السَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ.
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. الْحَمْدُ وَ الثَّنَاءُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى سَيِّدِنَا وَ نَبِيِّنَا أَبِي الْقَاسِمِ الْمُصْطَفَى مُحَمَّدٍ. وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ، سِيَّمَا بَقِيَّةِ اللَّهِ فِي الْأَرَضِينَ، وَ لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى أَعْدَائِهِمْ أَجْمَعِينَ إِلَى يَوْمِ الدِّينِ.
در دویست و پانزدهمین خطبه در کاشان مکرم، روز نهم ماه صفر، دوم مرداد ماه، خود و شما برادران و خواهران گرامی را به رعایت تقوای الهی سفارش میکنم. سفر آخرتِ ما، به تعبیر امام مجتبی (علیهالسلام) بسیار طولانی است؛ «آهِ آهِ مِنْ قِلَّةِ الزَّادِ وَ بُعْدِ الطَّرِيقِ». و این سفر طولانی نیاز به زاد و توشه دارد و «إِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَى». بهترین زاد و توشه این است که انسان واجبات خودش را انجام بدهد و محرمات الهی را ترک بکند.
مصداقاً حکمت ۱۲۳ نهجالبلاغه؛ از حکمتها رسیده بودیم؛ که در این حکمت هشت صفت از اوصاف صالحان را بیان کرده. امروز بخش ششم این حکمت میفرماید: «طُوبَى لِمَنْ أَمْسَكَ الْفَضْلَ مِنْ لِسَانِهِ»؛ خوش به حال کسی که زبانش را از زیادهگویی بازدارد. ابن میثم، شارح بزرگ شیعه، در شرحشان بر نهجالبلاغه میفرماید: اینکه نگه دارد زبان خودش را از زیادهگویی، یعنی «مِمَّا لَا يَنْبَغِي»؛ از آنچه که شایسته نیست بگوید، زبانش را ببندد و ساکت باشد.
جناب مغنیه شرح بیشتری میدهند در جلد ۴ شرحشان، میفرماید که حکما اینجور گفتند که شناخته میشود «خَصَاصَةُ الْمَرْءِ»، سبکیِ وزن یک انسان، «بِكَثِيرِ كَلَامِهِ»؛ خیلی پرحرف باشد میفهمند که ایشان خیلی از نظر اتقان، محکم صحبت نمیکند. منتها کثیرِ کلام در چه؟ زیاد حرف در چه میزند؟ «فِيمَا لَا يُجْدِي»؛ در چیزی که نفع ندارد. پشت سر هم نیم ساعت، یک ساعت، دو ساعت حرف میزند در اموری که نفعی ندارد.
دو، ادامهی فرمایش آقای مغنیه است: خبر میدهد از چیزی که از او سؤال نکردی؛ «إِخْبَارِهِ بِمَا لَا يُسْأَلُ عَنْهُ». چند نفر نشستهاند، شما از او سؤال نکردی، اما او شروع میکند به صحبت کردن، این نشان سبکیِ اوست. بعد میفرماید و از این بدتر این است که حرفی میزند، لابهلای حرفهایش کلمات مزینی را به کار میبرد، کلمات سنگینی به کار میبرد که خودش هم معنای این حرف را نمیداند.
این سه تا شرح از جناب آقای مغنیه برای این حکمت: «طُوبَى لِمَنْ أَمْسَكَ الْفَضْلَ مِنْ لِسَانِهِ». ولی میتوانیم اضافه کنیم؛ امساک فضل از لسان یک معنایش این است: اسرار شیعه را اهل بیت به بعضیها گفتند، فاش نکند. در کافی شریف این حدیث آمده از امام صادق (علیهالسلام)، فرمود: بعضی از اسرار شیعه را بعضیها علنی میکنند. اینهایی که علنی میکنند، برای من هزینه ایجاد میکنند. هزینهای که این شیعهی محبِ من با افشای سِرّ برای من ایجاد میکند - عین تعبیر امام است - از هزینهی ناصبیها که به من فحش میدهند، برای من بالاتر است.
