بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ
اَلْحَمْدُ وَ الثَّناءُ لِلِّهِ رَبِّ العالَمین وَ صَلَّی اللَّهُ عَلی سَیِّدِنا وَ نَبِیِّنا اَبی القاسِم المُصطَفی مُحَمَّد ص وَ عَلي اَهلِ بَيتِه الطَيّبين الطّاهِرين سِیَّما بَقیّةِ اللّهِ فی الاَرَضین وَ لَعْنَةُ اللّهِ عَلَي أعْدآئِهِمْ أجْمَعينَ إلَي يَوْمِ الدّين
در دویست و بیست و سومین خطبه در کاشان مکرّم ، روز سوم مهرماه، سیزدهم ربیع الثانی، خود و شما برادران و خواهرانم را به رعایت تقوای الهی، سفارش می کنم « اُوصیکُم وَ نَفسیِ بِتَقوَی اللّه ». در ادامه توصیه به تقوا در خطبه اول و بیان حکمت های نهج البلاغه، به حکمت صد و بیست و شش نهج البلاغه از مصادیق تقوا رسیدیم. این حکمت چند بخش دارد ، سه بخش این حکمت را عرض کردم و امروز، بخش چهارم این حکمت را بیان می کنم، حضرت امیرالمومنین علی ع می فرمایند « وَ عَجِبْتُ لِمَنْ نَسِيَ الْمَوْتَ وَ هُوَ يَرَى الْمَوْتَى » منِ« امیرالمومنین علی ع » از ان کسی که مرگ و مردن را فراموش می کند در حالی که می بیند، افرادی هر روز از دنیا می روند، « احیاناً در تشییع جنازه، نماز و دفن انها شرکت می کند » ولی به فکر خودش نیست تعجب می کنم. در شرح این عبارت، ابن میثم، شارح بزرگ شیعی نهج البلاغه در صفحه ٩۶٧ می فرماید، این که امیرالمومنین علی ع این تعجب را بیان فرموده اند، غرض مولا علی ع این است که ما این امور انجام ندهیم و ما جزو کسانی نباشیم که اموات و تشیبع جنازه را ببینیم، اما اصلاً در ما تاثیری نداشته باشد و رعایت تقوای ما بیشتر نشود. خواهران و برادران، هر تشییع جنازه ای باید تقوای انسان را بالا ببرد. جناب مغنیه شارح دیگر نهج البلاغه در شرح فی ظلال، جلد چهار صفحه ٢٩٧ می فرماید، منظور امیرالمومنین ع از نسیان موت این است ، یعنی، تعجب می کنم از کسی که اموات را می بیند، اما باز عمل را برای آخرت ترک می کند، استعداد برای مردن و امادگی پیدا نمی کند، در حالی که علم و یقین دارد، که او هم روزی خواهد رفت. اگر من خودم بخواهم، از نهج البلاغه، شرحی برای این عبارت بیاورم، خطبه ١۴٩ نهج البلاغه است. امیرالمومنین علی ع نوزدهم ماه رمضان ضربت خوردند و بیست و یکم به شهادت رسیدند، روز بیستم، این خطبه ١۴٩ را در بستر شهادت به اطرافیان فرمودند، امام در این خطبه می فرماید، « أَنَا بِالْأَمْسِ صَاحِبُكُمْ وَ أَنَا الْيَوْمَ عِبْرَةٌ لَكُمْ وَ غَداً مُفَارِقُكُمْ، إِنَّمَا كُنْتُ جَاراً جَاوَرَكُمْ بَدَنِي أَيَّاماً وَ سَتُعْقَبُونَ مِنِّي جُثَّةً خَلَاءً، سَاكِنَةً بَعْدَ حَرَاكٍ وَ صَامِتَةً بَعْدَ نُطْقٍ، لِيَعِظْكُمْ هُدُوِّي وَ خُفُوتُ إِطْرَاقِي وَ سُكُونُ أَطْرَافِي، فَإِنَّهُ أَوْعَظُ لِلْمُعْتَبِرِينَ مِنَ الْمَنْطِقِ الْبَلِيغِ » من دیروز رهبر شما بودم، اما امروز عبرت شما هستم، فردا از میان شما رفته ام. من همسایه شما بودم، بدنِ من چند روزی همسایه ی شما مردم بود. شما، چند روز دیگر، می بیند، فقط از من جثّه ای ساکن و بدون حرکت مانده است. پس باید سکون و بی حرکتی دست و پای من، چشم ها و اندام من بهترین موعظه برای شما باشد. این بهترین موعظه است برای کسی که می خواهد عبرت بگیرد. دیدن یک پیکر بی جان بهتر است از این که یک سخنران بخواهد، برای مرگ و موت صحبت کند. امروز اقای دکتر آرزه گر، تشییع می شود، برای ما عبرت است، دو روز قبل پدر دو شهید ما تشییع شدند. یک بار دیگر عبارت مولا را بیان می کنم « وَ عَجِبْتُ لِمَنْ نَسِيَ الْمَوْتَ وَ هُوَ يَرَى الْمَوْتَى » تعجب می کنم از این که کسی مرگ را فراموش کرده، در حالی که می بیند، هر روز « إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ » برای برادر یا خواهری گفته می شود. پس اماده باشیم و عمل و تقوا را سرلوحه کارهای خود قرار دهیم
این توصیه به تقوا در خطبه اول بود.
