تاریخ خبر:۱۴۰۲ چهارشنبه ۲۰ دي
حضور در دانشگاه : _ 19 / 10 / 1402. جلسه پنجم ، شرح نامه 53 نهج البلاغه
امام جمعه کاشان : یکی از سخت ترین جان دادن ها در موقع قبض روح برای کسی است که شهادت دروغ بدهد
حجت الاسلام حسینی در رابطه با ظلم گفت : امیرالمومنین ع در خطبه 224 می فرماید : به خدا سوگند ، اگر شب را تا بامداد بر بسترى از بوته های خار سخت از شب تا صبح بخوابانند يا بسته به زنجير من را بر روى زمين بكشانند ، برای من محبوت تر است ، از این که روز قیامت خدا و پیامبر ص را ملاقات کنم در حالی که به کسی ظلم کرده باشم و متاع قلیلی از کسی گرفته باشم
حضور در دانشگاه : _ 19 / 10 / 1402. جلسه پنجم ، شرح نامه 53 نهج البلاغه
امام جمعه کاشان : یکی از سخت ترین جان دادن ها در موقع قبض روح برای کسی است که شهادت دروغ بدهد
حجت الاسلام سید سعید حسینی در چهارمین جلسه شرح نامه 53 نهج البلاغه در جمع اساتید دانشگاه کاشان گفت : این عبارات نامه محور بحث امروز من می باشد : « ثُمَّ اعْلَمْ يا مالِكُ، اَنّى قَدْ وَجَّهْتُكَ اِلى بِلاد قَدْ جَرَتْ عَلَيْها دُوَلٌ ، قَبْلَكَ مِنْ عَدْل وَ جَوْر، وَ اَنَّ النّاسَ يَنْظُرُونَ مِنْ اُمُورِكَ فى مِثْلِ ، ما كُنْتَ تَنْظُرُ فيهِ مِنْ اُمُورِ الْوُلاةِ قَبْلَكَ، وَ يَقُولُونَ فيكَ ما كُنْتَ ، تَقُولُ فيهِمْ; وَ اِنَّما يُسْتَدَلُّ عَلَى الصَّالحِينَ بِما يُجْرِى اللّهُ لَهُمْ عَلى اَلْسُنِ عِبادِهِ » .
ای مالک بدان : من تو را به سرزمینی فرستاده ام ، که قبل از تو ، دولت هایی در انجا حکومت کرده اند که بعضی از انها عادل و بعضی ظالم بوده اند . مردم هم درباره کار تو نظر می دهند ، همانگونه که تو درباره انها نظر می دهی ، درباره تو حرفی می زنند ، همان هایی که تو درباره انها می گویی ، استدلال می شود برای صالحین به ان چیزی که خداوند بر لسان بندگانش جاری کند. « قضاوت صحیح مردم » . پس محور بحث ما عدل و ظلم است .
