بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ
اَلْحَمْدُ وَ الثَّناءُ لِلِّهِ رَبِّ العالَمین وَ صَلَّی اللَّهُ عَلی سَیِّدِنا وَ نَبِیِّنا اَبی القاسِم المُصطَفی مُحَمَّد ص وَ عَلي اَهلِ بَيتِه الطَيّبين الطّاهِرين سِیَّما بَقیّةِ اللّهِ فی الاَرَضین وَ لَعْنَةُ اللّهِ عَلَي أعْدآئِهِمْ أجْمَعينَ إلَي يَوْمِ الدّين
در دویست و بیست و دومین خطبه در کاشان مکرّم ، خود و شما برادران و خواهران را به رعایت تقوای الهی، سفارش می کنم « اُوصیکُم وَ نَفسیِ بِتَقوَی اللّه ». در ادامه توصیه به تقوا در خطبه اول و بیان حکمت های نهج البلاغه، به حکمت صد و بیست و شش نهج البلاغه از مصادیق تقوا رسیدیم. این حکمت چند بخش دارد ، دو بخش این حکمت را عرض کردم و امروز، بخش سوم این حکمت را بیان می کنم، حضرت امیرالمومنین علی ع می فرمایند « وَ عَجِبْتُ لِمَنْ شَكَّ فِي اللَّهِ وَ هُوَ يَرَى خَلْقَ اللَّهِ » از کسی که درباره خدا شک می کند تعجب می کنم در حالی که مخلوق خدا را می بیند. در شرح این عبارت، شارحان نهج البلاغه، چه برادرانِ اهل سنت و چه شیعه، بیان کرده اند ، من و شما اگر به اطراف خودمان، به اسمان ها، زمین، سلول های بدن خودمان و گیاهان نگاه کنیم. انسان از طریق مخلوق می تواند، متوجه شود، خالق حکیم، علیم و عالم و دانشمند این مجموعه را خلق کرده است. بعنوان مثال عرض می کنم. همه موجودات زنده از جمله انسان دارای مغز هستند. دانشمندان می گویند، مغز انسان، از بیش صد میلیارد سلول عصبی بنام نرون ساخته شده است، که کار انها، جمع اوری اطلاعات از محیط، و تبدیل انها، به داده ها می باشد. بعضی وقت ها می شنویم که یک فرد بیماری پارکینسون دارد « یعنی اعصاب قسمت مرکزی مغز، کمی تخریب شده است » یا می شنویم کسی بیماری صَرع گرفته است « یعنی تشنّج در مغز مکرر انجام می شود » یا می شنویم، شخصی مننژیت گرفته است « یعنی، لایه ی غشایی که اطراف مغز و نخاع را می پوشاند، بعلت عفونت ملتهب شده است » یا گاهی اوقات می شنویم، کسی سکته مغزی نموده است « یعنی، ناگهان جریان رسیدن اکسیژ ن یا خون، از بافت مغز مختل شده است » این ها بخشی از بیماری های مغز می باشد. ضمناً، دانشمندان می گویند، می توانیم. کارایی مغز را بالا ببریم، می گویند، :
١ _ یک راه ان، خواندن کتاب و مطالعه است، مقدار زیادی اطلاعات را وارد مغز می کند، کارکرد حافظه و مهارت تفکر را بالا می برد، از جمله، خواندن قران، نهج البلاغه و صحیفه سجادیه، که امر داریم « فَاقرؤوا ما تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ ».
٢ _ یک راه دیگر ورزش است. در زندگی ما باید ورزش باشد، ورزش سلول های عصبی جدید در مغز ما ایجاد می کند. مانع مشکلات روحی و روانی می شود. پس، توصیه به تقوا در خطبه اول این بود، از کسی که درباره خدا شک می کند تعجب می کنم در حالی که مخلوق خدا را می بیند. پس همیشه با دیده ی عبرت بین به مخلوق، به بچه ای که، تازه به دنیا امده است، به گیاهی که می روید، ستارگان اسمان، جنبدگان زمین و ماهی دریا نگاه کنیم، و از اینها به خداوند قادر، حکیم و متعالی پی ببریم.
این توصیه به تقوا در خطبه اول بود.
حجت الاسلام حسینی افزود : بحث اصلی و محوری و مستمر ما در خطبه ها ، قران است ، به ایه صد و هشتاد و پنج سوره بقره رسیدیم، ایه درباره روزه بود، بخش اول ایه را در این خطبه قبل عرض کردم و در این خطبه ادامه ایه را شرح می دهم. « شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَىٰ وَالْفُرْقَانِ ۚ فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ ۖ وَمَنْ كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَىٰ سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ ۗ يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَلِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلَىٰ مَا هَدَاكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ » هر کدام از شما که شاهد و حاضر بودید در روستا، شهر و وطن خودتان، در ماه رمضان بودید و ان را درک کردید، واجب است روزه بگیرید.
