بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ
اَلْحَمْدُ لِلِّهِ رَبِّ العالَمین وَ صَلَّی اللَّهُ عَلی سَیِّدِنا وَ نَبِیِّنا اَبی القاسِم المُصطَفی مُحَمَّد ص وَ عَلي اَهلِ بَيتِه الطَيّبين الطّاهِرين سِیَّما بَقیّةِ اللّهِ فی الاَرَضین وَ لَعْنَةُ اللّهِ عَلَي أعْدآئِهِمْ أجْمَعينَ إلَي يَوْمِ الدّين
در دویست و بیست و پنجمین خطبه در کاشان مکرّم ، ردز هفده مهرماه و بیست و هفت ربیع الثانی خود و شما برادران و خواهرانم را به رعایت تقوای الهی، سفارش می کنم . « اُوصیکُم وَ نَفسیِ بِتَقوَی اللّه ». هر چه می توانیم، چشم، زبان، گوش، شکم و دامن خودمان را از گناه و معصیت حفظ کنیم و بلکه فکر خودمان را از گناه حفظ کنیم. در ادامه توصیه به تقوا در خطبه اول و بیان حکمت های نهج البلاغه، به حکمت صد و بیست و شش نهج البلاغه از مصادیق تقوا رسیدیم. این حکمت چند بخش دارد ، پنج بخش این حکمت را عرض کردم و امروز، بخش ششم و آخرین بخش این حکمت را بیان می کنم، حضرت امیرالمومنین علی ع می فرمایند « وَ عَجِبْتُ لِعَامِرٍ دَارَ الْفَنَاءِ وَ تَارِكٍ دَارَ الْبَقَاءِ » من تعجب می کنم، از کسی که خانه دنیا را اباد می کند و به عمران ابادی ان خیلی اهتمام دارد، اما خانه ی ماندن و استقرار دائمی خودش را ترک می کند.
ایت الله مکارم در شرح نهج البلاغه، چند مقدمه و یک نتیجه دارند و می فرمایند :
١ _ همه با چشم خودمان می بینیم، که این جهان دار فنا است. هر روز گروهی از دنیا می روند و رحلت می کنند و عده ای جدید به دنیا می ایند. همه چیز در حال گذر است.
٢ _ عقل اجازه نمی دهد که انسان برای جایی که فانی هست و از بین می رود، در آبادانی ان بکوشد اما برای جایی که برای ما همیشگی است، عمران ان را ترک کند. عقل اجازه نمی دهد، خانه ای که موقت است، به فکر عمران و ابادی ان باشیم، اما برای خانه ابدی کاری نکنیم.
٣_ ابادی اخرت به ایمان و عمل صالح است. هر قدر می توانیم، ایمان خود را تقویت کنیم و عمل صالح را از نظر کمّی و کیفی « اخلاص و بخاطر خدا بودنش » را بالا ببریم.
ابن میثم شارح نهج البلاغه می فرماید، امیرالمومنین در این حکمت شش « عَجِبتَ » می فرماید، و منظور حضرت این است که، ما متذکر شویم و این برخورد را نداشته باشیم. مبادا من و شما، عمران و ابادی جهان اخرت، دار همیشگی را ترک کنیم. در تفسیر فی ظلال، مرحوم مغنیه، با بیان مثلی می فرماید، خود را در آئینه نگاه می کنید، تصویر خود را می بینید و وقتی از مقابل آئینه کنار می روید، تصویر شما فوری وجود ندارد. دنیا هم همینگونه است. تفاوتی بین تصویر شما در آئینه و وجود شما در کل زندگی دنیا نیست. وجود شما در دنیا « هفتاد، هشتاد، صد سال » با تصویر یک دقیقه ای شما در آئینه، فرقی ندارد. هر دو فانی هستند، فقط یکی از دیگری طولانی تر است. وی می گوید، به حکیمی گفتند فلانی در حال جان کندن است، حکیم می گوید، از روزی که او به دنیا امد، در حال جان کندن بود. خواهران و برادران، هر نفسی که می کشیم، ما را به پایان مهلت مان نزدیک می کند. امیرالمومنین علی ع می فرماید، دنیا محل عبور و اخرت محل قرار است. مبادا برای خانه دنیا، فرش، پرده، نور و روشنایی و تمام امکانات را فراهم و اماده کنم اما برای اخرت، که خانه همیشگی من هست کاری نکنم. توشه سفر اخرت و جایگاه ابدی ما، ایمان و عمل صالح مانند نماز، حجاب و خوش اخلاقی و تمام واجباتی که در قران امده است می باشد.
این توصیه به تقوا در خطبه اول بود.
حجت الاسلام حسینی افزود : بحث اصلی و محوری و مستمر ما در خطبه ها ، قران است ، به ایه صد و هشتاد و شش سوره بقره رسیدیم، بسیار ایه مهمی است. قران می فرماید « وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ ۖ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ ۖ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَلْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ » اگر بندگان من از منِ خدا سوال کردند، من نزدیک هستم. من جواب می دهم، دعای کسی که بخواند، وقتی که من را بخواند. پس اجابت کنید من را و ایمان بیاورید به من. تا انشاء الله به صراط مستقیم ارشاد شوید. چهار نکته مهم را با استفاده از تفاسیر را هفته قبل عرض کردم
نکات ایه :
نکته پنجم : ایت الله جوادی املی می فرماید، درجات و زبان دعا سه گونه است:
١ _ گاهی انسان دعا می کند و خدا را می خواند با همین زبانی که در صورت وجود دارد « زبان مقال ».
٢ _ گاهی انسان با زبانِ حال، خدا را می خواند. حال خوشی به انسان دست می دهد و چیزی را از خدا درخواست می کند، هر چند زبانش حرکت نکرده است
٣ _ گاهی هم با زبانِ استعداد است. می فرماید، منظور از این زبان این است که، خدای متعال در درون هر موجودی استعدادی قرار داده است که به کمال برسد. خداوند این استعدادها را پرورش می دهد تا او به کمال مطلوب خودش برسد. بچه ای را در نظر بگیرید، بچه استعداد دارد که بزرگ شود، این استعداد را خداوند پرورش می دهد، از جانب خدا هیچ نقص و بخلی نیست. اما گاهی اوقات که ما گیرنده هستیم « امواج از طرف فرستنده های صدا و سیما می اید، رادیو و گیرنده ما اگر خراب باشد، صدا و سیما مشکلی ندارد، باید گیرنده را اصلاح کنیم. » ما هم که گیرنده هستیم، باید نقص خود را باید بر طرف کنیم. قران در ایه ۵٠ سوره طه می فرماید « قَالَ رَبُّنَا الَّذِي أَعْطَىٰ كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَىٰ » ربّ ما ان خدایی است که هم ما را افریده و هم هدایت کرده است. ان استعداد را به پرورش رسانده است، اما قابلیتِ قابل، خراب نبودن گیرنده و نقص گیرنده، بستگی به خودمان دارد. ما باید گیرنده را اصلاح کنیم. ما باید موانع را برطرف کنیم، وگرنه بارش رحمت الهی برای همه می اید. باز قران در ایه ٢٩ الرحمان می فرماید « يَسْأَلُهُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۚ كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ » تمام موجودات اسمان و زمین به این زبان استعداد خدا را می خوانند. تمام موجو دات اسمان ها و زمین، با زبان استعداد می گویند، خدایا، ما را پرورش بده و خداوند هم هیچ امساکی ندارد که بخواهد به کسی ندهد. قران در ایه ٣۴ سوره ابراهیم می فرماید « وَآتَاكُمْ مِنْ كُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ » با زبان استعداد، هر چه درخواست کنید، خدوند ان را پرورش می دهد. مطلب ظریفی در ایات الهی امده است که این استعداد قابل توسعه است و این مهم است. ظرف وجود ما « مانند یک لیوان که مقدار اب برای ان » مشخص است، ظرف وجود ما هم مشخص است، اما ما می توانیم از خدا درخواست کنیم این ظرف بزرگتر شود، دعای« رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي »، خدایا به من شرح صدر بده، یعنی ظرف وجود من را بزرگ کن. در دعای روز شنبه که انشاء الله مداومت داریم به دعای روزها، می خوانیم «وَأَنْ تَشْرَحَ بِكِتَابِكَ صَدْرِى، خدایا بوسیله قران ظرف وجود من را بزرگ کن. » پس یک راه بزرگ شدن ظرف وجود ما، تلاوت قران است. بعد از این که ظرف وجود ما بزرگ تر شد، دست خود را روبروی خداوند دراز می کنیم و می گوئیم، « وَجِئْنَا بِبِضَاعَةٍ مُزْجَاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ » خدایا پیمانه ما را پُر کن. پس خواندن خدا با زبان استعداد، یک نوع خواندن خداوند است که ممکن است زبان حرکت نکند، اما استعداد را خدا پرورش می دهد، و همه ما سائل و فقیر هستیم بسوی خدا که استعدادهای ما را پرورش دهد.
نوع دوم خواندن خدا و دعا زبانِ حال است. خواهران و برادران، گاهی با زبان حال خدا را می خوانیم. بعنوان نمونه شما به مزار شهید حاج قاسم، یا شهدای میناب، یا بر مزار مطهر امام شهیدمان در مشهد الرضا می رویم و یا روضه مناسبی خوانده می شود، انسان حال خوشی پیدا می کند، در ان حال خوش، اگر چه زبان شما چیزی نگوید، درخواستی از خدا مطرح کنیم، به اجابت نزدیک است، ولو استعداد انسان هنوز کامل نباشد و گیرنده موانعی داشته باشد.