حجت الاسلام حسینی افزود : بحث اصلی و محوری و مستمر ما در خطبه ها ، قران است ، به ایه صد و هشتاد و پنج سوره بقره رسیدیم، ایه درباره روزه بود، بخش اول و دوم ایه را در خطبه های قبل عرض کردم و در این خطبه ادامه ایه و بخش پایانی را شرح می دهم. « شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَىٰ وَالْفُرْقَانِ ۚ فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ ۖ وَمَنْ كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَىٰ سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ ۗ يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَلِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلَىٰ مَا هَدَاكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ » خداوند اراده کرده است که به شما آسان بگیرد و سخت نگیرد، باید عدد روزه ماه رمضان را تکمیل کنید، برای خدا تکبیر بگوئید و خدا را با
عظمت یاد
کنید، برای این. که شما را هدایت کرد، به امید انکه روزه شما باعث شکرگزاری شما شود.
نکات ایه :
نکته اول : « يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ » علامه ره در المیزان جلد دوم صفحه ٢۴ و ایت الله جوادی املی در تسنیم جلد نه صفحه ٣٧۵ می فرمایند، این اراده آسانی« یُسر » برای ما، مربوط به رخصتی است که خدا به مسافر و مریض داده است، خدا اول فرموده است، همه باید در ماه رمضان روزه بگیرند، هر کس در شهر و وطن خودش است باید روزه بگیرد، و بعد این رخصت را داده است، که هر کس مسافر یا مریص است، افطار کند و بعداً عدد را تکمیل کند. خداوند متعال، در رخصتی که به مریض و مسافر دا ه است برای شما اسانی می خواهد نه دشواری. بعداً قضا روزه هایی را که در ماه رمضان افطار کرده اید، انجام دهید.
اما مرحوم شُبَّر، در تفسیر مختصر و متقن خودشان، می فرمایند، این می تواند عام باشد. خداوند در همه امور برای شما اسانی را اراده کرده است. اگر بخواهیم تائیدی برای این کلام مرحوم شُبَّر بیاوریم، در نورالثقلین جلد اول، صفحه ١۶٩، روایتی از امام رضا ع درباره وقت نماز عصر امده است. از امام سوال می کنند، چرا خداوند، وقت مشخصی را برای نماز قرار نداده است؟ یک بازه زمانی پنج یا شش ساعت قرار داده است، امام فرمودند « ولكن جعلها في أخف الاوقات عليهم » معمولا ظهر، مردم به اشتغال و کار مشغول هستند و خدا نخواسته سخت بگیرد، در سبک ترین وقت قرار داده است. و بعد امام به این ایه استشهاد می فرمایند« يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ ». پسرها و دخترها، اراده الهی این است که، اسلام دین اسان و روان است.
نکته دوم : « وَلِتُكَبِّرُوا اللَّهَ » عظمت خدا را یاد کنید. در معنای این، ایت الله جوادی املی در تسنیم و علامه ره در المیزان می فرمایند، کسی که از اذان صبح تا اذان مغرب بخاطر خدا چیزی نمی خورد و نمیاشامد، انچه را، که روزه را باطل می کند، انجام نمی دهد، این روزه گرفتن برای اعتراف به کبریایی خداوند متعال است. ان خدایی که می فرماید« أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَىٰ وَالْفُرْقَانِ » ما با این روزه گرفتن، عظمت خدا را به همه نشان می دهیم. من بخاطر خدا اطاعت می کنم و در ان بازه زمانی، مبطلات روزه را انجام نمی دهم. « وَلِتُكَبِّرُوا اللَّهَ ». ولی در روایات، علاوه بر عظمت روزه، بخصوص به تکبیر های نماز عید اشاره شده است. امام رضا ع می فرمایند، در نمازهای معمولی « صبح، ظهر، مغرب و عشاء » یک تکبیر واجب داریم، اما نماز عید دوازده تکبیر واجب دارد. یعنی نماز عید دوازده تکبیر دارد. هفت تکبیر در رکعت اول و پنج تکبیر در رکعت دوم. در روایت دیگری فرمود، « وَلِتُكَبِّرُوا اللَّهَ » یعنی تکبیرهایی که بعد از نماز مغرب، عشاء، صبح و نماز عید، یک مسلمان با افتخار می گوید
« اَللّهُ اَکبَرُ، اَللّهُ اَکبَرُ، لا إلهَ إلاّ اللّهُ وَ اَللّهُ اَکبَرُ، اللّهُ اَکبَرُ وَ لِلّهِ الْحَمْدُ، اَللّهُ اَکبَرُ عَلی ما هَدانا ».
