تاریخ خبر:۱۴۰۵ جمعه ۸ خرداد
متن کامل خطبه اول نماز جمعه : مورخ : ١۴٠۵/٣/٨
امام جمعه کاشان : اخوت ایمانی بجای تفاخرات جاهلی/ مسابقه در ارزش های الهی و اخلاقی نه در تفاخر به مال
امام جمعه کاشان :ایت الله جوادی آملی در تسنیم می فرمایند: وصیت کردن، ذاتاً واجب نیست، مستحب و مطلوب است، بلکه اما یکبار، انسان، حق الله بر عهده او می باشد، یکسال نماز نخوانده، چند ماه روز نگرفته و بر ذمّه او می باشد، این حق الله را کسی خبر ندارد، یا حق الناسی بر ذمّه دارد، به کسی بدهکار است و کسی خبر ندارد، اینجا وصیت کردن واجب است.
متن کامل خطبه اول نماز جمعه : مورخ : ١۴٠۵/٣/٨
امام جمعه کاشان : اخوت ایمانی بجای تفاخرات جاهلی/ مسابقه در ارزش های الهی و اخلاقی نه در تفاخر به مال
بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ
اَلْحَمْدُ وَ الثَّناءُ لِلِّهِ رَبِّ العالَمین وَ صَلَّی اللَّهُ عَلی سَیِّدِنا وَ نَبِیِّنا اَبی القاسِم المُصطَفی مُحَمَّد ص وَ عَلي اَهلِ بَيتِه الطَيّبين الطّاهِرين سِیَّما بَقیّةِ اللّهِ فی الاَرَضین وَ لَعْنَةُ اللّهِ عَلَي أعْدآئِهِمْ أجْمَعينَ إلَي يَوْمِ الدّين
در دویست و هشتمین خطبه در کاشان مُکرَّم، در روز هشتم خرداد و دوازدهم ذی الحجه، خود و شما برادران و خواهران را به رعایت تقوای الهی، سفارش می کنم « اُوصیکُم وَ نَفسیِ بِتَقوَی اللّه ». در ادامه توصیه به تقوا در خطبه اول و بیان حکمت های نهج البلاغه، به حکمت صد و بیستم نهج البلاغه رسیدیم. امیرالمومنین علی ع در این حکمت می فرماید « وَ سُئِلَ عَنْ قُرَيْشٍ، فَقَالَ (علیه السلام): أَمَّا بَنُو مَخْزُومٍ فَرَيْحَانَةُ قُرَيْشٍ، نُحِبُّ حَدِيثَ رِجَالِهِمْ وَ النِّكَاحَ فِي نِسَائِهِمْ؛ وَ أَمَّا بَنُو عَبْدِ شَمْسٍ فَأَبْعَدُهَا رَأْياً وَ أَمْنَعُهَا لِمَا وَرَاءَ ظُهُورِهَا؛ وَ أَمَّا نَحْنُ فَأَبْذَلُ لِمَا فِي أَيْدِينَا وَ أَسْمَحُ عِنْدَ الْمَوْتِ بِنُفُوسِنَا، وَ هُمْ أَكْثَرُ وَ أَمْكَرُ وَ أَنْكَرُ، وَ نَحْنُ أَفْصَحُ وَ أَنْصَحُ وَ أَصْبَحُ » از حضرت علی ع سوال نمودند که نظر شما در رابطه با قریش چیست؟ امام از بین تمامی قبایل قریش سه قبیله را انتخاب نمودند و خصوصیات و روان انها را « از نظر روان شناسی » بیان نمودند:
١ _ در رابطه با بنی محزوم فرمودند، انها گل قریش هستند، دوست داریم با مردان انها هم کلام شویم و اگر کسی خواست همسری انتخاب کند، خانم های انها سازگار هستند
٢ _ قبیله بنی عبد شمس، که اجداد بنی امیه هستند، به عبد شمس می رسند. این ها از همه بد اندیش تر هستند و از همه بخیل تر هستند
٣ _ قبیله سوم بنی هاشم هستند. امام فرمودند، نسبت با انچه در دست داریم، سخاوتمندترین هستیم. موقعی که بحث بذل جان می شود، قبیله بنی هاشم از همه در بذل جان سخاوت مند تر هستیم« لذا استان اصفهان که ٢۴ هزار شهید تقدیم انقلاب نموده است، یک دهم شهدا کشور از استان اصفهان هستند. پس استان اصفهان، نجف آباد و منطقه کاشان، طبق این ملاک امیرالمومنین علی ع، بخشنده ترین، جوادترین و سخی ترین مردم هستند ». جمعیت آن دو قبیله « بنی محزوم و بنی عبد شمس » بیشتر، مکار تر « یعنی برادران شیطان هستند » زشت تر و اهل منکرات هستند، اما ما بنی هاشم، فصیح ترین، دلسوزترین و زیباترین قبیله هستیم. اشکالی در این جا مطرح است و بعضی می گویند، امام همه قبیله را زیر سوال بردند، ایا این کار درست است و غیبت نیست؟ ایت الله مکارم در جواب می گویند: بیان امام:
١ _ ناظر به غالب افراد است « هفتاد، هشتاد درصد، این گونه هستند »
٢ _ اگر صفتی مخفی باشد، و ما ان را ابراز کنیم، اشکال دارد و غیبت است. اما اگر صفتی اشکار است و همه مردم خبر دارند و ما ان را اشکار کنیم غیبت نیست
٣ _ ایت الله خویی در منهاج البراعه می فرماید: عرب جاهلی، به مال، آباء و اجدادش تعصب داشت و در جلسات به این ها تفاخر می کرد، و برای این مسائل جنگ می کردند. اما اسلام که امد، پیامبر ص، تفاخر جاهلی را از بین بردند، فرمودند « أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ » چرا خود را به این امور مشغول می کنید، اسلام، اخوت ایمانی را جایگزین کردند. وقتی دوباره حکومت به بنی امیه رسید، دوباره این عادت بد جاهلی احیاء شد و دوباره تعصبات جاهلی را شخم زدند و تفاخرات را اشاعه دادند. در این فضایی که بنی امیه حاکم است، این سوال را از حضرت پرسیدند، و حضرت صفات ان ها را بیان کردند و فرمودند، این ها ملاک اصلی تقوا نیست، ملاک اصلی تقوا، صفاتی است که قبیله بنی هاشم دارند. البته وقتی امام می فرماید، انها « أَصبَحُ » هستند، به این معنا نبست که، زیباتر هستند، بلکه ایت الله خویی می فرماید، انها اهل نماز شب و استغفار سحر هستند که « أَسْمَحُ » شدند.
« أَنْصَحُ » هستند، یعنی، نسبت به مردم دلسوز ترین افراد هستند که انها جهنمی نشوند. خواهران و برادران، تفاخر و تعصب جاهلی ممنوع، اما مسابقه در ارزش های الهی و اخلاقی آری.
این توصیه به تقوا در خطبه اول بود.
حجت الاسلام حسینی افزود : بحث اصلی و محوری و مستمر ما در خطبه ها ، قران است ، به ایه صد و هشتاد سوره بقره رسیدیم، ایه می فرماید « كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِنْ تَرَكَ خَيْرًا الْوَصِيَّةُ لِلْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ بِالْمَعْرُوفِ ۖ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِينَ » بر شما مکتوب شده، وقتی مرگ شخصی نزدیک شد، اگر مالی را باقی گذاشته بر پدر و مادر و فامیل خودش وصیت کند، وصیت خوب کند. این مطلب حق است بر اهل تقوا
نکات ایه :
نکته اول : « كُتِبَ عَلَيْكُمْ » ایا همانطور که روزه و نماز واجب است، داشتن وصیت نامه هم واجب است؟ علامه ره در
المیزان، جلد یک صفحه ۴٣٩ می فرماید: لسان ایه، لسان وجوب است، « كُتِبَ » امده، همانطور که در رابطه با روزه داریم « کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیامُ »، در قران کتابت بر لزوم و وجوب استعمال می شود، و کلمه « حَقًّا » هم موید بر وجوب است، اما قرینه ای در ایه وجود دارد که متوجه می شویم، وصیت، مستحب است و واجب نیست و ان عبارت « حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِينَ » در پایان ایه است، این دلالت وجوب را کم می کند و استحباب را می رساند، علامه می فرماید، اگر واجب بود، قران می فرمود« حَقًّا عَلَى الْمُومنین » اما قران، در بین مومنین عده خاصی را انتخاب نموده و ان متقین هستند. لذا اگر واجبی بود که باید همه انجام می دادند، باید قران می فرمود« حَقًّا عَلَى الْمُومنین » اما چون فرموده« حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِينَ » این نشان می دهد که اصل وصیت کردن، واجب نیست و مستحب است، مگر مواردی که بعد توضیح می دهم
نکته دوم : وصیت در کجا واجب می شود؟ ایت الله جوادی آملی در تسنیم جلد نهم صفحه ٢١٣ می فرمایند: وصیت کردن، ذاتاً واجب نیست، مستحب و مطلوب است، بلکه اما یکبار، انسان، حق الله بر عهده او می باشد، یکسال نماز نخوانده، چند ماه روز نگرفته و بر ذمّه او می باشد، این حق الله را کسی خبر ندارد، یا حق الناسی بر ذمّه دارد، به کسی بدهکار است و کسی خبر ندارد، اینجا وصیت کردن واجب است. پس اگر حق الله و یا حق الناسی بر عهده ما می باشد و کسی خبر ندارد و یا اگر خبر دارند، اما تعهد ندارند بر انجام ان، وصیت، واجب است، بعنوان یک وجوب مقدمی اعلام می کنیم که ان را انجام بدهند
نکته سوم : « در كُتِبَ عَلَيْكُمْ » « کُم، واجب است بر شما » به چه معنا می باشد؟بزرگان تفسیر دو احتمال فرموده اند :
١ _ شخصی است که می خواهد از دنیا برود و می خواهد وصیت کند، بر او وصیت کردن مستحب است مگر حق الله یا حق الناس بر عهده او می باشد که واجب است
٢ _ اولیای شخصی، فرزند کسی که می خواهد از دنیا برود. « كُتِبَ عَلَيْكُمْ » یعنی عمل به وصیت، واجب است.
نکته چهارم : « إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ »، وقتی مرگ شما نزدیک شد، معنای این چیست؟ در کتب تفسیر سه معنا و احتمال را دیده ام، هر سه را بیان می کنم تا متوجه شویم در این ایه کدام منظور است:
١ _ « إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ »، یعنی حالت احتضار، شخص، حضور فرشتگان را که برای قبض روح امده اند را می بیند، اگر اهل تقوا باشد، معصومین را می بیند، منزل نورانی است و اهل بیت امده اند. بزرگان تفسیر می گویند این منظور نیست، زیرا در این حالت نه توبه قبول است و نه وصیت کردن نافذ است. چون عمل از روی اختیار نیست
٢ _ « إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ »، قبل از احتضار است، ملائکه را نمی بیند، ولی اتفاقی افتاده که از زنده بودنش مایوس است. مثلاً در محاصره دشمن است، یا در بمباران ها منزل او تخریب شده، و هر لحظه احتمال می رود زنده نباشد یا در حال غرق شدن است، مفسران، ایه سوره یونس که برای غرق شدن فرعون است « حَتَّى إِذَا أَدْرَكَهُ الْغَرَقُ قَالَ آمَنْتُ، وقتی غرق شدن فرعون نزدیک شد، او گفت، آمَنتُ» را بر این حالت تطبیق می دهند. مفسران در این حالت، که شخص احساس می کند، مرگش فرا می رسد، می فرمایند، که در این حالت، توبه انسان مانند فرعون قبول نیست، اما وصیت او نافذ است.
٣ _ « إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ » یعنی فرد، نشانه های پیری در او بوجود امده و یا اگر جوان هست، بیماری صعب العلاج دارد و درمانش سخت است، مفسران می فرمایند یک معنای « إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ » این است. در این حالت هم توبه او قبول است و وصیت او هم نافذ است
نکته پنجم : چه زمانی وصیت کنیم؟ اگر جوان باشیم و وصیت کنیم اشکال دارد؟ « امام ره در اوایل دهه شصت وصیت نامه را نوشتند و در سال ۶٨ رحلت نمودند » مفسران می فرمایند، اصلِ این که خداوند این حکم را بیان نمود برای از بین بردن یک سنت جاهلی بود. سنت جاهلی این بود، زن، کودک و مردی که توان جنگیدن نداشتند، از ارث محروم بودند، خداوند برای از بین بردن این سنت جاهلی، حکم وصیت و ارث را نازل نمود، لذا استحباب وصیت نامه داشتن، مختص مقطع خاصی از زمان نیست، هر کسی در سن ما وصیت نامه داشته باشد مستحب است. این سوال به ذهن می رسد که قیدی که خداوند فرمود « إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ » چه قیدی است؟ در جواب می فرمایند، قید غالبی است، یعنی غالباً افراد وقتی اسباب و علل فروپاشی جسم رسیده است وصیت می کنند، برای جوان هم مستحب است وصیت نامه نوشتن.
لذا در مسائل جلد نوزده در روایتی پیامبر ص می فرماید « مَا يَنْبَغِي لاِمْرِئٍ مُسْلِمٍ أَنْ يَبِيتَ لَيْلَة إِلاَّ وَ وَصِيَّتُهُ تَحْتَ رَأْسِهِ » شایسته نیست، مسلمانی شب بخوابد مگر انکه وصیت نامه اش زیر سر او باشد. این تعبیر سنگین ایا وجوب را نمی رساند؟ فقها می فرمایند نه. این شبیه همان روایتی است که امام معصوم می فرماید « لا صَلاةَ لِجارِ الْمَسْجِدِ اِلاّ فِى الْمَسْجِدِ » همسایه مسجد، نماز ندارد مگر در مسجد. بزرگان می فرمایند یعنی نماز این شخص در منزل کامل نیست. این جا هم همین است، اگر وصیت کردن برای شخصی واجب است، باید انجام. بدهد و اگر مستحب است، این روایت« مَا يَنْبَغِي لاِمْرِئٍ مُسْلِمٍ أَنْ يَبِيتَ لَيْلَة إِلاَّ وَ وَصِيَّتُهُ تَحْتَ رَأْسِهِ » برای شخص نفی کمال است، یعنی ایمان انسان بدون وصیت کامل نیست. اصل ایمان را دارد ولی ایمان او به کمال نرسیده است.
خدایا : همه ما را اهلِ تفاخر به ارزش های الهی و نه تعصب جاهلی قرار بده
خدایا : ما را اشنا و عامل به احکام قران از جمله حکم وصیت، قرار بده
بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ
وَالْعَصْرِ، إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ ، إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