تاریخ خبر:۱۴۰۵ جمعه ۱ خرداد
امام جمعه کاشان : از نشانه های نادانی، عجله در انجام کار قبل فراهم شدن فرصت و انجام ندادن، بعد از فراهم شدن فرصت برای ان کار است
امام جمعه کاشان : حضرت علی ع می فرماید« غَافِصِ اَلْفُرْصَةَ عِنْدَ إِمْكَانِهَا فَإِنَّكَ غَيْرُ مُدْرِكِهَا بَعْدَ فَوْتِهَا » فرصت را بگیرید، وقتی شرایط ان فراهم شد، زیرا، فرصت انجام کار اگر دست رفت دیگر نمی توانی به ان برسی. و نمونه تاریخی ان قیام توّابین است
متن کامل خطبه اول نماز جمعه : مورخ : ١۴٠۵/٣/١
امام جمعه کاشان : از نشانه های نادانی، عجله در انجام کار قبل فراهم شدن فرصت و انجام ندادن، بعد از فراهم شدن فرصت برای ان کار است
بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ
اَلْحَمْدُ وَ الثَّناءُ لِلِّهِ رَبِّ العالَمین وَ صَلَّی اللَّهُ عَلی سَیِّدِنا وَ نَبِیِّنا اَبی القاسِم المُصطَفی مُحَمَّد ص وَ عَلي اَهلِ بَيتِه الطَيّبين الطّاهِرين سِیَّما بَقیّةِ اللّهِ فی الاَرَضین وَ لَعْنَةُ اللّهِ عَلَي أعْدآئِهِمْ أجْمَعينَ إلَي يَوْمِ الدّين
در دویست و ششمین خطبه در کاشان مُکرَّم، در روز اول خرداد و پنجم ماه ذی الحجه، خود و شما برادران و خواهران را به رعایت تقوای الهی، سفارش می کنم « اُوصیکُم وَ نَفسیِ بِتَقوَی اللّه ». در ادامه توصیه به تقوا در خطبه اول و بیان حکمت های نهج البلاغه، به حکمت صد و هیجدهم نهج البلاغه رسیدیم. امیرالمومنین علی ع در این حکمت می فرماید « إِضَاعَةُ الْفُرْصَةِ، غُصَّةٌ » از دست دادن فرصت ها، باعث غم و غصه برای انسان است. فرصت یعنی، امکان انجام دادن یک کار. فرض کنید برای یک کار چندین مقدمه لازم است، مقدمات کار که فراهم شد، موقع انجام ان کار است، این یعنی فراهم شدن فرصت. در حکمت ٣۶٣ امیرالمومنین علی ع می فرماید « مِنَ الْخُرْقِ الْمُعَاجَلَةُ قَبْلَ الْإِمْكَانِ، وَ الْأَنَاةُ بَعْدَ الْفُرْصَة » از نادانی شخص این است که قبل از فراهم شدن امکان یک کار، عجله کند و وقتی امکان ان فراهم شد ان را انجام ندهد، پس نادانی شخص این است که :
١ _عجله برای انجام کار قبل از امکان فراهم شدن انجام یک کار
٢ _ از دست دادن ان کار بعد از فراهم شدن فرصت. در روایت داریم، امیرالمومنین علی ع می فرماید، بدانید، اگر زمان انجام یک کاری باشد و ان کار را انجام ندهیم، فرصت زود تمام می شود و کُند بر می گردد. « الفُرصَةُ سَريعَةُ الفَوتِ ، و بَطِيئَةُ العَودِ » این ضرر است، می توانستیم کاری را انجام دهیم و انجام ندادیم، مشخص نیست، چه زمانی « یک ماه بعد، یک سال و یا ده سال بعد... » دوباره بتوانیم همان کار را انجام دهیم. در بعضی از تعبیرات هم داریم که محال است که بتوانیم ان کار دوباره برگردد. در کتاب جامع الحادیث شیعه، جلد چهارده صفحه ٣١٧ علی ع می فرماید« غَافِصِ اَلْفُرْصَةَ عِنْدَ إِمْكَانِهَا فَإِنَّكَ غَيْرُ مُدْرِكِهَا بَعْدَ فَوْتِهَا » فرصت را بگیرید، وقتی شرابط ان فراهم شد، زیرا، فرصت انجام کار اگر دست رفت دیگر نمی توانی به ان برسی. پس دو تعبیر برای از دست دادن فرصت بیان شد :
١ _ « بَطِيئَةُ العَودِ » دیر بر می گردد، فرصتی که از دست برود
٢ _ اصلا ان فرصت بر نمی گردد.« غَافِصِ اَلْفُرْصَةَ عِنْدَ إِمْكَانِهَا فَإِنَّكَ غَيْرُ مُدْرِكِهَا بَعْدَ فَوْتِهَا »
مثالی عرض می کنم. توابین را در نظر بگیرید، امام حسین ع به کربلا امد، درخواست خود را توسط مسلم بن عقیل « روز عرفه شهادت مسلم بن عقیل است » به مردم کوفه اعلام نمود، هیجده هزار نفر بیعت کردند، ولی وقتی شخص امام حسین ع به کربلا امدند، از ان هیجده هزار نفر بیعت کننده مردم کوفه و سایر شهرها، فقط هفتاد دو نفر حاضر شدند، عده ای بنام توابین، که سه هزار نفر بودند، حدود پنج سال بعد از حادثه کربلا، قیام کردند، شهید شدند، اما نتیجه کربلا را نگرفتند. اگر ان سه هزار نفر به همراه ان هفتاد و دو نفر به کربلا می امدند، و مقابل سی هزار نفر دشمن می ایستادند، نسبت یاران امام حسین به دشمنان، یک به ده می شد و قران در ایه ۶۵ سوره انفال می فرماید، در جنگ ها، اگر مسلمانان، یک به ده باشند، می توانند پیروز شوند « إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ » اگر بیست نفر اهل استقامت باشند بر بیست نفر غلبه می کنند. ولی ان سه هزار نفر نیامدند و پنج سال بعد ان فرصت برای انان فراهم نشد. خواهران و برادران، وقتی شرایط برای انجام کار فراهم شد، تاخیر نیاندازید« إِضَاعَةُ الْفُرْصَةِ، غُصَّةٌ ». یا به تعبیر
نامه ٣١، علی ع می فرماید « بادِرِ الْفُرْصَةَ قَبْلَ اَنْ تَكُونَ غُصَّةً » فرصت را غنیمت شمار، قبل از انکه از دست رفتن ان، باعث اندوه شما شود.