نکته سوم : « وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ »، به امید انکه شما شاکر شوید. علامه ره می فرماید، قبل از « تُكَبِّرُوا اللَّهَ » لَعَلَّ، نیامده است. اما قبل از « تَشْكُرُونَ » امده است. علت چیست؟ علامه ره در جواب می فرماید، اگر انسان با اخلاص روزه بگیرد، روزه مقبولی باشد، این عبادت و شکر خداوند می شود. پس قبل از « لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ » لَعَلَّ امده است، چون ممکن است بعضی افراد روزه شان با اخلاص باشد و بعضی با اخلاص نباشد. به امید این که شما روزه را « قربه الی الله و خالصاً لِوَجه الله » بگیرید، و این بشود شکرگزاری از خدای متعال. ولی برای « تُكَبِّرُوا اللَّهَ » لَعَلَّ نیامده است. علت چیست؟ چون، اگر روزه حتی، خالص هم نباشد، این قالب و شکل روزه که از صبح تا شب ، چیزی نمی خورند، مردمی که از اروپا و امریکا نگاه می کنند، می گویند، مسلمانان برای عظمت پروردگار خودشان از صبح تا شب چیزی نخوردند، لذا می فرماید، این « تُكَبِّرُوا اللَّهَ.» حتی اگر با اخلاص نیّت هم نباشد، این روزه کبریایی خدا را به همه نشان می دهد.
خدایا : روزه ما، عبادت ما را خالص و موجب عظمت اسلام در نگاه همه جهانیان قرار بده
خدایا : مرگ دیگران را برای ما عبرت و به استعداد موت برای ما منجر بفرما
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ :
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ، اللَّهُ الصَّمَدُ ، لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ ، وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ
بسم الِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ وَ صَلَّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ صَلِّ عَلی عَلِيٍّ أَميرِالْمُؤْمِنينَ وَ صَلِّ عَلَی الصِّديقَةِ الطّاهِرَةِ فاطِمَةَ الزَّكِيَّةِ حَبيبَةِ حَبيبِكَ وَ نَبِيِّكَ وَ صَلِّ عَلَی الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ سَيِّدَيْ شَبابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ عَلی عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ زَيْنِ الْعابِدينَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْباقِرِ وَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصّادِقِ وَ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ الْكاظِمِ وَ عَلِيِّ بْنِ مُوسَی الرِّضَا الْمُرْتَضی وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْجَوادِ وَ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْهادي وَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ الزَّكِيِّ الْعَسْكَرِيِّ، اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی حُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ الْمَهْدِيِّ الْقائِمِ الْمُنْتَظَرِ.
به نیابت از امام راحل و رهبر شهیدمان و همه شهدا، حقداران، سه امام جمعه فقیدمان: «اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلی آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَ في كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّی تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً». سلامتی مولایمان، تعجیل در فرج مبارکشان، عنایتشان به اهل جلسه و ذویالحقوق شما و شنوندگان عزیز ما، و سلامتی رهبر گرانقدرمان حضرت آیتالله امام سید مجتبی خامنهای صلوات ختم کنید: «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ». در خطبه دوم هم خود و شما برادران و خواهران گرانقدرم را به رعایت تقوای الهی سفارش میکنم؛ «أُوصيكُمْ وَ نَفْسي بِتَقْوَی اللهِ».
اگر خاطرتان باشد، در خطبه دوم الان ۲۷ جلسه است که ما حقوق امام زمان (عَلَيْهِ السَّلام) را با هم مباحثه میکنیم. آخرین مطلبی که عرض کردم، ماجرای تشرف علی بن مهزیار بود. یک نکته جدیدی را از همان دیدار محضرتان تقدیم میکنم. علی بن مهزیار وقتی خدمت امام زمان (عَلَيْهِ السَّلام) رسیدند، چند تا سؤال از امام زمان پرسیدند. یکی از سؤالهایشان این بود، گفت: «آقا چرا شما از ما دور هستید؟ چرا اینقدر زمان به طول انجامیده؟». حضرت صاحب فرمودند: «ای پسر مهزیار، پدرم یعنی امام حسن عسکری (عَلَيْهِ السَّلام) از من پیمان گرفته من مجاور مردمی نباشم که خداوند متعال بر آنها غضب کرده و در دنیا و آخرت منفور هستند و مستحق عذاب دردناک. پدرم به من امر فرموده که فقط در کوههای سخت و بیابانهای هموار بمانم. به خدا قسم مولای شما امام حسن عسکری (عَلَيْهِ السَّلام) خودش رسم تقیه را پیش گرفت و من را هم به تقیه امر فرمود. از این رو من در تقیه به سر میبرم تا روزی که خداوند متعال به من اجازه بدهد، اجازه قیام بدهد».