پس ما نسبت به زبانمان وظیفه داریم. یکی از وظایفمان این است، در نامهی ۵۳ آمده، این زبان باید یاریگر دین باشد. «أَمَرَهُ» خدا، حضرت امیر امر کرد مالک اشتر را، «أَنْ يَنْصُرَهُ اللَّهَ» که خدا را یاری کند، «سُبْحَانَهُ بِقَلْبِهِ وَ يَدِهِ وَ لِسَانِهِ». این زبان باید یاریگر دین خدا باشد. در خطبهی همام ۱۹۳، حضرت امیر (علیهالسلام) پایان خطبه به آن منافق فرمودند: زبان، زبان توست، اما شیطان دارد از زبان تو حرف میزند؛ «فَإِنَّمَا نَفَثَ الشَّيْطَانُ عَلَى لِسَانِكَ». پس خواهران، برادران، این زبان میتواند سخنگوی شیطان باشد، میتواند ناصر و یاور دین باشد. یکی از راهکارها باز در حکمت ۶۰ آمده که فرمود: این زبان سَبُع است، درنده است، تربیتنشده است. اگر این زبان را رها کنی، «إِنْ خُلِّيَ عَنْهُ عَقَرَ»، میگزد. پس باید به تعبیر نامهی ۵۳، «أَمْلِكْ غَرْبَ لِسَانِكَ»، تندی زبانت را در اختیار خودت بگیر. این توصیه به تقوای خطبهی اول
اما محتوای خطبه؛ رسیدیم در آیات ترتیبی به ۱۸۳ بقره: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ». فعلاً در «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا» هستیم. از المیزان محضرتان عرض کردم ذیل آیهی ۱۳۰ بقره، اسلام و ایمان چهار مرحله دارد که عالیترین مرحلهی آن این است: انسان هم احکام دین را انجام بدهد و هم در دلش کاملاً تسلیم باشد؛ در دلش هم نسبت به احکام الهی انتقاد نداشته باشد. در سه خطبهی گذشته به این مناسبت «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا» مصادیق نامهی امام حسین (علیهالسلام) به مسلمانان بصره و جناب حبیب بن مظاهر محضرتان بیان شد. در این جلسه میخواهم در رابطه با سه چهار نفر آخرِ روز عاشورا با شما صحبت بکنم. مصداقِ «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا».
این مطلب را ناقلش ضحاک بن عمرو بن عبدالله مشرقی است. ضحاک میگوید: سه نفری که آخر روز عاشورا با امام حسین (علیهالسلام) بودند، این سه نفرند: یکی عمرو بن عبدالله جندعی، یکی سوید بن عمرو پسر ابیالمطاع، یکی هم بشیر بن عمرو حضرمی. این سه نفر آخرین یاران امام حسین (علیهالسلام) هستند. تا آخر با امام ماندند. درس این خطبه همین است؛ انقلابی بودن مهم است، اما انقلابی ماندن، تا آخرین لحظه یار ولی امر بودن، مهمتر است.
خود این ضحاک بن عمرو مشرقی، داستانش را پارسال محضرتان گفتم، ولی ناچارم تکرار کنم. این شخص میگوید: من با رفیقم مالک بن نصر در منزل قصر بنیمقاتل در فاصلهی مکه تا کربلا، محضر امام حسین (علیهالسلام) رسیدیم برای دیدن ایشان، برای دیدن. وقتی که رسیدیم، مالک بن نصر رو کرد، به صورت امام حسین نگاه کرد، دید محاسن مشکی است. گفت: آقا خضاب کردید، رنگ کردید، یا موی خودتان است؟ امام حسین (علیهالسلام) فرمود: خضاب است، پیری به سوی ما بنیهاشم با سرعت میآید. بعد حضرت فرمود: برای نصرت من آمدید؟ برای نصرت من آمدید؟ به نقل جناب کشی در رجالشان، متأسفانه مالک بن نصر گفت: نه، من وامدارم، وامدارم؛ یعنی امانتدار کالاهای مردمم، مردم کالایشان را پیش من امانت میگذارند. خوش ندارم که بیایم یاری شما، آن امانتها ضایع بشود. ضمناً عیالوار هم هستم، من را ببخشید.