این توصیه به تقوا در خطبه اول بود.
حجت الاسلام حسینی افزود : بحث اصلی و محوری و مستمر ما در خطبه ها ، قران است ، به ایه صد و هفتاد و نه سوره بقره رسیدیم، ایه می فرماید « وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ » قصاص نمودن برای شما و به نفع شما می باشد، ای صاحبان خرد، ان باعث زندگی می شود، به امید انکه تقوای الهی را پیشه کنید
نکات ایه :
نکته اول : ارتباط این ایه با ایه قبل چیست؟ در ایه قبل قران، قصاص، دیه گرفتن و عفو کردن را تشریع فرموده است. سه راهکار جلو اولیاء مقتول وجود دارد و می توانند انتخاب کنند. به تعبیر علامه ره در المیزان، ممکن است برای کسی توهم ایجاد شود، که عفو و دیه مزیت دارد و مصلحتش از قصاص بیشتر است.
برای دفع این توهم، خداوند در این ایه می فرماید، یک مصلحت عمومی بنام قصاص کردن وجود دارد، که حیات جامعه را تضمین کند، نه دیه گرفتن و نه عفو نمودن. پس، اولین نکته این ایه، ارتباط ان با ایه قبل است، این ایه دفع توهم می کند، که اگر کسی به ذهنش امد، که مصلحت عمومی فقط با دیه و یا عفو بوجود می اید، قران می فرماید نه. مصلحت عمومی و اصل، با قصاص است و دیه و عفو، تخفیفی از جانب خداوند است.
نکته دوم : منظور از « حَيَاةٌ » در ایه چیست؟ این حیات، چه نوع حیاتی است؟ سه نوع حیات در قران بیان شده است :
١ _ حیات گیاهی، درخت، و گل را در نظر بگیرید، اب به ان ها می دهیم، نور خورشید را می گیرند، رشد می کنند و تولید مثل دارند
٢ _ حیات حیوانی. یک حیوان علاوه بر رشد، تولید مثل و تغذیه که گیاه دارد، غضب، خشم و شهوت هم دارند.
