‌گویید، بعد «قُلْ هُوَ اللَّهُ» را یک بار می‌گویید، بعد می‌روید ذکر رکوع یک بار، ذکر سجده‌ها هم یک بار، نماز تمام می‌شود، بعد دعای «عَظُمَ الْبَلاءُ» را می‌خوانید. این روشی است که در اعمال روز جمعه آمده است.
یک روش در اعمال مسجد جمکران آمده است در مفاتیح. آن فرقش این است: حمدش مثل همین است، صد تا «إِیَّاکَ نَعْبُدُ»، «قُلْ هُوَ اللَّهُ»‌اش هم یکی است، اما ذکر رکوع و سجده‌اش هفت بار است و بعد از پایان نماز یک «لا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ» دارد، بعد تسبیح حضرت زهرا، بعد صد تا صلوات در سجده.
پس در هر دو روش حمد با صد تا «إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاکَ نَسْتَعِینُ».
روش سوم در نجم الثاقب آمده است. باز هم دو رکعت است. نصف شبِ شب جمعه اگر کسی می‌خواهد کامل‌تر این را انجام بدهد، غسل انجام بدهد. حمد، صد تا «إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاکَ نَسْتَعِینُ»، ادامه حمد، «قُلْ هُوَ اللَّهُ» یک بار، ذکر رکوع و سجده هفت بار، بعد یک دعایی دارد بعد از رکعت دوم، پایان نماز: «اَللَّهُمَّ إِنْ أَطَعْتُکَ فَالْمَحْمَدَةُ لَکَ»؛ اگر من مطیع تو شدم حمد مخصوص توست، «وَ إِنْ عَصَیْتُکَ»؛ اگر معصیت کردم تو را، «فَالْحُجَّةُ لَکَ»؛ حجت به نفع توست که من را محاکمه کنی.
این دستور نماز، حالا هر کدام را خواستید. ولی اصل این که انسان در برنامه‌اش بیاورد این نماز را، مورد رغبت امام زمان (عَلَیْهِ السَّلامُ) است. یک حکایتی را سریع برایتان بگویم و وارد مناسبت‌ها بشوم. یک کتاب بسیار خوبی دارند آیت‌الله مهدوی، خبرگان اصفهان، امام جمعه موقت اصفهان، بام به نام فصل وصل. چهل جلد کوچک است، در جلد چهلمشان احوالات مرحوم آشیخ حسین فاضلی را آورده‌اند. آنجا نقل می‌کند از قول یکی از سخنران‌های خوب قم و جمکران به نام آقای مهدوی‌نیا، می‌گوید: صبح جمعه‌ای ما به اتفاق آقای فاضلی در مکه کنار کعبه، روبه‌روی رکن یمانی دعای ندبه می‌خواندیم.
نماز که تمام شد، من به ایشان گفتم: آقا، آقای فاضلی شما تا در کعبه هم مشرف شدید خدمت حضرت صاحب؟ دیدم با اشک فرمود: مگر می‌شود در جایی که امام زمان مکرر نماز خوانده، طواف خوانده، اشک ریخته، انسان مشرف نشود خدمت امام زمان؟
گفتم: می‌شود حالا یکی از آن‌ها را بیان کنید؟ فرمود: یک سفری من اعمال حجم تمام شده بود، بعد شب پانزدهم ذی‌حجه آمدم از منا به مسجدالحرام، طواف را انجام دادم، نماز طواف را انجام دادم، رفتم سعی صفا و مروه را که انجام بدهم، دیدم حالم عجیب شده است. این شعر را مکرر زمزمه می‌کردم: گلی گم کرده‌ام می‌جویم او را، به هر گل می‌رسم می‌بویم او را. این را به قصد امام زمان می‌خواندم. بعد در دل خودم می‌گفتم که یا امام زمان، می‌شود از آن حواله‌هایی که به علامه بحرالعلوم دادید، به علامه حلی دادید، به مقدس اردبیلی دادید، به منِ بی‌لیاقت هم بدهید؟ سعی‌ام تمام شد، آمدم طواف نساء را انجام دادم، آمدم پشت مقام، سرم را گذاشته بودم روی سنگ‌های مسجدالحرام، شروع کردم با امام عصر علیه السلام درد دل کردن. یک‌دفعه سرم را بلند کردم، دیدم از سمت حجر اسماعیل ماه شب چهارده، مهدی فاطمه سلام علیه الله علیه. تشریف می‌آورند. بی‌اختیار بلند شدم، سلام کردم، حضرت جواب سلام من را دادند. بعد فرمودند: آشیخ حسین، دلم می‌خواهد دو رکعت نماز برای مادرم حضرت نرجس خاتون بخوانی. می‌گوید: من تا اسم مادر امام زمان آمد، دلم شروع کرد به لرزیدن. گفتم: آقا من که لیاقت ندارم برای مادر شما نماز بخوانم. حضرت فرمودند: بناست ما قبول کنیم، نماز را بخوان. گفتم: چشم. چه نمازی بخوانم؟ ببینید، چه نمازی بخوانم؟ فرمود: همان نمازی که هر روز برای فرزندش مهدی می‌خوانی. بعد آقای فاضلی می‌گوید: من هر روز نماز امام زمان را می‌خواندم برای سلامتی حضرت. حالا من نمی‌گویم شما هر روز بخوانید، لااقل انسان در هفته یک بار بخواند. یک ربع بیشتر وقت شما را نمی‌گیرد؛ همین نماز صد تا «إِیَّاکَ نَعْبُدُ».
من بلند شدم در مقام این نماز را شروع کردم به خواندن. با گفتن «اَللَّهُ أَکْبَرُ» احساس کردم اصلاً انگار یک حائلی بین مردم کشیده شده است هیچ‌کس دستش هم به من نمی‌خورد، برخورد نمی‌کند. با اشک، با حال نماز را خواندم. بعد پیش خودم گفتم نکند آقا تشریف برده باشند. به سمت راست خودم نگاه کردم، دیدم هنوز آقا تشریف دارند. حضرت دست مبارکشان را در جیبشان کردند، یک مقدار پول درآوردند به من بدهند. گفتم: آقا من که نماز نخواندم پول از شما دریافت کنم. حضرت فرمود: پس در بین سعی صفا و مروه چه می‌گفتی که ما به علامه بحرالعلوم و مقدس اردبیلی و علامه حلی حواله می‌دهیم؟ این از همان حواله‌هاست، بگیر. گفتم: چشم. دست حضرت را بوسیدم، به چشمم مالیدم، پول‌ها را از ایشان دریافت کردم.
این خلاصه توصیه به تقوای خطبه دوم. حق امام زمان یکی‌اش این است خواهران، برادران، در هفته لااقل یک بار نماز امام عصر علیه السلام را بخوانیم. سلامتی‌شان، عنایتشان به شما و اهل جلسه، صلوات ختم کنید.
اولین مناسبت ۱۵ خرداد است. امروز مبدأ انقلاب اسلامی ایران. به تعبیر امام راحلمان فرمودند سرآغاز حکومت الله. مبدأ ۲۲ بهمن می‌شود ۱۵ خرداد.
من پنج تا نکته‌ی سریع را در ذیل ۱۵ خرداد عرض بکنم. نکته‌ی اول این‌که پانزدهم مهر ۴۱ لایحه‌ی انجمن‌های ایالتی و ولایتی را هیئت دولت شاه به ریاست اسدالله علم به تصویب رساند.
ببینید جوانان عزیز که می‌خواهم بدانم ۱۵ خرداد چه اتفاقی افتاده، این مرور سریع هست. ۱۵ مهر ۴۱ لایحه‌ی انجمن‌های ایالتی ولایتی را هیئت دولت به ریاست علم تصویب کرد. یکی از موادش چه بود؟ به جای سوگند به قرآن، سوگند به کتب آسمانی جایز است.