امام حسین (علیهالسلام) فرمود: اگر نمیخواهی من را یاری کنی، پس برو، این منطقه نباشی که صدای «هَلْ مِنْ نَاصِرِ» من را بشنوی، و الّا اگر کسی بشنود و من را یاری نکند، جهنمی است.
بعد حضرت از این ضحاک بن عمرو مشرقی پرسیدند: تو میخواهی من را یاری کنی؟ ضحاک گفت: بله، اما مشروط. حضرت فرمود: شرطت چیست؟ گفت: شرط من این است؛ تا آنجایی شما را یاری میکنم که ببینم برایت فایده دارد، اما اگر احساس کنم شما هم داری کشته میشوی، دیگر بیعتم را شما آزاد کنید. امام حسین (علیهالسلام) فرمود: اشکالی ندارد. با این شرط امام پذیرفتند ایشان را. همین ضحاک بن عبدالله مشرقی میگوید: شد عصر عاشورا. سوید بن عمرو مانده، بشیر حضرمی مانده، و عمرو بن عبدالله جندعی مانده. من آمدم خدمت امام حسین (علیهالسلام)، گفتم: آقا فدای شما بشوم، یک شرطی با شما داشتم. فرمود: بله راست میگویی، میتوانی خودت را الان نجات بدهی؟ سی هزار لشکر آنور است. گفت: بله، یک اسبی دارم، این اسب را بین خیمههای مسکونی شما که ۱۳۶ تا خیمه طبق این نقل بوده، ۷۰ تایش مال امام حسین (علیهالسلام) و بنیهاشم بوده، پنهان کردم. بعد اسب را که آنجا قرار دادم، آمدم دوباره پیاده محضر امام حسین (علیهالسلام)، جلوی حضرت جنگیدم. دو نفر را از پا درآوردم، نفر سوم آمد دستش را قطع کردم. امام حسین (علیهالسلام) چند بار من را تشویق کرد، فرمود: دستت را آفت نبیند، خداوند متعال از طرف اهل بیت به تو جزای خیر بدهد.
در این وضعیت من اجازه گرفتم و امام حسین را تنها گذاشتم. اسبم را از خیمه برداشتم، زدم به دل لشکر. راه باز کردند، ۱۵ نفر از لشکر دشمن انداختند دنبال من. من را تا یک روستایی کنار شط الفرات تعقیب کردند. سر اسب را برگرداندم، سه نفر از اینها به نام کثیر، ایوب و قیس فامیل من درآمدند. گفتند با این کاری نگیریم. سه نفر دیگر هم از قبیلهی بنیتمیم به احترام آن سه نفر گفتند ما هم کاریاش نداریم. آن نه نفر هم گفتند خیلی خب حالا که ششتایتان میگویید نه، ما هم او را رها میکنیم. نجات پیدا کرد تا چند روز بدون امام حسین (علیهالسلام) زنده بماند. این آقای ضحاک بن عبدالله مشرقی.