در تفسیر اینکه اولین جملهای که حضرت صاحب بعد از سلام و علیک به علی بن مهزیار فرمود این بود، فرمود: «كُنّا نَتَوَقَّعُكَ لَيْلاً وَ نَهاراً»؛ علی بن مهزیار، ما شب و روز منتظر تو بودیم. علی بن مهزیار برداشتش یک برداشتی بود که حضرت آن تفسیر را نپسندیدند. علی بن مهزیار گفت: «آقا راهنما این دفعه شما برای من فرستادی. لَمْ أَجِدْ مَنْ يَدُلُّني إِلَی الْآن؛ دلالتکننده و راهنما نفرستادی، من ۱۹، ۲۰ تا سفر آمدم، این دفعه برای من راهنما فرستادی.» حضرت فرمودند: «نه، مشکل در طرف خود شما بود، سه تا مانع در رفتار شما بود.» این پاسخ امام زمان (عَلَيْهِ السَّلام) خواهرها برادرها، نشان میدهد خواهش میکنم این تکه را بیشتر دقت کنید... این نشان میدهد این «كُنّا نَتَوَقَّعُكَ لَيْلاً وَ نَهاراً» اولاً فقط خطاب به علی بن مهزیار نیست. تکتک من و شما خواهر و برادر مخاطب این جمله امام زمان (عَلَيْهِ السَّلام) هستیم. امام زمان به تکتک من و شما میفرماید: «كُنّا نَتَوَقَّعُكَ لَيْلاً وَ نَهاراً»؛ شب و روز منتظر شما هستم ای آقا پسر، ای دختر خانم. یعنی چه منتظر هستم؟ یعنی منتظر هستم صالح بشوی، بلکه به اندازه خودت مصلح بشوی تا امکان دیدار فراهم بشود. این توصیه به تقوای خطبه دوم. یک بار دیگر خلاصهاش را عرض میکنم... امام زمان به ابن مهزیار فرمود شب و روز منتظرت هستم، بودم، چرا دیر آمدی؟ این انتظار امام زمان یعنی انتظار صالح شدن علی بن مهزیار. یعنی انتظار صالح شدن من و شما تا این لیاقت را پیدا کنیم که به ملاقات حضرت و یا هر طوری که ایشان صلاح دانستند برسیم. «كُنّا نَتَوَقَّعُكَ لَيْلاً وَ نَهاراً». بعد علی بن مهزیار میگوید من چند روز در خیمه امام زمان (عَلَيْهِ السَّلام) بودم، استفاده کردم از محضر ایشان و بعد اجازه گرفتم برای بازگشت به اهواز. صلواتی اهدا بفرمایید: «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ».
اولین مناسبت هفته دفاع مقدس است که جناب سرهنگ عزیزمان قبل از خطبهها سخنرانی مبسوطی را در رابطه با اهداف دشمن از حمله به ایران انجام دادند و ستاد نماز جمعه این سخنرانی را در سایت خودش و کانال خودش قرار میدهد و همینطور در سفیر ولایت، انشاءالله عزیزانی که دیر رسیدند استفاده کنند. از حضور خواهران و برادران بسیجی هم در حلقات صالحین و فرماندهان محترمشان، فرماندهان حوزهها و پایگاهها و همه بسیجیان صمیمانه تشکر میکنم. این ایام را هم نامگذاری کردند، ۳۱ شهریور به نام پیشکسوتان بود. اول مهر به عنوان جوانان بود. دوم مهر که پنجشنبه، به نام شهدا و جانبازان و آزادگان بود. امروز سوم مهر به عنوان زنان، مدافعان حریم خانواده، جامعه و معنویت هست. شنبه فردا به عنوان دفاع همهجانبه، روز یکشنبه پنجم مدافعان امنیت و عزت، دوشنبه ششم مهر ولایتمداری و بصیرت و دشمنشناسی، و هفتم مهر سهشنبه فرماندهان و عزتمداران. و همینجا توصیه میکنم برای روز پنجشنبه ساعت ۸ صبح خواهران و برادران انشاءالله در میدان ۱۵ خرداد اجتماع داشته باشیم برای رژه جانفدایان عزیزمان. ما در آران و بیدگل این رژه رزمایش را در هفته قبل داشتیم و جانشین محترم فرماندهی استان هم تشریف آورده بودند، دو ساعت این رزمایش رژه این عزیزان طول کشید، ماشاءالله. دو ساعت خواهران و برادران بسیجی از مقابل جایگاه رژه رفتند تا اجتماع کردند در حرم مطهر محمد هلال. انشاءالله این شکوه و عظمت را بیش از پیش خصوصاً با اجتماع مردم در تماشای این رژه شاهد باشیم در کاشان مکرم.