نکات ایه :
نکته اول : تفسیر المنار، که از مفسّران اهل سنت است، « شَهِدَ » را به رویت، معنا می کند، می گوید « مَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ » کسی که هلال ماه رمضان را ببیند، واجب روزه بگیرد اما مفسران شیعه می گویند « شَهِدَ » یعنی حَضَرَ ». کسی که کاشانی است در کاشان باشد، یا کسی که اصفهانی است در اصفهان باشد. دلیل مفسران شیعه روایات ذیل این ایه است. دو روایت را ذکر می کنیم:
١ _ در روایتی درباره سفر از امیرالمومنین علی ع سوال نمودند، امام فرمودند« لَيْسَ لِلْعَبْدِ أَنْ يَخْرُجَ فِي سَفَر، اِذا حَضَرَ شَهْرِ رَمَضَانَ » برای عبد شایسته نیست که در ماه رمضان به مسافرت برود، امام کلمه « حَضَرَ » را بکار بردند، و این به دلیل این ایه است.« لِقَوْلِ الله عَزَّ وَ جَلَّ ، فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ اَلشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ » امام حضور شخص را از همین « شَهِدَ » استفاده کرده است. « شَهِدَ » یعنی، حضور در شهر، نه رویت.
٢ _ ابوبصیر از امام صادق ع سوال نمودند، فدای شما شوم، ماه رمضان می اید، روزه می گیرم، اما، ناگهان نیت زیارت امام حسین ع را می کنم، ایا زیارت امام حسین ع افضل است یا روزه گرفتن؟ ایا برای زیارت بروم و بعداً، قضای روزه ها را انجام بدهم؟ امام فرمودند، روزه هایت را بگیر و بعد به زیارت برو. ابوبصیر می گوید، فدای شما شوم، این که به زیارت نروم و مسافرت نروم و در شهرم بمانم، بهتر است؟ امام فرمودند، بله. مگر ایه قران را نخوانده ای « فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ اَلشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ » امام صادق ع هم حضور را از همین « شَهِدَ » استفاده کرده است. یک مساله شرعی هم عرض می کنم، سفر در ماه رمضان جایز است، حرام نیست اما کراهت دارد، در علت ان هم، بزرگان فرموده اند، چون حاضر بودن در شهر و وطن موضوع است، برای حکم شرعی روزه گرفتن. و انسان لازم نیست موضوع را حفظ کند. « فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ اَلشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ » کسی که ماه رمضان را درک کرد باید روزه بگیرد
نکته دوم : « وَمَنْ كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَىٰ سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ » کسی که بیمار یا مسافر بود، بعد از ماه رمضان یازده ماه فرصت دارد، ان مقداری که بیمار بوده یا به مسافرت رفته است به همان تعداد روز بجا بیاورد، همین عبارت « عَلَىٰ سَفَرٍ » نشان می دهد مسافرت حرام نیست بلکه مکروه است. برخی از فقها شیعه، بیان کرده اند، شرط جواز این که انسان در مسافرت افطار کند و روزه نگیرد، این است که شب، نیّت مسافرت داشته باشد، سوال می کنیم، از کجا این را استفاده می کنید؟ در جواب می گویند، از کلمه « عَلَی » « وَمَنْ كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَىٰ سَفَرٍ » یعنی از شب قبل نیّت سفر داشته باشد. ولی اکثر فقها از جمله، عزیزانی که ما از انها تقلید می کنیم، می فرمایند، اینطور نیست« أَوْ عَلَىٰ سَفَرٍ » یک اصطلاح است، بلکه به این معنی است که مسافر باشد. این سوال به ذهن می اید، پس چرا قران نفرمود« مَنْ كَانَ مَرِيضًا أَوْ مَسافرا » بلکه فرمود « عَلَىٰ سَفَرٍ ». علامه ره در المیزان می فرماید، منظور از « أَوْ عَلَىٰ سَفَرٍ » یعنی، مسافری که بالفعل سفر شرعی انجام می دهد، این شخص نباید روزه بگیرد. نه ان شخصی که قبلاً مسافر بوده و نه ان کسی که بعداً مسافر خواهد شد. « عَلَىٰ سَفَرٍ » یعنی، بالفعل، یعنی حالا و الان مسافر باشد. ایت الله جوادی املی هم نظر استادش را تائید می کنند و می فرمایند، بعنوان مثال، کسی که اینده می خواهد به مسافرت برود، شاید در عرف به او مسافر بگویند، اما شرعاً هنوز مسافر نیست، همچنین، شخصی، تازه از سفر طولانی، دو یا سه ماهه امده است شاید در عرف بگویند، مسافر و خسته است، اما شرعاً مسافر نیست. « عَلَىٰ سَفَرٍ » یعنی بالفعل مسافر باشد.
خدایا : ما را از افرادی که به خالقیت، به ربوبیت، به علیم و حکیم بودن تو یقین دارند، قرار بده
بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ
وَالْعَصْرِ، إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ ، إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
اَلْحَمْدُ وَالثَّنَاءُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَصَلِّ عَلَى عَلِيٍّ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ، وَصَلِّ عَلَى الصِّدِّيقَةِ الطَّاهِرَةِ فَاطِمَةَ الزَّكِيَّةِ حَبِيبَةِ حَبِيبِكَ وَنَبِيِّكَ، وَصَلِّ عَلَى الْحَسَنِ وَالْحُسَيْنِ سَيِّدَيْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ، وَعَلَى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ زَيْنِ الْعَابِدِينَ، وَمُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْبَاقِرِ، وَجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ، وَمُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ الْكَاظِمِ، وَعَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا، وَمُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْجَوَادِ، وَعَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْهَادِي، وَالْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ الزَّكِيِّ الْعَسْكَرِيِّ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى حُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ الْمَهْدِيِّ الْقَائِمِ الْمُنْتَظَرِ.
به نیابت از امامِ راحلِ عظیمالشأن، امامِ شهیدمان، همهی شهدا، گذشتگان، حقداران، سه امامجمعهی فقیدمان، ذویالحقوقِ خودتان، و همه مفاخرمان؛ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ «اَللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ، صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَعَلَى آبَائِهِ، فِي هَذِهِ السَّاعَةِ وَفِي كُلِّ سَاعَةٍ، وَلِيّاً وَحَافِظاً وَقَائِداً وَنَاصِراً وَدَلِيلاً وَعَيْناً، حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فِيهَا طَوِيلاً»
أُوصِيكُمْ وَنَفْسِي بِتَقْوَى اللَّه. در خطبه دوم هم خود و شما برادران و خواهران را به رعایت تقوای الهی سفارش میکنم.
بیستوششمین جلسه از حقوق امام عصر (ع)؛ انتظارِ امام زمان (ع) از ما چیست؟ در هفته قبل، ماجرای علی بن مهزیار اهوازی به اینجا رسید که وقتی بعد از بیست سفر مشرّف شد خدمت امام (ع)، حضرت به ایشان فرمودند: «كُنَّا نَتَوَقَّعُكَ لَيْلاً وَ نَهَاراً»؛ علی بن مهزیار! شب و روز منتظرت بودیم، «فَمَا الَّذِي أَبْطَأَ بِكَ عَلَيْنَا؟»؛ چه باعث شد دیر بیایی پیش ما؟ علی بن مهزیار گفت: آقا، «لَمْ أَجِدْ مَنْ يَدُلُّنِي إِلَى الْآنَ»؛ دلالتکننده و راهنما نفرستاده بودید، این دفعه فرستادید. حضرت فرمودند: نه، سه تا عیب داشتید: «وَلَكِنَّكُمْ كَثَّرْتُمُ الْأَمْوَالَ»؛ دنبال دنیاطلبی بودید، «وَتَجَبَّرْتُمْ عَلَى ضُعَفَاءِ الْمُؤْمِنِينَ»؛ نسبت به مؤمنان ضعیف ستم کردید، «وَقَطَعْتُمُ الرَّحِمَ الَّذِي بَيْنَكُمْ»؛ قطعِ رَحِم کردید.
در ادامه این ماجرا عرض میکنم، توضیحی برای قطع رحم. بیستوهفتِ بقره، وقتی فرمود: «وَمَا يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفَاسِقِينَ»، فاسقین را معنا میکند: «الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ»؛ کسی که عهد خدا را میشکند؛ عهد ربوبیت، عهد ولایت پیامبر اکرم(ص) و اهلبیت عصمت و طهارت(ع)، «مِنْ بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ»؛ و قطع میکنند «مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ»؛ آنچه را خدا دستور داده وصل کنید، قطع میکنند. مرحوم شُبَّر میفرماید: «مِنَ الْأَرْحَامِ»؛ فامیل خودتان، «وَالْقُرُبَاتِ»؛ [تصحیح لفظ: وَالْقِرَابَاتِ]؛ فامیل، عشیره، بعد «سِيَّمَا صِلَةَ النَّبِيِّ»؛ خصوصاً صله با پیامبر اکرم و اهلبیت عصمت و طهارت. دست دوستان ضعیفالایمان را بگیریم. خواهران، برادران. این توصیه به تقوای خطبه دوم است.
من تشکر کنم از خانوادههایی مثل خاندان واجدی که هر هفته اجتماع دورهمی دارند؛ همه در یک منزل جمع میشوند، یک چایی، یک پذیرایی ساده، چند دقیقه تفسیر گفته میشود، چند دقیقه احکام شرعی گفته میشود، بعد پاسخ به شبهات مطرح میشود؛ آسیبهای اجتماعی اینها بسیار کمتر از بقیه خانوادهها است. در هر فامیلی یک نفر عَلَم را بلند کند، پرچم را بلند کند؛ این باعث خوشحالی امام زمان (علیهالسلام) است.
من باز یک مثال بزنم برایتان که دست کسی را بگیرید؛ یکی از دوستانِ مبلغِ دانشگاه، با هم دانشگاه شهید بهشتی تهران تبلیغ بودیم، ایشان برای من تعریف کرد؛ گفت من در جمکران، قسمت پاسخ به سؤالات شرعی بودم. یک روز دیدم یک راننده تاکسی آمد گفت من یک خاطرهای دارم. گفتم: بفرمایید. گفت: میدان اولِ قم ایستاده بودم، میدان شهدای ۷۲ تن، دیدم یک شخصی از تهران پیاده شد گفت میخواهم بروم جمکران دربست. گفتم: بفرمایید. سوار ماشین من شد، بعد در مسیر جمکران که افتادیم آن آخرها دیدیم یک عده دارند پیاده میروند. گفت: آقا نگه دار این بنده خدا را سوار کن. من سوار کردم. کمی رفتیم جلوتر دید یکی دیگه پیاده در حال حرکت است؛ گفت: آقا ایشان هم سوار کن. گفتم: مگر شما نگفتی دربست؟! دیگه این را سوار کن، آن را سوار کن یعنی چه؟! گفت: آقا من پول دربستت را میدهم، اینها هم اگر پول دادند مال خودت. گفتم: عجب آدم کریمی هستی! گفت: هر چه دارم از امام زمان (علیهالسلام) دارم.
گفتم: چطور؟ گفت: من در تهران شغلِ لوازمِ آرایشِ زنانه فروشی داشتم؛ ببینید شغل اصلاً زنانه است، لوازم آرایش زنانه، مرد فروشندهاش بود. در این کسب، افتادم تو باندهای فحشا و فساد؛ دیگه هر شب به من زنگ میزدند امشب مجلس پارتی و گناه فلان جا است، من هم میرفتم؛ غرق شدم در نجاست. یک روزی یک دوست خوب آمد به من گفت که فلانی! چرا اهلبیت را صدا نمیزنی که تو را نجات بدهند از این وضع؟ گفت که جواب نمیدهند. گفت: تا حالا شده یک جمکران بروی؟ گفت: نه. گفت: من یک روزی میآیم دنبالت با هم برویم جمکران. میگوید سهشنبهای آمد دنبال من، با هم رفتیم جمکران، مغازه را بستم. تو مسیر برایم توضیح داد؛ نماز امام زمان اینجوری است: دو رکعت تحیت، دو رکعت نماز امام زمان، صد تا «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ»، بعدش هم یکدانه لا اله الا الله، تسبیح حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) وصد تا صلوات بر محمد و آل محمد.
میگوید من وارد جمکران شدم، نماز اول را خواندم، نماز دوم را خواندم؛ در سجده صلواتها که بودم، چنان شیرینیای از این نماز در دل من ریخته شد که وقتی برگشتم تهران، دوباره آن دوستهای بد به من زنگ زدند گفتند امشب جلسه فلان جا است، من بهشان جواب دادم؛ گفتم به خدا شیرینیای در دل من ریخته که آنها دیگه برای من هیچ جذابیت و شیرینیای ندارند. ببینید یک دوست خوب آمد دست این شخص را گرفت، از منجلاب نجاتش داد و شد رفیقِ امام زمان (علیهالسلام). این توصیه به تقوای خطبه دوم. تلاش کنیم خواهران، برادران، قطع رحم نکنیم؛ این دستور امام زمان (علیهالسلام) به علی بن مهزیار است. در فامیل، عَلَمِ احیای احکام دین را، تفسیر را و معارف اهلبیت را در فامیل خودمان، از یک جمع پنجنفره شروع کنید، انشاءالله خدا برکت میدهد و مشکلات را هم از جلوی شما برمیدارد.
اما نکاتی که یادداشت کردم برای این خطبه:
اولین مناسبت، امروز روزی بود که عزیزانمان از «مجمعالذاکرین» لطف کردند به مناسبت روز شعر و ادب فارسی، بزرگداشت شاعر بزرگوار استاد سید محمدحسین شهریار از ساعت نه و اندی تا دوازده برنامه اجرا کردند، همه استفاده کردیم. من جملهای را که در ذیل این مناسبت عرض میکنم؛ یکی اهمیت شعر است که رهبر شهید ما، امام شهید ما در رابطه با سرود ملی ما فرمودند تا سال هفتاد همان سرود اول اجرا میشد؛ فرمودند این خوب است ولی طولانی است، بروید سرود جدیدی را کار بکنید با یازده تا معیار. خوب دقت کنید؛ یکی از معیارهایش این بود: موجز و مختصر باشد، که این الآن شصتوپنج ثانیه است. ثانیاً دارای لحن حماسی باشد. سه، از ریشههای موسیقی ایران برخوردار باشد. چهار، شعری که برای این سرود سروده میشود، ذکری از امام و شهدا حتماً در آن باشد. هفتاد تا اثر انتخاب شد، از تو این هفتاد تا، ده تا برگزیده شد، محضر امامِ شهید بردند، نظر کارشناسی دادند، بعد به دبیرخانه سرود ملی ارجاع دادند تا نهایتاً بیستوهشت اردیبهشتِ هفتادویک، حضرت آقا همین سرودی که الآن سرود ملی ما هست را پسندیدند و از سوم خرداد اولین بار پخش شد: «سر زد از افق مهر خاوران»؛ این خاوران یعنی چه؟ این خاوران در تفسیرش گفتند یک معنایش یعنی امام حسین (علیهالسلام) «وَالْفَجْرِ»، یک معنایش یعنی امام رضا (علیهالسلام) که در شرق ایران است، یک معنایش یعنی ملت مبعوثشده ایران «يَخْرُجُ نَاسٌ مِنَ الْمَشْرِقِ»؛ همه اینها گنجانده شده در «سر زد از افق مهر خاوران». «فروغ دیده حقباوران»؛ فروغ چشم حقباوران. وقتی میگوییم حقباوران، یعنی نه فقط مسلمانان، نه فقط شیعیان، نه فقط اهل کتاب؛ هر کسی که در دنیا عدالت را و حق را قبول دارد، جمهوری اسلامی برای او نورِ چشم است. «بهمن، فرّ ایمان ماست»؛ قبلاً به جای «فرّ»، پیشنهاد اولیه «شور» بود: «بهمن شور ایمان ماست»، بعد تبدیلش کردند به «فرّ» که کلمه فر یعنی شکوه و عظمت، که در «فردُخت» هم همین کلمه آمده؛ بهمن فرّ و شکوه ایمان ماست. این برگرفته از «فَذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللَّهِ» است. «پیامت ای امام»؛ اشاره به حدیث شریفِ «وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِيهَا إِلَى رُوَاةِ حَدِيثِنَا». من دیگه ادامه نمیدهم ادامه سرود ملی را، فقط خواستم به عنوان روز شعر و ادب فارسی از این سرود ملی و مضامینش یک تجلیلی کرده باشم. شعرای بزرگی شعرشان مورد عنایت اهلبیت عصمت و طهارت قرار گرفت؛ جناب محتشم، جناب مقبل، و همین شاعر بزرگ جناب شهریار که سخنران قبل از خطبهها، جناب آقای بصیرتی، برای ما بیان فرمودند که رهبر شهید ما فرمودند: من زودتر از آقای شهریار در جلسه باشم، من او را استقبال کنم، نه اینکه او برای من برخیزد. شادی روح مطهرشان صلواتی هدیه بفرمایید.
ولادت امام حسن عسکری (علیهالسلام)، هشتم ربیعالثانی سال ۲۳۲؛ یک سند راهبردی هست؛ نامه امام عسکری (علیهالسلام) به اسحاق بن اسماعیل نیشابوری. یک جملهاش فلسفه امامت را آنجا بیان کرده؛ میفرماید: «أَيُّ آيَةٍ يَا إِسْحَاقُ أَعْظَمُ مِنْ حُجَّةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ؟»؛ چه آیهای بزرگتر از حجتالله و امام، ای اسحاق ابن اسماعیل نیشابوری؟ «فَأَيْنَ تُتَيَّاهُ بِكُمْ؟»؛ کجا سرگردان بودید اگر امامت نبود؟ خواهران، برادران! قدر دوازده امام را بدانیم؛ یعنی همیشه شاکر خدا باشیم: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّكِينَ بِوِلاَيَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَالْأَئِمَّةِ الْمَعْصُومِین (عَلَیْهِمُ السَّلام)». بعد میآیند وارد فلسفه احکام میشوند، میفرمایند: «إِنَّ اللَّهَ بِفَضْلِهِ وَ مَنِّهِ عَلَيْكُمْ لَمَّا فَرَضَ عَلَيْكُمُ الْفَرَائِضَ»؛ خدا با فضلش، با منّت خودش واجبات را بر شما واجب کرد. ببینید دید امام عسکری به واجبات چیست؟ اینکه نماز واجب است، اینکه حجاب واجب است، اینکه روزه واجب است؛ میفرماید این منت خدا است: «إِنَّ اللَّهَ بِفَضْلِهِ وَ مَنِّهِ عَلَيْكُمْ لَمَّا فَرَضَ عَلَيْكُمُ الْفَرَائِضَ»؛ واجبات را که واجب کرده، «لَمْ يَفْرِضْ ذَلِكَ عَلَيْكُمْ لِحَاجَةٍ مِنْهُ إِلَيْكُمْ»؛ خدا نیاز نداشت، «بَلْ رَحْمَةً مِنْهُ»؛ این حجاب، رحمتی است از جانب خدای متعال به خانمهای سراسر عالم. و سومین توصیه امام: سازمان وکالت و تشکیلات برای آینده اسلام؛ «وَلَا تَخْرُجَنَّ مِنَ الْبَلْدَةِ»؛ ای اسحاق بن اسماعیل خارج نشو تا اینکه عثمان بن سعید نایب اول را ببینی، «فَلَا تَخْرُجَنَّ مِنَ الْبَلْدَةِ حَتَّى تَلْقَى الْعَمْرِيَّ». پس آشنا بشویم با احادیث امام عسکری (علیهالسلام) که واقعاً جهان را دارد آماده میکند برای تمدن بزرگ اسلامی؛ و من درخواست میکنم میلاد امام عسکری (علیهالسلام) را با شکوه هرچه تمامتر برگزار کنید خواهران، برادران. مستقیم ابوالحجه، پدر امام زمان (علیهالسلام) است؛ هر کس به مادر و پدر مستقیم امام زمان (علیهالسلام) عنایت ویژهای داشته باشد، امام هم (علیهالسلام) به او صله ویژهای خواهد داد. در حکایاتی که هفتههای قبل برایتان عرض کردم، گاهی اوقات امام زمان (علیهالسلام) مثلاً به حاج محمدعلی که دو هفته قبل حکایتش را برایمان عرض کردم، فرمود: حاج محمدعلی، برای مادرم عمره به جا بیاور، یک وجهی هم به ایشان داد. به مرحوم آقای فاضلی فرمود: آقای فاضلی، برای مادرم دو رکعت نماز بخوان. جشنی که میگیریم انشاءالله برای امام عسکری مورد توجه حضرت صاحب خواهد بود.
وفات کریمه اهلبیت، روز دهم ربیعالثانی هست و من اینجا درخواستم از همه شما برادران و خواهران این است که تلاش کنیم حضرت معصومه الگو باشد برای دختران ما. دختر امروز ما، مادر و مربی نسل فردا است. الگو باید الگوی کارآمد باشد؛ اولاً اصالت تاریخی داشته باشد، نه افسانه. ثانیاً جامعیت داشته باشد، نه صرفاً یک خانم عابد و زاهد؛ دانشمند باشد، بصیر باشد، اهل استقامت باشد، اجتماعی و بصیر و عابد باشد؛ و هم اثر تمدنی داشته باشد، نه فقط از نظر شخصیت فردی به اوجی رسیده باشد؛ و ما معتقدیم، خواهران، برادران، فاطمه معصومه (سلاماللهعلیها) ظرفیت الگو شدن برای دختر امروز را دارد؛ اولاً تربیتشده در بیت امامت، یعنی کانون علم، کانون دانش و معرفت و ولایت الهیه. ثانیاً حضور اجتماعی دارد همراه با عفت و حیا؛ هجرت کرده از مدینه به سمت ایران. و ثالثاً عالمه است؛ وقتی که جواب آن سؤالها را داد در غیاب امام کاظم (علیهالسلام) و بعد در خروجی شهر، مردم نامه را نشان دادند، جوابها را به امام موسی کاظم، فرمودند: «فِدَاهَا أَبُوهَا»؛ پدرش به فدایش برود، تأیید فرمودند علم ایشان را. و رابعاً یک حرکت تمدنساز را ایجاد کرد با هجرت خودشان به قم، و قم شد مرکز علم و اجتهاد و صدور انقلاب اسلامی به همهجای دنیا. و خامساً در جوانی به شهادت رسید در اثر آن حملاتی که در ساوه به ایشان و کاروان اهلبیت صورت گرفت. نثار روح مطهر هم حضرت معصومه و هم امام عسکری (علیهالسلام) صلواتی هدیه بفرمایید.
سالروز دفاع مقدس را داریم؛ سیویک میلیون جانفدا ثبتنام کردند و در عرض صد دقیقه، اگر اشتباه نکنم، هزار گردان ثبتنام کردند برای آموزش، که عدد بسیار فوقالعادهای هست. دویستودو شبِ میدانداری شما مردم، در کنار این جانفدا، انقلاب اسلامی را انشاءالله از همه خطرات به اذنالله بیمه میکند. من از اهداف دشمن برای حمله به جمهوری اسلامی چهار مطلب را یادداشت کردم از امامِ شهیدمان: اولاً حفاظت از رژیم صهیونیستی؛ این تحلیلِ خودِ آقا است در سال ۶۳ در خطبههای نماز جمعه.
فرمودند: مردمِ ما به درستی میگویند رژیمِ بعثیصهیونیستیِ عراق؛ بعثیصهیونیستی، هم بعثی است و هم صهیونیستی، یعنی چه؟ یعنی در خدمت صهیونیستها بود رژیم عراق؛ برای حفظ صهیونیستها با انقلاب اسلامی وارد جنگ شد. نیروی نظامی عراق، اردن، مصر و تمام کشورهای اسلامی موظفند با این رژیم جعلی بجنگند، نه با کشوری که با مبنای اسلام و قرآن بنا شده است؛ اما آمد جنگ هشتساله را علیه ما ایجاد کرد. این یک تحلیل؛ پس جنگ را چرا تحمیل کردند بر ما؟ برای حفاظت از رژیم صهیونیستی، که نیروی ما به جای اینکه سمت قدس برود، درگیر مرز خودش باشد. دو، حضرت آقا فرمودند: جلوگیری بشود از سازندگی کشور؛ دشمن تشخیص داد که این نظام با این پشتوانه عظیم مردمی و نیرومند خودش میتواند کشور را در مسیر سازندگی و پیشرفت مادی بیندازد و عقبماندگیها را جبران بکند، دست بیگانگان را قطع بکند، لذا از هر وسیلهای برای اینکه جلوگیری کنند از سازندگی این کشور استفاده کردند، یکی از آنها جنگ تحمیلی هشتساله بود. این را حضرت آقا کی فرمودند؟ ۱۰/۳ سال ۶۹؛ که موجب شد همت مردم و مسئولان به جای سازندگی و پیشرفت علمی و عملی، صرف دفاع از تمامیت و استقلال کشور بشود. پس عامل دوم که جنگ را تحمیل کردند، تا جمهوری اسلامی پیشرفت مادیاش رشد نکند، الگو نشود برای دنیا. سه، تجزیه ایران؛ که در هفته قبل هم عرض کردم، آمریکاییها ولو پسر رضاخان و محمدرضا پهلوی بیاید در ایران، دیگه ایرانِ متحدِ یکپارچه را نمیخواهند، چون میدانند این مردمِ مبعوثشده زیر بار ظلم آمریکا نمیروند.
و هدف چهارم آنها مبارزه و مقابله با اسلام انقلابی؛ این هم باز فرمایش حضرت آقا است، رهبر شهیدمان. فرمودند تحلیلگران غربی تحلیل کردند و فهمیدند، درست هم فهمیدند، که این انقلاب یک حرکت الهامبخش است، به مرزهای ایران محدود نمیماند، دنیای اسلام را تکان خواهد داد. به این چهار دلیل، صدام را جلو انداختند و به کشور ما حمله کردند، اما این ملت، جوانان شما، ۲۴۰ هزار شهید، از جمله ۲۴ هزار شهید استان اصفهان و ۲ هزار شهید شهرستان کاشان، فدا شدند برای استقلال و آزادی این کشور.
امروز فریاد آزادیخواهی و استقلالطلبی ما به دنیا صادر شده است؛ یمن قهرمان مسلط شده بر بابالمندب. تسلط انصارالله بر بابالمندب مساوی است با تسلط جبهه مقاومت به رهبری ایران اسلامی بر گلوگاه دوازده درصدیِ تجارت جهانی. عزیزان! انصارالله در شهریور ۱۴۰۵ پیروزی که به دست آورده، مقایسه میکنند با پیروزی ایران در فتح خرمشهر؛ هم از نظر مساحتِ آزادشده، ۵۴۰۰ کیلومتر مربع از مناطق راهبردی یمن، چند شهر، جزیره از اشغال مزدوران عربستان آزاد شد، و هم از نظر تعداد کشتههای دشمن، و هم از نظر تعداد اسرایی که از دشمن گرفتند و هم از نظر غنائم؛ و ما اینجا اعلام میکنیم همان جملهای که مشاور فرمانده کل قوا اعلام کرد: همه دنیا بدانند، تنگه هرمز باز نخواهد شد مگر با پذیرش تمام شروط جمهوری اسلامی؛ و پذیرش آن شروط مساوی است با سقوط ترامپ و نتانیاهو انشاءالله!
آخرین عرض من: سخنان یک مدیرکل که از اصفهان آمده بود به کاشان در هفته قبل، که حقیر هم در کاشان نبودم، مشهدالرضا نایبالزیاره شما عزیزان بودم؛ انشاءالله به زودی رزق همه شما بشود هم امام رضا (علیهالسلام) را زیارت کنید و هم امامِ شهیدِ بزرگوارمان را و نوه کوچک ایشان زهرا خانم را و دختر آقا را و داماد آقا و همسرِ امام فعلیمان را. از طرف شما من آنجا سوره فجر را خواندم، مخصوصاً آیات پایانی را: «يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً * فَادْخُلِي فِي عِبَادِي * وَادْخُلِي جَنَّتِي». شادی و ترفیع مقام امامِ شهیدمان و همه شهدا صلواتی هدیه بفرمایید.
این مسئول اصفهانی آمد در کاشان، من سخنرانیاش را گوش کردم و چند جمله یادداشت کردم. گفته است: «ما با کمک استاندار چقدر سختی میکشیم که گردشگر به شهر بیاید، بعد شما میروید این مرکز را پلمب میکنید؟! پلمب کردن که افتخار نیست؛ شما چهل تا خانواده را از نان خوردن میاندازید. بروید به جای این کارها کار فرهنگی بکنید. من این موضوع را در سطح استان و بالاتر مطرح میکنم و با کسی رودربایستی ندارم.» این بخشی از سخنان این مسئول اصفهانی است که در کاشان در کنار تپههای سیلک بیان شده است؛ و ضمناً گفته من از خودم از خانواده شهدا هستم، پنج تا شهید در فامیلمان دادیم.
من چند تا جواب به این شخص میدهم و به این تفکر؛ به این شخص هم من کاری ندارم، به این فکر.
اولاً، کسی که خودش را منسوب به خانواده شهدا میداند، وصایای این شهدا را بخواند. بیشترین تکرار در وصایای شهدای عزیز ما سه مطلب است. اطاعت از رهبری، نماز، حجاب. بالاترین تکرار در وصایا این سه مطلب است: حجاب، نماز، اطاعت از رهبری.
دو، مگر کسی در کاشان با گردشگری مخالف است؟! دو هفته قبل خیلی از این آقایان آمدند پیش من و من برایشان صحبت کردم؛ بعضیهایشان گفتند ما ۳۰۰ میلیارد تومان سرمایه آوردیم، من گفتم ما از شما ممنونیم که نرفتید جای دیگر سرمایهگذاری کنید، ولی بدانید اینجا «دارالمؤمنین» است، اینجا ۲ هزار شهید داده، ۵ هزار جانباز داده، اینجا شهر نهجالبلاغه است، شهر فیض کاشانی است، شهر مرحوم نراقی و شیخ اعظم انصاری است، شهر علم و ادب است؛ برای کارهای اقتصادیتان پیوست فرهنگی داشته باشید. ما مخالف نیستیم با گردشگری؛ ما استقبال میکنیم از اینکه مردم ایران و خارج ایران تشریف بیاورند مناظر طبیعی و مناظر زیبای کاشان را و صنعت کاشان را ببینند، حظّ و بهره ببرند، اما مقتضیات میزبان را رعایت بکنند. برایشان حکمت ۱۰۶ نهجالبلاغه را خواندم، گفتم: عزیزان، امیرالمؤمنین این جمله را فرموده، این حرفِ سعید حسینی نیست؛ فرمود: «لَا يَتْرُكُ النَّاسُ شَيْئاً مِنْ أَمْرِ دِينِهِمْ»؛ مردم امر دینشان را کم نمیگذارند، ترک نمیکنند برای اصلاح دنیایشان، «إِلَّا فَتَحَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مَا هُوَ أَضَرُّ مِنْهُ»؛ مگر اینکه خدای متعال ضرر بیشتری را به سوی آنها میگشاید. هیچکس در کاشان با آمدن گردشگر و با کار اقتصادی مخالف نیست، اما پیوست فرهنگی کاشان را رعایت کنید.
ثالثاً، میگویید کار فرهنگی؛ عزیزان ما مشغولند؛ هم ستاد احیا و معاونت فرهنگیاش، هم سازمان تبلیغات و حوزه، هم مبلغین و مبلغات و هم سپاه عزیز ما و هم فراجا کار فرهنگی خودشان هم دارند انجام میدهند و من از بعضی از این نهادها روزانه دارم گزارش میگیرم. پس تعطیل نیست کار فرهنگی که شما میگویید کار فرهنگی بکنید.
رابعاً، آیا کار فرهنگی فقط سهم این نهادها است؟ خود شما به عنوان متولی این مجموعه سهمی ندارید در کار فرهنگی؟! شما فکر میکنی فقط یک روسری است؟! که روسری هم اگر باشد گناه است. الآن رئیس محترم دادگستری و سخنران قبل صحبت کردند؛ در بعضی از این مراکز از کشف حجاب مرسوم گذشته است، عبور کرده، با بیحیایی فیلمش هم دارند در فضای مجازی میگذارند. مگر به سادگی یک فیلمی تهیه میشود؟ فیلمبرداری میشود و بعد اجازه نشر پیدا میکند؟ یعنی کسی که متولی این امره، همه مسئولیت فرهنگی دارند، خود او مسئولیت ندارد؟!
خامساً، شما که میگی فقط کار فرهنگی، ظاهراً کار سلبی را اعتقاد ندارید؟! اگر زمان امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) بودی، حضرت امیر (علیهالسلام) اینقدر حدود الهی را اجرا کرد، اینقدر شلاق زد برای شرب خمر، برای بعضی از مفاسد، برای فحش، برای هتک احکام الهی؛ به حضرت امیر (علیهالسلام) هم میگفتید که باید کار فرهنگی کرد؟! امیرالمؤمنین کار فرهنگی نکرده؟! جامع ببینیم احکام الهی را.
ششم، من از این مسئول و از این تفکر میپرسم: آیا حکم حجاب و حکم امر به معروف و نهی از منکر را شما قبول داری یا نداری؟ اگر قبول داری، به عنوان یک امر شخصی است یا یک امر اجتماعی است؟ این را باید برای خودت، تکلیف خودت را روشن بکنی. ولایت امر و نهی را خدا داده است به مؤمنین: «وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ». کسی نمیتواند ولایتی را که خدا به مؤمن داده است متوقف بکند. ولایت امر به معروف و نهی از منکر صریح آیات الهی است و این ولایت را خدا داده است. همه باید از ستاد احیا و از دادستان و از دستگاه قضایی و فراجا ممنون باشند که شما رفتید و این واجبی که برای عدهای واجب بود انجام دادید، تکلیف از بقیه ۳۵۰ هزار نفر برداشته شد؛ یک واجب کفایی است. اگر همین تعداد نمیرفتند عذاب برای کل شهر نازل میشد. همه باید ممنون باشند از ستاد احیا و دادستان و دستگاه قضایی و فراجا که مانعِ این هستند که حدود الهی بشکند در این شهر.
لذا ما مردم، ضمن انتقاد شدید از این صحبتهایی که در کاشان شده است توسط این مسئول، من هیچوقت دخالت نکردم در عزل و نصبها، برای اولین بار به استاندار محترم اصفهان میگویم: در ادامه کار این مسئول تجدیدنظر کن!
خدایا در ظهور مولایمان تعجیل بفرما.
سلام و ادب و احترام و اخلاص ما را از این جمع به محضر مولایمان ابلاغ بفرما.
شر آمریکا و اسرائیل و منافقین به خودشان برگردان. رهبر عزیز و حکیم و شجاع ما در پناه خودت حفظ بفرما.
خدایا حیا و عفاف و حجاب را در کشور ما، در جوانان ما بیشتر بفرما.
سال تحصیلی جدید آموزش و پرورش، حوزه و دانشگاه را مبارک بفرما.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ «إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ * فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ * إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ» صَدَقَ اللَّهُ الْعَلِیُّ الْعَظِیم
اللّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِيِّكَ الْفَرَج