تاریخ خبر:۱۴۰۵ شنبه ۳۰ خرداد
متن کامل خطبه اول نماز جمعه : مورخ : ١۴٠۵/٣/٢٩
امام جمعه کاشان : تواضع در برابر خدا و کسب حلال، زیر بنای سعادتمندی انسان است
امام جمعه کاشان : خوشا بحال کسی که عظمت خداوند را درک می کند، خاضع می شود و یا در مقابل عقل « اَلعَقلُ ما عُبِدَ بِهِ الرَّحمٰنُ » ذلول و نرم می شود و همچنین کسب خود را طیّب و پاکیزه قرار می دهد
متن کامل خطبه اول نماز جمعه : مورخ : ١۴٠۵/٣/٢٩
امام جمعه کاشان : تواضع در برابر خدا و کسب حلال، زیر بنای سعادتمندی انسان است
بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ
اَلْحَمْدُ وَ الثَّناءُ لِلِّهِ رَبِّ العالَمین وَ صَلَّی اللَّهُ عَلی سَیِّدِنا وَ نَبِیِّنا اَبی القاسِم المُصطَفی مُحَمَّد ص وَ عَلي اَهلِ بَيتِه الطَيّبين الطّاهِرين سِیَّما بَقیّةِ اللّهِ فی الاَرَضین وَ لَعْنَةُ اللّهِ عَلَي أعْدآئِهِمْ أجْمَعينَ إلَي يَوْمِ الدّين
در دویست و یازدهمین خطبه در کاشان مُکرَّم، روز چهارم محرم، خود و شما برادران و خواهران را به رعایت تقوای الهی، سفارش می کنم « اُوصیکُم وَ نَفسیِ بِتَقوَی اللّه ». واجبات را انجام بدهیم و تمام محرمات را ترک کنیم. در ادامه توصیه به تقوا در خطبه اول و بیان حکمت های نهج البلاغه، به حکمت صد و بیست و سه نهج البلاغه رسیدیم. این حکمت هشت صفت را برای انسان سعادتمند ذکر می کند که بخشی « دو صفت » از ان را این هفته توضیح می دهم. امیرالمومنین علی ع در این حکمت می فرماید « طُوبَى لِمَنْ ذَلَّ فِي نَفْسِهِ، وَ طَابَ كَسْبُهُ، » خوشا بحال کسی که نفس خود را به تواضع و فروتنی وادار کند. و کسب و کار او پاک و شایسته باشد. در بخش اول و در ذلت نفس دو تفسیر را محضر شما عرض می کنم :
١ _ ابن میثم شارع بزرگ شیعه می فرماید، خوار ساختن نفس در مقابل خداوند به دلیل نیاز و حاجتی است که ما بخدا داریم. چون ما سراپا به خدا نیازمند هستیم، پس انسان در مقابل این خداوند با عظمت احساس کوچکی، حقارت و ذلت می کند، و همینطور به جهت توجه به سرانجام کار و عالم اخرت. هر چه انسان عظمت خداوند را بیشتر درک کند خود را کوچکتر حساب می کند
٢ _ ایت الله جوادی املی در رابطه با تفسیر « طُوبَى لِمَنْ ذَلَّ فِي نَفْسِهِ » می فرماید، انسان باید عزت های کاذب و دروغین را کنار بگذارد تا به عزت صادق برسد. در درون خودش خضوع را احساس کند. بعد می فرماید، چه چیزی می تواند امام و جلودار انسان باشد؟ایا علم می تواند؟ در جواب می فرماید، نه نمی تواند، اما امامِ انسان می تواند عقل باشد ، همان عقلی که در روایت می فرماید، « اَلعَقلُ ما عُبِدَ بِهِ الرَّحمٰنُ وَ اکتُسِبَ بِهِ الجَنان » عقلی که ما را به عبادت خداوند رحمان می رساند و باعث ورود ما به بهشت می شود.خوشا بحال کسی که در مقابل این عقل رام، نرم و ذلیل باشد.
