/
صفحه اصلی
/
خبرخوان
/
ارتباط با ما
/
¤ ۱۴۰۲ شنبه ۸ مهر
تاریخ ارسال:۱۴۰۲ جمعه ۱۱ فروردين
چاپ خبر
نماز عبادی سیاسی جمعه کاشان به امامت حجت‌الاسلام والمسلمین سید سعید حسینی مورخ یازدهم فروردین ۱۴۰۱ نماز عبادی سیاسی جمعه کاشان به امامت حجت‌الاسلام والمسلمین سید سعید حسینی مورخ یازدهم فروردین ۱۴۰۱
خطبه اول

خطبه دوم
خطبه اول
سلام‌علیکم و رحمت‌الله
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
 بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد و الثنا لله رب العالمين و الصلوة و السلام علي خيرخلقه و اشرف بريّته محمد ابن عبدالله صلي الله عليه و آله و سلم و علي اهل بيته الطيبين الطاهرين سِيَّمَا بَقِيَّةُ اللَّهِ فِي الْأَرَضِينَ وَلعْنَة الله عَلِيِّ أَعْدَائِهِمْ أَجْمَعِينَ، الی يَوْمِ الدِّينِ
اوصيکم عباداللّه و نفسي بتقوي الله
امروز پنجاه و یکمین خطبه‌ای هست که در خدمت شما هستم؛ محضر دعای پنجاه و یک صحیفه سجادیه می‌رویم؛ این دعا امام سجاد علیه‌السلام «فِي التَّضَرُّعِ وَ الاِسْتِكَانَةِ» دعاى آن حضرت، در زاری و فروتنى است؛ که خط های از این دعا را با هم می‌خوانیم.
«إِلَهِي فَكَمْ مِنْ بَلَاءٍ جَاهِدٍ قَدْ صَرَفْتَ عَنِّي، وَ كَمْ مِنْ نِعْمَةٍ سَابِغَةٍ أَقْرَرْتَ بِهَا عَيْنِي»
خدای من! چه بسیار بلای جانکاه که از من گرداندی و چه بسیار نعمت فراوانی که دیده‌ام را به آن روشن ساختی.
یک مصداقش می‌شود همین دوازده فروردین نعمت استقرار نظام جمهوری اسلامی
«أَنْتَ الَّذِي أَجَبْتَ عِنْدَ الِاضْطِرَارِ دَعْوَتِي، وَ أَقَلْتَ عِنْدَ الْعِثَارِ زَلَّتِي»
تویی که به وقت ناچاری و درماندگی، دعایم را اجابت کردی؛ و به وقتی که افتادنم در مهلکۀ گناه نزدیک بود، از لغزشم گذشتی.
مرحوم مجلسی در بحارالانوار جلد 93 صفحه 314 می‌فرماید:
«فيما وَعَظَ اللّه ُ بِهِ عيسى عليه السلام : يا عيسى ، اُدعُني دُعاءَ الحَزينِ الغَريقِ الّذي لَيسَ لَهُ مُغِيثٌ ولا تَدْعُني إلَا مُتَضَرِّعا إلَيَّ وهَمُّكَ هَمّاً واحِدا ، فَإنَّكَ مَتى تَدْعُني كَذلِكَ أجَبتُكَ»
از جمله اندرزهاى خداوند متعال به عیسی علیه‌السلام است که: ای عيسى! مرا چون شخص اندوهگين و در حال غرق كه فريادرسى ندارد، بخوان. مرا جز با خوارى و زارى و خلوص مخوان، كه هر گاه با چنين حالى مرا بخوانى اجابتت كنم.
برای حاجاتتان این گونه به خداپناه ببرید.
آیه الله خرازی ‌کتابی به نام "روزنه‌های به عالم غیب" دارند که حکایاتش همه صحیح و مستند است.