این‌جا امام، امام راحل عظیم‌الشأن در مقابل این کار با قدرت ایستاد، امام بصیر ما. جمع کرد علما را در منزل مرحوم شیخ عبدالکریم حائری که آن زمان دیگر پسرشان آقا شیخ مرتضی حائری بودند، آیت‌الله گلپایگانی آمدند، آن زمان آیت‌الله شریعتمداری، یک اجماعی امام درست کرد که باید علیه این کارِ علم ما اقدام بکنیم. فشار بر رژیم اجرایی شد و حقیقتاً امام‌المتقین بود در آن جلسه. اعتراض اول را امام کرد، بقیه‌ی مراجع عظام و مردم عزیز پشت سر امام حرکت کردند، این ادامه پیدا کرد تا رسماً هیئت دولت لغو آن را اعلام کرد. این نکته‌ی اول.
نکته‌ی دوم، دولت در آمریکا تغییر کرد. کندی از دموکرات‌ها شد رئیس‌جمهور. الان ترامپ جزو جمهوری‌خواه‌ها است، روششان نظامی است، دموکرات‌ها روششان دیپلماتیک و اصلاحات و امثال‌ذلک است. ولی هدفشان مشترک است‌ها، این را بدانید خواهران، برادران. جمهوری‌خواه باشد یا دموکرات باشد، هدفشان اسلام‌زدایی است، مبارزه با ولایت الهیه و ولایت غدیر و اِسلامِ نابِ محمّدی (صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّم).
نوزدهم دی 41 محمدرضا رفت آمریکا، با جان اف کندی دیدار می‌کند و به جای این‌که دولتش متعهد بشود که اصلاحات آمریکایی را انجام بدهد، شخصاً می‌گوید من اصلاحات مد نظر آمریکا را اجرا می‌کنم. شش تا خواسته بوده، یکی‌اش اصلاحات اراضی بوده.
اصلاحات اراضی، خواهران، برادران، ظاهر زیبنده‌ای دارد که بیاییم زمین‌ها را بدهیم به مردم، از خوانین بگیریم، اما آن‌چه که در عمل اتفاق افتاد، ملاکان بزرگ، زمین‌داران بزرگ، از جمله خود خاندان پهلوی زمین‌هایشان تقسیم نشد.
کشاورزی ایران از جایگاه صادرکننده تبدیل شد به واردکننده. روستاییان به شهرها مهاجرت کردند. در طول ۱۱ سال، عدد را دقت کنید خواهران، برادران، جوانان عزیز، در طول ۱۱ سال ۲۰ هزار روستای ایران خالی از سکنه شد در اثر همین اصلاحات اراضی. تشخیص امام این بود که این مقدمه است برای اسلام‌زدایی، که یک نمونه‌اش را شما سال ۵۵ دیدید، تاریخ هجری را تبدیل کردند به تاریخ ۲۵۰۰ ساله‌ی شاهنشاهی.
خدا رحمت کند مرحوم آقای فلسفی را در تهران، وقتی شاه تصمیم گرفت رفراندوم برگزار کند، اصلاحات آمریکایی را قرار است رفراندوم برگزار کنند، مردم رأی بدهند، امام با این بصیرت الهی خودش رفراندوم را تحریم کردند.
شاه دو روز قبل از رفراندوم، ۴ بهمن ۴۱ آمد به قم. امام فرمود هیچ‌کس به استقبالش نرود. علما، مردم نرفتند به استقبالش و این‌جا توهین‌های بسیار بدی کرد شاه که شایسته‌ی خودش و امام هم محکم تو دهنی را به او زد.
ما این‌جا واقعاً باید از روحانیت بصیرمان، علمداران تشکر کنیم، خطبای آن زمان و این زمان، این‌هایی که می‌روند طلاب عزیز ما، بزرگان ما از این شهر به آن شهر، از این میدان به آن میدان تبیین می‌کنند. آقای مرحوم آقای فلسفی در منزل آیت‌الله بهبهانی گفت این رفراندوم نتیجه‌اش این می‌شود چادر از سر زینب (سَلَامُ اللَّهِ عَلَیْهَا) برمی‌دارند، نتیجه‌ی این رفراندوم این است سیلی به صورت حضرت زهرا می‌زنند. این کارها باعث شد رفراندوم با یک عدد بسیار نازلی رأی بدهند، آن‌هایی که به هر حال شاه‌دوست بودند، و یک ضربه‌ی بسیار سنگینی خورد.
