خطبه اول نماز جمعه : مورخ : ١۴٠۵/٠۶/٢۰
امام جمعه کاشان : کسانی که حرف دشمنان را در ایران تکرار می کنند در جبهه باطل هستند
بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ
اَلْحَمْدُ وَ الثَّناءُ لِلِّهِ رَبِّ العالَمین وَ صَلَّی اللَّهُ عَلی سَیِّدِنا وَ نَبِیِّنا اَبی القاسِم المُصطَفی مُحَمَّد ص وَ عَلي اَهلِ بَيتِه الطَيّبين الطّاهِرين سِیَّما بَقیّةِ اللّهِ فی الاَرَضین وَ لَعْنَةُ اللّهِ عَلَي أعْدآئِهِمْ أجْمَعينَ إلَي يَوْمِ الدّين
در دویست و بیست و یکمین خطبه در کاشان روز بیست و نهم ربیع الاول، و بیستم شهریور ماه، خود و شما برادران و خواهران را به رعایت تقوای الهی، سفارش می کنم « اُوصیکُم وَ نَفسیِ بِتَقوَی اللّه ». در ادامه توصیه به تقوا در خطبه اول و بیان حکمت های نهج البلاغه، به حکمت صد و بیست و شش نهج البلاغه از مصادیق تقوا رسیدیم. این حکمت چند بخش دارد ، بخش دوم این حکمت درباره با تکبّر است. حضرت امیرالمومنین علی ع می فرمایند « عَجِبْتُ لِلْمُتَكَبِّرِ الَّذِي كَانَ بِالْأَمْسِ نُطْفَةً وَ يَكُونُ غَداً جِيفَةً » از کسی که تکبّر می کند تعجب می کنم، دیروزِ او نطفه ای بی مقدار بود و فردایِ او، روزی که از دنیا می رود، بدن او مردارِ بدبو می شود. جناب مغنیه، شارح نهج البلاغه در جلد چهارم شرحش می گوید، کبر بیماری است و داروی ان، بی اعتنایی به او می باشد. سپس با ذکر روایتی می گوید، عابدی، امیر متکبّری را دید، خود را به تجاهل زد، انگار که او را نمی شناسد، امیر به او گفت، مگر مرا نمی شناسی؟ عابد گفت، تو را می شناسم « أَوَّلُکَ نُطْفَةٌ وَ آخِرُکَ جِيفَةٌ » ابتدا نطفه بوده ای و اخر کار هم مردارِ بد بو می شوی. و بین این زمان هم « عَذَرَة و مدفوع » را حمل می کنی. بحث من چگونگی درمان تکبّر است.
١ _ ابتدا بدانیم جایگاه متکبران در جهنم، بسیار شدید الحرارت است. امام صادق ع می فرماید، جایگاه متکبران در سَقَر است. سَقَر، از شدت حرارت بخدا، شکایت می کند، و اجازه تنفس از خداوند می خواهد، وقتی خداوند اجازه تنفس می دهد، جهنم به آتش کشیده می شود. این یک راه درمان است که بدانیم جایگاه تکبر کجا می باشد
٢ _ در خطبه ١٩٢ نهج البلاغه، امیرالمومنین علی ع در تذکری برای ما، جهت درمان تکبّر می فرماید: « فَاعْتَبِرُوا بِمَا كَانَ مِنْ فِعْلِ اللَّهِ بِإِبْلِيسَ إِذْ أَحْبَطَ عَمَلَهُ الطَّوِيلَ وَ جَهْدَهُ وَ كَانَ قَدْ عَبَدَ اللَّهَ سِتَّةَ آلَافِ سَنَةٍ لَا يُدْرَى أَ مِنْ سِنِي الدُّنْيَا أَمْ مِنْ سِنِي الْآخِرَةِ- عَنْ كِبْرِ سَاعَةٍ وَاحِدَةٍ » ببینید، خدا با ابلیس متکبّر چکار کرد، عمل طولانی او را، « شش هزار سال عبادت، که نمی دانید از سال های دنیایی، ٣۶۵ روز بوده یا سال های اخرتی، که یک روزش، پنجاه هزار سال است » خداوند عمل طویل او را، حبط کرد، کنار گذاشت، زیرا، یک لحظه تکبّر نمود. این خطر تکبّر است. در روایات داریم، اگر کارهایی که در منزل، انجام بدهید، این. کارها باعث کنار رفتن تکبّر می شود. پیامبر ص می فرماید «مَن حَلَبَ شاتَهُ و رَقَعَ قَميصَهُ و خَصَفَ نَعلَهُ و واكَلَ خادِمَهُ و حَمَلَ مِن سُوقِهِ ، فَقَد بَرِئَ مِن الكِبرِ » کسی که خودش، شیر گوسفندش را بدوشد، خودش، پیراهنش را وصله بزند، کفش خودش را تعمیر کند، همراه با خدمتکارش، غذا بخورد « رئیس با زیر مجموعه خودش » و کالایی را که از بازار خریده است، خودش حمل کند و بیاورد. پیامبر ص می فرماید، از کبر پاک می شود. این ها بعنوان مثال است، یا امروزه کارهای منزل، مانند کمک در شستن ظرف و نظافت و.... این ها کبر را از بین می برد. دختر شهید مطهری ره، همسر شهید لاریجانی در حالات اقای دکتر لاریجانی می گوید، در کارهای منزل کمک می کرد، ظرف می شست در حالی که دبیر شورای عالی امنیت ملی بود. پس، متکبّر نباشیم.
این توصیه به تقوا در خطبه اول بود.
حجت الاسلام حسینی افزود : بحث اصلی و محوری و مستمر ما در خطبه ها ، قران است ، به ایه صد و هشتاد و پنج سوره بقره رسیدیم، بخش اول ایه را در این خطبه عرض می کنم. « شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَىٰ وَالْفُرْقَانِ ۚ فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ ۖ وَمَنْ كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَىٰ سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ ۗ يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَلِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلَىٰ مَا هَدَاكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ » ماه رمضان، که در ان، قران نازل شد، قران، هدایت است برای همه مردم، نشانه ها و دلایلی از هدایت و فرقان در قران وجود دارد.
نکات ایه :
نکته اول : کلمه « شَهْرُ رَمَضَانَ » مقداری که جستجو کردیم، تنها ماهی از ماه های سال، که در قران اسم ان، صریح امده است، فقط ماه مبارک رمضان است. تعبیر عام ماه های حرام در قران ان امده است. در ایه پنج و سی و شش سوره توبه تعابیر « اَلْأَشْهُرُ الْحُرُمُ، مِنها أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ » امده است که منظور ماه های رجب، ذی القعده و ذی الحجه و محرم است، اما نام انها تصریح نشده است. همچنین قران در رابطه با ماه های حج در ایه ١٩٧ سوره بقره می فرماید « أَشْهُرٌ مَعْلُومَاتٌ ». شوال، ذی القعده و ذی الحجه. بنام این ماه ها تصریح نشده است، اما تنها ماهی که قران صریح نام برده است، ماه مبارک رمضان است. در اصول کافی جلد چهار، صفحه ۶٩، روایتی از حضرت علی ع نقل می کند، امام می فرماید « لَا تَقُولُوا رَمَضَانُ وَ لَکِنْ قُولُوا شَهْرُ رَمَضانَ فَإِنَّکُمْ لَا تَدْرُونَ مَا رَمَضَان » نگوئید رمضان، حتما، کلمه « شهر » را از باب قداست، در کنار رمضان بیاورید، نمی دانید ماه رمضان چیست. امام باقر ع هم می فرماید « لا تقولوا هذا رمضان، و لا ذهب رمضان و لا جاء رمضان،.... و لکن قولوا شهر رمضان » نگوئید، رمضان امد و رمضان رفت، بلکه بگوئید « شَهْرُ رَمَضان » این نکته اول، در اهمیت ماه رمضان. البته بزرگان و اساتید برای ما توضیح داده اند که اجزای زمان« شنبه، یک شنبه، دوشنبه، محرم، صفر، ماه رمضان » ذاتاً با هم مساوی هستند. ولی گاهی اوقات، این زمان، برای برخی از امور خاص ظرف می شود که عظمت پیدا می کند.