نوع سوم خواندن خدا و دعا، زبان گفتار است. ایت الله جوادی املی می فرماید، کسانی که خدا را زبان مقال و گفتار هم می خوانند، خواسته هایشان دو دسته است:
دسته اول: فقط خودِ خدا را می خواهند. بعنوان نمونه، اخر دعای ندبه می خوانیم « وَ أَقْبِلْ إِلَیْنَا بِوَجْهِكَ الْكَرِیمِ » خدایا به ما نگاه کن، فقط می خواهیم خدا ما را نگاه کند. و یا می گوئیم « وَ اقْبَلْ تَقَرُّبَنَا إِلَیْكَ وَ انْظُرْ إِلَیْنَا نَظْرَهً رَحِیمَهً نَسْتَکْمِلْ بِهَا الْكَرَامَهَ مَّ لا تَصْرِفْهَا عَنَّا » خدایا، نگاه رحیمانه. و ویژه به ما داشته باش، تا با ان نگاه رحیمانه ی تو، کرامتی که نزد تو داریم بیشتر شود. ان نگاه رحیمانه را از ما منصرف نکن. پیوسته ما نگاه رحیمانه را داشته باش. موسی کلیم، همین درخواست را از خدا داشت، قران در ایه ١۴٣ سوره اعراف می فرماید « قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ » خدایا، به من نگاه کن. در مناجات خمسه عشر که بسیار مناجات های خوبی است، در مناجات سوم که مناجات خائفین است می گوئیم « وَلَا تَحْجُبْ مُشْتاقِيكَ عَنِ النَّظَرِ إِلىٰ جَمِيلِ رُؤْيَتِكَ » خدایا، در حجاب قرار نده، کسانی که مشتاق تو هستند، دوست دارند با چشمِ دل جمال تو را ببینند. شبیه دعای سحر که مکرر خوانده اید « اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ مِنْ جَمالِكَ بِأَجْمَلِهِ » ایت الله جوادی املی می فرماید، دعا کننده فقط خدا را می خواهد و یا خدا او را نگاه کند. این فوق العاده ارزشمند است
دسته دوم : گاهی اوقات دعا مقدمه است برای یک حاجت، باز در دعای خمسه عشر، انسان از نفس امّاره خودش شکایت می کند و از خدا کمک می خواهد. نفس اماره من را به بدی دعوت می کند، در این دعا می خوانیم « إِلٰهِى إِلَيْكَ أَشْكُو نَفْساً بِالسُّوءِ أَمَّارَةً، وَ إِلَى الْخَطِيئَةِ مُبادِرَةً، وَبِمَعاصِيكَ مُولَعَةً » خدایا شکایت می اورم بسوی تو از دست نفسی که پیوسته ما را به بدی امر می کند و ما را بسوی خطا، سرعت می دهد. در نامه ٣١ نهج البلاغه، امیرالمومنین علی ع به امام حسن ع می فرماید « وَ اعْلَمْ أَنَّ الَّذِي بِيَدِهِ خَزَائِنُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ قَدْ أَذِنَ لَكَ فِي الدُّعَاءِ وَ تَكَفَّلَ لَكَ بِالْإِجَابَةِ وَ أَمَرَكَ أَنْ تَسْأَلَهُ لِيُعْطِيَكَ » پسرم بدان، ان خدایی که خزائن آسمان ها و زمین در دست او می باشد، به تو اجازه داده که او را بخوانی و دعا کنی و کفالت کرده که اجابت کند، دستور داده است که از او بخواهی، تا به تو عطاء کند. این ها زیبائی هایی است که در دعاهای ما امده است.
خلاصه خطبه دوم این است. گاهی دعا به زبان گفتار است، گاهی اوقات به زبان حال و گاهی دعا به زبان استعداد است. ما استعدادهایی داریم و از خدا می خواهیم ان استعدادها پرورش پیدا کند، ولو زبان حرکت نکند. پیامبر ص به اباذر دستور می دهند، ای اباذر، تلاش کن، دعاهای تو، ان زبان استعداد و حالت، بالا بیاید، زبانت گفتارت ولو کم باشد، اثر دارد. می فرماید « يَكْفِي مِن الدُّعاءِ مَعَ البِرِّ ما يَكفِي الطعامَ مِن المِلْحِ » دعای زبانی و گفتاری، به اندازه نمک غذا باشد، کفایت می کند. تلاش کنیم، زبان حال و زبان استعداد را بالا ببریم. که کمبود زبان گفتار را جبران کند.
