تاریخ خبر:۱۴۰۲ پنج شنبه ۳۰ آذر
حضور در دانشگاه : _ 28 / 9/ 1402. جلسه سوم ، شرح نامه 53 نهج البلاغه
امام جمعه کاشان : قهرمان نصرت و یاری دین خدا با دست، قلب و زبان حضرت زهرا س می باشد
حجت الاسلام حسینی گفت : نصرت لسانی و زبانی ممکن است بصورت سه وجه باشد. خدا در قران می فرماید : « ادْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ ». گاهی باید کلام حکیمانه استفاده نمود
حضور در دانشگاه : _ 28 / 9/ 1402. جلسه سوم ، شرح نامه 53 نهج البلاغه
امام جمعه کاشان : قهرمان نصرت و یاری دین خدا با دست، قلب و زبان حضرت زهرا س می باشد
حجت الاسلام سید سعید حسینی در سومین جلسه شرح نامه 53 نهج البلاغه در جمع اساتید دانشگاه کاشان گفت : در جلسه قبل گفتیم امیر مومنان در این نامه به مالک اشتر می نویسد: من تو را امر می کنم به تقوای الهی « اَمَرَهُ بِتَقْوَى اللّهِ ». گفتیم، علامه در المیزان فرق تقوای « اتَّقُواْ اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ » و تقوای « فاتقوالله ماستعطتم » را بیان نموده است. علامه درباره این دو آیه می فرماید، این دو مقوله جدا از هم هستند. اولی کمیتی است و دومی کیفیتی. ضمنا گفتیم تقوای عام که همان انجام واجبات و ترک حرام ها می باشد. و تقوای خاص، یعنی انجام مستحبات و ترک مکروهات و تقوای اخص که باید تلاش کنیم فکر حرام و مکروه نکنیم.
وی در ادامه شرح خطبه 53 گفت : حضرت امیر در ادامه می فرماید : « اَمَرَهُ بِتَقْوَى اللّهِ، وَ ايثارِ طاعَتِهِ، وَ اتِّباعِ ما اَمَرَ بِهِ فى كِتابِهِ مِنْ فرائِضِهِ وَ سُنَنِهِ الَّتى لايَسْعَدُ اَحَدٌ اِلاّ بِاتِّباعِها، وَ لايَشْقى اِلاّ مَعَ جُحُودِها وَ اِضاعَتِها وَ اَنْ يَنْصُرَ اللّهَ سُبْحانَهُ بِقَلْبِهِ وَ يَدِهِ وَ لِسانِهِ. فَاِنَّهُ جَلَّ اسْمُهُ قَدْ تَكَفَّلَ بِنَصْرِ مَنْ نَصَرَهُ، وَ اِعْزازِ مَنْ اَعَــزَّهُ » : امر می کند : طاعت خدا را در موقعی که در دو راهی ها قرار گرفته ترجیح بدهی و هر چه در قران خدا به ان در قران دستور داده، از واجبات و سنت ها. ( این جا تقوای خواص است زیرا می فرماید، سنن را انجام بده ) ، کسی سعادتمند نمی شود مگر با تبعیت از واجبات و سنن را و بدبخت و شقی نمی شود مگر این که انکار کند و ضایع کند واجبات و سنن را. در جلسه قبل « اَمَرَهُ بِتَقْوَى اللّهِ » را توضیح دادیم. عبارتی را که می خواهیم توضیح بدهیم « اَمَرَهُ اَنْ يَنْصُرَ اللّهَ سُبْحانَهُ بِقَلْبِهِ وَ يَدِهِ وَ لِسانِهِ فَاِنَّهُ جَلَّ اسْمُهُ قَدْ تَكَفَّلَ بِنَصْرِ مَنْ نَصَرَهُ، وَ اِعْزازِ مَنْ اَعَــزَّهُ » می باشد. یعنی : من دستور می دهم که خدا را با قلب، دست و زبان یاری کنی، و همانا خدای متعال، تضمین کرده است نصرت و یاری کسی را که خدا را یاری کند. و عزت کسی که او را عزیز بدارد. نصرت خدا را شرح می دهیم. خداوند کجا این نصرت را تضمین نموده است. خداوند در سوره محمد آیه 7 این تضمین را بیان نموده اند. « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ » اگر خداوند را یاری کنید، خدا شما را یاری می کند. یک بحث بسیار مهم قران، بحث سنت های قران است. شهید مطهری، ایت الله مصباح ره، ایت الله صدر ره و شیخ محسن اراکی و در المیزان در این بحث بسیار خوب وارد شده اند. سنت، یعنی قانون حاکم بر افعال الهی، خداوند که عالم را تدبیر می کند، قانون دارد که به ان قانون سنت می گویند. اگر کسی بر سنت های الهی حاکم باشد، این گونه می شود که رهبر معظم به وزیر اوقاف سوریه می فرماید، شما در قدس نماز خواهید خواند
امام جمعه کاشان گفت : علامه در جلد 18 المیزان صفحه 229 درباره « إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ » می فرمایند : این که ما گفتیم خدا را یاری کنید یعنی در راه خدا جهاد کنید برای تائید دین خدا، مهم، تائید دین خداست. ما تلاش کنیم که دین خدا تائید شود و کلمه الله اعتلا پیدا کند. این نصرت الهی است. اگر ما این کار را انجام دهیم، نصرت الهی می اید. علامه می فرماید : يَنْصُرْكُمْ، یعنی خدا توفیق و اسباب مقتضی را برای غلبه شما فراهم می کند. امام در سال 42 موقع قیام چه داشت؟ حضرت اقا در سخنرانی 14 خرداد فرمود : امام از نظر سخت افزاری فقط مداد، کاغذ و یک ضبط صوت داشت اما به سنت های الهی ایمان داشت. امام در ان سال ها نامه ای به ایت الله میلانی نوشته و آورده : من می خواهم بر علیه شاه قیام و او را سرنگون کنم و اگر امریکا از او حمایت کند با امریکا هم درگیر می شوم. این بیان یعنی اعتقاد به نصرت الهی.
وی گفت : برای نصرت دین، سوال می کنیم دین چیست؟ علامه ره که در دین ذوب هستند، ذیل ایه 132 بقره، که حضرت ابراهیم و یعقوب، فرزندان خود را به دین توصیه می کنند، در المیزان جلد یک صفحه 300 می فرمایند « وَ وَصَّى بِها إِبْراهِيمُ بَنِيهِ وَ يَعْقُوبُ يا بَنِيَّ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى لَكُمُ الدِّينَ فَلا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ » خداوند برای شما دین را برگزید، علامه می فرماید : چهار مرحله برای دین می توانید نام ببرید : مرحله اول 1 _ اسلام اول 2 _ مرحله دوم، ایمان اول نام دارد 3 _ مرحله سوم، ایمان دوم 4 _ و مرحله چهارم را اسلام آخر یا اسلام دوم می گوئیم.
وی در ادامه افزود : علامه با احاطه کامل به قران این مراحل را ذکر کرده است. علامه در توضیح مراحل بالا می گوید : مرحله اول عبارتست از : قبول ظواهر اوامر و نواهی خدا. و قبولی انها با گفتن شهادتین است. زبانی بگوئیم : « أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلٰهَ إِلَّا ٱللَّهُ ، أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ ٱللَّهِ » خدا یکی است و حضرت محمد ص رسولخدا ست. این مرحله اول اسلام بدست می اید و فرقی ندارد به قلب رسوخ کند یا خیر. اگر کسی سوال کند علامه چگونه این را بدست آورده است؟ می فرماید از ایه 14 سوره حجرات بدست آورده ام « قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا ۖ قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَلَٰكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ » آن اعراب باديهنشين گفتند: ما ايمان آوردهايم، ( خدا می فرماید، نه به مرحله دوم نرسیده اید ) به آنان بگو: شما هنوز ايمان نياوردهايد، بلكه بگوئيد: اسلام آوردهايم و هنوز ايمان در دلهاى شما وارد نشده است. « أَسْلَمْنَا » : مرحله اول است. این مرحله اسلامِ قبل از ایمان است. اسلام به قلب شما نیامده است. مرحله اسلام اول و شهادتین ظاهری است