نکته دوم : چرا به ماه رمضان، رمضان می گویند؟ در وجه نام گذاری، وجوه زیادی بیان شده است، که از لغت گرفته شده است:
• در کتاب العَین، می فرماید، حرارت سنگ، در اثر تابش خورشید را « رَمَضه » می گویند. بعنوان مثال، در تابستان، برای ما، وقتی، دست خود را روی سنگ قبر پدر بگذاریم، حرارت و داغی محسوس است. ماه رمضان را رمضان می گویند، چون روزه دار، حرارت تشنگی را احساس می کند.
• در لسان العرب، امده « رَمَضَه » یعنی بارانی که قبل از فصل پائیز می بارد و زمین را شستشو می دهد ، به ماه رمضان، رمضان می گویند، زیرا، انسان را از گناه شستشو می دهد و دل ها را پاک می کند.
نکته سوم : در ایه امده است « شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ » در تعریف ماه رمضان نفرمود، شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي کُتِبَ فیه الصیام » ماه رمضان، ماهی است که روزه در ان واجب شده است، می فرماید، « شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ » عظمت ماه رمضان، به نزول قران در این ماه است، قرانی که، حاوی معارف و احکام فراوانی در آن است، که یکی از انها روزه می باشد. در اینجا، یادی کنیم، از شهیده بیت رهبر عزیزمان، دختر حضرت اقا، داماد محترم حضرت اقا، نقل می کنند، دختر اقا، خیلی قران می خواندند، به گونه ای که وقتی امام شهید ما، وقتی می خواستند نوه های خودشان را به قران سفارش کنند، می فرمودند، مانند مادرتان، زیاد قران بخوانید.
نکته چهارم : « أُنْزِلَ » قران در این ماه نازل شده است. یک بحث چهل و سه صفحه ای در رابطه با انزال قران در ماه رمضان در تسنیم جلد نه، از صفحه ٣٢٧ تا ٣٧٠ امده است. از برادران و خواهرانی که می خواهند مطلب را کامل و پژوهشی و تحقیقی ببینند، خواهش می کنم به تسنیم مراجعه کنند. بحث بسیار مفصلی دارد. اقوال مختلف امده که، این چه نزولی است؟ ایا همه قران است یا بخشی از قران؟ ایا بعثت در ماه مبارک رمضان بوده؟ « که یک نقل هم می اورند ». ایا تفصیل قران امده است؟ و..... من، مختارِ ایت الله جوادی را عرض می کنم. ایشان، می فرماید، قران دو وجود دارد:
١ _ وجود مادی و تدریجی. برای عالم ماده
٢ _ وجود مجرّد، بسیط و منزّه از کثرت، که مربوط به عالم لدنّی است. مربوط به علم پروردگار عالم. پیامبر ص، ان وجود مجرّد، منزّه از کثرت و بسیط قران را دریافت کرده است. اما ان وجود مجرّدِ قران می فرماید، با انزال و تنزیل به پیامبر ص نمی رسد، بلکه با صعود پیامبر ص بدست می اید. پیامبر اکرم ص صعود می کند. امّ الکتاب نازل کردنی نیست. وقتی پیامبر ص ما به مقام « قاب قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَىٰ » رسیدند. در سوره نجم ایات نه و ده می فرماید در ان مقام قرب « فَأَوْحَىٰ إِلَىٰ عَبْدِهِ مَا أَوْحَىٰ » خداوند، انجا، این وحی را انجام داد، و به تعبیر ایه شش سوره نمل « وَإِنَّكَ لَتُلَقَّى الْقُرْآنَ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ عَلِيمٍ » قران را دریافت می کنی. اگر بخواهم واضح تر بگویم، در اسماء الله خدای متعال امده، یکی از اسماء خداوند « فِی عُلُوِّهِ دان وَ في دُنَّوه عال » در عُلوّ خدا، دان، نزدیکی هست. در نزدیکی و دُنّو خدا، عال هست، یعنی هم، مقام عالی دارد و هم مقام دانی. پیامبر ص مظهر این اسم خداوند است.
چون مظهر اسم عالی خدای متعال هست، ان وجود مجرّدِ قران را با صعود دریافت کرد، و چون مظهر، دُنّو خداوند هم هست، وجود تفصیلی و تدریجی قران را دریافت.
نکته پنجم : «هُدًى لِلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَىٰ وَالْفُرْقَانِ » دوبار کلمه هدایت امده است« هُدًى لِلنَّاسِ » و « بَيِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَىٰ والفُرقان ». مفسران می فرمایند، انجا که قران می فرماید « هُدًى لِلنَّاسِ »، هدایت عام قران را برای همه بشریت و همه موجودات بیان می کند. خداوند یک هدایت عام دارد که« هُدًى لِلنَّاسِ » بیانگر ان می باشد. بخشی از وظیفه قران هدایت عام است، قران در سوره فرقان ایه ٣١ می فرماید« وَكَفَىٰ بِرَبِّكَ هَادِيًا وَنَصِيرًا ». خدا هدایت خاص هم دارد که اهل تقوا از ان برخوردار می شوند. ایه دوم سوره بقره « هُدًى لِلْمُتَّقِينَ ». شبیه کلمه انذار. قران منذر هم هست. پیامبر اکرم ص منذر هم هستند، هم انذار عام دارند، سوره فرقان، ایه یک می فرماید« لِلْعَالَمِينَ نَذِيرًا » پیامبر ص برای همه جهانیان منذر هستند، اما اهل تقوا از انذار استفاده می کنند، قران در سوره نازعات ایه ۴۵ می فرماید « إِنَّمَا أَنْتَ مُنْذِرُ مَنْ يَخْشَاهَا ». پس هدایت عام را اهل تقوا استفاده می کند، انذار عام را اهل خشیت از خدا، استفاده می کنند، این « هُدًى لِلنَّاسِ » است. اما بعد از ان می فرماید« وَبَيِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَىٰ وَالْفُرْقَانِ » بیِنه یعنی شاهد. دلایلی برای هدایت وجود دارد. این هدایت عام نیست که تکرار شود، این هدایت خاص است. چرا هدایت خاص است؟ چون می فرماید« بَيِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَىٰ وَالْفُرْقَانِ » فرقان، قسمی از هدایت عام است. جداسازی حق از باطل. این مصداق هدایت عام خداوند است. خدا کاری کرده است که همه بشریت، ترامپ و نتانیاهو را بشناسند که جبهه باطل هستند. کسانی که حرف ترامپ و نتانیاهو را در ایران، در روزنامه ها و در تریبون ها تکرار می کنند، جبهه باطل هستند. برای همه مشخص شده است، اما در کنار این هدایت عام، قران هدایت خاص دارد، پس « بَيِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَىٰ وَالْفُرْقَانِ » به قرینه تقابلی که با فرقان دارد، این هدایت، هدایت خاص می شود.
خدایا : همه ما را از هدایت عام و خاص قران کریم بهره مند بفرما
خدایا : ما را اهل تلاوت قران، تدبّر در ایات الهی و عمل به احکام و ایات مترقّی قران قرار بده
خدایا : منزّه بودن از تکبّر را در همه ما محقق بفرما
بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ
وَالْعَصْرِ، إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ ، إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