در رابطه با کسب طیّب، ایت الله مکارم حدیثی را نقل می کنند و می فرمایند، پیامبر ص از غزوه تبوک برمی گشتند، سعد بن معاذ انصاری به استقبال پیامبر ص امدند، مصافحه نمودند، پیامبر ص احساس نمودند که دست سعد بن معاذ زبر و خشن است، علت زبری و خشنی را سوال نمود؟ سعدبن معاذ عرض کرد، یا رسول الله، من با بیل و داس کار می کنم تا زندگی حلال برای عیال خانوده ام فراهم کنم، « فَقَبَّلَ يَدَهُ » پیامبر ص دست سعد بن معاذ کارگر را بوسید و فرمود، این همان دستی است که آتش به ان نمی رسد « هذِهِ يَدٌ لاتَمَسُّها نارٌ ». این توصیه به تقوا در خطبه اول بود. خوشا بحال کسی که عظمت خداوند را درک می کند، خاضع می شود و یا در مقابل عقل « اَلعَقلُ ما عُبِدَ بِهِ الرَّحمٰنُ » ذلول و نرم می شود و همچنین کسب خود را طیّب و پاکیزه قرار می دهد
حجت الاسلام حسینی افزود : بحث اصلی و محوری و مستمر ما در خطبه ها ، قران است ، به ایه صد و هشتاد و دو سوره بقره « ادامه بحث وصیت » رسیدیم، ایه می فرماید « فَمَنْ خَافَ مِنْ مُوصٍ جَنَفًا أَوْ إِثْمًا فَأَصْلَحَ بَيْنَهُمْ فَلَا إِثْمَ عَلَيْهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ » اگر کسی ترسید، از این که وصیت کننده ای ، وصیت منکری را عمداً و یا اشتباهی انجام دهد، بعد ان شخص، وصیت را تغییر و اصلاح کند، « ایه قبل فرمود، تغییر وصیت گناه است لذا این ایه استثنایی است بر ایه قبل » خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است
نکات ایه :
نکته اول : معنای « جَنَف و اثم » چیست؟ مرحوم طبرسی در مجمع البیان جلد یک صفحه ٢۶٩ می فرماید، « جَنَف » انحراف از حقی است که خطرافرین باشد، تمایل به انحرافِ ناآگاهانه، عمدی نیست. اما « اثم » انحراف از حق است اما عمداً، عمداً گناه کند ، عمداً وصیت را تغییر دهد.
نکته دوم : چند مصداق و نمونه روایی ذیل این ایه را عرض می کنم.
١ _ ایت الله جوادی املی در تسنیم جلد نه صفحه ٢۵١ می فرماید، جنازه شخصی را خدمت پیامبر ص اوردند، و گفتند این شخص وصیت نموده که همه برده و غلام های های خودش را ازاد کند، و چیزی برای وارث نگذاشته است، پیامبر ص فرمودند، من همت نمودم که خود را راضی کنم بر مسلمانی که این وصیت ناروا را نموده و چیزی برای وارث نگذاشته است. اصلا نماز نخوانم.
٢ _ در تفسیر قمی جلد یک صفحه ۶۵، روایتی از امام صادق اورده است، امام صادق ع می فرماید، حق ندارید وصیت را تغییر دهید مگر جایی که ، معصیت و یا ظلمی در وصیت شخصی باشد، به غیر از انچه خدا دستور داده است، وصیت کند. پس اگر ظلم و یا معصیتی در وصیت باشد در این جا، جایز است وصیت را به حق تغییر دهد. سپس امام صادق ع در بیان مثالی می فرمایند، شخصی، وارثانی دارد، تمام مال را برای بعضی از ورثه قرار می دهد و بقیه را محروم می کند. در این جا جایز است که وصی، وصیت نامه او را تغییر دهد. طبق این بیان امام صادق ع، « جَنَف » یعنی، میل به بعضی از ورثه و « اثم » مانند انکه وصیت به گناه می کند، مثلا وصیت می کند با پول من برای مقابله با توحید اتشکده بسازید و یا در مشروب سازی مصرف کنید. امام صادق ع می فرمایند، در این جا جایز است وصی، وصیت را کنار بگذارد.