مناسبت بعدی شکست حصر آبادان و شهادت سید حسن نصرالله است که امام شهید ما در رابطه با سید حسن در ۱۱ مهر ۴۰۳ فرمودند: «گرچه ما عزادار سید حسن نصرالله هستیم، اما عزای ما به معنای ماتم گرفتن و افسرده شدن و یک گوشه نشستن نیست. جنس عزای ما از جنس عزای سیدالشهداء (عَلَيْهِ السَّلام) است؛ زنده و زندهکننده.» عزاداریم، همین جمله را ما برای رهبر عزیزمان بیان میکنیم؛ ما عزادار امام و رهبر شهیدمان هستیم، اما این عزا ما را به حرکت درمیآورد. ما را به پیشرفت وامیدارد، به ما شوق بیشتر برای کار میدهد. و همینجا من وارد مناسبت بعدی بشوم، شکست حصر آبادان؛ اشارهای هم داشتند فرمانده محترم. آن زمانی که امام فرمود باید شکسته بشود حصر و محاصره آبادان، بچههای سپاه، الان جستوجو بفرمایید در فضای مجازی و اینترنت میبینید، بچههای دلسوز سپاه به خاطر فرمانده کل قوا که خائن بود یعنی بنیصدر، یک خمپاره حتی نداشتند. اسلحه آنها در حد ژ۳ بود فقط. یک خمپاره قرض گرفتند از بچههای ارتش برای اینکه فرمان امام راحل عظیمالشأن را اجرایی بکنند. این وضعیت ما بود در زمان آغاز جنگ، اما ارادهها قوی، ایمان قوی. و من همینجا توصیه میکنم به بسیجیان عزیز این فرمایش امام راحل عظیمالشأن را که فرمودند اگر دستی میخواهد روی ماشه برود و اثر بیشتری داشته باشد، این دست باید با تقوا باشد. آن چشمی که میخواهد دیدهبانی کند در مقابل دشمن، این چشم باید با تقوا باشد. هرچه میتوانید بسیجیان عزیز، فرماندهان محترم، این حلقات صالحین را قدر بدانیم. ایمانمان را، اعتقاداتمان را با خواندن آثار شهید مطهری، با خواندن آثار علامه مصباح یزدی، با خواندن آثار منظومه فکری رهبر معظم انقلاب قویتر کنیم بنیانها را که نتواند شک و شبهه در دبیرستان و دانشگاه ایمان شما را متزلزل کند.
اما اثر شهادت رهبر معظم و دانشآموزان که شما الان جلوی تریبون هم میبینید؛ میم یعنی میناب، دال یعنی دشمن، شین یعنی شهید. رهبر عزیزمان در پیام آغاز سال فرمودند امروز بچهها وقتی آمدند مدرسه میبینند معلمشان شهید شده، همکلاسیشان شهید شده، استاد دانشگاهشان شهید شده. این جای خالی همکلاسی و استاد و معلم اثرش باید این باشد برای بقیه دانشآموزان و معلمان و اساتید، ما را به سمت صحیح منازعه بین حق و باطل راهنمایی کند. خیلی حرف حکیمانهای است. یعنی اندوهمان را تبدیل کنیم به آگاهی و مسئولیت. لذا من خواهشم از تمام دانشآموزان عزیز دختر و پسر در مقاطع مختلف این است امسال نسبت به سال قبل، به خاطر رهبر شهیدمان، به خاطر شهدای دانشآموز و معلممان، بهتر از سال قبل درس بخوانیم، بهتر از سال قبل تقوا را رعایت کنیم. دخترخانمهای ما امسال به خاطر امام شهیدمان چادرشان، مقنعهشان، روسریشان را بیشتر رعایت کنند، آقاپسرها حیاشان را بیشتر رعایت کنند. دشمنشناسیمان را قویتر کنیم. هویت ایرانی را آقا فرمودند پرچم را، احترام پرچم را حفظ کنیم. همه اینها به پشتوانه آن خونی که از رهبر عزیزمان ریخته شده. یک صلوات هم نثار روحشان ختم کنید: «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ».
