تاریخ خبر:۱۴۰۴ جمعه ۴ بهمن
متن کامل خطبه اول نماز جمعه : مورخ : ١۴٠۴/١١/٣
امام جمعه کاشان : با تقوا الهی، دوست صالح و تدبر در نتیجه کار، عاقبت بخیری برای انسان بدست می اید
امام جمعه کاشان: امیرالمومنین علی ع می فرماید، در آخرين روز از روزهاى دنيا و نخستين روز از روزهاى جهان آخرت سه چیز را روبروی چشم بنى آدم می اورند:
١ _ مال،
٢ _ فرزندان
٣ _ اعمالش. پس به مال خود نگاه می کند و مىگويد: به خدا سوگند كه من دربارۀ تو حريص بودم، نسبت به تو بخیل بودم، اكنون از تو چی نصیب من می شود؟ مال مىگويد: كفن خود را از من بردار. آنگاه به فرزندان خود نگاه مىكند و مىگويد: به خدا سوگند كه من شما را دوست مىداشتم و از شما حمايت مىكردم، حال چه كارى براى من مىتوانيد انجام دهيد؟ مىگوين
متن کامل خطبه اول نماز جمعه : مورخ : ١۴٠۴/١١/٣
امام جمعه کاشان : عاقبت بخیری با تقوا، دوست صالح و تدبر در نتیجه کار برای انسان بدست می اید
بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ
اَلْحَمْدُ وَ الثَّناءُ لِلِّهِ رَبِّ العالَمین وَ صَلَّی اللَّهُ عَلی سَیِّدِنا وَ نَبِیِّنا اَبی القاسِم المُصطَفی مُحَمَّد ص وَ عَلي اَهلِ بَيتِه الطَيّبين الطّاهِرين سِیَّما بَقیّةِ اللّهِ فی الاَرَضین وَ لَعْنَةُ اللّهِ عَلَي أعْدآئِهِمْ أجْمَعينَ إلَي يَوْمِ الدّين
در صد و هشتاد و هشتمین خطبه در شهر کاشان مُکرَّم، در روز سوم بهمن، سوم شعبان، خود و شما برادران و خواهرانم را به رعایت تقوای الهی، سفارش می کنم « اُوصیکُم وَ نَفسیِ بِتَقوَی اللّه ». مصداقاً هر هفته محضر صحیفه سجادیه می رویم و در صد و سی دومین جمله ، فراز دیگری از دعای بیستم صحیفه سجادیه دعای ( مَكَارِمِ الْأَخْلَاقِ وَ مَرْضِيِّ الْأَفْعَالِ ) را خدمت شما عرض می کنم « وَ ارْزُقْنی وَرَعاً فِي اِجْمَالٍ اللَّهُمَّ اخْتِمْ بِعَفْوِكَ أَجَلِي » خدایا، به من ورعی نصیب کن و در ضمن ان، اهل جمیل هم باشم. خدایا، با عفو خودت، عمر من را به پایان برسان. در رابطه با « وَرَعاً فِي اِجْمَالٍ » مطالبی را هفته قبل عرض کردم، برای تکمیل بیان می کنم، مرحوم سید علی خان کبیر، می فرماید « وَرَع » یعنی، انسان از انچه شایسته نیست خوداری کند و انجام ندهد. به تعبیر ایشان « وَرَع » چهار قِسم است :
١ _ پائین ترین و کمترین حدّ ورع، یعنی، انسان کاری نکند که عدالتش ساقط شود. یعنی گناه کبیره انجام ندهد و اصرار بر صغیره نداشته باشد و گناه صغیره را تکرار نکند.
٢ _ از این بالاتر، ورع انسان های صالح است، صالحان در کارهای شبهه ناک، به فقیه مراجعه می کنند، و درستی یا اشکال ان را از فقیه سوال می کنند. ورع انسان های صالح این است که از شبهه هم پرهیز می کنند اگر چه فتوا فقیه ان را جایز بداند.
٣ _ از این بالاتر ورع متقین است. متقین مباح را هم انجام نمی دهند، زیرا خوف دارند که انجام مباح، لبه پرتگاه ورود به حرام باشد.