حالا شاه می‌خواهد عکس‌العمل نشان بدهد. شد ۲ فروردین ۴۲، ۲۵ شوال شهادت امام صادق (عَلَیْهِ السَّلَام). خواستند منزل امام را شلوغ بکنند، امام فرمود دست از پا خطا کنید می‌روم حرم مطهر حضرت معصومه با مردم حقایق را بیان می‌کنم. این‌جا نتوانستند.
آمدند فیضیه، مجلس آیت‌الله گلپایگانی بود. مرحوم آقای انصاری سخنران بود. یک دفعه وسط جلسه دیدند ساواکی‌ها، کماندوها با چاقو، پنجه‌بوکس، زنجیر، یک صلوات‌های بی‌خود، بی‌جا شروع کردند درگیری با طلاب و مردم.
بعد شروع کردند تخریب فیضیه، در مرحله‌ی اول کم آوردند، نیروی کمکی آوردند، آتش زدند خواهران، برادران فیضیه قرآن را، مفاتیح را، کتاب‌های دعا را. این شهید عزیز ما سید یونس رودباری شهید آن جلسه است. آیت‌الله گلپایگانی، مرجع تقلید محبوس در یک حجره تا آخر شب.
امام ۱۳ نوروز عکس‌العمل شدید نشان داد. فرمود شاه‌دوستی یعنی غارتگری، شاه‌دوستی یعنی ضربه به پیکر قرآن و اسلام، شاه‌دوستی یعنی کوبیدن روحانیت.
بعد چهلم گرفتند برای شهدای فیضیه در اردیبهشت که آقای ناطق نوری، تو خاطرات خواندم، عمامه‌ی یک سید یزدی را گرفت رفت منبر با عینک دودی که تا شناسایی نشود، هر چه شایسته‌ی ساواک بود گفت. این‌قدر مطالب و چهره ناشناس بود که حتی هم‌حجره‌ای او نشناخته بود. وقت از منبر که آمد عمامه شد عمامه‌ی سفید.
بعد امام از محرم ۴۲ بهترین استفاده را کردند، بهترین استفاده را کردند. خودشان اولاً به مداح‌ها، به سخنران‌ها فرمودند امسال از یزید زمان بگویید. مرثیه‌ها دیگر مرثیه‌ی فیضیه شده بود و خود حضرت امام هم ۱۳ خرداد ۴۲ آمدند در فیضیه سخنرانی کردند اعلام کردند.
خدا رحمت کند شهید عراقی را، احتیاطاً ضبط صوت و باتری ماشین هم آورده بود که اگر دستگاه ظالم بخواهد برق را قطع کند مشکلی پیش نیاید. امام در سخنرانی عاشورای ۴۲، ۱۳ خرداد به شخص شاه حمله کردند، به اسرائیل حمله کردند. خیلی‌ها برایشان مبهم بود اسرائیل این وسط چه‌کاره است، بعداً فهمیدند که آمریکا زیرمجموعه‌ی صهیونیست‌ها است و اقتدار ایران هم به دست بهائی‌ها است که متولد این صهیونیست‌های خبیث هستند.
فردا شبش که می‌شود شب ۱۵ خرداد ریختند امام عزیزمان را دستگیر کردند و بردند به تهران. فردای آن روز کشور شد قیام، فردای دستگیری امام کشور ایران شد قیام. در تهران، در قم، در ورامین، کفن‌پوشان ورامین، در کاشان، مردم عزیز کاشان این پشت، این پیشینه‌ی درخشان را دارند.