حالا این دارد نقل میکند؛ ابومخنف میگوید بسیاری از حوادث تاریخ همین نقلش با این ضحاک بن عبدالله مشرقی است. خب، این سه نفرِ آخر روز عاشورا را دقت کنید. یکیشان عمرو بن عبدالله جندعی است. همراه با امام حسین میجنگد. لشکر دشمن که خیمهگاه را احاطه میکند، هنوز با امام حسین (علیهالسلام) دلیرانه هم میجنگد. غرق در جراحت است، بدنش مجروح، جانباز افتاده در زمین، یک ضربتی هم به سر مطهر او زدند، دیگر بیهوش افتاد روی زمین. سید بن طاووس در اقبال نقل میکند که امام زمان (علیهالسلام) به این شخص سلام داده است: «السَّلَامُ عَلَى الْجَرِيحِ الْمُرْتَثِّ»؛ رتیث یعنی زخمدار، پرجراحت، «مَعَهُ» با امام حسین علیهالسلام، «عَمْرِو بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْجُنْدَعِيِّ». حدائق الوردیه میگوید فامیلهایش آمدند این بدن بیهوش را از میدان بردند. بعد دیدند جان دارد. تا یک سال زنده بود، سال بعد عاشورا به خیل شهدای کربلا پیوست. این نمونه برای کسی که تا آخر با امام بود.
نفر دوم، بشر بن عمرو خضرمی است، همان کسی است که شب عاشورا، امام حسین ع به او خبر داد، پسر تو را اسیر گرفته اند، مجاز هستی، کربلا را ترک کنی و پسرت را آزاد کنی، او گفت، زنده زنده، حیوانات درنده من را بخورند، اگر تو را ترک کنم. بشر خضرمی در اخرین لحظات به شهادت رسید.
نفر سوم از این سه نفر سوید است؛ سوید بن عمرو بن ابیالمطاع. به تنهایی مثل یک شیر غران میجنگد. به خاک افتاد، غرق در جراحت بود. در بین کشتهها مدهوش، مردم (یعنی دشمن) فکر کردند که ایشان شهید شده است، ولی بیهوش بود چون هیچ جنبوجوشی نداشت. عصر عاشورا شد؛ عصر عاشورا طبق بیان زیارت عاشورا، وقتی امام حسین (علیهالسلام) به شهادت رسید، صدای هلهله بلند شد. بنیامیه شادی کردند از شهادت اباعبدالله (علیهالسلام). این سوید که بیهوش بود، از هلهلهی لشکر عمر بن سعد به هوش آمد. دید اینها دارند شادی میکنند، تکبیر میگویند. بعد در خودش احساس توانایی کرد. شمشیرش را غارت کرده بودند، ولی در چکمهی خودش یک خنجری را پنهان کرده بود. خنجر را کشید، بعد از شهادت اباعبدالله (علیهالسلام) با دشمن کارزار کرد تا نهایتاً او هم به امام حسین (علیهالسلام) پیوست.
درس این سه یاری که عرض کردم این است؛ برادران و خواهران، در یاری رهبر، در یاری ولیالله، در عهدی که خدا از ما گرفته، عهد نصرت و اطاعت از ولیالله، تا آخرین لحظه و نفسی که در بدن داریم وفادار باشیم. مبادا مثل ضحاک بن عبدالله مشرقی عصر عاشورا رهبر را تنها بگذاریم. خدایا همهی ما را مثل وفاداران تا لحظهی آخرِ اباعبدالله (علیهالسلام) قرار بده.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ.
وَ الْعَصْرِ * إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ * إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَ تَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. الْحَمْدُ وَ الثَّناءُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ صَلِّ عَلَى عَلِيٍّ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ، وَ صَلِّ عَلَى الصِّدِّيقَةِ الطَّاهِرَةِ فَاطِمَةَ الزَّكِيَّةِ حَبِيبَةِ حَبِيبِكَ وَ نَبِيِّكَ، وَ صَلِّ عَلَى الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ سَيِّدَيْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ، وَ عَلَى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ زَيْنِ الْعَابِدِينَ، وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْبَاقِرِ، وَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ، وَ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ الْكَاظِمِ، وَ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا، وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْجَوَادِ، وَ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْهَادِي، وَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ الزَّكِيِّ الْعَسْكَرِيِّ. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى حُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ الْمَهْدِيِّ الْقَائِمِ الْمُنْتَظَرِ.
به نیابت از امام راحل، امام شهیدمان، همه شهدا و سه امام جمعه فقیدمان.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلَى آبَائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِي كُلِّ سَاعَةٍ وَلِيّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِيلًا وَ عَيْناً حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فِيهَا طَوِيلًا.