در نقل یک خاطره خیلی ایشان دقت دارند؛ در صفحه 189 از پدر آقا شیخ مرتضی زاهد، نقل می‌کنند ایشان یک سفرنامه‌ای دارد که در این سفرنامه می گوید: در سال 1288 قمری یعنی تقریباً 113 سال قبل در ایران قحطی آمده بود. من نانوایی رفتم دیدم یک جمعیت فراوانی آمده به گونه‌ای که به سختی خودم را به داخل نانوایی رساندم در آنجا دیدم یک جوانی یهودی به شاطر خیلی التماس می‌کرد که به من یک‌ دانه نان بده قحطی آمده بود یک دانه نان خیلی چیز با ارزشی بود شاطر اعتنایی به این جوان یهودی نمی‌کرد از این طرف پسر یهودی خیلی اصرار می‌کرد به هر حال گرسنه بود شاطر عصبانی شد پارو را کنار گذاشت و به جوان گفت: بیا نزدیک وقتی جوان نزدیک شد شاطر به نان‌گیر گفت: یقه پیراهن این جوان را بگیر و باز بکن رفت از ریگ‌های داخل نانوایی یک پارو ریگ داغ برداشت در پیراهن این جوان یهودی ریخت فریاد جوان بلند شد که تمام بدنم سوخت بعد یک نفرین کرد و رفت
پدر آقای زاهد می‌گوید: من خودم دیدم که این شاطر مشغول کار شد یک دفعه دادش بلندش سوختم مردم آمدند لباسش را کندند دیدن از گردن تا کمرش تاول ‌زده است
به منزل بردنش مشرف به موت شد دو دکتر برایش آوردند یک دکتر مسلمان ودیگری یهودی وقتی ماجرای آن جوان را برای دکتر مسلمان تعریف کردند گفت: بروید آن جوان یهودی را بیاورید به او گفتند: هر چقدر پول بخواهی به تو می‌دهیم از این شخص راضی بشو جوان یهودی گفت: آن حال مخصوصی که در آن حال نفرین کردم الان برای من پیدا نمی‌شود بعد از دو ساعت شاطر مرد.
در سلسله بحث‌های قرانی‌مان به آیه 44 سوره بقره رسیدیم که خداوند می‌فرماید:
«أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ وَأَنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتَابَ ۚ أَفَلَا تَعْقِلُونَ»
آیا مردم را به نیکی فرمان می‌دهید و خود را [در ارتباط با نیکی] فراموش می‌کنید؟ در حالی که کتاب [تورات را که با شدت به نیکی دعوتتان کرده] می‌خوانید. آیا [به وضع زیان‌بار و خطرناک خود] نمی‌اندیشید؟
خدای متعال به بنی‌اسرائیل منت گذاشت حکومت تشکیل دادند و این مصداق آیه 5 سوره قصص است که خداوند می‌فرماید: «وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ»
و ما می‌خواستیم به آنان که در آن سرزمین به ناتوانی و زبونی گرفته شده بودند، نعمت‌های با ارزش دهیم، و آنان را پیشوایان مردم و وارثان [اموال، ثروت‌ها و سرزمین‌های فرعونیان] گردانیم.
این آیه را کنار آیه دیگر بگذاریم؛ یعنی خداوند قدرت و تمکین داد حالا باید چه‌کار کنیم؟
خداوند در آیه 41 سوره حج می‌فرماید:
«الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ ۗ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ»
همانان که اگر آنان را در زمین قدرت و تمکّن دهیم، نماز را برپا می‌دارند، و زکات می‌پردازند، و مردم را به کارهای پسندیده وا می‌دارند و از کارهای زشت بازمی‌دارند؛ و عاقبت همه کارها فقط در اختیار خداست.
در جلسه قبل که بحث آیه 43 سوره بقره بود دو مورد آمد یک- اقامه صلاه دو- ایتاء زکات
ادامه آن در آیه 41 سوره حج هست که دو وظیفه دیگر را بیان می‌کند که عبارتند از: یک- امر به معروف دو - نهی از منکر
نکته 2- مذمت آمر به معروفی که بی‌عمل هست
آمر به معروفی که بی‌عمل هست خودش را فراموش کرده می‌گوید: آهنگ گوش نکنید؛ اما در خانه‌اش آهنگ حرام گوش می‌کند خودش را یادش رفته است
آیه الله جوادی در تسنیم می‌فرماید: این نسیان نفس معنایش این است که همه ما انسان‌ها دو درجه از روح و نفس داریم یک درجه عالی که عبارت است از حیات انسانی و یک درجه پایین از نفس که آن حیات گیاهی هست مثل گیاه رشد می‌کنیم یا مرحله بالاتر از گیاه حیات حیوانی؛ وقتی خداوند جبهه حق را در مقابل جبهه باطل توصیف می‌کند در آیه 154 سوره آل‌عمران می‌فرماید: این جبهه باطلی که در مقابل شما رسول‌الله در جبهه بدر و احد قرار گرفت اینها همان روح حیوانی‌شان مد نظرشان هست «وَطَائِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنْفُسُهُمْ» و گروهی که فکر حفظ جانشان آنان را [در آن میدان پر حادثه] پریشان خاطر و غمگین کرده بود،
خداوند این افراد را در آیه 44 سوره فرقان به چهارپا تشبیه کرده می‌فرماید: «إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعامِ»
کسی که امر به معروف می‌کند؛ اما خودش را فراموش می‌کند؛ یعنی خودش را در حد گیاه و حیوان پایین نگه داشته است این تعبیر قران کریم می‌باشد
خداوند در آیه 19 سوره حشر می‌فرماید: «وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ»
و مانند کسانی مباشید که خدا را فراموش کردند، پس خدا هم آنان را دچار خودفراموشی کرد.
پس آمر به معروفی که خودش را فراموش می‌کند در مرحله قبلی به خدافراموشی دچار شده.
آیا از نظر فقهی آمر به معروف حتماً باید عمل بکند بعد امر به معروف کند؟
حدیثی در وسائل‌الشیعه جلد 16 صفحه 151 آمده است
«قِيلَ لَهُ لاَ نَأْمُرُ بِالْمَعْرُوفِ حَتَّى نَعْمَلَ بِهِ كُلِّهِ وَ لاَ نَنْهَى عَنِ اَلْمُنْكَرِ حَتَّى نَنْتَهِيَ عَنْهُ كُلِّهِ فَقَالَ لاَ بَلْ مُرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ إِنْ لَمْ تَعْمَلُوا بِهِ كُلِّهِ وَ اِنْهَوْا عَنِ اَلْمُنْكَرِ وَ إِنْ لَمْ تَنْتَهُوا عَنْهُ كُلِّهِ»
شخصی به پیامبر عرض کرد: آیا ما امر به معروف نکنیم مگر آن که به تمام آنچه می‌گویم عمل کنیم و نهی از منکر نکنیم تا این که تمام آنچه می‌گویم را ترک کنیم؟
پیامبر اکرم فرمود: نه بلکه آمر به معروف بکنید اگرچه به تمام معروف‌ها عمل نمی‌کنید و نهی از منکر بکنید هر چند تمام منکرات را ترک نمی‌کنید.
یعنی دو واجب جداست یکی امر به معروف هست و دیگری عمل به معروف است
شرط امر به معروف هم عمل به معروف نیست این دو مستقل از هم هستند
و این که امیرالمؤمنین در خطبه 105 نهج‌البلاغه می‌فرماید: «وَ انْهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَ تَنَاهَوْا عَنْهُ»
نهی از منکر بکنید و خودتان هم از منکر دوری کنید
بزرگان فرمودند: این کمال امر به معروف و نهی از منکر است.
سوال دیگری که پیش می‌آید این است که آیه 44 سوره بقره با آیات 2 و 3 سوره صف چگونه سازگار است؟ وجه جمع این دو چیست؟
خداوند در آیه 2 و 3 سوره صف می‌فرماید:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ *كَبُرَ مَقْتًا عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ»
ای مؤمنان! چرا چیزی را می‌گویید که خود عمل نمی‌کنید؟ نزد خدا به شدت موجب خشم است که چیزی را بگویید که خود عمل نمی‌کنید.
علامه طباطبائی در المیزان جلد 19 می‌فرماید: در آیه 44 سوره بقره، بحث ضعف اراده است؛ اما در آیه 2 و 3 سوره صف برعکس است می‌گوید: چرا می‌گوید آنچه را که انجام نمی‌دهید؛ مثلاً کسی نماز نمی‌خواند به دیگران هم می‌گوید که من نماز نمی‌خوانم. آیه 2 و 3 سوره صف نفاق را مذمت می‌کند.