خدایا : خانه اخرت همه ما را با اعمال صالح و ایمان اباد بفرما
خدایا : ما را اهل دعا به زبان استعداد، به زبان حال و به زبان مقال و هم دعاهایی که نفسی است و نگاه تو را می خواهیم و هم دعاهای مقدمه ای که حاجتی داریم، می خواهیم رزق ما زیاد شود « وَاجْعَلْ أَرْزاقَنا بِهِ مَبْسُوطَةً » و همه دعاهای مادی و معنوی، ما را اهل این دعاها قرار بده و مستجاب بفرما
بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ وَالْعَصْرِ، إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ ، إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
الْحَمْدُ وَالثَّنَاءُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَصَلِّ عَلَى عَلِيٍّ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ، وَصَلِّ عَلَى الصِّدِّيقَةِ الطَّاهِرَةِ فَاطِمَةَ الزَّكِيَّةِ حَبِيبَةِ حَبِيبِكَ وَنَبِيِّكَ، وَصَلِّ عَلَى الْحَسَنِ وَالْحُسَيْنِ سَيِّدَيْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ، وَعَلَى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ زَيْنِ الْعَابِدِينَ، وَمُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْبَاقِرِ، وَجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ، وَمُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ الْكَاظِمِ، وَعَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا الْمُرْتَضَى، وَمُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْجَوَادِ، وَعَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْهَادِي، وَالْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ الزَّكِيِّ الْعَسْكَرِيِّ. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى حُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ الْمَهْدِيِّ الْقَائِمِ الْمُنْتَظَرِ.
به نیابت از امام راحل، امام شهیدمان، همهی شهدا، گذشتگان و مفاخرمان، حضرت علی بن باقر و شهدای در رکابشان، سه امام جمعهی فقیدمان؛ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَعَلَى آبَائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ وَفِي كُلِّ سَاعَةٍ وَلِيًّا وَحَافِظًا وَقَائِدًا وَنَاصِرًا وَدَلِيلًا وَعَيْنًا حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعًا وَتُمَتِّعَهُ فِيهَا طَوِيلًا. سلامتی مولایمان، تعجیل در فرج مبارکشان، عنایتشان به اهل جلسه و شنوندگان عزیز ما، و عنایت ویژهی مولایمان به رهبر عزیزمان حضرت آیتالله امام سید مجتبی خامنهای، صلوات ختم کنید اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ.
أُوصِيكُمْ وَنَفْسِي بِتَقْوَى اللَّهِ. در خطبهی دوم هم خود و شما برادران و خواهران گرانقدر را به رعایت تقوای الهی سفارش میکنم.
اگر خاطرتان باشد، بیست و نهمین جلسه است در خصوص حقوق امام زمان (علیهالسلام) و «وَأَعِنَّا عَلَى تَأْدِيَةِ حُقُوقِهِ إِلَيْهِ». کمکمان کن خدایا تا حق امام زمان (علیهالسلام) را ادا کنیم. یکی از حقوق، پرداخت خمس است. حکایتی را مرحوم محدث قمی در مفاتیح آورده، از استادشان محدث نوری در نجم الثاقب. بسیار حکایت شنیدنی است، بارها علمای عزیز برایتان گفتهاند، منتها من محضر شما تکرار میکنم.
حاج علی بغدادی میگوید من ۸۰ تومان خمس بدهکار بودم. ایشان کارخانهی شعربافی داشت، همین که در کاشان مرسوم هست. میفهمد رفتم از بغداد به نجف. سه تا مرجع تقلید آنجا بودند: آیتالله شیخ مرتضی، آیتالله مجتهد کاظمینی، آیتالله محمد حسن شروقی. به هر کدام ۲۰ تومان دادم. ۲۰ تومان هم باقی ماند. قصد داشتم این را در کاظمین بدهم به آیتالله کاظمینی آل یاسین. برگشتم بغداد. پنجشنبه رفتم کاظمین به زیارت امام کاظم و امام جواد (علیهمالسلام). خدمت آیتالله کاظمینی رسیدم، مقداری از ۲۰ تومان را دادم. گفتم بقیه را انشاءالله اجناسم را فروختم، تدریجاً محضر شما تقدیم میکنم. سیرهی من هم این بود، عصر پنجشنبه برمیگشتم به بغداد که مزد کارگرانم را بدهم. یک سوم مسیر کاظمین تا بغداد را که آمدم، دیدم سید جلیلالقدری دارد از سمت بغداد به سمت ما میآید. آمد، ایشان سلام کرد. ادب امام زمان (علیهالسلام). ایشان دستش را دراز کرد برای مصافحه با من. معانقه کرد با من، فرمود: «أَهْلًا وَسَهْلًا»، مرا در بغل گرفت. فرمود: حاج علی خیر است، کجا میروی؟ گفتم آقا، نمیشناختم، کاظمین (علیهمالسلام) را زیارت کردم، برمیگردم بغداد. فرمود: امشب شب جمعه است، برگرد. گفتم آقا قادر نیستم، مقدورم نیست. منظورشان همان حقوق کارگران بود. فرمود: قادری. امام زمان وقتی بگوید، تمام است. مقدور است برایت. برگرد تا برایت شهادت بدهم که تو از موالیان و دوستداران جدم امیرالمؤمنین و موالیان ما هستی. شیخ هم برایت شهادت بدهد.