٣ _ حیات الهی و انسانی. انسان هایی مانند ترامپ و نتانیاهو، فقط حیات گیاهی « تغذیه، رشد و تولید مثل » و حیات حیوانی « شهوت و غضب » دارند، لذا مدرسه میناب را با ١۶٨ دانش اموز بی گناه را به خاک و خون می کشند و یا ناو دنا که در تمام پروتکل ها امده، یک ناو یا ناوچه، وقتی برای رزمایش به نقطه ای مانند هند می روند، نباید اسلحه سنگین با خود داشته باشند و آمریکایی ها این را می دانند، و امریکا با این اگاهی را داشتند که این ناو به سلاح سنگین مسلح نیست، اما این غضب باعث می شود که همه این ها کنار رود، انسانیتی وجود ندارد و حیوان هستند. قران که می فرماید « وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ » این حیات دیگری غیر از گیاهی و حیات حیوانی را مدنظر دارد و ان حیات الهی و انسانی است. قران در سوره فاطر ایه ٢٢ می فرماید « وَمَا يَسْتَوِي الْأَحْيَاءُ وَلَا الْأَمْوَاتُ إِنَّ اللَّهَ يُسْمِعُ مَنْ يَشَاءُ ۖ وَمَا أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِي الْقُبُورِ » مساوی نیستند کسی که زنده است با کسی که مرده است. خدا می شنواند به ان کسی که اراده کند و تو « پیامبر ص » نمی توانی به کسانی که در قبرها هستند بشنوانی. یعنی یک عده ای راه می روند اما گوش و چشم انها از دیدن و شنیدن حقایق، کر و نابینا می باشد. قران می فرماید این ها مرده هستند. این ایه « وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ » یعنی قصاص، باعث حیات انسانی می شود. ایمان به وحی، عمل به دستورات قران، این ها عامل حیات هستند. اگر در جامعه قصاص درست اجرا شود، به نفع ان قاتل است. اگر قاتل، قبل از این که این جنایت را انجام دهد، بداند، که قانون عدل الهی و قران او را قصاص می کند، این جنایت را انجام نمی دهد، و اگر این قتل را انجام داد، اگر توبه واقعی کند، قصاص باعث می شود در قیامت از این گناه عذاب نداشته باشد . برای خانواده مقتول هم حیات است، زیرا باعث ارامش خاطر انها می شود و دل انها آسوده می شود. اگر خانواده عزیز ٢۴٠ هزار شهید، ببینند، صدام به چوبه دار مجازات عدل الهی آویخته شد، خانواده شهید ارامش خاطر پیدا می کند، هر چند دنیا این ظرفیت را ندارد که، ٢۴٠ هزار بار صدام را اعدام نماید، ان برای قیامت می ماند. قصاص به نفع جامعه هم می باشد، هر کس بخواهد گناه قتل را انجام دهد، از قصاص عبرت می گیرد و باعث می شود جلو ادم کشی ظالمانه در جامعه گرفته شود، به تعبیر امیرالمومنین علی ع در حکمت ٢۵٢« فَرَضَ اللَّهُ وَ الْقِصَاصَ حَقْناً لِلدِّمَاءِ، وَ إِقَامَةَ الْحُدُودِ إِعْظَاماً لِلْمَحَارِمِ » خدا واجب کرده قصاص را تا خون ها حفظ شود. پس اگر در ایه قبل فرمود « كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصَاصُ فِي الْقَتْلَى ۖ الْحُرُّ بِالْحُرِّ » بر شما نوشته شد قصاص بعنوان حکم الزامی و تکلیف مشقت اور، در این ایه با« لَكُمْ » می اید، در ایه قبل فرمود« كُتِبَ عَلَيْكُمُ » مشقت است برای شما، اما در این ایه می فرماید « وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ » قصاص به نفع شما و باعث حیات می شود و جامعه به حیات ایمانی زنده می شود. به تعبیر ایت الله جوادی آملی در تسنیم، ماجرای قصاص مانند ماجرای دیوارها در قیامت است، قران در ایه ١٣ سوره حدید می فرماید « بَاطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَظَاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذَابُ » باطن دیوارهای قیامت رحمت است، اما ظاهر ان برای جهنمیان عذاب است.
نکته سوم : ایا باز هم در قرن بیست و یک باید قانون قصاص اجرا شود؟ شبهه ایجاد می کنند، می گویند، تاریخ مصرف این قانون گذشته است، در بعضی روزنامه ها مقاله با عنوان « خون به خون شستن محال امد پدید » نوشتند.پاسخ این است :
١ _ هیچ وقت کسی خون مقتول را با خون قاتل گناهکار شستشو نمی دهد. در اینحا، آن خون با کوثر زلال قصاص که اب حیات است، شستشو می شود. قاتل خونی را ریخته و لکه ننگی ایجاد شده است و بی گناهی را به زمین زده است، این لکه ننگ نه با خون او بلکه با حکم الهی و آب زلال قصاص پاک می شود.
٢ _عدل تاریخ مصرف ندارد. اینطور نیست که عدالت هزار و چهارصد سال قبل خوب بوده و الان بد است. عدل همیشه در تاریخ، حَسَن است و ظلم همیشه در تاریخ قبیح است. پزشک جراحی را در نظر بگیرید، انگشت فردی عفونت کرده است، هر چه نزد پزشکان می روند، می گویند عفونت قابل درمان نیست و باید انگشت قطع شود وگرنه عفونت سرایت می کند، اگر طبیب جراح دلسوز، این عضو را قطع کند نمی گویند ان پزشک خشونت طلب است
نکته چهارم : در پایان این ایه و ایه روزه این عبارت « لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ » ذکر شده است. اما این دو تقوا متفاوت هستند. فرق ان چیست؟ در ایه روزه، می فرماید « کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیامُ.... لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ »این تقوا، تقوای فردی است، از نظر فردی انسان به تقوا می رسد. اما در ایه قصاص می فرماید، اجرای قصاص، تامین کننده حیات جامعه است، یک تقوا سیاسی و اجتماعی بوجود می اورد. به تعبیر مجمع البیان در جلد یک صفحه ٢۶۶، خداوند قصاص را تشریع کرد، به امید انکه شما از قتل پرهیز کنید از ترس قصاص
خدایا : جامعه ما را از حیات الهی و انسانی بهره مند بفرما
خدایا : برای همه ما، موقعی که امکان انجام کار و فرصت فراهم می شودبه انجام کارهای خیر و استفاده از فرصت ها موفق بدار
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ :
إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ ، فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ ، إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