حضرت آیه الله جوادی آملی در تسنیم جلد 4 صفحه 152 می‌فرماید: آیه 2 و 3 صف ناظر به کسانی است که  محضر پیامبر اکرم می‌آمدند می‌گفتند: ما در جنگ شرکت می‌کنیم در کنار شما می‌جنگیم؛ اما موقع اعزام نمی‌آمدند.
خداوند وعده دروغین را مذمت می‌کند
نکته پایانی-
ای همه کسانی که عالم هستید پیامبر اکرم (ص): لغزش دانشمند با این طبل علمش به گوش تمام جامعه می‌رسد، و لغزش نادان را جهل مستور دارد.
«زلة العالم مضروب بها الطبل وزلة الجاهل يخفيها الجهل»

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ‏
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ (1)اللَّهُ الصَّمَدُ (2)لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ (3)وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ (4)

خطبه دوم
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد و الثناء لله رب العالمين و الصلوات و السلام علي خير خلقه و اشرف بريّته محمد ابن عبدالله صلی الله علیه وآله و سلم، و صل علي اميرالمؤمنين علي ابن ابي طالب و صل علي الصديقه الطاهره فاطمه الزكيه سيده نساء‌العالمين، و صل علي الحسن و الحسين سيدي شباب اهل الجنّه و صل علي علي ابن الحسين زين‌العابدين و محمد بن علي الباقر و جعفر بن محمد الصادق و موسي ابن جعفر الكاظم و عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا الْمُرْتَضَى و محمد ابن علي الجواد، و علي ابن محمد الهادي و الحسن ابن علي الزكي العسكري، و الحجت ابن الحسن المهدي القائمَ المنتظر، بِهِمْ نتَوَلَّى و من اعدائهم نتبرء الی الله
اوصيکم عباداللّه و نفسي بتقوي الله
توصیه مصداقی بنده به تقوی، نهج‌البلاغه است که به حکمت شانزدهم رسیدیم.
امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) می‌‌فرمایند: «تَذِلُّ الْأُمُورُ لِلْمَقَادِيرِ، حَتَّى يَكُونَ الْحَتْفُ فِي التَّدْبِيرِ»
كارها دستخوش تقديرند، آنسان، كه گاه تدبير سبب مرگ شود.
آیه الله مکارم در شرحشان بر نهج‌البلاغه می‌فرماید: یعنی ای انسان تو وظیفه‌ات تدبیرکردن است؛ اما این چنین نیست که همیشه انسان مدیر مدبر پیروز شود گاهی اوقات تقدیرات الهی همه تدبیرات انسان را به هم می‌زند
پس انسان وظیفه دارد مدبرانه عمل بکند؛ اما از لطف خدا بی‌نیاز نیست مثل غرب نشویم که خدا را کنار گذاشتند
همان فکر و برنامه‌ریزی و مدیریتی انجام می‌دهیم لحظه‌به‌لحظه نیازمند به توفیق خدای متعال هستیم.
مرحوم خویی در منهاج البراعه می‌فرماید: انسان در اعمالش مختار است و چون اختیار دارد بهشت و جهنم برایش ایجاد شده و مکلف است؛ در مقابل این انجام تکالیف یا به ثواب می‌رسد یا اگر انجام ندهد به عقاب؛ اما چه‌بسا انسان از دشمنش بگریزد؛ ولی در دام او بیفتد و چه‌بسا خودش را با دارویی درمان کند اما همان دارو، بیماری‌اش را تشدید کند.
به زبان ساده‌تر یعنی خانم رایس در یک مقطعی گفت: خاورمیانه حامله و آبستن است و بچه نزدیک تولدش است
وقتی که به دنیا بیاید یک خاورمیانه جدید خواهد بود با مرزهای جدید.
تمام امور را تدبیر کردند؛ اما در همان تدبیرشان خداوند متعال مرگ را قرارداد جنگ 33 روزه چنان نقشه آنان را نقشه بر آب کرد که دست‌هایشان را در مقابل حزب‌الله بالا بردند
مثال بعدی طبس است 100 بار عملیات طبس را تدبیر و امتحان کردند؛ اما وقتی که آمدند خدای متعال به لشکر خودش دستور داد به شن‌ها که بلند شوید و یک طوفان درست کنید.
پس درس تقوی این جلسه این هست که وظیفه ما تدبیر است؛ اما در همان لحظه تدبیر تمام توجه ما به خداوند است
مناسبت‌ها:
1- 12 فروردین سالروز استقرار نظام مقدس جمهوری اسلامی
امام راحل دراین‌رابطه فرمودند: این صبحگاه 12 فروردین روزی است که کنگره‌های ۲۵۰۰ساله حکومت طاغوت فروریخت شما با این رای 98% تان به جمهوری اسلامی یک طاغوت ۲۵۰۰ساله را زیرورو کردید
در یک تعبیر دیگری فرمود: روز 12 فروردین از بزرگ‌ترین اعیاد ملی و مذهبی است
تعبیر ملی هضمش راحت است؛ اما تعبیر مذهبی و اسلامی‌اش را رهبر معظم توضیح می‌دهند ایشان می‌فرمایند: قبل از انقلاب اسلامی ما دو نوع جمهوری در کل دنیا داشتیم یکی جمهوری غربی‌ها بود دموکراسی دیگری جمهوری شرقی‌ها بود سوسیالیستی و تا به الان جمهوری به وجود نیامده بود که مبنی آن قران و روایات باشد این ملت نظامی به وجود آورد که هم جمهوری است و هم پایه‌های آن بر اساس اسلام با روایت 12 امام و عترت طاهرین لذا برای تمام مسلمانان عید است.
رابطه 12 فروردین با 22 بهمن چیست؟
ملی‌گرایان در یک مقطعی فضای کشور را به این ادعا پر کردند که ملت ایران می‌دانستند نمی‌خواهند؛ اما نمی‌دانستند چه می‌خواهند.
ما به اینها پاسخ می‌دهیم که این حرفی که شما می زندید دررابطه‌با انقلاب فرانسه، انقلاب روسیه درست است
اما مثل شعار لا اله الا الله که دو بخش سلب اله‌های دروغین و ایجاب الله است شما ملت ایران در 22 بهمن، لا اله که نفی طاغوت بود را گفتید و در 12 فروردین ایجاب الا الله را و جمهوری اسلامی را گفتید.
بدون عنایات امام‌زمان قطعاً به پیروزی نمی‌رسیدیم. در ماه رمضان اتصالمان را با امام‌زمان بیشتر کنیم.
مرحوم آقای ابوترابی نقل می‌کند: رئیس اردوگاه عوض شد یک سرهنگ آوردند خیلی خشن بود قبلی یک مقدار ملایمت داشت می‌گذاشت ما نماز جماعت بخوانیم؛ اما سرهنگ جوان که آمد دید یک جوان کرمانی جلو رفته همه دارند به هش اقتدا می‌کنند
گفت: این امام‌جماعت را بیاورید این امام‌جماعت را آوردند کف زمین خواباندن و هرچه می‌توانست به کف پای این جوان شلاق زد.
این سرهنگ عراقی می‌گوید: من وقتی نگاه کردم به این جوان دیدم فقط یک جمله می‌گوید: «یا صاحب‌الزمان»
گفتم بروید یک اتو بیاورید و در اوج داغی به کف پای این امام‌جماعت بزنید باز هم یک جمله شنیدم «یا صاحب‌الزمان» سرهنگ خشن عراقی منقلب شد و گفت: تا زمانی که من اینجا رئیس اردوگاه هستم نماز جماعت بر پا باشد به‌خاطر این که دیدم در اوج نیاز این شخص یک مقام مؤثری را صدا می‌زند و از او استمداد می‌طلبد
مرحوم آقای ابوترابی می‌گوید: امروز هم این کارهای که آمریکا با ما می‌کند این تحریم‌ها و فشار اقتصادی مثل همان شلاق‌های است که به کف پای آن آزاده زده می‌شد ما هم باید مثل همان آزاده بگویم «یا صاحب‌الزمان»
2- سالروز تولد امام مجتبی علیه‌السلام
کار بزرگ امام حسن علیه‌السلام این بود که در مقابل امام حسن کفر صریح نبود نفاق بود افشای نفاق خیلی سخت‌تر هست به تعبیر رهبر معظم انقلاب زمان بر هست که انسان این مردم جاهل را روشن کند که این معاویه منافق است وقتی که یاران امام حسن به میدان نیامدند و امام حسن ناچار شد صلح را انجام بدهد
آمدند محضر امام مجتبی تعبیر کردند: «علَيكَ السَّلامُ يا مُذِلَّ المؤمنينَ !» سلام بر تو اى خوارکننده مؤمنان
امام مجتبی در پاسخشان گفت: ما أنا بِمُذِلِّ المُؤمنينَ، و لكِنّي مُعِزُّ المؤمنينَ، إنّي لَمّا رَأيتُكُم ليسَ بِكُم علَيهِم قُوَّةٌ سَلَّمتُ الأمرَ لأِبقى أنا و أنتُم بينَ أظهُرِهِم، كما عابَ العالِمُ السَّفِينَةَ لِتَبقى لأصحابِها، و كذلكَ نَفسِي و أنتُم لِنَبقى بَينَهُم .
من خوارکننده مؤمنان نيستم؛ بلكه عزّت بخش مؤمنانم . وقتى ديدم شما در برابر دشمن قدرتى نداريد، كار را به او وا گذاشتم تا من و شما در ميان آنان باقى بمانيم؛ همچنان كه آن عالِم (خضر) كشتى را سوراخ كرد تا براى صاحبانش باقى بماند، و اينچنين [است حكايت] من و شما تا در ميان آنها باقى بمانيم.
تا مقدمه سازی بشود با ایمان راسخ‌تر برای قیام اباعبدالله علیه السلام
مردم کوفه آمدند محضر امام حسین علیه‌السلام گفتند: اگر امام مجتبی نمی‌آید قیام کند ما شما را به کوفه دعوت می‌کنیم ما پشت سر شما دوباره با معاویه می‌جنگیم در اخبار الطوال دینوری جلد 1 صفحه 221 این جمله آمده است امام مجتبی علیه‌السلام که آن کار را کرد امام حسین حکمتش را کاملاً می‌فهمد به کوفی‌ها فرمود: «لقد صدق ابومحمد» امام مجتبی درست فرموده است
ما از ماجرای صلح امام مجتبی این نتیجه را می‌گیریم همان نتیجه‌ای که رهبر معظم گرفتند فرمودند: انقلابی بودن یعنی این که همه راه‌ها و شیوه‌ها را در زمان خود، انسان انقلابی به کار ببرد این یعنی انقلابی بودن.
گاهی اوقات امام مسلمین ناچار است برای حفظ انقلاب قطعنامه 598 را بپذیرد این درسی است که رهبر معظم گرفتند.
3-وضع عفاف و حجاب در ایران و منطقه کاشان
وزارت کشور اطلاعیه‌ای دادند که هیچ‌گونه عقب‌نشینی یا تساهل در اصول و در احکام دین صورت نگرفته و نخواهد گرفت حجاب یکی ضرورت شرعی غیرقابل‌تردید است
در مقابل این حجاب دشمن یک تهاجم سنگین را شروع کرد مقصودش هم این هست که نهاد خانواده را از بین ببرد
جون دانشجو پیش من می‌آید می‌گوید: با این وضعیتی که دخترها و پسرها هستند همسرم دارد از چشمم می‌افتد
هدف دشمن زمین‌زدن نهاد خانواده با انواع شیوه ها است چهارشنبه‌های سفید، دختران خیابان انقلاب، نه به حجاب اجباری، آزادی‌های یواشکی، زن زندگی آزادی این‌قدر وقاحت را بالا بردند
بچه‌های عزیز اطلاعات من را در اداره بردند این شعارها را به من نشان دادند که اجتماعی از دانشجویان جمع شده بودند ولو پنج نفر از رده‌های اصلی بودند؛ اما یک عده از بچه‌های ما فریب خوردند نام رهبر معظم و نام امام را می‌آوردند و در مصرع دوم فحش ناموسی به امامین انقلاب می دادند رذالت را به حداکثر رساندند؛ اما در مقابل شما متدینین خواهران با همین حجاب، چادر، مقنعه خودشان برادران با تبیین و اقناع اندیشه‌شان در همین کاشان با مهرورزی خودشان با هدیه دادن روسری و مقنعه و کتاب خوب و دل‌نوشته خوب خطاب به امام‌زمان علیه‌السلام کاری کردید که بعضی از ضعیف الحجاب ها متنبه شدند این برخورد خوب شما بود. از آن طرف ما به نیروی انتظامی، ستاد احیا، فرماندار، سپاه مقتدر، بسیج، اطلاعات، دادستانی و... [می‌گوییم]: ما تقویت می‌کنیم شما را
4- سالروز انتساب حقیر
هیچ لیاقتی از این طرف نیست هر چه بوده تفضل از آن طرف بوده که ما را به شرافت الهی نصب کردند
من در این یک سال سعی کردم هر شب برای مردم، شهدا، علما کاشان دعا کنم.