وی در ادامه گفت : « ثُمَّ اعْلَمْ يا مالِكُ، اَنّى قَدْ وَجَّهْتُكَ اِلى بِلاد قَدْ جَرَتْ عَلَيْها دُوَلٌ ، قَبْلَكَ مِنْ عَدْل وَ جَوْر » برای عدل اگر بخواهیم صحبت کنیم آیات بسیار است . در بحث عدل خداوند در آیه 8 مائده « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ ۖ وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَىٰ أَلَّا تَعْدِلُوا ۚ اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَىٰ ۖ وَاتَّقُوا اللَّهَ ۚ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ » ای کسانی که ایمان آورده اید ، همواره براى خدا با تمام وجود قيام كنيد و به انصاف و عدالت گواهى دهيد . و آیه 135 نساء « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلَىٰ أَنْفُسِكُمْ أَوِ الْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ ۚ إِنْ يَكُنْ غَنِيًّا أَوْ فَقِيرًا فَاللَّهُ أَوْلَىٰ بِهِمَا ۖ فَلَا تَتَّبِعُوا الْهَوَىٰ أَنْ تَعْدِلُوا ۚ وَإِنْ تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا » . اى كسانى كه ايمان آوردهايد! همواره بر پا دارندهى عدالت باشيد و براى خدا گواهى دهيد، گرچه به ضرر خودتان يا والدين و بستگان باشد.... مطلب دو ایه مشابه می باشد . تفسیر شُبَّر این دو ایه را این گونه تعریف می کند : « قَوَّامِينَ لِلَّهِ » یعنی قیام کنید به حقوق الهی ، برای اقامه حق خدا قیام کنید ، اما « قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ » یعنی نهایت تلاش را انجام بدهید برای اقامه عدل . پس در اولی یعنی ، نهایت تلاش را انجام بدهیم برای للّه ، برای حقوق خدا ، و در دومی ، یعنی نهایت تلاش را انجام بدهیم برای اجرای عدالت . ضمناً شهادت شما عادلانه باشد . در مقابل شهادت عادلانه ، شهادت دروغ است . یکی از بزرگترین گناهان شهادت دروغ است . وی در بیان داستانی گفت : چشم مبارک حضرت علی ع درد داشت ، پیامبر ص علی ع را احضار نموده و دید امیرالمومنین ع خیلی می نالد . پیامبر ص فرمود : صبر تو کم شده است یا درد زیاد داری ؟ علی ع فرمود : تا کنون چنین دردی نداشته ام . پیامبر ص معلم است ، درمانش به گونه دیگر است ، لذا توجهی به علی ع داد و قبض روح کافر را به او نشان داد . پیامبر ص فرمود : عزرائیل با غضب و سیخی از جهنم می اورد ، وقتی روح را از بدن جدا می کند انقدر درد دارد که جهنم به فریاد می اید ، علی ع با شنیدن این حدیث فرمود : یا رسول الله ، دردم را فراموش کردم ، یک بار دیگر حدیث را بخوان ، پیامبر تکرار کرد و بعد علی ع سوال نمود ، یا رسول الله ، آیا از امت شما کسی این گو نه قبض روح می شود . پیامبر ص فرمود بله ، چند دسته ، از جمله کسی که شهادت دروغ بدهد