توی ذهنم گذشته بود. من نیتم این بود که به آیت الله آل یاسین بگویم که نوشته ای به من بدهد که در کفنم بگذارم دو نفر شاهد عادل شهادت بدهند که من از موالیان حضرت امیر (علیهالسلام) هستم. ایشان وقتی فرمود من شهادت بدهم برایت، آقای آل یاسین هم شهادت بدهد، آقای بغدادی به امام زمان (علیهالسلام) گفت: آقا شما چطور میخواهید به نفع من شهادت بدهید در حالی که من را نمیشناسید؟ حضرت فرمود: کسی که حقش را به او میرساند، چطور پرداختکننده را نشناسد؟ خیلی مهم است خواهرها و برادرها، خمس مالتان را که میدهید به مرجع تقلیدتان یا دفتر مرجع، امام زمان شما را میشناسد. فرمود: چطور من نشناسم کسی که حق ما را دارد پرداخت میکند؟ گفتم کدام حق؟ فرمود: همان حقی که به وکلای من رساندی. گفتم وکیل شما؟ فرمود: بله، شیخ محمد حسن. مرجع تقلید! ایشان تعجب کرد. گفتم این سید من را با اسم صدا زد، خب شاید من را میشناسد، اما چطور دارد به یک مرجع تقلید میگوید وکیل من؟ گفتم خب شاید مقصودشان این است که وکیل هستند حق سادات را بگیرند. پرسیدم که آن مقداری که من خمس را دادم به وکلای شما قبول است؟ ببینید خوشبهحال آقای بغدادی، فرمود: بله، قبول است. از ذهنم گذشت ایشان چطور به مراجع تقلید میگوید وکلا. گفتم شاید همین حق سادات را که میگیرند، وکیل من هستند. فرمود: برگرد جدم را زیارت کن. دست راست امام زمان، خوشبهحال آقای بغدادی، دست راست امام زمان در دست چپ آقای بغدادی حرکت میکردیم، دو طرف جاده دیدیم درختانی هست، میوههای غیر فصل. با اعجاز حضرت.
بعد فرمود: زیارت کن کاظمین را. اذن دخول هم خود حضرت نخواندند، اذن دخول برای ما هست. گفتم آقا من زیارت بلد نیستم. فرمود: برایت بخوانم؟ گفتم بخوانید. بعد حضرت برای من اذن دخول گرفت: «أَأَدْخُلُ يَا اللَّهُ...». بعد شروع کرد سلام دادن به حضرات معصومین از پیامبر اکرم، امیرالمؤمنین رسید به امام حسن عسکری، بعد فرمود آقای بغدادی حاج علی، امام زمانت را میشناسی؟ گفتم بله آقا. فرمود: سلام بده به امام زمانت. میگوید من سلام کردم: «السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ، يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ، يَا ابْنَ الْحَسَنِ». حضرت جواب دادند: «عَلَيْكَ السَّلَامُ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ». و من غافل! بعد در حرم مطهر عرض شود که گفت زیارت برایت بخوانم؟ گفتم بخوانید آقا. کدام زیارت را بخوانم؟ فرمود: امینالله افضل است. بعد زیارت کاظمین را به صورت تثنیه برای من خواندند: «السَّلَامُ عَلَيْكُمَا يَا أَمِينَيِ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ وَحُجَّتَيْهِ عَلَى عِبَادِهِ». بعد زیارت وارث را در شب جمعه خواندند، نماز شد، نمازشان را ایشان تنها خواندند، من در صف جماعت قرار گرفتم، دیگر بعد از نماز حضرت را زیارت نکردم. درسی که از این حکایت میگیریم، یکی از حقوق امام زمان پرداخت خمس است، انشاءالله همهی ما و شما به انجام این حق موفق باشیم، صلوات ختم کنید اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ.
دوشنبه بیستم مهر، بزرگداشت جناب حافظ است. رهبر شهید ما در زمان ریاست جمهوری در شیراز کنگره حافظ یک سخنرانی کردند، بعداً جوانان عزیز این را دنبال کنند و متن آن سخنرانی و صوت هست. یک جملهاش را من محضر شما میخوانم. آقا آنجا فرمودند: برخی از عرفای ما؛ اسمی میبرند مرحوم میرزا جواد آقای ملکی تبریزی در قنوت نماز شبش اشعار حافظ را میخواند: زان پیشتر که عالم فانی شود خراب / ما را ز جام بادهی گلگون خراب کن. حال ما را خوب کن. یا آن شعر دیگرش که البته این را حضرت آقا نخواندند: ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی / دل بیتو به جان آمد وقت است که بازآیی. انشاءالله ظهور نزدیک باشد، صلوات ختم کنید: اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ.