دیشب در مراسم شهید قدیرزاده و میدان جهاد عرض کردم، آقای قدیرزاده ۴ تا بچه داشت، بچه‌ی بزرگش، پسرشان ۶ ساله بود، ۳ تا دخترشان کوچک‌تر از ۶ سال، بچه‌ی آخری‌اش ۶ ماهه بود. خانمش گفت آقای قدیرزاده داری می‌روی ۴ تا بچه داری‌ها، گفت مگر حضرت زینب (سَلَامُ اللَّهِ عَلَیْهَا) بچه نداشت؟ و رژیم در کاشان به رگبار بست و آقای قدیرزاده شهید ۱۵ خرداد ۴۲ هست.
امام را دستگیر کردند ۱۰ ماه در زندان و حصر نگه داشتند تا ۱۸ فروردین ۴۳ امام آزاد شدند. این ۱۵ خرداد امام فرمود من ۱۵ خرداد را برای همیشه عزای عمومی اعلام می‌کنم. مبدأ قیام ملت ایران که منجر شد به پیروزی ۲۲ بهمن و ۲۲ بهمنی که امروز آمریکا را و اسرائیل را در جنگ ماه رمضان شما منکوب کردید، مبدأ آن ۱۵ خرداد بود. شما سیلی اول را در ۱۵ خرداد زدید و بعد در ۲۲ بهمن و دفاع مقدس ۸ ساله و جنگ ۱۲ روزه و جنگ ۴۰ روزه، عظمت ملت ایران و  امام انقلاب صلوات ختم کنید.
پیام امام عزیزمان دیروز ملاحظه فرمودید، مکرر پیام‌های حضرت آقا را بخوانیم. ما فعلاً محرومیم از مشاهده‌ی چهره‌ی ایشان، به خاطر مسائل امنیتی یک بار برایتان توضیح دادم. از روی شبکه‌ی چشم دشمن می‌تواند مکان را تشخیص بدهد، از روی فرکانس برق می‌توانند مکان را تشخیص بدهند، از روی پرواز یک حشره می‌توانند بوم آن محل را تشخیص بدهند.
حضرت آقا در این پیام فرمودند امام یک تقوایی داشت، امام راحل عظیم‌الشأن، که آن تقوا بر قلم ایشان هم جاری می‌شد، مراقبت می‌کرد از قلمش و از زبانش. در وصیت‌نامه ادعای عظیمی کرد و فرمود من با جرئت مدعی هستم که ملت ایران و توده‌ی میلیونی آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسول‌الله (صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّم) و کوفه و عراق در عهد امیرالمؤمنین و حسین بن علی (صَلَوَاتُ اللَّهِ وَ سَلَامُهُ عَلَیْهِمَا) می‌باشند.
بعد حضرت آقا فرمودند امروز همه‌ی ملت عزیز مفتخر است که با بعثت تازه‌ی خود، همین برنامه‌ی شب‌های نود و چند شب شما، با بعثت تازه‌ی خود در کنار جبهه‌ی مقاومت، مایه‌ی مباهات در برابر دیدگان آگاه و ملت‌های آزاده‌ی جهان شده است. شما باعث مباهاتید پیش همه‌ی آزادی‌خواهان جهان و صدق این فراز از وصیت‌نامه‌ی امام دوباره جلوه‌گر شد.
بعد آقا هشدار دادند، فرمودند بعد از این‌که دشمن شکست خورده در میدان و در خیابان، الان جنگ ترکیبی‌اش متمرکز شده روی دو مطلب: یک، تاب‌آوری مردم؛ دو، ایجاد خطا در دستگاه محاسباتی مسئولان کشور.
الان تمرکزش روی این است مردم تاب‌آوری‌شان کم بشود؛ دو، خطا در دستگاه محاسباتی مسئولان. خب ابزارشان چیست؟ آقا فرمودند ابزار اصلی آن‌ها این است: کاشتن بذر تردید، یأس، ترس، بدگمانی و اختلاف.