تلاشم این است که احکام شش‌ماده‌ای حکم مقام معظم رهبری را اجرا کنم.
5- سالروز وفات حضرت خدیجه
در عظمت حضرت خدیجه همین بس که جبرائیل وقتی بر پیامبر اکرم نازل می‌شود به ایشان عرضه می‌دارد:
«فَاقْرَأْ عَلَیْهَا السَّلَامَ منْ رَبهَا، وَ مِنِّی السَّلَام» از طرف خدا به حضرت خدیجه سلام برسان و از طرف من نیز سلام برسان.
در عظمت حضرت خدیجه همین بس که آیه 6 سوره احزاب که فرمود: «النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ ۖ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ» پیامبر از مؤمنین بر خودشان سزاوارتر است و همسران پیامبر مادرمومنین هستند.
مصداق بارز و اصلی ام‌المؤمنین خدیجه کبری است بعضی از زنان پیامبر اکرم به همسر لوط و هود تشبیه شدند که برایشان عذاب در نظر گرفته شده؛ اما خدیجه کبری حتی قبل از اسلام دو لقب برای ایشان مشهور بود یکی‌ام الایتام و ام الصعالیک مادر درماندگان تمام سرمایه خودش را در اختیار پیامبر اکرم قرارداد بعضی از محققین می‌گویند: علت این که بعد غصب خلافت سریع فدک را گرفتند این بود که اینها تجربه حضرت خدیجه را داشتند که سرمایه عظیم حضرت خدیجه شعب ابی‌طالب را نجات داد.
این سرمایه حضرت خدیجه بود که اسلام را در کنار رشادت‌های حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السلام حفظ کرد و گسترش داد دست پیامبر اکرم برای حفظ فقرا باز بود. چون تجربه خدیجه کبری را دیده بودند سریع فدک را از حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها گرفتند
عالم برجسته شیعه در الصحیح من سیره النبی جلد 2 صفحه 200 می‌فرماید: حضرت خدیجه در هنگام ازدواج بین 25 تا 28 سال بوده است و پیامبر اکرم ۲۵ساله
ادب حضرت خدیجه را در نظر بگیرید در بحارالانوار جلد 16 صفحه 4 این مطلب آمده است که وقتی
حضرت ابوطالب عقد را خواندند پیامبر اکرم آماده شدند که از منزل حضرت خدیجه بیرون بروند جمله حضرت خدیجه این بود «إِلَی بَیْتِکَ فَبَیْتِی بَیْتُکَ وَ أَنَا جَارِیَتُک» به‌سوی خانه خودتان بیایید. خانه من، خانۀ شماست و من کنیز شما هستم.
از آن طرف علاقه پیامبر به حضرت خدیجه این تعبیر در مناقب ابن مغازلی آمده که پیامبر اکرم فرمود:
«کُنْتُ لَها عاشِقاً» من عاشق حضرت خدیجه بودم


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ ﴿١﴾فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ ﴿٢﴾
إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ ﴿٣﴾


برچسب ها
کاشان - خیابان شهید بهشتی - کوچه جمال آباد - دفتر نماینده مقام معظم رهبری و امام جمعه کاشان - کدپستی: ۸۷۱۴۶۷۸۳۸۹
تلفن: ۵۵۷۸۱۸۱ - ۵۵۷۸۸۸۸ - ۵۵۷۲۲۴۴ (۰۳۱)
نمابر: ۵۵۷۸۱۸۲ (۰۳۱)
© کلیه حقوق مادی و معنوی برای پایگاه اطلاع رسانی سفیر ولایت محفوظ است. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.