٣ _ اقرار دروغ در وصیت نامه. بعنوان نمونه، پدری برای این که ورثه را محروم کند و ضرر به ورثه برساند، اقرار دروغ می کند و می گوید فلان مبلغ به فلانی بدهکارم و این را در وصیت نامه اش می اورد.
نکته سوم : قران می فرماید « مَنْ خَافَ مِنْ مُوصٍ جَنَفًا أَوْ إِثْمًا » معنای خوفی که از وصیت داریم چیست؟ ایت الله جوادی می فرماید، برای شما یقین حاصل شود و یا اطمینان هشتاد درصدی پیدا کنید که اگر این وصیت عمل شود، برای جامعه فساد انگیز و فتنه انگیز است
نکته چهارم : قران می فرماید، اگر شما احساس نمودید که این وصیت، وصیت به منکر است، جایز است برای شما، « فَلَا إِثْمَ عَلَيْهِ »، چرا نفرمود واجب است و فرمود، گناه ندارد که انسان وصیت را تغییر دهد. اگر وصیت بد و منکر باشد، تغییر وصیت جایز است؟ و یا واجب است که وصیت منکر را تغییر دهند؟ تعبیر قران « فَلَا إِثْمَ عَلَيْهِ » است. مفسرین بزرگ، همانند شیخ طوسی در جلد دوم تبیان صفحه ١١٣ می فرمایند، ان چیزی که در ذهن مردم هست، ایه قبلی است « ایه ١٨١ سوره بقره » که می فرماید نباید وصیت را تغییر داد، تغییر وصیت گناه است. چون در ذهن غالب مردم هست که تغییر وصیت گناه است لذا استثناء ان را که در ایه بعد بیان می کند، می فرماید « فَلَا إِثْمَ عَلَيْهِ »، ان گناهی که در ایه قبل بیان کردیم، این جا و در تغییر وصیت وجود ندارد. ان چیزی که در ذهن مردم هست را پاک می کند، در ذهن مردم تغییر وصیت گناه و حرام است. و در این ایه استثناء ان را که تغییر وصیت گناه نیست را بیان می کند، اما، حکم شرعی ان این است که تغییر وصیت منکر واجب کفایی است. اگر دیدید، وصیت خلاف شرع است، تغییر ان واجب کفایی است و از همه مهمتر این است که، وقتی حکومت اسلامی تشکیل شد، ولیّ جامعه و حاکم اسلامی موظف است که این منکر را بردارد. به کمک دستگاه قضا و حاکم شرع، وصیت بد و منکر، تبدیل به حق بشود. این سوال هست که اگر وصیت تبدیل به حق شد، ایا ثواب هم دارد؟ قران در پایان ایه می فرماید « إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ » خداوند غفور و رحیم است. رحیم، یعنی رحمتِ رحیمیه و رحمتِ پاداشی و با رحمتِ رحمانی و ابتدایی فرق دارد. یعنی اگر وصی « شخصی که به او وصیت کرده اند » و یا موصی له « کسی که به نفع او وصیت شده » و یا حاکم شرع، وصیت را به حق برگرداند که باعث شود هم میّت به توفیق برسد و هم حق و عدالت اجرا شود، خدای متعال نسبت به شخص تغییر دهنده به صلاح، رحیم است و نسبت به وصیت کننده، رحمت رحیمیه و پاداشی می رسد
خدایا : ما را عامل به احکام دین مبین اسلام قرار بده
بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ
وَالْعَصْرِ، إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ ، إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