من این اختلاف را عرض بکنم. هفته‌ی قبل ما توفیق داشتیم نمایندگان حضرت آقا جلسه داشتیم. وسط‌های جلسه پیک آمد از طرف امام‌المسلمین، در آن جلسه سه چهار تا مطلب را فرمودند. یکی‌اش این بود، فرمودند انسجام ملی وظیفه است. فرمودند بعضی از آقایان ائمه‌ی جمعه مزاجشان رعایت نمی‌کند، این را به آن‌ها تذکر تبیینی بدهید. وقتی امام جمعه تذکر می‌گیرد از امام‌المسلمین که باید انسجام را حفظ بکند، بقیه‌ی خطبا هم دقت می‌کنند.
بعد آقا فرمودند این اجتماعات شبانه در محرم و صفر ادامه پیدا کند. ان‌شاءالله در همان میادین عزاداری می‌کنیم.
و نکته بعدی که در پیام دیروز بود، راهکار چیست؟ حالا دشمن متمرکز شده، ابزار اصلی‌اش هم کاشت بذر تردید و یأس است، راهکار چیست؟ راهکار روشن‌بینی و بصیرت، ایستادگی، حفظ انسجام و اعتماد متقابل، و هم‌صدایی نکردن با دشمن. این هم نکته دوم.
نکته سوم جهاد صرفه‌جویی. الان شما دیدید حاج آقای بنی‌هاشمی با نصف لیوان وضو گرفتند، مستحبات وضو را هم اجرایی کردند. این امام راحل که این انقلاب را به وجود آورد، من در خاطراتشان از آقای رحیمیان خواندم که امام سه نوع لامپ در اتاقش بود، یک لامپ مهتابی بود، یک لامپ صد وات، یک لامپ هم بسیار کم‌مصرف برای خواب. موقعی که مطالعه می‌کرد یا قرآن می‌خواند، به توصیه پزشکان هم مهتابی روشن بود هم لامپ صد. موقعی که تلویزیون تماشا می‌کرد یا در حال گفتگو بود، فقط لامپ مهتابی، لامپ صد خاموش. موقعی که می‌خواست نماز بخواند یا تعقیبات بخواند یا نوافل بخواند، فقط لامپ کم‌مصرف موقع خواب روشن بود. این امام جامعه است. دقت‌ها را ببینید در مسائل شخصی‌اش این‌قدر دقت دارد وای به حال بیت‌المال.
مرحوم حاج احمد آقا در خاطرات ایشان است. فرمودند کنار اتاق کار امام یک اتاق برای حاج احمد آقا ساختند. دو ضلع آن یک ایوان باریک داشت به ارتفاع یک و نیم متر از کف حیاط. یعنی اگر کسی سقوط می‌کرد یک و نیم متر می‌افتاد پایین. یک بار امام سرزده آمدند دیدند که روی این ایوان نرده گذاشته‌اند. فرمودند که هزینه جدید ایجاد کردید؟ حاج احمد آقا گفت من یک لحظه به ذهنم آمد یک جوابی بدهم امام قانع بشوند گفتم علی پسرم بچه است از ایوان بیفتد ضربه مغزی می‌شود اگر نرده نزنیم. امام ببینید چه فرمود خواهران برادران. فرمود انسان قدم به قدم طاغوتی می‌شود. هر قدم هم برای خودش دلایلی پیدا می‌کند. این امام ما است.
من در همین سفری که رفتم اصفهان دیدن آیات خبرگان در اصفهان، آیت‌الله طباطبایی، مهدوی، حسناتی و خدا حفظ کند حاج آقای مقتدایی را... موقع نماز شد. ببینید بزرگان دقت دارند. موقع گفتگوی ما سه چهار تا لامپ روشن بود در اتاق، موقع نماز که شد لامپ‌ها را کم کردند. موقع نماز نیاز نیست این‌قدر روشنایی. این سیره بزرگان ما است.
مطلب پایانی در رابطه با امام کاظم علیه السلام است که میلادشان در این هفته است. مناسبت هَلْ أَتَی نزول سوره انسان بیست و پنجم ذی‌الحجه در این هفته است. صدقه در آن روز بسیار تأکید شده. خاتم‌بخشی امیرالمؤمنین در این هفته است. مباهله بیست و چهار ذی‌الحجه.