رحلت آیتاللهالعظمی شبیری زنجانی حاج آقا موسی، فرزند آیتالله سید احمد آقای شبیری، متولد ۱۳۰۶ و ۱۳۱۷ میناب، دانشآموز و شهید میناب، دانشآموز و شهید آیتالله شبیری ۱۳۱۷ یعنی ۱۱ سالگی طلبگیش را شروع کرد. ۳۲ به نجف اشرف هجرت کردند، آنجا محضر بزرگان و شاگردیشان در ایران آیتالله بروجردی و محقق داماد، و ۱۳۷۳ به عنوان یکی از مراجع تقلید معرفی شدند توسط جامعه مدرسین، یعنی ۳۵ سال مرجعیت شیعه را بر عهده داشتند. رفاقت با امام شهیدمان در زندگی ایشان هست. از قول جناب آقای دکتر رفیعی نقل میکنم که نقل کردند امام شهیدمان که حرکات و سکنات و رفتن و آمدن و نشستن و قیام و قعود آیتالله شبیری زنجانی همهاش درس و الگوست. بعد آقای رفیعی میگوید من این جمله را که منتقل کردم به آیتالله شبیری ایشان فرمود رهبر انقلاب در مدیریت بینظیر هستند، نظیر ندارند. یک خاطره هم من برای شما عرض بکنم که این را علما بهتر ارزشش را درک میکنند. یک سال من اعتکاف در مسجد امام حسن عسکری (عَلَيْهِ السَّلام) قم بودم. در نزدیکی من یکی از مقلدین آیتالله شبیری معتکف بود. نقل کرد گفت من سال گذشته وجوهاتم را بردم خدمت آیتالله شبیری، آن سال گفت یک میلیارد شده بود. ایشان پذیرفتند. سال بعد که وجوهاتم را بردم خدمت رهبر معظم انقلاب، گفتم آقا من مقلد شما هستم. فرمودند میدانم، وجوهاتتان را ببرید خدمت رهبر معظم انقلاب. گفتم آقا سال قبل من وجوهاتم را آوردم پذیرفتید. فرمودند سال قبل هم وجوهات شما را ما رساندیم به رهبر معظم انقلاب. گفتم آقا من مقلد شما هستم. فرمودند میدانم، وجوهاتتان را ببرید خدمت رهبر معظم انقلاب. این نشان میدهد که این دستگاه را کی دارد مدیریت میکند. خیلی حرف است. صلواتی ختم کنید: «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ».
حرفهای ترامپ و پاسخ آقای رئیسجمهور عرض دیگر من هست. آقای پزشکیان خیلی خوب درخشیدند در این سفر و محاکمه کرد دستگاه استکبار را. خبرنگار از آقای پزشکیان پرسید که شما خودت جراح قلبی، نیروهای امنیتی شما، سپاه و انتظامی و اطلاعات شما چند نفر ایرانی را در ماجرای دیماه کشتند؟ خبرنگار خبیث. میگوید تو جراح قلبی بگو ببینم پاسدارهای شما و انتظامی شما و امنیتهای شما چند نفر را در کودتای ۴۰۴ کشتند؟ آقای پزشکیان گفت که آن عددهایی که ۱۰ هزار و ۱۷ هزار و اینها میدهند اینها مال نشریات شماست. شما فقط دو تا کد ملی، دو تا شماره ملی به من بده که بچههای امنیتی ما این کار را کرده باشند. «بُهِتَ الَّذي كَفَرَ»؛ مبهوت شد خبرنگار. یا این جمله آقای رئیسجمهور که وقتی ترامپ گفت من ایران را نابود میکنم، ایران تروریست است، آمد شنیدید اینها، منتها تکرارش باعث خوشحالی مردم ایران شد. گفت به ما میگویند تروریست. عکس رهبر معظم را بلند کرد؛ رهبر ما را این شخص ترور کرده، بدون هیچ دلیل قانونی. مدرسه میناب ما را با ۱۶۸ دانشآموز بیدفاع اینها زدند با اسلحه و بمب آمریکایی و اسرائیلی. سالن ورزشی را عکسش را نشان داد، سالنی که بچهها داشتند تمرین میکردند، بعد همان سالن را وقتی بمب خوشهای آمریکا که چند هزار تکه شده بود را نشان داد، این کار آمریکاییهاست. دانشمندان ما را، معلمان ما را، بیمارستانهای ما را، دانشگاههای ما را، پلهای ما را، زیرساختهای ما را او زده باز میگویید ما تروریستیم؟ اولین روز دولت من اسماعیل هنیه مهمان من بود در خاک من ترور کردید، باز میگویید ما تروریستیم؟ ۲۰۰ شب است این مردم در خیابان هستند تا نیروهای آمریکا و اسرائیل که اسلحه به آنها داده شده است نتوانند کشور ما را ناامن کنند. معیارهای شما دوگانه است. بمب اتم را اسرائیل دارد، عضو انپیتی نیست، یک بازرس سازمان ملل و آژانس تا حالا راه پیدا نکرده به اسرائیل. میلیاردها دلار دارد سلاح رایگان میگیرد، هر پایتختی را که بخواهد دارد بمباران میکند، اما بازرسان در ایران هستند. اسرائیل آدم و کودک میکشد، اما ایران تحریم میشود. مرگ بر اسرائیل، مرگ بر اسرائیل، مرگ بر اسرائیل، مرگ بر آمریکا، مرگ بر آمریکا، مرگ بر آمریکا.