شادی روح حضرت امام و رهبر شهیدمان و همه شهدا، مخصوصاً شهدای استان اصفهان، منطقه کاشان، و ترفیع مقام سه امام جمعه فقیدمان، و همینطور شادی مادر دو شهیدی که امروز بعد از نماز عصر نماز ایشان را خواهیم خواند، شهیدان داروغه، حاجی خانم آرمیون، همه را شاد کنیم و برای سلامتی و تأیید خاص رهبر عزیزمان حضرت آیتالله امام سید مجتبی خامنهای با یک صلوات؛ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ.
أُوصِيكُمْ وَ نَفْسِي بِتَقْوَى اللَّهِ. در خطبه دوم هم خود و شما برادران و خواهران را به رعایت تقوای الهی سفارش میکنم.
أُوصِيكُمْ وَ نَفْسِي بِتَقْوَى اللَّهِ. حقوق امام زمان علیهالسلام به عنوان توصیه به تقوا بود. رسیدیم به حق نوزدهم. در دعای عهد شما این عبارت را هر روز میخوانید: خدایا ما را قرار بده از کسانی که «الْمُسَارِعِينَ إِلَيْهِ فِي قَضَاءِ حَوَائِجِهِ» سرعت میگیرند به سوی امام زمان که حاجات امام زمان را برآورده بکنند.
شرحی دارد آیتاللهالعظمی مظاهری بر دعای عهد، صفحه ۱۳۶ این کتاب میفرماید: خواهران، برادران، همانطور که ما به فکر بچههای خودمان هستیم، تلاش میکنیم برای مدرسهشان، وقتی بزرگ شدند برای اشتغالشان، برای جهیزیهشان، وسایل رفاهشان، همانگونه به فکر دخترها و پسرهای مردم باشیم. مرحله اول اگر خودمان تمکن داریم، خودمان. مرحله دوم اگر خودمان تمکن نداریم واسطه بشویم. مرحله سوم لااقل اگر این مقدار هم وجاهت و آبرو نداریم که واسطه بشویم، لااقل دعا کنیم برای حل مشکلات جوانهای دیگران. این توصیه به تقوای خطبه دوم.
اما مناسبتها؛
یکی از مناسبتهای این هفته نماز جمعه است. پنجم مرداد، اولین نماز جمعه کشور با حکم حضرت امام توسط آیتالله طالقانی. نماز جمعه پایگاه است، قرارگاه است برای چند تا مطلب. یکی برای ایمان؛ یعنی هر امام جمعهای موظف است در خطبه اول و دوم مطالبی را از قرآن، از نهجالبلاغه، از روایات، از صحیفه بیاورد که ایمان این خواهر و برادر تقویت بشود. همانطور که مساجد ما هم همین وظیفه را دارند. «خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ». وقتی مردم به مسجد میآیند، میآیند که زینت بگیرند. زینت مؤمن چیست؟ «حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمَانَ وَ زَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ». قرارگاه ایمان است. دو، قرارگاه بصیرت است. هم سخنران قبل از خطبه که از ایشان تقدیر میکنیم و هم خود خطبه دوم بصیرتافزا است.
یک بار در جلسه نمایندگان حضرت آقا، یکی از نمایندگان حضرت آقا محضر ایشان عرض کرد: امام شهیدمان، ما که نماینده شما هستیم، نماینده کدام شأن شما هستیم؟ فرمودند: شما نماینده تبیین مواضع من هستید. مواضع رهبری باید در خطبههای نماز جمعه بصیرتافزا تبیین بشود. قرارگاه بعثت است نماز جمعه. این مردم مبعوث شده، پنج ماه کف خیابانها قرارگاهشان نمازهای جمعه و مساجد میتواند باشد. نماز جمعه پرچمدار مقاومت و انتظار امام زمان است. همه ما در مسیر انتظاریم. استقامت در این «ثُمَّ اسْتَقَامُوا» «رَبُّنَا اللَّهُ» که گفتیم، و انشاءالله زمینهسازی برای ظهور و تربیت یار. «فَاسْعَوْا إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ»
نماز جمعه خطبه اول و دومش هم مراجع فرمودند ذکرالله است، و این ذکرالله است که میتواند «أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» نفس انسان را به نفس مطمئنه تبدیل بکند. لذا از همه دستاندرکاران نماز جمعه، عزیزان ستاد، خواهران، برادران در کاشان و منطقه کاشان و استان صمیمانه تقدیر میکنم.