علامه می فرماید : مرحله دوم که ایمانِ اول است، اذعان قلبی است : اگر در مرحله اول زبانی گفتیم « أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلٰهَ إِلَّا ٱللَّهُ ، أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ ٱللَّهِ، أشهَدُ أَنّ عَلیاً ولیُّ الله » اگر قلب پذیرفت که علی ع ولیّ خدا هست، این ایمان اول است. که در اینجا انسان قلباً و اجمالاً ، اذعان به مضمون شهادتین پیدا می کند ، اجمالاً که می گوید ، می خواهد با مرحله دومِ ایمان فرق داشته باشد. لذا « يَدْخُلِ الْإِيمَانُ» در ایه 18 حجرات ایمان اول است. مرحله اول ایمان و پذیرفتن ان، لوازمی دارد. وقتی پیامبر خدا را شهادت می دهیم، این پیامبر ص مطالبی را عنوان می کند. عمل به قالب مطالب پیامبر ص و فروع دین « حدود هشتاد درصد » را انسان انجام می دهد
علامه می فرماید : ایمانِ دوم در ایه 208 بقره امده است « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً ... » ای کسانی که ایمان آورده اید همگی . علامه می فرماید : این اسلامِ بعد از ایمان است. ما یک اسلامِ قبل از ایمان داشتیم، پس معلوم است، این اسلامِ دیگری است. این، ایمان دوم است که شاخصه این ایمان عبارتست : تسلیم و انقیاد قلبی به همه اعتقادات، اما بصورت تفصیلی، در مرحله قبلی اجمالی بود. آیا در این مرحله ممکن است در این مرحله کسی تخطی کند؟ مرحله قبل گفتیم، هشتاد درصد فروع را انجام می دهد، اینجا می گوئیم حدود 99 درصد اعمال را انجام می دهد و امکان تخطی هم هست، اعمال صالح را انجام می دهد و امکان تخطی و انجام ندادن را هم دارد.
امام جمعه کاشان برای توضیح اسلام آخر گفت : مرحله اخر که مهمترین مرحله می باشد و پیامبر ص این را از ما انتظار دارد، مرحله ایست که در ایه 65 سوره نسا آمده است « فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّىٰ يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا » شما ایمان دارید، به خدا قسم، اما ایمانتان واقعی نخواهد شد تا این که پیامبر ص را در اختلافات حاکم و داور قرار دهید و حتی در درون خودتان هم نگوئید که چرا پیامبر ص این گونه حکم نمود و ناراضی باشید . در قلب هم نارضایتی از پیامبر ص نباشد. علامه می گوید « يُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا » تسلیم محض دستورات خدا و پیامبر ص است. ما خلاصه مراحل یک تا چهار را هر روز در ایه صلوات تکرار می کنیم « إِنَّ اللهَ وَ مَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلیما ».
حجت الاسلام حسینی افزود : ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه در رابطه با این جمله « اَنْ يَنْصُرَ اللّهَ سُبْحانَهُ بِقَلْبِهِ وَ يَدِهِ وَ لِسانِهِ » در جلد 17 صفحه 31 شرح نهج البلاغه اش می گوید : نصرت خدا با دست، به معنی جهاد با شمشیر است، با قلب، یعنی درست نمودن اعتقادات، با زبان، یعنی امر به معروف و نهی از منکر. این توضیح خوبی است. البته فقط این نیست. ما اگر بخواهیم برای یاری، دست، زبان و قلب مصداقی را بگویم، به این نکته اشاره می کنم : جوانی از اصحاب امام صادق ع بنام هشام بن حکم ، در منا محضر امام صادق ع که اکابر و بزرگان اصحاب شیعه مانند حمران، یونس بن یعقوب، ابو جعفر، هم بودند وارد شد. حضرت او را بر تمامی صحابه رفعت داد در حالی که همه اصحاب از او مسن تر بودند. امام احساس نمود این برخورد با هشام برای صحابه سنگین بود. پس فرمود: « هذا ناصرنا بقلبه و لسانه و یده » این شخص با قلب و زبان و دستش یاور ماست.