نکتهی بعدی اقدام نتانیاهو، نتانیاهوی خَبیث، دو تا از کارهایش را عرض میکنم. یکی در سازمان ملل رو کرده است به حُضّار؛ اولاً دیدید که بسیاری از هیئتهای سیاسی بلند شدند رفتند. عصبانی شد، رو کرد به حضار محترمی که نشسته بودند، گفت اگر بزدل دیگری هم میخواهد برود، برود. بعد به اینها گفت که ایران بمبهایی دارد، موشکهایی دارد، یک تنی، که اگر بیفتد در این سازمان ملل کاملاً آن را نابود میکند. بعد شروع کرد به مظلومنمایی کردن که ایران نه یک دانه، نه دو تا، هزاران موشک بالستیک بزرگ را روی سر شهروندان ما در اسرائیل ریخت. من دو جمله در جواب این خبیث عرض میکنم.
یکی اینکه تو میخواهی مظلومنمایی کنی، برو بپرس از کسانی که آمار گرفتند در غَزَّةِ بیدفاع و مقتدر، هشتاد هزار بیگناه، از جمله هفت هزار کودک را چه کسی ذَبْح کرد؟ بیست و پنج هزار کودک در منطقهی ما توسط آمریکا و اسرائیل کشته شده است. ثانیاً شما که تمام رسانههایتان اعلام میکرد ما هفت تا لایهی پدافندی تشکیل دادیم، تمام سنتکام پشت کار هستند، موشکهای رهگیر ما، اصلاً اجازه نمیدهیم که یک موشک بیاید به خاک ما بخورد، چطور حالا دارید اعتراف میکنید هزاران موشک بالستیک ایران فرود آمده در مراکز شما؟ من عرض میکنم خواهران، برادران، بدون اینکه توجه داشته باشد، این خبیث اعتراف کرده است که آن فرمایش امام شهید ما که فرمود اگر اسرائیل غلطی بکند، ما تِلْآویو و حَیفا را با خاک یکسان میکنیم، محقق شده است!
نکتهی بعدی، این نتانیاهوی خبیث و ملعون در سازمان ملل، در مجمع عمومی، یک گیرندهی استارلینک را بلند کرده مقابل دوربین و گفته است این ابزاری است که من به کمک این ابزار، تغییرات سیاسی در ایران به وجود میآورم. این را خوب دقت کنید. جمعبندی آمریکاییها، یعنی ترامپ و نتانیاهو، این است که دوباره یک حملهی مجددی را به ایران داشته باشند، منتها یک مقدماتی لازم است. بعضی از مقدماتش هنوز فراهم نشده است، یعنی شما مردم و نیروهای نظامی عزیز ما نگذاشتند آن مقدمات به وجود بیاید.
یکی از مقدمات، آمریکا اگر بخواهد حملهی جدیدی انجام بدهد، باید یک مرکز فرماندهی داشته باشد. به لطف خدای متعال، مراکز فرماندهی آمریکا در روی زمین، مراکز شخمزده شده توسط موشکهای ایران یعنی الان دارند فکر میکنند که اگر حملهی مجددی بخواهند انجام بدهند، آن مرکز فرماندهی را در هواپیما، در هوا قرار بدهند، یا در ستاد ارتش یکی از کشورهای خبیث منطقه. این یک مقدمه، که برایشان فراهم نیست.
دو، امکان شلیک از مناطق نزدیک از آمریکاییها گرفته شده است؛ یعنی با این پدافند یکپارچه، اف-۳۵ دیگر جرئت نمیکند از مرز وارد بشود. به لطف خدای متعال، این پهپادهای گرانقیمتشان تا میآیند، به لطف خدا سرنگون میشوند، لذا ناچار است از ناو، ناوهایشان هم همینطور، تا یک محدودهای اصلاً نزدیک نمیشوند؛ پس یک راه برای او مانده است، اگر بخواهد حملهی مجدد کند، از راههای دوردست با موشکهای دوربرد بخواهد حمله کند، که این توان برای او به لطف خدا بسیار محدود شده است، این هم مشکل دومِ حملهی مجددشان.
مسئلهی سوم، اَشْرار. اشرار اگر بخواهد حملهای انجام بدهد، نیاز دارد اشراری که در اطراف ما در اربیل، در جنوب شرق ما اینها را آموزش دادند، وارد بکند. برای اینکه آنها را وارد بکند، نیاز به یک هماهنگی داخلی دارد و میداند که نظامیهای ما اولین کارشان این است که اینترنت را قطع میکنند، راه اینکه با همدیگر ارتباط بگیرند قطع میشود؛ اینجا است که اهمیت این کار نتانیاهو روشن میشود. اینکه این دستگاه را بلند کرده است نشان میدهد، یعنی این دستگاهی که امکان تبادل، موقعیتیابی، ارتباط مستقیم با بیرون از مرز برای عملیات خرابکارانه و انتقال اطلاعات طبقهبندی شده به همدیگر... دقت کنید.
این چه راهکاری دارد؟ اولاً بچههای اطلاعات ما، بچههای اطلاعات سپاه، انتظامی، ادارهی اطلاعات و فراجا، همه، بسیج عزیز مردمی؛ این بسیج یک ظرفیت عجیبی است، ها! بعضی از کارشناسهای نظامی دنیا که آمدند به ایران، غبطه میخورند به ظرفیت بسیج؛ میگویند ما هیچ ارتشی در دنیا این ظرفیت را ندارد که فرماندهی کل با کوچکترین روستای خودش ارتباط داشته باشد. این بسیجی است، ها! بسیجیان عزیز ما در کنار نیروهای امنیتی، کوچکترین تحرکی را اگر دیدند، به فرماندهان محترمشان اطلاع بدهند. مردم عزیز، کوچکترین ناامنی را، اگر مشکوکی را دیدند، اطلاع بدهند. از آن طرف حملات پیشدستانهی ما، حمله به مرز شرقی، محکم گرفتن، هم اربیل را چندین بار محل تجمعشان را نابود کردند، ولی این خطر را جدیتر بگیریم. بیشتر توجه داشته باشیم.
پیشنیاز بعدیشان، اگر بخواهد آمریکا حملهی مجددی بکند، این است که فشار اقتصادی به یک حدی برسد که اگر جنگی رخ داد، مثل قبلی نباشد که تمام مردم بیایند پای انقلاب و پشت سر رهبری و نیروهای نظامی، یک شعار واحد بدهند. تلاش دشمن این است که اگر این دفعه جنگی رخ بدهد، آنقدر فشار اقتصادی را ببرد بالا که مردم دو دسته بشوند، یک عده طرفدار جنگ، یک عده مخالف جنگ. این رجزخوانیِ جانفدا میتواند پادزهر این ماجرا باشد. خواهشم این است، برادران و خواهران، این رجزخوانیِ روز پنجشنبه هشت صبح را مثل راهپیمایی بیست و دو بهمن و روز قدس تجلیل کنید تا إِنْشاءَاللَّه به مخیلهی آمریکا و اسرائیل، حملهی مجدد، با حضور شما إِنْشاءَاللَّه نیاید. (شعار مردم: ما همه سرباز توییم خامنهای، گوش به فرمان توییم خامنهای)
مقدمهی پنجمی که این را هم بیشتر دقت کنید. آمریکاییها اگر بخواهند حملهی جدیدی را به ما انجام بدهند، نیاز دارند به یک حمایت داخلی از طرف بعضیها در ایران. افراد مُذَبْذَب. ممکن است سابقهی خوبی هم قبلاً داشتند در انقلاب. ولی الان مواضعشان مواضع منطبق با ولی فقیه نیست. آن کسی که میگوید بیاییم برای ادامهی مقاومت رفراندوم برگزار کنیم. آن کسی که میگوید آقای پزشکیان باید در سازمان ملل با ترامپ ملاقات بکند و بعد در این ملاقات تکلیف این جنگ روشن بشود، من نمیگویم توی نیت او خیانت آمده است، ولی خواسته یا ناخواسته، مخاطب خارجی وقتی این را میشنود، به عنوان یک پالس از ایران دریافت میکند که بعضیها در ایران دارند به ترامپ و نتانیاهو اعلام میکنند که ترامپ، اگر حاکم امروزی را، کسانی که امروز دارند تصمیم میگیرند را بزنی، ما میتوانیم با تو سازش کنیم، ما میتوانیم با تو تسلیم شویم، ما جوابمان همان شعار قوی شما است: مرگ بر وطنفروش خائن!
آخرین عرض من دعاست. خدایا به حق محمد و آل محمد عاقبت همه ما را ختم به خیر بفرما. خدایا به حق محمد و آل محمد... مرضایمان شفای عاجل کرامت بفرما. مقام معظم رهبری در پناه امام زمان حفظ بفرما. به برکت صلوات بر محمد و آل محمد. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحيمِ، إِنّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ، فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ، إِنَّ شانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ.