بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ
اَلْحَمْدُ وَ الثَّناءُ لِلِّهِ رَبِّ العالَمین وَ صَلَّی اللَّهُ عَلی سَیِّدِنا وَ نَبِیِّنا اَبی القاسِم المُصطَفی مُحَمَّد ص وَ عَلي اَهلِ بَيتِه الطَيّبين الطّاهِرين سِیَّما بَقیّةِ اللّهِ فی الاَرَضین وَ لَعْنَةُ اللّهِ عَلَي أعْدآئِهِمْ أجْمَعينَ إلَي يَوْمِ الدّين
در دویست و یازدهمین خطبه در کاشان مُکرَّم، روز چهارم محرم، خود و شما برادران و خواهران را به رعایت تقوای الهی، سفارش می کنم « اُوصیکُم وَ نَفسیِ بِتَقوَی اللّه ». واجبات را انجام بدهیم و تمام محرمات را ترک کنیم. در ادامه توصیه به تقوا در خطبه اول و بیان حکمت های نهج البلاغه، به حکمت صد و بیست و سه نهج البلاغه رسیدیم. این حکمت هشت صفت را برای انسان سعادتمند ذکر می کند که بخشی « دو صفت » از ان را این هفته توضیح می دهم. امیرالمومنین علی ع در این حکمت می فرماید « طُوبَى لِمَنْ ذَلَّ فِي نَفْسِهِ، وَ طَابَ كَسْبُهُ، » خوشا بحال کسی که نفس خود را به تواضع و فروتنی وادار کند. و کسب و کار او پاک و شایسته باشد. در بخش اول و در ذلت نفس دو تفسیر را محضر شما عرض می کنم :
١ _ ابن میثم شارع بزرگ شیعه می فرماید، خوار ساختن نفس در مقابل خداوند به دلیل نیاز و حاجتی است که ما بخدا داریم. چون ما سراپا به خدا نیازمند هستیم، پس انسان در مقابل این خداوند با عظمت احساس کوچکی، حقارت و ذلت می کند، و همینطور به جهت توجه به سرانجام کار و عالم اخرت. هر چه انسان عظمت خداوند را بیشتر درک کند خود را کوچکتر حساب می کند
٢ _ ایت الله جوادی املی در رابطه با تفسیر « طُوبَى لِمَنْ ذَلَّ فِي نَفْسِهِ » می فرماید، انسان باید عزت های کاذب و دروغین را کنار بگذارد تا به عزت صادق برسد. در درون خودش خضوع را احساس کند. بعد می فرماید، چه چیزی می تواند امام و جلودار انسان باشد؟ایا علم می تواند؟ در جواب می فرماید، نه نمی تواند، اما امامِ انسان می تواند عقل باشد ، همان عقلی که در روایت می فرماید، « اَلعَقلُ ما عُبِدَ بِهِ الرَّحمٰنُ وَ اکتُسِبَ بِهِ الجَنان » عقلی که ما را به عبادت خداوند رحمان می رساند و باعث ورود ما به بهشت می شود.خوشا بحال کسی که در مقابل این عقل رام، نرم و ذلیل باشد.
در رابطه با کسب طیّب، ایت الله مکارم حدیثی را نقل می کنند و می فرمایند، پیامبر ص از غزوه تبوک برمی گشتند، سعد بن معاذ انصاری به استقبال پیامبر ص امدند، مصافحه نمودند، پیامبر ص احساس نمودند که دست سعد بن معاذ زبر و خشن است، علت زبری و خشنی را سوال نمود؟ سعدبن معاذ عرض کرد، یا رسول الله، من با بیل و داس کار می کنم تا زندگی حلال برای عیال خانوده ام فراهم کنم، « فَقَبَّلَ يَدَهُ » پیامبر ص دست سعد بن معاذ کارگر را بوسید و فرمود، این همان دستی است که آتش به ان نمی رسد « هذِهِ يَدٌ لاتَمَسُّها نارٌ ». این توصیه به تقوا در خطبه اول بود. خوشا بحال کسی که عظمت خداوند را درک می کند، خاضع می شود و یا در مقابل عقل « اَلعَقلُ ما عُبِدَ بِهِ الرَّحمٰنُ » ذلول و نرم می شود و همچنین کسب خود را طیّب و پاکیزه قرار می دهد
حجت الاسلام حسینی افزود : بحث اصلی و محوری و مستمر ما در خطبه ها ، قران است ، به ایه صد و هشتاد و دو سوره بقره « ادامه بحث وصیت » رسیدیم، ایه می فرماید « فَمَنْ خَافَ مِنْ مُوصٍ جَنَفًا أَوْ إِثْمًا فَأَصْلَحَ بَيْنَهُمْ فَلَا إِثْمَ عَلَيْهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ » اگر کسی ترسید، از این که وصیت کننده ای ، وصیت منکری را عمداً و یا اشتباهی انجام دهد، بعد ان شخص، وصیت را تغییر و اصلاح کند، « ایه قبل فرمود، تغییر وصیت گناه است لذا این ایه استثنایی است بر ایه قبل » خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است
نکات ایه :
نکته اول : معنای « جَنَف و اثم » چیست؟ مرحوم طبرسی در مجمع البیان جلد یک صفحه ٢۶٩ می فرماید، « جَنَف » انحراف از حقی است که خطرافرین باشد، تمایل به انحرافِ ناآگاهانه، عمدی نیست. اما « اثم » انحراف از حق است اما عمداً، عمداً گناه کند ، عمداً وصیت را تغییر دهد.
نکته دوم : چند مصداق و نمونه روایی ذیل این ایه را عرض می کنم.
١ _ ایت الله جوادی املی در تسنیم جلد نه صفحه ٢۵١ می فرماید، جنازه شخصی را خدمت پیامبر ص اوردند، و گفتند این شخص وصیت نموده که همه برده و غلام های های خودش را ازاد کند، و چیزی برای وارث نگذاشته است، پیامبر ص فرمودند، من همت نمودم که خود را راضی کنم بر مسلمانی که این وصیت ناروا را نموده و چیزی برای وارث نگذاشته است. اصلا نماز نخوانم.
٢ _ در تفسیر قمی جلد یک صفحه ۶۵، روایتی از امام صادق اورده است، امام صادق ع می فرماید، حق ندارید وصیت را تغییر دهید مگر جایی که ، معصیت و یا ظلمی در وصیت شخصی باشد، به غیر از انچه خدا دستور داده است، وصیت کند. پس اگر ظلم و یا معصیتی در وصیت باشد در این جا، جایز است وصیت را به حق تغییر دهد. سپس امام صادق ع در بیان مثالی می فرمایند، شخصی، وارثانی دارد، تمام مال را برای بعضی از ورثه قرار می دهد و بقیه را محروم می کند. در این جا جایز است که وصی، وصیت نامه او را تغییر دهد. طبق این بیان امام صادق ع، « جَنَف » یعنی، میل به بعضی از ورثه و « اثم » مانند انکه وصیت به گناه می کند، مثلا وصیت می کند با پول من برای مقابله با توحید اتشکده بسازید و یا در مشروب سازی مصرف کنید. امام صادق ع می فرمایند، در این جا جایز است وصی، وصیت را کنار بگذارد.
٣ _ اقرار دروغ در وصیت نامه. بعنوان نمونه، پدری برای این که ورثه را محروم کند و ضرر به ورثه برساند، اقرار دروغ می کند و می گوید فلان مبلغ به فلانی بدهکارم و این را در وصیت نامه اش می اورد.
نکته سوم : قران می فرماید « مَنْ خَافَ مِنْ مُوصٍ جَنَفًا أَوْ إِثْمًا » معنای خوفی که از وصیت داریم چیست؟ ایت الله جوادی می فرماید، برای شما یقین حاصل شود و یا اطمینان هشتاد درصدی پیدا کنید که اگر این وصیت عمل شود، برای جامعه فساد انگیز و فتنه انگیز است
نکته چهارم : قران می فرماید، اگر شما احساس نمودید که این وصیت، وصیت به منکر است، جایز است برای شما، « فَلَا إِثْمَ عَلَيْهِ »، چرا نفرمود واجب است و فرمود، گناه ندارد که انسان وصیت را تغییر دهد. اگر وصیت بد و منکر باشد، تغییر وصیت جایز است؟ و یا واجب است که وصیت منکر را تغییر دهند؟ تعبیر قران « فَلَا إِثْمَ عَلَيْهِ » است. مفسرین بزرگ، همانند شیخ طوسی در جلد دوم تبیان صفحه ١١٣ می فرمایند، ان چیزی که در ذهن مردم هست، ایه قبلی است « ایه ١٨١ سوره بقره » که می فرماید نباید وصیت را تغییر داد، تغییر وصیت گناه است. چون در ذهن غالب مردم هست که تغییر وصیت گناه است لذا استثناء ان را که در ایه بعد بیان می کند، می فرماید « فَلَا إِثْمَ عَلَيْهِ »، ان گناهی که در ایه قبل بیان کردیم، این جا و در تغییر وصیت وجود ندارد. ان چیزی که در ذهن مردم هست را پاک می کند، در ذهن مردم تغییر وصیت گناه و حرام است. و در این ایه استثناء ان را که تغییر وصیت گناه نیست را بیان می کند، اما، حکم شرعی ان این است که تغییر وصیت منکر واجب کفایی است. اگر دیدید، وصیت خلاف شرع است، تغییر ان واجب کفایی است و از همه مهمتر این است که، وقتی حکومت اسلامی تشکیل شد، ولیّ جامعه و حاکم اسلامی موظف است که این منکر را بردارد. به کمک دستگاه قضا و حاکم شرع، وصیت بد و منکر، تبدیل به حق بشود. این سوال هست که اگر وصیت تبدیل به حق شد، ایا ثواب هم دارد؟ قران در پایان ایه می فرماید « إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ » خداوند غفور و رحیم است. رحیم، یعنی رحمتِ رحیمیه و رحمتِ پاداشی و با رحمتِ رحمانی و ابتدایی فرق دارد. یعنی اگر وصی « شخصی که به او وصیت کرده اند » و یا موصی له « کسی که به نفع او وصیت شده » و یا حاکم شرع، وصیت را به حق برگرداند که باعث شود هم میّت به توفیق برسد و هم حق و عدالت اجرا شود، خدای متعال نسبت به شخص تغییر دهنده به صلاح، رحیم است و نسبت به وصیت کننده، رحمت رحیمیه و پاداشی می رسد
خدایا : ما را عامل به احکام دین مبین اسلام قرار بده
بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ
وَالْعَصْرِ، إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ ، إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ
برچسب ها
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
الْحَمْدُ وَ الثَّنَاءُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى عَلِيٍّ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ صَلِّ عَلَى الصِّدِّيقَةِ الطَّاهِرَةِ فَاطِمَةَ الزَّكِيَّةِ حَبِيبَةِ حَبِيبِكَ وَ نَبِيِّكَ، وَ صَلِّ عَلَى الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ سَيِّدَيْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ، وَ عَلَى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ زَيْنِ الْعَابِدِينَ، وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْبَاقِرِ، وَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ، وَ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ الْكَاظِمِ، وَ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا، وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْجَوَادِ، وَ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْهَادِي، وَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ الزَّكِيِّ الْعَسْكَرِيِّ. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى حُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ الْمَهْدِيِّ الْقَائِمِ الْمُنْتَظَرِ، صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلَى آبَائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِي كُلِّ سَاعَةٍ، وَلِيّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِيلًا وَ عَيْناً، حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فِيهَا طَوِيلًا.
شادی روح امام راحل عظیمالشأن و رهبر و امام شهیدمان و همه شهدا، مخصوصاً شهدای استان اصفهان، منطقه کاشان، شهدای عزیزی که الان سالگردشان هست، شهدای جنگ اقتدار دوازده روزه و شهدای فاجعه هفتم تیر قوه قضاییه، در رأس آنها آیتالله دکتر بهشتی و یاران امام، و همینطور شادی سه امام جمعه فقیدمان حضرات آیات یثربی، سلیمانی و نمازی صلواتی هدیه بفرمایید.
أُوصِيكُمْ وَ نَفْسِي بِتَقْوَى اللَّهِ؛ در خطبه دوم هم خود و شما برادران و خواهرانم را به رعایت تقوای الهی سفارش میکنم.
اگر خاطرتان باشد بعد از اتمام دعای مکارم و صحیفه، الان پانزده جلسه است که توصیه به تقوای خطبه دوم حقوق امام عصر علیهالسلام است. با کمک عبارت دعای ندبه که صبح خواندید: «وَ أَعِنَّا عَلَى تَأْدِيَةِ حُقُوقِهِ إِلَيْهِ». خدایا کمکمان کن حق امام زمان علیهالسلام را ادا کنیم. امروز آنچه که عرض میکنم در رابطه با محرم است.
امام زمان علیهالسلام از ما انتظار دارند و گردن ما این حق را دارند که ما آن دعاها و زیارتهایی که امام زمان علاقه دارند یا سفارش فرمودهاند را بیشتر به آن توجه کنیم. از محضر علما استفاده کردید در مفاتیح هم وجود دارد، مثلاً در تشرف سید احمد موسوی رشتی که در مفاتیح مفصل آمده، امام زمان (علیهالسلام) به سه چیز توصیه کردند: عاشورا، نافله شب و جامعه کبیره. اینها را آدم بگذارد در برنامهاش.
در تشرف مرحوم حاج علی بغدادی وقتی که وارد کاظمین شدند و حضرت فرمود زیارتنامه بخوان، گفت من بلد نیستم، حضرت فرمود من به جای تو میخوانم. بعد پرسید چه زیارتی را، آنی که افضل است بخوانید. حضرت امینالله را خواندند. امینالله را به قصد زیارت کاظمین به صورت تثنیه خواندند: «السَّلَامُ عَلَيْكُمَا»؛ همان امینالله را تبدیل کردند به تثنیه. و بعد وقتی که از کاظمین مشرف شدند به کربلا در شب جمعه، زیارت وارث را خواندند امام زمان (علیهالسلام). ببینید پس عاشورا مورد توجه است. جامعه کبیره مورد توجه است، زیارت وارث مورد توجه است، امینالله و نافله مورد توجه است.
و نکته بعدی زیارت ناحیه است. مرحوم آقای آشیخ حسین فاضلی در این کتابِ «فصلِ وصل» نوشته آیتالله مهدوی جلد ۴ صفحه ۵۷ آمده که مرحوم آقای آشیخ حسین فاضلی یک روز فرمود من از خیابان چهارمردان قم پیاده داشتم میرفتم مسجد جمکران، در مسیر راه زیارت ناحیه را با خودم میخواندم و اشک میریختم. بعد حضرت صاحب در بین راه با من همراه شدند. در بعضی از جاها فرمودند اینجا را اینطور بخوان، ایشان هم با من تلاوت میکردند اشک میریختند. وقتی رسیدیم به مسجد جمکران به محضر حضرت صاحب عرض کردم آقا چه زیارت خوبی است، آن را شما انشا فرمودید؟ حضرت فرمودند بله آشیخ حسین مگر شک داری؟ بله این زیارت از خود ماست. بعد آقای آشیخ حسین فاضلی گفت نه آقا شک ندارم میخواستم از زبان مطهر خود شما بشنوم. پس این توصیه به تقوای خطبه دوم از حقوق امام زمان، عنایت ویژه داشته باشیم و آن زیارتهایی که خود امام زمان سفارش کردند.
اما مناسبتهای این هفته؛
اولین مناسبت بحث قوه قضاییه است که ریاست محترم دادگستری صحبتهای خوبی فرمودند. از شخص آقای اژهای به عنوان یک شخصیت پرکار که ما میشناسیم ممنون هستیم. از آقای جعفری رئیس محترم دادگستری استان، یک فرد بسیجی، دغدغهمند که وقتی هم از سر کار میآیند مستقیم میروند در جلسات شبانه ساعت ۱۰ تا ۱۱ شب.
گاهی اوقات من با ایشان تماسی دارم میفرمایند الان در فلان محل سخنرانی داشتم الان دارم میروم به محل دوم. در کار قضایی خودشان هم بسیار قاطع و مصمم. از خود آقای مرتضوی و دادستان محترم و همکارانشان هم صمیمانه تقدیر میکنم. به لطف خدای متعال خدا به ایشان توفیق داده در این دو سالی که تشریف آوردند جایگاه دستگاه قضا در شهرستان ارتقا پیدا کرده است و این جای تقدیر دارد و جای شکر.
انشاءالله در بحث عفاف و حجاب و گرانی، همانطور که فرمودند مصوبات خوب ستاد احیا و شورای تأمین برای بعضی از محلههایی که منکر بیشتر در آنجا هست و همینطور در بحث گرانیها بحث نظارتهایشان را، انتظار ما مردم هم همین است که بیش از گذشته این تصمیم اجرایی بشود.
در رابطه با ثبت یک نکتهای را فرمودند که خیلی از اموال غیرمنقول مردم، خانهها یا زمینها الان قولنامهای هست، قرارداد عادی هست. یک سامانهای را راهاندازی کردند به نام سامانه موضوع ماده ۱۰ ثبت ادعا، از اول خرداد راهاندازی شده، مردم وقت دارند تا دو سال، یکم خرداد 14۰۵ تا 14۰۷، هرچه مال غیرمنقول دارید که قولنامهای است باید در این سامانه ثبت بکنید. بعد از دو سال دیگر این قولنامهها اعتباری ندارد، آن سامانه اعتبار دارد. اگر هم سؤال باز داشتید بعد از نماز عزیزان، همکاران آقای مرتضوی هستند در آن میز خدمت گوشه مصلی راهنمایی دقیقتری خواهند فرمود.
در رابطه با محرم من توصیهام این است، همانطور در جلسه قبل عرض کردم، خیابانها باید پرشور باشد، این ۵۰ نقطه کاشان باید با شکوه، مراسم عزاداری محرم که در خیابان برگزار میشود کمرنگ نشود. الحمدلله کاشان شهر هیئت است. شاید هزار جلسه ما داشته باشیم همه آن جلسات خوب، پرشکوه، اما این ۵۰ جلسه خیابانی خواهران، برادران کمرنگ نشوند.
نسبت به آن مجالسِ مساجد هم من بعضیها را شرکت کردم، یک رسم خوبی بعضی از مساجد دارند، اذانگو که هستند، یعنی تا نماز عشا تمام میشود مراسم روضه و سخنرانی و مداحیشان را برگزار میکنند یعنی هیچ تلاقی با میدان ندارد. راحت نه و نیم تمام میشود و نه و نیم مردم میتوانند به میادین حاضر بشوند. این بسیار طریقه مناسبی است منتها ما الزام نکردیم، گفتیم هر جوری که خودتان صلاح میدانید ولی میدان و خیابان خالی نشود.
و توصیه اکید من این است که جوانان، خواهران، برادران همانطور که به مداحی علاقهمند هستید و شور حسینی و روضه را شرکت میکنید، در جلسه وعظ سخنرانان عزیز هم شرکت کنید. این سخنران محترم با یک اندوخته سی چهل ساله از قرآن و اهل بیت با مطالعه میآید بیست دقیقه، نیم ساعت معارف عاشورایی را متناسب با امروز یزید زمان به شما تحویل میدهند، مجالس منبر خلوت نباشد. انشاءالله هر دو با شکوه برگزار بشود.
موضوع سوم؛ پیام رهبر معظم انقلاب در رابطه با تفاهم نامه؛ پیام را خوانده ایم ولی من تبرکاً یک بار دیگر می خوانم و سه نکته در خصوص آن را بیان می کنم.
بسم الله الرحمن الرحیم
ملت پرشور و باوفای ایران؛ همانگونه که مطلع شدید، تفاهمنامهای بین رئیسجمهوران ایران و آمریکا امضا شد. در مسیر رسیدن به این مرحله، مسئولین امر از سر دلسوزی و با حسن نظر تلاشهای زیادی را به عمل آوردند. و البته این رئیسجمهور آمریکا بود که از روی استیصال، از انواع اهرمها برای این امر استفاده میکرد. بنده علیالاصول نظر دیگری داشتم، ولی از باب تعهدی که رئیسجمهور محترم به عنوان رئیس شورای عالی امنیت ملی، از طرف خود و سایر اعضا در پاسداشت حقوق ملت ایران و جبههی مقاومت به بنده دادند و تصریح به قبول مسئولیت آن نمودند، اجازهی آن را صادر نمودم. ایشان، همچنین تصریح کردند که اگر طرف آمریکایی بخواهد زیادهخواهی کند، زیر بار آن نخواهند رفت. از این لحظه ما، یعنی شما ملت سرافراز و این خادم ناچیز، منتظر تحقق شروط گفتهشده خواهیم بود. اما بدیهی است مذاکرات حضوری که در آینده برقرار خواهد شد، به معنای پذیرش نظر دشمن نخواهد بود. امیدواریم که دعای خیر سرورمان، عَجَّلَ اللَّهُ تَعَالَى فَرَجَهُ الشَّرِيف، انواع نصرتها و فتوحات برای ملت باشرف ایران به ارمغان آورد. وَالسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ.
من سه نکته را ذیل این پیام عرض میکنم:
نکتهی اول؛ یک خیرخواهی به رئیسجمهور عزیز. جناب آقای دکتر پزشکیان، در این پیام نسبت به حضرتعالی و همکاران، عبارتهای «دلسوز»، «دارای حسن نظر»، «دارای تلاشهای زیاد» آمده، اما یک جملهای هم آمده که بنده علیالاصول نظر دیگری داشتم. حقیر تلاش میکنم که خودم را با ولیامر همافق قرار بدهم؛ یعنی اگر بشنوم رهبر معظم نظری دارد. ما یک بار محضر حضرت آقا بودیم، امام شهیدمان، نمایندگان حضرت آقا، آقا چهار پنج نکته آنجا فرمودند. یکی از نکاتشان این بود، فرمودند: «گاهی اوقات من نظری دارم، شما هم صاحبنظر هستید، شما برای خودتان دلیلی میآورید، من هم دلیل خودم را میآورم، یا قانع میشوید یا قانع نمیشوید، ولی نهایتاً باید نظر من را به عنوان ولی بپذیرید.» این فرمایش امام شهیدمان به ما نمایندگان کوچک خودشان.
حقیر عرض میکنم اگر ولیِ انسان بفهمد که ولیامر نظری دارد، بهترین کار این است که انسان خودش را با ولی همافق بکند. انتظار حقیر، درخواست حقیر از رئیسجمهور عزیزمان آقای پزشکیان این است که هر چه میتوانید خودتان را با ولیامر همافقتر کنید. آقای پزشکیان نکات مثبت زیادی دارد. من یک روز، دو سه هفته قبل، خدمت آقای حاج علی اکبری بودم؛ شنبه. یکدفعه دیدم گوشی تلفن آوردند دادند به آقای حاج علی اکبری، بعد دیدم صحبت کرد و بعد صحبتش با من ادامه داد. فرمود: «میدانی چه کسی بود؟» گفتم: «نه.» گفت: « آقای پزشکیان بود.» گفتم: «چه کار داشت؟» گفت: «خطبههای منِ حاجی علی اکبری را گوش کرده بود، من آنجا توصیه کرده بودم به جهاد صرفهجویی، تماس گرفته از آقای حاجی علی اکبری تشکر کند.» این روحیهی بسیار خوبی است آقای پزشکیان. در کنار این خوبیها، من به عنوان یک برادر کوچک، خیرخواهیام نسبت به شما این است که هر چه میتوانید با ولیامر همافق شوید. یعنی اگر نظر ولیامر به دست آمد که علیالأصول نظر دیگری است، اوْلی این بود که آن نظر انتخاب بشود. اما حالا که ولیامر نظر دادند، خواهران، برادران! الان حضرت آقا فرمودند رئیسجمهور محترم به عنوان رئیس شورای عالی امنیت از طرف خود و سایر اعضا تعهد کردند پاسداری کنند از حقوق ملت ایران و جبههی مقاومت را، و تصریح به قبول مسئولیت آن نمودند. الان دیگر ما باید همافق با ولیامر باشیم.
دیگر من و شما با این نظرِ دومِ ولیِ جامعه باید همافق بشویم. برادرانِ حزباللهی، خواهران، برادران، ارزشیها. بدانیم کاملاً نظارت دارند. اختلاف ممنوع. این پیامِ رهبرِ معظمِ انقلابِ اسلامی، یک پیامِ وحدتساز است. منافاتی هم ندارد با آن نکتهی اول. اما نکتهی اول، درخواست از همه، مخصوصاً رئیسجمهورِ عزیز، برای همافقیِ بیشتر. الان درخواست از شما مردمِ غیور و به تعبیرِ رهبرِ عزیزمان، ملتِ پرشور، باوفایِ باشرف، این است که الان ما با ولیِ امرمان همافق باشیم و همان جملهای که آقا فرمود را منتظر باشیم؛ منتظرِ تحققِ شروطِ گفته شده خواهیم ماند. و اینجا اعلام میکنیم: اگر از شروط دشمن تخطی بکند، رهبرِ معظمِ انقلاب با این پشتوانهی عظیمِ مردمی آن را ملغی خواهد کرد.
چهارده بندِ تفاهمنامه را خواندیم. من ورود پیدا نمیکنم، واردِ جزئیاتش نمیشوم. ولی این را بدانیم، تعهدی که در این مرحلهی اول داده شده، این تعهد دو چیزی بوده که قبلاً در زمان امامِ شهیدِ ما بیان شده بود. یک تعهد عبارت از آن فتوای رهبر معظم است در رابطه با حرمتِ تولیدِ سلاح اتمی. خوب، این زمانِ آقا بیان شده بود. یکی هم بحثِ رقیقسازیِ اورانیومِ غنیشده با غنای بالا. این هم در زمانِ امامِ شهیدِ ما، حضرتِ آقا اذنش را داده بود و کارشناسان میگویند نگران نباشیم؛ رقیق هم بشود، در یک فاصلهی بسیار کمی امکانِ برگشتش وجود دارد.
اما جدای از این تفاهم، ملتِ عظیمالشأنِ ایران، نیروهای مسلحِ ما در این جنگِ نابرابر چه کردند؟ دنیا دارد اعتراف میکند به پیروزیِ شما ملت عظیمالشأن. من چند تا از تحلیل خارجیها را برایتان میخوانم.
* آلمان: آقای تینو کروپالا رهبرِ حزبِ ایافدیِ (AfD) آلمان میگوید: «اسپانیا پایگاههای خودش را برای جنگ علیه ایران دست آمریکا نداد. الان کشتیهای اسپانیا دارد کالاها را حمل میکند، اجازهی عبور دارد از تنگهی هرمز. ما هم باید خروج نیروهای آمریکا از آلمان را آغاز و عملی کنیم.» ببینید دستاورد شما دارد به این کشورهای دوست آمریکا هم میرسد.
* صدراعظم آلمان: «نظامِ ایران از آنچه به نظر میرسید قویتر ظاهر شده است و آنها ایالات متحده را تحقیر کردند.» این حرفِ چه کسی است؟ صدراعظمِ آلمان.
* تحلیلگر ارشد رسانهای آلمان: میگوید: «ایالات متحده به شکلِ جدی توسط ایران تحقیر شد. آمریکا نشان داد آنقدر توانمند نیست که بتواند ایران را به زانو درآورد. جهان فهمید آمریکا شکستپذیر است. این هولناکترین اتفاق برای ایالات متحده است که همه فهمیدند آمریکا شکستپذیر است.» این چند تا نظر تحلیلگر آلمان.
* مکزیک: یک روزنامهنگار معروف مکزیک میگوید: «ترامپ تلاش میکند یک شکست واقعی را به عنوانِ پیروزی جلوه دهد. ادعا میکند غرب نیازی به تنگهی هرمز ندارد، اما واقعیت تورم، دو برابر شدن قیمت کودهای شیمیایی و وابستگی مطلق به زنجیرهی تأمین انرژی میگوید: آقای ترامپ! وقتی در یک باتلاق اقتصادی گرفتار شدی، سخن گفتن از پیروزی یک شوخی است.» این هم تحلیلگر معروف مکزیک.
* اندیشمند سرشناس مکزیکی: میگوید: «ایران در جنگ نامتقارن با دو قدرت هستهای جهان پیروز شد. فرمول پیروزی ایران در چهار ضلع خلاصه میشود: یک، تابآوری منحصر به فرد جامعه یعنی شما مردم. دو، موشکهای هایپرسونیک ردیابیناپذیر. سه، اهرم خفهکنندهی تنگهی هرمز؛ این موهبت الهی به ملت ایران. و چهارم، سطح شگفتانگیز نیروهای انسانی تحصیلکرده، دانشمندان ایران در علومِ مهندسی و پایه.»
یکی دو جمله هم از آمریکاییها بخوانم:
* مجلهی نیویورکتایمز: میگوید: «جنگ آمریکا علیه ایران سریعاً به یک نقطهی عطفی تبدیل شد که قدرتهای کوچک و متوسط دنبال استقلال حاکمیت خودشان هستند، دارند وابستگی خودشان را به آمریکا کم میکنند، روابط خودشان را با چین و دیگر قدرتها دارند تقویت میکنند.» چرا؟ علتش چیست؟ چون ایران توانست در برابر حملات هوایی قویترین ارتش جهان مقاومت کند. این قدرت شما مردم است. این جنگ علیه ایران، آن کشور را که یک روزی منزوی بود، در حاشیه بود، الان تبدیل کرده به ضربالمثل مقاومت و شجاعت. نمادی از مقاومت در برابر قدرتهای غربی؛ جایگاه داده به ایران در نظم جهانی در حال شکلگیری. این حرف چه کسی بود؟ نیویورکتایمز.
* ژنرال و فرمانده سابق ارتش آمریکا در اروپا: از برجستهترین استراتژیستهای معاصر نظامی است، میگوید: «اگر من مجبور باشم الان به شما بگویم چه کسی برنده است، چه کسی بازنده، اگر الان مجبور باشم بگویم این جنگ چگونه پایان یافت، باید بگویم که آمریکا یک شکست بسیار بزرگ استراتژیک را متحمل شده است.»