مناسبت بعدی هشتم صفر رحلت جناب سلمان فارسی بود که امیرالمؤمنین علی علیهالسلام با طيالارض از مدینه رفتند مدائن برای غسل و کفن و نماز این یار دیرینه که لقب «مِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ» را گرفت. ما چه کار کنیم بشویم «مِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ»؟ قرآن میفرماید ملاکش تبعیت است: «مَنْ تَبِعَنِي فَإِنَّهُ مِنِّي». هر کس از من تبعیت کند او از «مِنَّا» هست، «مِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ» است.
یک صفتی هم که در آن روزی که در رابطه با علیالاصول محضرتان خطبه خواندم، گفتم از جناب سلمان فارسی سه ویژگی امام صادق علیهالسلام برای ایشان بیان کردند. یکیشان این بود، فرمود: سلمان اولاً نگویید فارسی، بگویید سلمان محمدی (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ). فرمود سه ویژگی داشت. یک ویژگی این است: «إِيثَارُهُ هَوَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى هَوَاهُ»؛ تمایل علی بن ابیطالب را بر تمایل خودش ترجیح میدهد. نه امر علی را، امر که دیگر روی چشم سلمان جا دارد. تمایل علی بن ابیطالب را بر تمایل خودش ترجیح میدهد و ما باید به این مرحله برسیم؛ هم ما مردم و هم مسئولان گرانقدر.
مناسبت بعدی؛ پیام رهبر حکیم و شجاع انقلاب است هم نسبت به مردم عراق و هم نسبت به خودمان. در پیام به مردم عراق، ضمن تشکر از مهماننوازی این مردم غیور؛ اذن رفتن به اربعین را صادر فرمودند حضرت آقا. چون برای متدینین، برای خواهران و برادران که این پنج ماه خیابان را محکم نگه داشتند یک سؤال بود که اگر ما برویم ممکن است خیابان خلوت بشود. حضرت آقا عبارتشان این است: به زودی بار دیگر آغوش گشوده ملت کریم عراق و عشایر و طوایف خونگرم و با محبت آن به روی زائران مشتاق زیارت اربعین و از جمله انبوه که به نیابت از آقای شهید ایران زیارت میکنند، با خاطره این تشییع شکوهمند و بزرگمردی که شاید سالها آرزوی تشرف به عتبات مقدسه را در دل میپروراند درآمیخته و شعار پر از حقیقت «حُبُّ الْحُسَيْنِ يَجْمَعُنَا» را به رخ همگان خواهد کشید. پس از این بیان استفاده میشود خواهران، برادران، علاقمندان؛ زیارت اربعین، از دیدگاه رهبری شهید و رهبری عزیز ما یک نگاه تمدنی به آن میشود. قرار است این بیست میلیون، بیست و اندی میلیون این حضور اسلام را و شیعه را به هشت میلیارد معرفی کنند. لذا شکوه اربعین نباید ضربه بخورد. حتی بعضی از مقامات از اعتکاف محضر امام شهیدمان رسیدند گفتند: آقا اعتکاف رجبیه ضربه نخورد. ببینید مقصودم این استها؛ نگاه تمدنی داشتن. اربعین یکی از سفارشات امام عسکری علیهالسلام است. امام شهید ما قائل بودند باید با شکوه باید برگزار بشود، به رخ دنیا این اجتماع کشیده بشود. لذا با حفظ میدان در شهرها مانعی ندارد تشریف ببرید، اما انشاءالله به دوستانتان، به فامیلتان، به همسایگانتان سفارش کنید سنگر شما را در میدان حفظ کنند.
