تاریخ خبر:۱۴۰۵ جمعه ۳ مهر
خطبه اول نماز جمعه : مورخ : ١۴٠۵/٠٧/٣
امام جمعه کاشان : مرگ دیگران بهترین موعظه و عبرت برای ما می باشد
امام جمعه کاشان: امیرالمومنین علی ع می فرماید « وَ عَجِبْتُ لِمَنْ نَسِيَ الْمَوْتَ وَ هُوَ يَرَى الْمَوْتَى » تعجب می کنم از این که کسی مرگ را فراموش کرده، در حالی که می بیند، هر روز « إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ » برای برادر یا خواهری گفته می شود. پس اماده باشیم و عمل و تقوا را سرلوحه کارهای خود قرار دهیم
خطبه اول نماز جمعه : مورخ : ١۴٠۵/٠٧/٣
امام جمعه کاشان : مرگ دیگران بهترین موعظه و عبرت برای ما می باشد
بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ
اَلْحَمْدُ وَ الثَّناءُ لِلِّهِ رَبِّ العالَمین وَ صَلَّی اللَّهُ عَلی سَیِّدِنا وَ نَبِیِّنا اَبی القاسِم المُصطَفی مُحَمَّد ص وَ عَلي اَهلِ بَيتِه الطَيّبين الطّاهِرين سِیَّما بَقیّةِ اللّهِ فی الاَرَضین وَ لَعْنَةُ اللّهِ عَلَي أعْدآئِهِمْ أجْمَعينَ إلَي يَوْمِ الدّين
در دویست و بیست و سومین خطبه در کاشان مکرّم ، روز سوم مهرماه، سیزدهم ربیع الثانی، خود و شما برادران و خواهرانم را به رعایت تقوای الهی، سفارش می کنم « اُوصیکُم وَ نَفسیِ بِتَقوَی اللّه ». در ادامه توصیه به تقوا در خطبه اول و بیان حکمت های نهج البلاغه، به حکمت صد و بیست و شش نهج البلاغه از مصادیق تقوا رسیدیم. این حکمت چند بخش دارد ، سه بخش این حکمت را عرض کردم و امروز، بخش چهارم این حکمت را بیان می کنم، حضرت امیرالمومنین علی ع می فرمایند « وَ عَجِبْتُ لِمَنْ نَسِيَ الْمَوْتَ وَ هُوَ يَرَى الْمَوْتَى » منِ« امیرالمومنین علی ع » از ان کسی که مرگ و مردن را فراموش می کند در حالی که می بیند، افرادی هر روز از دنیا می روند، « احیاناً در تشییع جنازه، نماز و دفن انها شرکت می کند » ولی به فکر خودش نیست تعجب می کنم. در شرح این عبارت، ابن میثم، شارح بزرگ شیعی نهج البلاغه در صفحه ٩۶٧ می فرماید، این که امیرالمومنین علی ع این تعجب را بیان فرموده اند، غرض مولا علی ع این است که ما این امور انجام ندهیم و ما جزو کسانی نباشیم که اموات و تشیبع جنازه را ببینیم، اما اصلاً در ما تاثیری نداشته باشد و رعایت تقوای ما بیشتر نشود. خواهران و برادران، هر تشییع جنازه ای باید تقوای انسان را بالا ببرد. جناب مغنیه شارح دیگر نهج البلاغه در شرح فی ظلال، جلد چهار صفحه ٢٩٧ می فرماید، منظور امیرالمومنین ع از نسیان موت این است ، یعنی، تعجب می کنم از کسی که اموات را می بیند، اما باز عمل را برای آخرت ترک می کند، استعداد برای مردن و امادگی پیدا نمی کند، در حالی که علم و یقین دارد، که او هم روزی خواهد رفت. اگر من خودم بخواهم، از نهج البلاغه، شرحی برای این عبارت بیاورم، خطبه ١۴٩ نهج البلاغه است. امیرالمومنین علی ع نوزدهم ماه رمضان ضربت خوردند و بیست و یکم به شهادت رسیدند، روز بیستم، این خطبه ١۴٩ را در بستر شهادت به اطرافیان فرمودند، امام در این خطبه می فرماید، « أَنَا بِالْأَمْسِ صَاحِبُكُمْ وَ أَنَا الْيَوْمَ عِبْرَةٌ لَكُمْ وَ غَداً مُفَارِقُكُمْ، إِنَّمَا كُنْتُ جَاراً جَاوَرَكُمْ بَدَنِي أَيَّاماً وَ سَتُعْقَبُونَ مِنِّي جُثَّةً خَلَاءً، سَاكِنَةً بَعْدَ حَرَاكٍ وَ صَامِتَةً بَعْدَ نُطْقٍ، لِيَعِظْكُمْ هُدُوِّي وَ خُفُوتُ إِطْرَاقِي وَ سُكُونُ أَطْرَافِي، فَإِنَّهُ أَوْعَظُ لِلْمُعْتَبِرِينَ مِنَ الْمَنْطِقِ الْبَلِيغِ » من دیروز رهبر شما بودم، اما امروز عبرت شما هستم، فردا از میان شما رفته ام. من همسایه شما بودم، بدنِ من چند روزی همسایه ی شما مردم بود. شما، چند روز دیگر، می بیند، فقط از من جثّه ای ساکن و بدون حرکت مانده است. پس باید سکون و بی حرکتی دست و پای من، چشم ها و اندام من بهترین موعظه برای شما باشد. این بهترین موعظه است برای کسی که می خواهد عبرت بگیرد. دیدن یک پیکر بی جان بهتر است از این که یک سخنران بخواهد، برای مرگ و موت صحبت کند. امروز اقای دکتر آرزه گر، تشییع می شود، برای ما عبرت است، دو روز قبل پدر دو شهید ما تشییع شدند. یک بار دیگر عبارت مولا را بیان می کنم « وَ عَجِبْتُ لِمَنْ نَسِيَ الْمَوْتَ وَ هُوَ يَرَى الْمَوْتَى » تعجب می کنم از این که کسی مرگ را فراموش کرده، در حالی که می بیند، هر روز « إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ » برای برادر یا خواهری گفته می شود. پس اماده باشیم و عمل و تقوا را سرلوحه کارهای خود قرار دهیم
این توصیه به تقوا در خطبه اول بود.
حجت الاسلام حسینی افزود : بحث اصلی و محوری و مستمر ما در خطبه ها ، قران است ، به ایه صد و هشتاد و پنج سوره بقره رسیدیم، ایه درباره روزه بود، بخش اول و دوم ایه را در خطبه های قبل عرض کردم و در این خطبه ادامه ایه و بخش پایانی را شرح می دهم. « شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَىٰ وَالْفُرْقَانِ ۚ فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ ۖ وَمَنْ كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَىٰ سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ ۗ يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَلِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلَىٰ مَا هَدَاكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ » خداوند اراده کرده است که به شما آسان بگیرد و سخت نگیرد، باید عدد روزه ماه رمضان را تکمیل کنید، برای خدا تکبیر بگوئید و خدا را با
عظمت یاد
کنید، برای این. که شما را هدایت کرد، به امید انکه روزه شما باعث شکرگزاری شما شود.
نکات ایه :
نکته اول : « يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ » علامه ره در المیزان جلد دوم صفحه ٢۴ و ایت الله جوادی املی در تسنیم جلد نه صفحه ٣٧۵ می فرمایند، این اراده آسانی« یُسر » برای ما، مربوط به رخصتی است که خدا به مسافر و مریض داده است، خدا اول فرموده است، همه باید در ماه رمضان روزه بگیرند، هر کس در شهر و وطن خودش است باید روزه بگیرد، و بعد این رخصت را داده است، که هر کس مسافر یا مریص است، افطار کند و بعداً عدد را تکمیل کند. خداوند متعال، در رخصتی که به مریض و مسافر دا ه است برای شما اسانی می خواهد نه دشواری. بعداً قضا روزه هایی را که در ماه رمضان افطار کرده اید، انجام دهید.
اما مرحوم شُبَّر، در تفسیر مختصر و متقن خودشان، می فرمایند، این می تواند عام باشد. خداوند در همه امور برای شما اسانی را اراده کرده است. اگر بخواهیم تائیدی برای این کلام مرحوم شُبَّر بیاوریم، در نورالثقلین جلد اول، صفحه ١۶٩، روایتی از امام رضا ع درباره وقت نماز عصر امده است. از امام سوال می کنند، چرا خداوند، وقت مشخصی را برای نماز قرار نداده است؟ یک بازه زمانی پنج یا شش ساعت قرار داده است، امام فرمودند « ولكن جعلها في أخف الاوقات عليهم » معمولا ظهر، مردم به اشتغال و کار مشغول هستند و خدا نخواسته سخت بگیرد، در سبک ترین وقت قرار داده است. و بعد امام به این ایه استشهاد می فرمایند« يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ ». پسرها و دخترها، اراده الهی این است که، اسلام دین اسان و روان است.
نکته دوم : « وَلِتُكَبِّرُوا اللَّهَ » عظمت خدا را یاد کنید. در معنای این، ایت الله جوادی املی در تسنیم و علامه ره در المیزان می فرمایند، کسی که از اذان صبح تا اذان مغرب بخاطر خدا چیزی نمی خورد و نمیاشامد، انچه را، که روزه را باطل می کند، انجام نمی دهد، این روزه گرفتن برای اعتراف به کبریایی خداوند متعال است. ان خدایی که می فرماید« أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَىٰ وَالْفُرْقَانِ » ما با این روزه گرفتن، عظمت خدا را به همه نشان می دهیم. من بخاطر خدا اطاعت می کنم و در ان بازه زمانی، مبطلات روزه را انجام نمی دهم. « وَلِتُكَبِّرُوا اللَّهَ ». ولی در روایات، علاوه بر عظمت روزه، بخصوص به تکبیر های نماز عید اشاره شده است. امام رضا ع می فرمایند، در نمازهای معمولی « صبح، ظهر، مغرب و عشاء » یک تکبیر واجب داریم، اما نماز عید دوازده تکبیر واجب دارد. یعنی نماز عید دوازده تکبیر دارد. هفت تکبیر در رکعت اول و پنج تکبیر در رکعت دوم. در روایت دیگری فرمود، « وَلِتُكَبِّرُوا اللَّهَ » یعنی تکبیرهایی که بعد از نماز مغرب، عشاء، صبح و نماز عید، یک مسلمان با افتخار می گوید
« اَللّهُ اَکبَرُ، اَللّهُ اَکبَرُ، لا إلهَ إلاّ اللّهُ وَ اَللّهُ اَکبَرُ، اللّهُ اَکبَرُ وَ لِلّهِ الْحَمْدُ، اَللّهُ اَکبَرُ عَلی ما هَدانا ».
نکته سوم : « وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ »، به امید انکه شما شاکر شوید. علامه ره می فرماید، قبل از « تُكَبِّرُوا اللَّهَ » لَعَلَّ، نیامده است. اما قبل از « تَشْكُرُونَ » امده است. علت چیست؟ علامه ره در جواب می فرماید، اگر انسان با اخلاص روزه بگیرد، روزه مقبولی باشد، این عبادت و شکر خداوند می شود. پس قبل از « لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ » لَعَلَّ امده است، چون ممکن است بعضی افراد روزه شان با اخلاص باشد و بعضی با اخلاص نباشد. به امید این که شما روزه را « قربه الی الله و خالصاً لِوَجه الله » بگیرید، و این بشود شکرگزاری از خدای متعال. ولی برای « تُكَبِّرُوا اللَّهَ » لَعَلَّ نیامده است. علت چیست؟ چون، اگر روزه حتی، خالص هم نباشد، این قالب و شکل روزه که از صبح تا شب ، چیزی نمی خورند، مردمی که از اروپا و امریکا نگاه می کنند، می گویند، مسلمانان برای عظمت پروردگار خودشان از صبح تا شب چیزی نخوردند، لذا می فرماید، این « تُكَبِّرُوا اللَّهَ.» حتی اگر با اخلاص نیّت هم نباشد، این روزه کبریایی خدا را به همه نشان می دهد.
خدایا : روزه ما، عبادت ما را خالص و موجب عظمت اسلام در نگاه همه جهانیان قرار بده
خدایا : مرگ دیگران را برای ما عبرت و به استعداد موت برای ما منجر بفرما
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ :
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ، اللَّهُ الصَّمَدُ ، لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ ، وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