سفارش می‌کنم آن نماز حمد یک عدد، توحید، آیت الکرسی و قدر ده بار را اگر توانستیم در روز مباهله بخوانیم. حمد یک بار، قُلْ هُوَ اللَّهُ، آیت الکرسی و قدر ده بار. بعد دعای روز مباهله خیلی شبیه دعای سحر هست. ان‌شاءالله این را بخوانیم. این دعاها گنجند؛ خواهران برادران.
در روز غدیر شما در دعایی که خواندید یکی‌اش این بود: «قَوْلُنَا مَا قَالُوا». من چیزی می‌گویم که شما اهل بیت بگویید. «مَا قَالُوا بِهِ قُلْنَا» آنچه که شما بگویید من می‌گویم یعنی صد در صد قول من بر قول شما باید منطبق باشد. دو طرفه است. «قَوْلُنَا مَا قَالُوا». من حرفی می‌زنم که شما بزنید. «مَا قَالُوا بِهِ قُلْنَا» آنچه که شما بگویید من می‌گویم نه چیز دیگر. ان‌شاءالله خواهران برادران این دعای روز هَلْ أَتَی را ان‌شاءالله و روز مباهله را در نظر بگیرید.
در رابطه با حضرت امام کاظم آنچه که من مدنظرم است این است. نهضت خدمت‌رسانی. زمان دارد بیست دقیقه من تمام می‌شود. دو تا بیست دقیقه من دارد تمام می‌شود. ببینید علی ابن یقطین وزیر بوده آمد خدمت امام کاظم علیه السلام. اسْتَأْذَنَ عَلِیُّ بْنُ یَقْطِینٍ از امام کاظم فِی تَرْکِ عَمَلِ السُّلْطَانِ، آقا اجازه بدهید من در دربار نباشم. حضرت اجازه نداد فرمودند به چهار دلیل.
یک: فَإِنَّ لَنَا بِکَ أُنْساً. تو انیس منی.
دو: وَ لِإِخْوَانِکَ بِکَ عِزّاً. باعث عزت شیعه هستی تو.
سه: عَسَی أَنْ یَجْبُرَ اللَّهُ بِکَ کَسْراً. این کارهای تو باعث انجبار گناهانت می‌شود، کفاره است.
چهار: یَکْسِرُ بِکَ نَائِرَةَ الْمُخَالِفِینَ عَنْ أَوْلِیَائِهِ. توطئه دشمن را علیه شیعه می‌شکند.
بعد یک قاعده کلی فرمودند خواهران برادران. قاعده کلی چیست؟ فرمودند: یَا عَلِیُّ، یعنی علی بن یقطین، کَفَّارَةُ أَعْمَالِکُمُ، کفاره گناهان شما، الْإِحْسَانُ إِلَی إِخْوَانِکُمْ، این است که به برادران دینی‌تان کمک بکنید. ادارات ما، این احادیث باید در شورای اداری خوانده بشود شهرستان و استان. کارمندان عزیز این‌جوری برخورد کنند؛ که حضرت امام کاظم علیه السلام در روز عید قربان به یکی از یارانشان به نام داوود رقی فرمود من در عرفه هر جا را نگاه می‌کردم علی بن یقطین در دل من بود پیوسته او با من بود. این جایگاه علی بن یقطین. اما همین علی بن یقطین وقتی که آن ساربان ابراهیم جمال را راه نداد وقتی رفت مکه و بعد مدینه امام او را راه نداد. فرمود تو ابراهیم را راه ندادی. خدا، عبارت منتهی الآمال است. حق‌تعالی ابا فرمود که سعی تو را قبول کند مگر این‌که ابراهیم جمال تو را عفو کند. با طَیُّ الْأَرْضِ آمد کوفه اصرار کرد ابراهیم جمال پایش را بگذارد روی صورت علی بن یقطین، قبول نمی‌کرد. اصرار کرد پایش را گذاشت بعد همان لحظه گفت: اللَّهُمَّ اشْهَدْ، خدایا شاهد باش خدایا شاهد باش، و بعد برگشت امام علیه السلام او را در ملاقات پذیرفت.
سیره امیرالمؤمنین در مواجهه دشمن امروز الگوی رهبر معظم انقلاب و قوای مسلح ما است. شما در زیارت غدیریه چه خواندید؟ یَوْمَ بَدْرٍ وَ یَوْمَ الْأَحْزَابِ، إِذْ زَاغَتِ الْأَبْصَارُ زمانی که دل‌ها و چشم‌ها هراسان بود، وَ بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنَاجِرَ جان‌ها به گلو رسیده بود، وَ تَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا بعضی‌ها بدگمان شده بودند به خدا، هُنَالِکَ ابْتُلِیَ الْمُؤْمِنُونَ مؤمنین امتحان شدند، وَ زُلْزِلُوا زِلْزَالاً شَدِیداً منافقین گفتند وعده‌های خدا همه‌اش فریب است. فَقَتَلْتَ عَمْرَهُمْ تو ای علی بن ابی‌طالب جد بزرگوار عمرو بن عبدود را به قتل رساندی، وَ هَزَمْتَ جَمْعَهُمْ با قتل عمرو اتفاق و اجتماع آن‌ها را منهدم کردی، وَ رَدَّ اللَّهُ الَّذِینَ کَفَرُوا بِغَیْظِهِمْ لَمْ یَنَالُوا خَیْراً و کفار با غیظ خودشان برگشتند، وَ کَفَی اللَّهُ الْمُؤْمِنِینَ الْقِتَالَ.
همین غیظ همین استواری امروز از بیان و قلم امام‌المسلمین دارد صادر می‌شود علیه دشمن. شما دیدید یک غلطی کرد دکل مخابراتی ما را زد، به دستور امام‌المسلمین و قرارگاه خاتم، نه به اندازه او نامتناسب، هر چه که در این سه ماه جمع کرده بودند از تجهیزات و امکانات به دستور فرمانده کل در تمام این پایگاه‌های کشورهای خائن همسایه به انهدام کشیده شد. و همه فهمیدند رژیم صهیونیستی این غده سرطانی و ارباب او آمریکا زبان مذاکره را نمی‌فهمد، زبان دیپلماسی را درک نمی‌کند. آمریکا و اسرائیل فقط یک زبان را متوجه می‌شوند و آن زبان موشک‌های پرقدرت جمهوری اسلامی به فرماندهی هوافضای شجاع ما سید مجید موسوی است.
خدایا در ظهور مولایمان تعجیل بفرما.
سلام ما را از این اجتماع از طرف همه خواهران و برادران و شنوندگان ما به محضر مولایمان ابلاغ بفرما. 
رهبر عزیز و حکیم ما در پناه خودت از همه خطرات مصون و محفوظ بدار.
خدایا شر آمریکا و اسرائیل و منافقین را هر چه زودتر به خودشان برگردان.
خدایا عیدی ما را در غدیر و اعیاد پیش روی ما تعجیل در فرج مولایمان و نابودی ترامپ و نتانیاهو و این غده‌های سرطانی قرار بده.
حاجات خواهران و برادرانمان را برآورده بفرما.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ. إِنَّا أَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَرَ. فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَ انْحَرْ. إِنَّ شَانِئَکَ هُوَ الْأَبْتَرُ. صَدَقَ اللَّهُ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ. اللَّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجَ.

برچسب ها
مطالب مرتبط
کاشان - خیابان شهید بهشتی - کوچه جمال آباد - دفتر نماینده مقام معظم رهبری و امام جمعه کاشان - کدپستی: ۸۷۱۴۶۷۸۳۸۹
تلفن: ۵۵۷۸۱۸۱ - ۵۵۷۸۸۸۸ - ۵۵۷۲۲۴۴ (۰۳۱)
نمابر: ۵۵۷۸۱۸۲ (۰۳۱)
© کلیه حقوق مادی و معنوی برای پایگاه اطلاع رسانی سفیر ولایت محفوظ است. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.