اعزام کاروان آسیایی ما، ورزشکاران جانباز، پاراالمپیک هجدهم مهرماه با شعار دقیقی را انتخاب کردند به یاد کودکان هیروشیما، غزه و میناب. شعار جانبازان عزیز ما و توانیاب ما این است. درخواست کردند از شما مؤمنین که برایشان دعا کنید، جانفدای ایران قوی انشاءالله بتوانند با موفقیت وظیفهشان را در آنجا انجام بدهند و پرچم زیبای جمهوری اسلامی را انشاءالله به اهتزاز در بیاورند.
از عزیزانمان در اداره پست تشکر میکنیم، همیشه ما مدیون زحمات این عزیزان هستیم. بعضی از مواقع بیشتر بروز دارد، مثل ایام کرونا که شما میدیدید وسایل شما را، بستههای شما را با سرعت و با امانت علیرغم تمام خطری که برایشان داشت تقدیم میکردند.
روز عصای سفید و نابینایان عزیزمان هست. من وقتی دیدنشان میروم در این مراکز، میگویم بعضیها چشم سر دارند اما چشم باطنشان بسته است، نمیتوانند حقیقت را ببینند. مهم این است که شما چشم باطنتان باز است و حق را شناختید، و آن حق عبارت است از ولایت محمد و آل محمد: اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ.
جمعهی نشلجیها، امروز از ساعت شش و نیم صبح به عنوان هفتمین روز شهادت حضرت علی بن باقر این عزیزان حرکت کردند مسیر هشت کیلومتری نشلج تا حضرت علی بن باقر را پیاده آمدند با پرچمهای یالثارات. امسال ملت مبعوثشدهی ما تأثیرش را در تمام اجتماعات گذاشته. از قالیشویان تا اجتماع بزرگ نشلجیها حدود ۵۰۰۰ نفر محوریت با روستای نشلج بود، ولی خیلی از مردم دیگر هم همراهی کرده بودند که از همهشان ممنون هستیم.
مناسبت بعدی یمن است که آخرین عرض من است، انشاءالله طولانی نشود خطبه. از سال ۲۰۱۴ عربستان سعودی حملهای را آغاز کرده به کشور یمن. اسم عملیاتش را گذاشته طوفان قاطع. یعنی در عرض دو هفته، حداکثر یک ماه کار انصارالله را تمام کند. ۲۰۱۴. چرا به یمن حمله کرد؟ اولاً از نظر ژئوپلیتیک یعنی سیاست وابستهی به جغرافیا، تنگهی هرمز، منطقهی ما، و تنگهی بابالمندب، دو منطقهی بسیار مهم از نظر جغرافیایی هستند برای سیاستمداران. ۱۰ درصد تجارت جهانی از مسیر تنگهی بابالمندب عبور میکند. اگر انصارالله بر این تنگه کنترل داشته باشد، یعنی مسلط است مستقیماً بر تمام کشتیهایی که میخواهند از اینجا عبور بکنند. جزیرهی میون که در میانهی این تنگه قرار داده، الان تحت کنترل انصارالله است و امکان اقدام عملیات مستقیم هم فراهم شده. یمن به شاخ آفریقا نزدیک است، جایی که دستکم ۱۰ تا ۱۲ کشور جهان پایگاه نظامی دارند. دقت کردید؟ یمن نزدیک شاخ آفریقا است، ۱۰، ۱۲ کشور دنیا در آنجا پایگاه دارند. چین تنها پایگاه دریایی برونمرزیاش در همین جیبوتی مستقر است، در همین جایی که عرض کردم. اهمیت دیگر یمن، منابع معدنی ارزشمندش هست، طلا، نقره و عناصر نادر در این منطقه هست. نزدیکی به تأمینکنندهی عمدهی انرژی جهان، از جمله عربستان سعودی به عنوان سومین تولیدکنندهی نفت، و قطر به عنوان تأمینکنندهی گاز. ظرفیت تأثیرگذاری بر بازارهای جهانی انرژی را دارد.
جمعیت ۴۰ میلیونی جوان! ما یکی از دغدغههای رهبر شهیدمان که تا آخر هم به هر حال باقی بود، این بحث جوانی جمعیت بود. یمن ۴۰ میلیون جمعیت دارد با میانگین سنی ۳۰ سال. دقت کردید؟ یعنی ۶۵ درصد جمعیت جوان، هوشمند، توانمند. واقعاً یک مزیت جمعیتی را یمن دارد. این چهار، پنج نکتهای که عرض کردم، باعث شده که قدرتهای منطقهای نگران باشند. اگر یک دولت مستقل قدرتمندی اینجا تشکیل بشود، میتواند بازیگر مؤثری باشد و مسیر تجارت جهانی را مختل بکند. لذا عربستان سعودی در ۲۰۱۴ آمد حمله کرد به یمن با عملیات طوفان قاطع. امارات متحده هم وارد میدان شد و حمایت کرد از نیروهای جداییطلب جنوب. عملاً امارات همان اسرائیل است، نقش هموارکنندهی مسیر را برای رژیم ایفا میکند. قطر در یک مقطعی حضور پیدا کرد، اما بعداً کنار رفت. آمریکا آمد از ائتلاف سعودی حمایت کرد. حالا اینجا نقش رهبری شهید ما روشن میشود. ۲۰۱۴ ائتلاف سعودی با حمایت آمریکا با عملیات سعودی و امارات آغاز شد، ایران آمد وحدت ساحات را مطرح کرد. جبههی متحد مقاومت و حمایت از انصارالله. در داخل خود یمن، هشت تا گروه و بازیگر مختلفی وجود دارند ضد انصارالله که هر کدامشان در یک نقطهی خاصی مدیریت میکنند. تفاوتشان با انصارالله این است: انصارالله دارای مدیریت واحد است. مثلاً یک کشتی تجاری میخواهد بیاید در بندر الحدیده پهلو بگیرد، یک عوارض میدهد به دولت مستقر، بعد وارد بازار میشود. اما اگر همان کشتی بخواهد در بندر عدن پهلو بگیرد، چند تا بازیگر، هفت هشت تا که عرض کردم، اینها باید عوارض ازش بگیرند و امنیت پایداری هم وجود ندارد.
حملهاش را آغاز کرد به امید دو هفته تا یک ماه کار انصارالله را تمام کند. با حمایت جمهوری اسلامی و رشادت خود برادران عزیز یمنی و انصارالله، عربستان از ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۲ شکست خورد، پیدرپی. در ۲۰۲۲ دیدند نمیتوانند برنده بشوند، آمدند آتشبس را ناچار شد عربستان بپذیرد. یک نقشهی راه سه مرحلهای در این آتشبس گنجانده شد. مرحلهی اول بیایند مذاکره کنند بشر دوستانه، زندانیان آزاد بشوند، و تسهیلگری بشود برای کمکهای پزشکی. مرحلهی اول. مرحلهی دوم، مذاکرات اقتصادی مطرح بشود. عربستان که شروعکنندهی این جنگ بوده غرامت بدهد به یمن، حقوق کارمندان یمنی را که از ۲۰۱۴ و ۱۵ قطع یا نصف شده بود تأمین بکند. و بعد مرحلهی سوم، مذاکرات سیاسی برای تشکیل دولت آینده. این کی بود آتشبس؟ ۲۰۲۲. در دو سال گذشته عربستان گام مؤثری برای هیچکدام از این سه مرحله نه بشردوستانه، نه اقتصادی و نه سیاسی بر نداشت.
خب، اینجا زمان گذشت تا امام عزیز ما به شهادت رسید. برای تشییع پیکر مطهر حضرت آقا، امام سید علی خامنهای عزیز، اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ. پرواز هفتگی بین ایران و صنعا برنامهریزی شد. اولین پرواز به مناسبت تشییع، عدهای را از یمن آورد به تهران. این هواپیما وقتی داشت برمیگشت به سمت صنعا، عربستان فرودگاه صنعا را زد و عملاً آتشبس ۲۰۲۲ را نقض کرد. این آغاز این مرحلهی جدیدی است که الان ما داریم میبینیم، و خود تحلیلگرانشان هم میگویند همهی این اتفاقات اخیر که الان در منگنه قرار گرفته عربستان، از آن پرواز ایران آغاز شد. خب، انصارالله اعلام کرد محاصره در مقابل محاصره. حالا که تو نقض کردی آتشبس ۲۰۲۲ را، دیگر محاصره در مقابل محاصره. اگر کشتیها نتوانند وارد بنادر یمن بشوند، کشتیهای سعودی هم نباید بتوانند از بنادر خود خارج شوند. این را که اعلام کرد یمن، عربستان آماده شد یک حملهی وسیعی را علیه انصارالله انجام بدهد.
با هدایت جمهوری اسلامی، انصارالله اقدام پیشگیرانه انجام داد. انبار لجستیک عربستان را نابود کرد. ما در ساحل غربی طارق صالح را داریم، برادرزادهی علی عبدالله صالح که مورد حمایت امارات بود، مسلط بر بابالمندب. اینها در جیبوتی آموزش دیده بودند تحت نظارت آمریکا و همینطور در عربستان، تجهیزات راداری پیشرفته، خودروهای نظامی، تسلیحات خاص، یعنی جزو نیروهای ضد انصارالله، قویترین نیرویش همین نیروهای طارق صالح بود. مأموریت آنها این بود که بندر الحدیده را بگیرند و مسیر واردات یمن را قطع بکنند. به توفیق الهی انصارالله توانست سهروزه این قویترین دشمن خودش را از پای در بیاورد، سلاحهایشان را گذاشتند و فرار کردند. (تکبیر حاضران: اللَّهُ أَكْبَرُ، اللَّهُ أَكْبَرُ، اللَّهُ أَكْبَرُ، خَامِنهای رَهْبَر، مَرْگ بَر ضِدِّ وِلَايَتِ فَقِيه، مَرْگ بَر آمْرِیکَا، مَرْگ بَر إِنْگِلِیس، مَرْگ بَر مُنَافِقِين وَ كُفَّار، مَرْگ بَر إِسْرَائِيل.)
هدف بعدی انصارالله کنترل شمال بود، شهر تعز که توفیق بزرگی پیدا کرد. در مأرب ۱۲ بخش دارد، فقط یک بخشش باقی مانده است، به لطف خدا بقیهی ۱۱ بخش آزاد شده در اختیار انصارالله. انصارالله به سمت جنوب پیشروی نکرد. کسانی که در جنوب مستقر هستند، درست است با انصارالله مخالفند، ولی با عربستان هم خوب نیستند، ناراضی هستند نسبت به عربستان. لذا این سیاست را از پیامبر عظیمالشأن یاد گرفت، انصارالله، که پیامبر اکرم وقتی میخواستند بروند به تبوک، آمدند گفتند مسجد ضرار ساخته شده، بیایید شما آنجا نماز بخوانید، حضرت آنجا موضع نگرفتند، یک جبههی جدید ایجاد نکردند. اینجا هم برادران عزیز یمنی جبههی دشمنان را محدود کردند، جبههی جدید ایجاد نکردند.
من در پایان این خطبه به پاکستان، کشور برادر پاکستان و کشور ترکیه نصیحت میکنم. شما که الان اتحاد مکه را رقم زدید و میخواهید به کشور عربستان کمک بکنید، به دو نکته توجه کنید. شما کشورهای اسلامی هستید. نام پیامبر عظیمالشأن حضرت محمد مصطفی صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ و شهادت به وحدانیت خدا و رسالت پیامبر اکرم در مأذنههای مساجد شما بلند است. از خودتان سؤال کنید، آیا عربستان، به تعبیر رئیس انصارالله، این پرچم عربستان سعودی که شمشیر درش قرار داده شده، آیا این شمشیر یک بار ازش علیه دشمنان قرآن و اهل بیت، دشمنان پیامبر اکرم به کار گرفته شد؟. شما که میخواهی متحد بشوی با این عربستان، آیا عربستان سعودی مصداق «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ» است یا «أَشِدَّاءُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ»؟. و این هم بدانید حتی اگر به کمک عربستان بروید، پیشینهی این ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۵ نشان داده است هیچ قدرتی نمیتواند انصارالله و یمنالاسلام را از پای در بیاورد. (تکبیر حاضران: اللَّهُ أَكْبَرُ، اللَّهُ أَكْبَرُ، اللَّهُ أَكْبَرُ، خَامِنهای رَهْبَر، مَرْگ بَر ضِدِّ وِلَايَتِ فَقِيه، مَرْگ بَر آمْرِیکَا، مَرْگ بَر إِنْگِلِیس، مَرْگ بَر مُنَافِقِين وَ كُفَّار، مَرْگ بَر إِسْرَائِيل.)
و این را دوست و دشمن میدانند پیروزی انصارالله یعنی پیروزی یک بازو از بازوان قدرتمند جمهوری اسلامی ایران. خدایا در ظهور مولایمان تعجیل بفرما. سلام ما را از این اجتماع، از طرف تکتک خواهران و برادران، و نوجوانان، و کودکان عزیز دختر و پسر، دخترخانمها به محضر امام زمانمان ابلاغ بفرما. این کودکان عزیز را طبق دستور پیامبر اکرم، خدایا بچههایمان را اهل محبت به پیغمبر، محبت به عترت طاهرین و اهل تلاوت قرآن قرار بده. خدایا رهبر عزیز و شجاع ما را در پناه خودت و ولی خودت از همهی خطرات مصون و محفوظ بدار. حاجات خواهران و برادرانمان را مادی و معنوی برآورده بفرما. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ * فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ * إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ صَدَقَ اللَّهُ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ. اللَّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِيِّكَ الْفَرَجَ.