در مطلب دیگری امده است : یک روز هشام سؤالاتی درباره أسماء الهی و مشتقات آن کرد حضرت همه را به او پاسخ داد و بعد امام فرمود: « آیا فهمیدی ای هشام، آنچنان فهمیدنی که دشمنان ما و منکرین پرودگار را محکوم کنی؟ عرض کرد آری، آنگاه امام به هشام دعا نمود و فرمود : خداوند به تو منفعت رساند و ترا ثابت قدم بدارد « نفعک الله به و ثبتک » هشام میگوید: به خدا سوگند بعد از آن هیچکس مرا در مسئله توحید شکست نداد و همیشه بر حریف غالب بودم. امام به هشام فرمود : تو پیوسته مورد تائید هستی، خدا تو را تائیدت می کند مادامی که خدا را نصرت کنی. دعای امام مهم است. حضرت علی ع فرمود : جوان بودم، پیامبر ص مرا برای قضاوت به یمن فرستاد، دستش را روی سینه ام گذاشت و فرمود « اللَّهُمَّ اهْدِ قَلْبَهُ وَ ثَبِّتْ لِسَانَهُ » و امام علی ع می فرماید، در هیچ قضاوتی درمانده نشدم. شخصی به امام رضا ع نامه نوشت و سوال نمود چرا باید خمس اموالمان را به شما بدهیم؟ امام رضا ع فرمود : می دانید وقتی خمس می دهید من برای شما دعا می کنم. چرا خودتان را از دعای من محروم. می کنید. همان لحظه پرداخت خمس، امام زمان ع برای شما دعا می کند.
حجت الاسلام حسینی گفت : نصرت لسانی و زبانی ممکن است بصورت سه وجه باشد. خدا در قران می فرماید : « ادْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ ». گاهی باید کلام حکیمانه استفاده نمود. در نامه 31 نهج البلاغه امام علی ع به امام حسن ع می فرماید : اگر خدای دیگری بود، پیامبران، ان خدای دوم می آمدند و مردم را بسوی خدای دوم هدایت می کردند. این کلام حکیمانه است. وی برای موعظه حسن گفت : شخصی به امام حسین گفت، من گناه می کنم چکار کنم؟ امام فرمود : جایی گناه انجام بده که خدا تو را نبیند. کسی نزد علامه طباطبایی امد و تقاضای نصیحت کرد، علامه به او گفت « أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَىٰ » این موعظه است. و گاهی جدال احسن را باید بکار ببریم. مسلمات فرد را می گیریم و مکتب او را باطل می کنیم. در قران امده : می گفتند، خدا شریک دارد و فرشتگان شریک خدا هستند : قران می فرماید : شما وقتی صحبت از فرزند برای خودتان می شود می گوئید، دختر بد است و دختر را زنده به گور می کنید و می گوئید پسر خوب است ولی برای خدا، می گوئید، او دختر دارد. این جدل احسن است روش های مختلف را برای دعوت به توحید بکار بگیرید. قهرمان نصرت و یاری خداوند با دست، قلب و زبان حضرت زهرا س می باشد. در کتاب اَلْاِمامَةُ وَ السّیاسَة تالیف ابن قتیبه دینوری در جلد یک صفحه 31 امده است : حضرت زهرا س تا آخرین لحظات عمر ، با قلب و لسان و دست به ولایت حضرت علی ع که همان ولایت الهیه و تائید دین خدا می باشد کمک نمود. در قسمت دیگری از این کتاب آمده است : اولی به دومی گفت به دیدار حضرت زهرا س برویم ما او را به غضب آوردیم. نزد حضرت زهرا س امدند ولی فاطمه س به انها اجازه نداد، نزد علی ع امدند و با او صحبت کردند و حضرت علی ع ان دو نفر را به بالین حضرت اورد، انها نشستند ولی حضرت زهرا س صورت خود را بسوی برگرداند، انها سلام کردند، اما حضرت جواب نداد، اولی گفت : ای حبیبه ی رسولخدا ، بخدا قسم، قرابت پیامبر از قرابت خودم مهمتر است، من تو را از دخترم بیشتر دوست دارم، تو فکر می کنی، من ارث تو را بدون نظر پیامبر گرفتم، نه، اینطور نیست، من از پدرت شنیدم، که ما انبیا ارث نمی گذاریم. حضرت زهرا س فرمودند : حدیثی از پیامبر ص در رابطه با من شنیده اید، شما را بخدا قسم می دهم، مگر از پیامبر ص نشنیده اید که پیامبر ص فرمود : رضایت و خشم فاطمه، رضایت و خشم من است. هر کس فاطمه را دوست بدارد، من را دوست داشته است، این را شنیده اید؟ گفتند بله. بعد حضرت فرمودند : خدا و تمام فرشتگان را شاهد می گیرم، که شما دو نفر، مرا به خشم آوردید و من را راضی نکردید،. از شما به پدرم شکایت خواهم کرد. انشاء الله همه ما با دست، زبان و قلب ناصر دین خدا باشیم