بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ
اَلْحَمْدُ وَ الثَّناءُ لِلِّهِ رَبِّ العالَمین وَ صَلَّی اللَّهُ عَلی سَیِّدِنا وَ نَبِیِّنا اَبی القاسِم المُصطَفی مُحَمَّد ص وَ عَلي اَهلِ بَيتِه الطَيّبين الطّاهِرين سِیَّما بَقیّةِ اللّهِ فی الاَرَضین وَ لَعْنَةُ اللّهِ عَلَي أعْدآئِهِمْ أجْمَعينَ إلَي يَوْمِ الدّين
در دویست و سیزدهمین خطبه در کاشان مُکرَّم، روز هیجدهم ماه محرم، دوازده تیرماه خود و شما برادران و خواهران گرامی را به رعایت تقوای الهی، سفارش می کنم « اُوصیکُم وَ نَفسیِ بِتَقوَی اللّه ». در ادامه توصیه به تقوا در خطبه اول و بیان حکمت های نهج البلاغه، به حکمت صد و بیست و سه نهج البلاغه رسیدیم. این حکمت هشت صفت از صفات اهل تقوا را بیان می کنند. امیرالمومنین علی ع در بیان صفت سوم این حکمت می فرماید « وَ حَسُنَتْ خَلِيقَتُهُ » خوشابحال کسی که خُلق و خوی خودش را حَسن و نیکو قرار بدهد. ، خوش اخلاق باشد. علامه ره در بحارالانوار، جلد ۶٨ صفحه ٣٩٣ در حدیثی می فرماید، فردی از پیامبر ص سوال نمود، بهترین چیزی که خدا به یک فرد مسلمان « دقت کنید، ابتدا مسلمان بودن قید شده است، یعنی خدا، پیامبر ص و قران را قبول دارد » داده است چیست؟ پیامبر ص فرمودند « اَلخُلق الحَسَن » اخلاق خوش. در حدیث دیگری که در میزان الحکمه در ماده خُلق امده است، پیامبر ص می فرمایند « الإسلامُ حُسنُ الخُلقِ »، اصلاً، اسلام مساوی با خوش اخلاقی است. در بحارالانوار جلد ٧١ صفحه ٣٩٢ در حدیثی از امیرالمومنین علی ع می فرمایند « عُنْوَانُ صَحِيفَةِ اَلْمُؤْمِنِ حُسْنُ خُلُقِهِ » مومن کارنامه ای دارد، بالای کارنامه مومن، عبارتی امده است و ان خوش اخلاقی است. البته در روایت دیگری بجای حُسن خلق حُبّ علی بن ابی طالب ع امده است « عُنوانُ صحيفةِ المؤمنِ حُبُّ عليِّ بنِ أبي طالبٍ ». علامه فیض کاشانی ره، در محجه البیضاء، جلد پنجم صفحه ٩٣ حدیثی از پیامبرص نقل می کنند، پیامبر ص می فرمایند « إنّ العَبدَ لَيَبلُغُ بحُسنِ خُلقِهِ عَظيمَ دَرَجاتِ الآخِرَةِ و شَرَفِ المَنازِل و إنَّهُ لَضَعيفُ العِبادَةِ » عبد با خوش اخلاقی به درجات عالی آخرت و منازل شریف قیامت و با شرف بهشت می رسد در حالی که از نظر مستحبات ضعیف بوده است. مستحبات را خیلی انجام نمی داده است اما خوش اخلاق بوده است. در اصول کافی جلد دوم صفحه صد در روایتی نقل می کند که پیامبر ص می فرمایند « إنّ صاحِبَ الخُلقِ الحَسنِ لَهُ مِثلُ أجْرِ الصّائمِ القائمِ » اگر انسان خوش اخلاق باشد، ثواب روزه مستحبی و شب زنده داری را برای او می نویسند.
امام جمعه کاشان افزود: با ابوی مرحوم خدمت رهبر شهیدمان رسیدیم، برادر شهیدی امد و اعتراضی را به نصب استانداری را عنوان نمود، اقا فرمودند، تصمیم دولت است احترام. کنید، سپس از برادر شهید، حال پدر و مادر شهید را سوال نمودند. نماینده امام شهید ره در ایلام نقل می کنند، ماموستا اهل سنت، محضر اقا بودند، حضرت اقا، بعد از جویا شدن از حال کلی او ، از وضعیت جزیی او که مبتلا به بیماری کلیه بود نیز سوال نمود. ان ماموستا بسیار تحت تاثیر اشراف حضرت اقا و حُسن خلق ایشان قرار گرفتند. جناب اقای خسروپناه که در شورای عالی انقلاب فرهنگی هستند، می گویند، محضر بسیاری از مراجع رسیده ام اما وقتی محضر رهبر انقلاب رسیدم، حضرت اقا تک تک حال خانواده را سوال نمودند. این خوش اخلاقی است.
حجت الاسلام حسینی افزود : بحث اصلی و محوری و مستمر ما در خطبه ها ، قران است ، به ایه صد و هشتاد و سه سوره بقره رسیدیم، ایه می فرماید « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ » ای مومنین روزه بر شما واجب شد. هفته قبل عرض کردم وارد بحث روزه نمی شوم، فقط « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا » را بحث می کنم. هفته قبل چند نمونه را بیان کردم، این هفته نمونه های دیگری را از یاران امام حسین ع محضر شما بیان می کنم تا یاران امام حسین ع در کربلا را بیشتر بشناسیم. در خطبه قبل گفتیم، علامه ره ذیل ایه ١٣٠ سوره بقره می فرمایند، اسلام و ایمان چهار مرحله دارد:
١ _ اسلام اول، فقط شهادتین ظاهری است. زبان بگوید « أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلٰهَ إِلَّا ٱللَّٰهُ، وأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ ٱللَّٰهِ صلی الله علیه و اله سلم »
٢ _ ایمان اول : یعنی همین شهادتین که زبان گفته است، قلب بپذیرد که « لَا إِلٰهَ إِلَّا ٱللَّٰهُ، و مُحَمَّدًا رَسُولُ ٱللَّٰهِ صلی الله علیه و اله سلم »
٣ _ ایمان دوم : انچه را که پذیرفتیم، قران را خدا فرستاده و پیامبر ص مطالب ارزشمند را بیان نموده است را عمل کنیم
۴ _ اسلام دوم : تسلیم محض است. در دل هم نسبت به احکام الهی هیچ حرج، اشکال و مشکلی در ذهن و قلبش نداشته باشد. در هفته قبل عرض شد، در ١٢۵ روزی که امام حسین ع در مکه بودند، نامه هایی به اقصی نقاط کشورهای اسلامی از جمله اهالی بصره نوشتند. دو دسته را خدمت شما عرض کردم
دسته اول : با نامه امام حسین ع عالی برخورد نمودند، که مصداق ان یزید بن ثبیط است. وقتی نامه امام حسین ع به بصره رسید. خانه ماریه سعدیه در استان بصره پایگاه تشیّع بود. یزید بن ثبیط، بعد از رسیدن نامه امام حسین ع، فراخوان به شیعه داد تا در منزل ماریه جمع شوند، خودش ده پسر داشت، و به انان گفت، من سراغ امام می روم، حضرت من را احضار کرده است. کدام یک از شما میائید؟ دو تا از پسرانش، بنام عبدالله و عبیدالله لبیک گفتند. علاوه بر این ها، چهار نفر در منزل ماریه سعدیه لبیک گفتند . از منزل این خانم، هفت نفر یار برای اباعبدالله اماده شدند و خودشان را روز یازدهم ذی الحجه به مکه، درسرزمین بطحاء به امام رساندند. این عالی ترین برخورد بود که سریع حرکت کردند
دسته دوم : یزید بن مسعود است. نامه امام به دست او رسید، او سه قبیله بنی تمیم، قبیله بنی حنظله و قبیله بنی سعد را جمع نمود و نامه امام حسین ع را برای انها خواند و گفت امام حسین ع فراخوان داده است کدام یک از قبایل حاضر هستید امام را کمک کنید؟ بنی تمیم گفتند، ما مطیع تو هستیم، بنی حنظله گفتند، ما تیر ترکش تو هستیم، هر جا تو بگویی، ما شلیک می شویم و بنی سعد گفتند ما باید مشورت کنیم. تا این دو قبیله بله را گفتند، جناب یزید بن مسعود به امام حسین ع نامه نوشت و خطاب به امام حسین ع گفت، به بصره تشریف بیاورید، اما با توجه به نامه هیجده هزار نفری مردم کوفه، قصد حرکت بسوی کوفه را داشتند، این قبایل تا ، وسیله اماده کنند و اسب، شمشیر و آذوقه را فراهم کنند و اماده حرکت شدند، خبر رسید که عاشورا تمام شده بود. ما مثل این ها نباشیم
دسته سوم : شخصی است بنام مُنذِر بن جارود، پدر همسر عبیدالله زیاد و از سران شیعه در بصره است. نامه امام حسین ع وقتی به او رسید، شک نمود که نامه از امام است یا از عبیدالله. که خواسته او را امتحان کند. متاسفانه نزد عبیدالله رفت و نامه و نامه رسان را تحویل عبیدالله داد و عبیدالله سفیر امام را شهید نمود. مثل این فرد نباشیم که نامه، « هَلْ مِنْ ناصِرٍ » امام بیاید و شک کند.
دسته چهارم : شخصی است بنام هَفْهاف بن مُهَنَّد ، اهل بصره. بسوی امام حسین ع حرکت کرد ولی دیر حرکت کرد و غروب عاشورا رسید. در کربلا سراغ امام را گرفت، به او گفتند، دارند خیمه های حسبن بن علی ع را غارت می کنند و یاران امام شهید شده اند. او شمشیر کشید و بسوی یاران عبیدالله بن زیاد و عمر بن سعد حمله نمود و عده ای را به درک رساند و خودش هم بشهادت رسید. ای خواهران و برادران، ما انقدر تاخیر نداشته باشیم در یاری دین خدا و در لبیک به « هَلْ مِنْ ناصِرٍ » حضرت امام حسین ع و حسین زمان. « هَلْ مِنْ ناصِرٍ ». ما باید مانند چه کسی باشیم؟ ایا بهتر از نمونه اول و یزید بن ثبیط که یازدهم ذی الحجه به اباعبدالله ملحق شدند هم داریم؟ بله وجود دارند. کسانی که در مدینه از ابتدا با امام حسین ع بودند و ملحق شدند. اینها « وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ، أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ » هستند و در راس انها حضرت علی اکبر و قمر بنی هاشم ابالفضل العباس هستند. شیخ مفید ره می فرماید، از فرزندان امیرالمومنین علی ع در کربلا هفت شهید « امام حسین ع، ابالفضل العباس، سه برادران حضرت ابالفضل، محمد اصغر و عبیدالله » شدند. حضرت ابالفضل در سال بیست و ششم هجری متولد شدند و مادرش فاطمه ام البنین است و اجدادش از شجاع ترین عرب بودند. حصرت عباس ، چهارده سال با امیرالمومنین ع زندگی کرد و بیست و چهار سال با امام حسن ع و سی و چهار سال با امام حسین ع، پنج معصوم را درک نموده است « امیرالمومنین علی ع، امام حسن ع، امام حسین ع، حضرت زین العابدین و امام باقر ع ». همسرش لبابه دختر عبیدالله بن عباس بن عبدالمطلب است. حضرت عباس ع به نقل مرحوم مقرّب از پنج فرزند داشته است « عبیدالله، فضل، حسن، قاسم و یک دختر ».امام صادق ع به نقل از ابو حمزه ثمالی در زیارت نامه حضرت ابالفضل این عبارات را اورده است که حضرت عباس این ویژگی ها را داشته است « أَشْهَدُ لَکَ بِالتَّسْلِیمِ وَ التَّصْدِیقِ وَ الْوَفَاءِ وَ النَّصِیحَةِ لِخَلَفِ النَّبِیِّ » شهادت می دهم برای ان حضرت به تسلیم « این تسلیم همان مرحله نهایی ایمان است » و تصدیق و وفا وخیرخواهی، برای یادگار پیامبر ص. نصیحت برای خلیفه نبی یعنی نصیحت برای امام حسین یعنی چه؟ برای فهم این مطلب در اولین قدم به قران مراجعه می کنیم که ایا مشابه ان در قران مطرح شده است یا نه؟ وقتی مراجعه کنیم، می بینیم در
آیه ٩١ سوره توبه قران می فرماید « نَصَحُوا لِلَّهِ وَرَسُولِهِ ». به تفاسیر مراجعه می کنیم، در تفسیر کنزالدقایق، که روایت ان از نورالثقلین بیشتر است، در جلد پنج، صفحه ۵١۶ در روایتی از پیامبر ص که تمیم داری نقل می کند، اورده است، پیامبر ص می فرماید، « مَن يَضمَنْ لي خَمْسا أضمَنْ لَهُ الجنّةَ . قيلَ: و ما هي يا رسولَ اللّه ِ ؟ قالَ : النَّصيحةُ للّه ِ عزّ و جلّ، و النَّصيحةُ لرسولِهِ ، و النَّصيحةُ لكِتابِ اللّه ِ ، و النَّصيحةُ لدِينِ اللّه ِ ، و النَّصيحةُ لجَماعةِ المُسلمينَ ، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: هر كس پنج چيز را به من تضمين بدهد، من بهشت را براى او تضمين مى كنم. عرض شد اى رسول خدا! آن پنج چيز كدام است؟ فرمود: خالصانه با خداوند عزّ و جلّ، خالصانه با پيامبر او، خالصانه با كتاب خدا، خالصانه با دين خدا، خالصانه با جامعه مسلمانان » این حدیث نیاز به توضیح بیشتر دارد. سراغ تفاسیر می رویم در تفسیر تسنیم، جلد سی و پنج، صفحات، صدو دوازده، صد و چهارده و صد و بیست، ایت الله جوادی املی ذیل ایه ۹١ سوره توبه می فرمایند، « النَّصيحةُ للّه » یعنی تسلیم محض خداوند. خالص تسلیم « لدِينِ اللّه » یعنی، خالصانه دین او را فهمیدن. خالصانه از کجا امده است؟ چون در لغت « نَصَحَ العسل » یعنی عسل را صاف و خالص کرد. وقتی می گوئیم کسی که او را نصیحت کرد، یعنی او را پند داد و دوستی را بر او خالص کرد. . توبه نصوح یعنی توبه خالص و بدون غل و غش. پس « النَّصيحةُ للّه » یعنی تسلیم محض خدا بودن. « النَّصيحةُ لدِينِ اللّه » یعنی خالصانه دین خدا را فهمیدن و عمل کردن و « النَّصيحةُ لرسولِ و الامام » یعنی هم خالصانه ایمان اوردن به پیامبر ص و امام و هم معتقد بودن به او و هم فرمان او را پذیرفتن و انجام دادن و هم خالصانه به او گزارش کردن و همکاری کردن و « النَّصيحةُ لكِتابِ اللّه » یعنی خالصانه قران را تلاوت کردن، از تعلیم و تزکیه قران، بهره بردن. دفاع و حمایت کردن از قران و حقوق قران را رعایت کردن و در تبیین ان کوشیدن. و « النَّصيحةُ لجَماعةِ المُسلمينَ.» یعنی، ارشاد و راهنمایی مردم. این که، خواهران و برادران در ستاد احیاء امر به معروف و نهی از منکر، زحمت می کشند و مسافران را ارشاد می کنند، این، « النَّصيحةُ لجَماعةِ المُسلمينَ» است. مشورت دادن به مومنان و گره گشایی از انها « النَّصيحةُ لجَماعةِ المُسلمينَ است و حضرت ابالفضل به شهادت زیارت نامه، نصیحت داشتند « النَّصِیحَةِ لِخَلَفِ النَّبِیِّ »و در عبارت دیگر، نَصَحتَ لله و لرسوله و اخیه
خدایا : ما را همچون ابالفضل العباس، جزو ناصحان، لله و للرسول و للامام و للکتاب و لدین الله و لجماعه المسلمین قرار بده
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ :
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ، اللَّهُ الصَّمَدُ ، لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ ، وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
الْحَمْدُ وَالثَّنَاءُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَصَلِّ عَلَى عَلِيٍّ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَيَعْسُوبِ الدِّينِ، وَصَلِّ عَلَى الصِّدِّيقَةِ الطَّاهِرَةِ فَاطِمَةَ الزَّكِيَّةِ حَبِيبَةِ حَبِيبِكَ وَنَبِيِّكَ، وَصَلِّ عَلَى الْحَسَنِ وَالْحُسَيْنِ سَيِّدَيْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ، وَعَلَى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ زَيْنِ الْعَابِدِينَ، وَمُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْبَاقِرِ، وَجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ، وَمُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ الْكَاظِمِ، وَعَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا، وَمُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْجَوَادِ، وَعَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْهَادِي، وَالْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ الزَّكِيِّ الْعَسْكَرِيِّ. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى حُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ الْمَهْدِيِّ الْقَائِمِ الْمُنْتَظَرِ.
به نیابت از امام حسین و شهدای کربلا، به نیابت از زینب کبری و اسرای آل الله، به نیابت از امام سجاد (علیه السلام) که شهادتشان آخر هفته است، به نیابت از امام شهیدمان و امام راحل و همه شهدا و گذشتگان؛ اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَعَلَى آبَائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ وَفِي كُلِّ سَاعَةٍ وَلِيًّا وَحَافِظًا وَقَائِدًا وَنَاصِرًا وَدَلِيلًا وَعَيْنًا حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعًا وَتُمَتِّعَهُ فِيهَا طَوِيلًا.
شادی روح حضرت امام، امام راحل و امام شهیدمان و همه شهدا، مخصوصاً شهدای استان اصفهان، منطقه کاشان، شهید آیتالله صدوقی، شهدای حمله تروریستی آمریکا به هواپیمای مسافربری ما در سال ۶۷ و سه امام جمعه فقیدمان، حضرت آیتالله یثربی، نمازی و سلیمانی؛ و برای تأیید خاص رهبر عزیزمان، حضرت آیتالله امام سید مجتبی خامنهای صلوات ختم کنید.
أُوصِيكُمْ وَنَفْسِي بِتَقْوَى اللَّهِ. در خطبه دوم هم خود و شما برادران و خواهران را به رعایت تقوای الهی سفارش میکنم.
مصداقاً حقوق امام عصر (علیه السلام) را با هم مرور میکردیم. هفدهمین حق این است که امام زمان خودشان دستور دادند به ما به رعایت تقوا. این حدیث را مکرر شنیدید که در بحار جلد ۵۳ آمده، صفحه ۱۷۵ که فرمود: «إِنَّا غَيْرُ مُهْمِلِينَ لِمُرَاعَاتِكُمْ» ما شما را مهمل نگذاشتیم، «وَلَا نَاسِينَ لِذِكْرِكُمْ» ما فراموش نکردیم شما را، «وَلَوْلَا ذَلِكَ» اگر من مهدی شما را فراموش کرده بودم، «لَنَزَلَ بِكُمُ اللَّأْوَاءُ» بلا از هر طرف بر شما نازل میشد، «وَاصْطَلَمَكُمُ الْأَعْدَاءُ» دشمنان شما را له میکردند. بلافاصله بعد یک درخواست حضرت دارند از ما «فَاتَّقُوا اللَّهَ جَلَّ جَلَالُهُ»، پس حالا که من مهدی به یاد شما هستم، من طبس یک کمکتان کردم، من طبس دو کمکتان کردم، من این انقلاب را پیروز کردم، من این انقلاب را ۴۷ سال نگهداری کردم بِإِذْنِ اللَّهِ، پس تقوای الهی را پیشه کنید.
خدا رحمت کند مرحوم شیخ محمدتقی بافقی را، ایشان هم مکرر خدمت امام عصر (علیه السلام) رسید. اخویشان آقا شیخ اسدالله بافقی میگوید برای من بعضی از تشرفات را نقل کرد و از من هم قول گرفت تا زمانی که من زنده هستم تعریف نکنم؛ تا ایشان زنده است من تعریف نکنم. یکی از تشرفات این بود؛ ایشان پیاده داشتند به سمت مشهدالرضا میرفتند، از نجف تا مشهد پیاده. بعد بین راه در ایران که رسید غروب شد، در یک کاروانسرا میخواست اتراق کند بماند. وارد کاروانسرا شد، دید یک عده مشغول قماربازی و لهو و لعباند. گفت: «خدایا چه کنم اینجا؟ من توان امر به معروف و نهی از منکر نسبت به اینها ندارم، احتمال تأثیر ندارد، من هم نمیتوانم با اینها همنشین بشوم.»
میگوید یکدفعه صدایی آمد من را صدا کرد: «محمدتقی بیا اینجا.» رفتم به سمت ایشان، دیدم حضرت صاحباند، زیر یک درخت نشستهاند. تمام صحرا برف، اما این درخت انگار اصلاً اثری از برف در آن نیست، زیر درخت حتی خاکی که در آنجا هست نمناک نبود. حضرت فرمود: «محمدتقی جای تو آنجا نیست، زیر این درخت با هوای ملایم ما ماندیم.» شب محضر امام زمان بودم، نماز صبح را هم با امام زمانم خواندم. هوا که روشن شد فرمود: «برویم.» گفتم: «آقا دیگر کجا خدمتتان برسم؟» فرمود: «در این سفرت تا مشهد، دو جای دیگر من میآیم پیشت؛ یکی قم، یکی نزدیکیهای سبزوار.»
میگوید با اشتیاق دیگر تا قم را طی کردم. سه روز خدمت حضرت معصومه (سَلَامُ اللَّهِ عَلَيْهَا) بودم ولی من حضرت را ندیدم. ولی نزدیکیهای سبزوار دیدم حضرت خودشان تشریف آوردند. ایشان سلام کردند. مهربانی امام زمان را ببینید، ایشان به من سلام کردند. گفتم: «آقا وعده فرموده بودید که قم من شما را زیارت میکنم.» حضرت فرمود که: «فلان ساعت، فلان شب، یک خانم تهرانی از شما یک مسئله شرعی داشت میپرسید، شما سرت را انداختی پایین داشتی جواب میدادی، من کنار شما بودم.» آیتالله مهدوی در این کتاب فصل وصل، جلد دو صفحه ۲۳ این حکایت را که نقل میکنند، میگویند این تعلق لطف امام به مرحوم آقای بافقی، کاشف از خرسندی و رضایت امام است از این عمل احتیاطی جناب بافقی که در مواجهه با نامحرم سرش را پایین انداخته، خیره نمیشود به نامحرم. این توصیه به تقواست.
اما مناسبتهای این هفته:
اولین مناسبت بحث مذاکره با آمریکا. از زمانی که این تفاهمنامه امضا شده تا امروز، ما از طرف دولت آمریکا مکرر داریم نقض این تفاهمنامه را میبینیم.
نمونه یک: اجلاس بحرین. ۱۱ تا کشور را آمریکا جمع کرده برای چه؟ برای اینکه در مقابل نظمی که ایران دارد در خلیج فارس ایجاد میکند، یک کریدور جدید ایجاد بکند که کشتیها از آن طرف بروند که بحمدالله بعضی از کشتیهایشان به گل نشسته، بعضی از کشتیهایشان هم با آتش پرقدرت جمهوری اسلامی مواجه شده. ولی این یک نمونه است که آمریکا دارد نقض عهد میکند با ایجاد کریدور جدید در تنگه هرمز.
نمونه دوم: جی دی ونس، معاون رئیس جمهور آمریکا در یک مصاحبهای گفته ترامپ به دنبال حصول تفاهمنامه با ایران بوده تا از این رهگذر ذخایر استراتژیک انرژی آمریکا را تقویت بکند، و او (یعنی ترامپ) در ادامه نمیتواند تضمین بدهد که آمریکا مثلاً در همین دوره ۶۰ روزه آتشبس ناشی از همین تفاهمنامه نیز به ایران حمله نکند. این حرف کیست؟ معاون ترامپ.
نمونه سوم: گزارشهای رسمی داریم آمریکاییها ناو آبیخاکی یو اس اس باکسر را آوردهاند نزدیک آبهای مجاور ما، ۲۲۰۰ تفنگدار دارد. گزارشها حاکیست تفنگدارهای آمریکایی رزمایشهایی را در قالب عملیات در تاریکی مطلق با شبیهسازی شرایط مشابه با ایران دارند انجام میدهند. این تهدید مستقیم علیه کشور ماست و نقض تفاهمنامه است. تعهد کرده بود هیچ تهدیدی را علیه ایران نه مطرح بکند، نه انجام بدهد.
نمونه چهارم: کاملا گرن داو، نماینده دموکرات کنگره میگوید وزیر خارجه آمریکا، روبیو، به من گفته—ناقلش عضو کنگره است دموکرات، از قول وزیر خارجه آمریکا میگوید تفاهمنامه با ایران صرفاً یک تکه کاغذ است که هنوز به توافق تبدیل نشده است. روبیو گفته این تفاهمنامه یک فرصت است برای صحبت بیشتر با ایران.
نتیجه این چهار نمونهای که عرض کردم این است: طرفداران ترامپ میخواهند القا کنند اگر ایران تسلیم خواستههای آنها نشود، آمریکاییها خیلی زود اقدام به پاره کردن تفاهمنامه با ایران خواهند کرد. یعنی دولت کنونی آمریکا تفاهمنامه با ایران را صرفاً یک تنفس برای حمله مجدد علیه ایران میدانند. این چهار نمونه از نقض عهد آمریکاییها.
سؤال: پس اگر چنین است، پس چرا مقامات ارشد سیاسی و نظامی ما رفتند به سمت مذاکره؟ جواب این است. یکی از حکمتهایش این بود این محاصره دریایی آمریکا باعث شده بود فروش نفت ایران تقریباً به صفر برسد. در این تنفسی که برای ایران ایجاد شد، ۵۰ میلیون بشکه نفت فروخته شد. همانطور که او دارد تجدید قوا میکند، جمهوری اسلامی از این فضای فعلی برای تقویت توان اقتصادی و مهمتر از آن، توان قدرت نظامی و امنیتی کشور دارد استفاده میکند. اما حرفی که ما مردم داریم و در بیانیه خبرگان هم آمد این است: آن شروط ولی امر تخلفناپذیر است. تثبیت مدیریت ایران بر تنگه هرمز، دریافت غرامت و خسارت، بازگشت اموال بلوکه شده، رفع تحریمها، خروج آمریکا از منطقه؛ مطالبات تخلفناپذیر ولی امر و ملت ماست.
از اینها مهمتر، ما مطالبه اصلیمان خونخواهی خون رهبر شهید و اماممان است. در اینجا اعلام میکنیم چه ترامپ و نتانیاهو سر کار باشند، چه دوره نحس ریاست جمهوری ترامپ و نخست وزیری نتانیاهو تمام بشود، بدانند این ملت در اجرای حدود الهی ذرهای کوتاهی نخواهد کرد. انتقام اصلی فقط کشته شدن ترامپ و نتانیاهوی خبیث نیست. ملت عظیمالشأن ایران، ملت مبعوث شده ایران، پشت سر رهبر شجاعمان انتقام اصلی را که عبارت است از نابودی رژیم صهیونیستی و نابودی استکبار و زیر پا گذاشتن آمریکا، بِإِذْنِ اللَّهِ، بِعَوْنِ اللَّهِ خواهیم گرفت.
نکته دوم، تشییع جنازه رهبر شهیدمان است که جناب سرهنگ اکبری توضیحات خوبی را دادند. از ۱۰ موکبی که در کاشان آماده شده، ۳۰ نقطه شهرستان از جمله مصلی و شهدای گمنام که زائران رهبر عزیزمان را إنشاءالله پذیرایی کنند، یک هفته از فردا تا پایان هفته. من فقط ثواب تشییع مؤمن عادی را عرض بکنم که إنشاءالله همتتان بلندتر باشد. روایت داریم: «مَنْ شَيَّعَ مُؤْمِنًا» کسی که یک مؤمنی را تشییع کند، «لِكُلِّ قَدَمٍ يُكْتَبُ لَهُ مِائَةُ أَلْفِ حَسَنَةٍ» با هر قدمی که برداشته میشود صد هزار حسنه برای او مینویسند، «وَيُمْحَى عَنْهُ مِائَةُ أَلْفِ سَيِّئَةٍ» صد هزار سیئه را پاک میکنند، «وَيُرْفَعُ لَهُ مِائَةُ أَلْفِ دَرَجَةٍ» صد هزار درجه به درجات او بالا ارتقا میدهند. برای مؤمن عادی.
و اگر انسان در نماز آن مؤمن بماند و تشییع داشته باشد برای نماز شرکت بکند، میفرماید خدا برای تشییع خودش هر زمانی شد: «يُشَيِّعُهُ حِينَ مَوْتِهِ مِائَةُ أَلْفِ مَلَكٍ» صد هزار فرشته در تشییع جنازه خودش میآیند، «يَسْتَغْفِرُونَ لَهُ» برایش استغفار میکنند. و اگر برای دفن بماند، به اندازه دو قیراط که هر قیراط به اندازه کوه احد عظمت دارد به او پاداش و اجر میدهند. این برای مؤمن عادی است تا چه رسد به امام مؤمنان، قائد مؤمنان، آن هم به حالت شهید، آن هم شهید روز ماه رمضان، شهید در حال تلاوت قرآن.
اگر برای شطیطه نیشابوری امام کاظم (علیه السلام) آمدند از مدینه به نیشابور. نماینده مردم نیشابور که وجوهات برده بود به مدینه دید امام کاظم را که امام کاظم آمده در نیشابور در تشییع جنازه یک خانم شرکت کرده. میگوید من خواستم بگویم به بقیه مردم، حضرت اشاره کرد چیزی نگو. بعد دیدم حضرت از گریبان مقدس خودشان مقداری تربت درآوردند پاشیدند توی قبر شطیطه نیشابوری. بعد من عرض کردم: «آقا شما فقط برای این خانم میآیید؟» فرمودند: «نه، هر کسی مؤمن باشد مؤمن واقعی باشد در هر کجای این دنیا از دنیا برود ما امامان در تشییع جنازه او شرکت میکنیم.» پس خواهران، برادران، یکی از جاهایی که مظان حضور امام زمان (علیه السلام) است، گمان قوی بر حضور امام زمان (علیه السلام) است، تشییع جنازه رهبر عزیزمان است.
اجازه میخواهم یک جمله هم از علمدار بخوانم. ما دیشب به نیابت از شما حسینیه شماره ۲ امام در تهران بودیم، ۴ ساعت ۵ ساعت منتظر ماندیم تا پیکر مطهر رهبر عزیزمان وارد این حسینیه شد. تمام جمعیت صدایشان بلند شد: ای اهل حرم میر و علمدار نیامد علمدار نیامد... خدایا...
خبر شهادت ابوالفضل علمدار به مدینه رسید. حضرت ام البنین آمد در بقیع، چهار تا صورت قبر درست کرد، این اشعار را میخواند:
لَا تَدْعُوِنِّي وَيْكِ أُمَّ الْبَنِينَ» دیگر مرا امالبنین نخوانید
«تُذَكِّرِينِي بِلُيُوثِ الْعَرِينِ» مرا به یاد شیران بیشهها میاندازید
«كَانَتْ بَنُونَ لِي أُدْعَى بِهِمْ» یک زمانی من چهار تا شیر پسر داشتم به من میگفتند ام البنین
«وَالْيَوْمَ أَصْبَحْتُ وَلَا مِنْ بَنِينَ» اما الان دیگر پسری برای من نمانده است.
أَلَا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ. خدایا در ظهور مولایمان تعجیل بفرما.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ، فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ، إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ. صَدَقَ اللَّهُ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ. اللَّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِيِّكَ الْفَرَجَ.