وی افزود : علامه در المیزان جلد شش صفحه 237 درباره « « ثُمَّ اعْلَمْ يا مالِكُ، اَنّى قَدْ وَجَّهْتُكَ اِلى بِلاد قَدْ جَرَتْ عَلَيْها دُوَلٌ ، قَبْلَكَ مِنْ عَدْل وَ جَوْر » می فرماید : ایه 8 سوره مائده امده است ، ظلم را رد می کند در شهادت دادن ، حتی نسبت به کسی که قبلاً با او عداوت داشته ای . « وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَىٰ أَلَّا تَعْدِلُوا ۚ » « يَجْرِمَنَّكُمْ » یعنی وادار نکند « شَنَآنُ » یعنی عداوت . عداوت یک قومی باعث نشود شما با انها ظلم کنید ، حتی با دشمن . مبادا شهادت دادن ها ، دروغ باشد . چه در مسائل کلان یا کوچک . به دشمن خودمان هم ظلم نکنیم . وی در بیان خاطره ای از حاج قاسم گفت : عیدوک بامری سرکرده اشرار سیستان و کرمان بود و علی معمار که فرمانده تیپ حاج قاسم بود بدست او شهید می شود . حاج قاسم جلسه ای با عیدوک برگزار می کند و او را در جلسه دستگیر می کند . وقتی عیدوک بامری را دستگیر کرد خیلی خوشحال شد و به تهران آمد و محضر آقا رفت . « آقا خیلی خوشحال شدند و تبریک گفتند و سوال نمودند ، چهجور ایشان را گرفتی ، حاج قاسم گفت : ما توانستیم به ایشان امان بدهیم بیاید و بعد دستگیرش کنیم ، آقا فرمودند امان دادید و گرفتید و من عرض کردم بله راهی نبود . فرمودند حق نداشتید وقتی امان دادید او را دستگیر کنید . وقتی یک پاسدار به کسی امان میدهد دیگر حق ندارد او را بگیرد ، بروید همین امروز او را آزاد کنید . گفتم عیدوک بامری این همه جنایت و بچههای را شهید کرده است . فرمودند ، ولی شما به ایشان امان دادهاید . حاج قاسم در نهایت به کرمان برگشته و به آقای بامری گفت ، دستور حضرت آقا این است که شما را آزاد کنیم و بروید . بامری گفت یعنی چه ! میخواهید من بروم و بعد از پشت من را با تیر بزنید ؟ گفتم نه ما مقلد مقام معظم رهبری هستیم و مرجع تقلید ما گفتند شما حق نداشتید این گونه آقای بامری را دستگیر کنید ، بگذارید برود . ولی بدان اگر بروی و شرارت کنی بعد از این سرو کارت با من است و اگر شرارت نکردی بعد از این دیگر شما عفو شده آقا هستید و بعدها هم او دستگیر شد . به دشمن هم نباید ظلم کرد . اما علامه طباطبایی در رابطه با ایه 135 نساء می فرماید : شهادت شما لِلّه باشد یعنی ، شهادت شما از روی هوای نفس نباشد .
امام جمعه کاشان با ذکر حکایتی از سوده همدانی گفت : آشیخ عباس قمی در سفینه النجاه ( بیست سال برای این کتاب زحمت کشیده و معروف است که مفاتیح الجنان را شش ماهه نوشته است ) می اورد : سوده همدانی بعد از شهادت امیرالمومنین علی ع در اثر ستمگری های بسر بن ارطاه به عزم شکایت به دربار امویان رفت و با معاویه سخن گفت . وقتی معاویه این بانو را شناخت گفت : تو همان نیستی که در جنگ صفین ، شعر می خواندی و رزمندگان را تحریک می کردی ؟ سوده گفت : گذشته ها را رها کن . نهایتاً معاویه گفت : حاجتت چیست و برای چه آمدی ؟ گفت : کسی که مسؤولیت اداره جامعه را از جانب تو به عهده گرفته است ، و نماینده شماست ، ما را مانند گندم درو می کند مانند کنجدی که آسیا می شود ما را خرد می کند و حاکم تو بسر بن ارطاة است . اموال ما را غارت می کند ، مردان ما را می کُشد ، اگر او را عزل کنی ما آرام خواهیم بود و از تو تشکر می کنیم . ، و اگر عزل نکردی، ممکن است قیام کنیم . معاویه گفت ما را به قیام تهدید می کنی ، من تصمیم دارم تو را بر مرکب چموش بنشانم و تو را برگردانم پیش بسر بن ارطاة ، و او هر کاری خواست بر علیه تو انجام دهد . سوده تا این را شنید لحظه ای تامل کرد و انگاه این شعر را خواند : یعنی صلوات خدا بر روح کسی که وقتی جسمش به قبر رسید ، قبر با در بر گرفتن وی ، قبر عدل را بر گرفت و عدالت را در آغوش کشید . معاویه پس از شنیدن این دو بیت گفت : این شخص کیست؟ سوده گفت : علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین » . سوده گفت : مشابه همین صحنه در زمان خلافت علی بن ابی طالب پیش آمد و ما به عنوان شکایت از یک کارگزار و شخصی که از طرف امیرالمومنین علی ع وکالت داشت برای گرفتن صدقات ، من به عنوان نماینده از قوم خودم حرکت کردم و رفتم که شکایت نزد علی ع ببرم ، وقتی وارد منزل امیرالمؤمنین ع شدم ، دیدم در حال نماز و مشغول به عبادت خداست «فانفتل من صلاته » او نماز را کوتاه نمود و با مهربانی و رئوفت به من فرمود : ( امروز هم امام زمان ع مهربانترین فرد است ) آیا کاری داری ؟ عرض کردم : آری، کارگزار شما در مسائل مالی قسط و عدل را رعایت نمی کند و بر ما ستم روا می دارد . وقتی این گزارش به عرض او رسید ، علی بن ابی طالب علیه السلام گریه کرده و دست به آسمان برداشت وعرض کرد : « اللهم انی لم امرهم بظلم خلقک ولابترک حقک » خدایا خدایا تو بر من شاهدی ، من کارگزارانم را چنان تربیت نکردم که به آنها ظلم را اجازه داده باشم ، یا ترک حق خدا را تجویز کرده باشم ، آنگاه قطعه پوستی از جیبش در آورد
و در آن رقعه این چنین مرقوم فرمود : دليلى روشن برايتان آمده است ، میزان هایتان را عادلانه قرار دهید ، کم فروشی نکنید ، از مردم زکات بیشتری نگیرید . « بسم الله الرحمن الرحیم : قَدْ جَاءَتْكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ ۖ فَأَوْفُوا الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ وَلَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلَاحِهَا ذَٰلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ « اعراف 85 » ) سپس امیرالمومنین علی ع ادامه داد : وقتی نامه من بدست تو رسید ، آنچه از زکات جمع نموده ای نگه دار ، تا کسی را بعنوان حاکم جدید بفرستم تا صدقات را از تو تحویل بگیرد و نامه را به من « سوده » داد و نه نامه را مُهر نمود و نه در پاکتی گذاشت و من رفتم و نامه را به حاکم امیرالمومنین ع دادم و ان شخص با این نامه عزل شد . معاویه این ها را از سوده می شنود ، اشکش جاری شد ، و گفت : دیگر مادری ، مانند علی را به دنیا نمی آورد و بعد گفت ، چیزی که می خواهد به او بدهید و برود . این یک نمونه از عدل علی ع است . لذا می فرماید : ای مالک بدان : من تو را به سرزمینی فرستاده ام ، که قبل از تو ، دولت هایی در انجا حکومت کرده اند که بعضی از انها عادل و بعضی ظالم بوده اند .
حجت الاسلام حسینی در رابطه با ظلم گفت : امیرالمومنین ع در خطبه 224 می فرماید : « وَ اللَّهِ لَأَنْ أَبِيتَ عَلَى حَسَكِ السَّعْدَانِ مُسَهَّداً أَوْ أُجَرَّ فِي الْأَغْلَالِ مُصَفَّداً ، أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ أَلْقَى اللَّهَ وَ رَسُولَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ظَالِماً لِبَعْضِ الْعِبَادِ وَ غَاصِباً لِشَيْءٍ مِنَ الْحُطَامِ ؛ وَ كَيْفَ أَظْلِمُ أَحَداً لِنَفْسٍ يُسْرِعُ إِلَى الْبِلَى قُفُولُهَا وَ يَطُولُ فِي الثَّرَى حُلُولُهَا ؟ » به خدا سوگند ، اگر شب را تا بامداد بر بسترى از بوته های خار سخت از شب تا صبح بخوابانند يا بسته به زنجير من را بر روى زمين بكشانند ، برای من محبوت تر است ، از این که روز قیامت خدا و پیامبر ص را ملاقات کنم در حالی که به کسی ظلم کرده باشم و متاع قلیلی از کسی گرفته باشم ، چگونه به بندگان ظلم کنم درحالی که نفس من ، تارو پودش بسوی پوسیده شدن می رود ، وقتی من را در خاک بگذارند ، در قبر ماندنش طولانی می شود . به استادمان حاج اقای عالی می گفتیم ، شما پرکار هستید و کم می خوابید : می گفت وقت برای خوابیدن زیاد است . در برزخ وقت برای خوابیدن زیاد است . برای علی ع مهم است که وقتی خدا را ملاقات می کند مبادا ذره ای از ظلم در کارنامه اش باشد . همه مواظب باشیم . مهربانی خدا را هم بگویم . وقتی گناهی کردیم خدا می پوشاند ، ولی بعضی از ما جری هستیم . در باب 112 اصول کافی امده است : عبدالله مسکان از قول امام صادق ع می گوید : هيچ بنده اى نيست ، مگر اين كه براى او چهل پرده كشيده شده است ، تا اين كه چهل گناه كبيره مرتكب شود . و چون چهل كبيره مرتكب شود ، پرده ها از او برداشته شود . پس خداوند به فرشته ها وحى فرمايد كه بنده ام را با بالهاى خود بپوشانيد و فرشتگان با بالهايشان او را بپوشانند . سپس هيچ كار زشتى نباشد ، مگر اين كه آن را انجام دهد، تا جايى كه به واسطه كردار زشت خود بر مردم فخر فروشد . آن گاه فرشتگان گويند : پروردگارا ، اين بنده تو هر كار زشتى را مرتكب مى شود و ما از آن چه او مى كند ، خجالت مى كشيم . پس خداوند عز و جل به آنها وحى فرمايد كه بالهاى خود را از روى او برداريد و چون كارش بدين جا كشد ، دشمنى با ما اهل بيت را در پيش گيرد و در اين هنگام است كه پرده او در آسمان و زمين دريده شود و فرشتگان گويند : پروردگارا! اين بنده تو بى پرده شده است . خداوند عز و جل به آنان وحى فرمايد كه : اگر خدا به او نيازى و توجهى داشت به شما دستور نمى داد كه بالهاى خود را از او برداريد .
مَا مِنْ عَبْدٍ إِلاَّ وَ عَلَيْهِ أَرْبَعُونَ جُنَّةً حَتَّى يَعْمَلَ أَرْبَعِينَ « كَبِيرَةً فَإِذَا عَمِلَ أَرْبَعِينَ كَبِيرَةً اِنْكَشَفَتْ عَنْهُ اَلْجُنَنُ فَيُوحِي اَللَّهُ إِلَيْهِمْ أَنِ اُسْتُرُوا عَبْدِي بِأَجْنِحَتِكُمْ فَتَسْتُرُهُ اَلْمَلاَئِكَةُ بِأَجْنِحَتِهَا قَالَ فَمَا يَدَعُ شَيْئاً مِنَ اَلْقَبِيحِ إِلاَّ قَارَفَهُ حَتَّى يَمْتَدِحَ إِلَى اَلنَّاسِ بِفِعْلِهِ اَلْقَبِيحِ فَيَقُولُ اَلْمَلاَئِكَةُ يَا رَبِّ هَذَا عَبْدُكَ مَا يَدَعُ شَيْئاً إِلاَّ رَكِبَهُ وَ إِنَّا لَنَسْتَحْيِي مِمَّا يَصْنَعُ فَيُوحِي اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِمْ أَنِ اِرْفَعُوا أَجْنِحَتَكُمْ عَنْهُ فَإِذَا فُعِلَ ذَلِكَ أَخَذَ فِي بُغْضِنَا أَهْلَ اَلْبَيْتِ فَعِنْدَ ذَلِكَ يَنْهَتِكُ سِتْرُهُ فِي اَلسَّمَاءِ وَ سِتْرُهُ فِي اَلْأَرْضِ فَيَقُولُ اَلْمَلاَئِكَةُ يَا رَبِّ هَذَا عَبْدُكَ قَدْ بَقِيَ مَهْتُوكَ اَلسِّتْرِ فَيُوحِي اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِمْ لَوْ كَانَتْ لِلَّهِ فِيهِ حَاجَةٌ مَا أَمَرَكُمْ أَنْ تَرْفَعُوا أَجْنِحَتَكُمْ عَنْهُ .»