امام جمعه کاشان : یکی از ویژگی های صالحان انفاق در راه خدا می باشد
بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ
اَلْحَمْدُ
وَ الثَّناءُ لِلِّهِ رَبِّ العالَمین وَ صَلَّی اللَّهُ عَلی سَیِّدِنا
وَ نَبِیِّنا اَبی القاسِم المُصطَفی مُحَمَّد ص وَ عَلي اَهلِ بَيتِه
الطَيّبين الطّاهِرين سِیَّما بَقیّةِ اللّهِ فی الاَرَضین وَ لَعْنَةُ
اللّهِ عَلَي أعْدآئِهِمْ أجْمَعينَ إلَي يَوْمِ الدّين
در
دویست و چهاردهمین خطبه در کاشان مُکرَّم، روز دوم ماه صفر، بیست و ششم
تیرماه خود و شما برادران و خواهران گرانقدر را به رعایت تقوای الهی، سفارش
می کنم « اُوصیکُم وَ نَفسیِ بِتَقوَی اللّه ». دیر یا زود عمر ما تمام می
شود و آخرین منزل ما قبر است. بیاد بیاورید، لحظه ای را که فامیل خودمان
را در قبر می گذاریم، چه چیزی برای او خوب است؟ قران می فرماید« فَإِنَّ
خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوى » بچه ها می روند، همسر و دوستان بر می گردند و
انچه برای ان خانم یا اقا در قبر می ماند، تقوای او می باشد، انجام واجبات و
ترک محرمات است. هر چه می توانید برای سفر طولانی اخرت، زاد و توشه را
بیشتر فراهم کنید. در ادامه توصیه به تقوا در خطبه اول و بیان حکمت های نهج
البلاغه، به حکمت صد و بیست و سه نهج البلاغه رسیدیم. این حکمت هشت صفت از
صفات اهل تقوا را بیان می کنند. امیرالمومنین علی ع در بیان صفت چهارم و
ویژگی صالحان این حکمت می فرماید « طُوبَى لِمَنْ أَنْفَقَ الْفَضْلَ مِنْ
مَالِهِ » خوشابحال کسی که در راه خدا مازاد بر مصرف خودش را بخشش و انفاق
می کند. مرحوم مغنیه در شرح این عبارت در جلد چهارم شرح نهج البلاغه می
فرماید: هم حقوق خود خدا و هم حقوق فقرا را از مال خودش بدهد. یکی از
مصادیق حق خدا، خمس است. سهم امام، سهم خدا و سهم رسول، این سه بخش سهم
امام می شود، و سهم یتیم، فقیر و مسکین، سهم سادات می شود و مجموعا، سهمین
است. شخصی از امام رضا سوال می کند، چرا باید خمس بدهیم؟ حضرت فرمودند، چرا
خودتان را از دعای ما محروم می کنید، این عبارت یعنی، لحظه ای که خانم و
اقا خمس خود را ولو مبلغ بسیار کم به مرجع تقلید خودش پرداخت می کند، همان
لحظه صاحب اصلی که امام زمان عجل الله تعالی فرجه می باشد به او دعا می
کند. شهید دستغیب ره در گناهان کبیره در داستانی در رابطه با خمس می
فرماید: خانواده ای از سادات که فقیر هم بودند از مغازه ای در نزدیکی منزل
خودشان خرید می کردند، چند روز نسیه نمود و بعد از چند روز صاحب مغازه دیگر
به او جنس نداد. صاحب مغازه یک شب در خواب می بیند که درب منزل را می
زنند، پشت درب می اید، اما کسی رانمی بیند، لذا بر می گردد، برای بار دوم
دوباره صدای زدن درب را می شنود، پشت درب می اید، درب را باز می کند و نیم
رخ بزرگی را می بیند « حضرت صاحب یا کسی از جانب ایشان بود »، به او
فرمودند: ما می توانیم فرزندان خودمان را « سادات » را تامین کنیم، ولی می
خواهیم، به شما چیزی برسد. « طُوبَى لِمَنْ أَنْفَقَ الْفَضْلَ مِنْ
مَالِهِ » خوشابحال کسی که در راه خدا مازاد بر مصرف زندگی خود را بخشش و
انفاق می کند. در اینجا از مواکب منطقه کاشان « نطنز، اران و بیدگل و کاشان
تا نزدیکی قم » که در مسیر تشیبع پیکر امام شهیدمان، از مسافران عزیز از
استان های مختلف پذیرایی کردند از سخاوت مردم کاشان صمیمانه تقدیر می کنم
در این مکان مقدس هم « مصلّی بقیه الله الاعظم » چندین هزار نفر، صبح، ظهر و
شب پذیرایی شدند.
این توصیه به تقوا در خطبه اول بود.
حجت
الاسلام حسینی افزود : بحث اصلی و محوری و مستمر ما در خطبه ها ، قران است
، به ایه صد و هشتاد و سه سوره بقره رسیدیم، ایه می فرماید « يَا أَيُّهَا
الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى
الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ » ای مومنین روزه بر شما
واجب شد. هفته قبل عرض کردم وارد بحث روزه نمی شوم، فقط « يَا أَيُّهَا
الَّذِينَ آمَنُوا » را بحث می کنم. هفته قبل چند نمونه را بیان کردم، این
هفته نمونه دیگری را از یاران امام حسین ع محضر شما بیان می کنم. در خطبه
قبل گفتیم،
علامه طباطبایی ره ذیل این ایه می فرماید: اسلام و ایمان چهار مرحله دارد:
١
_ اسلام زبانی، ، با زبان بگوید « أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلٰهَ إِلَّا
ٱللَّٰهُ، وأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ ٱللَّٰهِ صلی الله علیه و
اله سلم » این باعث می شود اسم او مسلمان باشد.
٢ _ ایمان اول : یعنی همین شهادتین را که با زبان گفته است، با قلب بپذیرد. وحدانیت خداوند و رسالت پیامبر ص را با قلب بپذیرد
٣
_ مرحله عمل کردن است :« يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا » ای کسانی که،
دو شهادت، به قلب شما رسیده و پذیرفته اید، به قران عمل کنید
۴ _
اسلام دوم : همین ایه صلوات که مکرر می خوانیم، « اللّهَ وَ مَلائِکَتَهُ
یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا
عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِیماً ». در کربلا کسانی بودند که مرحله اسلام
آخر را بدست آورده بودند، که از جمله حبیب بن مظاهر است. شیخ عباس قمی در
منتهی الامال می فرماید، او حافظ کل قران بود. اِبْنِ حَجَر عَسْقَلانی
می گوید او پیامبر ص را درک کرده بود یعنی جزو صحابه بود، شیخ طوسی می
فرماید، او جزو تابعین بود « پیامبر ص را ندیده بود » اما سه امام « امام
علی ع، امام حسن ع و امام حسین ع » را درک کرده است. علامه حلی ره در کتاب
رجالی خودشان، او را با صفت مشکور مدح نموده است که دلالت بر ثقه او می
باشد. در تمام جنگ ها همراه امام علی ع بوده است، در اختصاص شیخ مفید، امده
است که علوم امیرالمومنین علی ع به سه نفر داده شده است که از جمله انان
حبیب بن مظاهر است. در تاریخ طبری جلد چهارم امده است، بعد از مرگ معاویه
در سال شصت، جناب حبیب با بزرگان شیعه در کوفه نامه ای با عنوان بیعت به
امام حسین ع نوشتند و حضرت را به کوفه دعوت کردند. پس حبیب بن مظاهر در
کنار سلیمان بن صراد خزاعی و رِفاعَة بن شَدّاد، جزو سران و بزرگان قبایل
بود. وقتی جناب حبیب و مسلم بن عَوسَجَه برای امام حسین ع در کوفه بیعت
گرفتند، خبر بیعت گرفتن به امام حسین ع نیز رسید، از انطرف، جبهه باطل به
یزید نامه نوشتند که اگر کوفه را می خواهی نعمان فرماندار ضعیفی است و باید
تغییر کند، و یزید، ابن زیاد را با حفظ سمت او در استانداری بصره به کوفه
فرستاد. وقتی عبیدالله به کوفه امد، کار برای حبیب و طرفداران امام حسین ع
سخت شد. قبیله مسلم و حبیب، این دو بزرگ را پنهان کردند، به نقل فاصل
دربندی، وقتی مسلم بن عقیل به شهادت رسید، امام حسین ع، نامه ای به شخص
حبیب بن مظاهر نوشت، و او را به یاری طلبید، با این که شرایط خروج از کوفه
سخت بود، حبیب با مسلم بن عوسجه، شبانه و پنهانی به کربلا رفتند « روزها
مخفی بودند و شب ها حرکت می کردند »، بعضی می گویند حبیب بن مظاهر روز پنجم
و بعضی می گویند روز هفتم یا هشتم به کربلا رسیدند. وقتی خبر ورود حبیب را
به حضرت زینب س رساندند، حضرت زینب س فرمود سلام. من را به او برسانید،
حبیب وقتی سلام رساندن حضرت زینب س را شنید، مشتی خاک بر سر خود ریخت و
گفت، حبیب چه کسی باشد، که سیده زینب س به او سلام برساند. در همین دو سه
روز باقی مانده از عمر شریف امام حسین ع، از امام حسین ع اجازه گرفت و گفت،
من از قبیله بنی اسد هستم، انها فامیل من هستند، اجازه بدهیدبه قبیله خودم
بروم و انان را به اسلام و یاری شما دعوت کنم ، نزد قبیله خود امد و گفت،
اگر می خواهید به شرافت دنیا و آخرت برسید، بیایید برای یاری امام حسین ع،
بخدا قسم، اگر در راه او کشته شوید در اعلی علّیین، همنشین حضرت محمد مصطفی
ص هستید، از قبیله او، نود نفر دعوت او را اجابت کردند، خبر به عمر سعد
رسید، طبق نقلی، چهارصد نفر را برای مقابله با ان نود نفر فرستاد، به ان
نود نفر حمله کردن و انان پراکنده شدند و نتواستند به ان هفتاد و دو نفر
ملحق شوند. شب عاشورا وقتی، امام حسین ع به همراه نافع بن هلال به خیمه
برگشتند، امام حسین ع وارد خیمه حضرت زینب س شد، نافله صدای حضرت زینب س را
شنید که نگران بود ایا فردا صبح، یاران با شما وفادار خواهند بود یا نه؟
نافله، نگرانی حضرت زینب س را به حبیب بن مظاهر رساند، حبیب فراخوان می
دهد، تمام اصحاب، غیر از بنی هاشم را جمع نمود و گفت، نزد حضرت زینب س
بروید، و اعلام وفاداری کنید. آنان پشت خیمه ها رفتند، شمشیرها را کشیدند و
خطاب به نساء کاروان امام حسین ع خصوصا حضرت زینب س رجز خواندند، و اخلاص و
وفاداری خود را از صمیم دل ابراز کردند. ظهر عاشورا، ابو ثمامه به امام
حسین ع عرض کرد، فدای شما شوم « بنفسی انت » اذان شده است، امام خطاب به او
فرمود « ذَكَرتَ الصَّلاةَ ، جَعَلَكَ اللَّهُ مِنَ المُصَلّينَ » نماز را
یاد کردی، خدا تو را از نماز گزاران قرار دهد، امام فرمودند از کوفیان
بخواهید، از جنگ دست بردارند تا نماز بخوانیم، تا بیان مبارک امام به لشکر
کوفه منتقل شد، حصین بن تمیم ، فریاد زد، نماز شما قبول نیست. از لشکر امام
حسین ع حبیب بن مظاهر جواب ان شخص ملعون را داد، و با اذان امام به مقابله
با او پرداخت، او را از اسب به زمین زد، به حبیب حمله کردند، حبیب دهها
نفر را به هلاکت رساند ، سرانجام توسط قبیله بنی تمیم این یار دیرین امام
علی ع، امام حسن ع و امام حسین ع، در سن هفتاد و پنج سالگی به شهادت رسید.
شبیه همان تعبیری که برای حضرت ابالفضل امده است « لما قتل العباس بان
الانکسار فی وجه الحسین » وقتی حضرت ابالفضل به شهادت رسید، انکسار در
چهره اباعبدالله ع روشن و اظهار شد. همین مطلب در مقتل ابی مِخنف برای حبیب
بن مظاهر امده است.
ابی محنف می نویسد، با شهادت حبیب، « بان
الانکسار فی وجه الحسین » آثار شکستگی در چهره اباعبدالله ع ظاهر شد، و
امام این جمله را در فضیلت حبیب بیان فرمودند « لقد كنتَ فاضلا تَختِمُ
القرآنَ في ليلةٍ واحدة » تو همان مرد فاضلی هستی که در یک شب کل قرآن خدا
را ختم میکردی. این یک مصادیق از شهدای کربلا می باشد که« يَا أَيُّهَا
الَّذِينَ آمَنُوا » را به مرحله پایانی اسلام و ایمان که تسلیم محض
اباعبدالله ع بودند، رسیدند
خدایا : همه ما، خواهران و برادران را مانند حبیب بن مظاهر تسلیم محض مولایمان قرار بده
بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ
وَالْعَصْرِ،
إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ ، إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا
الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ
بِسْمِ
اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. الْحَمْدُ وَ الثَّنَاءُ لِلَّهِ رَبِّ
الْعَالَمِينَ. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ
صَلِّ عَلَى عَلِيٍّ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ، وَ صَلِّ عَلَى الصِّدِّيقَةِ
الطَّاهِرَةِ فَاطِمَةَ الزَّكِيَّةِ حَبِيبَةِ حَبِيبِكَ وَ نَبِيِّكَ،
وَ صَلِّ عَلَى الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ سَيِّدَيْ شَبَابِ أَهْلِ
الْجَنَّةِ، وَ عَلَى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ زَيْنِ الْعَابِدِينَ، وَ
مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْبَاقِرِ، وَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ
الصَّادِقِ، وَ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ الْكَاظِمِ، وَ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى
الرِّضَا، وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْجَوَادِ، وَ عَلِيِّ بْنِ
مُحَمَّدٍ الْهَادِي، وَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ الزَّكِيِّ
الْعَسْكَرِيِّ. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى حُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ
الْمَهْدِيِّ الْقَائِمِ الْمُنْتَظَرِ. صلوات.
به نیابت از امام راحل و
امام شهیدمان و همه شهدا و گذشتگانمان بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ
الرَّحِيمِ. اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ
صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلَى آبَائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِي
كُلِّ سَاعَةٍ وَلِيّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِيلًا
وَ عَيْناً حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فِيهَا
طَوِيلًا.
شادی روح حضرت امام و همه شهدا، مخصوصاً شهدای استان اصفهان،
منطقه کاشان، و حضرت آیتالله ابوالقاسم کاشانی که سیام تیر بزرگداشت
ایشان است، صلواتی را اهدا بفرمایید. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ
آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُ.
أُوصِيكُمْ وَ نَفْسِي بِتَقْوَى
اللَّهِ؛ برادران و خواهرانم، خود و شما را به رعایت تقوای الهی سفارش
میکنم. اگر خاطرتان باشد، توصیه به تقوای خطبه دوم جلساتی است در رابطه با
حقوق امام زمان علیه السلام که در دعای ندبه صبح خواندید: وَ أَعِنَّا؛
خدایا کمکمان کن، عَلَى تَأْدِيَةِ حُقُوقِهِ إِلَيْهِ؛ که حق امام زمان را
ادا کنیم. حق هجدهم این است: اجتماع قلوب داشته باشیم بر محبت اهلبیت. در
توقیع و نامه امام زمان، نامه دوم حضرت به شیخ مفید این آمده: وَ لَوْ
أَنَّ أَشْيَاعَنَا؛ اگر شیعیان ما، وَفَّقَهُمُ اللَّهُ لِطَاعَتِهِ؛
اینجا حضرت صاحب برای شما دعا کردند، اگر شیعیان ما که خدا آنها را توفیق
بدهد برای بندگی و طاعت، عَلَى اجْتِمَاعٍ مِنَ الْقُلُوبِ؛ قلبهایشان با
هم اجتماع میکرد در چه؟ فِي الْوَفَاءِ بِالْعَهْدِ عَلَيْهِمْ؛ نسبت به
آن عهدی که بر عهدهشان است. آن عهد اطاعت و عهد نصرت، وفا میکردند. آن هم
نه انفرادی، اجتماع قلوب پیدا میکردند همگی در عهد نصرت، در عهد اطاعت از
امام زمان علیه السلام. نتیجهی این چه میشد؟ لَمَا تَأَخَّرَ عَنْهُمُ
الْيُمْنُ بِلِقَائِنَا؛ تاخیر نمیافتاد یمن و میمنت و مبارکی ملاقات ما
برای آنها. پس این توصیه به تقوای خطبه دوم، خواهران و برادران. اجتماع
قلبی داشته باشیم همگی در عهد نصرت و اطاعت از ولی و صاحبمان امام زمان.
اما نکاتی که در این هفته مد نظر است؛
تأسیس
شورای نگهبان است که امام راحل عظیمالشأن در بیستوششم تیرماه سال هزار و
سیصد و پنجاه و نه این نهاد را تأسیس فرمودند. در یک جملهای امام فرمودند
من با نهاد شورای نگهبان صددرصد موافقم و معتقدم باید قوی و همیشگی باشد.
اسلامیّت تمام قوانینی که در کشور ما از طریق مجلس شورای اسلامی تصویب
میشود، بر عهدهی این شش فقیه منصوب حضرت آقا است.
شهادت حضرت رقیه و
امام مجتبی علیه السلام را در این هفته داریم که انشاءالله من ذکر مصیبتی
پایان خطبه خواهم داشت و بزرگداشت آیتالله ثابالقاسم کاشانی. یادش بخیر،
با عزیزانمان جناب آقای سرهنگ اکبری و خوبان کاشان محضر امام شهیدمان
رسیدیم برای کنگرهی شهدا. حضرت آقا در آن جلسه از حضرت امام راحل نقل
فرمودند که امام فرمود: من کسی را به شجاعت آیتالله ابوالقاسم کاشانی
نمیشناسم. بعد آقا فرمود: ببینید جمله، گویندهاش کیست آقا! امام است!
امام میفرماید کسی را به شجاعت ابوالقاسم کاشانی نمیشناسم. شاد کنید روح
مطهرشان را و پدرشان آیتالله سید مصطفی را با صلواتی بر محمد و آل محمد.
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ.
در رابطه با امام
شهیدمان سخنران گرانقدر ما حضرت آیتالله اعتمادی بحث مبسوط و دقیقی را
سخنرانی فرمودند. عزیزانی که نبودند انشاءالله صوت این سخنرانی را استماع
خواهند فرمود از کانال سفیر ولایت و نماز جمعه.
یک جمله هم من عرض بکنم
در رابطه با امام شهیدمان. در یکی از دیدارهایی که نمایندگان حضرت آقا محضر
ایشان بودیم، من عرض کردم خدمتشان که حضرت آقا، من برداشتم از دعای افتتاح
این است که اگر بخواهیم ظهور امام زمان علیه السلام تسریع بشود، ما وظیفه
داریم دو کار را انجام بدهیم. یکی رغبت اجتماعی به اسلام ایجاد بشود:
اللَّهُمَّ إِنَّا نَرْغَبُ إِلَيْكَ. دوم یک شکایت اجتماعی از ظلم به وجود
بیاید: اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْكُو إِلَيْكَ. بعد از حضرت آقا درخواست
کردم: اگر صلاح میدانید این را توضیح بفرمایید. آن زمان آقا چند دقیقه این
دو مطلب را برای ما در آن اجتماع توضیح دادند. منتها منوط شد به نقل خود
دفتر که چنین فرصتی هم پیش نیامد. گفتند تا زمانی که خود دفتر منتشر نکرده
این گفتگو را، خود شما چیزی نگویید و ما محروم شدیم از آن بیانات بسیار مهم
آقا در تبیین اینکه چگونه رغبت اجتماعی در دنیا به وجود بیاوریم به سوی
اسلام.
من یک جملهاش را عرض میکنم: حضرت آقا، امام شهید ما، دقیقاً در
مسیر تحقق ظهور این دو مطلب را پیگیری میکردند. یک نمونهاش بحث اربعین
است برادران و خواهران. خوب دقت کنید! زیارت اربعین سیدالشهدا علیه السلام
که حضرت آقا تأکید داشتند انجام بشود، یکی از حلقههای آشنایی مردم دنیاست
با اسلام و ایجاد رغبت اجتماعی در دنیا به اسلام. و اینکه امام عصر علیه
السلام انشاءالله وقتی ظهور میفرمایند، در کنار کعبه پنج ندا دارند؛ از
این پنج تا ندا، سه تا ندا معرفی خودشان است به امام حسین علیه السلام:
أَلَا يَا أَهْلَ الْعَالَمِ إِنَّ جَدِّيَ الْحُسَيْنَ قَتَلُوهُ
عَطْشَاناً، و امثال این عبارتها. محققان گفتند چرا امام زمان خودش را
دارد به امام حسین علیه السلام معرفی میکند؟ پاسخ این است که چون در
آستانهی ظهور امام زمان علیه السلام مردم دنیا، این هشت میلیارد، از طریق
امام حسین علیه السلام با اسلام و مذهب تشیع آشنا میشوند و یکی از طُرُقش
این بحث تأکید حضرت آقا بر زیارت اربعین و پیادهروی زیارت اربعین است.
در
رابطه با تشییع پیکر مطهر حضرت آقا، تشکر میکنم هم از ملت خودمان، هم از
ملت عراق و سایر کشورهای اسلامی. این تشییع چند تا پیام داشت: اولاً پیام
تولّی داشت، ولایتپذیری، خداگرایی، اسلامخواهی، ایمان و معنویتخواهی.
لااقل پنجاه میلیون نفر گفتند در تشییع پیکر امام شهید ما ابراز کردند وجود
خودشان را، حرکت کردند. این اولین پیام. پیام دوم تبرّی، ظلمستیزی، ضدیت
با آمریکا و رژیم صهیونیستی و همان فریاد مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل
شما.
نوهی امام، آقای سید علی آقای خمینی، ایشان میگوید: من زمانی که
نجف بودم، آمدم محضر امام شهیدمان. به آقا عرض کردم اگر صلاح میدانید یک
سفری شما به عتبات داشته باشید به نجف و کربلا، خیلی خوب است. آقا تأملی
کردند، فرمودند که سفر من محذوراتی دارد. من تکرار کردم: ولی منافعی هم
دارد. منافع زیادی دارد. اگر شما تشریف بیاورید، مشرف بشوید محضر
امیرالمؤمنین علی علیه السلام و اباعبدالله علیه السلام و سایر ائمهی هدی.
بار دوم که تکرار کردم، آقا دیگر جوابی نفرمودند. بعد آقای سید علی آقای
خمینی میگوید: وقتی که پیکر مطهر امام شهید را دیدم روی دست مردم در عراق
دارد تشییع میشود، گفتم تمام آن منافعی که با حضور خود آقای عزیز ما تأمین
میشد، به وجود آمد و آن محذورات دیگر هیچکدام به وجود نیامد که آقا
نگران بودند. این یکی از برکات رفتن پیکر مطهر امام شهید ما به عتبات
عالیات.
اما در رابطه با علیالاصولِ امام حیّمان، رهبر عزیزمان،
نکتهای را عرض میکنم و تشکر میکنم از نماز آیتالله سبحانی، هم آیتالله
سید مصطفی فرزند ارشد آقا، و خصوصاً نماز حضرت آیتالله العظمی جوادی
آملی. به تعبیر بعضی از محققان این نماز آیتالله جوادی آملی یک دوره،
آیتاللهالعظمی، امامخامنهایشناسی بود. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى
مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُ.
انشاءالله سایهی
مراجع عظاممان مستدام باشد. اما در رابطه با علیالاصول من عرض میکنم: این
پیام بیستوهشتم خردادِ رهبر عزیز و حکیم ما، بسیار پیام مهمی بود. یک
سؤال برای همهی شما و ما وجود داشت که چرا میان نگاه رهبری معظم (دام ظله)
و تحلیل رایج مسئولان در موضوع مواجههی با آمریکا فاصله وجود دارد؟ شاید
بشود دَه تا جواب به این سؤال داد که چرا نگاه رهبر معظم با نگاه رایج بعضی
از مسئولین متفاوت است؟ من دو جوابش را محضر شما عرض میکنم.
جواب اول:
نگاه و تحلیل مسئولان دیپلماتیک غالباً در چارچوب عقلانیت متعارف است، بر
اساس مناسبات رایج بینالمللی. اما تراز تحلیل رهبری معظم مبتنی است بر
حکمت وحیانی و علاوه بر حکمت وحیانی، امام شهیدمان فرمود: تجربهی تاریخی.
پس جواب اول را یک بار دیگر عرض میکنم: نگاه و تحلیل مسئولان دیپلماتیک
غالباً در چارچوب عقلانیت متعارف بر اساس مناسبات رایج بینالملل است، اما
تحلیل رهبری معظم مبتنی است بر حکمت وحیانی و تجربهی تاریخی. حکمت وحیانی
یعنی چه؟ یعنی اعتماد به وعدههای خدا. یعنی باور عمیق به سنتهای الهی.
علیالاصول یعنی باور به این آیهی شریفه که بارها از امام شهیدمان شنیدیم:
موسی کلیم و یارانش رسیدند به دریا، جلو دریاست، پشت سر فرعون با لشکر
انبوهش. ضعیفالایمانها صدایشان درآمد: إِنَّا لَمُدْرَكُونَ؛ کار ما تمام
است! اما پاسخ حضرت موسی کلیم این بود: كَلَّا إِنَّ مَعِيَ رَبِّي. تازه
من عرض میکنم این بیان رهبر معظم که کلام حضرت موسی کلیم را آوردند باز
نهایتِ باور ایشان نیست. باور عمیقتر ایشان این آیهی شریفه است: إِنَّ
اللَّهَ مَعَنَا. فرق این دو تا آیه چیست؟ آیتالله جوادی آملی میفرماید:
یکی کلام موسی کلیم است، اول خودش را مطرح کرد: إِنَّ مَعِيَ، بعد فرمود:
رَبِّي. اما پیامبر اکرم وقتی در غار قرار گرفت، یار او نگران بود،
میترسید، کسانی که مسیر را طی میکردند پشت درِ غار رسیدند، حضرت پیامبر
اکرم این جمله را بیان کرد: إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا. اول خدا را مطرح کرد،
بعد مَعَنَا را. یعنی آنچه را که رهبر شهید ما بیان کرد، نهایت باور ایمانش
هم نبود، باور عمیقترش به خدا و سنتهای الهی این آیهی شریفه بود: إِنَّ
اللَّهَ مَعَنَا. علیالاصول یعنی باور به این آیه: كَتَبَ اللَّهُ؛ خدا
مکتوب کرده است، خدا واجب کرده است: لَأَغْلِبَنَّ؛ حتماً، حتماً، حتماً
منِ خدا غالب میشوم، پیروز میشوم؛ أَنَا؛ یعنی منِ خدا، وَ رُسُلِي؛ و
انبیای من و کسانی که مسیر انبیا را طی میکنند. علیالاصول یعنی باور به
آیهی صد و بیستوپنج آلعمران: بَلَى إِنْ تَصْبِرُوا؛ اگر مقاومت کنید،
وَ تَتَّقُوا؛ تقوای الهی را پیشه کنید، وَ يَأْتُوكُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ
هَذَا؛ همین الان آمریکاییها بیایند از زمین و آسمان، اسرائیل بیاید، ناتو
و سنتکام بیایند، يُمْدِدْكُمْ؛ خدا مدد میکند شما را، رَبُّكُمْ
بِخَمْسَةِ آلَافٍ مِنَ الْمَلَائِكَةِ. علیالاصول یعنی باور به امام زمان
و غیب: الم * ذَلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ *
الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ. امام صادق علیه السلام فرمود: غیب یعنی
حجت غائب (صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ).
علیالاصول یعنی باور به این
توقیع شریف امام عصر: إِنَّا غَيْرُ مُهْمِلِينَ لِمُرَاعَاتِكُمْ؛ ما شما
را مهمل رها نکردیم، وَ لَا نَاسِينَ لِذِكْرِكُمْ؛ شما را فراموش نکردیم،
وَ لَوْ لَا ذَلِكَ؛ اگر غیر از این بود، لَنَزَلَ بِكُمُ اللَّأْوَاءُ؛
دشمنان شما را خُرد میکردند. اینها میشود علیالاصول. پس یک جواب که چرا
تفاوت وجود دارد بین تحلیل رهبری، رهبری معظم، و دستگاه دیپلماسی این است،
البته من عرض بکنم: شهادت امام شهید ما دستگاه دیپلماسی ما را هم بالا
آورده، ولی هنوز فاصله دارد.
یک زمانی خواهرها، برادرها! در همین کشور
افرادی وقتی مطرح میشد که این توافقنامه چه تضمینی دارد؟ جواب میدادند:
امضای جان کری تضمین است! شهادت امام شهید ما این حرفها را گذاشته کنار.
الان وقتی که از دستگاه دیپلماسی میپرسند که آنها ابرقدرتاند، نمیترسید
از ناو و هواپیمابرش؟ پاسخ میدهند: ما هم ابرقدرتیم! تفکرشان بالاتر
آمده، ولی هنوز فاصله دارد. پس عرض من تا اینجا یک پاسخ را محضرتان تقدیم
کردم. به ساعت نگاه کردم، برای پاسخ دوم و سوم واقعاً فرصت نیست.
آمریکاییها
در این چند روز خیلی خباثت کردند. هدفشان چه بود؟ مسیر تنگهی هرمز را
هوشمندانه رصد میکنند، رادارها را دارند از کار میاندازند و زیرساختهای
پهپادی ما را و موشکی سپاه را که برای تنگهی هرمز استفاده میشد، هدف قرار
میدهند به چه انگیزهای؟ برای اینکه تنگهی هرمز را باز کنند و یک مقدار
عقبتر دارند پلهای ارتباطی منتهی به تنگهی هرمز و استان هرمزگان را
میزنند. این به چه هدف؟ که اگر بتوانند، به خیال خام خودشان حملهی زمینی
داشته باشند و جزایری را اشغال بکنند، یا بندر عباس را بگیرند. از این طرف
جمهوری اسلامی، بچههای شما، بچههای ارتش و سپاه و هوافضا، با قدرتِ
اعجابآور در این چند شب، به لطف خدای متعال، تمام اندوختهی آمریکا را در
این چهار پنج ماه که آوردند از جاهای مختلف دنیا مخفی کردند در اردن در
فاصلهی هزار کیلومتری ما و در بحرین و در قطر و در عمان، چنان کوبیدند که
شعلهی آتشِ بعضی از تهاجمات جمهوری اسلامی و ضربات کوبندهی ما، دو
کیلومتر شعلهی آتش داشت بِعَوْنِ اللَّهِ.
ترامپ اعلام کرده که جولانی
را دارد تحریک میکند، خودش هم مایل است به نقل او که با حزبالله درگیر
بشود. جمهوری اسلامی پیغام داده، هشدار جدی داده که اگر حزبالله از سوی
جولانی مورد تهاجم قرار بگیرد، جمهوری اسلامی مستقیماً جولانی و سربازان او
را هدف قرار میدهد.
این اجتماع بزرگ، این پرچمهای یالثارات، دارد
اعلام میکند به ترامپ، به نتانیاهو، به تمام خبیثها که دستشان آلوده است
به خون این مردم و رهبر شهید ما: این مردم و تمام آزادیخواهان جهان، به
فرمودهی امام عزیزمان، رهبر عزیزمان، نه از قصاص این جنایتکاران دست
برمیدارند و نه از انتقام آنها.
قصاص با انتقام چه فرقی دارد؟ در
شهدای کربلا در نظر بگیرید، خواهران، برادران! مختار قصاص کرد قتله را.
وقتی که آمدند به امام سجاد علیه السلام سال شصت و پنج و شش گفتند: من از
کوفه آمدم، حضرت فرمود: به من بگو بدانم حرمله زنده است؟
مختار قصاص
کرد. اما شما در زیارت عاشورا در روز عاشورا میخوانید: أَعْظَمَ اللَّهُ
أُجُورَنَا وَ أُجُورَكُمْ بِمُصَابِنَا بِالْحُسَيْنِ، وَ جَعَلَنَا وَ
إِيَّاكُمْ مِنَ الطَّالِبِينَ بِثَارِهِ مَعَ إِمَامٍ الْمَهْدِيِّ مِنْ
آلِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ. خونخواهی
اباعبدالله علیه السلام و انتقام هنوز گرفته نشده است. انتقام خون امام
حسین علیه السلام یعنی نابودی استکبار، خونخواهی امام عزیز ما و انتقام
یعنی نابودی غدهی سرطانی و استکبار. و این با لطف خدای متعال و استقامت
شما مردم و هدایتهای الهی رهبر عزیزمان انشاءالله محقق خواهد شد.
السَّلَامُ
عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَى الْأَرْوَاحِ الَّتِي حَلَّتْ
بِفِنَائِكَ، عَلَيْكَ مِنِّي سَلَامُ اللَّهِ أَبَداً مَا بَقِيتُ وَ
بَقِيَ اللَّيْلُ وَ النَّهَارُ، وَ لَا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ
مِنِّي لِزِيَارَتِكُمْ. السَّلَامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلَى عَلِيِّ
بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلَى أَوْلَادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلَى أَصْحَابِ
الْحُسَيْنِ.
چند تا مواجهه را من عرض بکنم محضرتان. وقتی که علیاکبر
صدا زد از میدان: بابا، هَذَا جَدِّي يُقْرِئُكَ السَّلَامَ؛ پیامبر آمده
به کربلا، ابیعبدالله خودش را به بالین علیاکبر رساند، اینجا در تمام
مقاتل این را آوردند از پدران شهدا عذرخواهی میکنم: فَوَضَعَ خَدَّهُ
عَلَى خَدِّهِ؛ حضرت اباعبدالله صورتش را گذاشت رو صورت علیاکبر.
وقتی
امام سجاد علیه السلام رفت داخل قبر، بنیاسد از بالای قبر نگاه کردند،
دیدند امام زینالعابدین نمیآید بالا. در مقتل دقیقاً این جمله آمده،
دیدند: فَوَضَعَ خَدَّهُ؛ این صورتش را گذاشته عَلَى مَنْحَرِهِ
الشَّرِيفِ؛ روی رگهای بریدهی اباعبدالله علیه السلام.
اما استثنا چه
کرد در شام؟ وقتی که سر مطهر را دادند به حضرت رقیه؛ مرحوم آشیخ عباس قمی
میگوید این کودک میخواهد بابا را ببوسد. کجای صورت بابا را بوسید؟
میفرماید لبهایش را گذاشت روی لبهای پدر. جَعَلَتْ فَمَهَا عَلَى
فَمِهِ. من از امام زمان علیه السلام سؤال میکنم: کدام لب را حضرت رقیه
بوسید؟ همان لب و دندانی که السَّلَامُ عَلَى الثَّغْرِ الْمَقْرُوعِ
بِالْقَضِيبِ؛ سلام بر آن لب و دندانی که با چوب خیزران کوبیده شد.
اللَّهُمَّ
عَجِّلْ لِوَلِيِّكَ الْفَرَجَ. خدایا منتقم آل پیغمبر را برسان. سلام و
تسلیت ما را به محضرشان ابلاغ بفرما. خدایا امام راحل، رهبر شهیدمان و
همهی شهدا و گذشتگانمان را از این جلسه بهرهمند بفرما. ما را در مسیر سه
امام انقلاب ثابتقدم بدار. آمریکا و اسرائیل و منافقین را به حق حضرت رقیه
و امام مجتبی علیه السلام هرچه زودتر نابود بفرما. خدایا بیمارانمان شفا
کرم بفرما. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ
الْكَوْثَرَ * فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ * إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ
الْأَبْتَرُ. صَدَقَ اللَّهُ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ. اللَّهُمَّ عَجِّلْ
لِوَلِيِّكَ الْفَرَجَ.