۴_ از این بالاتر، ورع صدّیقین است. صدّیقین، ان عملی را که باعث می شود، قوت بر طاعت خدا نداشته باشند، یا او را به معصیت بیندازد را ترک می کنند. در رابطه با « فِي اِجْمَالٍ » می فرمایند، ورع من، در حالت معتدل باشد. یعنی انسان نیک بپوشد در عین این که زاهد است. مرحوم سید علی خان می فرماید، ورع ما را از حالت اعتدال و اقتصاد خارج نکند، این می شود ورع« فِي اِجْمَالٍ ». امام در جمله دوم می فرماید، خدایا من را عاقبت بخیر کن. عمر من با عفو الهی تمام شود و وارد برزخ شویم« اللَّهُمَّ اخْتِمْ بِعَفْوِكَ أَجَلِي ». امام صادق ع می فرماید، اگر از عمر دنیا به اندازه فاصله بین دوشیدن شیر شتر نمانده باشد ولی برای کسی نوشته شود که سعید و عاقبت بخیر است، خداوند در همان لحظه، اسباب عاقبت بخیری او را فراهم می کند. بعنوان نمونه، حرّ را در نظر بگیرید، اگر او در روز تاسوعا از دنیا می رفت قطعا جهنمی بود، ولی در روز عاشورا با سخنان امام حسین ع برگشت، چند ساعتی جهاد نمود و جزو هفتاد دو نفر شد. اجل او با عفو الهی ختم شد. ما برای عاقبت بخیری باید چکار کنیم؟
١ _ تقوا، « وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ » همین توصیه به تقوا که در خطبه ها عرض می کنیم. این مسیر عاقبت بخیر شدن است
٢ _ داشتن دوست صالح. دوست ناباب فرزند را می تواند به اغتشاش ها ببرد و در زندان باشد، اما دوست صالح می تواند، فرزند ما را به مسجد، نماز جمعه و بسیج بیاورد
٣ _ سنجیدن عاقبت کار: امیرالمومنین علی ع می فرماید « إِذَا هَمَمْتَ بِأَمْرٍفَتَدَبَّر عاقبته » هر گاه به کارى تصمیم گرفتى، عاقبت ان را ببین و تامل کن. می خواهی مالی را بدست بیاوری، ببین حلال است یا حرام. مُلک ری، عاقبتی بود که عمر سعد دنبال ان بود. نتیجه بدست اوردن مُلک ری، شهادت امام حسین ع است.
این توصیه به تقوا در خطبه اول است.
حجت الاسلام حسینی افزود : بحث اصلی و محوری و مستمر ما در خطبه ها ، قران است ، که به ایه صد و شصت و شش سوره بقره رسیدیم « إِذْ تَبَرَّأَ الَّذينَ اتُّبِعُوا مِنَ الَّذينَ اتَّبَعُوا وَ رَأَوُا الْعَذابَ وَ تَقَطَّعَتْ بِهِمُ الْأَسْبابُ » زمانی را بیاد اورید که « پیشوایان گمراه کننده » از پیروان و کسانی که از آنها تبعیت کردند« بجای تبعیت از امامان و پیشوایان گمراه کننده و بد در انزمان، امروز بگذارید، ترامپ، نتانیاهو، اروپا خبیث، اعراب منطقه » وقتی را عذاب را دیدند برائت می جویند. اسباب و دوستی های دنیا قطع شده است
نکات آیه :
نکته اول : معنای برائت چیست؟ راغب در مفردات می فرماید « تبرّی » یعنی فاصله گرفتن انسان از چیزی که دوست ندارد. فرد بیمار وقتی خوب می شود، می گوید، من از این بیماری جدا شدم، این معنای تبرّی است. و چون به باب تفعل رفته است، غالباً معنای باب تفعل، پذیرش است، یعنی جدایی و فاصله گیری را قبول کند. شیخ طوسی در تبیان و طبرسی در مجمع البیان می فرمایند، در درون مفهوم تبرّی، علاوه بر فاصله و جدایی، عداوت هم دخالت دارد. یعنی فاصله گرفتنی که منشاء ان عداوت است. با این تعریف، آیه اول سوره توبه را معنا می کنیم. قران می فرماید « بَرَاءَةٌ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ » خدا و پیامبر ص، دشمنی دارند، و فاصله می گیرند از شما، که منشاء این فاصله دشمنی و عداوت خداوند و پیامبر ص از مشرکین است. آیه می فرماید، روز قیامت، فاصله می گیرند و دشمنی می کنند، از همان کسانی که در دنیا با هم دوست هستند، یکی دستور می دهد و یکی پیروی می کند. امروز ما می گوئیم، مرگ بر امریکا، مرگ بر اسرائیل، ترامپ ونتانیاهو، ولی در روز قیامت انها به همدیگر مرگ می گویند. . قران در ایه ٢٢ سوره ابراهیم می فرماید، « فَلَا تَلُومُونِي وَلُومُوا أَنْفُسَكُمْ » ابلیس می گوید من را ملامت نکنید، خودتان را ملامت کنید. روز قیامت دوستی های دنیوی کنار گذاشته می شود، بیزاری می جویند از همدیگر. امامِ اتش از ماموم خودش و مامومِ آتش از امامش، همه عذاب می شوند