امام حضرت آقا نسبت به مردم عزیز ما یکی از جمله هایشان این بود فرمودند: این حوادث اخیر بیاعتباری امضای رئیسجمهور آمریکا را آشکار کرد، بیش از پیش. قرآن که فرموده «لَا أَيْمَانَ لَهُمْ» اینها یمین ندارند، اینها عهد ندارند. اما حوادث اخیر نشان داد رئیسجمهور آمریکا یک تفاهم را وقتی امضا میکند، هنوز شصت روزش تمام نشده است خودش باز این تفاهم را از بین میبرد، پاره میکند. بیاعتباری این امضا برای همگان، چه آنهایی که واسطه بودند، چه برای ملت ما، چه برای دیگران آشکار شد.
نکته دوم حمایت از سران سه قوه. یکی از نکات مهم پیام حضرت آقا: مردم عزیز ما تداوم داشته باشتد اعتمادشان به مسئولان دلسوز در هر سه قوه. از این صریح تر نمی شود. برادران و خواهران خصوصاً در میدان، عزیزانی که بلندگو دارند نگذارند این فرمایش رهبری زمین بخورد. این فرمایش صریح فرمایش آقا است: تداوم اعتماد به مسئولان دلسوز در هر سه قوه.
و نکته سوم اتحاد، اتحاد، اتحاد. فرمودند سران سه قوه دارند تلاش میکنند برای رفاه مردم، برای سعادت مردم، و این تلاششان مشهود است. پس عزیزانی که انتقاد میکنند، ببینید قید زدند آقا، انتقادشان هم مخلصانه است، خیرخواهانه است، افراد بصیری هم هستند، مراقب باشند این انتقاد وحدت را نشکند. سلامتی این رهبر عزیز و حکیم ما صلوات ختم کنید.
در ادامه، متن کامل و دقیق فایل ارائهشده با رعایت اصول نگارشی، املای کتابی (رسمی)، حفظ مطلق واژگان و ساختار جملات، و اعرابگذاری کامل عبارات عربی و آیات تقدیم میشود:
در یک توییتی اعلام کرده که نیروهای مسلح ایران ضعیفاند. من وقتی این جمله را دیدم، یاد آیه ۹۱ سوره هود افتادم که پیامبر بزرگ خدا، حضرت شعیب را گفتند: ما تو را ضعیف میدانیم.
«قَالُوا یَا شُعَیْبُ مَا نَفْقَهُ کَثِیرًا مِّمَّا تَقُول»، نمیفهمیم تو چه میگویی. «وَإِنَّا لَنَرَاکَ فِینَا ضَعِیفًا»، ما تو را آدم ضعیفی در بین خودمان میبینیم. «وَلَوْلَا رَهْطُکَ»، اگر قبیله تو نبودند، «لَرَجَمْنَاکَ»، سنگسارت میکردیم، «وَمَا أَنتَ عَلَیْنَا بِعَزِیزٍ». پاسخ جناب شعیب این است: «قَالَ یَا قَوْمِ أَرَهْطِی أَعَزُّ عَلَیْکُم مِّنَ اللَّهِ؟» شما قبیله چند نفری من را با خدای عزیز مقتدر مقایسه میکنید؟
پاسخ ما هم به ترامپ ملعون که نیروهای مسلح ما را ضعیف پنداشته است این است که ای ترامپ، تو که خودت را قوی میدانی، تو که خودت را هوشمند میدانی، بدان! فکر میکردی جمهوری اسلامی با قطر کاری ندارد چون میانجی بوده است. فکر میکردی با عربستان، ایران کاری ندارد چون پاکستان که میانجی بود، به ما اعلام کرده بود عربستان خط قرمز من است. فکر میکردی که اگر تجهیزاتت را ببری با در سفارتخانههایت بگذاری، با سفارتخانه تو کاری نداریم. فکر میکردی سوریه فرامنطقه است، نیروهای امنت را آنجا آوردی. فکر میکردی اردن هزار کیلومتر با ایران فاصله دارد، برای تو امن است. اما همین نیروهای مسلح که تو فکر میکنی ضعیفاند، با اقتدار تجهیزات تو را، نیروهای تو را هم در عربستان، هم در قطر، هم در سوریه، هم در اردن، هم در اربیل و هم در سفارتخانههای شیطانی تو بِإِذْنِ اللَّهِ کوبیدند.