دو سه جمله هم از زیارت ناحیه محضرتان میخوانم:
«فَأَحْدَقُوا بِكَ مِنْ كُلِّ الْجِهَاتِ»؛ جد غریبم یا حسین! از هر طرف تو را محاصره کردند.
«وَ أَثْخَنُوكَ بِالْجِرَاحِ»؛ زخمهای عمیقی بر بدن مطهرت وارد کردند.
«وَ لَمْ يَبْقَ لَكَ نَاصِرٌ»؛ دیگر هیچ یاوری برای تو نماند، حتی علیاصغر.
«وَ أَنْتَ مُحْتَسِبٌ صَابِرٌ»؛ کار را به خدا واگذار کردی، دفاع میکردی از خانوادهی خودت، از زن و بچهی خودت.
حتی «نَكَسُوكَ عَنْ جَوَادِكَ»؛ اینقدر ضربه به تو زدند که از بالای اسب به زمین افتادی.
«نَكَسُوكَ عَنْ جَوَادِكَ، فَهَوَيْتَ إِلَى الْأَرْضِ جَرِيحاً»؛ مجروح افتادی در قتلگاه. به قول مقبل:
بلندمرتبه شاهی ز صدرِ زین افتاد / اگر غلط نکنم عرش بر زمین افتاد
اینجا امام زمان (علیهالسلام) میفرمایند، وقتی که امام افتادند روی زمین:
«تَطَؤُكَ الْخُيُولُ بِحَوَافِرِهَا»؛ اسبها بر بدن امام تاختند؛ زنده زنده! این غیر از آن اسب تاختن عصر عاشورا است.
«تَطَؤُكَ الْخُيُولُ بِحَوَافِرِهَا، وَ تَعْلُوكَ الطُّغَاةُ بِبَوَاتِرِهَا»؛ طغیانگران آمدند، با شمشیر میزدند.
«فِرْقَةٌ بِالسُّيُوفِ وَ فِرْقَةٌ بِالرِّمَاحِ»؛ یک عده با نیزه بر بدن حسین فاطمه میزدند،
«وَ فِرْقَةٌ بِالْعَصَا»؛ یک عده با چوب میزدند.
«قَدْ رَشَحَ لِلْمَوْتِ جَبِينُكَ»؛ عرق شهادت بر پیشانیات نشست.
«وَ اخْتَلَفَتْ بِالانْقِبَاضِ وَ الانْبِسَاطِ شِمَالُكَ وَ يَمِينُكَ»؛ راست و چپ بدن مبارکت را با جمع کردن و گشودن جابهجا میکردی. اما گوشهی چشمت به سمت خیمهگاه بود.
«تُدِيرُ طَرْفاً خَفِيّاً إِلَى رَحْلِكَ»؛ با گوشهی چشم به خیمهگاه زینب نگاه میکردی،
«وَ بَيْتِكَ، وَ قَدْ شُغِلْتَ بِنَفْسِكَ عَنْ وُلْدِكَ وَ أَهَالِيكَ». این گذشت، یکدفعه اهالی خیمه ببینند:
«وَ أَسْرَعَ فَرَسُكَ شَارِداً إِلَى خِيَامِكَ»؛ ذوالجناح به سمت خیمه آمد.
«مُحَمْحِماً بَاكِياً»؛ شیههکشان، گریهکنان. شاید بچههای ابیعبدالله گفتند یک بار دیگر امام حسین را میبینیم. اما وقتی خیمه کنار زدند،
«فَلَمَّا رَأَيْنَ النِّسَاءُ جَوَادَكَ»؛ وقتی زنها این اسب را دیدند.
«مَخْزِيّاً»؛ دیدند آمده اما؛
«نَظَرْنَ سَرْجَكَ عَلَيْهِ مَلْوِيّاً»؛ واژگون با یال خونی.
اللَّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِيِّكَ الْفَرَج.
خدایا! در ظهور منتقم آل پیغمبر تعجیل بفرما.
قلبِ امام زمان (علیهالسلام) از همهمان خوشحال بفرما.
خدایا! رهبر عزیز و حکیم ما را مورد تأیید خاص قرار بده
به دولت محترم، دستگاه قضا، مجلس محترم، همت بیشتر برای خدمت به این مردم خوب عطا بفرما،
همهشان را یاری بفرما.
این دعای پایانی پیام رهبر عزیزمان، که از امام زمان (علیهالسلام) خواستند فتوحات بزرگ را نصیب ملت بفرمایند، مستجاب بفرما.