نکته دوم : « وَ رَأَوُا الْعَذابَ »، عذاب را می بینند. این چه نوع عذابی است؟ روایتی را از جلد هشت بحارالانوار صفحه ٢٨۴ عرض می کنم، امام باقر ع می فرماید « فَقَالَ يَا جَبْرَئِيلُ مَا مَرَرْتُ بِخَلْقٍ مِنْ خَلْقِ اَللَّهِ إِلاَّ رَأَيْتُ اَلْبِشْرَ وَ اَللُّطْفَ وَ اَلسُّرُورَ مِنْهُ إِلاَّ هَذَا فَمَنْ هَذَا قَالَ هَذَا مَالِكٌ خَازِنُ اَلنَّارِ وَ هَكَذَا خَلَقَهُ رَبُّهُ قَالَ فَإِنِّي أُحِبُّ أَنْ تَطْلُبَ إِلَيْهِ أَنْ يُرِيَنِي اَلنَّارَ فَقَالَ لَهُ جَبْرَئِيلُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ إِنَّ هَذَا مُحَمَّدٌ رَسُولُ اَللَّهِ وَ قَدْ سَأَلَنِي أَنْ أَطْلُبَ إِلَيْكَ أَنْ تُرِيَهُ اَلنَّارَ قَالَ فَأَخْرَجَ لَهُ عُنُقاً مِنْهَا فَرَآهَا فَلَمَّا أَبْصَرَهَا لَمْ يَكُنْ ضَاحِكاً حَتَّى قَبَضَهُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ ». پیامبر ص در مهمانی خصوصی خداوند در شب معراج، به جبرائیل فرمود، در این سفر بر کسی نگذشتم جز آنكه همه خرم و شاد و مسرور بودند، جز این فرشته که عبوس و غمگین است. اين كيست؟ گفت اين مالك و خازن دوزخ است و خدا او را چنين آفريده است، پیامبر ص فرمود من دوست دارم از او بخواهى دوزخ را بمن نشان دهد، جبرئيل به مالک دوزخ گفت، اين محمد رسول خداست و از من خواسته كه از تو بخواهم دوزخ را به او نشان بدهی، یک شعله ای از آتش جهنم بیرون امد و پیامبر ص دید، از زمانی که پیامبر ص این شعله آتش را دید، تا پایان عمر شریفشان، لبخند نداشت. این عذابی است که خداوند، برای ظالمان به دین خدا فراهم کرده است. شما اهل بهشت هستید.
نکته سوم : « وَ تَقَطَّعَتْ بِهِمُ الْأَسْبابُ » در ان روز اسباب قطع می شود. ایت الله جوادی آملی در تسنیم جلد هشت صفحه ٣١٨ در رابطه با « قطع » می فرماید، قطع، یعنی جدا کردن. این جدا کردن :
١ _ یا جدایی در امور مادی و محسوس است، مثال این، قطع دست است. قران در ایه سی و هشت سوره مائده می فرماید « وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُمَا » دست سارق را قطع کنید.
٢ _ یا جداسازی نامحسوس است. این جدایی با بصیرت قابل اداراک است و ان قطع رحم است، قران در ایه بیست و هفت سوره مائده می فرماید « وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ » عده ای پیوند خود را قطع می کنند، یا پیوند خانوادگی « برادر، عمه و خاله » یا با امام خودشان.
اسباب به چه معنا می باشد؟ در لسان عرب « سبب » به معنای ریسمان می باشد. ریسمانی که بوسیله ان از درخت خرما بالا می روند. « وَ تَقَطَّعَتْ بِهِمُ الْأَسْبابُ » یعنی در روز قیامت، هر چیزی که در دنیا، انسان ها بوسیله ان به چیزی می رسیدند مانند « میثاق ها، دوستی ها، تجارت، و روابط و... » که مسیر ناصحیحی بود و مشرکان بین خودشان داشتند، از بین می رود. قران در ایه ۶٧ سوره زخرف می فرماید « الْأَخِلَّاءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِينَ » کسانی که در دنیا با هم دوست هستند، روز قیامت دشمن یکدیگر می شوند، مگر متقین. نظام سبب و مسبّب در اخرت هست، اما اسباب باطلی که در دنیا بین بعضی وجود دارد کنار می رود. روایتی در کافی، جلد سوم صفحه ٢٣١ امده است.
امیرالمومنین علی ع می فرماید « إِنَّ اِبْنَ آدَمَ إِذَا كَانَ فِي آخِرِ يَوْمٍ مِنْ أَيَّامِ اَلدُّنْيَا وَ أَوَّلِ يَوْمٍ مِنْ أَيَّامِ اَلْآخِرَةِ مُثِّلَ لَهُ مَالُهُ وَ وُلْدُهُ وَ عَمَلُهُ فَيَلْتَفِتُ إِلَى مَالِهِ فَيَقُولُ: وَ اَللَّهِ إِنْ كُنْتُ عَلَيْكَ لَحَرِيصاً شَحِيحاً فَمَا لِي عِنْدَكَ؟ فَيَقُولُ: خُذْ مِنِّي كَفَنَكَ، قَالَ: فَيَلْتَفِتُ إِلَى وُلْدِهِ فَيَقُولُ وَ اَللَّهِ إِنِّي كُنْتُ لَكُمْ مُحِبّاً وَ إِنِّي كُنْتُ عَلَيْكُمْ مُحَامِياً فَمَا ذَا لِي عِنْدَكُمْ فَيَقُولُونَ نُؤَدِّيكَ إِلَى حُفْرَتِكَ نُوَارِيكَ فِيهَا قَالَ فَيَلْتَفِتُ إِلَى عَمَلِهِ فَيَقُولُ وَ اَللَّهِ إِنِّي كُنْتُ فِيكَ لَزَاهِداً وَ إِنْ كُنْتَ عَلَيَّ لَثَقِيلاً فَمَا ذَا عِنْدَكَ فَيَقُولُ أَنَا قَرِينُكَ فِي قَبْرِكَ وَ يَوْمِ نَشْرِكَ حَتَّى أُعْرَضَ أَنَا وَ أَنْتَ عَلَى رَبِّكَ قَالَ فَإِنْ كَانَ لِلَّهِ وَلِيّاً أَتَاهُ أَطْيَبَ اَلنَّاسِ رِيحاً وَ أَحْسَنَهُمْ مَنْظَراً وَ أَحْسَنَهُمْ رِيَاشاً فَقَالَ أَبْشِرْ بِرَوْحٍ وَ رَيْحَانٍ وَ جَنَّةِ نَعِيمٍ وَ مَقْدَمُكَ خَيْرُ مَقْدَمٍ فَيَقُولُ لَهُ مَنْ أَنْتَ فَيَقُولُ أَنَا عَمَلُكَ اَلصَّالِحُ » در آخرين روز از روزهاى دنيا و نخستين روز از روزهاى جهان آخرت سه چیز را روبروی چشم بنى آدم سه چیز را می اورند:
١ _ مال،
٢ _ فرزندان
٣ _ اعمالش. پس به مال خود نگاه می کند و مىگويد: به خدا سوگند كه من دربارۀ تو حريص بودم، نسبت به تو بخیل بودم، اكنون از تو چی نصیب من می شود؟ مال مىگويد: كفن خود را از من بردار. آنگاه به فرزندان خود نگاه مىكند و مىگويد: به خدا سوگند كه من شما را دوست مىداشتم و از شما حمايت مىكردم، حال چه كارى براى من مىتوانيد انجام دهيد؟ مىگويند: تو را به سوى قبر مىبريم و در آن، پنهان مىسازيم. سپس به عملش نگاه می کند و مىگويد: به خدا سوگند كه من نسبت به تو بىرغبت بودم و تو بر من سنگين بودى « دوست نداشتم به نماز جمعه بیایم، در راه پیمایی بیست و دوم دی شرکت کنم » تو براى من چه دارى؟ مىگويد: من در قبر و روزى كه زنده شوى، همراه تو هستم تا وقتى كه من و تو بر پروردگارت عرضه شويم. من و تو در محضر خداوند عرضه می شویم. اگر بدکار باشی، جهنم و اگر مومن باشی، بشارت بر تو بهشت نعیم ، فرشتگان، به تو خوشامد می گویند، می گویند، تو کیستی، می گوید، من عمل صالح او هستم. خواهران، برادران، اقا پسرها، دختر خانم ها، پاسداران عزیز، جانبازان و ازادگان عزیز و دلاور، پلیس مقتدر و همه کسانی که برای انقلاب زحمت می کشید، اعمال صالح با ما می ماند. از این فرصت استفاده کنیم. من همین جا، پویشی که با عنوان گلدسته های ایران مطرح شده را عرض کنم، در اغتشاشات دویست و پنجاه مسجد را تخریب کردند و آتش زدند، این پویش کمک به مساجدی است که تخریب یا سوزانده شده است. ضمن این که مسجد و مصلّی که در ان هستیم را فراموش نکنیم. ما خواهیم رفت ولی این بنا خواهد ماند، سال های سال بعد از رحلت ما این مکان می ماند و هر عبادتی در این مکان انجام شود او دخیل و سهیم است
بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ
وَالْعَصْرِ، إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ ، إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