بعضی از مشاوران ترامپ به او گفتند اگر میخواهی در مذاکره دست برتر داشته باشی، باید بعضی از جزایر ایران را تسخیر کنی. ما مردم به ترامپ میگوییم: اولاً، قدرت این مردم ایمانشان است، قدرت این مردم دعای توسلشان است، قدرت این مردم نماز استغاثهشان است، قدرت این مردم سوره فتحشان است. در کنار اینها، رهبر شهید ما با رهبری عالی خودش، نیروی دریایی ما را مجهز کرده است به زیردریاییهای سبک غدیر که مینریزند، پنهانکارند، اژدرافکنند، اژدرافکنند، مناسب با خلیج فارس. رهبر ما، ما را مسلح کرده به زیردریایی فاتح نیمه سنگین، ۳۵ روز برد عملیاتی دارد، چهار لانچر اژدر دارد، توان شلیک موشک از زیر آب دارد. رهبر ما، ما را مجهز کرده به زیردریایی بعثت اقیانوسپیما، ۱۳۰۰ تن، دارای موشک کروز.
ای آمریکا، موشکهای ضد کشتی ایران منتظر تو هستند. موشک نصر ۹۰ کیلومتر در قایقهای تندرو، موشک نور ۱۲۰ کیلومتر، قادر ۲۰۰ کیلومتر، قدیر ۳۰۰ کیلومتر، قدر ۳۸۰ کیلومتر، ابومهدی ۱۰۰۰ کیلومتر، قایقهای تندروی باور، ذوالفقار، آذرخش، سراج، یا مهدی با توان بالا منتظر نیروهای آمریکایی هستند و علاوه بر اینها، این مردم جانفدا، این خواهران و برادران اعلام میکنند اگر پای کثیف و نجس آمریکاییها به خاک اسلامی ما برسد، زن و مرد و غیور ایران بلایی بدتر از ویتنام بر سر آنها فرود خواهند آورد.
خدایا، امام زمانمان را برسان.
سلام ما را، تسلیت ما را برای ایام اسارت آلِ اللَّهِ از طرف تکتک خواهران و برادران، محضرشان ابلاغ بفرما.
همه این جمع و علاقهمندان را به زیارت اربعین سَیِّدِ الشُّهَدَاءِ در کنار حفظ میادین شهرهای ما موفق بدار.
آمریکا و اسرائیل و منافقین و همه بدخواهان این کشور را ذلیل، خوار و نابود بفرما. اتحاد و انسجام کشور ما را بیشتر بفرما.
مسئولان سه قوه را، مسئولان شهرستانی و استانی را برای حل مشکلات این مردم، حل تورم و گرانی و مسائل فرهنگی، حیا، عفاف، همینطور نیروی انتظامی ما و ستاد احیای ما را کمک بفرما.
رهبر عزیز و شجاع و حکیم ما را مورد تأیید خاص خودت قرار ده.
حاجات خواهران و برادران برآورده بفرما. بیمارانمان، خصوصاً جانبازان عزیز ما، شفا کرم بفرما.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
إِنَّا أَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَرَ * فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَانحَرْ * إِنَّ شَانِئَکَ هُوَ الْأَبْتَرُ
صَدَقَ اللَّهُ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ
اللَّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجَ